مرد افغان در آستانه اعدام به جرم قتل
سایر منابع:
سایر خبرها
14 ضربه مرگبار به پسرعمو با انگیزه مبهم
لکه های خون روی زمین نشان می داد احتمالاً عامل یا عاملان جنایت در حالی که قربانی قصد فرار داشته به او حمله ور شده و او را کشته اند . این شواهد حکایت از درگیری مقتول با عامل جنایت داشت و نشان می داد که مقتول قصد داشته از مهلکه فرار کرده و جان خودش را نجات دهد اما موفق نشده بود.ماموران در گام بعدی از تحقیقات جنایی به پرس و جو از خانواده قربانی پرداختند. برادر مقتول در اولین
شوخی پسر 5 ساله با زن باردار جنایت آفرید
بود را به سمت مقتول پرتاب کردم که درست به لب او اصابت کرد. او هم با چاقویی که همراهش بود به سمت ما حمله کرد که در یک لحپه چاقو از دستش افتاد. من هم از شدت عصبانیت چاقو را از روی زمین برداشتم و به او ناخواسته ضربه ای زدم. چاقو را در فریزر یخچال خانه نامادری ام پنهان کرده و می خواستیم فرار کنیم که دستگیر شدم.با اعتراف متهم جوان به جنایت، وی به دستور بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی پایتخت، در اختیار کارآگاهان اداره دهم قرار گرفت و تحقیقات تکمیلی از او ادامه دارد.
قتل پسرعمویم ناموسی بود؛ او به همسرم تعرض کرد
مرد عصبانی که به خاطر سوء ظن به پسرعمویش او را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است، در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از اعتماد، یک سال پیش خبر درگیری و قتل در یک ساختمان نیمه کاره به ماموران داده شد. وقتی پلیس در محل حاضر شد با جسد بی جان جوانی به نام یوسف روبه رو شد که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود. جسد به پزشکی
قتل پسرعمو با 14 ضربه چاقو به خاطر ناموس | او را کشتم چون زنم یک راز را برملا کرد
پلیس آگاهی خودش را تسلیم و به قتل اکبر اعتراف کرد. وی در تشریح ماجرا به مأموران گفت: حدود یک سال قبل به رفتارهای همسرم مشکوک شده بودم. بعد از اینکه او را زیر نظر گرفتم، فهمیدم همسرم با اکبر از طریق اینترنت ارتباط دارد. چند بار از زنم توضیح خواستم، اما جواب سربالا داد. آنقدر پیگیر شدم تا اینکه فهمیدم اکبر چند سال قبل همسرم را آزار داده و حالا می خواهد از او اخاذی کند و حق السکوت بگیرد
مادر و سه دخترش قربانی یک مشت طلا
پلیس نشده بود. رفتار عجیب این زن شک ماموران را بیشتر کرد و به بازرسی خودرو پرداختند که متوجه سر و صدایی از صندوق عقب شدند. با باز کردن در صندوق عقب با پسر بچه ای 13 ساله روبه رو شدند که دست و پایش بسته شده بود. پسر نوجوان وحشت زده و بریده بریده راز قتل اعضای خانواده اش را فاش کرد و گفت: این زن و شوهرش، امشب خانواده ما را به خانه شان دعوت کردند. همراه مادرم و سه خواهرم به خانه آنها رفتیم
شام آخر مادر و 3 دخترش در خانه همسایه جنایتکار
و از خانه اش بیرون آمد. الان هم نمی دانم او قصد داشت من را کجا ببرد و چه بلایی سرم بیاورد. با اظهارات تکان دهنده پسر نوجوان، زن جوان بازداشت شد و مأموران پلیس آگاهی بدون تعلل به محل جنایت اعزام شدند. پس از ورود به خانه، مأموران با اجساد غرق در خون مادر 41 ساله و سه فرزند 6، 7 و 13 ساله اش روبه رو شدند مرد 32 ساله ای که عامل این جنایت ها بود نیز آرام در گوشه ای نشسته بود.
