سایر منابع:
سایر خبرها
سخنرانی دبیرکل حزب الله لبنان در سومین شب محرم
است از تعبیرها و الفاظ حقوقی استفاده کنند، از عبارات و جملات حقوقی در این باره استفاده می کنند، و درباره منافع حرف می زنند، و برخی از حسابررسی ها را در این زمینه مطرح می سازند. بدتر از همه این است که در این وهله اخیر در این راستا از معیارهای دینی سخن به میان آورده اند، چه می گویند؟ مدعی هستند اسلام چنین می گوید، ( با لبخند ) این بزرگ ترین جعل اسناد در طول تاریخ است، یعنی می گویند اسلام
معرفی کتاب های شعر عاشورایی انتشارات سوره مهر
رکاب امام حسین(ع)، بیان گریه و اندوه بر خیمه گاه امام حسین(ع) در شامگاه عاشورا، تصویری بر شهادت حر ّ و مردانه جنگیدنش، گرامیداشت پیرترین شهید کربلا حبیب بن مظاهر، به یاد سقای کربلا و دستهایی که ناجوانمردانه از بدنش جدا شد، تصویر نامه ای از شهادت حضرت عباس(ع)، تنهایی و بی یار و یاور ماندن امام حسین(ع) پس از شهادت یارانش، به یاد دردها و صبوریهای شیرزن کربلا حضرت زینب(ع)، به یاد چهارمین امام حضرت
هاشمی: بدون ایران امنیت برقرار نمی شود
راه خدا باشد، با روشنگری و نفوذ و ماندگاری در جوامع انسانی، به تدریج صاحبان قدرت، توپ، تانک و تمام سلاح ها را شکست می دهد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، عشق مردم به اهل بیت(ع) و انقلاب اسلامی را سرمایه ای ارزشمند برای کشور دانست و با تحلیل روند مبارزه علیه رژیم پهلوی گفت: در شرایطی که نه حزب و نه رسانه ای داشتیم، با بهره گیری از برنامه های ماه های محرم، صفر و رمضان و رهبری داهیانه امام
آل سعود مقصر فاجعه مناست/ بیانات مقام معظم رهبری جان تازه ای به کشورهای اسلامی داد
: بنابر ضرب المثلی هر چیزی به نازکی پاره می شود اما ظلم به کلفتی پاره خواهد شد؛ و خداوند به ظالمان دائم فرصت می دهد و سرانجام آل سعود سقوط خواهد کرد و مردم دنیا نیز به ظلم او پی خواهند برد. رسانه ها مبانی اعتقادی مردم را تقویت کنند حجت الاسلام والمسلمین کوهستانی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه باید از ماه محرم و این مدرسه حسینی درس بگیریم، از رسانه ها خواست با توجه به
درس خارج رهبری با چه موضوعی و چه روزهایی برگزار می شود
به گزارش مشرق، مدیریت حوزه علمیه استان تهران، لیست دروس خارج فقه و اصول و زمان برگزاری درس ها در حسینیه امام خمینی(ره) و مدارس علمیه مروی، امام خمینی(ره)، امام القائم(عج)، امام رضا(ع)، حضرت عبدالعظیم(ع)، علی بن ابیطالب(ع) و قائم چیذر شهر تهران را اعلام کرد. بر این اساس درس خارج فقه آیت الله العظمی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی با موضوع نماز مسافر، روزهای یک شنبه، دوشنبه و سه شنبه
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
بن زیاد در همان آغاز ورود خود به کوفه، زیرکانه در صدد استفاده از این نیروی قوی اجتماعی برآمد. به احتمال زیاد تجربه این کار را از پدرش زیاد در دوران حکومتش بر کوفه به دست آورده بود. او پس از اولین سخنرانی خود در مسجد جامع، به قصر آمده و عرفا را احضار کرد و خطاب به آنها چنین گفت: اکتبوا الی الغرباء و من فیکم من طلبة امیرالمؤمنین و من فیکم من الحروریة و اهل الریب الذین رأیهم الخلاف و الشقاق، فمن کتبهم
