سایر منابع:
سایر خبرها
مراسم گرامیداشت سالگرد شهید حسن کریمی برگزار شد
جبهه و قرار گرفتن در مسیر معنوی عروج به سمت معبود هر روز مشتاق تر به دیدار معبود می شد و بالاخره روز خداحافظی با برادر کوچک ترش در خانه ای ویرانه در روستای چنگوله از توابع مهران فرا رسید و در پنجم شهریورماه سال 1362 آسمانی شد. شادی روح پاک و مطهر شهید حسن کریمی ، پدر مرحوم شهید محمدحسین کریمی و مادر بزرگوار شهید مرحومه حاجیه خانم عذرا اکبری فاتحه با صلوات بخوانید انتهای پیام/
وقایع مهم روز دهم محرم / شهادت امام حسین(ع) و 72 یار باوفایش
مسلمان شدن و ازدواج با امام حسین علیه السلام شهر بانویه نامیدند و در تولد امام سجاد در حال نفاس به رحمت ایزدی پیوست. مرحوم شیخ مفید اولاد امام را چهار پسر و دو دختر نوشته ولی ابن شهر اشوب شش پسر و سه دختر وار بلی اولاد این بزرگوار را ده نفر ثبت کرده. 2- شهادت 72 تن (32 سوار و 40 پیاده) از اصحاب و از بنی هاشم با امام حسین از جمله شهدا جناب عباس بن علی علیه السلام
ایثار و غیرت رزمندگان ریشه در عاشورا داشت
سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: رزمندگان در طول دوران دفاع مقدس با الگو قرار دادن امام حسین (ع) و واقعه عاشورا به مبارزه با دشمن پرداختند و قیام امام حسین (ع) یک انگیزه والا برای رزمندگان در راه جهاد در جبهه حق علیه باطل بود. شهدا و رزمندگان افتخار این را دارند که پیرو مکتب امام حسین (ع) باشند و با تمام وجودشان به سید و سالار شهید عشق بورزند. عاشورا اوج فداکاری، ایثار و از خودگذشتگی است. فداکاری و شهادت برجسته ترین خصوصیت عاشورا ه
مادر شهید والا مقام عباسی آسمانی شد
به گزارش ایثار واحد اصفهان ، حاجیه خانم نوروزی مادر شهید والامقام مرتضی عباسی پس از تحمل سال ها رنج و فراق دوری از فرزندان شهیدش بر اثر کهولت سن دار فانی را وداع گفت و آسمانی شد. پیکر مطهر این مادر بزرگوار ساعت 9 صبح امروز از منزل تشییع و در گلزار شهدای دره بید به خاک سپرده شد. گفتنی است، شهید والا مقام مرتضی عباسی در سال 1342 در روستای دره بید از توابع شهرستان فریدن متولد شد. تحصیلات
معرفی سه شهید کارمند بنیاد از شهرستان خمینی شهر
دیرینه خود، یعنی شهادت در راه خدا دست یافت. دخترش دو هفته به دنیا آمد و حسرت دیدن پدر بر دلش باقی ماند. بقایای پیکر مطهر شهید نورالله مسعودیان در خردادماه سال 1376 تفحص شد و به خمینی شهر انتقال یافت و بر دوش مردم شهیدپرور تشییع و در گلزار شهدای امامزاده سید محمد(ع) زادگاهش به خاک سپرده شد. شهید رضا لطفی نهم اسفند 1343، در محله فروشان خمینی شهر چشم به جهان گشود. او فرزند دوم خانواده
مردانی بی ادعا از جنس مقاومت/ شهدایی که در غربت تشییع شدند
با بیان اینکه پدر و مادر شهید واعظی هنگام اعزام فوت شده بودند، اظهار کرد: این شهید بزرگوار 5 برادر دارد که خاطرم هست یکی از برادرها نیز همان سال های اول در سوریه بود. از سمت راست: شهید عظیم واعظی (نخستین شهید مدافع حرم لشکر فاطمیون)، شهید محمد رضایی (شهید لشکر فاطمیون) این مدافع حرم با بیان اینکه 22 اردیبهشت 22 نفر در قالب لشکر فاطمیون و به عنوان مدافعان حرم به سوریه اعزام
غسل شهادت و زیارت امام رضا(ع) قبل از اعزام به جبهه کار همیشگی فرزند شهیدم بود / احمد ثمره قرآن و نان ...
