سایر منابع:
سایر خبرها
خوردن زهر به از خانه نشینی مرد
چه سکوت مسخره ای! صدای دستگاه پول شمار مثل آونگ هیپنوتیزم، ذهن را بازی می دهد. مسئول بانک دسته دسته پولها را می شمارد و کنار هم می چیند. تقریبا از آخرین مشتری های امروز هستم. دو مرد و خانم مسنی که روی صندلی چرت می زند، برگه نوبت به دست منتظرند. مردها با موبایل سرگرمند و هر از گاهی، نگاهی رد و بدل می کنند. کارکنان بانک برای ناهار به تراس بالای باجه رفته اند. چند روزی بیشتر از شروع کارم نمی
استناد امام رضا(ع) به نبوت حضرت عیسی(ع) برای شبهه امامت فرزندش
]. امّا ایشان اولاً قول به مسموم شدن امام جواد علیه السّلام را به عنوان یکی از اقوال در شهادت ایشان بیان کرده است. [10] ثانیاً: ایشان چند صفحه بعد در کتابش روایتی را ذکر می کند که این روایت دلالت بر این دارد که آن حضرت مورد سوء قصد واقع شده اند. ایشان به نقل از اسماعیل بن مهران روایت می کند که گفت: هنگامی که امام جواد علیه السّلام بار اول (دوران مأمون) از مدینه به بغداد آمد، به آن حضرت
مجری تلویزیون: سیاست باز نیستم
/> - برنامه های موفق و برند می توانند به منافع فرهنگی و اقتصادی هر دو کمک کنند. به طور مثال مردم در ضمیر ناخودآگاه خود به آگهی های بازرگانی که در این برنامه ها و یا قبل و بعد از آنها پخش می شود اطمینان بیشتری خواهند داشت و همین اطمینان باعث پیدایش نوعی چرخه اقتصادی می شود. من سوالی از شما دارم. ما چند میلیون نفر خانم خانه دار در جامعه داریم؟ چند درصد از این افراد در روز پای سریال
داود میرباقری: این که از زن حمایت کنی فمینیسم نیست، قهوه خانه هم لمپنیسم نیست
است و هیچ اثری ندارد. و همین نگاه او به کار و اجرا و خلق است که گپ و گفت با داوود میرباقری را از سطح به تعمق می برد و راه به دیگر سوی ذهنیت و اندیشه باز می کند. با داوود میرباقری درباره سریال دندون طلا که این روزها در حال انتشار است، گپ زدم؛ سریالی که 15 سال پیش به همین نام روی صحنه تئاتر رفت و بازخوردهای متفاوتی داشت. پس از 14 یا 15 سال دوباره به سراغ دندون طلا رفتید، تفاوت پرداخت
عروس قاتل بعد از 8 سال آزاد شد
پا می شود. مدتی از این ماجرا گذشت و من هم فراموش کرده بودم قرص برنج دارم. تا اینکه روز حادثه وقتی در خانه نبودم شوهرم به من گفت معده درد گرفته است و از من خواست کاری کنم. گفتم خودم را سریع به خانه می رسانم. دنبال داروی رانیتیدین که مسکن معده است، می گشت که بخورد. بعد گفت دارو را خورده اما حالش همچنان بد است. متهم گفت: در این مدت به چند نفر از آشنایان زنگ زدم که تا من خودم را می رسانم
روایت زنانه رانندگی در تهران
های بدی که داشتم، کمی برخوردم را تغییر داد. یک بار از یک ماشین شاسی بلند خیلی اصولی و بر اساس مقررات رانندگی سبقت گرفتم اما راننده و مسافر کنارش با ماشین دنبالم کردند و چند کوچه جلوتر پیچیدند جلوی ماشینم و از ماشین پیاده شدند. با دست می کوبیدند روی کاپوت ماشین و فریاد می کشیدند و فحش می دادند. من هیچ کاری از دستم برنمی آمد. فقط شیشه ها را داده بودم بالا و دستم روی بوق بود. سال اول دانشگاه بودم و
زندانی که بشود داخل آن سکه برد,کویت است/غرضی لامپ خانه اش را هم نمی تواند عوض کند و شده مهندس برق
