سایر منابع:
سایر خبرها
بیوگرافی و زندگینامه شارلیز ترون/ از این بازیگر چه می دانیم؟
/> فرزندان 2 بیوگرافی کودکی و نوجوانی شارلیز ترون شارلیز ترون در تاریخ 7 اوت 1975 در مزرعه ای خارج از روستای بنونی آفریقای جنوبی که یکی از روستاهای کوچک نواحی ژوهانسبورگ است متولد شد. پدرش چارلز ترون مکانیک و مادرش گردا، در کار ساخت و ساز جاده بود. والدینش هر دو متولد آفریقای جنوبی بودند هرچند پدرش اصلیتی فرانسوی داشت و مادرش آلمانی تبار است. ترون که تنها فرزند
مشق عشق دانش آموزان در کلاس انقلاب
شهید مثال می زند، آنجا که وقتی بنیاد شهید برای خانواده های شهدا عکس یاد بود شهید را هدیه می کرد، با ما تماس گرفتند و گفتند: به سپاه فلان منطقه رفته و سمت شهیدتان را بگیرید. به سپاه رفتیم و وقتی مسئول نیروی انسانی اسمش را در کامپیوتر وارد کرد و گفت، سردار حسن حجاریان؟ تعجب کردیم، گفتیم: نه آقا، بسیجی بوده. اسم پدرش هم جواد است. کارمند گفت: بله من که عرض کردم، سردار حسن حجاریان، نام پدر جواد، تاریخ
10 دلیل بی انگیزگی دانش آموزان برای درس خواندن
مطالعه نداشته باشند. برای والدین مهم است که با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند و در مورد وضعیت مدرسه جویا شوند تا از سلامت فرزندان خود مطلع شوند. 10- اختلالات یادگیری آخرین اما نه کم اهمیت ترین عامل ، ناتوانی های مختلف شناختی، فکری و رشدی دانش آموزان است که می تواند بر سلامت، تندرستی و توانایی و کیفیت درس خواندن دانش آموزان تاثیر بگذارد. در چنین مواردی، بهتر است در مورد آنچه که می تواند به عملکرد تحصیلی بهتر بچه ها کمک کند، کمک یا مشاوره حرفه ای دریافت کنید. سواد زندگی ...
جنیفر لارنس، از پدر کارگر تا شوهرهای پولدار
جنیفر لارنس دانش آموخته مقطع دبیرستان (دیپلم) می باشد اکنون در کنار بازیگری به صد شخصیت تاثیرگذر جهان و جزو 50 شخص قدرتمند مشهور جهان تبدل شده است. از تئاتر مدرسه تا نیویورک اولین بار 9 ساله بود که از تئاتر مدرسه روی صحنه رفت و تا 13 سالگی با نقش های موزیکال مدرسه بازی می کرد تا اینکه در 14 سالگی خانواده اش را برای رفن به نیویورک قانع کرد، آنجا در یک آژانس هنری استعداد خود
سپند امیرسلیمانی خواننده شد + ویدئو
/> سپند امیر سلیمانی بازیگر سینما و تلویزیون در برنامه شام ایرانی آهنگ ازم نخواه با تو بمونم از زنده یاد ناصر عبداللهی برای اولین بار بازخوانی کرد. خانواده سپند امیرسلیمانی فرزندان دوم خانواده است و تنها یک خواهر بزرگتر از خود بنام کمند دارد ، پدرش سعید امیر سلیمانی (بازیگر) و مادرش خانم خانه دار می باشد از 4 سالگی تا کنکور سپند امیرسلیمانی با حمایت پدرش از
فرازهایی از زندگی سردار شهید حاج علی اصغر حسینی محراب
سالگی به بسیج پیوست و در طول خدمت در بسیج، تحرک و تلاش بسیاری در جهت مبارزه با ضد انقلابیون و گروه های قاچاق مواد مخدر از خود نشان داد. در سال 1360 با توجه به احساس مسئولیتی که داشت همراه با سیل خروشان مردم عازم جبهه های نبرد شد و به گردان شهدا پیوست و پس از چندی عضو رسمی سپاه شد. او پس از بروز قابلیت ها و توانایی هایش به عنوان یک رزمنده، از سوی کاوه به سمت جانشینی سرگروه و بعد از آن به سرگروهی
