سایر منابع:
سایر خبرها
پرویز پرستویی مجری شد
شیمیایی به بیمارستان صحرایی سومار در نهم دی ماه سال 1365 بود، جایی که او در آن زمان مشغول خدمت بود آن روز، 8 بمب حاوی خردل گوگردی بر روی این بیمارستان فرو افتاد. و از آن روز زندگی او با درد، دشواری، چشمان همیشه اشک آلود، شب های بی خوابی و تنگی نفس همیشگی همراه شد. جهانشاه صادقی خیلی زود از میان ما رفت. زندگی که به واسطه کاربرد بی رحمانه سلاح های شیمیایی کوتاه شد. اما مرگ او
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی از پدر می گوید: مرحوم آیت الله گلپایگانی برای مرجعیت خود قدمی برنداشت
: این وجه خمس را برای آیت الله گلپایگانی ببر و رسیدِ آن را برای من بیاور. خود او می گفت: از حرم تا منزل آقا را متوجه نشدم چگونه طیّ کردم. وقتی رسیدم؛ زمان مناسبی نبود به حاج محمد گفتم: می خواهم خدمت آقا برسم. زمانی که به نزد آقا رسیدم وجه را تقدیم کردم؛ پول زیادی هم بود. ایشان بعد از گرفتن پول و دست به دست کردن، آن را به من برگرداندند. عرض کردم: پول زیادی است. فرمود احتیاجت می شود. منبع: مرکز خبر حوزه انتهای پیام www.shafaqna.com
هاشمی رفسنجانی: دلواپسان امام را هم اذیت می کردند
خاطره ای از مرحوم خانم خدیجه ثقفی گفت: در سال 84 بعد از دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی، من راضی نبودم که وارد عرصه انتخابات شوم ولی همسر امام راحل بنده را خواست و گفت که امام(ره) این انقلاب را به دست شما سپرده، آیا می دانید اینها چه کسانی هستند که می خواهید انقلاب را به آنها بسپاریم. رئیس دولت سازندگی تصریح کرد: با این جمله همسر امام تکان خوردم و قبول کردم و پس از آن بود که برای حضور در
روزی که استخوان های شکسته خواهرم دست هایم را زخمی کرد
قدرت الله وقتی که تنها 14 سال داشت، 17 عضو از اعضای خانواده و فامیلش را در ماجرای بمباران روز 16 اسفند ماه 1363 پادگان ابوذر از دست می دهد و به گفته خودش از آن زمان به بعد با خاطره آن روز تلخ، شب و روزش را سر می کند. با او که اکنون 43 سال دارد و سرپرستی خانواده شش نفره اش به همراه دو برادر دوقلوی محجور( عقب مانده ذهنی) را برعهده دارد، گفت و گویی انجام دادیم که ماحصل آن را تقدیم حضورتان می کنیم
دشمنان در حسرت دیدن اشک ما بسوزند/ابرقدرت های مدعی دنیا به زباله دان تاریخ بر می گردند
با خود می گفتم گریه کنان حسین زیادند از طفل شیر خواره گرفته تا پیر 90 ساله،از خدا می خواستم که فردای قیامت جلوی حضرت زهرا(س) شرمنده نباشم و این گوهر های پاکی که به ما داده است باعث سربلندی من شوند. مادر شهید عنوان کرد: با وجود گذشت چندین سال از پایان جنگ تحمیلی، هنوز عطر شهدای دفاع مقدس در کشور می پیچد و لاله های گمنام وارد کشور می شوند ، با خود می گفتم نکند فردای قیامت من روسیاه شوم
گریه سرهنگ عراقی در زمان تحویل یک شهید+عکس
استخوان های جسد را هم از بین می برد ولی باز هم جسد سالم مانده بود. وقتی گروه تفحص جنازه ی محمدرضا را دریافت می کردند سرهنگ عراقی که در آنجا حضور داشته گریه می کرد و می گفت: ما چه افرادی را کشتیم! مادر شهید می گوید موقع دفن محمدرضا، حاج حسین کاجی به من گفت: شما می دانید چرا بدن محمدرضا سالم است؟ گفتم: از بس ایشان خوب و با خدا بود . ولی حاج حسین گفت: راز سالم ماندن ایشان در
