بین یه عالمه ماهی روایتی از غواص شهید و مهاجرت جنگ زده ها
سایر منابع:
سایر خبرها
دفاع مقدس را بدون شعار به نمایش در آورده ام/ روایتی از رنج اسارات 100 ایرانی در سلول 12 متری
. مگر بالاتر از این فاجعه، اتفاق ضد انسانی دیگری هم داریم؟ کارگردان تن ها افزود: برای اینکه نمایشی را اجرا کنم 8 بازیگر را درون سلولی یک متر در یک متر جا دادم. من سعی کردم در حجم محدودتر تصویری از این فاجعه را وارد نمایش کنم. در کل هر قصه ضد انسانی دغدغه من در حوزه تئاتر می شود. در سطج شهرستان هنر تئاتر واقعاً خیلی مظلوم است معروفی که از شهر کرج وارد جشنواره فجر شده
معرفی 9رمان پرطرفدار در ادبیات افغانستان + عکس
. خواندن این کتاب برای هر مهاجر شرقی که راهی سرزمین های غربی است می تواند مفید باشد. انجیرهای سرخ مزار اثر محمدحسین محمدی این مجموعه در برگیرنده ی 14 داستان کوتاه است. حوادث داستان ها همه پیرامون جنگ های داخلی افغانستان می گذرد و قصه ی آدم های جنگ زده ای را روایت می کند که عمرشان را در جنگ سپری کرده اند. کشته اند و کشته شده اند. آدم هایی که گاه خود نیز نمی دانند چرا تفنگ به دست
یک عاشقانه خیلی خیلی آرام
به گزارش فرهیختگان ، آنهایی که ایتالیا، ایتالیا را دیده بودند از دیدن فیلم تازه کارگردانش، شگفت زده نشدند. این بار حامد کمیلی جایش را به حسام محمودی داده و الناز حبیبی هم جایگزین سارا بهرامی شده بود. سارا بهرامی اما صدایش همچنان بود و نریشنی را می گفت که بسیاری از منتقدان اعتقاد داشتند زائد است. کاوه صباغ زاده در دومین اثرش، باز هم روابط زوجین و جزئیات مشکلات آنها را هدف قرار داده و این بار میزان
کودتای میانمار؛ زندگی در حکومت نظامی چگونه می گذرد؟
میانماری در این باره گفت: حس یک "دژاوو" دارم. انگار به عقب برگشته ایم". "دژاوو یا آشناپنداری" به موقعیت یا احساسی می گویند که برای فرد آشنا به نظر می رسد و انگار از قبل در رویا یا عالمی دیگر آن را تجربه کرده است. یک محافظ نظامی در سالگرد شهدای شهر "یانگون" پایتخت میانمار به احترام کشته شدگان در 19 جولای 2018 رژه می رود/ عکس: GETTY IMAGES من با ترس بزرگ شدم
ترس های ناشناخته
اطمینان نبودند (اسرار را فاش می کردند، سلطه گری می کردند، دروغ می گفتند) -5 افراد خانواده علیه یکدیگر جنگ داشته و خانواده میدان جنگ بوده. نکته حائز اهمیت این است، فردی که دچار ترس از بی اعتمادی – بدرفتاری است در شرایط سخت وقتی با مشکلی مواجه می شود به این فکر می کند که قطعا قرار است اتفاق بدی رخ دهد پس تمام وجودش را اضطراب فرا گرفته و دست به پرخاشگری می زند این بی اعتمادی – بدفتاری
پرستو فروهر: برادرم فکر می کرد زندان، خانه پدرمان است
برایتان می گویم؛ برمی گردد به همان سال های کودکی. خیلی کوچک بودم و پدرم زندان نبود. پدر و مادرم یک ماشین فولکس واگن داشتند، از این فولکس های قدیمی که به آن قورباغه ای می گفتند. دوران کودکی من تا پیش از تولد برادرم پر از خاطره با این ماشین است. یک روز را به یاد دارم که جلوی ماشین، پهلوی پدرم که رانندگی می کرد نشسته بودم ، هنوز مدرسه نمی رفتم. خاطره مربوط به نیمه دهه ی چهل است؛ تظاهراتی در جریان بود در
ایران در ارزیابی آمریکا؛ مهیب تر از چین و روسیه
