سایر خبرها
سیدحسن خمینی: بغض و کینه را معیار تحلیل هایمان قرار ندهیم
نکردم تا برنامه مدت کمتری داشته باشد که البته از حضور مردم در این مراسم تشکر ویژه ای می کنم که سرمایه این نظام همین مردم هستند. وی افزود: حقیقت امر این است که امام (ره) بیان درد جامعه خود بوده است. ما در تاریخ سید و آخوند زیاد داشته ایم اما هیچ کدام امام (ره) نشده اند. امام (ره) کسی بود که مردم بیان دردهای خودشان را در کلام ایشان می دیدند. سیدحسن خمینی ادامه داد: مردم به چنین
مادر شهید: با شنیدن شهادت عبدالرحیم نماز شکر خواندم/ پسرم عاشق شهادت بود
: خبر شهادت شهید را چگونه به شما دادند؟ آذرماه 95 دیدم عروسم با من تماس گرفت گفت بابا از گردان امام حسین(ع) شماره شما را خواستند. قرار است با شما تماس بگیرند. گفتم چشم اما دلم طاقت نیاورد و خودم با تاکسی به سپاه شهرستان رفتم و وقتی خود وارد سپاه شدم یکی از دوستان شهید فکر کرد من از شهادت عبدالرحیم خبر دارم با چشمانی گریان به من تسلیت گفت من به روی خود نیاوردم وقتی داخل سالن شدم دیدم همه
اسلام ناب تعبیری است که امام در مقابل اسلام متحجر به کار برد
اشاره به برگزاری مراسم سالروز رحلت امام (ره)، اظهار کرد: دغدغه زیادی بود که مراسم امسال را چگونه برگزار کنیم؛ چرا که امسال این مراسم در ماه رمضان قرار گرفته بود و پس دیداری که با رهبری داشتیم، تصمیم گرفتیم که برنامه را در عصر برگزار کنیم و زمان برنامه را نیز کوتاه کردیم و خود من نیز سخنرانی نکردم تا برنامه مدت کمتری داشته باشد که البته از حضور مردم در این مراسم تشکر ویژه ای می کنم که سرمایه این نظام
سهیل روز تولدم مرا بیهوش کرد و
عشق و دلدادگی کردیم؛ او آنچه محبّت در دلش داشت، در پای من می ریخت و می گفت از وقتی مرا دیده شب ها به من فکر می کند و روزها منتظرم نشسته تا باز مانند همان روز بی همتا و شور آفرین، بار دیگر به مغازه اش بروم؛ زیرا می گفت که از همان لحظه بیرون رفتن از مغازه اش، برای دیدن مجدّد من، بی وقفه لحظه شماری می کند. بعد از اوّلین تماس تلفنی، از این که دست تقدیر ما را در مقابل هم قرار داده، بسیارخوشحال
سیدحسن خمینی:امام(ره) فراتر از جناح های سیاسی است/مردمسالاری رمز بقای جمهوری اسلامی
به گزارش ایرنا، یادگار امام راحل یکشنبه شب در برنامه زنده نگاه یک که از شبکه اول سیما پخش شد افزود: امام خمینی نسخه درمان و حلال مشکلات بوده و ایشان برای مردم آن زمان، دارویی است که به کام یک بیمار ریخته شده است. تولیت آستان حضرت امام خمینی (ره) ادامه داد: مردم به چنین کسی که نسخه درد جامعه خودش است، اقبال می کنند. مردم امام (ره) را حلال مشکلات خود می دانستند. واقعا جامعه آن روز، جامعه ای
احتمال می دادیم عراق حمله کند
، ملت را، أعم از مردم عادی و هرکس با هر درجه از موقعیت سیاسی یا اجتماعی ،... تا این حد ملتهب و داغدار و مأتم زده و اندوهناک ندیده ام، ... - از جماران تا مصلی، و از مصلی تا بهشت زهرا، تاریخ بر همه ما گذشت، طولانی ترین و غمگنانه ترین تاریخ،... - نزدیکترین صحنه به انچه که "محشر کبری" می خوانند،.. - تا هفته ها و ماه ها، خاک های اطراف مدفن امام، مانوس ترین مکان روی زمین ، برای