طلبه ای که با سوختن خود روشنایی و آگاهی بخشید
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "منبری ها" سید محمد تقی بحرانی در سال 1349 هجری شمسی در بوشهر به دنیا آمد.دوران ابتدایی را در مدرسه امام جعفرصادق(ع) و دوره راهنمایی را در مدرسه22بهمن بوشهر گذراند. در دوران انقلاب 8 ساله بود ولی علی رغم سن کم، همراه با برادر در راهپیمایی و اعتراضاتی که علیه رژیم ستم شاهی پهلوی برپا می شد شرکت می کرد. او نسبت به نماز علاقه عجیبی داشت و به
نامه دختر8ساله به فیتیله ای ها،پدرش را از قصاص رهانید
زادگاه شان بم را ترک کرده و در گرگان زندگی می کردند. سه روز از حضور آنها در دادستانی سپری شد و مذاکرات و تلاش های معاون دادستانی برای رضایت گرفتن از اولیای دم نتیجه داد. مادر هادی درحالی که اشک می ریخت گفت برای رضای خدا و در آستانه میلاد بانوی دو عالم فاطمه زهرا(س) از خون پسرم گذشت کردم. خبر بسرعت در همه شهر پخش شد و صدای شادی همراه با اشک دو فرزند خردسال متهم به قتل زیباترین تصویری بود که
ترانه ای به زیبایی لالایی تو نیست مادرم
اثر است. موسیقی مادر از آن دست موسیقی هایی است که وقتی تنها یک جمله اش را می شنوی، به سرعت حافظه تاریخی جهان فیلم و به طور کلی مادر را ترسیم می کند. انگار غبار زمان نتوانسته روی این موسیقی بنشیند و هنوز هم می توان ده باره و صدباره آن را شنید و لذت برد. موسیقی متن فیلم مادر ساخته ارسلان کامکار است و تمام قطعات آن هم توسط گروه کامکارها به اجرا درآمده است. * مادران زمین / حسین علیزاده
تأییدیه ای که حضرت علی (ع) به حضرت زهرا (س) دادند/ ایمان صدیقه طاهره(س) الگوی سایر ائمه (ع)
؛ حضرت زهرا(س) علم، شجاعت، پارسایی و تقوا را به فرزندان با رفتار خود آموخت. رعایت حق همسایگان این کارشناس مسائل دینی به ابعاد دیگر زندگی حضرت پرداخت و گفت: قرآن به همسایه داری سفارش کرده است و حقوق همسایگان را لازم می شمرد، امام حسن(ع) فرمودند: شاهد عبادت سخت و با شکوه مادرم و نماز شب او بودم، دیدم همسایگان را دعا می کرد؛ گفتم مادر جان چرا برای خودمان دعا نمی کنید؟ فرمودند
مادر شهید بجستانی: صادق خود خبر شهادتش را به من داد/ نگران پایمال شدن خون فرزندم هستم
صادق بجستانی که پس از 19 سال تربیت در دامان مادر حال برای دفاع از میهن در جنگی نابرابر حاضر می شود. * مادری که امانت خدا را به خدا بازگرداند صادق اذن مادر گرفت و رفت؛ رفت و دیگر بازنگشت و او تنها 45 روز میهمان جبهه و میدان جنگ بود. مادر می گوید: صادق امانت خدا بود که باید به سوی خدا باز می گشت. می گوید پنج فرزند پسر دارم که با خدا عهد بستم یکی را در راه
دو حسین در قتلگاه مین
. وقتی با نام حسین او را صدا می زدند احساس می کرد که تازه متولد شده است. تعدادی از دوستانش در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسیده بودند اما او شهید نشده بود. با وجود اینکه عید سال 1362 مادرش دوست داشت فرزندش در کنار خانواده باشد، اما او بهار را در اردوگاه تخریب چنانه کنار همرزمانش سپری کرد. نامه به مادر روز 14 فروردین سال 62 مأموریت سه ماهه او در جبهه تمام شد بود
ملاقلی پور گفته بود: قارچ سمی یعنی من
