قتل خواستگار نخبه به دست پدر عروس
سایر منابع:
سایر خبرها
آدمکش اجاره ای در برزخ مرگ و زندگی
در قتل را گردن گرفته است. بنابراین جوان افغان در پایان جلسه از سوی قضات دادگاه کیفری به اعدام و پسر ناخلف به 15 سال زندان محکوم شدند. باگذشت یازده سال از صدورحکم متهم به خاطر مراجعه وپیگیری نکردن اولیای دم وی پشت میله های زندان در انتظار مجازات مرگ است. صبح دیروز وی با درخواست اعمال ماده 429 از قضات شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی زالی وبا حضور قاضی دلداری تقاضای تعیین
قاتل بعد از 9 سال: رضایت نمی دهید، اعدامم کنید
روزنامه شرق: مردی که با پسر یک تاجر همدستی کرده و آن مرد را به قتل رسانده بود، بعد از سال ها تحمل حبس درخواست تعیین تکلیف کرد و از روز های سخت زندان و غم ازدست دادن همسر و فرزندش گفت. متهم که 9 سال قبل با همکاری پسر مقتول او را به قتل رسانده است، خطاب به قضات دادگاه کیفری استان تهران گفت: روز های سختی را می گذراند و به جز مادرش دیگر کسی را در زندگی ندارد. قتل 9 سال قبل در محل کار مرد
روایت مجید و علی از سال های انتظار اعدام در نوجوانی
کنم، از تجربه هام بهشون بگم، بهشون اینو یاد بدم که توی انتخاب دوست باید خیلی دقت داشته باشند، یعنی از صفر شروع می کنم. خانواده ام تراکت پخش می کردند تا آزادم کنند علی 17 سال داشت که به دفاع از پدرش با چاقو مرتکب قتل شد و یک سال کانون اصلاح و تربیت و چهارسال را در زندان گذراند، در این مدت نصف موهای این پسر بیست و یکی، دو ساله یا سفید می شود و یا می ریزد. با چاقو به
آنتن بی بی سی فارسی باز هم در اختیار تروریست ها و قاتلان
ترویست ها و عناصر ضدایرانی نبود. بی بی سی فارسی پیش تر نیز به کرات نشان داده بود که علاقه وافری به تروریست ها و قاتلان مردم ایران دارد؛ بنابراین ناظران از اقدام روز دوشنبه (هشتم مهر) بی بی سی فارسی در پخش نشست خبری گروهکی که 17 هزار ایرانی را به قتل رسانده است، تعجب نکردند. بی بی سی فارسی در حمایت زیرپوستی و بعضا آشکار از تروریست هایی که علیه مردم ایران اقدام جنایتکارانه می کنند یدطولایی دارد
قاتل پیدا نشد، دیه خواستند
به گزارش ایران ، رسیدگی به این پرونده از سال 87 به دنبال مرگ مرموز زن 61ساله ای که تنها در خانه ای واقع در سعادت آباد تهران زندگی می کرد، شروع شد. با حضور قاضی کشیک ویژه قتل جسد زن مسن به پزشکی قانونی منتقل شد گواهی پزشکی قانونی باتوجه به آثار جراحت بر بدن وی نشان می داد او در اثرضرب و شتم شدید کشته شده است. در حالی که کارآگاهان جنایی تحقیقات گسترده ای برای کشف این جنایت انجام دادند
راز قتل دختر معتادی که تنها زندگی می کرد، همچنان سر به مهر ماند
این زن میان سال که برای ارائه دادخواست دریافت دیه از بیت المال به شعبه 12 دادگاه کیفری استان تهران رفته بود، گفت: من دو دختر داشتم. وقتی آنها خیلی کوچک بودند شوهرم فوت کرد و من تنها شدم. دو دخترم را با سختی بسیار زیاد بزرگ کردم. ما در قزوین زندگی می کردیم. زندگی فقیرانه ای داشتیم. لاله، دختر بزرگم، حاضر نبود این زندگی را تحمل کند، هرچه به او گفتم تحمل کن درست می شود و کم کم می توانیم با آسایش
167 هزار هکتار از اراضی ملی در سال 98 به بیت المال برگشته است/ اعلام حکم قطعی برخی مفسدان اقتصادی و ...