توصیه های رهبر انقلاب به هیئات مذهبی
جهان شده است. ما قبل از انقلاب با تمسک به همین آموزه ها مبارزه می کردیم. شهادت طلبی ها و مبارزه ی ما با طاغوت از همین منبرها شروع شد. یعنی این که حضرت امام رحمه الله عصر روز عاشورای سال 42 تشریف می برند به مدرسه ی فیضیه و آن منبر معروف خود را می روند و خطاب به شاه می گویند که ای جناب شاه! من به تو نصیحت می کنم، دست از این اعمال و رویه بردار، من میل ندارم که اگر روزی ارباب ها بخواهند تو بروی، مردم
امام حسینی که اصلاح طلبان به او معتقدند!/ نگاهی به برخی جسارتهای مدعیان اصلاح به سالارشهیدان(ع)
به گزارش شیرازه به نقل از روزنامه جوان، ایام محرم هر ساله با سوگواری و حزن و اندوه ناشی از ظلمی که به خاندان نبوت (ع) در طول سال های پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) شده آغاز می شود و اقشار مختلف مردم تلاش می کنند با شناخت بهتر عوامل و زمینه های به وجود آمدن حادثه عظیم عاشورا، در پیچ و خم تحولات تاریخی مانند بسیاری از سپاه عبیدالله بن زیاد دچار لغزش و اشتباه نشده و امام زمان خویش را تنها نگذارند
780مبلغ ویژه محرم به استان سمنان اعزام شدند
بسیار موثر است، ابراز داشت: کارگاه آموزشی مبلغان بانو با هدف پرهیز از باورهای نادرست در مسائل اعتقادی در سمنان، سرخه، مهدیشهر و دامغان به مدت 32 ساعت به ازای هر مبلغ بانو برگزار شده است. وی ادامه داد: همچنین ساماندهی مبلغان بانو در مناسبت های مختلف برای شرکت در مجموعه های آموزشی، مدارس و مراکز دیگر در مقاطعی از سال شامل دهه فاطمیه، اعتکاف، ارتحال امام خمینی(ره) شهادت امام صادق(ع) محرم، دهه
اجرای طرح کوثر کربلا با حضور 50 مبلغه در مناطق مختلف خراسان شمالی
1394/7/26 - 13:32 494767 زهره وضیع، مدیر مدرسه علمیه الزهرا سلام الله علیها بجنورد به خبرنگار خبرگزاری شبستان در بجنورد گفت: این طرح در ایام ماه محرم در مساجد و مدارس سطح استان با حضور و اعزام 50 مبلغه اجرا می شود. وی مباحث ارائه شده در این طرح را تبیین سبک زندگی اسلامی، سیره امام حسین علیه السلام، اهداف قیام عاشورا و تربیت اسلامی عنوان کرد. وضیع اظهارداشت: در حال
هراس وهابی ها از مراسم شیرخوارگان حسینی
اعلام کرده بود که در سیزدهمین همایش شیرخوارگان حسینی در نظر داریم اوج انزجار خویش را از کودک کشی آل سعود که همانند کودک کشی رژیم صهیونیستی است با بیان آیه فَانتَظِرُواْإِنِّی مَعَکُم مِّنَالْمُنتَظِرِینَ اعلام کنیم. وی با اشاره به اینکه همایش شیرخوارگان از سال 82 در مهدیه تهران کار خود را آغاز کرده بیان کرد: ماهیت این همایش واقعه گویی حادثه عاشورا با نقطه عطف و محوریت شهادت حضرت علی اصغر(ع
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
باید امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) را با زبان های مختلف به دنیا بشناسانیم/ در مداحی ها از شهدای مظلوم منا ...
