سایر منابع:
سایر خبرها
خوش گذرانی های بازیگر معروف زن + عکس
/> چند سال پیش هم در زندگی شخصی ام یک تصادف خیلی سنگین داشتم. درواقع با سرعت بالا توی جاده رانندگی می کردم که لاستیک جلوی ماشین ترکید و ماشین منحرف شد. این حادثه باعث شد مدت زیادی در بیمارستان بستری شوم؛ دنده هایم شکست، طحالم را از دست دادم و جراحت های زیادی پیدا کردم. برای همین اتفاقات است که همیشه امیدوارم هیچ وقت چنین حوادثی برای کسی رخ ندهد و همه سلامت و تندرست باشند. بازیگری از 14
سامی یوسف: ایران در قلب من است
بود. حتی جالب است که بگویم زمانی که به هند رفتم، آقای رحمان خواست هزینه بلیط و هتل من را بپردازد اما من به او چنین اجازه ای را ندادم و به او گفتم: “من به خاطر تو نیامدم، من به خاطر پیامبرم به هند آمده ام”. می خواهم بگویم در واقع من به هیچ دلیل دیگری مگر پیامبرم به آنجا نرفتم و نیت من ادای احترام به پیامبرم بود، چیز دیگری برای گفتن نیست، فقط اینکه خدا را از این بابت شاکرم. خوب
سلفی بازیگران در استخر/کمیسیون برجام پای هلیکوپتر/شوق خرید گلاره عباسی
کشید دنبالش بگردد! خانم معصومه آباد (قهرمان کتاب من زنده ام) که کنار من بود، مسأله را منتقل کرد. جعبه سکه را پیدا کردم و خدمت ش رسیدم و پس از خوش و بش مجدد، هدیه را به او دادم. حضار هم فکر کردند، من از ایشان بیشتر خوشم آمده است! خنده هر دومان از ته دل است. . *** پی نوشت ********* . یکی از رؤسای جمهور کشورمان می گفت در یکی از مجامع بین المللی، پس
داود میرباقری:اینکه از زن حمایت کنی فمینیسم نیست قهوه خانه هم لمپنیسم نیست
این نمایش وجود داشته، دست نبرده ام، یکی دو بار صحنه هایی را تست کردم و تغییر دادم خوب نشد، دیدم بهترین فرم همان است که قبلا وجود داشته است. در مجموع به این نتیجه رسیدم که در نمایشنامه یکسری صحنه ها کم داریم که باید اضافه شود و آن هم به خاطر منطق روایی است. شما روی نمایشی دست گذاشته اید که به سنت نمایش تخته حوضی (روحوضی) رجعت دارد، نمایش تخته حوضی با ریتم، شعر و موسیقی است و این قابلیت
در مورد استقلال با من کل کل نکنید
اکبر عبدی که اهالی سینما او را عمواکبر صدا می زنند، به تازگی جلوی دوربین مسعود ده نمکی در فیلم سینمایی رسوایی2 حاضر شده و یک نقش متفاوت را بازی می کند تا به خودش ثابت کند برای یک بازیگر کمدی سخت نیست که نقش جدی بازی کند. عمواکبر سینمای ایران هیچ وقت جلو و پشت دوربین دست از شوخی هایش برنمی دارد اما در پروژه رسوایی2 به دلیل بازی در نقش یک کاراکتر جدی و حساس و به احترام لباس روحانیت، با
علی آبادی ریشه فوتبال را سوزاند
/> رییس اسبق سازمان تر بیت بدنی اظها ر کرد: زمانی که مدیر ورزش بودم، با بورس وارد مذاکره شدم. با وجود این که باشگاه هم از سهامی عام نبود آن را سهامی عام کردم. به طوری که دو بار طرح خصوصی سازی را با هماهنگی سازمان خصوصی سازی به دولت ارائه دادم، مبنی بر این که طی بازه زمانی پنج – شش سال کار را انجام دهیم. به طوری که 100 درصد سهام حداکثر 34 درصد دست دولت بماند به عنوان مجمع فوق العاده که اگر
