سایر منابع:
سایر خبرها
کتابخانه 75 متری روستایی با 500 عضو
زهرا (س) بود که البته کتاب بزرگسالان محسوب می شد؛ اما چون از طرف کتابخانه قدیم روستا به عنوان جایزه دریافت کرده بودم، به قدری برایم لذت بخش بود که بارها و بارها خواندم و هنوز هم بعد از 21 سال آن کتاب را دارم. استقبال مردم روستا از کتاب خوانی رضایت بخش است استقبال مردم مؤمن آباد از کتاب و کتاب خوانی چگونه است؟ مؤمن آبادی: استقبال مردم مؤمن آباد تاکنون بسیار خوب بوده
ماهشهر، یک سال پس از وقایع اعتراضی/ مردم اعتراض شان برای کار بود
. هرکسی بیاید ماهشهر و یک سال بماند، یا در استان مدیر کل می شود یا در کشور. چندین نمونه از این را سراغ داریم. کاری با درست یا غلطش ندارم ولی در ماهشهر، تقریبا همه انتظار دارند در شرکت های پتروشیمی مشغول به کار شوند. من نمی توانم نسبت سنجی کنم که چه میزان حق با آنهاست و چه میزان نیست اما واقعا امکان جذب همه مردم در پتروشیمی ها فراهم نیست. اگر منافع یک منطقه، تنها مختص به مردم آن منطقه باشد
مرتنس دلیل خوشحالی پس از گلش مقابل انگلیس را توضیح داد
. مرتنس در 9 بازی اخیرش برای ناپولی در تمامی رقابت ها تنها دو گل زده است اما او ناکامی های خود را با گل زیبایش به سه شیر برای مدتی به دست فراموشی سپرد. او درباره اینکه چرا به آن شیوه خوشحالی کرد، گفت: در دور قبلی بازی های ملی من به خاطر بحران ویروس کرونا در ناپولی گیر کرده بودم و از اینکه نمی توانستم تیم ملی کشورم را همراهی کنم بسیار ناراحت شدم. در آن زمان من به طور مداوم با سرمربی تیم ملی
ستارگان مدفون در تخت فولاد| سید مرتضی خراسانی به کهنه ملا معروف شده بود
...، میر سید علی علامه فانی، سید محمد علی مبارکه ای، حیدر علی خان برومند جزی، شیخ حیدر علی محقق، حاج شیخ علی مشکوه و میر سید علی مدرس هاشمی را نام برد. وی سالها در مسجد حاج میرزا عبدالغفار کازرونی، واقع در نزدیکی خیابان عبدالرزاق اقامه جماعت می نمود و جمعی از فضلا و خواص در نماز جماعت او حاضر می شدند. وفات سید مرتضی خراسانی در روز یکشنبه بیستم محرم الحرام 1357 قمری صورت گرفته و در بقعه تکیه کازرونی به خاک سپرده شده است. بر روی سنگ قبر وی اشعاری در تجلیل از مقامات علمی، فضایل اخلاقی و بیان ماده تاریخ فوت وی نقش بسته است. انتهای پیام/164/ ...
48 ساعت شکنجه به دست نامزد زورگیر
این درگیری خیابانی، دختر جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از دزدیده شدنش توسط خواستگار سابقش خبر داد. وی در تشریح ماجرا گفت: مدتی قبل با بهروز در اینستاگرام آشنا شدم. او خودش را پسری ثروتمند معرفی کرد و گفت که خانواده اش در آلمان هستند. بهروز به خواستگاری ام آمد و خانواده ام نیز که ساکن یکی از شهرستان ها هستند، موافقت کردند. من به خاطر کارم به تهران آمده ام. چون خانواده
رهایی از چوبه دار/ قرآن ناجی یک اعدامی
سال 94 بود که برای اولین بار زندان را از نزدیک دیدم ولی نه به عنوان میهمان، بلکه قرار بود تا خانه ام شود و بعد مدتی هم، طناب دار را بر گردنم آویخته و همه چیز تمام شود. با قاتل و قاچاقچی همسفره شدم اولین روزهای زندان را به رنگ سیاه در یاد دارم، روزهایی که افسردگی، گوشه نشینی و گریه تنها کاری بود که از دستم برمی آمد و تصور اینکه سر سفره ای می نشینم که در یک گوشه اش قاتل و در
امیر روستایی مهاجم جوان پرسپولیس : مقصد من پیکان است ؛ حالا تصمیم گرفته شده تا به صورت قرضی جدا شوم و ...
