قتل دردناک کودک 4 ساله توسط شوهر صیغه ای مادرش !
سایر منابع:
سایر خبرها
تجاوز کثیف مرد دو زنه افغانستانی به 3 زن همسایه جلوی چشم همسرانش
خاطر فریب حرف های نعیم را خوردم و در حالی که دو همسرش در خانه بودند به آنجا رفتم. آنها در حیاط در حال مصرف مواد مخدر بودند که به من هم تعارف کردند و من نپذیرفتم. اما وقتی اصرار 2 زن نعیم را دیدم جلو رفتم و یک دم گرفتم. اما همان موقع بیهوش شدم و وقتی به هوش آمدم که در اتاق برهنه بودم و دو همسر نعیم بالای سرم ایستاده بودند .آنها از من خواستند تا لباس هایم را بپوشم و به خانه بروم. اما همان موقع نعیم
ایدز داشتن بهناز جعفری بازیگر سریال نیسان آبی ؟! / واکنش تلخ خانم بازیگر ! + گلایه هایش
آب و آتش زدم که باید بازی کنم. آفیش شدم به بیمارستان تا آن یک سکانس را از من بگیرند. اما آن لحظه یخ کرده بودم، تمرین کرده بودم اشک بریزم و حتی هنوز هم می گویم چرا دستانم را بالا آوردم و صورتم را پنهان کردم. یک برداشت گرفتند و گفتند خوب است و من هم فکر کردم الکی و اصطلاحا پلان ایتالیایی است. از آن روز چند روز یک بار حلیم به دست می رفتم عروج فیلم و می گفتم بگذارید سکانسم را ببینم. من هستم؟ و آنها
بازداشت پسر شرور به اتهام تعرض به یک معلول
به گزارش مشرق ، روز گذشته مرد میانسالی به همراه پسر معلولش با مراجعه به شعبه یازدهم دادگاه کیفری استان تهران راز جنایت سیاهی را برملا کرد.پسر 27 ساله که از لحاظ جسمی دچار معلولیت بود، گفت: به خاطر مشکلات جسمی- حرکتی، زیاد از خانه بیرون نمی رفتم تا اینکه مدتی قبل تصمیم گرفتم در یک آموزشگاه نقاشی ثبت نام کنم. اوایل خیلی از این اتفاق خوشحال بودم و روحیه ام بسیار خوب شده بود و کم کم در این
دوستی پسر 22 ساله با دختر دانشجوی پزشکی
چه وقتی می توانم از دستم استفاده کنم. او هم بدون تامل پاسخ داد شاید دیگر نتوانی از دستانت استفاده کنی! با این جمله شکستم و طوری دچار شوک شدم که تا یک هفته چیزی نفهمیدم! ولی آن روز مادرم بسیار آغوش مهربانی برایم گشود و با نصیحت های دلسوزانه اش دیگر اجازه نداد به آن خانه مجردی بروم. پدرم نیز لوازم منزلم را بارکامیون کرد و به خانه آورد. یک هفته بعد به خودم آمدم و تصمیم گرفتم
لباس پرنسسی زن علیرضا بیرانوند
. جایی نداشتم که شب ها بخوابم. برای خواب حدود سه ماه خانه عمه ام بودم ولی خب بیشتر از این نمی شد آنجا ماند، چون اذیت می شدند. بعد از اینکه از خانه عمه ام بیرون آمدم به خاطر اینکه جایی برای خواب داشته باشم رفتم برای یک کارواش کار کردم. بعد از کارواش به یک پیتزافروشی می رفتم و کار می کردم. من حتی در تهران رفتگری هم کردم. همیشه و همه جا اینها را می گویم و هیچ وقت فراموش نمی کنم؛ مخصوصا رفتگری ام را. من
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی حسین سلیمانی