مهاجم استقلال: زوج سردار،طارمی برایم مهم نیست
دادم. از آن مدرسه فوتبال، چه بازیکنانی به سطح اول لیگ رسیدند؟ کریم انصاری فرد، مهرداد بایرامی و چند بازیکن دیگر. برخی ها نیز در لیگ دسته اول حضور دارند. سقف آرزوهای شهباززاده کجاست؟ دنبال هدفی بودم که به فوتبال آمدم. به این مسیر ادامه می دهم تا به آن چیزی که می خواهم برسم. نمی توانم بگویم این هدف چیست ولی تا جایی که بتوانم به مسیری که در پیش گرفته ام
جبهه معشوقی بود که 18 بار دست رد به سینه ام زد
دو، سه باری اقدام کردم و دوباره نتیجه نگرفتم. بنابراین تصمیم گرفتم به مرکز استان یعنی اصفهان بروم. آنجا بزرگ بود و مراکز ثبت نام و اعزام به جبهه آنقدر متعدد بود که می شد چندین بار اقدام کنی و تو را نشناسند و بالاخره بعد از 18 بار تلاش نافرجام، بار نوزدهم موفق شدم. برای اینکه شما را قبول کنند، چه ترفندهایی به کار می بردید؟ اولین ترفند دست بردن در شناسنامه بود که سنم را از
عفت مرعشی بنیان گذار دیپلماسی جدید در ایران!
رفسنجانی با بیان اینکه کسی که جزو سران فتنه بوده و نظام مانند دوتن دیگر او را محصور نکرده امروز امر بر او اشتباه نشود، گفت : کسی که خود را پیشگوی حوادث 88 عنوان می کند و می گوید “من گفتم، من بیانیه دادم” در حقیقت پیشگویی نکرده است، ما اطلاعات دقیقی داریم که این آقا در فتنه دست داشته است. تردید افکنی در سلامت انتخابات به یکی از شیوه های مرسوم اپوزیسیون برای تحت فشار گذاشتن نظام و دلسرد کردن مردم در
هفت انتقاد از فیلم محمد رسول الله(ص) / یک سوال چهارگزینه ای درباره برجام
اسم صلح . آری صلح برای آنان یعنی برایت فرقی نداشته باشد که هزاران نفر در هیروشیما در چند ثانیه نابود شوند یا کودکی به خاطر نجات جانش از دست تروریست ها ، دل به تُشک نرم موج های دریا بدهد و در آغوش گرم ساحل آرام بخوابد... وبلاگ بهار هستی نوشت :دسته بخشش طبیعت را ما بسته ایم، چرا؟ لبانت خشکیده است تشنه ای و بی قرار آسمان هم با تو قهر کرده است دوردست ها هم خبری نیست
شهدی که تلخ کردند !!!
این سوال که چرا نمی شود یک کاری را تا آخر، درست و حسابی انجام داد، همواره در ذهنم بوده است. چرا عده ای اصرار دارند تلخی بر کام و دهان مردم باقی بگذارند؟ چا کارهای خوب و قابل تقدیر را با بی حوصله گی و عدم نظارت؛ به مذاق مردم زهر می کنیم؟ پروژه گازرسانی به بافق از آن دست کارهای ارزشمندی است که درحال انجام است_ اگرچه بسیار دیر این عمل صورت گرفته است_ اما همین کار خوب با ندانم کاری و عدم
تاریخ درباره نبرد آبی های پایتخت و تبریز چه می گوید؟
نمی کرد اما امروز شاهد هستیم که تماس می گیرند و می گویند او باید در تمرینات حاضر شود. مگر این بازیکن در لیگ بازی ندارد و یا تعهدی به تیمش ندارد. سرپرست تیم استقلال که در کمیته جوانان هم مسئولیت دارد 300 هزار بار با بازیکن ما تماس گرفت. این کار به هیچ عنوان درست نیست. خطیبی در پایان در مورد داوری دیدار گسترش فولاد - استقلال گفت: اصلاً نمی خواهم در مورد داوری صحبت کنم اما تا موقعی که در
غنای فرهنگی شیعه در عصر امام جواد علیه السلام