لحظات صمیمی با خانواده ستاره سینما: تصاویری از عزیزان بهرام رادان
دنیا رفت، اما کادوی تولد بهرام را داد. پس آقا بهرام رادان ته تغاری خانواده شما هستند. بله. راست است که میگویند ته تغاریها نازشان بیشتر از بقیه بچه هاست؟ مادر: نه، من خودم هم ته تغاری هستم ولی این را نه در خودم احساس کردم و نه در بهرام. درست است که پدر و مادرها به بچه اولشان بیشتر رسیدگی میکنند و رویش حساسیت بیشتری دارند؟ مادر: حساسیت و رسیدگیهای ما برای همه بچه هایمان یکسان بوده. زمانی که بچه اول و
سیاهی سرنوشتم از 11 تا 16 سالگی نابودم کرد ! + تراژدی یک زندگی
آرزوهای بزرگی برای آینده اش داشت. حالا، هر روز در حال سقوط بیشتر به منجلاب اعتیاد بود. مغازه ای که قرار بود جای امنی برای کار کردن باشد، به محلی برای نابودی اش تبدیل شد. در نهایت، امیر همه چیز را از دست داد.خانواده اش از او ناامید شدند به طوری که فقط شب ها برای خوابیدن به خانه پدرش می رفت. موقعی که همه خواب بودند کسی از حضور وی با خبر نمی شد و ظهر که از خواب بیدار می شد، کسی نبود. خانواده
درخواست کمک برای یک گمشده؛ معمای ناپدیدی دختر بچه 7 ساله تهرانی +عکس
کردن ثنا با من گرفته نشده است. حتی آدم ربایی هم در کار نیست که اگر بود باید با من یا پدرش تماس می گرفتند تا اخاذی کنند. بعد از اظهارات این زن، ماموران پلیس آگاهی تهران به تحقیق از مراکز درمانی، بهزیستی، کلانتری ها و بیمارستان ها پرداختند اما هیچ اثری از دختر بچه به دست نیامد. بازپرس پرونده ازکسانی که اطلاعاتی از این کودک دارند خواست تا با 110 تماس بگیرند.
روایت شکل گیری قبرستان شاهین شهر با گلزار شهدا و شهید عزب دفتران
. شهید عزب دفتران در مرحله اول شهید شد و جنازه اش را به شاهین شهر آوردند. او در وصیت نامه اش نوشته بود که پدر بزرگوار من را در گلزار شهدای شاهین شهر به خاک بسپارید. البته در ابتدا با مخالفت پدرش برای خاکسپاری او در شاهین شهر مواجه شدیم چون شاهین شهر گلزار شهدا نداشت، اما مسئولین با فوریت جانمایی کردند و شهید عزب دفتران یکه و تنها وسط یک زمین کشاورزی به خاک سپرده شد. بچه ها نمی
کتاب حسین پسر غلامحسین
به گزارش گروه دفاع مقدس خبرگزاری بسیج از گلستان: شاید این جمله را شنیده باشید که؛ شهدا را شهدا تربیت می کنند. شهید یوسف الهی در زمان دفاع مقدس به عنوان یکی از نیروهای زیرمجموعه شهید سردار سلیمانی فعالیت می کرده است. اما خاطراتی که سردار سلیمانی از این شهید بزرگوار نقل می کند و البته وصیتش برای دفن در کنار این شهید نشان از تاثیرات عمیقی دارد که شهید سلیمانی از این شهید عالی مقام گرفته است. در
حاج حسن اسلام و ایران را بیمه کرد
به آن مراحل را به خاطر رعایت مسائل امنیتی از طریق فضای مجازی ارسال نمی کردم. یکی از دلایل آمدن ما به تهران همین کتاب بودو آن مشکل ازاین طریق حل شد و ارتباط بیشتر و بهتر شد.در این مسیر همسر شهید طهرانی مقدم کمک بسیاری داشتند. بدون کمک خالصانه و طولانی مدت ایشان من به بسیاری از منابعی که در خانه ایشان بود از جمله دست نوشته های سردار طهرانی مقدم، عکس ها و اسناد مکتوب دسترسی پیدا نمی کردم. ما حتی با