/> او با بازی در این فیلم توانست جوایز و تقدیر های زیادی را از آن خود کند. زمانی که مهر مادری را کار کردم مستاجر بودیم و در یک اتاق کوچک اجاره ای زندگی می کردیم و صاحبخانه مان هم معتاد بود. پدرم هم یک ماه قبل آن فوت کرده بود. وقتی در مهر مادری پذیرفته شدم هزارتا نقشه برای دستمزد 180 هزار تومانی آن ریخته بودم. ما تا به حال آن همه پول یک جا ندیده بودیم (سال 76)، با خودم فکر کرده بودم
حیاط کودکی مان که سنگر جنگ شد
. برادرم محمود کمی به او کمک میکرد چون در آن زمان 12 سال داشت؛ بعد از اینکه سوراخ را آماده کردند پدرم تکه های چوب روی آن گذاشت. سپس شروع به پوشاندن آن با ورقه های فلزی کرد که قسمتی از حیاط خانه را مانند آلاچیق پوشانده بود. متوجه شدم که پدرم دچار مشکل شده بود و شروع به چرخیدن کرد و نگاه کرد برای چیزی. بعد دیدم که شروع به برداشتن در آشپزخانه نمود و آن را روی
اتفاق عجیب و باورنکردنی برای دختر مدال آور ایران در پاریس
انجام داد و مجبور شدم با همان شرایط در مسابقات شرکت کنم و چهارم شدم. قطعا اگر چنین اتفاقی رخ نمی داد به مدال دست پیدا می کردم و خودم را برای مدال آماده کرده بودم. این اتفاق سبب شد تا از نظر روحی و روانی کاملا به هم بریزم و شرایط خوبی برای مسابقه نداشتم. صفرزاده در پایان درباره برنامه آینده خود گفت: با توجه به این که سال آینده مسابقات جهانی و بازی های پاراآسیایی ناگویا ژاپن را پیش رو دارم
افتخارآفرینی دانش پژوه نوجوان اصفهانی در المپیاد سلول های بنیادی
/> باقریان ادامه داد: با آغاز المپیاد سلول های بنیادی دانش پژوهان، بدون هیچ گونه پیش زمینه ای و حضور در کلاس ها در رشته زیست شناسی از بین 5 هزار داوطلب موفق به کسب مقامات برتر در مراحل اول و دوم این المپیاد شدم، کسب چنین جایگاهی سبب تعجب و بهت معلمان خودم و داوران مسابقات شد، چرا که بیشتر افراد شرکت کننده طی سال ها مطالعات و اطلاعات بالای زیست شناسی در المپیاد حاضر شده بودند. وی با اشاره
اتفاقی عجیب برای دختر مدال آور ایران در پاریس
گرفتم حتی در مرحله مقدماتی و نیمه نهایی دوی 200 متر شرکت کردم و میخ های کفشم سر جایش بود اما هنگامی که خود را برای مسابقات فینال دوی 200 متر آماده می کردم تازه متوجه شدم که میخ های کفشم سر جایش نیستند و کاری هم نمی شد انجام داد و مجبور شدم با همان شرایط در مسابقات شرکت کنم و چهارم شدم. قطعا اگر چنین اتفاقی رخ نمی داد به مدال دست پیدا می کردم و خودم را برای مدال آماده کرده بودم. این اتفاق سبب شد تا
فیلم دیده نشده از تست بازیگری مرتضی امینی تبار برای بازی در فیلم زخم کاری + فیلم
/> اولین بار در سال 1391 وقتی 12 ساله بودم بعنوان مجری در یک شبکه انگلیسی زبان مشغول شدم تا اینکه به سمت تئاتر کشیده شدم بصورت حرفه ای تئاتر را از سال 1395 وقتی 17 ساله بودم از شهر قم شروع کردم و بعد از یکسال با قبولی در دانشگاه به تهران آمدم با شرایط بسیار سخت دوری از خانواده و زندگی دانشجویی در خوابگاه کارم را با گروه های دانشجویی ادامه دادم. از 12 سالگی در حال
آزار شیطانی پسر 10 ساله یتیم توسط عمویش در تهران ! / زن عمویش فیلم سیاه گرفت ! / فقط اشک می ریخت !