/> ابوجعفر به او فرمود: ای عمو بنشین ، خدایت رحمت کند. او گفت : آقی من ! چگونه من بنشینم و تو ایستاده باشی . وقتی علی بن جعفر به مسند خود برگشت اصحابش او را سرزنش کرده می گفتند: شما عموی پدر او هستید و با او اینگونه رفتار می کنید؟! وی دست به ریش خود گرفت و گفت : خاموش باشید اگر خدای عزوجل این ریش سفید را سزاوار (امامت ) ندانست و این کودک را سزاوار دانست و به او
مصاحبه منتشره نشده پدر فرمانده ناجا/ خاطره دیدار با رهبر انقلاب
. - پس به مداحی علاقه داشتید؟ بله، از اول علاقه مند بودم، اگر علاقه نداشتم مداح نمی شدم. شاید هنوز مکتب نرفته بودم یا تازه رفته بودم که پدر و برادرم من را همراهشان به جلسات عزاداری و روضه های هفتگی می بردند و همین طور که اشعار را می خواندند حفظ می شدم و می خواندم. - از کی شروع به شعر گفتن کردید؟ در سیزده سالگی مادر عزیزم را از دست دادم و نخستین شعرم را
بهزاد فراهانی: آن موقع هم از بوی باروت خوشم می آمد
بازیگران پرقدرت ما. درواقع، او نیروی آرام بخش گروه هنر ملی بود. هر وقت مسئله ای پیش می آمد، آن را حل می کرد. یادم است 70 نفر بودیم. ضمنا پیشتیبان اندیشه های نو بود. نمی خواهم بگویم از عباس جوانمرد سر بود؛ بلکه چیزی هم از کسی کم نداشت. در گروه هنر ملی بهرام بیضایی، بیژن مفید، علی حاتمی، محمود دولت آبادی و ... بودند و نصرت از کسی کم نداشت. او اندیشه های ناب و پاکی داشت. به همین دلیل پرداختن به او و یاد
زندانی که بشود داخل آن سکه برد,زندان نیست,کویت است/غرضی لامپ خانه اش را هم نمی تواند عوض کند و شده مهندس ...
: نتوانستیم برویم ،لذا کارها به دست افرادی از قبیل اسماعیل زاده و بدیع زادگان وغیره افتاد. از جمله خبط ها و هرج و مرج هایی که در دفتر آقای طالقانی برمی شمارد این است که بخش زیادی از اموال امریکایی ها بعد از انقلاب به دست دفتر آقای طالقانی افتاد و اصلاً معلوم نشد چه شد و کجا رفت... عرض خواهم کرد کجا رفت... *با توجه به اینکه شما متولی حفظ اموال امریکایی ها در ایران بودید، این
آگاهی تاریخی از زندگی ومکتب علمی جوادالائمه(ع)
که در نظر داشتم با آن حضرت گفتگو کردم و او همه را جواب فرمود. به ایشان عرض کردم: می خواهم سؤالی از شما بپرسم ولی بخدا قسم خجالت می کشم. امام (ع) فرمود:من از آن سؤال به تو خبر می دهم قبل از آن که بپرسی، می خواهی سؤال کنی که امام کیست؟ عرض کردم: بخدا قسم سؤال مورد نظرم همان است. فرمود: من امام هستم، عرض کردم نشانه ای می خواهم تا یقین کنم. آن حضرت در دست خود عصایی داشت، وقتی من چنین گفتم
دو کرامت از امام محمد بن علی التقی(ع)
از آن سؤال به تو خبر می دهم قبل از آن که بپرسی، می خواهی سؤال کنی که امام کیست؟ عرض کردم: بخدا قسم سؤال مورد نظرم همان است. فرمود: من امام هستم. عرض کردم: نشانه ای می خواهم تا یقین کنم. آن حضرت در دست خود عصایی داشت. وقتی من چنین گفتم فوراً آن عصا شروع به صحبت کرد و گفت: ""إنّ مولای امام هذا الزمان و هو الحجّة." یعنی : براستی مولا و صاحب من امام این زمان است و او حجت پروردگار است. منبع: اصول کافی، ج 1، ص 353.
