سایر منابع:
سایر خبرها
چله سوگ سیاوش
هفدهم مهر ماه امسال دردانه آواز ایران استاد محمدرضا شجریان پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت اما هیچ عاملی نه سن زیاد، نه بیماری ای با سابقه طولانی و... نتوانست تسلی ای بر دل دوست داران وی باشد. استاد در زمان مرگ 80 سال داشت، 20 سال با بیماری سرطان مبارزه کرد و چند روز پیش از فوتش به کما رفت ، اما در مقایسه با اتفاقات و تصادفات و حتی بیماری های بی شماری که اغلب به از مرگ جوانان می
احمد مددی: جدایی بازیکنان ربطی به بنده ندارد
امیرحسین کارگر دو بازیکنی بودند که با نامه کتبی سرمربی از تیم جدا شدند و این موضوع چه ربطی به بنده دارد. مددی درباره اینکه تکلیف پورحمیدی به کجا رسید، گفت: پورحمیدی خواهان جدایی است و قرار است با فکری در این خصوص صحبت کنند بنده با صحبتی که با سرمربی داشتم مخالف جدایی این بازیکن است. سرپرست مدیرعاملی استقلال در پایان درباره اینکه گفته می شود مدیرعامل جدید تا 15 روز آینده مشخص خواهد شد افزود: امیدوارم بهترین تصمیم در این خصوص گرفته شود. تا روزی که در باشگاه حضور دارم با تمام توان کار اجرایی ا نجام خواهم داد. ...
مذاکره های لیبرالیستی
اکنون رئیس جمهور چنان با آب و تاب وصف ناشدنی درباره مذاکره با یک دموکرات صحبت کردند ودر مصاحبه هایشان از تلف نکردن وقت گفته اند که گویا فراموش کرده اند درسال 83 خودشان در مصاحبه ای ضرر دموکرات ها را بیشتر از جمهوری خواهان دانسته اند . گویا آقای رئیس جمهور بعد از گذشت حدود 40 سال از عمر پربرکت انقلاب ،هنوز ایمان به فرموده امام راحل درباره آمریکا که شیطان بزرگ است نیاورده اند. چند بار با
قصه مدافعان طبیعت
ایرانی برای انسان فراهم می کند واقعا ارزنده است و در طول زندگی انسان واقعا به کار می آید. در این سریال با لهجه گیلانی صحبت می کنید؟ با این که زبان گیلکی را بلدم و می توانم صحبت کنم؛ اما کارگردان از من این موضوع را نخواست و بنابراین بدون لهجه شخصیت مهتاب را بازی می کنم. البته مهتاب کودکی اش را بیرون از گیلان زندگی کرده و به همین دلیل منطقی است که لهجه نداشته باشد؛ اما یک جاهایی
کدام صاحب نظران مرمت گنبد شیخ لطف الله را تائید کردند؟
مجلس شورای اسلامی در تاریخ 30 بهمن ماه 98 به ایسنا اعلام کرد قرار است بعد از عیدِ نوروز سال 1399، با حضور گروهی از مرمتگران به عنوان مشاور، سمیناری برگزار شود و نه فقط مرمت گنبد شیخ لطف الله که مرمت های انجام شده بر آثار دیگر هم بررسی شود تا به نسخه ای کلی برای نظارت بر امر مرمت در همۀ آثار تاریخی برسیم و باوجوداینکه همین نماینده، در تاریخ 10 خردادماه سال جاری پس از درخواست ایسنا برای تشریح نتیجۀ
فارقلیط کیست؟
و نمی آید، شاگردان، خودشان بحث می کردند. صحبت راجع به کلمه فارقلیط بود که این لفظ در انجیل آمده است، هر کس آن را طوری معنی می کرد و چیزی می گفت. من به دیدن استاد رفتم، او در بستر افتاده بود، گفتم: به مجلس درس رفتم، شما نیامده بودید، از این رو به دیدنتان آمدم. استاد پرسید: در نبودن من هم، مباحثه برقرار بود؟ گفتم: آری، در مورد کلمه فارقلیط بحث می کردیم عده ای می گفتند
قتل صاحبکار با بستنی مسموم | متهم: نمی خواستم بمیرد؛ فقط خواستم از مغازه اش دزدی کنم
.... معتادی؟ 17سال است که معتاد به تریاکم و چند سالی می شود که شیشه هم به آن اضافه شده است. با مقتول چطور آشنا شدی؟ چندماه قبل او را به عنوان مسافر سوار موتورم کردم. در بین راه با هم صحبت کردیم و گفتم با موتور کار می کنم. او هم از من خواست به مغازه اش بروم و برای او کار کنم. پیشنهادش را قبول کردم و به مغازه او رفتم. برایش بار جابه جا می کردم و شب ها او را به خانه اش می رساندم. او مرد خوبی بود و من هرگز قصد کشتن او را نداشتم. چه شد که به محل برگشتی؟ می خواستم ببینم چه اتفاقی برایش افتاده است. ...
