سایر منابع:
سایر خبرها
تنها زن رفتگر ایران هستم/ اوقات فراغت در غسالخانه کار می کنم! +عکس
آید کار می کردم. بچه هایم را با نان و نمک بزرگ کردم. یک بار رفته بودم سر ِزمین وقتی برگشتم دیدم پسر کوچکم آنقدر گریه کرده از گریه سیاه شده...زندگی ام راحت نبوده ؛ من 12 ساله بودم که با شوهرم ازدواج کردم، او چند سال از من بزرگتر بود. من خودم را شناختم خانه شوهر بودم. همسرم کشاورز بود، همیشه پابه پای هم کار کردیم؛ الان او دیگر نمی تواند کار کند به خاطر همین من مسئولیت خانه را قبول کرده ام و باز هم خدا
روایت حسن عباسی از پشت پرده باب اسفنجی/ اتفاق عجیب در مراسم تودیع و معارفه وزیر صنعت
های عزالدین قسام شاخه نظامی حماس است. وی افزود: حمایت نظامی ایران از حماس، استراتژیک است. رابطه حماس با تهران، عالی شده است و به ویژه بعد از سفر اخیر هیاتی از حماس به ایران دوباره به حالت قبلی برگشته است. حماس برای مراسم تحلیف حسن رئیس جمهور ایران، هیاتی را به تهران اعزام کرده بود. السنوار ادامه داد: هر روز موشک می سازیم و آموزش های نظامی را ادامه می دهیم و هزاران نفر شبانه روز کار می کنند.
معرفی نمایندگان منظم، بررسی گزارش حادثه پلاسکو، توضیحات فراکسیونی عارف و ...
نجومی شهرداری تهران در دستور کار مجلس قرار نگرفته است محجوب: بعد از گذشت 8 ماه از حادثه پلاسکو هنوز کارگران بلاتکلیفند دلخوش: هیئت رئیسه حرمت نمایندگان را نشکند نماینده اراک: موضوع الحاق دو شهرستان محلات و دلیجان به استان قم ادامه پیدا نکند مطهری در پاسخ به تذکر نماینده اصفهان: مجلس در یاد کردن از شهیدان رجایی و باهنر غفلت کرد بیگدلی: پیش از
این قاتل یک روز با جسد زنش خوابید
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا ، مرد جوانی که به اتهام قتل Murder همسرش به قصاص محکوم شده است، با فوت یکی از اولیای دم بعد از گذشت هشت سال از وقوع حادثه Incident درخواست تعیین تکلیف کرد. متهم روز گذشته بار دیگر پای میز محاکمه قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما، نهم فروردین ماه سال 88، مردی مأموران پلیس شهرری را از قتل همسرش باخبر کرد و گفت: روز گذشته با همسرم که مهین نام
عسکری: اردوغان گفت دخترم را اذیت نکن!
ورزشکار ایرانی دیگر در آذربایجان موفقیت کسب کرده، دلیل نمی شود که بگوییم هر کسی این راه را برود، موفق می شود. به نظر من در هر کاری حکمتی وجود دارد. من 15 سال قبل زبان ترکی را یاد گرفتم و خیلی خوب صحبت می کردم؛ اما هیچ وقت از آن استفاده ای نکرده بودم تا اینکه با نور تاتار آشنا شدم. حکمتی در این کار بود و حالا خیلی از این توانایی ام استفاده می کنم. منظورم این است که شاید برخی از ورزشکاران مسیر موفقیتشان
نجات پسر کفش فروش از قصاص
پس بیاورد. می خواستم جعبه های کفش را بار بزنم و به مشتری ها برسانم اما وقتی مقتول آمد، اول شوخی کرد و بعد فحش داد. با هم دست به یقه شدیم اما بقیه جدایمان کردند. من رفتم و دوستانم را خبر کردم. دوباره درگیر شدیم و این بار با چاقو ضربه ای به کامران زدم که باعث فوتش شد. متهم ادامه داد: اولیای دم اول قصاص می خواستند و بعدا مرا بخشیدند و 500 میلیون تومان دیه خواستند. خانواده ام با گرفتن وام