شدن دوباره در برجام (جمله دسترسی به مکانیسم ماشه)، در ازای وعده هایی مانند آزاد سازی محدود برخی منابع بانکی ایران، امکان خرید واکسن و گرفتن وام از صندوق بین المللی پول برای مهار کروناست! آن هم مشروط به گشودن باب مذاکره درباره قدرت موشکی و منطقه ای ایران! اما حقیقت و عمق ماجرا چیست؟ 1- آمریکا بدترین دوره خود پس از جنگ جهانی دوم را می گذراند. گرفتاری داخلی و خارجی، اقتصادی و سیاسی و امنیتی موجب
سلبریتی هایی که این بار دکتر شدند!/ مجریان عملیات پشه مالاریا چه کسانی هستند؟
برخی از کشورها به همین دلیل متوقف شده است. حال اما با ورود واکسن روسی و چینی و تولید واکسن ایرانی در کشور به نظر می رسد دشمن نسبت به خودکفایی ایران و موفقیت آن نسبت به شکست و بی اثرکردن تحریم ها وحشت زده شده و همه توان خود را برای بی اثر جلوه دادن واکسن های غیر آمریکایی بکار گرفته است. **واکسن از مرگ چه کسانی جلوگیری کرده است؟ در ادامه مهناز افشار تلاش کرد پس از
هلیله؛ چراغی زیر سایه خورشید
ساحل هلیله که قدم می زنم و فاصله نزدیک خانه ها به دریا را می بینم، با خود می گویم خوشا به حال بچه های هلیله، که وقتی به دنیا می آیند، اولین صداها، صدای امواج دریاست که با لالایی مادرانه در شب های هلیله در گوش شان می پیچد و حتما در شب های طولانی زمستان های سرد، اسطوره و افسانه از زامردو یا هزار مردان و مردان جنگی و گنج های خفته در خاک و مارهای نگهبان و تاریخ جنگ و نبرد مردان و زنان هلیله با اجنبی ها
سفر به حاشیه برای نقد مردم
پیش از این، مثلا اعترافات ذهن خطرناک من را ساخته بود و در آن هم به محیط حاشیه ای اجتماع در فضایی سوررئال پرداخته بود، همین میزان واقع گرایی یک حرکت بدیع به نظر می رسید. مغزهای کوچک زنگ زده به خاطر خوش رنگ و لعاب بودنش از لحاظ تکنیکی، مورد توجه خیلی ها قرار گرفت؛ اما قصه آن روی کاغذ لااقل به اندازه جنبه های بصری آن، چیز دندان گیری نبود. از فیلم گرانقیمت و خوش رنگ و لعاب هومن سیدی به راحتی برداشت یک
همه دروغ هایی که درباره پهلوی به ما گفتند
ترغیب کردند که ظرف یک هفته ارتش فروپاشیده ایران شکست خواهد خورد و حکومت اسلامی سرنگون شده و دولت جدید تحت حمایت عراق در تهران، یا دست کم مناطق اشغالی مستقر خواهد شد. طبق اذعان حامد الجبوری معاون صدام، همین مسئله ترس صدام از آغاز جنگ با ایران را ریخت و او را تشویق به حمله کرد. این دو خائن به همراه چند سپهبد دیگر حکومت شاهنشاهی در همان روز شروع جنگ در عراق حضور داشتند و با پولهای بادآورده صدام، ایستگاه
معرفی کتاب: سرزمین موعود نوشته باراک اوباما
داشتند. گاهی برای محافظت در برابر نور خورشید کلاه سایبان دار می پوشیدند یا در فصل سرما با کاپشن هایی بزرگ خودشان را می پوشاندند. اگر عجله نداشتم، می ایستادم و از گیاهان تازه ای که کاشته بودند تعریف می کردم یا درباره صدماتی که طوفان شب گذشته به باغ وارد کرده بود پرس و جو می کردم. آن ها هم با غروری پنهان درباره کارشان توضیح می دادند. خیلی کم صحبت بودند. حتی با یکدیگر هم با اشاره و تکان سر حرف می زدند
نشست خبری فیلم روزی روزگاری آبادان | تنابنده نیامد! اوجی کرونایش را رد کرد/ آذرنگ: موشکِ فیلم ما شریف تر ...
