سایر خبرها
از حکم مردی که برادرش را به آتش کشید تا کشف خمپاره جنگی در کرمانشاه
دوستانش بهش گفتن بینی ات را عمل کن او هم اصرار بر این کار دارد. حرف دیگران برایش خیلی مهم تر از حرف همسرش است. غزاله با عصبانیت و لحن تندی گفت: ما تازه ازدواج کرده ایم اما همسرم حاضر نیست برای خوشحالی من کاری انجام دهد الان که این رفتار را دارد وای به حال چند سال دیگر حرف آخر من این است یا پول بدهد من بینی ام را عمل کنم یا طلاق می گیرم. اصلاً چرا از پدرش پول نمی گیرد او وضع مالی خوبی
منتظری که پای سرداب امام زمان (عج) شهید شد
1382 زندگی مان را رسماً شروع کردیم. سه فرزند حاصل زندگی مان است که پسرم متولد 1383 و دو دخترم متولد سال 1387 و 1392 هستند. وقتی که ازدواج کردیم برای مأموریت کاری به کاشان رفتیم و بعد شش سال اهواز بودیم. دو سال آخر بوشهر بودیم. شهید خیلی مهربان و دلسوز بود و اخلاقش هم خیلی خوب بود. وقتی به شهادت رسید همه اقوام افسوس می خوردند. می گفتند خدا او را گلچین کرد. شغل شان چه بود؟ هدایتگر
منطقه12|تقدیر و تجلیل خادمیاران رضوی منطقه از خانواده شهید صدقعلی زندی زند
آن اسناد زنده و جاوید جنایات منافقین کوردل می باشد. در آستانه چهل و سومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی روز پنجشنبه بیست و یکم بهمن ماه خادمیاران و مسئول کانون ایثار و شهادت رضوی منطقه 12 با حضور در منزل شهید انقلاب اسلامی شهید گرانقدر صدقعلی زندی زند از همسر و فرزندان بزرگوار آن شهید والامقام با هدایا و متبرکات آستان قدس رضوی تقدیر و تجلیل به عمل آوردند. در این دیدار
قیمت خودرو
مردی که مدعی است به خاطر اعتراض های همسر جدیدش، دختر 10 ساله خود را بیهوش و در کنار جاده رها کرده است در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. رسیدگی به این پرونده از خرداد سال 98 با شکایت زنی که مدعی بود همسر سابقش دخترش را سربه نیست کرده آغاز شد. وی در تشریح ماجرا گفت: در سال 87 با ناصر ازدواج کردم او قبل از من هم دوبار ازدواج ناموفق داشت، یکسال بعد از ازدواج صاحب دختری به نام سیما
ماجرای تجاوز یک ماهه پسران به دختر 17 ساله اهوازی
هایم نشست و فهمید در دست دوستش اسیر بودم و مورد آزار و اذیت از سوی او و دو مرد دیگر قرار گرفتم به من رحم کرد و فقط زندانی اش بودم. آن روز قرار بود مرد جوان برای بردنم بیاید که پلیس سررسید و نجات یافتم. پشیمانم و ای کاش در خانه پدری ام می ماندم و سختی ها را تحمل می کردم، اما این طور زندگی ام نابود نمی شد. بعد از آن، پسر جوان بازجویی شده و گفته های دختر نوجوان را تایید و به زندانی کردن وی
واپسین گفت وگوی منتشر نشده با اردشیر زاهدی پیش از مرگ/ مدافع مقابله با زورگویی آمریکایی ها هستم
اسناد خیلی صریح موجود، چه کار می کنند؟ من تیمور را، از بچگی می شناختم. زیر دست پدرم بود و الان هم فرزندانش با من ارتباط دارند و حتی به من عمو می گویند و لطف دارند. من هم به آنها علاقه مند هستم؛ بنابراین از آدمی که او را نشناسم، حرف نمی زنم. واقعیت این است که طبق اسناد، تیمور چند روز بعد از 28مرداد و در دوران نخست وزیری پدر من، به تهران رسید؛ بنابراین نیامده بود که در تهران کودتا کند؛ چون اتفاقی را