قوه قضاییه ادامه داد: در مورد اراضی 85 هزار متری در شهرک غرب که اخیرا وزارت اطلاعات اعلام کرد، این تصمیم مقامات قضایی دادگستری استان تهران بود که باعث شد این اراضی که بخشی به پارک تبدیل شده بود و بخشی در اتوبان همت قرار داشت، با ارزش 5 هزار میلیارد تومان به دولت و شهرداری برگشت. اسناد مالکیت این اراضی ظرف امروز و فردا در اداره ثبت اسناد و املاک تهران نسبت به شصت هزار متر آن صادر می شود و نسبت به
زندگی به وقت پختگی
پرونده و دادگاه و... تنگ می شود سری به دفتر همکاران جوانش می زند و چند ساعتی را در کنار آنها می ماند.سلطانی همانطور که مواظب است تا نوه 4ساله اش که از پله های سرسره بالا می رود، آسیبی نبیند، می گوید: یک روز صبح سرخوش و سر حال پرونده موکلم را برداشتم و به دادگاه رفتم، قرار دادرسی ما ساعت10صبح، شعبه 11دادرسی بود، من و موکلم از ساعت10 پشت در دفتر نشستیم اما هر چه منتظر شدیم ما را صدا نزدند
قتل مرموز دختر جویای کار
دوازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و صبح دوشنبه روی میز هیات قضایی همان شعبه به ریاست قاضی تولیت قرار گرفت. بعد از اعلام رسمیت جلسه، مادر مقتول در جایگاه قرار گرفت و در حالیکه به شدت اشک میریخت گفت: صاحب دو فرزند دختر بودم که شوهرم فوت کرد. نرگس دختر بزرگم بود که علاقه ای به درس نداشت به همین دلیل تحصیل را رها کرد و دنبال کار بود، ما در قزوین ساکن بودیم به همین دلیل روزی نرگس گفت
سرقت میلیاردی میلگرد از پروژه جاده شمال !
/> در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی رحمانی و با حضور یک قاضی مستشار برگزار شد، ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و گفت: رضا، محمد و محمود که 30 تا 35 سال دارند، متهم هستند هجدهم بهمن سال 97 بار میلگرد های یک تریلی را که از بندرعباس به تهران آمده بود در حوالی شهرک گلستان دزدیده اند. اکنون با توجه به مدارک تحقیقاتی که در پرونده وجود
در زندان به دنیا آمده ام، در زندان بزرگ شده ام، در زندان می میرم!
مرگ و زندگی، داستان عباس است که از پای چوبه دار به زندگی برگشت؛ هرچند دیر و بعد از 13 سال. سال 1384 عباس نوجوانی شانزده هفده ساله بود در حوالی خرم آباد که در میانه ی جنجالی بر سر هیچ وپوچ ناخواسته مرتکب قتل شد. هدف گرفته بود که شانه ی راست طرف دعوا را بزند. اما در آن بلبشو چاقو صاف خورد به سمت چپ سینه ی مرد همسایه که آمده بود برای میانجی گری. دعوا بر سر چه بود؟ شاید یکی بعد از آخرین
جزئیات لایحه اصلاح قانون پولی و بانکی کشور
، مستلزم ذکر نام بانک مرکزی به صورت خاص است. ب- مرکز اصلی بانک مرکزی در تهران است و می تواند با موافقت هیأت عالی در داخل و یا خارج از کشور شعبه و دفتر نمایندگی دایر کند و یا به هر یک از بانک ها نمایندگی بدهد. پ- سال مالی بانک مرکزی از ابتدای فروردین هرسال آغاز می شود و در پایان اسفند همان سال خاتمه می یابد. ت- انحلال بانک مرکزی فقط به موجب قانون امکان پذیر است.
