سایر منابع:
سایر خبرها
میانجی گری شهید ابراهیم هادی برای استجابت دعای یک زن توسط شهید مدافع حرم
با همه مهربانانه برخورد می کرد. پدر شهید راه چمنی درباره علاقه فرزندش به امام رضا (ع) تعریف کرد: خیلی به حضرت امام رضا (ع) ارادت داشت. سالی چندبار برای زیارت به مشهد می رفت حتی آخرین روز هایی که در ایران بود و می خواست برود جبهه با همسرش به مشهد رفته بود و از آقا اجازه گرفتند. دوست شهیدی داشت به نام عقیل خلیلی که رفاقت عجیبی با هم داشتند، همیشه عکس او همراه پسرم بود، روز تشییع جنازه که
ماجرای تلخ قتل و بیوه شدن دختر نوجوان
چند ماه قبل از قتل، شوهر مهرانا در دریا غرق شده بود و متهمان انگیزه خود را از قتل، انتقام از مرگ مرموز برادرشان عنوان کرده بودند. در این گزارش بازخوانی این پرونده را از زبان، ولی دم بخوانید. نوزدهم بهمن ماه سال 98 زمانی که محمدصدیق مودودی برای خرید بیرون از خانه رفت، تماس هایش با همسر و دختر هفده ساله اش بی پاسخ ماند و در پس بوق های ممتد، صدای سارا و مهرانا در گوشی نپیچید .
عکس واقعی از جن آیا وجود دارد؟ عکس های ترسناک و واقعیت هایی عجیب
تا پدر خانواده به زن و فرزندان خود گمان بد برده و مشاجره و درگیری بین آنها روز به روز شدت بگیرد. بعد از این ماجرا دوربین مدار بسته هم در خانه کار گذاشته شد اما هیچ چیز در آن ثبت نشد. انتقام گیری ممکن است ما ناخواسته به اجنه ساکن در منزل آسیبی برسانیم و آنها بخواهند برای انتقام و یا در آوردن حرص ما وسایل شخصی مان را بدزند. خودنمایی و جلب توجه بعضی از اجنه
5 هزار اولاد مدیران اصلاح طلب و اصولگرا در آمریکا زندگی می کنند؟ / 6 خودکشی در میان دانش آموزان رامهرمزی ...
در فضای اینستاگرام منتشر کرده بود، گفت: با اقدامات انجام شده که در هماهنگی با مقام قضایی انجام شد، این فرد شناسایی و روز گذشته در عملیاتی پلیس دستگیر و به مقر انتظامی منتقل شد. گودرزی با اشاره به انجام بازجویی از متهم دستگیر شده، گفت: این فرد در بازجویی های اولیه هدف از تهیه و انتشار این ویدیو را سرگرمی اعلام کرده بود. واکنش خطیب زاده به پیگیری ماجرای قتل پدر و دختر لبنانی در پاسداران
مرگ قاتل زنجیره ای در زندان
مثله کرده است، فراتر می رود. قتل های زنجیره ای او با انگیزه جنسی در یک منطقه وسیع جغرافیایی باعث ایجاد چنان وحشت دامنه داری شد که زندگی روزمره ساکنان شمال انگلستان را برای یک نسل تغییر داد. زنان از شب بیرون رفتن از خانه اجتناب می کردند. پدران و شوهران در ایستگاه اتوبوس منتظر دختران و همسران شان می ایستادند. پلیس مردان را در اتومبیل خود متوقف می کرد و آنها را مورد بازجویی قرار می
سرانجامِ حلقه ای که سر از سوریه درآورد!