خاطراتی شنیدنی و عجیب از رهبر معظم انقلاب/ بررسی دلایل فراز و نشیب سیاست جمعیتی ایران
البته قطعاً در ایران افراد متدین وجود داشتند اما امام خمینی(ره) اکثر ما را تربیت کردند نه این که همه از ابتدا انقلابی بودند؛ دوست داشتیم برگردیم اما نه به آن ایران. وقتی مسائل مربوط به انقلاب شروع شد علاقه مندی ما خیلی بیشتر شد و روزی که اعلام شد که انقلاب پیروز شده است همان لحظه من و همسرم تصمیم گرفتیم که باید به ایران بازگردیم البته برای ما نیز راحت نبود چراکه همه امکانات مانند منزل، مطب و غیره را
قدر امام را بدانید در تمامی امور تسلیم امر آن باشید
خانواده خود همسرم، همسر و فرزندانم حلیت می خواهم. همه تان مرا حلال کنید و تمامی اشخاصی که مرا می شناسند، مرا حتما حلال کنند و در ضمن می گویم که خانه برای همسرم است. چند کلمه با ملت مبارز و شیعه ایران می خواهم صحبت کنم، من نمی خواهم برای شما تکلیف روشن کنم، از شما چند تا تقاضایی دارم که امیدوارم که عمل کنید. قدر امام را بدانید، تسلیم امر امام باشید در تمامی امور.
دختر علی دایی
دنیا آمد. دختری با نام نورا که علی دایی به وی بسیار علاقه دارد و می گوید:دوست دارم نورا به همه چیز برسد. علی دایی مثل همیشه اول است. در فوتبال که همیشه پیشرو بود و در کار تجارت هم خصلت اول بودنش را دارد. دایی از همان زمانی که پول حرفه ای گرفت به وصیت پدرش عمل کرد و این پول را سرمایه گذاری کرد. خود دایی بارها در مصاحبه هایش گفته است: حتی زمانی که در بایرن مونیخ بازی می کردم پول هایم را به
سنگ تمام علی اوجی برای نرگس محمدی | دفاع جانانه علی اوجی از نرگس محمدی مقابل خبرنگاران
دوی آنها ازدواج کرده اند . شوهرخواهر نرگس محمدی آقای غفوریان کار عکاسی را دنبال می کنند، خواهرش نیز دستی بر آتش نقاشی دارد. برادر نرگس محمدی هم پیش از او در چند فیلم کوتاه بازی کرده بود اما الان درگیر کار است و بازیگری را دنبال نمی کند. نرگس محمدی می گوید از ابتدا دوست داشتم در رشته هنر ادامه تحصیل دهم اما روزی که باید در آزمون ورودی هنرستان صدا و سیما شرکت می کردم اتفاقی برایم افتاد
طلاق به خاطر دخالت پدرشوهر در انتخاب اسم فرزندان
، این موضوع را به همسرم گفته بودم. او می دانست پدرم باید اسم فرزندمان را انتخاب کند اما برای سومین فرزندمان لجبازی کرد و با پدرم درگیر شد، در صورتی که موضوع مهمی نبود. در همه این سال ها خودمان برای زندگیمان تصمیم گرفته ایم؛ ولی همسرم این موضوع را بزرگ کرد و در نهایت بهانه ای شد برای طلاق. حالا که او می خواهد از من جدا شود، من هم دیگر نمی خواهم در کنار این زن زندگی کنم. او به پدرم بی
نفیسه روشن برای دومین بار با همسر خلبانش ازدواج کرد | استوری عاشقانه نفیسه روشن برای شوهرش
