سایر منابع:
سایر خبرها
بازداشت پدر و مادر دو شهید جلوی ساختمان مرکزی راه آهن
جلوی درب ساختمان منتظر مسئولین راه آهن بودند که متاسفانه و با کمال تعجب طی تماس معاون مسافربری راه آهن با پلیس 110 به جرم مزاحمت دستگیر و راهی دادسرای ونک شدند. پس از مراجعه به دادسرا با درایت بازپرس شعبه چهار دادسرای ونک و برخورد جدی ایشان با عوامل راه آهن این پدر و مادر عزیز دو شهید دفاع مقدس آزاد شدند. سال گذشته پدر و مادر شهیدان جاویدان به همراه تک پسر باقیمانده شان برای
کرامات سید شباب اهل الجنه
را در اختیار کسی بگذارد اشکالی ندارد، و بعد از سؤال بر گشتند خانه. یک وقت دیدند در خانه باز شد پسرشان وارد شد، پسر می گوید. وقتی وارد منزل شدم دیدم مادرم مرتب به قد و بالای من نگاه می کند و گریه می کند، پدرم مرتب مرا مشاهده می کند اشک می ریزد گفتم: مادر چیزی شده؟ مادر گفت: پسر جان ما تصمیم گرفته ایم تو را با امام حسین علیه السلام معامله کنیم. پسر گفت: چطور؟ جریان را نقل کردند
رویای بهاری کودکان کار
بدجنسش فرار کرده و برگشته خانه خودمان. بعد مادرم را می کشیدم که در خانه نشسته و مجبور نیست که هر روز با ما بیاید سر چهارراه. عمو و عمه ام را هم نقاشی می کردم که با پدرم آشتی کرده اند و آمده اند خانه ما. آوا مادر و دختر در خانه تنها هستند و کرونا بالای خانه کمین کرده و دست از سرشان بر نمی دارد. بلبل در قفس چهچه می زند و مادر در زمان تحویل سال با دستانی رو به آسمان دعا می کند که
4 پرونده جنایی مرموز که همچنان حل نشده اند
مکان یکسان گم شده بودند. یکی از قربانیان که دختری 12 ساله بود، سعی داشته با دوچرخه اش فرار کند. پسر 11 ساله ای به نام تیموتی کینگ که یک شب بعد از رفتن به مغازه برای خرید آبنبات گم شده بود، یکی از وحشتناک ترین مرگ ها را تجربه کرد. پدر و مادر کینگ، برای پس گرفتن پسرشان، عاجزانه دست به دامن رسانه شدند. مادر کینگ در متنی اظهار کرد امیدوار است پسرش به خانه برگردد تا بتواند غذای مورد علاقه اش
مروری بر فجیع ترین قتل های سال؛ جنایت های جنون آمیز
جنایت در باغ فیض شرق در ادامه نوشت: مردی 38ساله روز 25 خرداد ماه در جنایتی هولناک به خانه پسرعمویش در باغ فیض رفت و علاوه بر پسرعموی خود همسر و فرزند او را نیز به قتل رساند. این مرد در اعترافاتش دلیل این جنایت را اختلاف مالی و همچنین حسادت عنوان کرد. متهم به قتل که در زمان بازپرسی اصرار داشت زودتر اعدام شود، درباره جنایتش گفت: من برنامه قبلی برای قتل نداشتم و نمی خواستم زن و بچه پسرعمویم را بکشم. قرا
برگزاری اولین سالگرد عروج سردار شعبانی + نامه فرمانده سپاه به خانواده شهید
همپای پدرم در مناطق جنگی حاضر بود و چه خوب مزد این همراهی ر ا گرفت. از روزهای غربت در کشور غریب بگویم که پدر خانه اش را فروخت اما ریالی از بیت المال را خرج درمان همسر جانبازش نکرد... در همان روزها در خیابان های لندن بازهم پاسدار ولایت بود و پاسخ منافقین به اهانت کننده چادر مادر را خوب داد. از روزهای حضورت در سیستان بگویم؟ که چگونه اشرار را به زبونی واداشت و فقط خبری می آمد عملیاتی در پیش است و بعد صبر بود و صبر.... گفتنی است در ادامه این مراسم حاج سعید حدادیان به مدیحه سرایی پرداخت. انتهای پیام/ ...