در برابر سیستمی که مثل قادر متعال رفتار می کند، انعطاف به خرج داده ام ولی باز فیلم هایم توقیف می شوند
نیست. بر خلاف دیگر بازیگرانی که کارهایی را انجام می دهند که بلدند من همیشه سعی کردم کاری را انجام دهم که بلد نبوده ام. من نقش خودم را در پریناز از ابتدا بلد نبودم. وی افزود: بعد از فیلم گیلانه تا چند سال هر سناریویی که برای من فرستادند دقیقا همان نقشی بود که من در گیلانه بازی کرده بودم ولی من تمام آن سناریوها را رد می کردم بنابراین کسی از شما انتظار ندارد که متفاوت باشید و به شما هم کمک
داستان اسارت راوی مستقر در یادمان عملیاتی دالانی سروآباد
با پیر مردی که در زندان کرکوک زندانی بود هم صحبت شدیم. وقتی جریان دستگیری امان را برای پیر مرد تعریف کردیم، آه سردی کشید و گفت: کاش همانجا به شهادت می رسید و به دست این نا مسلمان ها اسیر نمی شدید. صبح زود به بغداد منتقل شدیم. ما را وارد یک اتاق کردند و به ما گفتند: لباس هایتان را درآورید و روی زمین دراز بکشید. بعد از آن چند نفر با چوب و چماق به جان ما افتادند و تا آنجا که می توانستند ما
صحبت های عجیب وکیل قاتل آتنا اصلانی
خبر گم شدن دختر 7 ساله به نام آتنا اصلانی در شهرستان پارس آباد اردبیل در فضای مجازی و رسانه ها منتشر شد. سرانجام 22 روز بعد و درجریان تحقیقات پلیسی وقضایی و بررسی دوربین های مدار بسته مغازه های حوالی منطقه ای که آتنا در آنجا مفقود شده بود مشخص شد این کودک توسط یکی از ساکنان محل که مرد رنگرزی به نام اسماعیل بود به قتل رسیده است. متهم تا چند روز پس از دستگیری هیچ یک از اتهاماتش را قبول
پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند
ی شاملو خواندم، ایشان چند دقیقه سکوت کردند و به حیاط خانه و اطلسی ها خیره شدند، بعد رو به من گفتند: شک ندارم که شاملو هم اینجا و امروز این قصه را شنیده است . متن غم نومه فریدون قرار بود پیش از این اجرای صحنه ای شود و حتی تمرینات گسترده ای هم برای آن اجرا انجام شد؛ اما چه اتفاقی افتاد که آن نمایش در آن زمان روی صحنه نرفت؟ تمرینات ما یک سال به طور مستمر ادامه داشت؛ اما در
سبک تغذیه ایرانیان نا سالم است
بایستی همگام با بخشی که باید بر آن نظارت شود توسعه پیدا کند. مثلاً ساختارهای نظارتی کشور سی سال پیش که در خیابانی به طول سه کیلومتر،سه یا چهار محل تولید غذا بود، تعداد کارکنان بخش نظارت سه تا ده نفر بودند بعد از سی سال در این خیابان در حال حاضر پانصد تا دو هزار مغازه به جای آن سه عدد باز شده است و تعداد 10 تا 15 نفر نظارت می کنند یعنی اینکه نظارت کم شده است اصرار دارم این را بگویم که حاکمیت و جامعه
حکم پرونده قاتل آتنا اصلانی صادر شد
زمین نریزه. چون مغازه باز بود و ما کار می کردیم، توی مغازه مشتری میومد و برای اینکه مشتری نفهمه بردمش اتاق پشتی قایمش کردم اونوقت دیدم مرده؛ نمی دونم از افتادن مرده یا سکته کرده یا تو دست من مرده به هر حال داخل مغازه من اتفاق افتاده بود." اسماعیل رنگرز در ادامه انکار اتهاماتش گفت:" نه من نکشتم یا از پله افتاده یا وقتی دستم رو جلوی دهانش گرفته بودم که خون روی زمین نریزه مرده یا نمی دونم
متاگپ | سعید لطفی: از آقای دایی و مسئولین سایپا انتظار بیشتری داشتم/ منصوریان یکی از بهترین مربیان ایران ...