درباره صحبتی که با یحیی گل محمدی در اینباره داشته گفت: قبلا صحبت کرده بودیم و باید ببینیم طی دو روز آینده چه خواهد شد. من عضو باشگاه پرسپولیس هستم و اگر بخواهم بروم قرضی می روم و فسخ قرارداد نمی کنم. دوست دارم بازی کنم و شرایط خوبی به دست بیاورم و دوباره برگردم. روستایی درباره اینکه در نهایت چه تصمیمی برای آینده اش خواهد گرفت گفت: همانطور که گفتم همه چیز طی ساعات
عمران زاده: علیرضا منصوریان را دوست دارم ولی...
کرده است که نام من در لیست مازاد بود. حنیف در ادامه در ارتباط با اینکه آیا هنوز از دست منصوریان ناراحت است اظهار داشت: من همه جا این را گفته ام که ناراحتی من از آقای منصوریان به این خاطر بود که نام من را در لیست مازاد قرارداد و اِلا من شخصاً او را خیلی دوست دارم و خودش نیز این را می داند. او در ادامه افزود: من امروز خودم مربی هستم و می فهمم که یک مربی اختیار تیم خودش را دارد. من
ملیکا میرتقی از نقش شراره در سریال طنز سه پلشت چه گفت؟
بسیار خوش درخشید ملیکا میرتقی در نقش “شراره” بود که توجه ها را به خود معطوف کرد. به همین دلیل، گفت وگویی با این بازیگر داشتیم که آن را می خوانید: در مقطع راهنمایی بودم که برای بازیگری تئاتری تست دادم و توسط کارگردان آن گزینش شدم. از همانجا بود که علاقه خود را به تئاتر متوجه شدم زیرا علیرغم خسته شدن در کلاس درس، در تمرین تئاتر هیچ وقت خسته نمی شدم. علی قیومی در واقع شوهر خواهر من
میانجی گری شهید ابراهیم هادی برای استجابت دعای یک زن توسط شهید مدافع حرم
شدم، حتی گفتم من غریبه هستم شاید نخواهی مشکلم را حل کنی، پس نشانه ای به من بده. فردا مادرم تماس گرفت، پرسید با شهیدی حرف زدی؟ گفتم بله چطور؟ مادرم تعریف کرد خواب دیدم در محاصره داعشی ها بودم، جوانی آمد و ما را از دست داعش نجات داد، در آخر خودش را معرفی کرد و گفت من ابوالفضل راه چمنی هستم، به دخترت بگو ما به قول خودمان وفا کردیم، ولی شما که گفته بودی بر سر مزارت می آیم و دسته گل می آورم چرا نیامدی
حسرت 40 ساله "زینب کردستان"/روایت "گوهرتاج" از دیدارهایش با امام و رهبری
ماه دستم وبال گردنم بود الان هم تیر می کشد، خون در شانه ام لخته بسته است و دیروز از بیمارستان ترخیص شدم. سوال این است، چرا باید این تپه به محلی برای جولان معتادان تبدیل شود، و کاری برای مقابله با آن صورت نگیرد، سوال من این است واقعا ما شهید دادیم که آقایان مسئول اینگونه به مردم خدمت کنند. تنها خواسته ام هموارسازی مسیر دسترسی به مزار پسر و همسرم است که در طول این 40 سال سراغ
دزدی های خانم بازیگر سینمای ایران لو رفت
لیوان به من داد و سپس برای خودش آبمیوه ریخت که بعد از خوردن آبمیوه احساس سرگیجه و خواب کردم که بعد از آن روی همان نیمکت داخل حیاط بیمارستان خوابیدم. این زن عنوان کرد: بعد از 7 ساعت وقتی بیدار شدم روی همان نیمکت محوطه بیمارستان بودم و متوجه شدم طلاها، گوشی موبایل و 20 میلیون تومان پول نقد که تراول های 50 هزار تومانی بود از داخل کیفم سرقت شده است. سرقت های سریالی زن خیر در
معلمی که از ارثیه میلیاردی گذشت
جلوتر است این معلم اندیمشکی معتقد است هر بار برای کمک به دانش آموزانش نیت کرده خدا یک قدم جلوتر از او کارها را سروسامان داده است: سال اول تدریسم در مدرسه آب بید بخش الوار بودم. یک منطقه عشایری که زمستان های به شدت سردی دارد. یک روز که سر کلاس حاضر شدم، دیدم تمامی 19 دانش آموز کلاس با همان لباس های قدیمی و نازک دست به سینه نشسته اند و لرز تمام بدنشان را گرفته است. از کاپشنی که تنم بود خجالت