روز های رقم خوردن تاریخ در نوفل لوشاتو در آیینه روایت زنده یاد مرضیه حدیدچی
؟ وقتی بالاخره خانم آمدند، با محبت خاصی گفتند مرا دل نگران کردید! خصال امام جالب و گفتنی است. مثلاً ایشان حتی زمانی که کاملاً مطمئن بودند طرف مقابل اشتباه می کند، روی حرف خود پافشاری نمی کردند. در فرانسه خرید روزانه خانه، به عهده من بود. روزی چیز هایی را که می خواستم بخرم، نوشتم و نزد امام بردم که پول بگیرم. امام لیست را نگاه کردند و گفتند در جمع زدن اشتباه کردی! من دوباره جمع زدم و گفتم درست است
ماجرای تولید مستند شهید ادواردو آنیلی
*** بعنوان مثال پول نشریه 100 لیر بود و از طرفی هم کاپوچینو 100 لیر بود. کاپوچینو ایتالیا هم معروف بود؛ هر وقت می خواستم کاپوچینو بخورم به خودم نهیب می زدم و می گفتم با این پول می توانی یک نشریه بخری و شاید از این طریق یک نفر جذب و هدایت بشود. پولی که قرار بود با آن کاپوچینو بخورم را برمی داشتم روی پول های انجمن می گذاشتم. حتی یادم می آید یکبار کاپوچینو خوردم و دچار عذاب وجدان شدم، خودم را
کارنامه یک ستاره
با جزئیات نوشته بودند؛ اینکه اهالی خانه باید موقع دستگیری قدرت باشند و اتاق ها تخلیه نشده باشد؛ برای گرفتن دزد فقط یک افسر و دو پاسبان کافی است؛ قدرت باید خودش را تسلیم کند و کسی کشته نشود. افسر با دو پاسبان می آید صحبت می کند و تمام. اگر می خواهید فیلم نمایش داده شود فینال فیلم را این طور که ما می گوییم فیلمبرداری کنید. تا تابستان صبر کردیم و دوباره در همان خانه دوباره فیلمبرداری کردیم. با همین پایان هم فیلم فروش خوب داشت اما بعد از انقلاب نسخه اصلی پخش شد.
سرنوشت زنی که مسلمان شد؛ خدا بهترین ها را به من داد
کرد تا درک کنم وقتی شروع به بازگشت به خدا می کنیم و در این زندگی به او نزدیکتر می شویم ، او شروع به حذف چیزهایی می کند که ما را از او دور می کند. شروع دوباره لی می گوید: من می دانم که گاهی برای ترمیم باید خراب شویم و از نو ساخته شویم. این برای من بسیار منطقی بود و در آن روزهای تاریک به من آرامش زیادی می داد. من آن زمان دانش زیادی نداشتم ، اما به خدا اعتماد عمیقی داشتم.
