چوبه ی دار در انتظار جوانی که دوستش را کشت
سایر منابع:
سایر خبرها
سرنوشت تلخ دختر نوجوان عشق پارتی در پارک شهر/ سارقان خشن پایتخت به دام افتادند/ متهم به قتل در دادگاه: ...
قتل به مجازات محکوم شده و دوران حبس خود را می گذراند با پرداخت دیه به خانواده مقتولان و جلب رضایت آن ها بعد از 13 سال آزاد شد. متهم به قتل در دادگاه: دوستم مستحق مرگ بود مردی که پس از قتل دوستش در دادگاه دو ادعای مختلف را برای این جنایت مطرح کرده بود پس از محاکمه با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. واژگونی موتورسی
قتل به دلیل آزار و اذیت و تهدید به افشای عکس
خانواده رضا برای او درخواست قصاص داشتند. تا اینکه سعید در دادگاه اعتراف کرد چرا رضا را به قتل رسانده است. *** اعترافات متهم به گزارش هفت صبح او درباره علت حادثه و شب قتل رضا گفت: من و رضا با هم همکلاسی بودیم و همیشه به خانه هم رفت و آمد داشتیم. سال ها پیش یک بار مجبور شدم در خانه آنها به حمام بروم اما آن روز رضا از من عکس گرفت و می خواست مرا آزار بدهد که قبول نکردم اما تهدیدم کرد اگر به
آزادی از زندان پس از 2 جنایت
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، اواسط سال 86 وقوع نزاع مرگباری به پلیس اعلام و در بررسی های اولیه مشخص شد عامل این جنایت پسر جوانی به نام مسعود است. با شناسایی عامل قتل، تحقیقات برای دستگیری او ادامه یافت و درنهایت متهم 8 آبان سال 86 دستگیر شد. پسر جوان در تحقیقات به قتل اعتراف کرده و مدعی شد به خاطر کری خوانی و ناخواسته دست به چاقو شده و این جنایت را رقم زده است.
قتل همسر صیغه ای به خاطر گوشی موبایل
او انجام داد، خیلی عصبانی شدم. ما با هم درگیر شدیم و در حالی که از شدت خشم کنترلی روی اعصابم نداشتم و رفتارم دست خودم نبود، به سمت او حمله کردم. من دستم را دور گلوی زنم گرفتم و فشار دادم. بعد از چند لحظه متوجه شدم او بی حال شده است. وقتی دقت کردم فهمیدم مرده. به همین دلیل در حالی که خیلی ترسیده بودم، دنبال راه چاره گشتم. جسد را در کمد دیواری پنهان کردم و خودم به سرعت فرار کردم. من هیچ
5 ماه تلاش برای اجرای نقشه یک قتل/ اعترافات مردی که همسر صیغه ای اش را خفه کرد
/> سرپرست پلیس پیشگیری پایتخت گفت: سرشبکه توزیع باند موادمخدر غرب تهران در عملیات پلیسی دستگیر شد. درخواست مرد نابینا برای قصاص میوه فروش دوره گرد رسیدگی به پرونده مرد دستفروشی که متهم است در یک درگیری خیابانی چشم همکارش را کور کرده است در دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. اسیدپاشی مرگبار به پدر دختر 17 ساله که بعد از درگیری با پدرش در اقدامی عجیب محلول
مرد نابینا خواستار قصاص عامل نابینایی اش شد
وقتی این اتفاق افتاده است وضعیت زندگی ام بسیار دشوار شده و دیگر نمی توانم کار کنم. زندگی ام نابود شده و همسر و فرزندانم در شرایط سختی به سر می برند. من کار خلافی نمی کردم که به خاطرش چشمم را از دست بدهم. حالا هم درخواست قصاص متهم را دارم. پس از آن متهم در دفاع از خودش گفت: اتهام ضرب و جرح را قبول دارم ولی قصدم کور کردن شاکی نبود. من سال ها در آن محله کار می کردم و همه دارایی ام همان چرخ
پدر و مادر از قصاص پسرشان گذشتند
نداشتند و نریمان فکر می کرد که آن ها از عمد تلفن را جواب نمی دهند به همین خاطر از آن ها کینه داشت و حتی فکر می کرد که پدر و مادرم او را لو داده اند. بعد هم محکوم به حبس شد و به زندان افتاد تا اینکه با شروع کرونا، برخی زندانی ها به مرخصی آمدند که نریمان هم توانست مرخصی بگیرد، اما به محض ورودش به خانه با پدرم درگیر شد. مدام پدر و مادرم را آزار می داد. متهم به قتل در تشریح روز حادثه نیز گفت
قاتل: شیطان فریبم داد!