آرزویش این بود که روزی بتوانن بازیگر شود، و زمانی که خواست وارد دنیای بازیگری شود نه تنها مخالفتی با او نکردند بلکه او را بسیار تشویق کردند. حواشی و شایعه طلاق نفیسه روشن چند پیش شایعه طلاق خانم روشن از همسرش در فضای مجازی منتشر شد که با واکنش تند مواجه شده با این خبر را دروغ محض اعلام کرد و گفت من از همسرم جدا نشده ام و اتفاقا زندگی ام خیلی هم خوب است. او در جدیدترین
از دستگیری باند زنبورهای نقابدار تا غرق شدن 2 خواهر برای نجات یک سگ
ما گرفته بود او پدرم را کشت و می خواست من و مادرم را هم به قتل برساند و به همین خاطر از قضات می خواهم تا او را به اشد مجازات محکوم کنند. در ادامه نیز مادر متهم با تأیید حرف های پسرش گفت: پسرم سال ها ما را آزار داد و این رفتارش ناشی از اعتیادش بود دیگر همه از دست او خسته شده بودند. پس از آن متهم به جایگاه رفت و ضمن رد اتهام قتل عمدی اظهار کرد: از زمانی که به خاطر دارم پدر و مادرم همیشه
جاوید الاثرِ بی سر(حدیث دشت عشق)
اصغر فلاح پیشه نیز نامش در ردیف شهدای جاویدالاثر ثبت شده است. همسر شهید فلاح پیشه در خاطره ای از او روایت می کند: اصغر همیشه به بچه هایش می گفت درس بخوانید و بعد می گفت؛ برای اینکه هم به حرفم عمل کنم و هم بچه ها را ترغیب به درس خواندن کنم خودم هم ادامه تحصیل می دهم. وی درباره نحوه اسارت و شهادت این شهید هم می گوید: همان زمان که تیر به پای همسرم اصابت می کند وقتی می آیند و می
6 سال زندان برای برادر آتش افروز
به او گفتم اینجا چه کار می کنی؟ گفت آمده ام کاسبی کنم. گفتم اجازه نداری، چون مغازه را از بابا اجاره کرده ام و او مثل یک غریبه با من قرار داد بسته است، به همین دلیل اجازه کاسبی نداری مگر اینکه از روی جنازه من رد شوی. یاشار با گستاخی جواب داد و گفت باشد از روی جنازه ات رد می شوم، ولی از اینجا نمی روم. متهم ادامه داد: برادرم بعد از این حرف ظرف بنزین را برداشت و کمی روی خودش ریخت. بعد گفت بیرون
برادری خواهان اعدام برادر معتادش شد
همه از دست او خسته شده بودند. بعد از آن متهم به جایگاه رفت و ضمن رد اتهام قتل عمدی گفت: از زمانی که به خاطر دارم پدر و مادرم همیشه بین من و برادرم تبعیض قائل می شدند این موضوع باعث شده بود که مدام حس حقارت کنم. بعد هم که معتاد شدم هیچ وقت از من حمایت نکردند و ما بیشتر مواقع سر پرداخت پول برای خریدن مواد باهم اختلاف داشتیم. شب حادثه به بهانه خرید قطره چشم از مادرم حدود 100 هزار تومان
در رسانه | درباره هزینه مشاوره های پیش از ازدواج که پای خیلی ها را به این مراکز باز نمی کند
از رفتن به مشاوره راضی است، چون ممکن بود انتخاب درستی برای ازدواج نداشته باشد، اما از هزینه زیاد آن گله مند است و می گوید: مگر برای چند خواستگار می توان این قدر هزینه کرد؟ اگر بستری فراهم باشد که این مراکز به صورت دولتی یا ارزان قیمت خدمات دهند، خیلی از افراد بدون دغدغه برای پرداخت هزینه 250 هزارتومانی برای یک ساعت مشاوره، از این مشاورها استفاده می کردند. به دنبال حرف های فائزه با 15
شوهری که هیچ کار پنهانی نداشت!