اهالی ورزش در خاک| سال سیاه کرونا
، 8 ورزشکار خراسانی را از ما گرفت. محمود روحانی، پیشکسوت و رئیس اسبق هیئت جودو، در همان اوایل همه گیری ویروس مرگ بار به دلیل ابتلا به کووید 19 جانش را از دست داد. روحانی اولین قربانی کرونایی جامعه ورزش مشهد و استان بود. بعد از روحانی، بلای کرونا به جان چند پیشکسوت دیگر جودو افتاد. حسین محمودی، تیرماه امسال و در شصت سالگی درگذشت و غلامرضا اسدی، پدر جودوی استان هم خردادماه بود که در برابر هیولای
100 سال با صابری | فوتبال دوستی که دوومیدانی کار شد
زندگی کرده است. او داخل خانه منتظر میهمانانش برای مرور روز های افتخار است؛ با کلاهی که به سر دارد و عصایی که به آن تکیه زده است. خانه اش سال هاست که از وجود همسر مرحومش خالی شده است. حالا او ساعت ها در روز تنها داخل خانه می نشیند و شاید بار ها پا در اتاق خاطره هایش می گذارد و ساعت ها آنجا، تاریخ را مرور می کند. منزل استاد صابری یک اتاق ویژه دارد؛ اتاقی که به گفته برخی، اتاق یک عمر افتخار است. کلید
هولناک ترین جنایت سال از زبان متهم ردیف یک / بیتا چطور با همدستی دوست پسرش پدر و مادر و خواهرش را کشت
حادثه 24 - چند روز از هولناک ترین جنایت سال پایتخت می گذرد. جنایتی که در جریان آن زنی به همراه دختر و شوهرش در خانه شان در شرق تهران کشته شدند و 40 روز پس از جنایت، اجسادشان در این خانه پیدا شد. جسد زن 42ساله و شوهرش در داخل حمام و جسد دختر 20ساله آن زن داخل یک بشکه اسید، درحالی که تقریبا از بین رفته بود پیدا و مشخص شد که عاملان این جنایت هولناک دختر بزرگ خانواده به نام بیتا و پسر مورد علاقه اش
رکسانا بیگم؛ مورد عجیب یک زنِ خاص
محیطی تا این حد مردانه هراس دارند. اما این برای بیگم اهمیت چندانی نداشت شاید به این خاطر که چالش واقعی برای او این نبود که وارد چنین محیطی شود. بلکه مساله اصلی این بود که چطور خودش را به آنجا برساند.او صبح یک شنبه خیلی زود از خواب بیدار شد. فکرش این بود که اگر تمام صبح کارهای خانه را انجام دهد، بعد از آن می تواند برای بیرون رفتن اجازه بگیرد. رکسانا بیگم به مادرش گفت می خواهد به باشگاه برود
قربانیان یک تصمیم شوم
/> با تحقیقات پلیس، ردپای دختر دیگر خانواده به نام تینا به دست آمد. ماموران با تحت نظر گرفتن دختر مقتول، او را همراه دو پسر جوان بازداشت کردند. در تحقیقات اولیه یکی از پسرها به قتل اعتراف کرد و گفت دختر مقتول و دوستش بی تقصیر هستند. پسر جوان به نام بهنام در تشریح جنایت گفت: قصد داشتیم از خانه مادر تینا سرقت کنیم اما او مخالف بود. من و رضا دوست تینا نقشه کشیدیم. آن روز تینا و رضا با
سین مثل سبزه به ماجراهای عید من و بابام پیوست