گفت: در فلان خیابانِ بوستان یا گلستان، یک سری خانه هست که نمی دانم مال چه کسانی است؟ یک عده اراذل و اوباش هم آنجا را گرفته اند!من رفتم خانه ها را بگیرم، گفتند: آشیخ! برو و گرنه تو را می زنیم!... رفتیم و دیدیم آنجا چند تا خانه است و یک مشت دختر وپسر آنجا هستند و معلوم نیست می خواهند چه کار کنند؟ بیشترشان هم چپی ها بودند. نیروهای ما هم، بیشتر نیروهای نظامی و از بچه های نیروی هوایی
عروس خطاکار از طناب دار فاصله گرفت
اتهام قتل را به گردن او انداخت و مدعی شد که شوهرش به دست هوشنگ کشته شده است. از سوی دیگر گزارش پزشکی قانونی هم مشخص کرد که مقتول به علت پارگی طحال و شکستگی قفسه سینه بر اثر اصابت جسمی فوت شده است. چند سال بعد از وقوع حادثه با دستگیری هوشنگ، پرونده بار دیگر به جریان افتاد. او به تصور اینکه آب ها از آسیاب افتاده از مرزهای غربی وارد کشور شده بود که دستگیر شد. هوشنگ وقتی مورد تحقیق قرار گرفت راز
مزایده زوج میانسال برای فروش کلیه به دلیل فقر شدید!
کمیته امداد می گیرد. فروشنده کلیه می گوید: کمیته امداد هر دو ماه 50 هزار تومان به ما می دهد که این پول دردی دوا نمی کند. چهار سال پیش تصمیم گرفتم قطعه زمینی را که داشتم به یک دامداری تبدیل کنم اما بعد از ماه ها دوندگی در این رابطه، متاسفانه مسئولان بانک به من گفتند اگر می خواهی وامی به شما بدهیم دو ضامن با وثیقه هر کدام 200 میلیون تومانی به بانک معرفی کن تا وام 400 میلیون تومانی دریافت
مرد معتاد زنش را به اجبار در اختیار دوستش قرار می داد
از وی خواستم خانه ام را ترک کند. او بیرون رفت همان لحظه به خانواده شوهرم زنگ زدم اما کسی گوشی را برنداشت بناچار به مادرم زنگ زدم گفتم قادر به دست دوستش به قتل رسیده است. با اعترافات این زن، محمد بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. این مرد در بازجویی ها قتل قادر را به گردن گرفت و گفت ناخواسته وی را زیر گرفته است. در دادگاه صبح دیروز این زن و مرد خیانتکار در شعبه
30 تا 35 درصد زنان آمریکایی مورد خشونت خانگی قرار می گیرند/ اعتیاد مهم ترین دلیل خشونت خانگی علیه زنان
: 15 سال پیش این قیافه ای نبودم! با دست به همسرش اشاره می کند و با کلماتی توهین آمیز علیه زن ادامه می دهد که این زن و خانواده اش و بعد هم بچه هایش مرا به این روز انداختند!! از سر و وضع او مشخص است که اعتیاد شدید دارد و به دنبال مقصری برای این بیماری خود و شکست هایی که به خاطر آن بر زندگی اش وارد کرده است. زن که مشخص است چند سالی از او کوچکتر می باشد، سکوت کرده و هیچ نمی گوید. اما پسر
اقدام زوج نیازمند برای فروش کلیه هایشان
کمیته امداد می گیرد. فروشنده کلیه می گوید: کمیته امداد هر دو ماه 50 هزار تومان به ما می دهد که این پول دردی دوا نمی کند. چهار سال پیش تصمیم گرفتم قطعه زمینی را که داشتم به یک دامداری تبدیل کنم اما بعد از ماه ها دوندگی در این رابطه، متاسفانه مسئولان بانک به من گفتند اگر می خواهی وامی به شما بدهیم دو ضامن با وثیقه هر کدام 200 میلیون تومانی به بانک معرفی کن تا وام 400 میلیون تومانی دریافت کنی
قتل زن 65 ساله در حیاط پشتی خانه بعد از سرقت طلا
