سایر منابع:
سایر خبرها
ستاد انتخابات در تصرف کاندیداهای ناشناس
در انتخابات در نظر گرفته اند. کاندیدای جنگ طلب: باید برای هر خانه تل آویو یک موشک داشته باشیم احمد جعفری یکی از افرادی بود که در ساعت های اولیه سومین روز ثبت نام به ستاد انتخابات آمده بود.او که برای چهارمین بار خود را کاندیدای ریاست جمهوری می کرد، گفت که با توجه به وضعیت منطقه و کشور، یک رئیس جمهور جنگ طلب می خواهد باشد. او تاکید دارد بودجه موشکی را زیاد می کند آنقدر که برای
میکروفن مثل سرطان می ماند! (سفرنامه طلبگی مشهد مقدس)
شده است ( اینجا ). *** سه شنبه 19 بهمن 1395/ ساعت14:47/ حرکت از مدرسه امروز سه شنبه 19 بهمن ماه هزار و سیصد و نود و پنج است به ساعت موبایل خود نگاه می کنم. قبل از حرکت، حاج آقا رفیعایی آمد بالای اتوبوس و یکی یکی به بچه ها و خانواده هایشان نفری هزار تومان مرحمتی داد، خوش و بشی کرد، التماس دعا گفت و رفت. خدا حفظش کند مدیر خوب و خلاقی است، عالم
آقای بازیگر: بازیگران کار آقای بازیگر: بازیگران کارگران فصلی هستند! +عکس گران فصلی هستند! +عکس
زیاده روی کردم و از این ور بام افتادم. این آرامش در خانواده ما هست، آن هم به خاطر این که سعی می کنیم خودمان را از چیزهای بد دور نگه داریم، وگرنه اگر آن روی ما بالا بیاید معلوم نیست چه می شود! (می خندد) البته من متوجه شدم که خیلی ها این روحیه را دارند. یعنی یک آرامشی دارند اما وقتی تحت فشاری قرار می گیرند، خیلی بد می شوند و به هم می ریزند. ولی من سعی می کنم تعادلی را در رفتارم داشته باشم.
صبر و حلم باعث تبلور عزت در حضرت زینب(س) شد/ معنای عقیله بنی هاشم
تستغیث الی ربها یک جوری با خدا مناجات می کرد که گویا آخرین نقطه لطف رب خود را در زمین می بیند. امام می فرمیاد جلو آمدم ببینم عمه ام شکایتی دارد؟ اما دیدم به خدا می گوید خدایا فردا فصل امتحان زینب است از تو نعمت صبر می خواهم تا بتوانم به پای تو بایستم. این کارشناس دینی گفت: علمای اخلاق و بزرگان مانند علامه مجلسی وقتی سخن از واژه صبر می کنند می گویند اگر کسی توانست صبر را در مقام ان ساعتی
دعایی: افتخار حضور در گروه آقای هاشمی را داشتم/ ماجرای نامه هاشمی به امام برای تاسیس دبیرستان های دخترانه
مدیر مسؤول روزنامه اطلاعات گفت: به موازات مدارس پسرانه، آقای هاشمی به فکر تاسیس دبیرستان های دخترانه افتاد چون به این فکر افتاده بود که ممکن است به مدیران زن هم نیاز داشته باشیم و به همین خاطر مدارس علوی ایجاد شد. به گزارش ایلنا، حجت الاسلام سید محمود دعایی در همایش دیدبان اعتدال درخصوص مبارزات آیت الله هاشمی پیش از پیروزی انقلاب گفت: افتخار دارم از سالیان دور در محضر آیت الله هاشمی
دعایی: هاشمی رفسنجانی یار همیشگی امام بود
مدیر مسئول روزنامه اطلاعات گفت: هاشمی رفسنجانی از پیش از انقلاب،دوران پیروزی انقلاب و پس از آن همواره یار امام بود. صدای ایران - حجت الاسلام سید محمود دعایی در همایش دیدبان اعتدال که در تبیین راه و اندیشه آیت الله هاشمی رفسنجانی برگزارشد، اظهار کرد: افتخار دارم از سالیان دور در محضر آیت الله هاشمی باشم. حضور من در قم با آغاز نهضت امام همراه بود و شاگردان امام دسته های مبارزاتی را آموزش
عنایتی: می دانم هواداران استقلال شنبه شب خاطره انگیزی را رقم می زنند/ بعد از جشن ماندن صبا در لیگ برتر ...