به گزارش رکنا، رسیدگی به این پرونده با شکایت مرد جوانی به نام نعیم آغاز شد. وی که به پلیس آگاهی رفته بود از برادر کوچکش به نام نعمت شکایت و راز سیاهی را برملا کرد. وی به ماموران گفت: مدتی بود به رفتارهای برادرزاده 10 ساله ام به نام احسان مشکوک شده بودم .او افسرده و گوشه گیر شده بود و می گفت دیگر قصد ندارد درس بخواند.من که کنجکاو شده بودم چند بار با او صحبت کردم و او حرف های عجیبی زد
حسادت مرگبار به فامیل خوشنام
عاشق کارم به عنوان افسر ویژه قتل بودم. 10سال قبل در حالی که چهارسال از حضورم در اداره جنایی می گذشت ساعت 7:45 صبح تازه وارد اداره شده بودم که تلفن کشیک ویژه قتل زنگ خورد. آن سوی خط مأمور کلانتری یکی از محلات بالای شهر بود. جناب سروان یک وکیل را به گلوله بسته اند و هرچه سریع خودتان را برسانید. آدرس را گرفتم و راهی محل جنایت شدم. هنوز شهر خلوت بود و 20 دقیقه بعد از تماس به محل جنایت رسیدم
تعرض به جوان معلول بعد از دوستی در کلاس نقاشی
به گزارش اطلاع با ما به نقل از خبر فوری، تعرض :چند روز قبل پسری جوان که دارای معلولیت جسمانی است، به پلیس مراجعه کرد و گفت که مورد تجاوز قرار گرفته است. او گفت: من دارای معلولیت شدید جسمانی هستم و همین هم باعث شده بود خانه نشین شوم. تا اینکه چند وقت پیش متوجه شدم کلاس نقاشی در نزدیکی خانه ما تشکیل شده است. در آن کلاس ثبت نام کردم و خیلی راضی بودم. پدر و مادرم هم خوشحال بودند، چون من بیرون می رفتم
سرگذشت دختری که مادرش او را نزد زنی معلوم الحال فرستاد!
اینکه او تنها قصد دارد مدتی از من سوءاستفاده کند. برای اینکه بتواند مرا در کنار خودش نگه دارد به مواد مخدر آلوده ام کرد و با این ترفند به خودش وابسته کرد. به خاطر نیازم به مواد مخدر در کنارش ماندم. حتی اگر می خواستم از او فاصله بگیرم جایی برای رفتن نداشتم و پولی برای تامین هزینه مواد هم نداشتم. تمام زندگی ام احساس می کردم سربار هستم و حالا نیز بی پناه و بی پشتوانه باید کنار مردی می
قتل هولناک همسر با نخ بادکنک؛ رازی که زیر تخت پنهان شده بود
ایستاد و با لحنی قاطع خواستار قصاص قاتل فرزندش شد. پس از وی پسر و دختر جوان نیز با صدایی بغض آلود درخواست قصاص پدرشان را مطرح کردند. متهم با صدایی بغض آلود گفت: حدود بیست سال با همسرم زندگی کردم او زنی مهربان و دلسوز بود اما اعتیاد به مواد مخدر باعث شد تا من او را از دست بدهم. روز حادثه در حالی که مخفیانه با برادرزنم در انباری مواد مصرف می کردم همسرم ناگهان وارد شد با دیدن من در آن
از مکانیکی شندآباد تا طلای پاریس
، من را با قهرمان جهان و پارالمپیکی که در زمین بازی می کرد، تعویض می کرد و این موضوع من را به وجود و اشتیاق می آورد. * گفتند حداقل باید 5 سال خط بخوری سال 97 وقتی 18 ساله بودم، به صورت مستقیم به اردوی تیم ملی بزرگسالان دعوت شدم. آقای رضایی گفت که انتظار نداشته باش در همان سال اول بتوانی وارد تیم ملی بشوی. حداقل باید 5 سال خط بخوری. تنها دلیل دعوت به اردو فقط تمرین و پیشرفت در
اعترافات جدید زنی که به خاطر مرگ گربه اش دست به انتقام گیری زد
آنها دست و پا و دهانم را بستند و روی صندلی خودرو خودم انداختند و بیرون بردند. بعد حوالی پل ولایت رهایم کردند. پس از به دست آمدن این جزئیات، متهمان که فراری بودند تحت تعقیب قرار گرفتند و یکی از آنها به نام شهاب بازداشت شد و گفت: من جنوب کشور دانشجو بودم و با آن زن آنجا آشنا شدم. او مدتی در شهر ما زندگی می کرد. این ارتباط ادامه داشت تا اینکه دانشگاهم تمام شد و به تهران برگشتم. این زن
دختر تاریخ ساز پاراالمپیک ایران:عکس نگرفتم، جایزه ندادند!