امیر عرب براقی: به جز رابطه فامیلی با فغانی، دلیل دیگری برای حذف نام خودم پیدا نکردم
وجود آورد تا جایی که در نهایت این خبر تکذیب و فغانی از سوی فدراسیون در لیست الیت ایران برای جام جهانی پیش رو قرار گرفت. اما این حذف و برگشت دوباره نام فغانی حواشی دیگری هم داشت و آن حذف نام امیر عرب براقی، برادر همسر علیرضا فغانی بود که به نظر می رسد به واسطه برخی اختلاف نظرها این تصمیم گرفته شد. در این زمینه با عرب براقی درخصوص این اتفاق و تصمیمی که برای خروج نام او از فهرست الیت گرفته شده، گفت و
معلمی که کلیه خود را به پدر شاگردش اهدا کرد
با بی سوادی در حال اجرا بود. داوطلبانه جزو مجریان این طرح در جنوب تهران شدم. یک به یک به کارخانه ها و کارگاه های شهرری رفتم. آن زمان همه کارگر ها بی سواد بودند. با مدیر کارخانه ها صحبت کردم و در هفته دو یا سه روز در ساعت هایی مشخص آنجا می رفتم و سواد خواندن و نوشتن را یادشان دادم. به شهرداری که آن زمان نامش بَرزن بود رفتم و گفتم می خواهم به رفتگر ها و کارگران شهرداری سواد خواندن و
کیش را جور دیگر باید گفت
مردم و رسانه ها از مسئولان درخواست کنند تا به این موضوع رسیدگی کنند و وقتی که به یک مطالبه ی عمومی تبدیل شد، حمل و نقل عمومی، راهنمایی و رانندگی و دادگستری دست به دست هم دادند و پس از بررسی موضوع، با رانندگان متخلف برخورد کردند. مدتی است که تقریبا هر روز شاهد تصادف در کیش هستیم این اتفاقات معمولا شب ها و بخصوص در ساعت های پایانی شب رخ می دهد. در سال های گذشته، رعایت قوانین و
گل قهرمانی را بزنم، دورتا دور ورزشگاه گیتار می زنم
کرده تا مهاجم اصلی شود یا نه چنین توضیح داد: من تلاشم را می کردم در دقایقی که در زمین هستم آن عملکردی را داشته باشم که از من انتظار می رود ولی نمی خواستم به بازیکنی مبدل شوم که تعویضی به میدان می آید و گل می زند. این برای یک فوروارد خیلی بد است. من تجربه این موضوع را در نفت تهران داشتم و زمان آقای منصوریان یک بازی در میان به زمین می رفتم و گل می زدم. در این شرایط به من تعویض طلایی می گفتند ولی این
نقش امیر سرتیپ دوم زرهی غلامرضا قاسمی نو در شکست حصر سوسنگرد
وسنگرد رخ داد. در جریان عملیات سوسنگرد، حضرت آیت الله خامنه ای با من تلفنی صحبت کردند و پرسیدند: چه کار می کنی؟ من، قبل از ایشان به مرحوم ظهیرنژاد زنگ زده بودم که تیپ2 زرهی دزفول از لشکر اهواز را که در احتیاط خودت[نیروی زمینی] قرار داده ای، به ما پس بده تا عراقی ها را از سوسنگرد بیرون کنیم. اگر ما به دشمن اجازه بدهیم مواضع شان را مستحکم کنند، دیگر نخواهیم توانست آن ها را بیرون کنیم. موافق
قصه پرحاشیه ترک مرمت شده گنبد شیخ لطف الله اصفهان
آبان ماه سال گذشته بود که گنبد شیخ لطف الله به سرخط خبرهای میراث فرهنگی تبدیل شد و نحوه مرمت این اثر تاریخی همچنان با کش و قوس هایی ادامه دارد. رئیس ایکوموس ایران، مهدی حجت در نشستی در اصفهان گفته بود گنبد را خراب کرده اند و بعد از آن انتقادها از سوی کارشناسان ادامه داشت، این اما تنها کارشناسانی نبودند که از نحوه مرمت گنبد انتقاد می کردند بلکه تغییر رنگ ترک مرمت شده نسبت به سایر ترک ها
