سایر منابع:
سایر خبرها
شرط عجیب برای اعدام نشدن/ خانواده مقتول حرفی از پول نزدند/ گفت وگو با قاتلی که بچه بود
نبینیم.می گوید:من فقط علیرضا را نکشتم.من سه خانواده را داغدار کردم. خانواده علیرضا، خانواده خودت و ... زندگی خواهرم هم تباه شد.خواهرم یک دختر داشت که وقتی من دستگیر شدم چهار ساله بود.او خیلی به من و مادرم عادت داشت چون بیشتر وقت ها خانه ما بود.دو سال بعد از دستگیری ام بود که یک روز خواهرم می خواست به ملاقات من بیاید.دخترش بهانه گیری کرده بود و با گریه از خواهرم خواسته بود با
نامه خواهر “آتنا” به رئیس جمهور/ اولین شب یلدای خوشحال بعد از سه سال
روزهای سخت بی خواهری از راه رسید و از آن خواهر مهربان تنها خاطراتی گنگ در ذهنم مانده اما در این سال ها اشک و اه مادرم و رنجی که بابا بهنام کشیده برای مشک زندگی شد و باعث شده در نه سالگی تجربیات بزرگی داشته باشم و اما بعد از این سالها امشب شادی به خانه ما آمد دستوری که شما در همان سال داده بودید(البته از بی مهری مسئولین استانی نمی خوام بگویم) . پدرم در شرکت پارس مشغول کار است امشب
سرنوشت سیاهِ زنی که عضو باند سرقت بود
کیفری داری؟ بله با عنوان سرقت، اعتیاد و رابطه نامشروع چرا پس از آزادی از زندان مجدد مرتکب جرم شدی؟ با افراد خوبی معاشرت ندارم آخرین بار که 10ماه قبل از زندان آزاد شدم شوهرم به دنبالم آمد و باز هم در آن فضای خلاف قرار گرفتم. چرا دستگیر شدی؟ من با مادرشوهرم در یک خانه زندگی می کنیم او هم مثل من و شوهرم معتاد است و شیشه مصرف می کند و از راه جمع آوری ضایعات هزینه موادش را تامین می
حضور در پارتی شبانه برای دختر جوان گران تمام شد
دختر 24 ساله ای که با تلاش کادر درمانی بیمارستان امام رضا(ع) مشهد از مرگ حتمی نجات یافته بود، در حالی که دادخواست شکایت از دو برادر را در دست داشت، درباره ماجرایی که او را تا سر حد مرگ کشاند به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان مشهد گفت: بعد از آن که تحصیلاتم در مقطع دبیرستان به پایان رسید دیگر ادامه تحصیل ندادم و به امور خانه داری پرداختم ولی مدتی بعد تصمیم گرفتم شغلی برای خودم دست و
شلیک پدر به 2 جگرگوشه اش در ارومیه
/> وی ادامه داد: مادرم و خواهرانم در لحظه تیراندازی حضور داشتند و ما چند دقیقه بعد از حادثه متوجه به قتل رسیدن بهنام و زخمی شدن شیر علی شدیم، همچنین همه در خانواده شان مشکل دارند. جاسم امین آذری در پایان گفت: پدرم پس از به زخمی کردن شیر علی و به قتل رساندن بهنام، خودش را همراه با اسلحه کلاشینکف به کلانتری و مراجع قضایی تحویل داد. فرار کردن پدرم و دستگیری او در مرز شایعه است همچنین شیر علی هم اکنون در آی سیو بیمارستان به سر می برد. منبع: رکنا انتهای پیام/
بانوی همدانی جاده پیما/از کودکی با رویای رانندگی قد کشیدم
بودم مادرم را از دست دادم. پس این اتفاق تلخ بیشتر عاشق پدرم شدم و به عنوان تنها جان پناه بعد از خدا، عاشقانه دوستش داشتم. هر رفتار و علاقه ی او برای من یک الگو بود. پدرم جز اولین رانندگان ماشین های سنگین در همدان و اولین کسانی که گواهی نامه ی پایه ی یک داشتند بود دیدن و زندگی کردن با او از کودکی مرا یک راننده بار آورد. عصر همدان: از چه زمانی وارد این کار شدید و سیر کاری شما چگونه بود
اختلافات زن و شوهر به مرگ انجامید/ جلیل: شهناز مخالف بود به دیدن مادرم بروم
کمکش کنم اما چون در آکاردونی قفل بود نمی توانستم وارد شوم بعد خودش کلیدها را به سمت من انداخت با عجله در را باز کردم و او را به داخل حمام بردم. بعد از اینکه آتش خاموش شد با خانواده اش تماس گرفتم و گفتم شهناز خودش را آتش زده است. بعد هم با اورژانس تماس گرفتم و او را به بیمارستان بردند. تینر از کجا آورده بود؟ ما ساکن طبقه سوم هستیم و طبقه اول و دوم خالی است و صاحب خانه تصمیم داشت بعد از رنگ کردن این واحدها، آنها را اجاره دهد. تینر زیر راه پله ها بود که شهناز تینر را برداشته و به خانه آورده بود. ...