. قلب شکسته پدر و اجابت ضامن آهو در خواب قبل از اینکه من و مادرم به مشهد بیاییم، در زمانی ک پدرم دو ماه تنها در بیمارستان بود، وقتی هم اتاقی های پدرم ملاقاتی زیادی داشتند، یک نفر به پدرم می گوید شما غریبه هستید که کسی به دیدار شما نمی آید، در همین حال قلب پدرم می شکند، شب امام رضا(ع) در خواب به او می گوید" نگران نباش تو تنها نیستی و به زودی خوب شده و به نزد خانواده ات باز می گردی". امام
پدر شهید زینی پور به فرزند شهیدش پیوست+زمان و مکان مراسم
راه ملت: به گزارش راه ملت؛ مرحوم میر سیف الله زینی پور سوق پدر شهید والامقام سید اله رحم زینی پور از شهدای شهرستان کهگیلویه بخش سوق به علت بیماری و کهولت سن، دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست. این شهید والامقام با آغاز جنگ تحمیلی از سوی بسیج در جبهه حضور پیدا کرد و در سال 1365 در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل شد. مراسم خاکسپاری این پدر بزرگوار چهارشنبه 5 شهریور ساعت 18 عصر در گلزار شهدای شهر سوق برگزار می شود. منتشر شده در :1399/06/04 - 06:06|شناسه خبر: 53387 95 بازدید گزارش خطا: ...
رفیق حاج همت باید هم شهید می شد/بغض 37ساله خواهر کهنه نمی شود
از دوستان سپاهی اش برای عیادت به بیمارستان آمد. ما شاهد بودیم که تا آن بنده خدا گفت خدا بد نده، محمد با وجودی که رو به راه نبود جواب داد: “از شما توقع نداشتم، مگه خدا به آدم بد می ده؟ حتماً خیر و صلاح من در این بوده. ” منتظر بود تا عصا را زمین بگذارد و به جبهه برگردد. یک ماه بعد از مرخصی از بیمارستان هم راهی شد. هیچ وقت پیش از شهادت ایشان با توجه به جو جامعه و قرار گرفتن در سال های
تاکسی عاشقی در جاده خاکی!
نکردند بلکه هیچ گونه آداب و رسوم محلی را نیز به جا نیاوردند. مادر او فقط با گفتن این جمله که ما رسم نداریم! حتی از خرید های کوچک و هدیه های مرسوم نیز خودداری می کرد. در این میان، مادرم با همان درآمد اندکش سعی می کرد بسیاری از مخارج را به عهده بگیرد. با آن که حدود دو سال از دوران نامزدی ما می گذشت، اما رفتار های سرد و بی روح همسرم نیز بسیار آزاردهنده بود. او در سیطره مادرش قرار داشت و به همین دلیل
زنی که در تلاش برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری آمریکا است
. پدرم دستار می بست و مادرم ساری می پوشید. خودم دختری رنگین پوست بودم که در میان سفیدپوستان و سیاه پوستان زندگی می کردم. هیلی گفت: خانواده من با تبعیض دست و پنجه نرم می کردند و روزگار سختی داشتند. اما پدر و مادرم هرگز ناله و زاری نکردند و تن به نفرت ورزی ندادند. مادرم کسب وکار موفقی به راه انداخت و پدرم 30 سال آزگار در دانشکده ای درس داد که از قدیم الایام در اختیار سیاه پوستان بود. مردم
اگر سعادت جاوید و ابدی می خواهید باید سراغ اسلام بروید