گفتند استعداد خیلی خوبی در رشته دوومیدانی داری و حتما در این رشته موفق می شوی. بعد از آن یکی از مربی هایم از من تست دوی سرعت گرفت و گفت بهت قول می دهم تا یک سال دیگر قهرمان جهان می شوی. هاجر چطور سریع ترین زن دونده ایران شد؟ من از بچگی عاشق ورزش بودم و ورزش کردن را خیلی دوست داشتم. در سن خیلی کم توانستم در کاراته موفق شوم و دان یک را هم گرفتم ولی وقتی با دوومیدانی آشنا شدم دیدم
اختلاف سنی 25 ساله در ازدواج ، زن را به آخر خط رساند
واقع همین خانواده ام بودند که در شهرمان از لحاظ اجتماعی و خانوادگی اعتبار خوبی نداشتند، من بی گناه و قربانی باورهای اشتباه خانواده ام شدم. با یک مرد میان سال ازدواج کردم درحالی که من پرشور و هیجان و او بی حال و وابسته به مواد مخدر سنتی بود چرا که بخاطر وضعیت مالی خوبش که ارث و میراث پدری اش بود و تا به این سن بیشتر آن ارث را برباد داده بود، مرا به زور به ازدواج با این فرد ترغیب کردند که قبلا
راز جنایت هولناک تازه عروس فاش شد
شدم. نخستین بار در 19 سالگی ازدواج کردم. عاشق شدم و با وجود مخالفت های خانواده ام با مردی که عاشقش بودم ازدواج کردم. حاصل زندگی اولم فرزندی 13 ساله است. هرچند ما اوایل زندگی خوبی داشتیم، اما چند سال بعد شوهرم معتاد شد و از آن پس، زندگی ام رو به تباهی رفت. ناچار شدم از او جدا شوم. پس از طلاق، زندگی خوبی داشتم. درواقع تکه های شکسته ام را جمع کرده بودم تا اینکه فرید سر راهم قرار گرفت که ای کاش قرار
وسوسه شیطانی یک معتاد خیابانی
جوان 37 ساله گفت: بعد از آن که فوتبال را رها کردم به نوجوانی شرور تبدیل شدم چرا که آن زمان یکی از طلبکاران به در منزلمان آمده بود تا طلبش را از پدرم بگیرد ولی من که انگار غرور سراسر وجودم را فراگرفته بود، به سوی طلبکار حمله ور شدم و او را با چوب زدم. اما اولین بار به خاطر نزاع در تصادف راهی زندان شدم.چون نسبت به طرف مقابل که پولدار بودند و در یکی از روستاهای مشهد ملک و املاک زیادی
قتل مرد شیشه ای به دست همسر چهارم
جنایی پایتخت او در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار داده شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد. شوهرم شیشه مصرف می کرد زن جوان که به اتهام قتل همسر دومش دستگیر شده در تشریح این حادثه گفت: مدتی قبل از همسرم جدا شدم و یک فرزند 13 ساله هم دارم. من در یک کلینیک زیبایی کار می کردم، یک شب که برای بازگشت به خانه به انتظار تاکسی بودم هرمز مرا سوار خودرواش کرد و کم کم با هم
مهدی دیگر آن نوجوان ترسوی قبل نبود!