که با تیم ملی برم مسابقات؛ اما تو این چند سال گذشته هیچ پیشنهاد جدی از خارج نداشتم. روی پیشونیت؛ جای 12 تا بخیه هست برای بازی با تراکتوره؟ بله.. به نظر می رسه دکتر خیلی خوب زده بخیه ها رو خیلی ریزه و معلوم نیست.. من اتفاقا همون روز تعویض شدم و بعدش هم رفتم بیمارستان. چون هم ابروم پاره شده بود و هم پیشونیم و زیر پلک چشمم هم پاره شده بود. با کی
رد پای کاخ سفید در حادثه انفجار دفتر نخست وزیری
تهران بردند. کشمیری نیز پس از ملحق شدن به همسرش از تهران به کرج، قزوین و سپس کردستان رفت و نهایتا از طریق مرز زمینی به عراق، ترکیه و سپس خارج از کشور گریخت.سعید حجاریان می گوید خانواده کشمیری از زنده بودن وی اطلاع داشتند اما در ظاهر وانمود می کردند که او کشته شده است . وی در همین رابطه نقل می کند که ...کشمیری چند روز پس از حادثه 8 شهریور به خانواده اش زنگ زد و معلوم شد زنده است، اما معلوم نبود
نامه همسر شهید محسن حججی به همسرش
. همسر مهربانم؛ بگذار از سکوت این شب ها هم برایت بگویم. با خودم فکر می کردم که اصلاً مگر محسن من چند سال داشته؟ محسن جان، مرد من؛ جوان دهه هفتادی امروز علم اسلام افتاده است به دست تو، به نام تو. چگونه زندگی کرده ای، که خدا عاشقت شد. خدا که عاشقت شد تو را انتخاب کرد. وقتی خدا تو را خرید، اهل بیت هم به بازار آمدند. دوستت داشتند که تو هم عاشق آن ها شده ای. عاشق که نه، اصلاً تو مثل خودشان
عروس خیانتکار مادر شوهر را به قربانگاه برد
سلامانه : زن جوان که از ترس فاش شدن راز خیانتش، با همکاری مرد شیطان صفت، مادرشوهرش را به قتل رسانده بود، وقتی در برابر قضات ایستاد منکر جنایت شد و همدستش را قاتل معرفی کرد. این درحالی بود که مرد جوان نیزقتل را انکارکرد وعروس را قاتل مادرشوهردانست. به گزارش روزنامه ایران، رسیدگی به این پرونده از سال 89 و با گزارش ناپدید شدن زن 65 ساله ای به نام گل صنم توسط پسرش کلید خورد. در
یک معلم، ده ها لباس و هزاران خاطره و تجربه
مجبور بوده چند ماه دور از خانواده در مدرسه روستا زندگی کند. محمدرضا جاهد کار خود را از نهضت سواد آموزی آغاز کرد و 6 سال بعد به آرزویش که تدریس در پایه سوم ابتدایی بود، رسید. او در روایت روزگار سپری شده و همچنین روزهایی که به شوق تدریس لباس سرباز معلمی به تن کرده بود، اینگونه می گوید: در دزفول به دنیا آمدم. فرزند چهارم خانواده هستم و 6 خواهر و دو برادر بودیم. پدرم کارمند بانک ملی بود و کودکی و
همه چیز درباره انفجار مشکوک دفتر نخست وزیری در 8 شهریور 60
شود و آن را به تعویق انداخت. او در وقت خداحافظی ضمناً به من گفت مژده ای هم برایت دارم که اگر بدانی شور و عشق و ایمان بیشتری پیدا می کنی، هر قدر فکر کردم این مژده چه می تواند باشد، عقلم به جایی نرسید. با خودم فکر کردم ممکن است ابلاغ عضویت باشد، یا مژده پیروزی عملیات دیگری در سازمان، یا نمی دانم چرا، چند روز بعد از این دستور {یعنی دستور لغو آن عملیات که کشمیری می توانست انجام دهد} صبح که به شورای
قتل همسر به خاطر فحاشی به پدر و مادر
