سایر خبرها
کابینه های شاه را چه کسانی اداره می کردند؟/ علم ، وزیر عیاشی های شاه+ تصاویر
، برادر امیر عباس هویدا، نخست وزیر شاه، در خاطراتش می نویسد: ...چند تن از همکارانم به من خبر دادند که اردشیر زاهدی و اسدا...علم، مأمور ترتیب دادن مجالس خوشگذرانی برای ارباب خود هستند. ولی با این حال هنوز نمی توانستم مسئله را باور کنم تا آنکه در سال 1959 [1338 ش] در نیویورک با یک زن آمریکایی که چند سال درتهران زبان انگلیسی درس می داد، ملاقات کردم و از او شنیدم که موقع اقامتش در تهران یک شب علم او را
پیوند فضا با زندگی روزمره ما/ به علاقه تان به فضا و آسمان جهت بدهید
قرار گرفت. به مناسبت روز ملی فناوری فضایی به ارتباط آن با زندگی روزمره مان می پردازیم. رسوخ فناوری فضایی در زندگی روزمره خیلی از ما دقیقا نمی دانیم فضا به چه دردی می خورد و پس از شنیدن عبارت فناوری فضایی به سرعت می پرسیم خب که چه؟ در حالی که فناوری فضایی منشاء اتفاقات بزرگی در زندگی بشر بوده است: GPS عصای دست ما و شما در یک شهر مسافر هستید، تقریبا هیچ جا را هم بلد
همراهی با حضرت امام و رهبر انقلاب را افتخاری بزرگ برای خود می دانم
؟ حضرت فرمودند اگر شما به کارهایی که به عهده دارید را به خوبی انجام دهید اجر جهاد را خواهید داشت؛ پس از این جریان آیه 35 سوره احزاب نازل شد. استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم در شرح این آیه، گفت: خداوند 10 مورد را بر می شمارند و می فرمایند که به لحاظ اسلام، ایمان، مطیع خدا بودن، راستگویی، صبر و استقامت، خاشع بودن، روزه گرفتن و عفت پیشه کردن میان زن و مرد تفاوتی نیست و خداوند مغفرت و بخشایش گناهان و اجر عظیمی را قرار داده است./928/پ202/ج
گفت وگوی آزاده نامداری با روزبه نعمت الهی
حس می کنم و هنوز عکس های او در آن خانه وجود دارد و مردم آن روستا فکر می کنند من برادر آن فرد هستم با اینکه من هیچ وقت او را ندیده ام. قبل از خریدن آن کلبه با یکی از دوستان بالای یک کوه از دور آن کلبه را دیدم و به دوستی که همراه من بود گفتم من یک کلبه شکل آن را وسط مه می خواهم. بعد از چند روز با من تماس گرفت و گفت کسی کلبه ای را برای فروش گذاشته است و وقتی رفتم دیدم آنجا همان کلبه است
فیلم عکاسی داخل پاکته، می ترسم نور ببینه خراب بشه
. مگر چند تا از این عکس ها می خواهی؟ احمد خندید و گفت: زیاد... روزی دویست سیصد تا. می خواهیم توی مسجد جامع بین مردم نمازگزار پخش کنیم. وقت خوبی است. پرسیدم : چطور؟ کی؟ مسال برای ظهرهای ماه رمضان حاج آقا کامیاب2 از مشهد برای سخنرانی می آید کرمان. بعد از سخنرانی که جمعیت می خواهد متفرق شود، من و اکبر3عکس ها را پخش می کنیم. وظیفه ی شما چاپ عکس ها و رساندن آن
سرودهای انقلابی چگونه تولید و پخش می شد؟
کسانی هستند. یزیدی هستند یا حسینی ؟ وظیفه ما چیست؟ سخنرانانی از این دست کم بودند. از قم بسیاری از دوستان از جمله همین آقای بهجتی اردکانی. شهید مفتح و حجت الاسلام و المسلمین عبدوس (امام جمعه سابق سبزوار) برای سخنرانی می آمدند. بعدها جلسات شعری هم با ایشان داشتیم. یک روز من به ایشان گفتم شما آقای حمید سبزواری را می شناسید؟ گفت: بله می شناسم. ایشان سبزوار بود و الان هم آمده تهران. یکی دوبار ملاقاتشان