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، نخستین ساخته بلند سینمایی حمیدرضا آذرنگ در پنجمین روز از جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. "روزی روزگاری آبادان" با وفاداری به مردم جنگ زده جنوب کشور، داستان خود را پیش برد. فیلمی که او، نمایشنامه اش را سال 1384 با همین عنوان در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه برد و مورد تقدیر قرار گرفت. فاطمه معتمدآریا و محسن تنابنده دو بازیگر اصلی این فیلم
اولین مدل جهانی محجبه، از دنیای مد خارج شد؛ سوپرمدل حلیمه آدن: 'چرا دنیای مد را کنار گذاشتم'
محجبه ای که بعد از او وارد صنعت مد شده بودند این گونه محترمانه رفتار نمی شد. حلیمه شاهد بود که به آنها گفته می شد اگر اتاقی جدا نیاز دارند، در سرویس بهداشتی لباس خود را عوض کنند. "این مسئله من را آزار می داد. به خودم می گفتم این دخترها به پیروی از من وارد این کار شدند و من باعث شدم آنها در این موقعیت قرار بگیرند." حلیمه انتظار داشت که با مدل های مسلمان دیگر هم مانند او رفتار
راز دستاوردهای شگرف انقلاب/ایران در ارزیابی آمریکا ؛ مهیب تر از چین و روسیه
بهتر و مقابله با تهدیدات تغییر داده و بر استفاده از تاکتیک های نامتقارن تأکید می کند. ژنرال رابرت اشلی جونیور مدیر DIA می گوید همان گونه که ایران به گسترش قابلیت ها و نقش منطقه ای خود ادامه می دهد، افزایش درک ما از قدرتش و تهدیداتی را که متوجه ما می کند، بیش از قبل اهمیت می یابد . گزارش DIA می افزاید: ایرانی ها رویکردی هیبریدی در پیش می گیرند و عناصر جنگ متقارن و نامتقارن را در مواجهه با دشمنان و
ّآبادان را در تهران ساختیم/ روزی روزگاری آبادان درباره حمله آمریکا به عراق است
چهار هزار نفر می توانند حرف تو را بشنوند. بچه های تئاتر دوست دارند حرفشان را با تعداد بیشتری به اشتراک بگذارند. از طرف دیگر قصه جنگ قصه کهنه ای نیست. روز به روز چهره نکبت بار آن را می بینیم احساس می کردم میرایی ندارد و با توجه به زیاده خواهی های انسان که مدام به جنگ منتج می شود ترجیح دادم بسازم. فاطمه معتمدآریا هم در ادامه بیان کرد: دو الگوی زندگی و پهلوانی را از دست دادیم. امروز فکر می
جهادگر شهیدی که به حاج قسم اقتدا کرد و رفت
فاصله گرفت تا در کنار بسیجی های دیگر به یاری سیل زدگان برود: برای هر دو پسرم نگران بودم. البته می دانستم جوان های پاک و صالحی هستند اما به هر حال دورا دور کنترل شان می کردم. در قضیه سیل گلستان آمدند و به من گفتند که برای شرکت در اردوی جهادی مناطق محروم قصد سفر به سمنان را دارند. با خودم گفتم که سمنان منطقه محرومی ندارد. در زمان جنگ جوان ها شناسنامه ها را دستکاری می کردند اما حالا از ده ها راه دیگر
فروش گردنبند برای پذیرایی از مهمان
تسلیمی در این باره گفته است: باشو غریبه کوچک فیلمی بود در ستایش صلح و دوستی. خیلی دلم می خواست آن را در ایران و در میان تماشاگران ایرانی می دیدم. به ویژه اهالی گیلان، چراکه اولین بار بود که در تاریخ سینمای ایران، در یک فیلم ایرانی به طور جدی از زبان گیلکی استفاده می شد. بدون اینکه از این زبان به عنوان وسیله ای برای ایجاد خنده و شوخی استفاده شود. برای من بازی در این فیلم، ابراز ستایش و قدردانی ای بود از مادربزرگم که مرا از کودکی و پس از مرگ نابهنگام مادرم، منیره تسلیمی که از بازیگران مهم تئاتر و سینمای ایران در سال های 1320 و 1330 بود، بزرگ کرد. برایم این فیلم ادای احترام ...
