سایر خبرها
واکنش مریم امیرجلالی به شایعه خبر فوتش در فضای مجازی + عکس
: ایرانی پیشه: بازیگر سال های فعالیت: 1374 تا کنون مریم امیرجلالی متولد 29 آذر 1326 در تهران، بازیگر است او اصالتا تهرانی است، دارای مدرک فوق دیپلم حسابداری بوده و چهار خواهر و برادر دارد، پدرش مرحومش بازنشسته ارتش بود. شروع فعالیت بازیگری مریم امیرجلالی: آشنایی او با مینا جعفرزاده و همسرش بهمن زرین پور (هر دو بازیگر) باعث شد وارد دنیای هنر شود. امیرجلالی
حضور کم با درس های بسیار برای گفتن
صمیمی می کرد. به همین سبب از ماندن خود در دزفول بسیار خوشحال و راضی بودم. همسر شهید همت درباره حضور شهید در خانه توضیح می دهد: وقتی به خانه می آمد، من دیگر حق نداشتم کار کنم، بچه را عوض می کرد، شیر برایش درست می کرد، سفره را می انداخت و جمع می کرد، پا به پای من می نشست لباس ها را می شست، پهن می کرد، خشک می کرد و جمع می کرد. یک بار هم به من گفت من زودتر از جنگ تمام می شوم وگرنه بعد از جنگ
جنگی که تمام نشد
شاهرخ که در نیروی هوایی کار می کرد، جبهه بود. پسر دیگرش شهرام هم برگشته بود آبادان برای جنگیدن. بدتر از همه چیز سرمای اصفهان بود و برف های مفصلی که می توان گفت جنوبی های جنگ زده برای اولین بار بود که تجربه اش می کردند. خاله کریمه هم وضع و حال بهتری نداشت. با بچه هایش جمع کرده، رفته بودند جراحی، حوالی ماهشهر. از خانه وسیله و چیزی برنداشته بود، فقط طوطی سبزش که جانش به جان او بسته بود. طوطی
این مرد، هم مدافع وطن است، هم مدافع حرم و هم مدافع سلامت/ عکس
اینکه با خواهرم نقشه جدیدی کشیدیم. شناسنامه خواهر کوچکم که در 2 ماهگی فوت کرده بود و هنوز باطل نشده بود را از کمد برداشتم. شناسنامه قبلا خیس شده بود و اسم و فامیلی تقریبا پاک شده بود. خلاصه با هر روشی که بود اسم خودم را نوشتم و سنم را به 18 رساندم. با شناسنامه جعلی به بسیج محله رفتم و ثبت نام کردم، بعد از آموزش بالاخره اعزام شدم. ما لحظات شاد و خاطرات شیرین هم کم نداشتیم. یک بار قبل از
بازگشت به خانه سه ماه بعد از خبر شهادت
شهید محمدولی پاکروح که حالا چندسالی است همسرش را از دست داده گفت: محمد ولی فرزند بزرگ من بود. او را در خانه ولی صدا می زدیم. حافظه ام یاری نمی کند اما همینقدر یادم هست که یکی از پاتوق هایش در کودکی مسجد روستا بود. بعد از گذراندن دوره راهنمایی، او را برای ادامه تحصیل به شهر فرستادیم که به گفته پدرش با تحصیل و درس خواندن به درجه برسد و پیشرفت کند! از زمانی که او به سن دبیرستان
اعترافات عجیب آرمان: جنایت را بازی رایانه ای می دیدم! +عکس
را مطرح کردند. سپس آرمان در جایگاه ویژه ایستاد و گفت:من غزاله را نکشتم و اتهام را قبول ندارم. وی در پاسخ به سوال قاضی درباره علت درگیری و عصبانیت در روز حادثه گفت: من آن روز اصلا عصبانی نشدم. من 76 روز در سوئیت بودم و به من می گفتند پدر و مادرم در سوئیت کناری هستند و آن ها را شکنجه می دهند. آن ها می گفتند می خواهند برادر کوچکم را هم بگیرند. به همین دلیل قتل را گردن گرفتم. من در آن زمان بچه
گزارش ویدئویی| گفت وگوی خواندنی تسنیم با امدادگر دفاع مقدس / ماجرای شهیدی که حسرت "آخ گفتن" را به دل ...