ایشان بیست روز را به زور می ماندند؛ بیست روز را یعنی ما به زور نگهش می داشتیم، بعد عازم می شدند. من هم دیگه مخالفتی نمی کردم، تا آخرها، دوباره گلایه ام شروع شد، ولی هر سری می گفت این سری بروم، برگردم، دیگر نمی روم. **: به نظرتان چی باعث می شد که ایشان هنوز بیست روز تمام نشده برگردند؟ در خاطراتشان این را برایتان می گفتند؟ همسر شهید: خیلی حرف می زد؛ یعنی وقتی می آمدند مثل
تا 3 سال هویت واقعی همسرم را نمی دانستم | با چهار کودکم در زندان ساواک بودیم | خبر شهادت اندرزگو را از ...
ی عصبانی شدند و فکر می کردند من زنی ساده لوح هستم. چه مدت در زندان ماندید؟ خود من به همراه مرتضی که شیرخوار بود، چند ماهی در زندان ماندیم و من مدام بازجویی می شدم، اما 3 بچه دیگر، 2 روز در زندان بودند و سپس آنها را بردند و به پدرم تحویل دادند. حاج خانم! می خواهیم خاطره مربوط به حمل اسلحه را یکبار دیگر از زبانتان بشنویم. گویا آن موقع سیدمحمود فرزند دومتان را باردار بود
تماس پنهانی، پلیس را به مخفیگاه مرد فریبکار رساند
دیگری تحویل داد. مرد جوان مرا در اتاقی حبس کرد و هرچه التماس کردم که مرا ر ها کند، فایده ای نداشت تا اینکه مخفیانه تلفن همراهم را روشن کردم و با پدرم تماس گرفتم و گفتم در تهران اسیر شده ام که پدرم به پلیس خبر داد و من نجات پیدا کردم. متهم نیز به مأموران پلیس گفت: چند روز قبل یکی از دوستانم این دختر را به من تحویل داد و گفت چند روزی از او نگهداری کنم و اجازه ندهم از خانه خارج شود تا دوباره
روز دهم چهلمین جشنواره فجر / مهران مدیری: نشست فیلم خائن کشی به اصرار من برگزار شد
: فیلم از بودجه شخصی بوده و چند نفر جمع شدیم و پول این فیلم را تهیه کردیم و از هیچ ارگانی کمک دریافت نکردیم خود من ماشینم را برای برای این کار دریافت کردم. اوجی درباره حضور نرگس محمدی همسرش در فیلم هایش گفت: من با یک بازیگر ازدواج کرده ام و 8 یا 9 فیلم تهیه کرده ام و نرگس محمدی به عنوان همسرم فقط در دو فیلم مم بازی کرده است و اگر جایی لازم باشد بازهم از او استفاده می کنم.
روز دهم چهلمین جشنواره فجر / مهران مدیری: نشست فیلم خائن کشی به اصرار من برگزار شد
: فیلم از بودجه شخصی بوده و چند نفر جمع شدیم و پول این فیلم را تهیه کردیم و از هیچ ارگانی کمک دریافت نکردیم خود من ماشینم را برای برای این کار دریافت کردم. اوجی درباره حضور نرگس محمدی همسرش در فیلم هایش گفت: من با یک بازیگر ازدواج کرده ام و 8 یا 9 فیلم تهیه کرده ام و نرگس محمدی به عنوان همسرم فقط در دو فیلم مم بازی کرده است و اگر جایی لازم باشد بازهم از او استفاده می کنم.