شود. من به دنبال چیزی جز اجر معنوی کارهایم نیستم. *** شما به کشورهای زیادی برای مداحی اهل بیت(ع) سفر می کنید. بفرمایید که در برگزاری مراسم دهه محرم آیا تفاوت هایی میان کشورهای مختلف وجود دارد یا خیر؟ همان طور که فرمودید بنده به کشورهای زیادی مسافرت کرده ام؛ شهرها و کشورهایی که شاید خیلی هم شناخته شده نیستند. از شرق آسیا تا آفریقا و آمریکا. آداب و رسوم عزاداری امام حسین(ع) در
خواستگاری معاویه از دختر حضرت زینب سلام الله علیها
به عنوان مظهر غیرت و رشادت یاد می شود، از حضرت زینب سلام الله علیها نیز به عنوان مظهر صبر و دفاع و حیا در نهضت عاشورا یاد می گردد. (در همین زمینه: چهار زنی که امام حسین (ع) از آنان استمداد طلبیدند/ نقش رقیه؛ همسر مسلم (ع) در کربلا) (در همین زمینه: نخستین شهید زن کربلا/ زنی که در کربلا نبود، اما موجب حضور همسرش در کربلا شد) (در همین زمینه: پنج قول تاریخی در مورد حضور یا عدم
هیأت ها چگونه می توانند در مقابل نفوذ فرهنگی سد ایجاد کنند؟
حالات عمیق و دردناک یک انسان کامل در راه رسیدن به یک هدف والا و قدسی و بلکه سوق دادن همه ی بشریت به آن قله ی کمال. اینکه سیدالشهدا روز عاشورا طفل شیرخواره اش را روی دست گرفت و آمد وسط میدان بلا، یعنی نقطه ی اوج بشریت، یعنی یک انسان کامل با تمام سرمایه به مصاف تمام زشتی ها می رود و با شهادت علی اصغرش، فضاحت جبهه ی باطل و حقانیت جبهه ی حق را اثبات می کند. این یعنی نجات بشریت که در زیارت اربعین هم
محرم؛ فرصتی برای همدلی ملی
یکی از وظایف مهم حکومت ها، دولت ها و مسئولان مختلف، به ویژه در دوران شکوهمند انقلاب اسلامی، حمایت همه جانبه و تمام قد از این نهضت الهی است و اصولا، پایه های جمهوری اسلامی بر قیام عاشورا و شعار "هیهات منا الذله" بنا نهاده شده است، اما این مساله نباید موجب تصدی گری نهادها و سازمان های دولتی و حکومتی شود. کمرنگ شدن نقش مردم در برپایی عزای سیدالشهداء(ع) اگر یک خیانت به آن محسوب نشود، اما
به هنگام پیری مرانم ز پیش
در هر دستگاه و هر جایی از این عالم باشی و ریا کنی آن را به اندازه یک قران هم نمی خرند اما اگر در دستگاه امام حسین(ع) ریا هم بکنی باز خریدنی است؛ یعنی یک نفر می آید و می گوید که مثلا من 10تا دیگ غذا برای عاشورا گذاشته ام، اصلا هر جا هم می رود این را می گوید ولی باز می بینی که چون برای امام حسین(ع) است خریدار دارد حرفش؛ نه به خاطر آن بابا بلکه این به خاطر صاحب خانه است که ارزش پیدا می کند. الان محرم
تبیین آرمانها و اهداف مشترک مکتب عاشورا و انقلاب اسلامی ضروری است
نماییم. امام جمعه آران و بیدگل با بیان اینکه ماه محرم و مجالس عزاداری سالار شهیدان بهترین فرصت برای تقویت ایمان و معرفت افزایی و بصیرت افزایی است، گفت: با روضه خوانی، نوحه خوانی و سخنرانی های هدفمند است که می توان محرم را زنده نگه داشت و دستجات حسینی توجه داشته باشند که در این مجالس ، معارف دینی امام شناسی، سبک زندگی اسلامی، مسایل تربیتی و اخلاقی به درستی بیان گردد تا بتواند توطئه های دشمنان
مجری صدا و سیما که دختر نه ساله اش هم چادری است