رخنه منافقین به جبهه بود. بعد از آن به بیمارستان شرکت نفت رفتم که بچه های انقلابی اسم آن را بیمارستان امام خمینی(ره) گذاشتند. کریمی افزود: اولین برخوردم با شهیده مریم فراهانیان بود و به دلیل آشنایی قبلی همدیگر را به آغوش کشیدیم که او به من خبر شهادت برادرش مهدی را داد و من از شهادت برادر و روحیه این خواهر تعجب کردم اما حضرت زینب(س) و صبوری ایشان در ذهنم تداعی شد. امدادگر زمان
جلین در آینه دفاع مقدس
سید علی حسینی پسرعمه حاج تقی!وبعد حکایت زنده یاد زین العابدین حسینی ورفتن روی مین وازدست دادن پاهایش اصلابرخی خاطرات رانمیشودگفت!اسم جلین ظاهراانقدر بد درفته بود که انجاهم یک خاطره برای حاج تقی ساخت!جنگ قبلا گفتیم یک ساحت ویک عالم بود!جنگ یک سبک زندگی بود.شهید اوینی میگوید دوران جنگ دوران عشق بود.اینحاهم خواب صادقه هست.خوابی که حاج سید ابوالقاسم ازشهادت فرزندش برای حاج تقی میگوید.
پرونده آرمان و غزاله به کجا رسید؟
گرفت از خانه بیرون برود که پایش سر خورد و زمین افتاد. وی در پاسخ به سوال قاضی درباره علت درگیری و عصبانیت در روز حادثه گفت: من آن روز اصلا عصبانی نشدم. من 76 روز در سوییت بودم و به من می گفتند پدر و مادرم در سوییت کناری هستند و آن ها را شکنجه می دهند. آن ها می گفتند می خواهند برادر کوچکم را هم بگیرند. به همین خاطر قتل را گردن گرفتم. من در آن زمان بچه بودم. چیزی نمی فهمیدم.
نکات حقوقی کاربردی (63)
متوفی را به ارث می برند: -1شوهر در صورت فوت همسرش با بودن فرزند برای متوفی، -2 زن یا زن ها در صورت فوت شوهر و نبودن فرزند برای متوفی. نکته -6 سهام مُعَیَّنه یک هشتم (فَرض- ثُمن) مطابق با ماده 901 قانون مدنی: زن یا زن ها در صورت فوت شوهر و با بودن فرزند برای متوفی، یک هشتم از اموال متوفی را به ارث می برند. نکته -7 سهام مُعَیَّنه دو سوم (فَرض- دو ثُلث) مطابق با ماده 902 قانون
پیام همسر مسی به همسر سوارز: دلم تنگ است خواهر جان!