که شدیم دهان مان از تعجب باز ماند. ساختمان پر از زن های پیر و جوانی بود که همه مشغول کار بودند. از همه شهرها آمده بودند برای کمک. پتو می شستند، غذا درست می کردند، ملحفه اتو می کردند و ... . مسئول ساختمان خانم علم الهدی بود، مادر شهید علم الهدی. زنی مؤمن و خوش چهره. با آغوش باز به استقبال مان آمد. چنان مهربان و صمیمی بود که احساس می کردیم سال
معمای عجیب خواب ابدی محمدحسین روی تخت بیمارستان
باور کند. هنوز وقتی یاد آن عید تلخ می افتد، صدایش می لرزد. سعی می کند محکم باشد. می خواهد تا آخرین لحظه قوی باشد؛ اما نام پسرش او را دگرگون می کند. بی خوابی و بی حالی محمدحسین با اینکه دختر کوچکش بعد از محمدحسین به دنیا آمده، اما هنوز هم کسی جای پسر دو ساله اش را نمی تواند بگیرد: پسرم سالم بود؛ هیچ بیماری خاصی نداشت. ما در تهران زندگی می کنیم. عید سال 98 بود. به خانه مادرشوهرم
عوارض روانی جانکاه کرونا
همان اول گفتم بابا نمرده و یک روز بر می گردد. همان روز هم برگشت و مدام با من حرف می زد مثل همیشه. برای چی باید گریه می کردم وقتی او همه جا با من بود. کار به جایی رسید که به وسیله صدایی که فکر می کردم بابا است، ارواح دوست، آشنا و فامیل هم با من حرف می زدند. حتی دیگر فکر می کردم گل و گیاه هم در حال صحبت با من هستند. من هم همین ها را به مادرم می گفتم و او هر روز نگران تر می شد. او به اینجا
فریبا نادری: مردم فکر می کنند من مثل پری سیما در ستایش بد هستم
؟ خیلی فعالیت هایم را محدود کرده ام و تنها اواخر شهریور بود که فیلمی اجتماعی با نام موقت زن ها را به کارگردانی امیرحسین صدری در کنار نفیسه روشن و محمدرضا هدایتی بازی کردم. روز های خوبی نیست و من به عنوان بازیگر نمی توانم با گریم و جلوی دوربین ماسک بزنم. به همین خاطر خیلی نمی توانم ریسک کنم، اما از طرفی می بینم کسانی را که ناچار هستند برای تامین معاش روزمره شان کار کنند. متاسفانه حمایتی
کرونا از ما گروهی بَربَر نسازد! +فیلم
داریم. خیلی مصاحبه تلخی شد ولی اجازه بدهید بگویم متاسفانه ما خیال می کنیم می شنویم. در ادبیات جهان شعارهای قشنگ زیادی داریم ولی همان حرف اول صحبت مان، سفر قهرمان را فقط معدود کسانی به پایان میرسانند. افراد معدودی که پیام های جهان را می شنوند. پیام زمین، جنگل، طبیعت، عالم غیب، بدن، ذهن، روان، روح، فرزند و... فرقی نمی کند، همه اینها پیام هایی است که داده می شود. بخشی از آن بعد مادی دارد و
دوستی های خیابانی و سنت های از دست رفته ! / سقوط سنت با صعود مدرنیته!
جا و برای همه چیز یک قاعده بازی و راه حل دارد و در جامعه ای که زن و شوهر، شب و روز تلاش می کنند ولی نمی توانند توجه لازم را به همدیگر بکنند، یا در جامعه ای که سن ازدواج بالا رفته است؛ نظام سرمایه داری به عنوان راه حل این مساله، مسایل غیر اخلاقی و خودارضایی را رواج داده است. این دکترای جامعه شناس به افزایش طلاق عاطفی در جامعه اشاره کرد و اذعان داشت: می بینیم در جامعه زن و شوهر، سی سال است که
متهم: هوویم و پسرش را به چاه انداختم و آتش زدم!
سناریوی غبارآلود گفت: از حدود یک سال قبل که همسرم فوت کرد من ساکن مشهد شدم، ولی هوویم در روستای مارشک زندگی می کرد تا این که آخرین بار او را هشتم خرداد (چهار روز قبل از حضور کبری در مشهد) دیدم. او با مینی بوس به روستا رفت و دیگر اطلاعی از افتتاح حساب هم ندارم! درحالی که افتتاح حساب توسط آن ها در بانک نیز به تایید رسید، قاضی احمدی نژاد دستور دستگیری برخی دیگر از مظنونان این پرونده را صادر
پیش پرداخت بستری بیمار کرونایی: 20 تا 50 میلیون تومان!