مردم بود. اما برای رسول ملاقلی پور مهم تر از همه چیز، ارتباط با مخاطب بود. من یادم می آید که پدر یک روز به من زنگ زد و با خوشحالی گفت که علی، مردم جلوی سینما فرهنگ برای فیلم میم مثل مادر صف کشیده اند. آخرین یادگاری مرحوم ملاقلی پور که عاشقانه زیبایی برای مادر شد. بله! به نظرم سیر دریافت معرفت در رسول ملاقلی پور به سمتی رفت که فیلمی مانند میم مثل مادر را ساخت. فیلمی که به زیبایی پیام مهر و
شهدا در روز مادر چه هدیه ای می دادند؟ +تصاویر
/> پروین ویژه مادر شهید علی طهرانی مقدم با بیان اینکه علی خیلی مهربان بود می گوید: فرزندانم همیشه با هم پول می گذاشتند و برایم هدیه ای تدارک می دیدند. ادامه می دهد: سه فرزند دیگرم مدرسه می رفتند و همیشه برای خرج مدرسه به آنها پول تو جیبی می دادم ولی علی کوچک بود و به مدرسه نمی رفت روز مادر بچه ها با هم برایم هدیه خریده بودند و چون این پول نداشت برایم روز برگه نقاشی کشیده بود و به شکل یک قاب
شهید فاتح فاتح دل ها شد
برای تعدادی از بچه های مسجد سخنرانی می کرد و درباره مسائل روز دنیا حرف می زد و شرایط را تحلیل می کرد. برای هیأت خیاطان افغانستانی ساکن مشهد هم ایشان هم منبر می رفت هم در مناسبت های مذهبی مداحی می کرد. * تسنیم: قصه مهاجران افغانستانی داخل ایران از ابتدای انقلاب تا امروز دارای فراز و فرودهای زیادی بوده است. جمله مشهوری هم امام دارند که فرمودند اسلام مرز ندارد. و بسیاری از مهاجران به این
رنج نوشته ای در هویت و کیستی مرکز مازندران
سیاست داشت و نه سودای شهرت! اما اینکه چرا ساری در حق ستارگان و چراغ های سه گانه جلال، مصطفی و مجتبی ساکت است، شاید در زمانی بی هراس از بعضی محافل بدان پرداختم! چند سال قبل نیز وقتی حاج محسن، استاد و برادرم، فرماندار بود به فرح آباد سر می زدم و می دیدم که او تلاش می کند تا غبار فراموشی بر این شهر تاریخی کنار زده شود، در این سال نو اما مشاهده مجدد غربت و مظلومیت مسجد عباسی و تخریب پل
قلبی که شفا گرفت و شفیع صاحبش شد
بود و مدرسه را در نیمه راه رها کرد به حوزه علمیه رفت با آغاز جنگ درست در زمان عمامه گذاری حوزه را رها و به جبهه رفت. به او گفتم: چرا لباس امام حسین(ع) را به تن نکردی گفت: مادر جان اکنون زمان دفاع از دین، میهن و ناموس است. قاری قرآن بود و در مسجد محل به بچه ها درس قرآن می داد سال 1365 در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید. مادر شهید: لقمه حلال پدر سبب کسب توفیق شهادت فرزندانش شد
محوریت حضرت زهرا(س) در حدیث کساء
و ای میوه قلب مادر! پسرم! گفت: مادر جان! بوی خوش و عطرآگینی در خانه استشمام می کنم. گویی جدّ گرانقدرم، پیامبر آمده است! گفتم: آری پسرم، جدّ بزرگوارت در زیر کساء خوابیده است. پسرم حسن به جانب کساء رفت و گفت: سلام بر تو ای جدّ گرانقدر، ای پیامبر خدا! آیا اجازه می دهید در کنار شما باشم؟ پیامبر فرمود: سلام بر تو فرزند گرامی ام! سلام بر تو ای صاحب حوض من، در روز رستاخیز! بیا ... به
گردان تک نفره
به رزمندگانی که در خصوص حضور در جبهه تردید داشتند می گفت: خدا می داند روز قیامت وقتی روزهای مرخصی مان را می بینیم، گریه خواهیم کرد . که ای کاش مرخصی نرفته بودیم. همیشه از وحدت به عنوان پیام اصلی اسلام نام می برد و می گفت: حقیقت پیروزی، وحدت و انسجام و حقیقت شکست اختلاف ما است. بال گشودن یاران یکی بعد از دیگری اشتیاقش را به شهادت بیشتر کرده بود و می گفت : برادرانمان چه زیبا به پیشگاه