. ستاره اروگوئه ای به اتلتیکو مادرید پیوسته و البته بعد از قطعی شدن انتقالش در مصاحبه ای با اشک و آه اعلام کرد که باشگاه بارسا را همیشه خانه خود می داند. او یک روز قبل هم در حالی دیده شده بود که در حال ترک زمین تمرین بارسا برای آخرین بار گریه می کرد. همسر سوارز هم اخیراً مثل شوهرش به خاطر ترک بارسلون به گریه افتاد؛ آن هم بعد از مواجهه به پیغام خداحافظی پراحساسی که آنتونلا همسر لیونل مسی به
زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده/ مادرم مرا راهی جبهه کرد
. بغضش را با جرعه آبی قورت داد: حرف های ما یک طرف و حرف های مادر شهدا یک طرف دیگر! هر بار که این عکس را می بینم بیشتر از هر چیزی صبوری مادران شهدا برایم تداعی می شود! برادرم رفته بود جبهه. سال 61 بود. من سن و سالم کم بود و می خواستم بروم جبهه اما یواشکی! ولی آخرش به من گفتند که به پدرت اطلاع بده! آمدم خانه و موضوع را مطرح کردم، پدرم مخالفت کرد و گفت بگذار برادرت برگردد بعد تو برو... من با بغض رفتم
بررسی فلسفه تفاوت ارث زنان و مردان در اسلام
متاهلی از شوهرش نفقه می گیرد، این چه ارتباطی به برادرش دارد که هیچ تعهد مالی به خواهر خود ندارد درحالی که دو برابر او ارث می برد؟ علاوه بر مسئله عهده داری رزم بر مردان و معافیت زنان از آن که در اینجا هم در جریان است نکته دیگری هم وجود دارد و آن همان استهلاک مالی زن و مرد است. یعنی ارثیه ای که به یک خواهر و برادر می رسد، برادر که یک مرد است موظف به تامین نفقه و پرداخت مهریه و خرج هایی است
مقابله با تبعیض بین فرزندان با 6 راهکار مفید
می کنند مادرشان مساوات را بین آنها و خواهر یا برادر دیگرشان رعایت کرده است. وقتی پدر و مادری به یکی از فرزندان شان توجه ویژه تری داشته باشند، مطالعات نشان داده است که هر دو فرزند از لحاظ سلامت روان آسیب خواهند دید. از یک طرف فرزندی که کمتر دوست داشته شده دچار احساس خشم می شود و ازآن طرف فرزندی که بیشتر دوست داشته شده به خاطر سطح بالای انتظارات پدرومادر استرس می گیرد. بسیاری از کسانی که
دیدار بسیجیان پایگاه حضرت مریم (س) روستای قوچ قلعه با خانواده شهید علیرضا جمالی
مناسبت فرارسیدن چهلمین سالگرد هفته دفاع مقدس بسیجیان خواهر پایگاه بسیج ام البنین (س) روستای کلاته نقی شهرستان بجنورد اقدام به برگزاری محفل انس با قرآن با حضور قاریان خوب روستا نموده و ثواب این اقدام خداپسندانه را تقدیم به شهدای انقلاب اسلامی و شهدای روستا نمودند. در ادامه این محفل نورانی قرآنی ، نشست تربیتی حلقه صالحین شهید مختار نقویان ( حلقه نوجوانان) با موضوع هفته دفاع مقدس ، درس ها و
همرزم شهید چمران: از رزم با ام یک تا شکار آر کیو 170 آمریکایی/ امروز ملت ما یک ملت مقتدر است
تصریح کرد: بنابراین در هیچ جایی سراغ ندارید که وسط معرکه جنگ مشغول عمل جراحی بشوید و زن فردی را عمل می کنید که شوهرش به عنوان یک داعشی در حال حمله به شماست، در حالی که تلاشی که پرسنل و پرستاران ما در آن شرایط برای زنده نگه داشتن مادر و نوزاد انجام می دادند هیچکدام برای زنده نگه داشتن بچه های خودشان نکرده بودند و این همان تعهد اخلاقی بود که البته بعدها نیز نتیجه گرفتیم و خیلی از مایحتاج رزمندگان
همسرم ده روز پس از عروسی برای رابطه نامشروع با دوست پسرش به ویلا رفت/زنم از رابطه اش با امیر عکس های ...
ندای گیلان :راز قتل مرد جوان در رستوران معروف تهران فاش شد. قاتل امروز خود را به پلیس آگاهی معرفی و پرده از یک قتل ناموسی برداشت. مرد جوان درباره ماجرای دعوای خود با همسرش به پلیس آگاهی گفت: 10 روز بعد از مراسم عروسی مرجان اصرار کرد که به همراه دوستانش به شمال برود. من هم وقتی اصرارش را دیدم پذیرفتم اما وقتی برگشت از عکس هایی که توی گوشی اش دیدم فهمیدم با امیر به شمال رفته است.