ما قطع شد. شما که می دانستید او شوهر دارد چرا دوباره با او ارتباط برقرارکردی؟ ما ارتباطمان قطع شده بود تا اینکه چهارماه قبل به من پیام داد که شوهرش به او خیانت کرده و از زندگی با او خسته شده است. گفتم اگر از شوهرش طلاق بگیرد با او ازدواج می کنم. بعد از این دوباره ارتباط ما شروع شد و من چند باری در نبود شوهرش به خانه شان رفتم. چه شد که تصمیم به قتل گرفتی؟
درخواست قصاص چشم میوه فروش دوره گرد
شده است. حاضر به گذشت نیستم و درخواست قصاص دارم. در ادامه متهم درجایگاه ایستاد و گفت: چند سالی است در منطقه سعادت آباد میوه فروشی می کنم. مدتی قبل از حادثه شاکی هم به آن منطقه آمد. من وانت داشتم و او با چرخ دستی میوه می فروخت. چند بار از او خواستم در منطقه دیگری کاسبی کند، اما قبول نکرد. این شد که روز حادثه وقتی به او اعتراض کردم شروع به فحاشی و به طرفم حمله کرد. قبول دارم با او درگیر شدم، اما ضربه ای به صورتش نزدم. در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.
متهم به قتل در دادگاه: دوستم مستحق مرگ بود
نیما در دفاع از خودش ادعای دیگری را مطرح کرد و گفت: درگیری ما به خاطر مواد نبود. من خسرو را به خاطر فحاشی کشتم. آن روز من و خسرو در حال مصرف مواد بودیم که سر موضوع بی اهمیتی باهم بحث کردیم و به یکباره او شروع به توهین و فحاشی کرد و من که توقع شنیدن چنین حرف هایی را از او که سال ها دوستم بود، نداشتم عصبانی شدم و چاقویی را از جیبم در آوردم تا او را بترسانم، ولی خسرو دست بردار نبود و به سمتم حمله کرد و
ماجرای قتل برادرزن به خاطر بدهی به داماد
پشت میز محاکمه ایستاد. در ابتدای این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند و در ادامه متهم به جایگاه رفت و گفت: من از کرده خودم پشیمانم. قصدم کشتن برادرزنم نبود و برای دفاع از خودم مرتکب قتل شدم. او از من کلاهبرداری کرده بود و این موضوع آزارم می داد. من عاشق زنم بودم، اما حالا او نیز مرا ترک کرده است. از اولیای دم درخواست بخشش دارم. با پایان جلسه دادگاه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند. منبع: ایران
مواد فروشان لوکس سوار دستگیر شدند
رانندگان و کشف مقدار فراوانی مواد مخدر از خودروی متهمان دستگیری 3 متهم فراری دیگر نیز در دستور کار قرار گرفت و در تحقیقات پلیسی که به مدت 4 ساعت به طول انجامید، مخفیگاه هر سه متهم شناسایی و با دستور قضائی هر سه متهم در مخفیگاهشان دستگیر شدند.رئیس پلیس پیشگیری با بیان اینکه از مخفیگاه متهمان یک دستگاه موتورسیکلت نیز کشف شد، گفت: در بررسی بیشتر از خودروهای متهمان 179 پک انواع مواد مخدر و مبلغ 5 میلیون
قتل هولناک رفیق به علت فحاشی
توقع شنیدن چنین حرفهایی را نداشتم از فحش های او عصبانی شدم و به رویش چاقو کشیدم تا او را بترسانم. اما ساسان دست بردار نبود. او به سمتم حمله ور شد و به همین خاطر یک ضربه کاری به گردنش زدم و بلافاصله فرار کردم. وی گفت: من و ساسان روزهای زیادی را با هم گذرانده بودیم و من از او توقع نداشتم سر موضوعی پیش پا افتاده، چنین ناسزاهایی را به من بگوید. من قتل او را قبول دارم و حالا هم می گویم از کشتن او پشیمان نیستم .من قبلا به دروغ گفته بودم درگیری ما به خاطر مواد مخدر بود. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرک های موجود در پرونده مصطفی را به قصاص محکوم کردند. ...