عزل رضاشاه در شهریور سیاه / مهدی تدینی
خودکشی کرد... آن شب دیروقت به خانه آمد. همسرش به این دیر آمدن ها عادت داشت. سری به اتاق بچه ها زد. خواب بودند. دستی به سر دو پسرش کشید. به طبقه بالا رفت. در را از داخل قفل کرد. چند نامه نوشت. بعد تریاکی را که پیش تر برای این منظور تهیه کرده بود در الکل حل کرد و سر کشید. خوابید. خواب ابدی. صبح وقتی همسرش به سراغش رفت کار از کار گذشته بود. مرد مرده بود؛ مردی که بنیانگذار دادگستری جدید ایران
امیر تتلو بخاطر دنیا جهانبخت خودکشی کرد + فیلم و عکس
: یادداشت اول: راستش تا صبح بیدار بودمو فقط و فقط فکر!! به یه نتیجه ی خوب رسیدم !! من فهمیدم وقتی بقیه نمیخوان، نمیشه به زور و یه نفرِ جلو رفت!! از همه درها امتحان کردم ! نشد ! وقتی انقدر نمیشه یعنی خدا نمیخواد!! من فهمیدم کلاً منو نمیخوان، حالا من بیام روزی 20 ساعت بدوئم !! آلبومَم که تموم شد ! حالا بیام 10 تا آلبومِ دیگه بسازم ! همه حرفامَم که زدم ! خدایا خودت میدونی که تو هر
ماجرای تکان دهنده قتل پسر 17 ساله در خانه زن خیاط + جزئیات
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، مرد خشمگین در برابر فرار مهمان شومش با پرتاب چاقوی غلافدار به سمتش او را به قتل رساند.این مرد که یک بار محاکمه شده بود صبح دیروز برای دومین بار در دادگاه از خود دفاع کرد. صحنه باورنکردنی هجدهم تیر سال 96 پلیس ورامین گزارش عجیبی دریافت کرد که در آن یک پسر 17 ساله به نام حسن هنگام فرار از خانه مردی، با ضربه چاقو به شدت زخمی شده است
متهم: با شاکیان برای گرفتن غرامت از بیمه تبانی کرده بودیم!
در بازجویی ها به سرقت با همدستی دو نفر از دوستانش به نام های محمد و محمود اعتراف کرد که هر دو بازداشت شدند. بعد از اقرار متهمان، رضا و محمود به اتهام مشارکت در سرقت مقرون به آزار با سلاح سرد و محمد به اتهام معاونت در سرقت روانه زندان شدند، اما دو متهم با قرار وثیقه 500 میلیون تومانی آزاد شد و رضا در زندان ماند. صبح دیروز پرونده روی میز هیئت قضایی شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران به
عاقبت شوم دوستی اینترنتی به گاوداری جهنمی رسید/ ماجرای تکان دهنده قتل پسر 17 ساله در خانه زن خیاط + ...
بدهم . نقشه مرد شیطان صفت به عنوان میانجی گری برای 2 همکلاسی/ پسر 15ساله: در پارک جنگلی به بهانه آشتی من و سهراب مرا مورد تعرض قرار داد پسرنوجوان در پارک جنگلی هدف اقدام شیطانی یک آشنا قرار گرفت. قتل خواستگار نخبه به دست پدر عروس مرد میانسال که با دیدن خواستگار دخترش در خانه شان عصبانی شده و با پرتاب چاقو او را به قتل رسانده بود صبح دیروز در شعبه هشتم
شیخ مصطفی رهنما؛ روزنامه نگار، حامی مردم فلسطین و تنها عضو معمم کانون نویسندگان ایران
راست مانند: به سوی آینده، چلنگر، سومکا، نیروی سوم، شاهد و ... رفته بودم، حمید که مرا می شناخت، صدا کرد و گفت: آقامیر (ترک ها سید را پیشتر میر می نامیدند و شیخ را میرزا) یک مجله این هفته از تهران رسیده که حتماً به درد تو می خورد. داخل دکه شدم و یک مجله 20 صفحه ای مستضعفینی نشان داد که نام حیات مسلمین (ناشر افکار کلیه افراد مسلمان جهان)! را داشت و قیمتش هم دو ریال و نیم بود... بیش از دو ریال در جیب
سرایدار فوق لیسانس مرد پولدار را گروگان گرفت
وادار کنیم پول بدهد. وقتی او را دست وپابسته به خارج از خانه بردیم، تصور کرد می خواهیم وی را بکشیم. گفت صد میلیون تومان می دهد که او را به خانه برگرداندیم تا بتوانیم هرچه در گاوصندوق دارد، برداریم؛ چون مقاومت می کرد، متوجه شدیم اموال زیادی در گاوصندوق دارد. بعد از گفته های متهمان و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه 12 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهمان پای میز محاکمه
شوک سنگین انصارالله به آل سعود/ ائتلاف یا اختلاف: نقطه صفر مرزی!