کنار مادر و مادربزرگش بماند. صدیق و کریم زوجی فقیرند. کریم بی کار است و کسی برای دزدی به او پیشنهاد همکاری داده و او که برای نوروز دستش خالی است این پیشنهاد را می پذیرد. کریم برای دزدی به خانه خالی مریم و شوهرش می رود و در آنجا گیر افتد و پسرش علی هم به تنهایی سوار اتوبوس می شود تا پیش مادرش برود اما گم می شود. طاهره و محمود دو پسر به نام های مسعود و سعید دارند. آنها همیشه در حال دعوا هستند و همیشه
فرزندم از کودکی به نماز و روزه اهمیت می داد
محسن عطری خطیبی پدر شهید خلیل عطری خطیبی در گفت وگو با خبرنگار دفاع پرس در آذربایجان شرقی، اظهار داشت: خداوند شش فرزند برایم داده است. خلیل پسر خیلی خوب و زرنگی بود که از بچگی به نماز و روزه اهمیت می داد. وی با بیان اینکه خلیل بعد از مدرسه در مغازه کمکم می کرد، توضیح داد: روزی خلیل گفت می خواهم به جبهه عازم شوم. ما هم در حال بازسازی خانه بودیم که از خلیل خواستم پس از پایان ساخت خانه به
آنهایی که جنجال به پا کردند
به جا گذاشت. پدر که به خاطر مشکلات کمرش خانه نشین بود. مادر هم در شهر کارگری می کرد تا مخارج زندگی را تأمین کند. البته بهزیستی آنها را تنها نگذاشت. در این مدت کمک کرد و حتی اجاره خانه شان را هم می داد، اما مشکلات خانواده زیاد بود. مرگ محمد دردناک ترین قصه این خانواده دیری بود تا اینکه یک روز بعدازظهر جسم بی جان پسر پنج ساله و معلول خانواده دیری روی آب پیدا شد. خانواده موسوی زاده برای بار دوم عزادار
خلا های قانونی، چالش های دادخواهی و انگاره های اجتماعی زنای به عنف با محارم
کرد. حقیقتی که حالا دیگر مادر را هم به گریه انداخته بودند. حالا دیگر مادر و دختر با هم اشک می ریختند و توامان هر کدامشان قصد داشت دیگری را آرام کند. تصاویر در سر زن کابوس وار می چرخند. یعنی هفته پیش که دختر را به پدر سپرده بود تا برای خرید خانه به تره بار برود هم این اتفاق افتاده؟ یا ماه گذشته که برای دیدار دوستانش عصر از خانه رفت و شب برگشت و تمام این مدت پدر و دختر تنها بوده اند؟ تصور این دقایق
با توسل به علی اصغر (ع) شفا گرفت
خدا، متوسل می شویم به علی اصغر امام حسین (ع) و اسمش را همین می گذاریم. نورچشمی مادر دیگر علی اصغر صدایش می زدیم و به حرمت صاحب نامش روز به روز حالش رو به بهبودی رفت. تا اول دبیرستان تحصیل کرد. به همراه درس در باغداری و کشاورزی به خانواده کمک می کرد. در کودکی سایه پدر را از دست داد. زحمت بزرگ کردن او و بقیه بچه ها به گردن مادرم افتاد. ته تغاری و نورچشمی مادر بود. بعد از فوت
بافت فرسوده منطقه خاوران میزبان اخطار پنج روزه شد
و قدیمی در قالب فیلم ثبت و ضبط شود. در این فیلم ناصر علاقبندان و محبوبه حبیب الله زاده در نقش زن و شوهر سالمند مقابل دوربین مهدی حیدری ایفای نقش می کنند.آنها زندگی آرام و عادی خود را در غیاب فرزندان سپری می کنند و حتی بیماری کرونا هم تغییری در روند زندگی شان نداشته است. دو فرزند پسر و یک دختر آنها سال ها پیش پدر و مادر خود را ترک کرده اند و در چنین شرایطی یک روز اخطاری پنج روزه از
خواب 13 ساله در خاک غریب/ یک ماه فقط شکلات خوردیم!