منصوریان: تا آخرین نفس تلاش می کنیم
راضی هستم و مهم ترین مسئله ای که در این روزها برای ما اتفاق افتاد این بود که مدیریت باشگاه و حمایت وزارت نفت را پشت خودمان دیدیم و همه دست به دست هم داده اند تا به شرایط ایده آل برسیم. چقدر برای رسیدن به نتیجه دلخواه و صعود به جمع 4 تیم برتر قاره آسیا امیدوار هستید؟ اصلا و ابدا ناامید نیستم. تنها چیزی که اجازه ندادیم به اردوی ما بیاید و نقطه قوت تیم نفت باهوش همین امیدواری است
اظهارات خواندنی جوان اروپایی که شیعه شد
بکشم، به محض ورودم به خانه، دست پدر و پای مادرم را بوسیدم و از آن پس نمی گذاشتم حرفی از آنها زمین بماند و یا دوبار تکرار شود و با جان و دل به آنها خدمت می کردم. وی یکی از برکات مسلمان شدنش را اصلاح روابط خانوادگی و احترام ویژه به پدر و مادر دانست و اظهار داشت: روزی پدرم مرا خطاب قرار داد که چرا هر روز دست من و پای مادرت را می بوسی و خودت را اینقدر کوچک می کنی لااقل تنها دست او را ببوس
طارمی: تلاش می کنم رکورد دایی را بشکنم
شد که در لیگ ایران مرا بشناسند. خدا را شاکرم که جواب اعتماد علی دایی را دادم. البته با یک سری مسائل، دایی را کنار گذاشتند که به اعتقاد من حق دایی این نبود و نباید با او این گونه رفتار کنند. من فوتبالم را مدیون علی دایی می دانم و همیشه این موضوع را در یاد خواهم داشت. البته باشگاه بزرگی چون پرسپولیس هم در پیشرفت فوتبال من تاثیرات زیادی داشت که نمی توانم آن ها را و محبت مدیران و مربیان این باشگاه را
نمکدوست: جریان اجتماعی به صرف تبلیغ و لایک و کامنت شکل نمی گیرد
برای مردم بنویسم که این کار را بکنید و آن کار را نکنید، خب چه اتفاقی می افتد. حتما آدم ها در دل و بر زبان خواهند گفت، راست می گویی خودت این کار را انجام بده! ضرب المثلی قدیمی که می گوید از کوزه همان برون تراود که در اوست گویای جنبه ای واقعی از کمپین های اجتماعی است. یعنی وجه بیرونی کمپین در ارتباط مستقیم و محکم با وجه درونی کمپین است. می خواهم بگویم اول باید درون کوزه درست شود که تراوش های بدنه
جام تلخی که با سروش قرآن عسل شد/ مرواریدهایی برای زندگی + فیلم
اول کلاس مربی متوجه نابینایی ام نشد. یک روز آیه ای پرسید، گفتم یاد نگرفته ام، با تعجب پرسید مگر قرآن نداری؟ جواب دادم ندارم. آن جا بود که همکلاسی هایم به مربی گفتند که روشن دل هستم. دریافت وی با ذکر این که با شروع حفظ قرآن راهش برای سوادآموزی هم باز شد افزود: به مدرسه روشن دلان حضرت عبدالعظیم معرفی شدم. در آن زمان قرآن بریل نداشتم، وضعیت مالی مان خیلی خوب نبود، تازه به ایران
السلام علیک یابن رئوف السلام علیک یابن کریم
تنگم شهید چشمانت جان من! بین خانه ی خود هم به خدا آنقدر غریبی که غربتت را کسی نمی فهمد تویی و قلب بی شکیبی که قفس غربت و دلی مجروح پر و بال پرنده می ریزد گریه می باری و کنارت باز ام فضل است خنده می ریزد سر به دیوار بی کسی داری در غروب غریب فاصله ها گم شده ناله های بی رمقت در هیاهوی شوم هلهله ها دگر آقا تو خوب می دانی ناله ی بی جواب یعنی