نیز به این نوع کلوب سیاست گذاری نزدیک می شویم. • روزنامه جوان یادداشتی با تیتر ضرورت شفافیت دارایی مسئولان درج کرده که در ادامه می خوانید: تنها راه برون رفت از بحران اشرافی گری دولتی، صداقت و شفافیت مسئولان با مردم است. باید مدیران و مسئولان صادقانه و صریح از دارایی های خود و خانواده شان، خانه محل زندگی و ارزش آن و نیز فعالیت های جنبی اقتصادی خود، آگاه سازند تا مردم، خود در مورد آن ها
وحدت انقلابیون به چه معناست؟/ پیام های شاهکار عملیاتی یمنی ها
سرویس سیاست مشرق - روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات اصلی و اساسی خود می پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را می خوانید: ********** ائتلاف یا
قصاص برای قاتلِ سرباز
او نیز منکر قتل شد و اظهار داشت: آن روز برای خرید سیگار داخل مغازه رفته بودم که جواد با مقتول درگیر شد و با چاقو او را کشت. با انکار متهمان و براساس شواهد و قرائن به دست آمده، پرونده بعد از صدور کیفرخواست صبح روز گذشته به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی مهدی رحمانی فرستاده شد. در ابتدای جلسه دادگاه مادر مقتول گفت: پسرم بی گناه کشته شد. داغش جگرم را سوزاند و برای قاتل پسرم
سرنوشت تلخ دختر 14 ساله در دام شیطانی 2 پسرخاله
پرداخت و گفت:من آن روز به خانه پسر خاله ام رفتم و با دخترنوجوان روبه رو شدم که گریه می کرد. آن جا بود که فهمیدم پسرخاله ام او را اذیت کرده است. من به دختر نوجوان سیلی زدم و از او خواستم تا به خانه اش برگردد. من قصد آزار او را نداشتم و بی گناه بازداشت شده ام. در این میان مادر لیلا برخاست و با اشاره به اسماعیل گفت: این پسر بار ها با خانه ما تماس گرفته و ما را تهدید کرده تا از شکایتمان صرف نظر کنیم. او قصد آزار دخترم را داشته است. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
قاتل مهندس نخبه درخواست گذشت کرد
بگیرم، اما موفق نشدم. متهم ادامه داد: وقتی به خانه برگشتم با عصبانیت از همسرم خواستم در این مورد توضیح بدهد که او گفت رامین، پسر یکی از دوستانش است و برای تعمیر کامپیوتر به خانه مان آمده بود. باور حرف های همسرم سخت بود این شد که او با شماره همراه آن پسر تماس گرفت و قرار شد همدیگر را ببینیم. متهم در خصوص قتل گفت: دقایقی بعد رامین به خانه ما آمد و حرف ها ی همسرم را تأیید کرد، اما دلم
مجازاتِ مردی که دخترِ همسرش را آزار داد
دخترم به افسردگی مبتلا شده است. وقتی با او صحبت کردم، اعترافات تلخی کرد و گفت که محسن در غیاب من او را آزار داده است. به دنبال شکایت این زن، دختر نوجوان به پزشکی قانونی معرفی شد. وقتی کارشناسان پزشکی قانونی در گزارشی اعلام کردند مهسا مورد آزار قرار گرفته است، محسن بازداشت شد و جرم سیاهش را گردن گرفت. بالاخره پدرخوانده شیطان صفت در شعبه یازدهم دادگاه کیفری استان تهران پای میز
حشمت فردوس: بیبین نذار افشاگری کنم| نقش من همان لاتی است که امام می گوید بازیگر نقش حشمت فردوس در سریال ...