جنایت تکان دهنده برای سرقت طلا و جواهرات | قتل هولناک اعضای یک خانواده در شهر بیرم لارستان
مسئولان قضائی شهرستان های لارستان و بخش بی رم در جهت انجام سریع تحقیقات پرونده و کشف زوایای این جنایت صادر شده و متهمین در سریع ترین زمان با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان معرفی خواهند شد./مهر شام آخر مادر و 3 دخترش در خانه همسایه جنایتکار زن و شوهر جنایتکار که با دعوت خانواده همسایه به خانه شان برای شام، زن جوان و سه فرزندش را به قتل رسانده بودند پس از دستگیری انگیزه
داستان عروس و پدرشوهر
دوست داشتم نزدیک پدر ومادرم باشم؛ اما پدر شوهرم با عصبانیت گفت: باید داخل همین خانه زندگی کنی، یک طبقه آپارتمان در اختیارت گذاشته ام مثل این که خوشی زیر دلت زده است. پدر شوهرم در همه کارهایم دخالت می کرد چرا بچه ات این گونه غذا می خورد؟چرا دیر می خوابد؟چرا درست رفتار نمی کند؟و هزاران چرای دیگر که من باید پاسخگو می بودم. برای همسرم اصلا رفتارهای پدرش مهم نبود و فکر می کرد چون بزرگ تر است
4 روایت تکاندهنده از قتل عام خانواده لارستانی/ روایت پدر خانواده و مامور پلیس/ اطلاعیه پلیس درباره قتل ...
تماس گرفت.از من پرسید شما الان کجا هستید؟ من هم گفتم رسیدم به منزل.به منزل که رسیدم متوجه باز بودن در خانه و نبودن ماشینم شدم.با صدای بلند همسر و فرزندانم را صدا کردم اما آنها جواب ندادند. با تلفن همسرم تماس گرفتم اما جواب نمی داد با سفارش مامور پاسگاه فداغ، به منزل همسایه ام رفتم گفتم شاید آنجا باشند.بی خبر از همه جا وارد خانه شدم ،اما با در بسته مواجه شدم. مامور پاسگاه فداغ
تکه ای از محمد در میان پنبه و کفن پیچانده شد
پیش رو؛ با هم می خوانیم. واسطه هایی برای خواستگاری از وقتی که در مقطع راهنمایی درس می خواندم، محمد خواستگارم بود. او سال ها واسطه های زیادی را فرستاد تا جواب مثبت بگیرد، اما من خیلی درسخوان بودم و اصلاً فکر ازدواج و تشکیل خانواده نبودم. هرچه می گذشت او بیشتر از قبل بر انتخاب خود اصرار داشت. با اتمام دوران دبیرستان و کسب دیپلم، خاله و عمو و دایی هایم آمدند تا من را برای محمد
طلاق از شوهری که چک های پدر را در قمار باخت
مخالفت کرد چون هم از نظر خانواده و فرهنگ و رسم و رسوم و هم از نظر مالی خیلی با هم اختلاف داشتیم. با این حال من اصرار کردم و گفتم یا پدرام یا دیگر ازدواج نمی کنم. پدرم هم قبول کرد و چون پدرام گفته بود نمی تواند مراسم عروسی مفصلی بگیرد پدرم با پول خودش یک عروسی مجلل برای ما گرفت. بعد هم یک خانه در شمال تهران برایم خرید. اوایل زندگی به ظاهر همه چی خوب بود تا اینکه پدرام به بهانه
نصیحت پدرانه با قتل پسرش خاتمه یافت
شده و بعد از 24ساعت جانش را از دست داده بود. پدر و مادر سیامک مدعی بودند که پسرشان چاقوبه دست روی چهارپایه بوده که تعادلش را از دست داده و زمین خورده و همین حادثه سبب شده چاقو به شکمش فرو رود، اما پزشکی قانونی اعلام کرد که مرگ سیامک حادثه نبوده و فرد دیگری ضربه چاقو را به بدن او وارد کرده است. در این شرایط بود که پدر خانواده بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و این بار به قتل ناخواسته پسرش اعتراف کرد
خوابی که تعبیر شد ...