، برای شهید گریه هست. در خانه گریه کنید تا منافقین از گریه شما استفاده نکنند. اما تو ای پدرم ، شما که در جبهه مبارزه می کنید خسته نباشید و دلسرد نیز نباشید که کار در راه خدا دلسردی ندارد. و مثل همیشه در جبهه حضور داشته باشید و جای مرا خالی نگذارید . اما ای برادرانم از شما تقاضا دارم که همیشه اسلحه خونین مرا برداشته و در میدان نبرد به مبارزه برخیزید تا ضد اسلامیان و متجاوزین
عکس العمل حاج قاسم از ازدواج مجدد همسر شهید/سردار سلیمانی: ازدواجت جهاد بود
پدر شهید و گفتم قرار است مهمان بیاید برایمان شما هم خودتان را برسانید. از محمود یاد گرفته بودم پشت تلفن رعایت مسائل امنیتی را بکنم برای همین به آنها نگفتم مهمان چه کسی است. *زنگ خانه به صدا در آمد خانه ما طبقه چهارم است برای همین دید مسلطی به کوچه داریم. زمانی که زنگ اف اف را زدند من سریع رفتم پشت پنجره ماشینی را دیدم که چند جوان حدود سی و چند ساله داخلش هستند. گفتم پس سردار
یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم/ذکر کاشی های باب المجتبی یا قاسم است...
گذاشتیم به آن شانه ای که داشت یک شهر بود در صف پیمانه ای که داشت همواره باز بود درِ خانه ای که داشت هرچند خانه بود برایش صف مصاف جز او کدام امام زره بسته در طواف اینک دلم به یاد برادر گرفته است شاعر از او بخوان که دلم پر گرفته است آن شعر را که قیمتِ دیگر گرفته است شعری که چشم حضرت مادر گرفته است ” از تاب رفت و تشت طلب کرد و ناله
برای شهید عزاداری و گریه کردن معنی ندارد
ناله بشو و به نوجوانی علی اکبر سید الشهدا (ع) گریه کن. شهیدان راه خدا را مرده نپندارید زیرا همیشه زنده و شاهد و آگاه هستند و برای شهید هم عزاداری و گریه کردن معنی ندارد و می خواهم که در هنگام تشییع جنازه و دفن من همه شادی کنان باشید و شیرینی بدهید که این یک مشت محکمی است بر دهان آمریکا و دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی ایران و از شما مردم خصوصاً پدر و مادرم می خواهم که امام را فراموش نکنید
مادر شهید سید علی اصغر حسینی به فرزند شهیدش پیوست
به گزارش ایثار واحد قزوین ، رقیه دیزچی مادر شهید گرانقدر سید علی اصغر حسینی دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست. پیکر مطهر این مادر شهید از امامزاده حسین(ع) تشییع و در مزار والدین شاهد همجوار گلزار شهدای شهر قزوین به خاک سپرده شد. گفتنی است: شهید سیدعلی اصغر حسینی، دوازدهم آذر 1341 در شهر قزوین به دنیا آمد، پدرش سیدنقی، کشاورزی می کرد و مادرش رقیه نام داشت، تا سوم ابتدایی درس خواند و صافکار بود. این شهید بزرگوار از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، یکم آبان 1360 در دهلاویه بر اثر اصابت ترکش به سر شهید شد و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. ...