حضرت فاطمه(ع)در کلام آیت الله بهجت
به قبل از تکون و خلقت ایشان است. به دنیا آمدن ایشان مقدماتی داشته است. پیامبر صلی الله علیه وآله را آماده می کردند. پیامبر خدا همیشه در طهارت و پاکی بود، اما چهل روز [برای عبادت به غار حرا رفت و پس از آن نطفه حضرت زهرا علیهاالسلام منعقد شد]. بعد از تکوین نطفه، در رحم مادر با مادر بود. مادر را آرامش می داد؛ چون ازدواج حضرت خدیجه علیهاالسلام با پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله باعث تنهایی
مسابقه با خود یا دیگری؟ موفقیت یا رضایت؟ / مصطفی ملکیان
و به تجربه اینها را بیان می کنم. نمی خواهد دست را یله و رها کند. بچه ای هم هست که این طور نیست. شما دو سال بعد همین بچه ها را با هم مقایسه می کنید. به بچه دومی هرچه می دهید اول به بقیه می دهد و بعد اگر چیزی به او دادند خودش هم می خورد و اگر هم ندادند اعتراضی نمی کند. یکی هم هست که همه اینها را زیر دامن خودش و زیر لباس خودش مخفی می کند که اصلاً نبینند. این ویژگی های اخلاقی متفاوت است. یعنی واقعاً
پای مادر را ببوس همه کارها درست می شود
زند، به رویش نمی آورد چون می داند تنها لبخند اوست که به بقیه ذوق ماندن می دهد. همیشه نگران است، نگران خودش و آینده اش نه، نگران ما، نگران همه مادرها، نگران همه زن ها و نگران همه مادربزرگ ها. آنقدر نگران است که حتی برای آوارگی مادر داغدار فلسطینی هم گریه می کند، برای سلامتی کودکان یمنی هم صدقه می دهد و هر روز صبح سلامتی همه را به امام زمان(عج) واگذار می کند. او تنها کسی است که می تواند از همه خوشی
لحظه دیدن سربریده همسرش در دستان تکفیری ها+ تصویر
نیت الهی و برای رضای خدا در طول 36 سال انجام داده بود. گویی چندی پیش با امام خامنه ای دیداری داشته اید، مایلیم از آن دیدار برایمان بفرمایید ؟ بعد از شهادت پدر پیکر ایشان به ما بازگردانده نشد. اما صحبت هایی بود که با مبادله اسیر، یا پرداخت هزینه ای بتوانیم پیکر پدر را بازپس بگیریم. اما ما به مادرمان گفتیم که مادر جان به کسانی که می خواهند پیکر پدر را بازگردانند، بگویید ما راضی
هاشمی رفسنجانی: بی حجابی مصیبت است اما...
گفتیم و آنان هم گفتند که این مسئله باید همین امروز تمام شود و خوب هم حل شد یعنی همان گونه که امام می خواستند شد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: در سال 84 من راضی نبودم که وارد رقابت های انتخاباتی شوم خانم امام(ره) من را خواستند و فرمودند که امام این انقلاب را به دست شما و دوستانتان دادند آیا شما می دانید که این ها کی هستند و با انقلاب چه کار می خواهند بکنند من از حرف های ایشان تکان
گفت و گو ی خواندنی با مرد سال ورزش ایران
به گزارش نامه نیوز به نقل از سایت نود ، عاشورزاده علاوه بر اینکه تکواندوکار موفقی است، ورزشکار با اخلاقی هم هست.درک درستی از خواسته هایش دارد و پشتکار بسیاری برای دست یافتن به آنها. آنچه در ادامه می خوانید حاصل گفتگوی ما با فرزان عاشورزاده است کسی که قطعا در آینده بیشتر از او و موفقیت هایش خواهید شنید. از اینکه در 18 سالگی به یک ستاره در تکواندوی ایران تبدیل شدی چه حسی داری؟ خب این نظر لطف شماست ولی لطف خدا شامل حالم شد که با این سن و سال کم این موفقیت ها را بدست بیاورم و به گفته شما و دیگر عزیزان ستاره تکواندو بشوم. اصلا چه شد که سراغ تک ...