سحر قریشی شوهر کرد | ازدواج حسین یاری با سحر قریشی علنی شد
می بردم، فوق العاده بود. " سحر قریشی وقتی با این پرسش مجری روبرو می شود که آیا فوتبال دوست ندارید، می گوید:چرا فوتبال را دوست دارم و فوتبال نگاه می کنم اماعلاقمند نیستم برای تماشای بازی به زمین فوتبال بروم. او ادامه می دهد: دوست ندارم بروم استادیوم. از اینکه کنار تعداد زیادی آقا قرار بگیرم منقلب می شم، احساس امنیتم رو از دست می دهم. کاملاً موافقم که اجازه نمی دهند خانم به استادیوم بروند. سحر قریشی در حالی چنین حرف هایی را زده که پیش تر برای تماشای بازی پرسپولیس – الهلال در ابوظبی به استادیوم بن زاید رفته بود و عکس های زیادی از او در این استادیوم در فضای مجازی قرار گرفته است " ...
ابتلای مریم معصومی به کرونا
دوباره کارم به بخیه زدن و بیمارستان کشید. روز اول مدرسه را یادتان هست؟ چه حسی داشتید؟ روز زیاد خوشایندی نبود ازاین جهت که مادرم می خواست مرا مستقل بار بیاورد. به همین خاطر یادم هست که روز اول مدرسه که هوا خیلی سرد بود مرا مدرسه رساند و گفت که این راه را که الان آمدیم وقتی مدرسه تمام شد باید خودت برگردی چون قرار نیست من دنبالت بیایم. در ادامه کلی نصیحت کرد که این راه مدرسه است و
قیمت خودرو
سر من و خلاصه دوباره کارم به بخیه زدن و بیمارستان کشید. مصاحبه با مریم معصومی : روز اول مدرسه را یادتان هست؟ چه حسی داشتید؟ روز زیاد خوشایندی نبود ازاین جهت که مادرم می خواست مرا مستقل بار بیاورد. به همین خاطر یادم هست که روز اول مدرسه که هوا خیلی سرد بود مرا مدرسه رساند و گفت که این راه را که الان آمدیم وقتی مدرسه تمام شد باید خودت برگردی چون قرار نیست من دنبالت
جزئیات قتل دختر 17 ساله اهوازی از زبان پدرش/ من رضایت نمی دهم
گفت: هیچ اجباری در ازدواج دخترم وجود نداشت و اتفاقا شوهرش بهترین زندگی را برای وی فراهم کرده بود، دعوای زن و شوهری بین آنها پیش می آمد و گاه به خانه ما به حالت قهر می آمد اما در حد دو، سه روز بود و بعد سر خانه و زندگی اش برمی گشت. این دعواها بین زن و شوهر طبیعی است و تاکنون غزل تقاضایی برای طلاق نکرده بود. بزرگان خانواده و فامیل واسطه آشتی آنها می شدند. او درباره دلیل موافقت با ازدواج غزل در
سخنان پدر دختر 17 ساله اهوازی/ از سجاد شکایت کردم!
ازدواج دخترم وجود نداشت و اتفاقاً شوهرش بهترین زندگی را برای وی فراهم کرده بود، دعوای زن و شوهوی بین آن ها پیش می آمد و گاهاً به خانه ما به حالت قهر می آمد، اما در حد دو سه روز بود و بعد سر خانه و زندگی اش برمی گشت. شما می دانید این دعوا ها بین زن و شوهر طبیعی است و تا کنون غزل تقاضایی برای طلاق نکرده بود. چه کسی واسطه آشتی آن ها می شد؟ بزرگان خانواده و فامیل چرا در
عکس دیده نشده از قربانی جنایت اهواز و همسرش
دارد؟ پدر غزل:هیچ اجباری در ازدواج دخترم وجود نداشت و اتفاقاً شوهرش بهترین زندگی را برای وی فراهم کرده بود، دعوای زن و شوهوی بین آن ها پیش می آمد و گاهاً به خانه ما به حالت قهر می آمد اما در حد دو سه روز بود و بعد سر خانه و زندگی اش برمی گشت. شما می دانید این دعواها بین زن و شوهر طبیعی است و تا کنون غزل تقاضایی برای طلاق نکرده بود. چه کسی واسطه آشتی آن ها می شد؟