بیت الله الحرام در فاجعه منا را که تعدادی از همکاران بنده هم در میان این شهدای مظلوم بودند، خدمت امام زمان حضرت مهدی موعود(عج)، نایب آن حضرت رهبر حکیم و بزرگوار انقلاب اسلامی، خانواده آن عزیزان و همه ملت سوگوار ایران تسلیت می گویم و علو درجات را برای آن شهدا از خدای متعال مسالت می کنم. در دوران کودکی خاطراتی تکرارناپذیر برای همه رقم می خورد. اگر ماجراجو هم باشیم این دوران جذاب تر و شیرین تر می
مروری بر رشادت های سردار شهید نورعلی شوشتری
چهره پرصلابت خودش را نشان می داد، وجود داشت. این شخص، شهید شوشتری بود که با او آشنا شدم. شهید شوشتری به پایگاه منتظران شهادت که پیشتر باشگاه گلف آمریکایی های پیش از انقلاب بود و در زمان جنگ تبدیل به پایگاه منتظران شهادت شده بود و محل تجهیزات و تدارک و فرماندهی هم آنجا قرار داشت مراجعه کرد و با ایشان آشنا شدم و ارتباط ما ادامه پیدا کرد. در عملیات طریق القدس که در آن زمان، چندماهی می شد که
دین آدم را فکور و عمیق بار می آورد
تفکر است اما خیلی ها این دین غریب ما و دینداران را به احساساتی و شعاری بودن متهم می کنند. مثلاً شما که در این مجالس اهل بیت(ع) اشک می ریزید، خیلی ها شما را به احساساتی بودن متهم می کنند. در حالی که این شور-در غالب موارد- جز از شعور بر نمی آید. روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می آورد/ هیچ وقت فکرها مثل محرم باز نیست و مردم این قدر عمیق نمی توانند فکر کنند وقتی که شهادت یکی از
پیدا و پنهان زندگی شهید همدانی
را از ایشان نقل کنم. قبل از انقلاب ایشان اعلامیه حضرت امام را در همدان توزیع می کردند و کار انقلابی می کردند، دستگیر می شوند. چشمان ایشان را می بندند و می برند برای بازجویی. در آنجا یک مامور ساواک بوده که دو تا سیلی به صورت ایشان می زند. بعد از مدتی ایشان آزاد می شوند. بعد از چند ماه انقلاب می شود و جمهوری اسلامی مستقر می شود. گویا ایشان در آن دوران همکاری با دادگاه انقلاب هم داشته اند. یکی از
توجه به کشف استعدادهای دانش آموزان در المپیادهای درون مدرسه ای
طول تاریخ بی نظیر و بی مانند است. مدیر آموزش و پرورش شهرستان ابهر با تاکید بر اینکه دبیران وظیفه دارند درباره رشادت ها و دلاوری های امام حسین (ع) و یارانش به روشنگری برای دانش آموزان بپردازند، خاطر نشان کرد: در زنگ های ورزشی فرهنگ ایثار، شهادت و منش پهلوانی را براساس فرهنگ عاشورا برای دانش آموزان تبیین کنند. رضایی دبیران تربیت بدنی را سفیران نشاط، شادابی و سر زندگی در مدارس
نمایش و نقد مستند مشق تعزیه در خانه هنرمندان
به گزارش خبرگزاری فارس ، تعزیه هنری است آیینی و برگرفته از واقعه عاشورا و حواشی آن که از دیرباز تاکنون در میان ایرانیان رواج داشته است. در شهرها و استان های مختلف کشورمان، تعزیه به شیوه ها و سبک های مختلف اجرا می شود ولی همگی آنها درون مایه مشترکی دارند که همان گرامیداشت یاد و خاطره امام حسین(ع) و شهدای کربلاست. مشق تعزیه روایتی است از تلاش گروهی که به کار اجرای تعزیه