خاطر همین بعد از شهادت او تمام لباس هایش به غیر از کت و شلوار دامادی اش را به فقیر دادم. یک شب خواب دیدم که ناصر با ناراحتی و با کفش وارد منزل شد. تعجب کردم؛ زیرا او به نظافت خیلی اهمیت می داد. بعد گفت: کت و شلوار مرا بده می خواهم ببرم! گفتم یکی از دکمه های کت افتاده، اجازه بده بدوزم و بعد ببر. گفت: نمی خواهد! آن ها را از من گرفت و رفت. فردای آن روز به دفتر امام (ره) زنگ زدم. گفتند آن ها را نگه دار
امام حسین(ع) ولد پیامبر(ص)، سند قرآن و بازوی امت اسلام هستند
) از ذریه ابراهیم است، حضرت عیسی پدر نداشتند و از طریق مادر یعنی حضرت مریم(س) به ابراهیم وصل می شدند، امام زمان(عج) تاکید دارند که ای امام حسین(ع) فرزند پیامبر(ص) هستند. حجت الاسلام والمسلمین رفیعی با اشاره به این فرمایش امام زمان(عج) خطاب به امام حسین(ع) که حسین جان تو سند قرآن هستی ، اظهار کرد: امام حسین(ع) مصداقی بر هر همه آیات قرآن هستند، سوره فجر سوره امام حسین(ع) است، قرآن و این سوره
سیاهی جای سرخی
چندان سخت نیست. همه محله شنیده یا دیده اند که پسری چند خانه بالاتر، آتش یک انفجار به جانش افتاده و حالا هر روز با دست و صورت باندپیچی شده، از خانه بیرون می آید تا برای تعویض پانسمان به بیمارستان برود. ابوالفضل، پدر و مادرش از اینکه حالا همه محله او را به عنوان قربانی چهارشنبه سوری می شناسند، ناراحتند. از اینکه همه محله درباره آنها حرف می زنند و با انگشت به کودکانشان نشان می دهند که عاقبت
فیلم های سینمایی در آخرین شب چهارشنبه سال
پلامر، مارک واهلبرگ و چارلی پلامر مربوط به جان پل گتی سوم 16 ساله نوه یک میلیاردر نفتی به نام پل گتی است که آدم رباها که هویت ایتالیایی دارند او را ربوده اند و مبلغ 17 میلیون دلار از آنها پول درخواست کرده اند. گیل مادر پل که سال هاست از پدر او جدا شده است می خواهد هر طور شده فرزندش را از دست آدم رباها نجات دهد ولی پدر بزرگ بسیار خسیس است و معتقد است اگر پولی بدهد برای نوه های دیگرش هم خطر خریده است
2 بار خودکشی مونا پس از قتل عام خانوادگی در شرق تهران + عکس
آشنا شده است و با توجه به اینکه احتمال می رفت مونا در خانه پسر جوان باشد به خانه وی رفته و مونا و پسر 19 ساله دستگیر شدند. مونا در همان ابتدا به مادر، خواهر و شوهرمادرش به دست دوست پسر مورد علاقه اش که مجید نام دارد اعتراف کرد و ماموران خیلی زود مجید را دستگیر کردند. مونا 25 ساله که در ماجرای اعضای خانواده اش دستگیر شده می گوید من قصد سرقت داشتم و اصلا فکر نمی کردم که مجید قصد
تکریم خانواده شهید آتش نشان ناصر مهرورز در برنامه مهرآیین
تهران (پانا)- در قالب برنامه مهرآیین ، از خانواده معظم شهید آتش نشان، ناصر مهرورز تکریم شد. محسن کارگزار؛ رییس خانه فرهنگ شکوفه، در قالب برنامه مهرآیین و استقبال از بهار ویژه شهدای آتش نشان، هیأتی از مسئولان فرهنگسرای اخلاق با حضور در منزل خانواده معظم شهید آتش نشان، ناصر مهرورز با خانواده شهید دیدار کردند. براساس این خبر، در این برنامه، ضمن دیدار با پدر و مادر و برادران آن شهید
اخبار حوادث امروز (25 اسفند 99) از قتل فجیع دختر 8 ساله به دست پدر سنگدل در تهران تا جدول شهرهای ممنوعه ...