ماهشهر، یک سال پس از وقایع اعتراضی/ مردم اعتراض شان برای کار بود
ندگان تاکسی تحلیل گران زبده در مسائل مختلف هستند. به سراغ شان می روم و می گویم آمدم ببینم از پارسال تا امسال چه اتفاقی در شهر افتاده است؟ بالاخره تیرم به هدف می خورد. همه، قاسم را معرفی می کنند که اهل حرف زدن است ولی خودشان هم یک به یک شروع به گلایه از وضعیت می کنند. به جز چند جوان که صحبت نمی کنند، باقی بیش از 40 سال سن دارند. هادی که جلوی موهایش کمی ریخته، صورت توپری دارد و پیراهن آبی
توصیه زرینچه به کاپیتان استقلال ؛ بجنگ تا دوباره ملی پوش شوی
. خوشبختانه همین اتفاق هم افتاد و به جام جهانی رفتم. حالا در مورد ماجرای وریا غفوری هم به نظرم کاپیتان استقلال باید بماند، بجنگد و دوباره به تیم ملی دعوت شود. یک نکته را نیز فراموش نکنید و آن هم اینکه انتخاب بازیکنان مختلف و آزمایش آنها در دیدارهای تدارکاتی حق مسلم سرمربی است بنابراین احساس نمی کنم دعوت نشدن غفوری دلایل غیرفنی داشته باشد. احتمالاً اسکوچیچ می خواسته بازیکنان دیگر را نیز محک بزند.
عامل سرقت مرگبار به صحنه جرم بازگشت
برای او کار می کردم 3 میلیون و 500 هزار تومان از او طلب داشتم که مقداری مربوط به هزینه پیک موتوری ام بود و مقداری هم برای او جنس خریده بودم که امروز و فردا می کرد. چند روز قبل هم دوباره 136 هزار تومان برای او چند جعبه نوشیدنی خریدم و بابت حمل بار هم 14 هزار تومان کرایه دادم، اما وقتی از او خواستم طلبم را بدهد گفت که همه را با هم پرداخت می کند. واقعیتش من از امروز و فردای او خسته شده بودم و در نهایت
افشاگری بازیکن سابق سایپا درباره جادوگری در فوتبال ایران!
گفتگو هایی در صفحه شخصی خودشان در اینستاگرام به این موضوع اشاره کرده و اعلام کردند در دوره ای که در تیم سایپا حضور داشتند چنین مسائلی را دیده بودند. حمید جعفری، یکی از بازیکنان آن دوره تیم سایپا صحبت هایی را مطرح کرده که در زیر می خوانید: من نمی دانم این مسائل چرا بعد از چند سال دوباره مطرح شده است، چون پرونده اش ظاهراً بسته شده بود، ولی حالا شنیدم چند بازیکن آن دوره اشاره هایی
مشکل این سرزمین کتاب نخواندن است
می خواستم کنکور بدهم، می خواستم در کنار آن نقاشی هم کار کنم، اما پول کافی برای خرید مداد نداشتم. دفتر طراحی خیلی گران بود. پول کلاس رفتن را نداشتم و درضمن عاشق کتاب هم بودم و کتاب ها هم خیلی گران بود. یک سال پنهان از خانواده کار می کردم و توانستم برای خودم کتاب بخرم و اولین کتابی که خریدم کتاب شعر فروغ فرخزاد بود. بعد از یک سال که موضوع را به خانواده ام گفتم بسیار ناراحت شدند و ادامه ندادم، اما تک
کارون اروند خرمشهرسکویی برای صعود به لیگ یک!/ داماش در حال غرق شدن در تیکی تاکای امتیازبگیران
باران عنوان کرد: حدود یک ماه و اندی است که تیم را به سامان سهرابی (مالک جدید باشگاه داماش گیلانیان) تحویل دادیم و او هم تلاش هایی کرد اما نتوانست. در نتیجه به تهران رفتم و از دوستانم خواستم که بیایند و این پول را پرداخت کنند. امیرسامری( مدیر عامل کارون اروند خرمشهر) از سه میلیارد به چهار میلیارد و بعد به پنج میلیارد رسید (قیمت را افزایش داد) و بالاخره موافقت شد که این پول به او پرداخت شود.