نوراللهیان مطرح کرد: رجزهای عاشورایی پیام های ماندگاری برای انسان های آزاده است
. وی اظهار داشت: کوچکترین رزمنده ای که در عاشورا به جنگ رفته عمرو بن جناده انصاری 11 ساله است که سن او حتی از قاسم بن حسن(ع) حم کمتر است. پسر شهید است و مادر با فضیلت او هم در کربلا است. وقتی رفت از امام اجازه بگیرد امام فرمود که مادر تو داغدیده است و باید با مادر باشی. گفت خود مادرم به من گفته است . حضرت اجازه داد و وقتی که رفت و شهید شد. وقتی سرش را برای مادرش پرتاب کردند، مادری که با سر
همیشه و در همه حال از پیروان صدیق ولی فقیه زمان خود باشید
دشمن در بمباران روشنایی را متوجه نشوند. نزدیک اذان عصر بود رفتم بالای نردبان تا به پنجره نایلون بزنم دیدم بچه ها آرام صحبت می کنند. پایین آمدم وگفتم چی شده؟ برای رضا اتفاقی افتاده گفتند نه. گفتم شما را به خدا اگر رضا شهید شده به من هم بگویید من خودم هم آرزویم شهادت اوست. ازخودم خجالت می کشم وقتی دیگران را تشویق می کنم تا فرزندانشان را به جبهه بفرستند آرزو می کنم من هم مادر شهید باشم. حیف
مادر شهید والامقام خلیل صادقی حبیب آبادی آسمانی شد
برگزاری جلسات مذهبی و قرآنی فعالیت می کرد. گفتنی است، شهید خلیل صادقی حبیب آبادی در سال 1342 در شهر زواره متولد شد. این شهید بزرگوار که تنها فرزند خانواده بود در لبیک به ندای خمینی کبیر (ره) به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام و سرانجام در سن 20 سالگی در تاریخ ششم آبان 62 در درگیری با دشمن بعثی در عملیات والفجر 2 در منطقه مریوان بر اثر اصابت ترکش به سینه به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در گلزار شهدای زادگاهش در زواره به خاک سپرده شد. انتهای پیام/ جواد سلامه خبرنگار ایثار اصفهان از شهرستان اردستان ...
دیدار و دلجویی فرماندار گالیکش با خانواده شهید والامقام علی اکبر بهرامی
باشد که به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت و 30 تیر 1361 در پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت ترکش به دست و شکم به درجه والای شهادت نایل شد. پیکر مطهر این شهید بزرگوار در گلزار شهدای شهرستان گالیکش به خاک سپرده شده است.
معجزه را با تمام وجودم حس کردم
. هم خواهرم است و هم مادرم. من زمانی که در زندان بودم مادرم دق کرد و مرد. در این مدت خواهرم همه زندگی اش را گذاشت که مرا نجات دهد. وقتی حکمم برای دومین بار اجرا نشد، او آنقدر به مقابل خانه مادر مقتول رفت که درنهایت قبول کرد که در ازای دریافت مبلغی رضایت دهد. مادر مقتول اول 2.5میلیارد تومان خواسته بود. بعد از آن خواهرم با جمعیت امام علی آشنا شد و یکی از خیرین به نام خانم فرخنده جبارزادگان، تلاش های
هر روز یک شایعه برای مدافعان حرم درست می کنند
شعارسال: اگر بخواهم کتاب زندگی حمیدرضا اسداللهی را بنویسم حتماً اسمش را می گذارم ذهن پاک و پا های بی قرار . شهید اسداللهی از آن دست آدم های فعالی است که خسته ات می کند با خستگی ناپذیری اش. شهر به شهر، کشور به کشور برای انجام مسئولیتی که با عنوان نصرت امام زمان برای خودش تعریف کرده است می دود، برنامه ریزی می کند و خستگی را خسته می کند. تا آنجا که جوری از مادر پا به سن گذاشته شهید عماد مغنیه دل می
بازتابی از رنج ها و سختی های اسیران لهستانی و استقبال ایرانیان از این پناهندگان