36 سال پیش در مدرسه علوی چه گذشت؟/مرور خاطرات انقلابیون از مدرسه علوی
آوردن سولیوان به مدرسه علوی پیش از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نقل می کند: پیش از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان سال 1358، یک بار مردم ریختند و سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران را گرفتند و به مدرسه علوی آوردند. ما هم وی را در یک مدرسه دخترانه در نزدیک مدرسه علوی زندانی کردیم. بعد دیدیم که دکتر یزدی و حسین شاه حسینی که رئیس تربیت بدنی در دولت موقت بود، آمدند و گفتند: الان ناوگان آمریکا حرکت می
گفت و گو با دو سارقی که به زن صاحبخانه تجاوز کردند
کار می کنم. زنگ خانه ای را زدم و گفتم طوطی ام فرار کرده و روی پشت بام شما نشسته است آن خانم اول در را باز نکرد و گفت ما تازه به این مجتمع آمده ایم کلید پشت بام را ندارم اما من دوباره بعد از چنددقیقه زنگ زدم و گفتم همسایه ها هم در را باز نمی کنند. اگر شما در را باز کنید از پنجره یک جوری می روم و آن را می گیرم. وقتی در را باز کرد جلو در آپارتمان رفتم. وقتی دیدم در خانه تنهاست با چاقویی که همراهم بود
تیم ملی زمان من برزیل آسیا بود
روسیاه ترم. خیلی جاها ما در مورد صادقیان کوتاهی کردیم من الان هم در مورد حمید با پرسپولیس نمی دانم چه بگویم، آدم دلش می سوزد حرف حرف می آورد. مثلا در مورد پیام صادقیان خیلی جاها خودش مقصر است و خیلی جاها هم ما مقصر هستیم ولی به یک بازیکن پول میلیاردی می دهیم بعد نباید او را به امان خدا رها کنیم. می گویند این بچه در تهران تنها است، خب شما که یک میلیارد به او می دهید، 100 میلیون
مبارزات شهید اشرفی اصفهانی با ساواک به روایت فرزندش
تا بگذارند که ایشان نماز صبحشان را بخوانند و بعد همراه آن ها بروند. بعد از آن پدر را بدون لحظه ای درنگ به تهران فرستاده و در زندان کمیته شهربانی سابق در زندانی انفرادی محبوس کردند و فقط موقع نماز مأمور وی را برای نماز صدا می زد تا برود و نماز بخواند. خود حاج آقا می گفتند که من در این مدت زندان انفرادی یک دور قرآن را ختم کردم. شهید اشرفی اصفهانی در روز تاسوعا با لباس رزم به
مریم زندی: کتاب عکس انقلاب 57 می تواند به درک مفهوم دموکراسی کمک کند/ داستان عکس هایی که پس از 35 سال از ...
انتشار گرفت؟ بعد از ریاست جمهوری دکتر حسن روحانی، نامه ای سرگشاده نوشتم و مشکل کتاب را مطرح کردم. البته در این سال ها یکی از کارهای من نوشتن نامه سرگشاده بوده است. چند بار در درباره استفاده نکردن از عکس های کتاب هایم و حالا هم درباره اجازه نیافتن انتشار کتاب و سایر مشکلاتم. مشکلات شما فقط محدود به این کتاب بود یا در دیگر کتاب هایتان هم با مشکل مواجه بودید؟ کتاب های قبلی ام هم
می خواهند شکست دیپلماسی لبخند را بر گردن رهبری بیندازند
. بعد از پیام امام خود من نیرو با تفنگ بادی اعزام کردم، با تیرکمان در جبهه آدم دیدم. با لباس شخصی آمدند و مردم این قضیه را جمع کردند دو این از ویژگی ها و برکات انقلاب است. اسم این برنامه را گذاشتند غیرت در ایستگاه دیپلماسی من گفتم این عنوان را انتخاب نکنید چرا که بر این باور هستم که سیاست ها و استراتژی که این دولت در پیش گرفته است، قبل از پایان چهار سال به استنزال خواهد رسید و این تفکرات