بازداشت آشپزباشی به اتهام قتل همسر
شدند که بر اثر شدت سوختگی به کام مرگ رفته بود. بررسی های تیم جنایی نشان داد این زن یک هفته قبل در خانه اش در منطقه یافت آباد دچار سوختگی و برای درمان به بیمارستان منتقل شده است. بررسی های بعدی و گزارش پلیس هم حکایت از آن داشت که زن فوت شده قبل از مرگش به مأموران پلیس و خانواده اش گفته بود که شوهرش او را با بنزین آتش زده است و مأموران هم شوهر این زن را که مرد 29 ساله ای به نام کامران است
معمای انگشت اتهام مقتول به سوی شوهرش
گروه حوادث: درحالی که زن جوان پیش از مرگ، قاتلش را معرفی کرده اما متهم می گوید که بی گناه است. شوهرم روی من تینر ریخت و مرا به آتش کشید . این آخرین جمله ای بود که زن جوان پیش از مرگ به زبان آورد. سرنخی که باعث شد شوهرش به اتهام قتل او بازداشت شود اما این مرد مدعی است که بی گناه است و نقشی در مرگ همسرش نداشته است. به گزارش همشهری، ساعت 12ظهر یکشنبه 30آذر ماه به قاضی ساسان غلامی، بازپرس جنایی
هرگز نمی توان گفت تاریخ اجتماعی ایران را می شناسیم
همان ابتدای امر زنده یاد عباس زریاب خویی من را نصیحت کرد که: اگر می خواهی جایگاه ماندگاری پیدا کنی تحصیلاتت را ادامه بده. این جرقه ای در زندگی من بود؛ باوجود یک دختر از همسر مصری و سه پسر از شوهر ایرانی ام دوباره عازم انگلستان شدم و درجه دکتری گرفتم. این بار خیلی خوشحال بودم چراکه دیگر قدر آن را می دانستم. نخستین سفرتان به انگلستان تحت تأثیر فضای حاکم بر خانواده های طبقات بالای اجتماع
نیلوفر جلیلوند: پدرم می خواست از بدی های جامعه هنری به دور باشیم/ زنان در ایران امروز فرصت رشد فراوانی ...