کار نکردند و کاری که او برای سینما و تلویزیون کرده است، از سر این دوستان هم اضافه است. به سوی افتخار را خودم بازنویسی کردم ارجمند درباره همکاری با سیروس مقدم توضیح داد: پلیس جوان و روزهای زندگی و شیخ مفید را با سیروس مقدم داشتم. او پسرخاله ناصر تقوایی و شوهر خواهرش بود. من او را از کوچک جنگلی می شناختم. بعد که او به کار تلویزیون آمد، دنبال من آمد و متنی که به من در فوتبال داد
روایتی از زندگی زوج جوان با 11 فرزندشان +عکس
موضوع گفت وگو با پدر و مادر جوان این خانواده 13 نفره است که در ادامه می خوانید: ** چند پسر دارید و چند دختر؛ نام هایشان از بزرگ به کوچک چیست؟ خانم حداد : هفت دختر و چهار پسر به نام های مطهره، محدثه، مهدی، مهدیه، کوثر، ابوالفضل، فاطمه، عباس، زینب، معصومه و اگر خدا بخواهد آقا هادی. آقای وافی: چند فرزندمان هم سقط شده اند که یکی از آنان که بالای چهار ماه داشته است را اگر
آزار دختر14ساله توسط 2پسرخاله/ امیر راهم را بست و با تهدید چاقو به خانه اش برد
انتقام بگیرد. وی دختر نوجوان را اجیر کرده تا علیه من شکایت کند. من او را آزار نداده ام. سپس اسماعیل به دفاع پرداخت و گفت:من آن روز به خانه پسر خاله ام رفتم و با دخترنوجوان روبه رو شدم که گریه می کرد. آن جا بود که فهمیدم پسرخاله ام او را اذیت کرده است. من به دختر نوجوان سیلی زدم و از او خواستم تا به خانه اش برگردد.من قصد آزار او را نداشتم و بی گناه بازداشت شده ام . در این میان مادر لیلا برخاست و با اشاره به اسماعیل گفت: این پسر بارها با خانه ما تماس گرفته و ما را تهدید کرده تا از شکایتمان صرف نظر کنیم. او قصد آزار دخترم را داشته است. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند. ...
رنگ صلح به جای خط خون/ریش سفیدی که 241 نفر را از چوبه دار نجات داده است
رضایت حاصل نشده است، من هم دیگر پیگیر پرونده اش نشدم تا اینکه از دادگاه نظامی با من تماس گرفتند و گفتند که برای وساطت این پرونده قدم بردارم البته داستانی که دادگاه نظامی تعریف کرد متفاوت از داستان اقوام و آشنایان او بود؛ دادگاه نظامی گفت متهم الان حافظ کل قرآن شده و زندگی دیگری را شروع کرده است. وقت ملاقات گرفتم و متهم را دیدم، بعد از صحبت با او متوجه شدم واقعا پشیمان است و خودش رضایت به
نگاهت می کنم هیچ نمی گویی اکبرنبوی
کنم. تو بالای سرم ایستاده ای، با چشمانی همچنان پراشک. می گویی بیا برویم. می پرسم : کجا؟ می گویی : باید یادگاری برداریم تا بغضمان روز به روز بیشتر شود. بدون آنکه منظورت را دریابم، همراهت راه می افتم. از کوچه ای می پیچی و درست جلوی تیررس عراقی ها قرار می گیری. سوت خمپاره ای مرا روی زمین می اندازد اما تو بی هیچ حرکتی، به اطراف چشم می چرخانی. بعد داخل خانه ای می شوی. خنده ام می گیرد و به فاصله میان تو