زبان آوردن این جمله ها را درک نمی کردم، چراکه در آن زمان در اوج بودم و هرگز فکر نمی کردم روزی به پایان خط برسم. امروز پس از 20 سال حضور حرفه ای در فوتبال به پایان خط رسیده ام، به پایان یک زندگی شیرین در کنار شما هواداران عزیز و دوست دارم درک کنید که چقدر به زبان آوردن این جمله ها برای من سخت و طاقت فرساست. شاید سال 77 و زمانی که در اوج جوانی، فوتبالم را در آدونیس خراسان آغاز کردم، فکر
آقای احمدی نژاد! به فحشا کشاندن کلمات بی تاوان نیست
دیگر حتی از دست او عصبانی هم نمی توانم شد. بیش از آن که از دست او عصبانی باشم از دست کسانی خشمگینم که او را نماینده تام و تمام امام زمان می دانستند و اطاعت از او را اطاعت از خدا می خواندند و حالا هم به جای عبرت گرفتن از گذشته همان مفاهیم را خرج دیگری می کنند. اما حقیقتش را بخواهید وقتی احمدی نژاد از اخلاق سخن گفت دلم به درد آمد و همه آن خاطره هایی که نباید زنده می شد یک بار دیگر جلوی چشمانم جان
همسر شهید: چند لحظه قبل از شهادت به یکی از دوستانش گفته بود حالم بهتر از این نمی شود / در نامه آخرش ...
، ولی برای آموزش به همدان رفت. یک روز اواسط دوره تماس گرفت و به من گفت: آمدند و یک سری افراد از جمله من را برای نیروهای ویژه انتخاب کردند خواستم از شما اجازه گرفته باشم و دوست دارم شما راضی باشید. من هم گفتم: وقتی وارد سپاه شدی، هرجایی که می گویند باید بروی. 12 سال عضو صابرین بود. شاید نصف این مدت را در مأموریت گذراند. هر موقع با اوتماس می گرفتم سر کار بود. با اینکه محل کارش تهران بود و بعد از
میزگرد انتقادی مددکاران اجتماعی در ایلنا به مناسبت روز ملی مددکاری اجتماعی
هیچ پشتوانه نظری هم راجع به آنها نداشته باشیم. وی خاطرنشان می کند: به همین دلیل باید اجازه دهیم متخصصان اجتماعی در حوزه های مختلف ، اظهار نظر کنند ؛ همانگونه که من نمی توانم به عنوان یک مددکار اجتماعی یک اقتصاد دان باشم ، اقتصاددان هم نمی تواند یک مددکار اجتماعی باشد. چلک اضافه می کند: هر دو می توانیم دغدغه های متقابل هم داشته باشیم اما در جای یکدیگر نمی توانیم قرار بگیریم.