ایران نوشت: عصر روز شنبه 21 شهریور ماه سال جاری ساکنان محله چاله پشت شهر نکا با شنیدن فریاد های کمک خواهی یکی از همسایه ها به طرف خانه ویلایی او دویدند. آنان وقتی خود را به این محل رساندند با پیکر بی حرکت زن همسایه در حالی روبه رو شدند که در محوطه پشتی حیاط خانه روی زمین افتاده بود. با اطلاع این ماجرا به پلیس، اکیپی از مأموران پلیس بسرعت خود را به محل حادثه رسانده و تحقیق در
سند نجات مادر بزرگ ونوه هایش برای عروس
به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، پنجم مردادماه سال 87 مأموران پلیس نهاوند در جریان کشف جسد مردی در دره ای قرار گرفتند . مأموران با حضور در این دره پی بردند مردی به نام رحمت بعد از قتل در آنجا رها شده است . برادر رحمت در تحقیقات گفت : برادرم بازنشسته آموزش و پرورش بود و از چند روز پیش خانه اش را ترک کرد . با همسر و بچه هایش خیلی جست وجو کردیم اما نشانی از او پیدا
انتقاد شدید فرزند آیت الله طالقانی به غرضی و فرزندان هاشمی/ تولد تضمینی 8000 کودک به شرط تامین اعتبار/ ...
است. انتقاد شدید فرزند آیت الله طالقانی به فرزندان هاشمی و غرضی سیدمهدی طالقانی فرزند آیت الله طالقانی در گفت و گو با روزنامه جوان گفت، وضعیت مالی و اقتصادی فرزندان طالقانی روشن است،وضعیت فرزندان آقای هاشمی هم روشن است.ببینید آش چقدر شور است که وقتی ظاهرا آنها را می گیرند و به زندان می برند،بعد از چند روز،از آنها 30 تا سکه طلا، تلفن همراه و سایر تجهیزات را کشف می کنند! زندانی
انتقاد شدید فرزند آیت الله طالقانی به غرضی و فرزندان هاشمی/ تولد تضمینی 8000 کودک به شرط تامین اعتبار/ ...
امروزشان بایستی بازگشت به حاکمیت و ایجاد پیوند و بازسازی گذشته است. انتقاد شدید فرزند آیت الله طالقانی به فرزندان هاشمی و غرضی سیدمهدی طالقانی فرزند آیت الله طالقانی در گفت و گو با روزنامه جوان گفت، وضعیت مالی و اقتصادی فرزندان طالقانی روشن است،وضعیت فرزندان آقای هاشمی هم روشن است.ببینید آش چقدر شور است که وقتی ظاهرا آنها را می گیرند و به زندان می برند،بعد از چند روز،از آنها 30 تا
قدم اول برای رسیدن به سعادت ماندگار!
من بودم که باید درها را می زدم. من هم این کار را کردم .آن سوی خیابان رفتم و درخواست کردم تا به عنوان خبرنگار استخدام شوم. حدث می زنید چه شد؟ بی فایده بود! (باید هم بی فایده باشد! آنها احمق نبودند و من هم شرایط لازم برای کار را نداشتم. خوب هرکاری اصولی دارد!) اما هنوز از این لحظه به عنوان یکی از مهم ترین لحظات عمرم یاد می کنم، چرا که جسورانه ترینش بوده! وقتی آن روز به خانه برگشتم، همچنان
دخترانی با سراب شهر آرزوها
روز که پدرم با من دعوای سختی کرد با او حرف زدم و او گفت اگر فرار کنم به من جا و مکان می دهد و هوایم را دارد. به من گفت باغ پدری اش خالی است و سالی یک بار هم کسی آنجا نمی رود. سرانجام تصمیم خودم را گرفتم و پول و طلا هایم را برداشتم و شب اول را در یک مسافرخانه سپری کردم. طوری رفتار کردم که فکر کنند دانشجویم. صبح روز بعد با یک ماشین دربست کرایه به شهرستان رفتم. روزهای اول همه چیز رؤیایی بود
مزایده زوج میانسال برای فروش کلیه!