موحدی کرمانی: پس از امام، منتظر جنگِ مُلاها بودند
خبرگزاری ایسنا: آیت الله محمدعلی موحدی کرمانی طی سخنانی در برنامه تلویزیونی دست خط که از شبکه تهران پخش شد با بیان این که شروع آشنایی اش با امام (ره) از حوزه علمیه قم آغاز شد، گفت: من در گروهی بودم که پیشگام در مبارزه و پیروی از امام بود، مخصوصا آقای هاشمی که بسیار پیگیر بود و آقای ربانی املشی هم بودند و پس از اینکه به اتفاق آقای باهنر به کرمان رفتیم و دیداری با علمای آنجا داشتیم، فضا را برای
غیرت ورزی از دیدگاه قرآن و روایات
امام علی(ع) نسبت به دخترش زینب(س) در سنت و سیره آن حضرت نیز غیرت ورزی به نمایش گذاشته شده است. یحیی مازنی می گوید: من مدّت زیادی همسایه حضرت علی (ع) بودم و (منزل ما) نزدیک خانه ای بود که حضرت زینب در آن ساکن بود. به خدا قسم در این مدت نه من زینب را (بیرون) دیدم و نه صدایش را (از داخل خانه) شنیدم. او هر وقت می خواست به زیارت قبر شریف جدش رسول خدا (ص) مشرف شود شبانه از منزل خارج می شد در
وقتی یک مسیحی ارتودوکس در مقابل کتاب آیت الله جوادی مبهوت می شود/کاسب اصفهانی که با یک بند کفش استاد ...
بعد خود امام از همه مهمتر و بعد یک کتابی هم در سال 1997 چاپ شد به نام جانشینی حضرت پیغمبر برای استاد شرق شناس آکسفورد است که آلمانی الاصل است، کتاب خیلی مهم و خوبی بود البته آن هم خارج از اشکال نیست ولی روی او خیلی تاثیر گذاشت و یکی از دلایلی که گفتند این بود. جالب ترینش این بود، یعنی من از دوستم برای اولین بار شنیدم که استاد دارد نماز شیعه می خواند دفعه بعد او را دیدم پرسیدم استاد
روایت عینی از جمله معروف امام (ره) درباره ورزش و ورزشکاران
بر عهده داشت در ادامه افزود: در همین حین حاج علی اکبر ناطق نوری نزد من آمد و گفت، حضرت امام (ره) در این چند روز چند بار سراغ شما را از من گرفتند. معلوم است کجایی؟ من هم در جواب گفتم از آنجا که آقا سرشان خیلی شلوغ است ترجیح دادم خیلی دور و بر ایشان نباشم. آقای ناطق به من گفتند بیا پیش امام (ره) برویم. من هم با اشتیاق زیادی قبول کردم و با هم نزد حضرت امام (ره) رفتیم. وقتی به ایشان رسیدیم تا من را
روایتی از روز وداع با معمار کبیر انقلاب و آغاز رهبری آیت الله خامنه ای
مساجد مراسم دعا و نیایش بر پا بود تا اینکه در عصر روز سیزدهم خردادماه همان سال در حالی که تنها چند ساعت قبل، خبر گزارش پیاده روی روزانه امام از تلویزیون پخش شد ناگهان به اطلاع مردم رسانده شد که حال عمومی امام، نامساعد است. لحظه به لحظه حال ایشان بدتر می شد تا اینکه در ساعت 22 همان شب، پزشکان معالج ایشان اظهار ناامیدی کرده و فوت امام (ره) را اعلام کردند. خبر فوت امام در روز چهاردهم اعلام شد
روایتی از عشق دیرینه مردم اصفهان به امام خمینی(ره)
دادیم "یا مرگ یا خمینی"، دو دسته شدیم، یک دسته به سوی مسجد جامع و یک دسته هم به سمت میدان امام حرکت کردیم. بعد هم به بازارهای دیگر می رفتیم و همین شعار را سر می دادیم، بعضی مکان ها دوستانمان با ماموران دولت گلاویز شدند و زد وخورد داشتند. مانع حمله مردم به شهربانی شدم وی افزود: تعدادی از مردم می خواستند وارد شهربانی شوند و به آنجا حمله کنند اما مانع شدم و گفتم این کار را نکنید