ودیعه بود و بعد از پایان درمان، برای هر شب تخت معمولی 5میلیون تومان و هر شب تخت آی سی یو 10میلیون تومان به حساب شان اضافه شد. خانم کریمی می گوید چاره ای جز بستری در این بیمارستان نداشتند. هیچ جا تخت خالی نبود. آنها برای 5شب بستری در بخش آی سی یو، 35میلیون تومان به مبلغ اولیه اضافه کردند. پدر همسر آقای زمانی بیماری قلبی داشت و کرونا گرفت. بیمارستان های دولتی پذیرشش نمی کردند. در نهایت سر از
ناگفته های دردناک عموی امیرعلی 3 ساله که به طرز وحشیانه ای به قتل رسید؛ به زن همسایه مشکوک هستیم!
مشکلی داریم که بگوییم به خاطر آن سر بچه مان چنین بلایی آورده اند. ما از دادگاه و ماموران می خواهیم هرچه زودتر قاتل را دستگیر و به سزای عملش برسانند. قاضی ایمانی، بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب بستان آباد درباره آخرین وضعیت پرونده گفته است؛ چهار نفر در رابطه با این پرونده دستگیر شده اند که یک نفر از آن ها زن است. هنوز انگیزه قتل مشخص نشده و تحقیقات در این باره ادامه دارد. منبع: روزنامه جام جم انتهای پیام/
ناگفته های مرگ خانواده سردشتی در راه بریتانیا | شیوا می خواست فرانسه آخرین مقصد باشد | خانواده رسول ...
سوییس برگشتم. قرار بود با قایق از کانال مانش عبور کنند. سفر دریایی خطرناک با سه کودک. حال غریبی داشتم. از همان صبح دلم گرفته بود. اشک پشت اشک اما بی دلیل. از 7 صبح همان روز نحس. 7 غروب بود که خبردار شدم یک خانواده ایرانی در کانال مانش غرق شدند. با پلیس تماس گرفتم. مشخصات درست بود. یک زن و مرد و یک دختر 8 یا 9ساله و یک پسربچه حدودا 5ساله. سفر به قعر جهنم بود. 12ساعت مسیر رانندگی، 12 سال بر
پاسخ پدر پرستار شهیده به شایعات فضای مجازی/ دخترم از حاج قاسم شهادت خواست
سفید به رو سپیدی رسیدیم هنر کرده ایم و همه این هنر را هم در خدمت به محرومان و بیماران خلاصه می کرد: مریم خانم در نیمه آبان ماه به کرونا مبتلا شد. متاسفانه با توجه به وضعیت شان بیماری پیشرفت زیادی داشت. ایشان دو روز در خانه بستری شدند. اما بعد با همراهی بی دریغ همکاران فداکارشان در بیمارستان زنان و زایمان زینبیه بستری شدند. رسیدگی شبانه روزی به ایشان آغاز شد. پزشکان و متخصصان و پرستاران این
پیچیده تر از آنچه فکر می کنید
، دوباره نشست و از لابه لای پرونده ها دوباره تعدادی کاغذ برداشت و بعد از چند بار که با خودش برای رفتن و نرفتن یکی به دو کرد، بالاخره پشت تریبون متهم ایستاد. قاضی هم مثل تمام شاهدان ماجرا قدم های مردد و تردیدهای عجیب او را بی صدا تماشا کرد. برخلاف همیشه همان ابتدا تشکر کرد که دادگاه فرصت دفاع به او داده و همه با چشم های باز به محمد امامی جدیدی نگاه می کردند که در دادگاه انقلاب پرده برداری
بازار سیاست باید خود را اصلاح کند
که امری ناشدنی بود). این سناریو نیز رأی نمی آورد. سناریوی سوم، برقرار جمهوری است که آن نیز رأی لازم را کسب نمی کند و سناریوی چهارم که تغییر سلطنت است، در نهایت رأی لازم را به دست می آورد. دو روز بعد از رأی به تغییر سلطنت، مجلس مؤسسان رأی همه به تغییر نظام از قاجاریه به پهلوی را تصویب می کند. حتی اگر همین الان به آن شرایط بازگردیم، همه آن افراد باز هم به رضاخان رأی می دهند؛ چراکه در آن جمع