میروم؛ دقیقا همان شبی بود که وحید از پیش ما رفته بود. او با بیان اینکه وحید برادرم بود اما بعد از رفتنش متوجه شدم که 14 سال حوزه علمیه درس خوانده، می افزاید: وحید در مباحث مذهبی با دل و جان حرف می زد جوری که بر دل می نشست. به پدرم قول داده بود او با بیان اینکه پدرم به دلیل ابتلا به سرطان فوت کرد، خاطر نشان می کند: یکی از دلایلی که وحید رشته هماتولوژی و انکولوژی ر
این جوان تا پای چوبه دار رفت و اعدام نشد/ قتل دوست برادر بخاطر فحش ناموسی
ساعت 5 عصر دوم دی ماه سال 97 پیکر خونین و نیمه جان مرد جوانی به نام امید به بیمارستانی در جنوب تهران منتقل شد .وی که از ناحیه گردن چاقو خورده بود به بخش مراقبت های ویژه منتقل شد اما ساعتی بعد به خاطر شدت خونریزی جان سپرد. با مرگ مرد جوان ماموران پلیس در جریان قرار گرفتند و به تحقیق پرداختند . شواهد نشان می داد وی مقابل خانه یکی از دوستانش به نام رامتین مورد حمله برادر بزرگ
بزرگ ترین افتخار جامعه ناشنوایان ایران
شهید عبدالمطلب اکبری اهل روستای شهیدآباد از توابع استان فارس است. روستای شهیدآباد از توابع شهرستان خرم بید در شمال استان فارس و 150 کیلومتری شیراز قرار دارد. نام روستا پیش از این چم بیان بوده است و اکنون نزدیک به 600 نفر جمعیت دارد. شهیدآباد در 8 سال دفاع مقدس، 46 شهید و 50 جانباز تقدیم انقلاب اسلامی کرده است. یک خانواده 4 شهیدی دارد که این خانواده یکی از دو
بخشش جوانی که مرد موادفروش را به قتل رساند
مردی که برای نجات برادرش از اعتیاد دست به قتل زده است با رضایت اولیای دم از قصاص نجات پیدا کرد. به گزارش اعتمادآنلاین ، متهم که مردی جوان است شش سال قبل وقتی یک فروشنده مواد مخدر به نام امید را مقابل در خانه شان دید او را با ضربه چاقو زد. پلیس زمانی در جریان این قتل قرار گرفت که از بیمارستان تماس گرفتند و گزارش مرگ جوانی به نام امید را که چاقو خورده بود، دادند. با حضور
نقشه شوم راننده تاکسی اینترنتی برای دختر جوان
با چاقو به جانم افتاد. او قصد آزارم را داشت، اما من مقاومت کردم و با لگد چند ضربه محکم به در زدم تا اینکه موفق شدم در را باز کنم. در حالی که مجروح بودم تلاش کردم فرار کنم و در این وضعیت کیفم در ماشین راننده جا ماند و او به سرعت از آنجا دور شد. شاکی درباره چگونگی نجاتش گفت: اعضای یک خانواده سوار بر ماشین شان از آنجا عبور می کردند که وضعیتم را دیدند و دل شان به حالم سوخت و من را به
مرد همسرکش قتل را گردن پسرش انداخت
داشته و عامل قتل خود حبیب است. با اظهارات خانواده مقتول، حبیب 54 ساله بازداشت شد. او ابتدا جرمش را انکار کرد تا اینکه در بازجویی های فنی سرانجام به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: با همسرم اختلاف داشتم. او همیشه به من بی احترامی می کرد و به خاطر رفتار های او پسرانم نیز با من بداخلاقی می کردند و حرفم را گوش نمی کردند. از این وضعیت خسته شده بودم. متهم در خصوص قتل گفت: شغلم آزاد بود
او را با نامزد خیانتکارم اشتباه گرفتم