رفع حاجات دنیوی با توسل به جواد الائمه
کنی. من می خواهم خدای تعالی تو را بلند مرتبه کند و اگر عموهای تو درخواستی از تو داشتند کمتر از 50 دینار ندهی و اگر عمه های تو از تو درخواستی کردند کمتر از 25 دینار ندهی. وی یادآور شد: این قسمی است که پدر بزرگوار ایشان داده که از باب کبیر خارج شوند. یعنی ایشان دستِ دهنده دارد. الان هم حضرت با ما شیعیان از باب الکبیر وارد می شود، یعنی از باب بخشش. عضو خبرگان رهبری اظهار داشت
مهدی طارمی: من آقای گل ایران می شوم
روند را حفظ کنیم و دل هواداران را شاد کنیم. در پایان صحبتهایم می خواهم بگویم که امیدوارم اموز سردار برای روستوف در لیگ روسیه، گل بزند. سردار پتانسیل بالایی دارد و جایگاه او تیمهای معتبر اروپایی هستند. او می تواند و باید آقای گل روسیه شود. من هم که قول دادم در لیگ آقای گل شوم.
مسلمانانی که زمینه ساز شهادت امام جواد(ع) شدند / ظهور امام زمان(عج) پایان سکوت ائمه خداهد بود
انسان به آن جزا داده می شود، انسان با کمک معرفت کسب طاعت می کند، و بعد از مرگش نام نیک به دست می آورد. دانش حاکم، و ثروت محکوم است. ای کمیل بن زیاد، ثروت اندوزان در حالی که زنده اند مرده اند، و دانشمندان تا جایی که روزگار باقی است باقی اند، شخصشان با از دنیا رفتن گم شده، و شخصیّتشان در دل ها موجود است. بدان که در اینجا دانش فراوانی است- اشاره به سین ه اش فرموده- اگر برای آن افراد شایست ه ای می یافتم
امام جواد علیه السلام پاسدار حریم وحی
مدینه به حضور امام جواد علیه السلام رفتم، امام به من فرمود: ای قاسم! عمامه ات را در راه باد با خودش برد؟ گفتم: بلی. امام به خادم خود فرمود: برو عمامه قاسم را بیاور و او عیناً عمامه خودم را برایم آورد. من با شگفتی تمام به حضرت عرضه داشتم: ای پسر رسول خدا! این عمامه چگونه به دست شما رسید . امام پاسخ داد: تو در راه به مستمندی صدقه دادی و خداوند احسان تو را پذیرفت و به شکرانه آن، عمامه ات را به تو
دو کتاب شعر تازه از سوی انتشارات هزاره ققنوس منتشر شد
روی جلد کتاب ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با این کلاغ ها دفتر غزل مهدی صحرایی است که شامل 41 غزل عاشقانه و اجتماعی می شود. احساس می کنم که پر از آسمان شدم ، در هوای شهر ما، پرواز پیدا بود و نیست ، این روزها از زندگی یک عمر دورترم ، آهی کشیدم از دل و عمرم تباه شد ، کار توفان همه جا تیغ نشان دادن بود ، اگر چه سبز نبودم، اگر چه خار شدم ، دوست دارم دلم جوان باشد ، داغ هم زینت
حریم هشتمین خورشید در سوگ عروج جواد آل طه(ع) رنگ ماتم گرفت
، دیدگان بارانی تر و ناله ها رساتر می شد. صدای زائری که رو به سوی ضریح سراسر نور امامش اشک می بارید و تکرار می کرد رضاجان! تو را به جان جوادت هیچ زائری را از در خانه ات دست خالی برمگردان هر آدمی را منقلب می کرد. اصلا مگر می شود رضا(ع) را به جان جوادش قسم دهی و جوابی نشنوی؟ در این شب، نه تنها اهل زمین، که فرشتگان و ملائک در فراغ جوادالائمه(ع)، خون می گریند. آنان که اهل دلند در