جشنواره فیلم فجر در حال و هوای دوم خرداد
و چانه زدیم بر سر بانوی اردیبهشت و این که خانم بنی اعتماد فیلمساز قصه گوست و این فیلم یک جور ادا و اصول ریز روشنفکری دارد و سرآغاز یک جور لیز خوردن به سمت سینمای جشنواره ای. خداروشکر فیلمنامه بانوی اردیبهشت را خانم مینو فرشچی نوشته بود و ما می توانستیم یک جورهایی فیلمساز محبوب مان را تبرئه کنیم. همان طور که سر فیلم مرسدس مسعودخان کیمیایی هم، همه کاسه کوزه ها را بر سر اصغر عبداللهی خدا بیامرز
روز پنجم جشنواره فجر در سینمای رسانه ؛ فیلم ها و حاشیه ها (+عکس)
عصر ایران - روز پنجم جشنواره فیلم فجر سی و نهم در سینما رسانه (برج میلاد) با نمایش 2 فیلم داستانی روشن (روح الله حجازی) و روزی روزگاری آبادان (حمیدرضا آذرنگ) همراه بود. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسش های خبرنگاران پاسخ دادند. روشن/ روح الله حجازی بازیگران: رضا عطاران، سیامک انصاری، سارا بهرامی، مهدی حسینی نیا، مسعود میرطاهری و محمد، ولی زادگان
روایت هاشمی از بازگشت مردی که جهان را تکان داد
قریب الوقوع امام (ره) بر همراهان ایشان و مردم، گفت: این خبر در ایران و هم در جمع کوچکی که در نوفل لوشاتو پیرامون امام (ره) بودیم هیجان عجیبی ایجاد کرد. برخی معتقد بودند شرایط مناسب نیست و بهتر است امام (ره) به ایران نروند. فضای بین المللی هم همین بود؛ منتها امام (ره) حرفی زده بودند و روی حرفشان ایستاده بودند و وقتی ایشان گفتند که جمعه به ایران می روند؛ بختیار تمام فرودگاه ها و ورودی ها را بست و اعلام
نیاز جهان آینده مبتنی بر گفت وگو محوری خواهد بود/ مراکز شیعی و اسلامی در خارج از کشور الگوهای تازه ای از ...