گزارش لحظه به لحظه از جشنواره فیلم فجر+تصاویر
العاده ای بود و کم اتفاق می افتد که گروهی دور یکدیگر جمع شوند و با خواستگاه مشترکی به دنبال اهداف و نگاه های مشترکی باشند. محمد حسین لطیفی، تهیه کننده فیلم هم با اشاره به اینکه بار اصلی فیلم بر دوش کارگردان بوده، گفت: من از کار کردن با این گروه پر انرژی لذت بردم و علاقه مندی گروه برایم مورد توجه بود. وی با بیان اینکه کسانیکه سال ها در پشت صحنه یا جلوی دوربین فعالیت هایی را
شکاف یک تراژدی تمام عیار برای تماشاچی+فیلم
قرار بگیرد، آن هم با آن همه ضعفی که در فیلم هایش وجود دارد، اینجاست که من اعتراض دارم. - یک روز از قم به من زنگ زدند و گفتند ما می خواهیم شما در مورد فیلم های هیچکاک صحبت کنید. من هم گفتم من فقط درباره ی فیلم هایی حرف می زنم که بریده نشده باشند، چون اگر بریده شده باشند از نظر حیثیت حرفه ای به خودم اجازه نمی دهم. اما حاضرم سکانس هایی از فیلم های معروف هیچکاک را به شما معرفی می کنم. شما آن
پیشگویی آیت الله قاضی درباره امام خمینی
، به منزل ما آمد و گفت: شما پیامی برای آقا (امام) دارید؟ دو سه موضوع بود که من به طور خصوصی تذکر دادم، بعد ایشان خداحافظی کرد و رفت. وقتی مرحوم مطهری برگشت، به دیدن ایشان رفتم؛ آن هم در وقتی که کسی نبود، تقریباً اول شب بود، موضوعاتی را که گفته بودم، ایشان به امام گفته بودند و جواب هم گرفته بودند. دیدم آقای مطهری می گوید: آقا! من مبهوت هستم، گفتم: چرا؟ گفت: با وجود این همه نظامی های تا
از ساده زیستی مسئولین تا خوی کاخ نشینی در نگاه امام خمینی(ره)/امام خمینی و رهبر معظم انقلاب الگوی ساده ...
بخشیدن به ارزش ها و معیارهای اصیل انقلاب , حرکت کنند و در این زمینه به تغییرات مثبت , پیشرونده , صعودی و تعالی بخش بیندیشند , بعد از نشستن بر مسند قدرت و ریاست , چه در حوزه اخلاق شخصی و چه در حوزه مشی سیاسی و مدیریتی , نوعی دیگر فکر کرده و نوعی دیگر حرکت و عمل کرده اند , و همین امر سبب شده است بعضی نارسایی ها به وجود آید. به همین دلیل , یکی از نگرانی های دائمی مردم در بزنگاههای تغییر و تحول , این
جلالی: دیگر تا عمر دارم از تیم ملی حرف نمی زنم
/> می خواهم با این امتناع از حرف زدن اعتراضم را به رفتار زشتی که بعد از جام جهانی اتفاق افتاد، نشان بدهم. ترجیح می دهم دیگر تا آخر عمرم در مورد تیم ملی حرفی نزنم! ولی چرا؟ مگر یادت نیست بعد از جام جهانی چه شد؟ همه نظر می دادند و من هم به عنوان مسئول کانون مربیان نظرم را دادم ولی انگار همه ایران حق داشتند در مورد تیم ملی کشورشان حرف بزنند به جز من! دیدی چه هجمه ای علیه من راه
با تجاری سازی ایده، بازارها را به هم بریزیم
شاهد پیشرفت تان باشید، احساس موفقیت می کنید. این حس به شما قدرت می دهد تا چالش بعدی را بپذیرید. میتینن بعد از هفتمین چالش صعودش، با مخاطبان خود درباره ماجراجویی هایش و ارتباط آنها با کسب وکار صحبت کرد. این به مدیران کمک کرد به شکل دیگری به ریسک ها و استراتژی ها نگاه کنند. همچنین او زمانی را به آموزش در ارتباط با سرمایه گذاری اجتماعی اختصاص داده است. من به دنبال این هستم که اثری واقعی بر دنیا