می گیرد. فروشنده کلیه می گوید: کمیته امداد هر دو ماه 50 هزار تومان به ما می دهد که این پول دردی دوا نمی کند. چهار سال پیش تصمیم گرفتم قطعه زمینی را که داشتم به یک دامداری تبدیل کنم اما بعد از ماه ها دوندگی در این رابطه، متاسفانه مسئولان بانک به من گفتند اگر می خواهی وامی به شما بدهیم دو ضامن با وثیقه هر کدام 200 میلیون تومانی به بانک معرفی کن تا وام 400 میلیون تومانی دریافت کنی. سراغ
وارد جنگ زرگری استقلال و پرسپولیس نمی شوم/دیر یا زود به مادرید می رسم
هجرت کنی. * شنیدیم یکی از مهم ترین گل هایت را به مادرت پیشکش کردی؛ مادری که صبح تا شب مدام سردارش را دعا می کند! بله، وقتی به زسکا گل زدم به سمت دوربین ها رفتم و مادر را فریاد زدم گل زدن به تیم بالانشین لیگ روسیه کار کوچکی نبود اما دعای مادر کاری کرد که روسفید شوم من هرچه دارم از محبت پدر و مادراست. * در مقاطعی از آرسنال و چند باشگاه بزرگ دیگر پیشنهاداتی داشتی؛ هنوز هم به آن
ازدواج های رنگی
شوهرش را تنها بگذارد و نمی تواند بیشتر از این او را از بچّه هایش دور نگه دارد. هر روز به خانه دخترم می رفتم و به او سرمی زدم. بعد از مدتی پروین برای پسرهایش پرستار گرفت و رفت و آمد من به خانه دخترم کمتر از گذشته شد و بیشتر دخترم به خانه ما می آمد؛ دو سال بعد متوجه درگیری های پروین و پرویز شدم، دخترم صبوری می کرد و سعی داشت چیزی به من نگوید تا من متوجّه این اختلاف ها نشوم. وقتی ماجرا
نگاهی به حیات نورانی امام جواد علیه السلام
امام(ع) داوود بن قاسم می گوید: روزی با حضرت جواد به باغی رفتیم. به او گفتم: فدایت شوم! من به خوردن گل حریص هستم. دعایی درباره من بفرمایید! (که این عادت از من دور شود) حضرت پاسخی نداد و پس از چند روز بدون مقدمه فرمود: ای ابا هاشم! خداوند خوردن گِل را از تو دور ساخت. ، ابو هاشم گوید: از آن روز به بعد چیزی در نزد من بدتر و مبغوض تر از گل نبود. بارور شدن درخت در سفر بازگشت امام جواد
قاتل سپهر کوچولو: صدایی گفت او را بکش!
کودکی خودم را می دیدم انگار خودم بودم که داشتم در خیابان راه می رفتم و صدا هم مرتب به من می گفت زود باش او را بکش. وقتی پسرک را زدم، قصدم این نبود که فرار کنم می خواستم از خانه مان دور شوم تا مادرم ناراحت نشود . وی درباره اینکه چاقو را چه کرده است گفت: بعد از قتل چاقو را به شخصی دادم و از او مواد گرفتم، نیاز داشتم که مصرف کنم حالم اصلا خوب نبود. بعد هم که بازداشت شدم .با توجه به ادعای
مهدی مناجاتی از دل شکسته اش می گوید
از مسابقات در جام 112 تیمی تهران در گروه خودمان قهرمانی را از دست دادیم و از مسابقات دسته اول تهران حذف شدیم. اینجا بود که همه بچه ها از تیم رفتند و فقط من ماندم. یک مشت جوان را هم دور هم جمع کردم و به نیمه نهایی جام حذفی سال 60 رسیدیم. در سال 61 مسابقات دسته دوم تهران برگزار نشد و ما یک سال دیگر صبر کردیم و در سال 62 قهرمان دسته دوم شدیم و به دسته اول آمدیم. تیم دریانوردان هم بعد از ما دوم شد
انتخاب های سخت (17)
برتری داشتند و توجهی به او نمی کردند تا اینکه یک قاضی از دختر جوان سوال کرد که چرا به آنجا آمده است. نجود گفت طلاق می خواهد. وکیلی به نام شادا ناصر به نجات او آمد. آنها با یکدیگر یمن و جهان را از رهگذر نبرد در دادگاه به لرزه در آوردند. من در آن جلسه اشاره کردم که داستان نجود باید الهام بخش مردم یمن برای پایان دادن به ازدواج کودکان یک بار برای همیشه باشد. وقتی روز بعد به عمان رفتم، تباین و
وقتی کلاس استادقرائتی به فریاددونامزدرسید!