گفتگوی خانه فرهنگ دشتستان با دبیر جشنواره داستان کوتاه "پرراس"
دشتستان هستم. کانون همیاران جوان دشتستان فعالیت خود را از سال 1378 آغاز کرده و حدود پنج ماه پیش تصمیم گرفت در راستای علایق و توانمندیهای اعضای کانون، کارگروهایی را راه اندازی کند که چهار کارگروه راه اندازی شد. "تاریخ و گردشگری"، "محیط زیست"، "کارآفرینی"، و نیز "ادبیات، فرهنگ و هنر" که من افتخار دارم به عنوان دبیر کارگروه ادبیات و فرهنگ و هنر در خدمت عزیزان باشم. با توجه به مدت کمی که
کشتی همیشه جور ورزش ایران را کشیده است
کمی بد اخلاق بود، اگر حرکتی را اشتباه می رفتی موهای بچه ها را می کشید، بعد از مدتی ازاین رشته منصرف شدم و پدرم مرا راهنمایی کرد که به کشتی بروم و اتفاقی به کشتی آمدم. غیراز کشتی به چه ورزشی علاقه دارید؟ چون رشته تحصیلی ام تربیت بدنی است بیشتر ورزش ها مثل والیبال، بسکتبال، فوتبال و...را کار می کنم، اگر وقت داشته باشم این ورزش ها را انجام می دهم. درچه مقطعی تحصیل می کنید؟
پژمان جمشیدی : دلخوش به موفقیت هایم نیستم
نیستم. می دانم که یک روز همه چیزی که اسمش موفقیت است از بین خواهد رفت. نگاه من به زندگی مدت هاست تغییر کرده. بعد از فوت مادرم هیچ چیز رنگ سابق را برایم ندارد. دیگر برایم اتفاق عجیبی نیست اگر فیلم پرفروشی در اکران دارم و سریال نوروزی ای که در آن سهیم بودم به یکی از موفق ترین سریال های تلویزیون تبدیل شده است. معتقدم این روند بالاخره روزی تمام می شود. البته خیلی خدا را شکر می کنم برای
بازگشت نرگس کلباسی به سرزمین مادری+عکس
آن همواره نگران امیر بودم ولی عمه ام زندگی بهتری برای او ساخت. عمه ام را دوست دارم چون می دانم امیر را مثل پسرش دوست دارد و می دانم امیر شرایط خوبی دارد. دوستت دارم عمه جون برای لطف زیادی که به ما داشتی. پدرم خوش شانس بود که خواهری مثل شما دارد. وقتی یازده ساله بودم خانواده پدری و مادری از دیدن دوباره ما هیجان زده بودند. آن ها به ما عشق دادند. به خاطر دارم وقتی مادرم فوت کرد مادربزرگم تلاش زیادی
قلعه نویی: دروغ می گویند، فکرم تراکتور است
واقعیت ها زندگی کند چون ما فقط از کورس قهرمانی لیگ عقب افتادیم ولی فینال جام حذفی را در پیش داریم و برای دومی تلاش می کنیم. با این شرایط چنین جایگاهی داریم واقعا بازیکنان ایثار کردند. * تسلیت به خانواده آب پرور و سایت کاپ از شنیدن خبر درگذشت زنده یاد عبدالقدیر آب پرور بسیار متاثر و ناراحت شدم. بنده از گذشته ایشان را می شناختم و می دانم که چقدر انسان شریفی بود. با این حال درگذشت زنده یاد آب پرور را به خانواده وی و اعضای تحریریه سایت کاپ تسلیت می گویم و برای آنها از خداوند متعاول درخواست صبر دارم. ...
نمایش مافیا ؛ روایت خیانت هایی که عادی شده اند
را حتما بزنم. حتی در نمایش مافیا هم خیلی ها گفتند این حرف ها را نزن. البته خوشبختانه یا متأسفانه من در نوشتن خیلی مراقب هستم که همه چیز را نگویم تا فردا روزی ریشه آن را نزنند. من احساس می کنم نمایش بهمن و مافیا اگر قرار بود هفت، هشت سال پیش اجرا شوند، اجازه اجرا نمی گرفتند. نمی خواهم بگویم که الان فضای تئاتر به خوبی دوره آغازین فعالیت های هم نسل های من است، ولی مقداری فضا نسبت به دوره قبلی بازتر
انتخابات و یاد ناصر حجازی
کنم تا خودم باشم، من سختی زیادی کشیدم هیچ وقت فوتبال مان درست نمی شود، شما هم خودت را خسته نکن و ننویس به خاطر دارم هیچ وقت ارتباط خوبی با دولتمردان نداشت. در روز های آخر عمرش با اسفندیار رحیم مشایی که در پروژه سلبریتی بازی دولت محمود احمدی نژاد پس از دیدار با هدیه تهرانی، به خانه ناصرحجازی رفته بود، برخورد سردی با معاون اول داشت و پاکتی که حاوی هدیه نقدی دولت احمدی نژاد برای کمک به درمان بیماری اش بود، پس فرستاد. یادت گرامی مرد شریف.