خودرو اینترنتی بود و به نظر مطمئن می آمد، اعتراضی نکردم. فرار از دست مرد متجاوز او ادامه داد: ناگهان وقتی به خودم آمدم متوجه شدم راننده در محلی شبیه بیابان توقف کرده است. بعد از آن مرا مورد ضرب و شتم قرار داد و با تهدید چاقو قصد تجاوز به مرا داشت. با هم درگیر شدیم و من با تمام توان به در خودرو لگد می زدم تا در باز شد. چون زخمی شده بودم فقط به فکر فرار
سه قصاص و دو اعدام در سحرگاه زندان
زن ایرانی روز های پایانی مهر سال 1398 برای بازدید و خرید یک خانه ویلایی به غرب تهران رفته بود، به او حمله کرده و این زن را قربانی تجاوز گروهی کردند. با شکایت این زن، شش متهم بازداشت شدند و بعد از محاکمه در دادگاه کیفری یک استان تهران شش مرد افغان به اعدام محکوم شدند و یکی از محکومان فراری نیز حکم غیابی گرفت. این شش زندانی سحرگاه چهارشنبه از سلول انفرادی به محوطه اجرای حکم در زندان
قتل ناخواسته فرزند هنگام مشاجره
های اطراف منتقل می شود، اما پزشکان آن بیمارستان به خاطر وخامت حالش از خانواده اش می خواهند او را برای ادامه درمان به یکی از بیمارستان های تهران منتقل کنند. از سوی دیگر بررسی ها حکایت از آن داشت فرشید بر اثر اصابت ضربه چاقو به پهلویش به قتل رسیده، اما پدرش مدعی بود وی در حادثه ای اتفاقی فوت کرده است. پدر فرشید در ادعایی گفت: شب پنج شنبه پس از اینکه شام خوردیم، فرشید می خواست پرده پذیرایی را
قتل یک زن به دلیل ادعای بی شرمانه مرد همسایه
به گزارش پایگاه 598 ، نخستین قاتلی که در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کرد مرد 63 ساله ای به نام اصغر بود که شانزدهم فروردین امسال همسر 55 ساله اش به نام طلعت را در زمین های کشاورزی ورامین کشت و خودش را به پلیس معرفی کرد. وی به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: پس از درگیری با همسرم وی را به داخل چاه زمین کشاورزی هل دادم. این قاتل دیروز در حالی پای میز محاکمه ایستاد که
مهاجرت چرا؟ و به کجا؟
. موضوع مصاحبه را که مطرح نمودم در ابتدا دخترش که خود را برای کنکور آماده می کند، لب به سخن می گشاید: بله دائم یکی از جدال های ما در خانه رفتن از نی ریز است. می گوییم اگر در شیراز بودیم امکانات تحصیل و رفاه بیشتر فراهم بود. اگر کنکور قبول شوم و به شهر دیگری بروم قطعاً برای ادامه زندگی نی ریز را انتخاب نخواهم کرد! خواهر 15 ساله او نیز هم عقیده خواهرش است و مادر خانواده نیز می
قتل هولناک یک مرد در پی اختلافات خانوادگی: اعترافات تکان دهنده زن جوان
آمدیم تا شاید با کمک پلیس سرنخی از آن ها پیدا کنیم. کارآگاه با شنیدن اظهارات 2 مرد میانسال،پرونده جنایی روی میزش را کنار گذاشت تا تحقیق درباره ماجرای گم شدن اعضای این خانواده را پیگیری کند. او ابتدا به اتاق سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمدآگاهی)رفت و لحظاتی را با وی به گفت وگو پرداخت. دقایقی بعد با هماهنگی های پلیس،گروهی از افسران انتظامی عازم خیابان شهید کشمیری 16 شدند و لوازم منزل را
شوهرم عاشق زن مطلقه شده است!