طلاق؛ پایان زندگی مشترک، نه پایان مسئولیت والدین
فرزندپروری پس از طلاق، یکی از پیچیده ترین چالش های زندگی خانوادگی است که والدین را با پرسش های اساسی درباره نحوه تربیت و مدیریت روابط با فرزندان در دو خانه مواجه می کند. زمانی که خانواده به دو خانه تقسیم می شود، کودکان میان محیط های مختلف با قوانین و انتظارات متفاوت زندگی می کنند. این شرایط می تواند استرس زا و گیج کننده باشد و روی رشد روانی و عاطفی فرزند تأثیر بگذارد. والدین نیز، در این میان، با
اعلام آمادگی صداوسیمای کهگیلویه و بویراحمد برای تولید آثار فاخر شهدای شاخص استان
، جانبازان نخبه و پدر و مادران شهدا هستیم. وی خواستار تهیه تقویم شهدا شد و ادامه داد: در سالروز شهادت هر کدام از شهدای استان تولیدات مربوط به آن شهید احصاء و از طریق شبکه استانی پخش خواهد شد. مدیرکل صداوسیمای استان افزود: صداوسیما مراسم تشییع شهدا و تشییع والدین دوشهید و بیشتنر را زنده منعکس می کند و هدف از تشییع والدین شهدا محملی برای انعکاس مجدد تولیدات مرتبط به فرزندان شهیدشان است.
شهیدی که جان ها بخشید و جان تقدیم کرد
خورد و مسیر زندگی، روز و شب ما را کنار هم گذاشت. حضور علی در لبنان قصه دارد، دوره نوجوانی و جوانی اش را به عنوان بسیجی رزمنده داوطلب در دفاع مقدس شرکت کرد. دغدغه دین داشت. وارد حوزه علمیه شد و دروس حوزه را تا انتها تمام کرد، دو سالی هم دانشگاه تهران حقوق می خواند ولی گمشده علی او را در نهایت به سمت تحصیل در رشته پزشکی فرا خواند. پزشکی را نخبه وار تمام کرد، در همان روزها که بخشی از جنوب
آبروی رژیم صهیونیستی در جهان رفت
بیشتر نداشت همراه 8 نفر از اعضای خانواده اش در حادثه تروریستی کرمان به شهادت رسید. از او با عنوان دختر کاپشن صورتی با گوشواره های قلبی یاد می شود. پدرش پیمان سلطانی نژاد در این حدثه همسر و هر دو فرزند خود را از دست داد. منبع:فارس
فرمانده ای که خار چشم منافقان بود + عکس
بند دنیا به بلندای آسمان پرکشید. دبیرستان را که تمام کرد با اصرار فراوان راهی جبهه شد و به جایی رفت که زیر آتش دشمن بعثی و چکمه منافقان، مچاله شده بود. الفت و صمیمیت او با مردم سردشت عمیق بود؛ آن قدر که هنوز عکسش زیر توری قرمز رنگ بر تاقچه بسیاری از خانه های روستایی خودنمایی می کند که حمید فرزند آن ها نیز بود. او در مدت کوتاهی چنان جای خود را در دل مردمان مهربان و سخاوتمند این سرزمین
حضور زنان در بازار کار، مردان را بی مسئولیت کرده است!
طبق آیات قرآن اگر زن درآمدی هم دارد، حظ و بهره این درآمد برای خود زن است و می تواند و این اختیار را دارد که این درآمد را در خانواده مصرف کند یا مصرف نکند! در صورتی که همین مسئله برای مردان به عنوان یک تکلیف است و باید درآمدی را که دارد در خانواده و برای فرزندان خودش هزینه کند، بنابراین یک حساب بسیار دقیق و دو دوتا چهارتایی است که خداوند به تناسب نقشی که برای افراد در نظر گرفته، بن مایه، فیزیک، عواطف و روحیاتی را که برای هر کدام از این نقش ها نیاز است در نظر گرفته است.