روایت رحیمیان از آخرین روزهای عمر امام
. * ساعت حدود 4 بعدازظهر بود که با عجله خود را به درمانگاه رساندم و با صحنه غم آلود و اندوه بار مواجه شدم. همه در محوطه نشسته بودند. چشم ها گریان و رنگ ها پریده بود و در عین حال محوطه بی سروصدا و آرام بود. نمی فهمیدم چه شده و زبانم بند آمده بود و زانوانم می لرزید قلبم به شدت می زد دقایقی روی زمین نشستم کم کم خودم را جمع کردم و برخواستم و به طرف اتاق رفتم خود را در سخت ترین لحظه های زندگی ام
روایتی کودکانه از دیدار با آن مرد تاریخی
. روی پای بابا خوابم برد. نمی دانم چقدر چشمانم بسته بود، اما با تکان شدیدی از خواب پریدم. بابا مرا سر دست گرفته بود. امام آمده بود و داشت برای مردم دست تکان می داد. مثل موج این طرف و آن طرف می شدیم. خوشایند بود برایم. داشتم از آن بالا همه را تماشا می کردم. دست و پایم هم درد گرفته بود. اشک یک پیرمرد را که روی گونه هایش جاری شده بود، یادم هست. سربازهایی را که آن زیر ایوان تا آخر ایستاده بودند هم، به
آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟!
دشمن دامن می زد کمک می کرد. بعضا شایعه می شد که امام شش ماه دیگر زنده هستند و اخباری از این دست توسط رسانه های بیگانه در فضای سیاسی می پیچید. از این رو بهتر بود موضوعات درمانی امام از اذهان مخفی می ماند. در سالهای پایانی حیات امام خمینی(ره) زمانی که مردم به دیدارشان می رفتند، دیگر از سخنرانی و نصایح پدرانه پیر خمین خبری نبود و صرفا یک دیداری صورت می گرفت. آیا این امر ناشی از
ایران سوگوارِ روح خدا؛ امت در تشییع امام قیام کرد
بیمار تو را دیدم و بیمار شدم بود. این شعر را سیداحمد خمینی یادگار امام (ره) در اختیار رسانه ها قرار داده بود. جمهوری اسلامی در توصیف حضور پرشور مردم در وداع با خمینی کبیر در 16 خردادماه تیتر امت با راه امام تجدید بیعت و با پیکر پاکش وداع کرد و تیتر امت در تشییع امام قیام کرد در 17 خرداد را همراه با تصویری از حضور مردم عزادار در وداع با رهبر خود انتخاب کرد. این
آخرین ساعات زندگی امام(ره) چگونه گذشت؟
مراسم خاکسپاری ایشان. بعد از این که نماز امام را مرحوم آیت الله گلپایگانی خواند و تکبیر آخر نماز تمام شد، جمعیت به سمت جنازه ی امام هجوم آوردند. مردم اطراف ماشین ریختند و اظهار ارادت می کردند. گفتم بگذارید ما هم با شما منتظر باشیم تا جنازه ی امام را بیاورند. در همین منطقه که امام دفن شد، به وسیله ی کانتینر، محوطه را محاصره کرده بودند، پاسدارانی که بالای کانتینرها بودند، وقتی مرا داخل
می روم بار دگر مستم کند
. من نیز در حالی که چند قدمی با این زائر حرم همراه شده و او را همراهی می کردم نامش را پرسیدم گفت بنده خدا، گفتم از کجا و برای چه کاری در این روز به حرم امام راحل آمدی که گفت: می روم بار دگر مستم کند بی سر و بی پا و بی دستم کند که با پایان این جمله خود را به داخل حرم رساند و رفت. امروز در کنار حرم مطهر امام راحل بعد از گذشت بیست و هشت سال از ارتحال ملکوتی معمارکبیر انقلاب، حال
روایت رضا امیرخانی از رحلت امام خمینی(ره)