پشیمانی دوباره نزد خانواده اش بازمی گردد وسپس با تایید و ترغیب خانواده اش با من ازدواج می کند ... با وجود این من از همان روزهای آغازین زندگی مشترک شاهد بی توجهی وسردی رابطه عاطفی حشمت شدم اما به روی خودم نیاوردم.چند ماه بعد او گفت:بیا توافقی جدا شویم من به درد تو نمی خورم! ابتدا سخن او را به شوخی گرفتم و سعی کردم بیشتر به همسرم توجه کنم و هیچ محبتی را از او دریغ نکنم! ولی شوهرم
قاتل زن مسن برای دومین بار از مرگ نجات یافت
قبل مهیار با من تماس گرفت و گفت همدیگر را ببینیم. این در حالی بود که شب قبل هم پیش من بود و مدام از کلیپی حرف می زد که در اینستاگرام دیده بود. او گفت کلیپی دیده است که سه مرد به بهانه دادن بسته حمایتی به خانه پیرزنی می روند و او را به قتل می رسانند و طلاهایش را سرقت می کنند. هرچه به او اصرار کردم کلیپ را به من نشان دهد، طفره رفت و مدعی بود در اینستاگرام دیده است و الان پیدایش نمی کند. ماموران پلیس
حبیب با رفتنش کمر خیلی ها را شکست!
همین بود اخوی. حسین بهزاد و گلعلی بابایی این شد که زدم به سیم آخر و گفتم: بسیار خوب! به خلاف حضرتعالی من اوقات پرتی که ندارم. امشب به خانه تان می آیم و کل آن دفترچه ها را مصادره می کنم. تک نگاریهایی را هم که از تو در نشریات چاپ شده اند، در آرشیو خودم دارم. بر اساس همان روزنوشت ها و استفاده از تک نگاری ها، سیاحت نامه جنگی حضرتت را به سلیقه خودم تدوین و آماده چاپ می کنم.
موافقان و مخالفان سگ و گربه، پرنده، همستر و...
گوید: کسی که سگ یا گربه را عضوی از خانواده می داند خودش نمی تواند با بقیه درست ارتباط برقرار کند و حیوان بی زبان را گرفتار و همنشین خود می کند و خوشحال است که آن حیوان وفا دارد. من مخالف سگ و گربه هستم، چون کثیف هستند، اما دوست دارم مرغ عشق داشته باشم، اما همسرم مخالف است. مرغ و خروس نگه دارید م. الف می گوید: مخالف نگهداری حیوانات خانگی هستم. متأسفانه روز به روز در حال پررنگ
بخشش از نوعی دیگر
ای بخشیدند. آنها به حرمت عید قربان، از قصاص قاتل گذشت کردند و برای آرامش روح مقتول، شرط گذاشتند که مرد زندانی به 50کودک کار کمک کند؛ از خرید پوشاک و مواد غذایی گرفته تا بردن آنها به سفر، رستوران و مراکز تفریحی. به این ترتیب، با بخشش اولیای دم، مرد رهایی یافته از قصاص، بعد از گذشت 12سال از زندان آزاد شد. بخشش به شرط ساخت باشگاه ورزشی پرونده های قتل معمولا شروع تلخ و دلخراشی دارند
ناپدری معتاد پسر 5 ساله همسرش را کشت
ترک کرده بودم و می خواستم خانواده خوشبختی داشته باشم. یک شب قبل از حادثه به مهمانی رفته بودم. دوستانم در آن مهمانی مرا گول زدند و به من مواد دادند. آنقدر به هم ریختم و دچار توهم شدم که وقتی به خانه برگشتم، حالت عادی نداشتم. فردای آن روز همسرم سر کار رفت. من از بردیا خواستم برایم آب بیاورد، اما نیاورد. من هم عصبانی شدم و بردیا را زدم. بعد هم به سمتش آجر پرتاب کردم. متهم در پاسخ به این