ناگفته هایی از سعید حنایی؛ 18 سال پس از اعدام قاتل عنکبوتی
(محله ای در مشهد) و جعبه فروش ها دست به این قتل ها می زنند و بعضی ها هم گفتند کار گروه انصار است. به گفته همسر سعید حنایی او همواره از زبان مردم این قتل ها را مفید می دانسته است. داستان قتل های پی در پی و دستگیری قاتل عنکبوتی هفتم مرداد ماه سال 1379 گزارش ناپدید شدن یک زن 30 ساله به همراه دختر هفت ساله اش نقطه شروع پرونده قتل های زنجیره ای مشهد شد. پرونده قتل های زنجیره ای
بازگشت اجساد خانواده ایران نژاد به وطن / آرتین 15 ماهه در مانش جا ماند
. خواهرزن هایش همین طور قاچاقی رفته بودند. خانواده همسرش پیشنهاد دادند تا رسول جمع کند و برود. یک خانه داشت، انتهای سردشت. فروخت 115 میلیون تومان. ما هم تاجایی که می شد هرچه داشتیم فروختیم و پول کردیم تا رسول برود پی خوشبختی اش و بعد پول هایمان را پس بدهد. جان به لبش رسیده بود. این یکی، دو ساله خیلی از جوان های سردشت دل کندند و رفتند . از علی می پرسم شما موافق رفتنش بودید؟ می گوید: نه. می گفتیم خطر
جسد "امیر علی" 3 ساله در گونی پیدا شد
جسد پسربچه بستان آبادی که هنگام بازی در کوچه به طرز مرموزی ناپدید شده بود پس از سه روز داخل یک گونی پیدا شد. صبح سه شنبه 20 آبان زن جوانی با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن پسر 4 ساله اش امیر علی خبر داد و گفت: روز حادثه طبق معمول همسرم به سر کار رفت و من و بچه هایم خانه بودیم که امیرعلی پیش من آمد و گفت مامان من آش می خواهم. چون آن موقع در خانه سبزی نداشتم به دخترم مهشید که 8
جسد پسر گمشده در گونی پیدا شد
سر کارش بود. پسرم امیرعلی از من خواست ناهار برایش درست کنم. بعداز آن دختر هشت ساله ام برای خرید سبزی به مغازه سبزی فروشی محله رفت. پسرم هم بعد از رفتن خواهرش از خانه بیرون رفت تا با بچه های همسایه بازی کند، اما آنها نبودند و تنهایی در کوچه مشغول بازی شد. بعداز آن که دخترم سبزی خرید و به خانه بازگشت، سراغ برادرش را از من گرفت که گفتم در کوچه مشغول بازی است. وی افزود: دخترم گفت برادرش را
شوهرم 10روز پس از عقد ناپدید شد
تزریقی تبدیل شد. آن قدر اعضای بدنش را برای تزریق مواد مخدر سوراخ کرده بود که دیگر جایی برای تزریق نداشت. این گونه بود که من برای جلوگیری از آلوده شدن به ایدز یا بیماری های خطرناک دیگر از او طلاق گرفتم و بعد از 15 سال زندگی مشترک به همراه دختر و پسرم به خانه پدرم بازگشتم و در طبقه بالای منزل آن ها ساکن شدم. حدود پنج سال از این ماجرا می گذشت که روزی با وسوسه های یکی از دوستانم وارد کانال
اشد مجازات برای عاملان تکه تکه کردن امیرعلی کوچولو + عکس