می کرد که از دفن امام جلوگیری کنند. هلی کوپتر حامل تابوت روی سر جمعیت آنقدر پایین می آمد که به نظر می رسید ملخ دمش با سر و دست مردم برخورد می کند. هلی کوپتر سعی می کرد جمعیت را بترساند و فراری دهد. اما جمعیتی که سال ها با جنگ و موشک و هواپیما مثل یک واقعه طبیعی برخورد کرده بود، از یک هلی کوپتر نمی ترسید. جمعیت مانع فرود هلی کوپتر می شدند. هلی کوپتر شاید تا یک متری به زمین نزدیک می شد
مسئولان ما خیلی کم از ساده زیستی رهبری الگو گرفتند
به گزارش خبرنگار مهر ، آیت الله موحدی کرمانی بعد از ظهر امروز در برنامه دست خط با اشاره به سالگرد ارتحال امام خمینی گفت: در جلسه تعیین جانشین امام برخی طرفدار رهبری شورایی بودند. آقای هاشمی رفسنجانی بحث شورایی بودن رهبری را مطرح می کرد و می گفت احمد آقا هم در شورا باشد اما آقای مشکینی می گفت من در بحث شورا نیستم. وی افزود: آقای هاشمی بعد از بحث ها گفت رای می گیریم هر کس با رهبری تک
امام خمینی واقعاً به درجه بندگی رسیده بود
نوشتم که استعفا دادن به من مربوط نیست، امام به من دستور دهد، من استعفا می دهم. من خودم که نیامده بودم که خودم برگردم. نهایتاً بنده زمانی که رفتم برای رأی گیری در مجلس، یک عده ای را قبلاً از طرف آقای موسوی فرستاده بودند که در مجلس لابی کرده بودند که من یک زن آمریکایی دارم و از این مزخرفات که من آمریکایی هستم. از این مزخرفاتی که به هیچ وجه صحت نداشت. در نتیجه من نصاب آرا را نیاوردم. بنده
چهار آفت دین از نگاه یک پژوهشگر نهج البلاغه
؟ گفتم خیلی. این قدر که حاضر هستم جانم را فدایت کنم. گفت خب برو. رفتم به سوی خانه، به خانه نرسیده بودم که پیک خلیفه من را صدا کرد که خلیفه دوباره مرا کار دارد. دوباره رفتم خدمت خلیفه. سوالش را تکرار کرد که من را چقدر دوست داری؟ گفتم خیلی. این قدر که حاضر هستم جان خودم و خانواده ام را فدا کنم. گفت خب برو. بار سوم داستان تکرار شد. گفتم این قدر که حاضر هستم جانم را و مالم را فدا کنم. بازهم گفت برو
خاطره ابطحی از شنیدن خبر فوت امام(ره)
سرم خراب شد. به بقیه گفتم. دویدند تا سالن سفارت را آماده کنند. اول صبح رسما رحلت امام اعلام شد. از ساعت 7 صبح همه آمدند سفارت. آن موقع رهبران سیاسی لبنان در اوج اختلاف و جنگ های مسلحانه بودند. چه روز دیدنی بود. کسی جز امام خمینی نمی توانست آن همه رهبران در حال جنگ را دور هم جمع کند. ظهر 14 خرداد با یک هواپیما پر از شخصیت های فرهنگی به طرف ایران پرواز کردیم. یک راست رفتم جماران. جلسه غیر رسمی مجمع روحانیون بود...بحث مرجعیت بود و کسی که ولایت فقیه را قبول داشته باشد.
تخلف اطرافیان رئیس جمهور کره، به دستبدن زدن وی منجر شد/ پارتی بازی باید حذف شود
: چند روزی بود که امام راحل در بستر بیماری بودند. یک روز یا کمتر از یک روز از رحلت امام ، حاج احمد آقا با این جانب تماس گرفتند و فرمودند که حال امام خوب نیست و شما مراقبت بیشتری داشته باشید. آن موقع که امام راحل بستری شدند، به ذهنم رسید که شاید منافقین بخواهند از مرزهای غربی کشور اقداماتی انجام دهند. به همین دلیل بعد از فرمایش احمد آقا با هواپیمایی به کرمانشاه و از آنجا به خط مقدم رفتم و به همه
روایتی از روزهای سخت اسارت و دلتنگی برای امام(ره)/ حکایت جوان محصلی که سخت ترین شکنجه ها هم نتوانست ...