دختر 7 ساله در خیابان ناپدید شد
اواخر مهر امسال مرد جوانی در تماس با پلیس از ناپدید شدن دختر 7 ساله اش در محدوده خیابان شوش تهران خبر داد و گفت: 4 سال قبل از همسرم جدا شدم و حضانت دخترهایم را به عهده گرفتم. همسرم بعد از جدایی به شهرستان رفت و در این مدت گاهی برای دیدن بچه ها می آمد. روز گذشته، ثنا، دختر 7 ساله ام برای خرید از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. تمام خیابان ها را به دنبالش جست و جو کردیم و حتی به
خانواده ای در آتش/ تیراندازی و آتش سوزی در پی اختلافات خانوادگی
عاملان این حادثه صادر کرد. بررسی های میدانی پلیس نشان داد که یکی از متهمان، مردی 50 ساله با ثروت و املاک فراوان در آن منطقه است. در روز حادثه، یکی از فرزندان او، ر ، به منزل پدرش رفته و در مورد ارث و میراث با او دچار درگیری شد. در پی این درگیری، ر و یکی از دوستانش با پدرش درگیر شده و پس از آن فرار کردند. پس از این درگیری، پسر دیگر خانواده، ع ، با پدرش تماس گرفت و به سمت ویلای
فرازهایی از زندگی شهید رضا بخشی
به گزارش ایکنا از خراسان رضوی و به نقل از روابط عمومی اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی، سردار شهید مدافع حرم رضا بخشی با نام جهادی فاتح در تاریخ 1365/7/9 در شهر مقدس مشهد به دنیا آمد. پدرش خیرمحمد نام دارد که سال ها قبل از انقلاب، از افغانستان با خانواده به ایران مهاجرت کرد. رضا پنجمین فرزند خانواده ای متدین و مذهبی بود، او و همه خواهران و برادرانش در مشهد و محله های طلاب و جاده
شهادت یکی از فرزندان استان فارس در حادثه تروریستی تفتان+اسامی شهدا
به گزارش اول فارس ، مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی کشور درباره حمله ناجوانمردانه به عواملِ دو واحدِ گشت انتظامی در تفتان اطلاعیه ای صادر کرد. در اطلاعیه پلیس آمده است: ساعاتی قبل و در پیِ تماس های تلفنیِ مردمی با مرکز فوریت های 110، دو واحد گشت انتظامی برای ارائه خدمت به شهروندان در محل هایِ مورد نظر حاضر می شوند. این دو واحد، در مسیر برگشت به پاسگاه انتظامی، در کمین
پسری که راه پدر را ادامه داد
ازدواج کرده و صاحب 7 فرزند پسر و 2 فرزند دختر می شود، یکی از فرزندانش به نام شمس الله را در راه دفاع از میهن اسلامی تقدیم می کند، همان پسری که راه پدرش را در خیرخواهی و کمک به دیگران ادامه می دهد. شمس اللهِ پدر، کاربلد و زرنگ بود مادر شهید می گوید: همسرم کشاورز، دامدار، حلاج، مقنی و همه کاره روستا بود و پسرم شمس الله هم کاربلد شده بود، او کنار من نانوایی می کرد و در کارهای خانه
انتظار متفاوت یک مادر شهید برای دیدار با فرزندش
که برود شهید می شود. اینجای قصه که می رسد بچه ها از مادر شهید می پرسند آقا رضا چه خصوصیتی داشت که به شهادت رسید؟ اصلاً چه شد که اسمش رفت در فهرست شهدا؟ مادر شهید پاسخ می دهد: مادران شهدا امانتدار حقیقت اند، این نیست که اگر چیزی از فرزند شهیدشان بگویند اغراق باشد، نه، حقیقت را می گویند: رضا هیچ ویژگی منفی ای نداشت، از چیزهایی که بگویم خیلی در او بارز بود صبرش بود، صبر عجیب و زیادی داشت