تحریفها و انحرافها در تاریخ نگاری عاشورا
دشمن گریخته بودند این رسالت را به خوبی انجام دادند. مانند: ضحاک ابن عبدالله بن قیس مشرقی که در میانه راه نزدیک کربلا به امام حسین(علیه السلام) پیوست و در روز عاشورا تا آخرین لحظات با شهامت و شجاعت در برابر دشمن به پایداری پرداخت، بگونه ای که تحسین امام را برانگیخت و چون مقاومت خود را بی حاصل یافت، طبق قراردادی که با حضرت اباعبدالله(علیه السلام) بسته بود، صحنه رزم را ترک و بر پشت اسبی از پیش آماده جست
آخرین سرباز ابا عبدالله(ع)/شهادت حضرت عبدالله ابن الحسن (ع) در آغوش عمویش+ تصویرسازی
یاریمان کنند، سپس بر ما دشمنی کردند و ما را کشتند." (4( در این هنگام، حرمله تیری به سوی آن کودک انداخت و او را در آغوش عموی خویش به شهادت رساند. (5) "جهت دریافت مطالب محرم و دانلود مداحی های هر شب در ایمیل خود، در خبرنامه عضو شوید(کلیک کنید)" برای دانلود تصویر سازی روی آن کلیک کنید. ابوالفرج گوید: در نهایت عبدالله به دست حرملة بن الکاهل الاسدی به شهادت رسید.(6) در زیارت
هماهنگی در مورد برجام در سطوح کلان نظام انجام شد
های امنیتی هماهنگی صورت گیرد از طرفی این طرح در عرض 15 دقیقه بررسی نشد چنانچه در گذشته قطعنامه شورای امنیت نیز در 10 دقیقه تصویب شد در حالی که 2 ماه روی آن تفکر شده بود. دکتر لاریجانی در ادامه با اشاره به این مطلب که هماهنگی ها در خصوص طرح مجلس در خصوص برجام دو وجه داشت اذعان کرد: فراکسیون ها و کمیسیون های مختلفی در مجلس وجود دارند که در خصوص این مسئله کلان باید نظر آنها جلب شود از این
جنگ تن به تن سردار شهید شوشتری با پسرخاله صدام
سال 59 در جنگ کردستان برای اولین بار ملاقات کردم. آنچه در نگاه اول برای من جلب توجه می کرد قد رشید، قامت استوار و پرصلابت او بود. در راهایی سنندج از دست ضدانقلاب، پاسداران خراسان همچون شهید شوشتری فداکاری زیادی کردند و شوشتری در این کار که جزو کارهای سخت اوایل انقلاب بود از خود رشادت زیادی نشان داد و به خوبی فرماندهی کرد. اولین عملیاتی که زمان بنی صدر موفق اجرا شد شهید شوشتری
سه تفاوت امام خمینی(ره) با سایر علما
رسای اندیشه - در مورد جریانی در حوزه صحبت کردید که با دید محدود خود مواضع تندی علیه مقدسات اهل سنت می گیرند، و به شیعه هراسی دامن می زنند. در مقابل دیدگاه نظام اسلامی ایران است که در افق جهانی تمام مصالح و مفاسد و سیاست های کلان را در نظر می گیرد. به نظر شما ریشه و مبانی این دو جریان را در کجا باید جستجو کرد؟ ممکن است ما دو افق متفاوت در حوزه داشته باشیم. یک افق، تشی
آیا حضرت قاسم(ع) در واقعه کربلا، نامزد بود؟
وارث: قاسم بن الحسن علیه السلام در واقعه ی کربلا به پانزده سالگی نرسیده بود. طبری می گوید: قاسم ده سال داشت و در مقتل ابی مخنف آمده: قاسم در کربلا چهارده ساله بود.[1] علامه مجلسی بر این باور است که ماجرای عروسی قاسم سند معتبری ندارد. منشأ این حکایت دو کتاب است؛ یکی منتخب المراثی، اثر شیخ فخرالدین طریحی نویسنده ی مجمع البحرین و دیگری روضة الشهدا، نوشته ی ملاحسین کاشفی صاحب انوار سهیلی