که به جرم مواد مخدر دستگیر و به حبس ابد محکوم شدم، با خودم فکر می کردم که امیدی به آزادی وجود ندارد اما 12 سال بعد سرنوشتم به گونه ای دیگر رقم خورد و من در سال 97 شامل رافت اسلامی شدم و با عفو از زندان بیرون آمدم ولی هنوز طعم آزادی را به درستی نچشیده بودم که دستم به خون آلوده شد و مهر قاتل بر پیشانی ام خورد... قتل مادر و پسر در ممسنی با شلیک پدر وقتی درگیری میان پدر و پسری در
نجات از اعدام تخصص این مرد است/ روایت لذت گذشت در خون صلح
روزهایی که با آقای عربی همراه بودیم، سراغ فردی رفتیم که طبق تجربه های قبلی فکر نمی کردیم حاضر به رضایت شود، اما حین فیلمبرداری نظرش برگشت و رضایت داد. مقصودی درباره اتفاق ویژه ای که در روند تولید مستند خون صلح رقم خورده است هم گفت: در فیلم شاهد مادر و پدری هستیم که دو فرزند داشته اند و پسر کوچک ترشان براثر اتفاقی دو سال قبل تر کشته شده است. ما این خانواده را نمی شناختیم و در رفت و آمدها با
آیا نسب پیامبر (ص) تا حضرت آدم، همگی موحد بودند؟
ابوخزیمه بود مدرکه چهار فرزند داشت: خزیمه و هذیل ، حارثه و غالب . نسب قبیله هذیل و عبداللّه بن مسعود صحابی معروف به مدرکه بن الیاس می رسد. خزیمه بن مدرکه مادرش سلمی دختر اسد بن ربیعه بن نزار و به قول ابن اسحاق زنی از بنی قضاعه بود، بعد از پدر حکومت قبایل عرب را داشت و او را چهار پسر به نام های: کنانه ، اسد ، اسده و هون بود. کنانه بن خزیمه کنیه اش ابومضر و
مرگ دختر نمکین در تبریز چگونه رخ داد؟! + فیلم و عکس
داد. مادر باران و خاله او برای کمک به مادربزرگش در کارهای خانه تکانی به خانه او در محله رفته بودند. نزدیک ظهر بود که صدای در محله پیچید.بعد هم دود غلیظ و آتش راه افتاد.هنوز چند دقیقه ای بیشتر نگذشته بود که صدای آژیر آمبولانس و ماشین آتش نشانی در خیابان پیچید.باران و سنا و پسرخاله 29 ساله شان به شدت سوخته بودند و به بیمارستان منتقل شدند. پدر باران که این روزها در
دریغا از آن مرد هزار لبخند
خانه پدری زندگی می کرد. بعد از آن در نزدیکی مسجد موسی بن جعفر(ع) خانه ای خرید و به آن جا نقل مکان کرد. در چند سال اخیر هم به خیابان نفت رفته و در آن جا ساکن شدند. سال 85 یا 86 بود که اسماعیل پدر علی به بیماری سرطان ریه مبتلا شد و به گفته عمه، علی برای خدمت بیشتر به پدر از همه کارها و موقعیت های شغلی اش دست کشید و توانش را برای پدر گذاشت. او ادامه می دهد: علی زحمت زیادی به پای برادرم
7 دریا دوری، 7 سال بی خبری
، همسر زبیر نیازی است؛ صیادی که وقت رفتن 40ساله بود و از او یک پسر 15ساله و یک دختر 17ساله به یادگار مانده. دختر زبیر در غیاب پدر به خانه بخت رفته است. روزگارشان می چرخد با یارانه و کمک اندکی که کمیته امداد می کند: 19سال است که ازدواج کردم و حالا 7سال است که از همسرم بی خبرم. ما که دست مان به جایی نمی رسد، اما کسی هم پیگیر کارمان نشد. خیلی سختی کشیدم تا بچه ها بزرگ شدند. بچه ها البته در نبود پدر