سوسک و حشرات خیلی می ترسیدم. مخصوصاً تابستان ها که موجودات موذی بیشتر بود، دردسر های من هم شروع می شد. برای دستشویی رفتن و خوابیدن در جا هایی که امکان عبور سوسک ها وجود داشت همیشه مکافات داشتم. برادر های بزرگ ترم دستم می انداختند و به خاطر ترسی که از حشرات داشتم سر به سرم می گذاشتند. زمانی که تصمیم گرفتم به جبهه بروم کلاس سوم دبیرستان بودم. 16 سال داشتم. وقتی موضوع را با خانواده مطرح کردم، پدرم خیلی
قتل همسر دوم در حالت مستی
شفاآنلاین: حادثه 20 شهریور سال 1402 مرد جوانی در تماس با مرکز فوریت های پلیسی مدعی شد که چند روز قبل همسر صیغه ای اش به نام مریم را به قتل رسانده و جسدش را زیر تخت پنهان کرده است. به گزارش شفا آنلاین : پس از آن مأموران به محل اعلام شده که خانه ای در شهر قدس بود، رفتند و جسد زن جوان را داخل تابوت و زیر تختخواب در حالی کشف کردند که چند روزی از قتل گذشته و جسد بوی تعفن گرفته بود. جسد به
همسر شهید اسلامی: خانه ما پناهگاه مبارزین بود
سال 1401 و برای تکریم شهید صادق اسلامی است. اما در خلال آن زندگی راوی نیز منعکس است. در مقدمه این مصاحبه هنگام چاپ آن در دو سال قبل، به این جمله از مقام معظم رهبری هم اشاره شده بود که حاج صادق اسلامی، شهید عزیز فقیدمان که از چهره های بسیار منور این انقلاب بود و حیف که از دست ما رفت و از دوستان عزیز و قدیمی من بود. از اوائل انقلاب ما با او همکاری، همفکری و همدلی و رفاقت نزدیک داشتیم و خانه
روایت جالب بهروز وثوقی از چگونگی ورودش به سینما!
در اواخر مهر ماه 1351 یکی از خبرنگار مجله ی زن روز گفت و گوی مفصلی با بهروز وثوقی بازیگر محبوب ایرانی انجام داد که در آن زمان جوان بود و در اوج دوران درخشش خود به سر می برد. در ادامه بخشی از این گفت وگو را به نقل از مجله یادشده شماره مورخ 29 مهر 51 می خوانید: خوب، بهروز خان! از کجا شروع کنیم؟ از هرجا که دل تان می خواهد، اما اگر موافقید اجازه بدهید دست کم برای یک بار از
ماجرای جنایت بی رحم ترین همسرکش پایتخت
پارکینگ آمد و من و برادرش را در حال مصرف مواد دید. به همین خاطر عصبانی شد .من خودم هم از دیدن او در پارکینگ شوکه شده بودم. در همان لحظه پایپ از دستم روی زمین افتاد و شکست. وی ادامه داد: لیلا وقتی فهمید دوباره به سمت مواد رفته ام حالش بد شد. سعی کردم او را ارام کنم.اما نشد. وقتی بچه ها به مدرسه رفته بودند با هم درگیر شدیم و او گفت اگر مرد هستی مرا خفه کن . من هم نخ بادکنک را دور گردنش پیچیدم و او هیچ مقاومتی نکرد. من وقتی به خودم آمدم که لیلا خفه شده بود.من دفاعی ندارم و شرمنده اولیای دم هستم . با پایان دفاعیات متهم قضات وارد شور شدند و وی را به قصاص محکوم کردند. ...
ویدیویی از درگیری حسین کنعانی زادگان با یک هوادار
سرقت قرار گرفته است امروز فیلمی از محمدحسین کنعانی زادگان در کانال های خبری با عنوان درگیری مدافع سرخ پوش پخش شد که کنعانی زادگان در این رابطه میگوید: مشغول صحبت با موبایلم بودم که متوجه نزدیکی یک فرد کنار خودم شدم. تا به خودم بیایم گوشی را از دستم زد و قصد فرار داشت. با این حال خیلی زود دست به کار شدم و توانستم گوشی ام را پس بگیرم. دیدم فیلمی از من در فضای مجازی با عنوان درگیری در خیابان