*الان مشغول چه کاری هستید؟ من در مدرسه بچه های خارق العاده از 16 تا 18 ساله که به مدارس معمولی نمی روند، تدریس می کردم و بعد برای تدریس به دانشگاه تگزاس در دالاس رفتم. همزمان در کلاس های سینمایی شرکت کردم و تدوین یاد گرفتم، آنهم به خاطر پدرم و پسرم. پسرم در دانشگاه کلمبیا، کارگردانی خواند و مستندی درباره خانواده ما می سازد. او خیلی ایران را دوست دارد و به اینجا آمد و با پدرم
اعدام برای دو همدست در تجاوز به دختر جوان
شرق: دو مرد که دختری را به خانه کشانده و به او تجاوز کرده بودند، بعد از چندین جلسه بازجویی و محاکمه به اعدام محکوم شدند. به گزارش خبرنگار ما، دختری سال 97 با ارائه شکایتی به مأموران پلیس مدعی شد از سوی دو مرد مورد تجاوز قرار گرفته است. او گفت: دو مرد جوان که گفتند دایی و خواهرزاده هستند، اعتماد من را جلب کردند. وقتی سوار ماشینشان شدم مقابل یک خانه توقف کردند، به محض اینکه پیاده شدم، من
هدف گروه تروریستی پژاک نابودی کُردها است
. برای بررسی این ماجرا با خانواده وی مجددا مصاحبه ای انجام شد. او داستان ربایش خود را اینگونه تعریف کرد: شب در روستا بودم و می خواستم به خانه برگردم. در تاریکی شب ناگهان متوجه سه نفر شدم. آنها به زور اسلحه مرا تهدید کردند و با خود بردند. آن شب در دشت ها و کوه های اطراف روستا بودیم و من تا صبح نخوابیدم. نمی دانستم باید چه کار کنم. می ترسیدم با آنها درگیر شوم یا فرار کنم، زیرا احتمال داشت
تجاوز به دختر 18 ساله در تهرانپارس
نیست .به همین خاطر آنها تصمیم گرفتند تا به خانه شان در فلکه اول تهرانپارس بروند و لباس هایشان را عوض کنند. این دختر ادامه داد: من مقابل در خانه ایستاده بودم تا حامی و دایی اش لباسهایشان را عوض کنند و بیایند .اما یکباره حامی مقابل درآمد و مرا به داخل خانه هل داد . او خودش مقابل در ایستاد و مانع فرار من شد .همان موقع عرفان سراغم آمد و مرا به شدت کتک زد . تجاوز شیطانی دختر جوان
پا در رکاب سلامتی و فرهنگ
ندارد و شامل زن و مرد و پیر و جوان می شود. مثلاً چندین زوج و حتی چند نسل ازیک خانواده در این گروه عضو هستند و هر روز با شرکت در برنامه های گروه همراه هم رکاب می زنند. حسین بهمنی کیا 65 ساله از ساکنان تهرانپارس که در دوران بازنشستگی به دوچرخه سواری رو آورده و حالا 5 سال است که به همراه همسر، دختر، پسر و نوه اش رکاب می زند، می گوید: خودم در همین پارک پلیس با گروه آشنا شدم و بعد از مدتی
زن متهم به شوهرکشی به قصاص محکوم شد
نداشتم. اصلا نفهمیدم چه اتفاقی افتاد.در ادامه دختر بزرگ متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من قصد نداشتم قتل پدرم را مخفی کنم. من فقط می خواستم پدر و مادرم به این درگیری پایان دهند. بعد از مرگ پدرم هم می خواستم مادرم را از دست ندهم. من و خواهرم خیلی تنها شده ایم.بعد از پایان گفته های هر دو متهم قضات دادگاه کیفری استان تهران وارد شور شدند و متهم ردیف اول را به اتهام قتل عمدی با توجه به درخواست یکی از
مجازات اعدام برای 2 دوست تبهکار
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، حدود 2 سال قبل دختری با شکایت به پلیس مدعی شد از سوی یک دایی و خواهرزاده مورد تعرض قرار گرفته است. با توجه به شرایط جسمی این دختر بلافاصله بازپرس کشیک او را به پزشکی قانونی معرفی کرد و در همین حین نیز پرونده با توجه به مطرح شدن جرم تجاوز به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در ادامه کارشناسان پزشکی قانونی با توجه به جراحاتی که روی بدن این
سمانه محسن پور: ورزش و کار، زنانه مردانه ندارد
افرادی مثل من ساخته نشده. انگار غریبه ای بودم در آن فضا. از وقتی خودم را شناختم تبعیض های زیادی را در زندگی تجربه کردم. با وجود محدودیت جسمی، پرتحرک بودم و توسط یکی از دوستان به پاراتیراندازی دعوت شدم. حدودا بیست ساله بودم که برای آشنایی با ورزش افراد دارای معلولیت با مادرم از روستا به شهر رفتیم اما در باشگاه با 15 پله روبه رو شدیم. مادرم مرا کول کرد و از پله ها پایین برد. همان یک جلسه تمرین کافی بود