شدند و در نهایت متهم را با توجه به درخواست دیه از سوی رئیس قوه قضائیه برای ولی دم صغیر به پرداخت دیه و به خاطر درخواست قصاص از سوی اولیای دم دیگر به قصاص محکوم کردند. چند سال بعد از صدور و قبل از اجرای حکم، پدر مقتول فوت کرد و خواهر و برادر مقتول به عنوان ولی دم برای اجرای حکم، اقدامات لازم را انجام ندادند و متهم همچنان در زندان به سر می برد، به همین دلیل او بر اساس ماده 429 قانون مجازات
پدر شهید: بقیه فرزندانم را هم به سوریه می فرستم
.... حسینی گفت: از زمانی که طالبان مطلع شد که سیدزمان به سوریه می رود، با وسایل شخصی از خانه گریختیم. در طی یک سال گذشته پنهانی در افغانستان زندگی کردیم. وی ادامه داد: از اعزام سید زمان راضی بودم. دو فرزند پسر دیگری هم دارم که در صورتی که خودشان تمایل داشته باشند، راضی هستم که آن ها هم به سوریه بروند. اگر لشکر فاطمیون راضی به اعزام آن ها نشود، با گروه های دیگر اعزام شان می کنم. پدر شهید حسینی تصریح کرد: از مسئولین خواستم که اجازه دهند همسرم هم برای وداع با پیکر سیدزمان به ایران بیاید اما قبول نکردند. منبع: دفاع پرس ...
کاوه رضایی: پیوستن به شارلوا تصمیم درستی بود
/> اول از همه باید این را بگویم که خیلی خوشحالم که برای تیمم موثر واقع شدم و توانستم دو گل به ثمر برسانم ولی مهم تر از گلزنی، خوشحالم که تیمم توانست پیروز شود چون پیروزی مهمی را کسب کردیم. فشار زیادی روی حریف آوردیم و گل آخری که به ثمر رساندیم، انگار تمام فشارها از رویمان برداشته شد. یک لحظه احساس آرامش و آسودگی کردم. تازه چند ماه است که در شارلوا حضور دارید ولی انگار به فضای این تیم عادت
سرسره ناصرالدین شاه در کنار تئاتر شهر
در زمانی تمام همت عده ای از شهرداری بر این بود که آنجا را از دست من بگیرند ولی 6 ماه در محل خوابیدم که تا مسجد امانی نیمه کاره ای که ساخته شده بود، خراب نشود؛ ولی یک شب برای خراب کردن آن آمدند و من سکته کردم. با این حال توافق نامه ای که گفتم، نوشته شد و آن توافق نامه براساس همان دو هزارمترمربع، الان دست من است. وی در ادامه به دوران شهرداری مرتضی الویری رسید و گفت: زمانی که الویری شهردار
بسته خبری سه شنبه 07 شهریورماه 1396
: سردار احمد ذوالقدر، جانشین فرمانده سپاه محمد رسول الله (ص) تهران: اخبار انتشار چنین کتاب هایی از جمله اخباری است که باید آن را فریاد زد/ این کتاب ها، این قصه ها و این بچه ها بهترین مضمون برای تولید فیلم هستند سید احمد نبوی از همرزمان شهید قهرمانی: خاطرات این چند روز بهترین دوره زندگی من است،فاصله کوتاهی که با شهید قهرمانی آشنا شدم/ اگر این خاطرات منتشر نشود چیزی برای نظام
مادر خوب کیست؟
را تغییر دهم ولی می توانم خودم را کنترل کنم. 2. بشقاب غذایم را زیر نظر داشته باشم من همیشه شیرینی دوست داشتم.اگرچه اخیرا متوجه شدم که پسرم هرچه من می خورم و هر خوراکی ناسالمی که در بشقابم می گذارم را تماشا می کند. ظاهرا اگر بخواهم که او به سبزیجات علاقه مند شود، گذاشتن کمی بروکلی در بشقاب کافی نیست. باید عادت های غذاخوری خودم را بهتر کنم و هر روز در مورد اینکه در بشقاب خودم چه