ماجرای خواندنی از 2 انقلابی معروف
پورمحمدی پدر وزیر دادگستری برای آقای بهشتی قبایی دوخته بود مرا دید و گفت: اگر قم می روی قبا را برای آقای بهشتی ببر. در راه با خود فکر کردم آقای بهشتی که قبا نمی پوشند و لباده می پوشند تا به مدرسه رسیدم نزد آقای بهشتی رفتم به رسم همیشگی گرم با من احوالپرسی کرد و هدیه را به ایشان دادم. از او پرسیدم قبا را برای خود می خواهید؟ بهشتی با لحن پرطنین فرمود وقتی که انقلاب پیروز شده
از شهید اصفهانی انقلاب که دانشگاه شریف به نام او ست چه می دانید؟
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صاحب نیوز ، حتما تاکنون نام خیابان شریف واقفی را شنیده اید. خیابانی که به نام مهندس شهید و مبارز انقلابی مجید شریف واقفی مزین شده است. مهندس مجید شریف واقفی، یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق بود که توسط دیگر اعضای سازمان به خاطر تعلقات اسلامی اش به شهادت رسید. بعد از انقلاب اسلامی، دانشگاه آریامهر تهران به نام او (دانشگاه صنعتی شریف) نامگذاری شد و یاد
سیره پیامبر(ص) در مواجهه با بی اعتدالی/ انتقادپذیر باشیم
بسیار دشوارتر از کسی است که در گوشه ای دست به عمل شنیعی زده است. در خاطراتی از زبان خانواده حضرت امام آمده که ایشان در مورد نوجوانان و نماز صبح سفارش اکید می فرمود که دین را در نگاه و ذائقه این بچه تلخ و زشت نکنید و برای نماز صبح آنان را تشویق کنید و بعد به انجام قضای نمازهای فوت شده سفارش کنید. این می شود فرهنگ سازی. * به نظر شما چگونه می توان موانع تحقق اعتدال و اهداف فرهنگی
وضعیت مدارس در دوران طاغوت چگونه بود؟
شهید تندگویان ، خانم کریمی همسر شهید و خواهر شهید عباس کریمی جزو کارشناسان دوره های تحصیلی امور تربیتی بودند. * اولین مسئول مشاوره استان تهران بعد از پیروزی انقلاب بنده اولین مسئول مشاوره آموزش و پرورش استان تهران بعد از پیروزی انقلاب هستم که در سال 64 عهده دار آن شدم. سال 64 که هسته مشاوره تشکیل شد، مناطق تشکیلاتی برای پیگیری کار مشاوره نداشتند و با دوستان شورای
علامه مصباح: کسی که در این نظام مسئول می شود، حق ندارد خود را نسبت به دین مردم بی مسئولیت بداند
، این نعمت عظیم را به افرادی عطا کرده است، باید قدر آن را دانست؛ و برای شکرگزاری از این نعمت باید ابتدا عقاید صحیح را به خوبی شناخت و اگر مشکلی در عقاید وجود دارد، آن را تصحیح کرد؛ هم چنین باید مراقب رفتارها بود تا بد آموزی نداشته باشد؛ چرا که دانشجو و متعلم بیش از گفتار، از رفتارها درس می آموزد. استاد فلسفه حوزه علمیه قم با اشاره به این که باید باور ها و ارزش ها به خوبی شناخته شوند و در
دیوان حافظ هم از سانسور پهلوی در امان نماند!/ تاکید امام خمینی(ره) بر آزادی مطبوعات
: کجائید؟ ما دو روز است که اینجا هستیم ، گفتم: کارهای فوری تری داشتم و نشد خدمت برسم. ایشان هم که توقع داشتند ما به اینگونه مسائل بیشتر برسیم، عذرم را در تاخیر دیدار پذیرفتند و جویای حالم شدند. این اولین بار بود که بعد از مدتها، امام را رو در رو در ایران می دیدم. دستشان را لمس کردم و بوسیدم؛ لحظه بسیار شیرینی بود و کلی لذت بردم. ص 166 کتاب انقلاب و پیروزی: کارنامه و خاطرات سال های 1357 و 1358 علی