چوپان و شناسایی جسد توسط پدرامیرعلی، مردم شهرستان بستان آباد در فضای مجازی خواستار اشد مجازات قاتل این طفل سه ساله شدند. بیشتر بخوانید: مرد بی رحم زن دومش را مقابل دو فرزندش تکه تکه کرد + عکس پر بچه ای به نام امیرعلی پاشایان حوالی ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 21 آبان 99 به هوای بازی به کوچه می رود، اما دیگر به خانه برنمی گردد. به گفته خانواده امیرعلی، کل خانواده با کمک مردم در سطح شهرستان به
روایتی از مددجوی کمیته امداد که صادرکننده شد/ یک بانو، نان آور 131 خانواده
او را برایتان روایت می کنم سه فرزند پسر و یک دختر دارد، زمانی که همسرش از این دیار فانی به ملکوت پر می کشد کوچک ترین فرزندش، طفلی یک ساله بود. می خواهم برایم شرح دهد که بعد از فوت همسرش چه شرایطی را تجربه کرده است، با همان لبخند شیرین و دلچسبی که تا انتهای گفت وگو بر چهره اش نقش بسته بود، می گوید: شرایط زندگیم افتضاح بود زمانی که همسرم فوت کرد مغازه لباس فروشی زدم ولی چون هر روز یک مدل
اعتراف مرد تهرانی به همسرکشی
دادند که همسرم در این ماجرا کشته شد. در حالی که امین تنها مظنون پرونده در بیمارستان بود خانواده زن جوان با حضور در دادسرای کرج اعلام کردند که که دامادشان بارها دخترشان را تهدید کرده و به همین دلیل وی را تهدید به مرگ کرده و چند بار نیز مقتول را کتک زده است. امین پس از مرخص شدن از بیمارستان وقتی پیش روی بازپرس پرونده قرار گرفت در همان ابتدا به قتل زنش اعتراف کرد و گفت: هفت سال
جواد؛ "جهانی" از زائرنوازی با هتل جواد!
برادرم ؛عباس رودخانه ای؛ که دبیر آموزش و پرورش است با وی طرح موضوع کردم که دلم زیارت می خواهد! برادرم بلافاصله موافقت خود را اعلام کرد. با پایان سفر زیارتی چند روزه ما به بهشت معنوی ایران ، قصد بازگشت به بهشت زمینی یعنی رامسر داشتیم. در همان ابتدای مسیر و در نزدیکی چناران ماشین بنای ناسازگاری گذاشت و به ناگهان خاموش شد. با مراجعه به یک مکانیک حاشیه بزرگراه اتومبیل مان روشن شد اما پس از حدود 5
آموزگاری که نغمه آموختن را جاودانه کرد/ آنلاین، از تخت بیمارستان تا بهشت/ آنلاین بهشتی
که ما می گوییم. قهرمانی که از فارسی به عربی رفته و معنایش مباشر امور و سرکارگر است. یعنی در خانه ی شما، زن گل است نه سرکارگر و خانه نگه دار. یعنی از همه مراقبت می کند، درست. اما مثل گل احتیاج به رسیدگی دارد تا با گل بودنش طراوت ببخشد به خانه و همسر و بچه ها . با این زاویه مریم اربابی معلم فداکاری که کروناگرفت و از دنیا رفت اما تدریس را روی تخت بیمارستان هم تعطیل نکرد، قهرمان است. الگو
اگر غذا بد بود، باید هزینه اش را به دولت بر می گردانم
شعار سال: آن ها گفته اند که دائماً در وحشتِ به قتل رسیدن به دلیلِ درست کردنِ غذای بد یا مسموم کردنِ تصافیِ روسای خود به سر می بردند. اما از طرفی، درحالیکه سایر هموطنان آن ها از قحطی و گرسنگی در رنج بودند یا اعدام می شدند، آن ها پاداش های عالی و هدایایی مانند ماشین های آخرین مدل و حقوق های بسیار بالا دریافت می کردند. نویسنده کتاب، ویتولد اسزابلوسکی، اهلِ لهستان است و برای پیدا کردنِ سرآشپز ها از ساوانا تا کنیا و تا جنگل