متشرع، روشنفکر و تشکیلاتی سه ویژگی مهم شهید یوسفی بود
مقدّمه و نکته ای که فرمودید. بیایید وارد داستان کتاب پاییز آمد بشویم. بفرمایید که چه علل و انگیزه هایی باعث شد شما با نوشتن و چاپ خاطراتتان موافقت کنید؟ * قبل از هر چیز، جا دارد که از سرکار خانم گلستان جعفریان تشکّر بکنم، به این دلیل که یکی از نویسندگان خوش فکر و خوش قلم هستند. یکی از دلایل و انگیزه های من این بود که احساس می کردم شهدا را همیشه کلیشه ای مطرح می کنند؛ انگار یک انسانی بوده که
من فلوجه را به یاد می آورم ؛ تصویری لایه لایه از عراق با جوایز جهانی
دادیم. دوازده ساعت با اتومبیل از میان بیابان ها گذشتیم...تحریم عراقی ها را از پا می افکند. کاهش چشمگیر ارزش دینار عراق قیمت ها را چهل برابر افزایش داده بود. ردایی سربی روی کشور افتاده بود. بغداد رنج می کشید. فلوجه خفه می شد. همه گرسنه بودند. همه خشمگین بودند. فرات العانی ، نویسندۀ اثر، دربارۀ مردی می نویسد که فرزند پناهنده ای سیاسی است و می کوشد از خلال تکه پاره های حافظۀ روبه زوالِ پدرش
ماجرای پرستاری که در دوران بارداری هم جبهه را ترک نکرد
ها آن سمت رودخانه اروند، مواجهه با منافقین، رخدادهایی که بر پرستاران بیمارستان شرکت نفت آبادان گذشته، و وقایعی این چنین است که هیچ کدام از این حوادث باعث نمی شود از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند؛ حتی وقتی باردار است. مادری که نگران فرزند داخل شکمش و فرزندان ایران است و کنار دیگر دوستان و همکارانش ماند و پایداری کرد. قسمتی از متن کتاب وقتی به ساحل رسیدیم، لنج پر از
پیام شهدا| شهید قلب تاریخ است
فرزند خود علی را، علی گونه بار بیاورد. آروزی من این بود که علی را علی گونه و حسین گونه بار بیاورم زیرا من اسم او را علی گرفتم. به برادران انجمن اسلامی سفارش می کنم که تبلیغ اسلامی را ترک نکنند و بچه ها را تشویق به کتاب خواندن کنند و آن کوله باری که روی پشت شان است، حتماً حملش کنند تا به عذاب الهی دردناک دچار نشوند. در پایان به این برادران و خواهرانی که به گرایش درآمدند و تو سازمان
لبخند گمشده
خوام. - بشین همین جا کنار وسایل از جات جم نخوریا...من خودم اون طرفتر رو یه نگاه بندازم الان پیداش می کنم. - تو هم مثل عروسکم گم نشی! مادر لبخندی زد. - دخترم، هیچکی تو حرم امام رضا گم نمیشه... نگاه بهاره رفت سمت پنجره فولاد. آنجا آدم های کوچک و بزرگ آرام نشسته بودند و خودشان را با نخی پارچه ای دخیل بسته بودند. همین که مادر رفت، دختر بچه ای
شیرینی عروسی به قیمت جان شیرین حوا | ماجرا چه بود؟
در دست داشت و قصد داشت در این مراسم شادی تیراندازی کند چون رسم تیراندازی در عروسی ها هم یکی دیگر از رسوم اهالی است. اما درست در همان موقع گلوله ای بر جان شیرین حوا نشست: فردی که اسلحه را در دست داشت آن را فقط نگهداشته بود و در لحظه وقوع حادثه تیراندازی نمی کرد اما ناگهان گلوله ای از اسلحه در رفت و به کتف حوا اصابت کرد.حوا در کنار پدرش ایستاده بود که ناگهان غرق در خون شد.خیلی سریع او را به درمانگاه