چله عزت|روایت 40 سال استقامت مادر3 شهید دفاع مقدس+عکس و فیلم
ساله بود شبی که وارد 16 سال شد به شهادت رسید. مجبوبه افسار از شهادت فرزند سوم چنین می گوید: سیدمحمدرضا هم وقتی آیت الله بهشتی به شهادت رسید او در جبهه مجروح شده بود به همین خاطر به تهران بازگشت وقتی دستش را که مجروح بود درمان کرد دوباره به جبهه برگشت. اصلا در خانه بند نمی شد 4 بار به جبهه رفت و آمد گفتم برایش زن بگیرم بلکه نرود اما فایده نداشت با یک بچه دو ساله بازهم راهی جبهه شد و رفت و
ماجرای شهیدی که پدرش را بر محل شهادت برادر بزرگ برد
جبهه های جنگ در دوران دفاع مقدس فاصله داشته است ولی مردمان دیار میرزا از اولین روزهای جنگ به جبهه های نبرد حق علیه باطل رفتند که ثمره آن هشت هزار شهید به مانند، املاکی، قلی پور، مهدی خوش سیرت بوده است شهیدانی که هرکدام در راه مبارزه با استکبار از هیچ تلاشی دریغ نکرده و حتی از جان خود گذشتند تا یک وجب از این خاک توسط رژیم بعث عراق جدا نشود. شهرستان آستانه اشرفیه مآمن نیروهای انقلابی و
اولین شخصی که دختر خود را زنده به گور کرد که بود؟/ نقش اسلام در احیای ارزش مقام دختر
کردند که اسیران بنی تمیم را که غالبا دختر بودند آزاد کند، وی گفت: اختیار با دختران است ، آنان می توانند در خانه های اسیر کننده خود بمانند یا با پدران خود به وطن خویش بازگردند. همه دختران بازگشتن به وطن را همراه پدران خود بر اقامت در آن منطقه ترجیح دادند جزء دختر قیس بن عاصم که اقامت نزد اسیر کننده را بر رفتن همراه پدر ترجیح داد، این کار بد بر قیس گران آمد، از این جهت عهد کرد از آن به بعد اگر دارای
از مخالفت با رژیم شاه تا رزمندگی دفاع مقدس
زمان با خشت و گل بود. خانه ما نیز همین طور بود آب لوله کشی نبود و ما باید با چرخ های دستی از چاه آب بیرون می کشیدیم، حوضی در حیاط داشتیم که آن را آب می کردیم و بعد ها که کمی بزرگ تر شدیم در حیاط خانه تور والیبال نصب کردیم و با یکدیگر والیبال بازی می کردیم. من فرزند اول بودم. 5 برادر و یک خواهر بودیم که خواهرم بیمار شد و فوت کرد. به خاطر دارم زمانی که 5، 6 ساله بودم پدرم به من سکه 10 شاهی می داد و
نشست آنلاین کتابخوان در قم برگزار شد
می خوانیم: حالا دو تا دختر داشتم و کلی کار. صبح که از خواب بیدار می شدم، یا کار های خانه بود یا شست وشو و رُفت و روب و آشپزی یا کار های بچه ها. زن داداشم نعمت بزرگی بود. هیچ وقت مرا دست تنها نمی گذاشت. یا او خانه ما بود، یا من خانه آن ها. خیلی روز ها هم می رفتم خانه حاج آقایم می ماندم. اما پنج شنبه ها حسابش با بقیه روز ها فرق می کرد . معرفی کتاب هفتصد کیلومتر اسارت همراه با پیکر برادر
بانوی قهرمانی که با یک دست به یادگار مانده اش از صحنه های جنگ روایتگری می کند
نویسنده و پژوهشگر است که کتاب هایش در دفاع مقدس یادآور روزهای جنگ و رشادت های مردان و زنان غیور این سرزمین است. فرشته عنبری در گفت و گو با خبرگزاری حوزه از ثانیه ثانیه های جنگ تحمیلی و مقاومت می گوید: سال 1359 من 12 سالم بودم به همراه 2 خواهرم در راه مدرسه بودیم که هواپیماهای عراقی برای نخستین بار مناطق مسکونی لرستان را بمباران کرد و ما 3 خواهر بر اثر بمباران مجروح شدیم. وی ادامه م