مهدی پاشازاده: در فوتبال زدوبند و جادوگری وجود دارد
اتاق سه نفر یاوری و مالکی باشند و در اتاق دو نفره کریم 3 نفر؟ اگر یک نفر به خود آقای یاوری موضوع را بگوید، ایشان ترتیب اثر می دهد. کریم باقری هم رفت و همین مسئله را مطرح کرد. محمودخان به او گفت کی شیرت کرده بیایی این حرف را بزنی؟ که گفت هیشکی آقا! در کل دیالوگ جالبی ردوبدل شد. شروع استقلال خوب بود همه می دانیم در ماه های گذشته باشگاه و تیم استقلال با چه مشکلات عجیب و غریبی دست و
زین الدین پایه گذار رویکردهای نوین در عملیات ها بود
پرداختیم تا ابعاد شخصیتی شهید زین الدین بیشتر برایمان روشن شود. نیازی در گفتگو با جوان از اخلاق، منش و سبک رفتاری و فرماندهی فرمانده اش می گوید که در ادامه می خوانید. شما در چند سالگی و در چه مقطعی به عنوان رزمنده پا به جبهه گذاشتید؟ من 15 ساله بودم که عضو سپاه شدم و جزو کوچک ترین اعضا به شمار می رفتم. در همین دوره و سن و سال شهید زین الدین را درک کردم. البته آن زمان که وارد
گفت وگو با کارآفرین نمونه روستایی که آموزش قالی بافی را به تولید گره زد
همان را ادامه دادیم. شروع کار برایم سخت بود. به قالی بافی علاقه داشتم، اما سرمایه چندانی نداشتم. از طرف دیگر، خانواده ام مخالف بودند و توقع داشتند بعد از چند سال درس خواندن، در اداره ای استخدام شوم، اما من می خواستم مستقل باشم. بدون حمایت خانواده این کار را شروع کردم. حتی بعد از شروع کار هم می گفتند این کار بزرگ ترین اشتباه زندگی ام است. 2 سال دائم در گوشم می خواندند که این شغل را
جواد زرینچه: می گفتند از سفارت ایتالیا به استراماچونی گفته اند نمان!
ایجاد کرده است. این اتفاقات موجب شد پای صحبت جواد زرینچه بنشینیم. مردی که فصل گذشته چند ماه به عنوان سرپرست کنار سرمربی ایتالیایی قرار داشت و بدون شک در مورد این پرونده می تواند با اطلاعات و اشراف کامل صحبت کند. ایراد نگیریم بسیار خوشحالم که دوستان خوبم در استقلال مشغول به کار شده اند و هفته اول را نیز با پیروزی پشت سر گذاشتند. محمود فکری، صمد مرفاوی، پرویز مظلومی و... همه این
روی پیشانی ام نوشتند تیم نگهدار
زندان اصفهان و تشکیل تیم بود. 15 بازیکن از زندانیان جدا کردم که از بین زندانی ها، با سو پیشنه کم تا اعدامی جزو تیم بودند. این 15 بازیکن را سوار مینی بوس می کردم و به باشگاه ذوب آهن می بردم و تمرین و مسابقه انجام می دادیم. به من می گفتند، نمی ترسی آنها فرار کنند و من به هر کسی که این سوال را می کرد، می گفتم نه؛ چراکه به آنها دارم محبت می کنم. پس از چند ماه در همان سال درخواست بازنشستگی کردم و زن
داستان های کوتاه بلند در مورد مهر و محبت و فداکاری مادر
200 کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد. شکسپیر می گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن داستان زیبای صدای مادر دیشب خواب پریشونی دیده بودم. داشتم دنبال کتاب تعبیر خواب می گشتم که مامان صدا زد امیر جان مامان بپر سه تا سنگک بگیر. اصلا حوصله نداشتم گفتم من که