شهیدی که 8 ماه قبل از شهادت مزارش را ساخت + عکس
دشمن متجاوز جنگیدند. شهید ادریس ایل بیگی از هموطنان اهل سنت مریوانی در زمره چنین رزمندگانی بود که در دفاع مقدس و بعد از آن برای اعتلای نظام اسلامی جنگید و عاقبت در سال 1371 توسط ضد انقلاب به شهادت رسید. وقتی با زندگی این شهید گرانقدر آشنا شدیم، نکات جالبی پیش روی مان قرار گرفت. شهید ایل بیگی چند ماه پیش از شهادت مزاری برای خودش ساخت و پیش بینی شهادتش را در کمتر از یک سال بعد کرد. پیش بینی
درون همسری یا برون همسری
. وی نخست از پیوند ازدواج عبدالله میرزا پسر برادرش عمادالسلطنه با دخترش نزهت سخن رانده، سپس تاکید می کند: عقد دخترعمو و پسرعمو مشهور است در آسمان بسته شده . نکته جالب در این میانه، تصریح عین السلطنه درباره کوچکتر بودن داماد از دختر او است و البته اشاره می کند دخترش چند سال به واسطه امیر اسعد که او را جهت پسرش سالار مفخم شال و انگشتر نموده بود در خانه مانده است. او بی آن که به دلیل ندادن
جهیزیه سنگینی که عروس را بر تخت و والدین را بر فرش می نشاند
ما فرصت دهد تا یخچال را بعد از رفتن به خانه بخت بخریم، اما بخت برگشته شب آن روز به بهانه حمام کردن خودش را در حمام سوزانده بود و سر ما هم به چیدن جهیزیه گرم شده بود که پس از مدتی جنازه اش در کف حمام افتاده بود. وی در حالی که رنگ صورتش زرد شده و دستانش می لرزد، ادامه می دهد: دختر بزرگم نه تنها خود، بلکه اعضای خانواده اش را به آتش کشید و از روزی که رخت بست و با خاک همبستر شد، لبخند تک تک
ما هیچ وقت آغازگر نقص برجام نخواهیم بود
یا خیلی کاهش پیدا کرده است،با تورم بزرگ وبیکاری بزرگ روبرو بودیم ،با رشد منفی روبرو بودیم. روحانی ادامه داد: مردم ما سال ها با مذاکرات هسته ای مواجه بودند و هر دو - سه ماه درافکار عمومی مطرح بود که این مذاکرات چه می شود، گروه هایی می رفتند مذاکره می کردند دو مرتبه قطعنامه جدید علیه ملت ما در شورای امنیت سازمان ملل تصویب می شد اما امروز دیگر نگرانی در آن زمینه ها کمتر شده است.
زندگی تاسف بار داخل سطل آشغال
که بابام فوت کرد خبری از خونواده ام ندارم. روز ختم بابام. من سر خیابون مسجد نشسته بودم و گریه می کردم بغضش می ترکد و در حالی که اشک پهنای صورتش را فرا گرفته، ادامه می دهد: بابام خیلی مرد بود اما من هیچی نبودم. دق کرد از دستم. من بابامو کشتم. هر کاری کرد نتونست ترکم بده. اما اون موقع وضعم بهتر بود. گاهی خونه می رفتم. از بابام به زور پول می گرفتم اما بابام که رفت دیگه نرفتم. شدم آشغال
سوءقصد در افغانستان دستگیری در تهران +عکس
دادسرای جنایی تهران منتقل شدند. شیرآقا متهم 42 ساله به قاضی پرونده گفت: من و دو برادرم در این چند سال به افغانستان برنگشته ایم که بخواهیم به جان آدم خان که برادر همسرم بود، سوءقصد کنیم. او بلایی بر سرش نیامده است. او با طرح این شکایت دروغین می خواهد از ما انتقام بگیرد. وی افزود: برادرم یوسف که همراه ما بازداشت شده است با زنی ازدواج کرد. پدر او چند باب مغازه در هرات افغانستان دارد