جشن تولد شش سالگی در کرملین
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : سرویس تاریخ انتخاب ؛ برادرم واسیلی از راهنمایی مرد فهیم و بزرگواری برخوردار بود. این مرد که در اصطلاح ما او را معلم می خوانیدم، اسم واقعی اش الکساندر ایوانویچ بود و با ترتیب دادن گردش های تحقیقی و برنامه های شادی آور، روح و جان ما را از لذت بی پایانی سرشار می ساخت. آموزگار خوش رو و مهربان برادرم همیشه مترصد فرصتی بود تا ما را با طبیعت و جلوه های خیره کننده آن آشنا سازد. ماهی گیری کنار رودخانه
مرگ هنرمند در روز تولدش + جزئیات
به گزارش سلام نو به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، نام هما روستا، بازیگر، مترجم و کارگردان فقید کشورمان، با تئاتر گره خورده است. محال است وقتی از هما روستا سخنی به میان آید، شما یاد حمید سمندریان و علاقه افزونش به تئاتر نیفتید. او که دارنده مدرک کارشناسی ارشد هنر از دانشگاه هنرهای زیبا بخارست بود، به ایران بازگشت تا آموخته هایش را در وطن اجرایی کند. هما روستا در نهایت همزمان با روز
بانوی هنرمندی که در سال روز تولدش درگذشت/ عکس های کمتر دیده شده از هما روستا
البته که هما روستا بیمار بود، البته که بیماری به او سخت گرفته بود؛ ولی همه امید داشتند بار دیگر بر این درد لاعلاج چیره شود. همچنانکه چند سال پایانی عمرش را چنین کرده بود ولی این بار گویی آرامشی ابدی می خواست؛ خوابی همیشگی، بدون هیچ کابوسی. 5 سال از آن سحرگاه غریب می گذرد. سحرگاهی که چراغ خانه حمید سمندریان و هما روستا، زوج هنرمندی که بیش از 40 سال در کنار هم زیستند، خاموش شد.
هنرمندی که روز تولد و روز درگذشتش یکی شد/ هما روستا و عکس های نایده
/> البته که هما روستا بیمار بود، البته که بیماری به او سخت گرفته بود؛ ولی همه امید داشتند بار دیگر بر این درد لاعلاج چیره شود. همچنانکه چند سال پایانی عمرش را چنین کرده بود ولی این بار گویی آرامشی ابدی می خواست؛ خوابی همیشگی، بدون هیچ کابوسی. به گزارش ایسنا، 5 سال از آن سحرگاه غریب می گذرد. سحرگاهی که چراغ خانه حمید سمندریان و هما روستا، زوج هنرمندی که بیش از 40 سال در کنار هم زیستند
یادی از جانباز و آزاده شهید علی احمد مومنی
شهریار گراب شد و تا سوم راهنمایی ادامه داد با عنایت به پایبندی خانواده به احکام اسلام، از همان اول او اهل نماز، روزه و عبادت بود و به مسجد روستا می رفت. بعد از انقلاب مکرر به پایگاه مقاومت شهید حسن قبادی و به سپاه پاسداران منطقه رفت و آمد داشت. در این مسیر برادر بزرگترش فرج الله و برادر کوچکترش فضل الله نیز همراه وی بودند. با شروع جنگ تحمیلی ، وی نیز در سال 1361 به همراه برادرانش و تعداد زیادی از
اتاقکی که 27 سال است گنجینه شهداست/ ماجرای عموخسرو و تصاویری که زندگی اوست
گرفته و عموخسرو قصه ما هم در این روستا ساکن است، خانه ای دارد که سال هاست رنگ و بوی شهادت به خود گرفته، خانه ای که یکی از اتاق هایش پر از تصویر شهداست و حالا تبدیل شده به یک نمایشگاه. قصه این مرد بزرگ را از مردم اسدآباد شنیده بودم، می گفتند اگر می خواهی از شهدا بدانی سراغ او برو، یک رزمنده بازمانده از جنگ، کسی که عاشق شهادت است و دلش را در روز های خون و آتش جا گذاشته است. هر