جی گذاشتم و با خود و خدا نجوا کردم از همه جا نا امید شده بودم گفتم یا امام زمان این علمیات با نام شما آغاز شده دست و پای دوستانم قطع شده خودت مرا یاری کن ناگهان همان یک گلوله را شلیک کردم و درست وسط سنگر عراقی ها اصابت کرد. تصمیم گرفتم به عقب برگردم، سینه خیز به عقب برمی گشتم که یکی مرا صدا زد به طرفش رفتم دیدم یکی از رزمندگان است که یک دست و یک پایش قطع شده بود گفتم با این وضعیت از
توصیه امام خمینی (ره) به مردم میبد چه بود؟!
خمینی(ره) به نجف تبعید شدند، از نزدیک از محضر معظم له کسب فیض نمود و حاصل این ارتباط نزدیک با امام(ره) خاطرات زیبایی است که ایشان مدتی پیش، ذیل کتابچه ای غیرسمی، آن را به رشته تحریر درآورده است. ... { پس از پیروزی انقلاب} چند بار به دیدن ایشان رفتم. اوایل وقتی که آقا به قم آمدند به دیدنش رفتم. در آن سفر پدرم و اهل علم و امام جمعه میبد را هم با خودم بردم. اوایل انقلاب آقا (علی اکبر
وقتی غیر ایرانی ها هم برای امام ایرانی ها اشک می ریزند
خبرگزاری ایمنا - گروه سیاسی: معمولا رسم بر این است که ایرانیها در روزهای 14 و 155 خرداد در هر کجا که باشند خود را به تهران می رسانند تا در مراسم سالگرد رهبر فقید انقلاب شرکت کنند و بار دیگر با اهداف آرمانهای او تجدید میثاق کنند. اما من برای انجام یک کار اداری ناچار شدم یک هفته پیش از مراسم سالگرد امام راهی تهران شوم؛ هر چند نتوانستم از حضور در حرم امام چشم پوشی کنم و برای ساعاتی هر چند اندک به
داستان انحلال یک حزب / چه عواملی موجب پایان کار حزب جمهوری اسلامی را فراهم کرد؟
نخست وزیری به همراه محمد علی رجایی به فیض شهادت نائل آمد. از آن هنگام تا زمان تعطیلی حزب، آیت الله خامنه ای رهبرمعظم انقلاب دبیرکلی حزب را برعهده گرفتند. این حزب در خرداد ماه 1366 منحل شد اما یاد و خاطره آن همچنان در بین بسیاری از آحاد مردم وجود دارد و هنوز هم بسیاری از سیاست مداران کنونی کشور تربیت شدگان یا اعضای شورای مرکزی این حزب هستند. به مناسبت سالروز انحلال حزب جمهوری
طلبه ای که برای بچه ها قصه می خواند
محله ای بودیم، جوانی مسجدی و اهل مطالعه،گاهی که در دست او مجله می دیدم، مجلات را به من می داد و من می خواندم، از طرفی معلمی داشتم که مسئول کتابخانه بود و به من برچسب"نوجوان کتابخوان" زده بود، همه ی اینها مرا با دنیای مطالعه آشنا و نمک گیرم کرد کتاب ها را قسطی می دادم این طلبه ی خوش ذوق زمانی که برای تحصیل در قم ساکن شد و حجم کتاب فروشی ها را دید بیشتر از همیشه نبود کتاب در
ماجرای ترور نافرجام احمد خمینی
این سه ماه به علت شدت علاقه به امام و حفاظت از بیت شش سال شد از اواخر سال 60تا سال 66در خدمت جماران و بیت حضرت امام بود. محافظ امام خمینی(ره) گفت: بعدا که به بیت امام رفتم متوجه شدم قرار بود محافظت از بیت و شخص امام را داشته باشم، آن زمان به خاطر بحث منافقین و نفوذی ها و انفجار دفتر نخست وزیری احتیاط می شد، حاج احمد خمینی از ائمه جمعه خواسته بودند که چند نیروی سالم و شناخته شده برای حفاظت