امیرالمومنین(ع) نشان داد اصول اسلام در همه شرایط قابل پیاده شدن است
تبعیت و تقلید خواهم کرد. روش دیگران را روش خودم قرار خواهم داد. ابداً. وَ اعْلَمُوا أنّی إنْ أجَبْتُکُم رَکِبْتُ بِکُم ما أعْلَمُ آن جوری که خود من علم دارم و می دانم و تشخیص دادم، از اسلام دانستم، شما را حرکت خواهم داد و اداره خواهم کرد. امیرالمومنین(ع) با مردم این اتمام حجت ها را هم کرد و خلافت را قبول کرد. امیرالمؤمنین(ع) می توانست در آن جا هم به خاطر حفظ مصالح و ملاحظه جوانب قضیه و این چیزها
ایفای نقش معلمی و ضرورت شناخت ابعاد و ساحت های متعلمان
می رسد مثلا روابط جنسی در غرب آنچنان که هست خودش فی حد نفسه ایراد ندارد ولی جنبه سکس و فیزیولوژیکش سر ریز شده به این طرف می رسد؛ با اینها هم باید مبارزه کرد. من عامل خانواده را نگفتم زیرا ممکن است خانواده ای فرهیختگی اش به قدری باشد که به معلم کمک هم بکند ولی اگر خانواده ای مشکل داشته باشد آن هم عامل چهارم مزاحم برای تعلیم و تربیت موفق است. سه فاکتور در تغییرات درونی مورد توجه معلم
49 جمله جادویی برای افزایش اعتماد به نفس کودک
واقعا متاسفم. نمی دانم چه قدر تحمل این موضوع برایت دشوار است ولی می دانم که لحظات سختی داشته ای. 20.تو همیشه فرزند من هستی و من همیشه تو را می بخشم و دوست دارم. 21. برو تا فردا صبح بخواب و استراحت کن. فکر چیزی نباش. 22. فکر نمی کردم بتوانی فلان کار را انجام بدهی. واقعا من را تحت تاثیر قرار دادی. 23. نظرت درمورد فلان چیز چه است؟ 24.چون میدونستم
شوک انتخاباتی محمود و یاران
، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی دانیم. من صلاح نمی دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست. اینی هم که حالا بگویند که فلانی[رهبری] تحت تأثیر زید و عمرو و بکر و ... است؛ نه، این حرف ها چیه؟ بنده از زید و عمرو و بکر و اینها هم بیشتر اطلاع دارم، هم انگیزه بیشتر دارم. آنچه که واقعاً مصلحت باشد، آنچه که مصلحت بدانم بینی و بین الله، ما باید به خدا جواب بدهیم. یکی از دعاهایی که دائماً باید
بسته خبر سه شنبه 22 فروردین ماه 1396
آمریکابه سوریه را محکوم کردند ✅ @safir_channel شبکه خبری سفیر, [09.04.17 21:44] خاطره رهبر معظم انقلاب از پدرشان من کمتر پدری را دیدم که این قدر نسبت به فرزندانش محبت داشته باشد... من چهارده پانزده سالم بود. من و برادرم محمدآقا از پدرم اجازه می گرفتیم و می رفتیم ییلاق برای گردش و تفریح . با دوستان طلبه می رفتیم وکیل آباد... یک روز صبح تا عصر نبودیم. شب که برمی
هجوم به وزارت کشور برای رییس جمهور شدن
کابینه افراد شایسته و مناسبی در جامعه وجود دارند. افراد ناشناخته نیز همچنان به ستاد انتخابات می آمدند. عزیزالله سعید، بازنشسته بانک است و 72 سال سن دارد. هدفش رضایت مردم و پیشرفت جامعه و توسعه کشور است. آقای سعید می گوید: کابینه را از مدیران موفق مثل ظریف می چینم و قالیباف را هم معاون اول می گذارم. او که در حال حاضر کشاورز است، می گوید: می خواهم ترامپ را راضی کنم که دارد اشتباه می کند.
داستان یک جنایت عاشقانه!