قصاص به خاطر فحاشی
کردم، اما چاقو ناخواسته به گردن او برخورد کرد. پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات روی میز هیئت قضایی شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. در آن جلسه متهم با درخواست قصاص از سوی اولیای دم در جایگاه ایستاد و خلاف اظهاراتش گفت: درگیری ما به خاطر مواد مخدر نبود. او به من فحاشی کرده بود. متهم ادامه داد: من و ناصر با هم رفت و آمد داشتیم. آن روز سر موضوعی با هم بحث کردیم، اما او ناسزا گفت
قتل مرد جوان زنجانی توسط پیرمرد در خواب
: این پیرمرد وارد منزل مقتول شده و مرد جوان را در حالی که خواب بوده با استفاده از ضربات چاقو به قتل رساند. وی با بیان اینکه این حادثه خونین در بافت قدیمی شهرستان اتفاق افتاده است، اظهار کرد: وقتی همسر و فرزندان مقتول متوجه حضور این پیر مرد در منزل مسکونی خود شدند وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند که در نهایت این قاتل مسن نیز به دلیل مصدومیت به بیمارستان منتقل شد. رئیس پلیس آگاهی
زن متهم به شوهرکشی باردیگر محاکمه می شود
از فروش خانه در آنجا زندگی می کرد متوجه شدند این زن از تهران رفته و در یکی از شهرستان ها زندگی می کند. همچنین مشخص شد این زن یک سال ونیم قبل ازدواج کرده و صاحب فرزندی شده است. این زن که فریبا نام دارد بعد از شناسایی مورد پرسش قرار گرفت و اعتراف کرد قتل شوهر سابقش کار همسر فعلی اوست. او گفت: شوهرم مرد بداخلاقی بود. او قبلا دو بار ازدواج کرده و همسرانش را طلاق داده بود، سپس به خواستگاری
ازدواج زن مقتول با قاتل همسرش!
کرده بود اما با اینکه خبری از شوهرش به دست نیامده حدود یک سال و نیم قبل با مردی دیگر ازدواج کرده و صاحب فرزند نیز شده است. بیشتر بخوانید: جنایت به خاطر لایو اینستاگرام! مأموران به این زن به نام سیما ظنین شده و او را بازداشت کرده و مورد بازجویی قرار دادند که در همان مراحل اولیه در اعترافاتی تکان دهنده راز قتل شوهرش را فاش کرد و گفت: اسکلت متعلق به سیامک همسر سابقم است. امیر همسر
مجرم خطرناک به جامعه بازگشت
خاطر اینکه صدای رادیوی ضبط خودرواش را بلند کرده بود، به قتل رسانده و راهی زندان شده بود که در نهایت هم پس از گذشت 10 سال از حادثه در درگیری با تیمور داخل زندان به قتل رسید. پس از این متهم برای دومین قتل در دادگاه کیفری محاکمه و به قصاص و هفت سال حبس محکوم شد و دوباره به طناب دار نزدیک شد. وی پس از ارتکاب دومین قتل دوباره اعمال مجرمانه خود را ادامه داد و این بار به عنوان خرده فروش مواد
زن متهم به شوهرکشی باردیگر محاکمه می شود
و از طرف فرزند صغیر قربانی برای متهمان مجازات خواست. پسر بزرگ مقتول نیز درخواست قصاص را مطرح کرد. سپس شاهین در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: فریبا دوست صمیمی خواهرم بود و سال ها بود او را می شناختم. او همیشه با خواهرم درددل می کرد. آخرین بار که فریبا به خواهرم زنگ زد و از او کمک خواست خواهرم برای وساطت مرا به خانه آنها فرستاد. او ادامه داد: من برای میانجیگری آنجا رفته بودم اما فرشید عصبانی بود
محاکمه دوباره زن خیانتکار به اتهام همدستی در قتل شوهر
. آخرین بار او به خواهرم زنگ زد و کمک خواست. این شد که برای وساطت به خانه آن ها رفتم. مقتول چاقو در دست داشت به همین خاطر چاقویی از اپن آشپزخانه برداشتم و یک ضربه زدم. دو متهم در شعبه دهم محاکمه شدند و با درخواست اولیای دم شاهین به قصاص و فریبا از اتهام معاونت در قتل تبرئه و به حبس محکوم شد. این حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد و با تأیید حکم قصاص شاهین، حکم تبرئه زن جوان نقض و پرونده
نجات جوان خرم آبادی، 2 روز قبل از اعدام
جوان خرم آبادی که دو روز با اجرای حکم قصاص فاصله داشت، با اطلاع رسانی روزنامه شرق و کمک نیکوکاران از چوبه دار رهایی یافت. شرق در ادامه نوشت: این جوان شش سال پیش به اتهام قتل دوست صمیمی خود محکوم به قصاص شده بود و درحالی که فقط دو روز تا اجرای حکم فاصله داشت، یک فعال اجتماعی با خبرنگار شرق تماس گرفت و درخواست کمک این زندانی را اعلام کرد. پس از آن تلاش ها برای نجات مرد محکوم آغاز شد.