نوجوانی که کلام خدا مشوق راهش است
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا ، اعلام نتایج مسابقات قرآن مدارس شهرستان سبزوار بهانه ای شد تا با یکی از برگزیدگان این مسابقات که نوجوانی 11 ساله است و نورانیت و صداقت در چهره اش موج می زند و چهره ای دوست داشتنی دارد، به گفت وگو بنشینم. حسین محمدی پور که اصالتا بومی شهر نقاب است در پاسخ به سؤالات در همان حال و هوای کودکی اش، می گوید: شرکت در کلاس های قرآن را از سن
با شنیدن خبر فوت سید آزادگان از درون فرو ریختم
به گزارش سرویس حماسه و جهاد دفاع پرس ، به مناسبت درگذشت والده مکرم سید آزادگان سید علی اکبر ابوترابی فرد خاطره ی کاظم عبدالامیر نجار، افسر عراقی از سید آزادگان را در ادامه می خوانید. من کاظم عبدالامیر از استان بابل استان مصیب هستم و در سال 1986به اردوگاه اسرای ایرانی در تکریت وارد شدم. پس از ورود به اردوگاه از ظلم و مظلومیتی که بر اسرای ایرانی می رفت، آگاه شدم. من در آن
این شیرزنان هرگز "فراموش" نمی شوند + تصاویر
سن کم، نبوغ و ذوق سرشار هنری در آفرینش آثار نوشتاری و تجسمی داشته است. به گفته دوستان شهیده هاشمی، او دختری صبور و از خودگذشته بوده است ولی در عین حال همواره نظر انتقادی خود را با صراحت با معلمانش در میان می گذاشت و ترسی از بیان حقایق نداشته است. در جریان پیروزی انقلاب، طاهره با اینکه بیش از 10 سال نداشت همواره چون سایر اقشار مردم با خانواده خود در بیشتر تظاهرات شرکت می کرد
مادران بهشتی سمنان را، بیشتر بشناسیم/ مادران آسمانی سرزمین مادری
بده برم، برگشتم یک کارش می کنم. قبلا هروقت به او می گفتم، می گفت: تا جنگه، من زن نمی گیرم. ولی آن دفعه قبول کرد. رفت و هشتم ماه مبارک رمضان، خبر شهادتش را برایمان آوردند. مادر شهید یدالله جدیدی از نحوه اعزام فرزندش به جبهه بازگو کرد: در مرداد سال 62 بود که به خانه آمد و گفت: فردا به جبهه اعزام می شوم و من و پدرش مخالفتی نکردیم و او با خوشحالی به جبهه رفت و در عملیات والفجر(4) منطقه پنجوین شرکت داشت که همه عملیاتها 3 ماهه بود ولی در این مدت نه نامه ای فرستاد نه زنگی زد و دیگر از او خبری نشد. انتهای پیام/ ...
نوجوان شهیدی که ندیم ماه بی بی بود
او بدهیم. وی ادامه داد: علی دفعه اول برای چند ماهی به اتفاق احمد عبداللهی و صادق مهدوی که آنها نیز شهید شدند، در سال 59 به کردستان رفت. مادر علی گفت: پسرم رفت و فردای آن روز زنگ زد و گفت مادر نگران نباش من رسیدم. وی گفت: بعد از چند ماه یک روز با من تماس گرفت به او گفتم مادر بیا ببینمت! علی گفت اگر بیایم نمی گذارید برگردم. گفتم جان امام جلویت را نمی گیرم، گوسفندی برایت خریده ام و