اعدام برای دو همدست در تجاوز به دختر جوان
شام دورهمی در رستوران داد و بعد هم گفت باید لباس هایش را عوض کند. او ریموت در پارکینگ را داشت، به محض اینکه به در خانه رسیدیم، به من گفت داخل پارکینگ بپیچم و جلوی دختر را بگیرم که فرار نکند. دختر جوان ترسیده بود و می خواست فرار کند، من جلویش را گرفتم و بعد هم رامین او را به زور داخل خانه کشاند و مورد تجاوز قرار داد.سیامک درباره اینکه چرا خودش به دختر جوان تجاوز کرد، گفت: من نمی خواستم این کار را
بخش های خواندنی کتاب دختر شینا در طرح ملی شنبه های کتاب مساجد
ادامه داد: کتاب دختر شینا یکی از آثار سوره مهر با موضوع خاطرات زنان است که با قلمی روان به روایت زندگی قدم خیر محمدی کنعان همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی می پردازد. وی ابراز کرد: درباره زندگی این شهید فعالیت های فرهنگی مختلفی صورت گرفته بود، با توجه به آثار به عمل آمده متوجه شدم، قدم خیر در سن 22 سالگی، همسرش به شهادت رسیده و با وجود 5 فرزند، ازدواج نکرده است و به تنهایی فرزندانش را
روایتی تلخ از یک جنایت در شهرستان تویسرکان
دستگیر شد. خانواده تویسرکانی در آخرین تماس خود چه گفتند؟ تلفن را برمی دارد و بعد از چندین تماس بالأخره آماده صحبت کردن است. هربار با او تماس می گرفتم می گفت بالا سر همان چاهی است که اجساد 2 نفر از اعضای خانواده اش در آن پیدا شد و حالا در اضطراب پیدا کردن جسد برادرش، توان حرف زدن نداشت. اما بالأخره دقایقی با ما گفت وگو می کند. موقع حادثه کجا بودید؟ من شغلم
خاطرات وکیل/ ثریا را کشتم چون خونش حلال بود!
ه و تهدید ثریا به اجرا گذاشتن مهریه و درخواست طلاق می رسد که پدر مهدی به ناچار قول می دهد تا چند هفته ی آینده این کارانجام شود.مهدی که می دانسته ثریا به چه قصدی چنین بهانه ای را آورده سعی می کند از خلوت ثریا با مرد سندی به دست بیاورد تا ... یک روز به بهانه ی رفتن به موزه با بچه های مدرسه گوشی پدرم را گرفتم تا با دوربینش از خلوت ثریا فیلم بگیرم، سر کوچه کمین کردم تا طرف بیاید. حدود سا
قهوه مسموم برای سرقت میلیونی از دختر تنها
خانه ام آمد و وقتی دید در آپارتمانم باز است وارد شد. مرا بیهوش روی زمین دید. بعد از آن با برادرم تماس گرفت و مرا به بیمارستان انتقال دادند. دختر جوان افزود: 3روز در بیمارستان بستری بودم و بعد از اینکه مرخص شدم متوجه شدم که همه این بلاها را فرهاد برسرم آورده است. او در قهوه داروی بیهوشی ریخته بود تا طلا و گوشی موبایلم را سرقت کند، از آن روز هرچه با او تماس گرفتم موبایلش خاموش است. از خانه شان
قتل زن آبستن زیر دوش / او زن سوم مهران بود
موضوع را به پلیس خبر داده بود خود را خواهر شوهر مقتول معرفی کرد و در تشریح ماجرا به مأموران گفت: برای دیدن برادرم و همسرش به خانه آن ها رفتم، اما هرچه زنگ خانه شان را زدم و با آن ها تماس گرفتم پاسخم را ندادند و همین موضوع باعث شد تا نگران شان شوم. تقریباً نیم ساعتی پشت در ماندم تا اینکه برادرم در را باز کرد و با حالتی آشفته گفت که زنش مهرانگیز را کشته است. در ابتدا حرف هایش را باور نکردم
کورس خونین پسران سانتافه سوار و دختران پژوسوار/ پسر بوکسور چرا خودش را وسط معرکه انداخت؟
دختران پژوسوار، مهنار، دختر مورد علاقه ام است. تصور کردم که پسران سانتافه سوار قصد مزاحمت برای دختر مورد علاقه ام و دوستش را دارند و خبر نداشتم که آنها کورس گذاشته اند. چنان عصبانی شدم که تصمیم گرفتم از پسران سانتافه سوار انتقام بگیرم. به تعقیبشان پرداختم و مقابل ماشین آنها پیچیدم، سپس هر 3نفرشان را از ماشین پیاده کرده و با مشت به جانشان افتادم. پسر جوان در ادامه گفت: من سال هاست که ورزش