عقیق : بخش دیگری از خاطرات حجت الاسلام والمسلمین قرائتی را منتشر می کند. آقای قرائتی را نمی شناسم! در جبهه کارت شناسایی نداشتم. به اطمینان اینکه فرد شناخته شده ای هستم، بدون کارت در هر پادگانی وارد می شدم؛ تا اینکه در یک پادگان یکی از بچه های بسیج مانع ورود ما شد و گفت: نمی گذارم داخل شوید. اطرافیان گفتند: ایشان آقای قرائتی است. گفت: هر که می خواهد باشد. از او
روایت زندگی و مرگ / نگاهی به نمایش ̋شب بخیر جناب کنت ̋ امیرحسین گلشنی
سال هاست که برای حضور در چنین مراسمی هیجان دارند و سعی می کنند به بهترین نحو ممکن به نظر برسند. در واقع این زن و مرد سالخورده نمی خواهند اطرافیان شان فکر کنند که آنها ازکار افتاده شده اند و دیگر به درد نمی خورند، بلکه می خواهند همچنان نشان دهند که هستند، زنده و پای برجا. روایت "شب بخیر جناب کنت" روایت این شب به یادماندنی برای این زن و مرد سالخورده است. روایت داستان عاشقانه آشنایی آنها
مرحوم آیت الله طالقانی و پاسخ به چند سؤال همیشگی
اداره ارتش را دارم، از انجام نظر جنابعالی و آزاد کردن افرادی که به داخل پادگان به منظور قتل و غارت هجوم برده اند، و تا زمانی که متجاوزین گمراه، شهر را به وضع آرام قبل برنگردانند، یعنی تا زمانی که رادیو و تلویزیون در دست افراد مجاهد از کرمانشاه و ساختمان های ستاد لشکر و فرودگاه مجدداً به مسئولین معین واگذار نگردد و سرهنگ صفوی فرمانده لشکر 28 کردستان خود را به ستاد نیرو در تهران معرفی ننماید، با وجود
ویژه نامه اینترنتی ساقی جود و کرم منتشر شد
کند که : یک روز برادرم حضرت رضا علیه السلام مرا خواست و فرمود: امشب فرزند مبارک خیزران متولد می شود و لازم است که تو در زمان ولادت حاضر باشی . من در حضور حضرت رضا علیه السلام ماندم زمانیکه شب فرا رسید آن بزرگوار مرا با خیزران و زنان قابله وارد اطاق و خود آن حضرت پس از آن که چراغی برای ما روشن کرد از اطاق خارج شد و در را به روی ما بست. زمانی که درد زایمان بر سبیکه مادر آن حضرت
آثار امام جواد تا ابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است
) را به دنیا می آورد که افراد را به خداوند ترغیب می کند و مدافع حریم الهی است. وی افزود: مرحوم کلینی به سند خودش از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود: پدرم امام باقر(ع) به جابر فرمود می خواهم مطالبی را از تو بپرسم کی فرصت داری عرض کرد هر موقع شما بفرمائید حضرت یک روزی که با جابر تنها بودند، فرمود می خواهم از تو درباره صحیفه ای که مادرم حضرت زهرا(ع) به تو نشان داده بپرسم برای من بگو عرضه