مهاجرتشان با روندی مشخص و در زمانبندی تعیین شده طی نشد و به یکباره وارد اتحادیه شدند. پروسه مهاجرت قبلی ها این طور بود که مثلا در انستیتو گوته زبان آلمانی می خواندند یا در آلیانس زبان فرانسه می خواندند و بعد از اینکه به درجه ای می رسیدند که بتوانند ارتباط برقرار کنند وارد آن جامعه می شدند و اسناد و مدارک آن ها بررسی می شد، ویزا داشتند چمدانشان که بخشی از خاطرات و هویت گذشته ایشان درونش بود را در دست
یک رمان فوق العاده: سایه باد، نوشته کارلوس روییس سافون
مسیر عبورمان بخشیده بودند رفته رفته خاموش می شدند و این نشانه بیدار شدن شهر بود. از طاق خیابان آرکو دل تیاترو گذشتیم و وارد محدوده غبار گرفته و غمگین راوال شدیم. در آن مسیرهای باریک محله های قدیمی که بیشتر به دالان شباهت داشتند، شتابان پدرم را تعقیب کردم تا جایی که کم کم نور ضعیف چراغ های خیابان در پشت سر محو شدند و بعد، قدم به محدوده ای گذاشتیم که بلندی ساختمان ها با کتیبه ها و بالکن های عریض
متن و حاشیه روز پنجم جشنواره فیلم فجر| پای خودسوزی به جشنواره باز شد/ موشکِ حمیدرضا آذرنگ به حرف درآمد
داشتند. جشنواره سی و نهم فیلم فجر در برج میلاد تهران (کاخ جشنواره) با اکران نخستین فیلم روز پنجم آغاز شد. فیلم "روشن" به مشکلات خانوادگی ناشی از مسائل اقتصادی پرداخت. قهرمانی که به آخر خط می رسد و ترجیح می دهد خودسوزی کند. گروهی از منتقدین این فیلم را در سینمای واقع گرایی تعریف کردند و جسارتِ کارگردان را مورد تحسین قرار دادند و به مذاق برخی هم خوش نیامد و انتقادها به سمت قصه پردازی و جلوه
شیشلیک قصه ای در غبار با ضعف های شدید فنی
شهر، بچه هایی که در جوی آب شنا می کنند، مردان شلخته و زنان چرک با لباس هایی که انگار از پارچه دم کنی قابلمه درست شده اند... یک گزارشگر تصویری به این منطقه آمده تا با مردم گپ بزند. دور او همهمه است. هاشم، جماعت را کنار می زند و جلوی دوربین می پرد. گزارشگر از او درباره مشکلات منطقه می پرسد و پاسخی می شنود که یادآور لحن کلیپ معروف دوشواری نداریم است. هاشم ادامه می دهد و می گوید ما به رغم مشکلات مان
خوشمزه و اشک آور مثل شیشلیک
نسبتا فانتزی قصه، عنصر فقر محصول عملکرد اشتباه انسان ها نیست؛ بلکه موقعیتی اجباری و تحمیلی است که همه باید به آن احترام بگذارند. اتفاقات فیلم هیچ کدام سویه شاد و خوشحال کننده ندارند. حسرت دختر بچه، بیکار شدن کارگر، اخراج دختر از مدرسه، مرگ پدر، بیماری فرزند، تصادف مادر و دست آخر زد و خورد پدر در رستوران همگی مایه های یک فیلم غم انگیز را فراهم می آورند. شوخی های متنوع فیلم با دو هدف
در چیستی مرگ هاله لاجوردی!
، نتوانسته بودم برخیزم، عصر وقتی خبر مرگ هاله را شنیدیم شوکه شدم، زبانم بند آمده بود و چشمانم مرطوب شدند، اما نتوانستم گریه کنم. این سال های اخیر چرا بیشتر تلاش نکردم تا او را ببینم. آخر هیچ راهی برای یافتن او نداشتم، هیچ خبری از هیچ جایی در مورد او نبود. هرکس چیزی می گفت، یکی می گفت به خارج از کشور مهاجرت کرده، یکی می گفت در خیابانی او را دیده که بسی پیر شده است خودم در خیالم بار ها همان حوالی تجریش
من نصرت الله وحدت، بچه خاک پاک اصفهان هستم
روستایی بود؟ در آن زمان به خاطر مهاجرت اکثر روستایی ها به شهر این گونه فیلم ها طرفدار خود را داشتند. زنده یاد مجید محسنی کارگردان صفرعلی و پرستو ها به لانه بر می گردند بود که با استقبال خوبی رو به رو شدند. در فیلم پرستو ها به لانه بر می گردند آذر شیوا بازی می کرد که بعد ها به بهانه اعتراض به مسائل سینما و پشت پرده آن جلوی دانشگاه مشغول سیگارفروشی شد و قید بازیگری را زد.