برادر و یا دامادم پولی بگیرم، آنها هم همیشه به من کمک می کردند، ولی من محبت آنها را درک نمی کردم و دوست داشتم جایی باشم که بتوانم به راحتی مواد مصرف کنم، تا اینکه با همسرم ازدواج کردم و پس از آن پدرم بیشتر به من کمک کرد، چون هم کمتر مواد می کشیدم و هم با دوستان قدیمی ام کمتر رفت و آمد می کردم. با همسرت چگونه آشنا شدی؟ همسرم، دختر خاله مادرم است و نزدیک به 13 سال با هم فاصله سنی داریم
پاوه نژاد: هول نزنیم که فقط خودمان دیده شویم
در کافه تریای سالن چهارسوی تئاتر شهر کارگردانی کند و نوری به عنوان مشاور کارگردان، بازی در آن را به من پیشنهاد داد. متن را خواندم و خوشم آمد اما به دلایلی تمرین شروع نشد و بعد از یکی، دو جلسه کار خوابید. بعد از آن کارگردان دیگری سراغ کافه پولشِری نرفت تا این که سال گذشته به اصغر نوری گفتم دوست دارم خودم کارگردانی اش کنم و او هم استقبال کرد. مهر 95 مراحل اداری و گرفتن مجوز را انجام
فیلم گفتگو با مردی که به خاطر ترس از زنش قاتل شد / او در پشت شمشادهای اتوبان چه کرد؟+عکس
/> خانواده ات مخالفت نکردند؟ پدرم وقتی دید من به خاطر سحر مواد و رفیق بازی را کنار گذاشتم راضی به این ازدواج شد. می دانی چه حکمی در انتظارت است؟ بله، ولی یک درخواست از دادگاه دارم. بگو؟ یکسال مرا آزاد کنند تا بتوانم در این یک سال کنار همسرم باشم و بعد از آن مرا به شدیدترین و بدترین حالت اعدامم کنند، چون من تازه به عشقم رسیده بودم و می خواهم بعد از اینکه آرامش واقعی زندگی ام را
شوک بهاری
جیبش درآورد و به سمت عکاسان گرفت، اما با طعنه گفت: من هم شناسنامه دارم، ولی کارایی ندارد . جمله ای که نشان می داد او هم بدش نمی آمد مانند دو دوست بهاری خود برای ریاست جمهوری ثبت نام کند. حالا همه خبرنگاران در سالن کنفرانس منتظر بودند تا ببینند احمدی نژاد و بقایی در پشت تریبون چه خواهند گفت و احمدی نژاد برای ثبت نام خود چه دلایلی خواهد آورد. او در ابتدا از رسانه ها گله کرد که چرا به ادعای او
صدای پای سلامتی
داستانِ زندگی ام. از بهاران خبرم نیست/ آنچه می بینم/ دیوار است/ آه! هیچ نمی دانم از انتهای دردِ بی درمانِ 17 ساله یا بیماری اسرارآمیز قرن. تنها می خواهم که امسال بلوغش را جشن نگیرم و شکستش بدهم. ام اس خفته، کنترل شده یا هر نامِ دیگری را یدک نخواهم کشید. درونم غوغایی برپاست. هنوز به دخیل بستگان به مربع های طلایی فولادینِ مقابلِ چشمانم گویی ایمان دارم؛ همه آنچه که معجزه را واقعی کردند. صدایی آزارم می
کاش سیلی می خوردیم اما حرمت خون پدرم را نگه می داشتند
(ع) و امام زمان(عج) دفاع کند، رفت تا از دختر شیر خدا، شاه عرب دفاع کند، ولی نمی دانست وقتی برود اینجا... بگذریم، بابای خوبم در این مدت هر جا روضه خواندن برای ما، ما را مقایسه کردند با زمان حضرت رقیه(س) که سیلی خورد. توی گوشمان خواندند خوش به حال شما که سیلی نخوردید، ولی بابا، یزیدیان هنوز هم هستند، کوفیان هنوز هم هستند منتهی با ورژن جدید تر... ما هم روضه ی خودمان را داریم
دغدغه آقا مهدی رفتن نبود، چگونه رفتن بود
سال عمر نمی کنم و مطمئن هستم که در جهاد شهید می شوم و از خدا می خواهم که شهید بشوم. من و آقا مهدی 20مرداد ماه سال 1385 با هم عقد کردیم و تا زمان شهادتش در 27 خردادماه سال 1395 مصادف با ماه مبارک رمضان در کنار هم بودیم. مهدی یک هفته بعد از عقد به مأموریت رفت. 20 روزی آنجا بود و 10 روزی هم اینجا پیش ما. من با کارش مشکلی نداشتم. شغل پاسداری اش را دوست داشتم و با نبودن هایش می ساختم. وقتی گفت