از این آوارگان، توسط روس ها به سمت آسیای مرکزی و ازآنجا به ایران کوچانده شدند. ورود عده ای از آن ها به ایران، از مرزهای شرقی صورت گرفت و طبق قراردادهای وضع شده بین متفقین و ایران پس از سامان دهی و رسیدگی به وضعیت آشفته آن ها عمدتاً توسط انگلیس، زمینه عبورشان از راه های شرقی ایران، برای کمک به جبهه های جنگ، فراهم شد. کتاب آرامستان لهستانی ها نوشته علی یار زارعی عنوان داستانی است تاریخی و
هم رزم حاج قاسم که تا فرودگاه بغداد پای او ماند
هم زمان با فرارسیدن شب سوم محرم که طبق رسمی قدیمی در ایران به نام سه ساله بانوی کربلا، حضرت رقیه، مزین شده است، برای همدردی با دردانه محمد شیبانی پای صحبت های فاطمه شیبانی نشستیم تا برایمان از محمد بگوید. بانویی که هم فرزند شهید است، هم همسر شهید و هم خواهر شهید. شما را به خواندن صحبت های خواندنی خواهر بزرگوار شهید محمد شیبانی دعوت می کنم. از ابتدا شروع کنیم. لطفاً کمی برای ما از
عکس شهید مدافع حرم در جیب حاج قاسم
. وقتی می آمد شهید ولایی بغلش می کرد و برایش شعر می خواند. اما مهدی چون خودش هم دانشجوی پرستاری بود همیشه کنارم بود. یکی از لطف های بزرگ خدا به من حضور او کنارم هست. ما به خاطر اختلاف سنی کمی که داریم بیشتر رفیقیم تا مادر و پسر. الان هم او پرستار بیمارستان امام رضای شهرمان است. در این ماه های کرونایی خیلی نگرانش بودم و می گفتم نرو. اما او می گفت وضعیت خطرناک است و شیفت های بچه ها سنگین است نمی شود
چگونه شجاعت و استواری زینب در راه حق به ثبت رسید؟
پسران خود وصیت کرد تا همراه آن حضرت بروند و در رکاب او بجنگند. آنها پس از حرکت امام حسین از مدینه، در پی کاروان راه افتادند و در منزگاه ذات عرق خدمت امام رسیدند. محمد با برادر خود تا روز عاشورا، در کنار حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، حضور داشت. در بعضی مقاتل آمده که محمد قبل از عون، با اجازه از مولایش به میدان جنگ رفت و در مقابل دشمن چنین رجز خواند؛ اشکوا الی الله من العدوان
امانت 37 ساله شهید به سرمنزل مقصود رسید
همرزم بوده را ببینم تا از حال و هوا و خاطرات او برایمان بگوید و خدا را شاکرم که عمری را به من عنایت کرد تا این روز را به چشم ببینم. حالمان خوب است. حالمان از دعای خیر مادر شهید استخری خوب است. با دعای عاقبت به خیری پدر و مادر این شهید بزرگوار از منزل خارج می شویم و به این فکر می کنیم که ما مانده ایم و دشواری وظیفه ادامه راه این بزرگ مردان تاریخ سرزمینمان. انتهای پیام/4121/4062/پ
روز چهارم محرم، روایت کربلا
بن نمیر با 4 هزار نفر و مضایر بن رهینه مازنی با 3 هزار نفر برای مقابله با سپاه امام حسین (ع) به یکدیگر پیوستند. روز چهارم محرم متعلق به فرزندان حضرت زینب (س) روز چهارم محرم متعلق به فرزندان حضرت زینب علیهاالسلام است .محمد و عون دو فرزند حضرت زینب کبری و عبدالله بن جعفرطیار (ع) بودند. وقتی حضرت اباعبدالله (ع) از مکه به قصد شهر کوفه خارج شد، عبدالله بن جعفر (ع) نامه به این مضمون به
روز چهارم محرم، روایت کربلا
بن نمیر با 4 هزار نفر و مضایر بن رهینه مازنی با 3 هزار نفر برای مقابله با سپاه امام حسین (ع) به یکدیگر پیوستند. روز چهارم محرم متعلق به فرزندان حضرت زینب (س) روز چهارم محرم متعلق به فرزندان حضرت زینب علیهاالسلام است .محمد و عون دو فرزند حضرت زینب کبری و عبدالله بن جعفرطیار (ع) بودند. وقتی حضرت اباعبدالله (ع) از مکه به قصد شهر کوفه خارج شد، عبدالله بن جعفر (ع) نامه به این مضمون به