حاشیه های جالب از دیدار شعرا با رهبر انقلاب
آفتاب:کمتر پیش آمده که دیرتر از رهبر برسیم به جلسه ها و این بار جزو همان کمترها بود. وقتی رسیدیم قاری چشم هایش را بسته بود و با احساس و در اوج داشت قرآن می خواند. چه نفس گرمی هم داشت. رهبر نشسته بود و یک طرفش آقای حدادعادل و بعد وزیر ارشاد آقای حسینی و بعد آقای خاموشی رییس سازمان تبلیغات و بعد محسن مومنی رییس حوزه هنری. طرف دیگر رهبر روحانی نام آشنای شعر و شاعری یعنی آقای زمانی نشسته بود که
خاطرات رضوانه 14 ساله از روزهای نامهربان انقلاب
/> چهارده سال بیشتر نداشتم و در دبیرستان رفاه تحصیل می کردم، مادرم نه تنها به عنوان یک مادر، بلکه خط دهنده زندگی من بود و جهت را برای من مشخص کرده بود، همه چیز الهی بود و این لطف خدا بود و همراه بودن پدر و مادر، راه نورانی ای را برای من ترسیم کرده بود. سمت و سوی فعالیت های ما در مسائل فرهنگی و سیاسی و الهی بود و من همواره در جلساتی که مادرم داشت، شرکت می جستم و جان تشنه خود را از کلام
ناگفته های آزاده نامداری از ازدواجش/ وقتی عکس عروسی ام را دیدم شوکه شدم!!
بار این حرف را گفتم اما باز هم می گویم من وارد تلویزیون شدم و چادر ملی سر کردم، اولین خانمی بودم که چادر ملی سرم کردم همه چادر معمولی سر می کردند و بعد از مدتی من چادر ملی سر کردم و مد شد. شما باور نمی کنید چه تعداد از مردم به من گفتند ما به هوای چادر شما چادری شدیم، چه خانم شیکی! چقدر خوشحالم که چادر سر می کنید. این موضوع مربوط به 21 سالگی من است. تا این سن همه مرا شناخته بودند. وقتی 20
ده ها ایده خلاقانه مبتکر جوان اهل بهمئی خاک می خورد
فرهنگی از دانشگاه قم وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی که دو بار در دوره کارشناسی در رشته های مدیریت فرهنگی دانشگاه زنجان و باستان شناسی بوعلی سینای همدان قبول شدم که به علت مشکلات مالی موفق به ادامه تحصیل نشدم و در حال حاضر متأهل ،بیکار و سرپرست مادر و دو خواهر می باشم اما هنر دوران کودکی بنده طراحی و ساخت انواع رباتهای جنگی ،نظامی،هوایی،زمینی،پدافندی،امدادی،نقلیه عمومی ،شخصی و باربری است که
بصیرت ویژگی شاخص شهید حسن چهاردوری بود
. وقتی دخترهایم را که کودک بودند با روسری بیرون می بردم، اعتراض می کرد و می گفت چرا چادر مشکی سر آنها نمی کنی؟ به او می گفتم شما راه کربلا را باز کن، آنجا چادرهای خوبی دارد، برایشان از آنجا چادر بخر، بیاور، من سر آنها کنم. حسن جواب می داد، کربلا به من وصال نمی دهد، من راه را برای شما باز می کنم، شما با خواهرهایم رفتید آنجا، بروید چادر بخرید. ناراحتی از عدم اعزام به جبهه مادر شهید
بدون خداحافظی رفت/ دیدار خانواده های شهدا مدافع حرم با رهبر معظم انقلاب
بود. از چند نفری که آنجا بودند پرس و جو کردم که این ها کی بودند؟ گفتند پدر و مادر شهید مدافع حرم هستند. رفتم سراغ پدر، خیلی آرام و مهربان و دوست داشتنی بود، گفتم حاج آقا می خواهم بعد از ظهر بیایم خانه تان و با شما مصاحبه ای درباره ی فرزند شهیدتان داشته باشم. عکس فرزندش نشانم داد و گفت این اسماعیلم است. بعد از ظهر به در خانه این شهید در آمل رفتم. پدر خودش در را باز و من را به خانه شان