قتل در خانه مجردی / محمد را سلاخی کردم + عکس
میثم خانه ای مجردی داشته و همراه یکی از دوستانش به نام محمد در استان فارس زندگی می کرده است که به قتل رسید. پسری جوان که متهم است دوست و هم خانه خودش را به دلیل اختلاف مالی به قتل رسانده است، در انتظار حکم دادگاه به سر می برد. تحققات درباره این پرونده از زمانی آغاز شد که به کارآگاهان جنایی استان فارس اطلاع دادند مردی جوان که با چاقو زخمی شده، در بیمارستان جان باخته است. وقتی
دستگیری مردی 60 ساله به اتهام قتل شیما
با برادرم شهرستان بودم و بعد از این تماس فوراً به تهران آمدم. چند جفت کفش زنانه در خانه ات کشف شده، متعلق به چه کسانی است؟ فقط کفش زنانه نبود. یک وانت لباس زنانه دست دوم هم بود. آنها را یکی از دوستانم برایم آورده بود و من می فروختم و منبع درآمدم بود. خبر ناپدید شدن شیما و فیلم هایی که پدرش در فضای مجازی منتشر کرده بود را ندیدی؟ من با این سن و سال دنبال پیگیری خبر و فضای مجازی نیستم. برای همین اصلاً این اخباری که می گویید را ندیدم و نخواندم.
متهم به قتل شیما اعترافش را پس گرفت
هم قبول کرد و به خانه ام آمد. تنها زندگی می کنی؟ سال ها قبل از همسرم جدا شدم و تنها زندگی می کنم. بچه هایم پیش همسرم هستند. برای شیما چه اتفاقی افتاد؟ من او را نکشتم. مرگ او یک حادثه بود و من نقشی در آن نداشتم. شیما 2 هفته ای می شد که در خانه من بود. صبح ها سر کار می رفتم و شب برمی گشتم. او مشکل خاصی نداشت، اما یک روز صبح از خواب بیدار شدم و دیدم شیما نفس نمی کشد و مرده است
قصاص گرگ پیر در زندان مشهد
/> بنابراین گزارش، در جلسه دادگاه که به ریاست قاضی جواد شاکری برگزار شد، متهم تلاش کرد راه گریزی برای فرار از مجازات پیدا کند اما او چنان در مخمصه سوالات تخصصی قضات دادگاه قرار گرفته بود که هر بار در گرداب جنایت هولناک خود دست و پا می زد و در نهایت مجبور به اعتراف می شد. قاتل معروف به گرگ پیر در جلسه محاکمه گفت: به بچه های محل گفته بودم که هر کس یک قلاده سگ برای محافظت از باغم بیاورد مبلغ 50
گرگ پیر پای چوبه دار/ مرگ پدر بعد از درگیری با طلبکار پسرش
ران با 22 فقره سرقت خبر داد. شناسایی سارق خودرو در گشت زنی های انتظامی فرمانده یگان امداد تهران از دستگیری سارق خودرو در عملیات تعقیب و گریز واحد گشت انتظامی یگان امداد خبر داد. بازداشت کلاهبردار 27 میلیاردی در تهران سرهنگ تقی پور از دستگیری فردی خبر داد که به بهانه سرمایه گذاری در شرکت تولیدی از 300 مال باخته، 27 میلیارد ریال کلاهبرداری کرده بود. سرقت مرد میانسال از مغازه های ابزار فروشی رئیس کلانتری 112 ابوسعید از دستگیری مرد میانسالی خبر دا ...
متهم به قتل شیما اعترافش را پس گرفت
از رئیس قوه قضاییه برای پیدا کردن دخترش کمک می خواست، رسیدگی به پرونده از سر گرفته شد و بهلول که تنها مظنون پرونده بود، بار دیگر بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت.درحالی که پدر شیما در گفت وگو با همشهری از اعتراف این مرد به قتل دخترش خبر داده بود، متهم دیروز برای تحقیق به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و در تحقیقات، منکر جنایت شد و گفت که شیما حالش بد شده بود و در خانه او جانش را از دست داد و او از
قصاص گرگ پیر در زندان مشهد
/> بنابراین گزارش، در جلسه دادگاه که به ریاست قاضی جواد شاکری برگزار شد، متهم تلاش کرد راه گریزی برای فرار از مجازات پیدا کند اما او چنان در مخمصه سوالات تخصصی قضات دادگاه قرار گرفته بود که هر بار در گرداب جنایت هولناک خود دست و پا می زد و در نهایت مجبور به اعتراف می شد. قاتل معروف به گرگ پیر در جلسه محاکمه گفت: به بچه های محل گفته بودم که هر کس یک قلاده سگ برای محافظت از باغم بیاورد