هنوز هم باید بخندیم
چیز تغییر کرده، اما رشید همان رشید سابق است و مخاطبان خاص خود را دارد. هنوز هم با همان لهجه اصفهانی اش شوخی می کند، حتی با کرونا. از کرونا به عنوان ویروس لعنتی نام می برد که همه را بیچاره کرده است. وقتی به او تلفن می کنم، می گوید من قرنطینه ام ؛ کوبید 19 مرا گرفتار کرده است! و وقتی متوجه باور من می شود ، می گوید شوخی کردم ! این ویروس هر چند نامش کوبید است، اما نمی تواند مرا بکوبد چون
روایت همسرانه فرمانده شهید حزب الله؛ از انصار الخمینی لبنان تا دسته گل ایرانی شهید وهب
پدرش 9 سال داشت، امتحان سخت و مهمی در مدرسه داشت که نیاز به شماره کارت بود، من خیلی می ترسیدم و نگران بودم، شهید را در خواب دیدم و گفت: چرا می ترسی؟! این شماره پسرم است. ، وقتی بیدار شدم و بعداً کارت را گرفتم دیدم همان شماره است، مطمئنم که شهیدان زنده اند. دختر و داماد ایرانی شهید وهب زمانی که دخترم سارا می خواست با پسری ایرانی به نام محمدامین ازدواج کند، شهید را در خواب دیدم
عرب براقی: به اینکه به خاطر فغانی خط خورده ام، فکر کردم/ فدراسیون برای من هزینه کرده است تا وارد لیست ...
روزنامه گل - امیر عرب براقی داور فوتبال کشورمان درباره خارج شدن نامش از لیست داوران الیت ایران به برنامه فوتبال برتر گفت: پس از برنامه هفته گذشته شما، روز سه شنبه برای اصلاح لیست داوران دستور داده شد و روز چهارشنبه اصلاح صورت گرفت. من در کلاس داوری AFC بودم که دوستان مدام با من تماس می گرفتند و متعجب شدم که این همه تماس دارم و سپس مشخص شد که نام من را از لیست خط زده اند و علیرضا فغانی به لیست
گفت وگو با کارآفرین نمونه روستایی که آموزش قالی بافی را به تولید گره زد
برکت کارم کمک خرج خانواده شدم. برای نمونه، خواهر و برادرم برای شهریه دانشگاه از من کمک می خواستند. نسرین همه تمرکزش را روی کاری گذاشته بود که دیگران در آن حتی کورسویی از موفقیت هم نمی دیدند. روزگار سختی را می گذراند. به قول خودش، چندین سال هیچ خرجی برای خودش نمی کرد و هرچه درآمد داشت به کار تزریق می کرد. نه وامی گرفته بودم و نه حمایتی از من می شد. خیلی از اوقات با مشکل روبه رو می شدم
درخواست شهید تهرانی مقدم برای ایستاده دفن شدن
آرزو داشت اسرائیل را نابود کند. این دو حرف حاج حسن همیشه در ذهن من باقی ماند و زمانی که ایشان به شهادت رسید به یکی از بستگان در مراسم تشییع این موضوع را گفتم و الآن هم بر قبر او نوشته شده است. * علاقه شدید شهید تهرانی مقدم به شهید صیاد شیرازی زمانی که شهید صیاد شیرازی به شهادت رسید ما در مرکز طراحی مشغول به کار بودیم؛ شهید تهرانی مقدم وارد مرکز شد و سراسیمه به من گفت
داستان های کوتاه بلند در مورد مهر و محبت و فداکاری مادر
مدتی طولانی به نماز و دعا مشغول بود، که دکتر به او گفت : بخدا من شرمنده این لطف و کرم و اخلاق نیکوی شما شدم ، امیدوارم که دعاهایت مستجاب شود. پیرزن گفت : و اما شما ، رهگذری هستید که خداوند به ما سفارش شما را کرده است . ولی دعاهایم همه قبول شده است بجز یک دعا دکتر ایشان گفت : چه دعایی ؟ پیرزن گفت : این طفل معصومی که جلو چشم شماست نوه من است که نه پدر دارد
تازه داشتم با کرگدن ها دوست می شدم که سروکله عنکبوت ها پیدا شد
ه خرابکاری کودکش لبخند می زند، لبخند می زدم که ببخشید من یک کرگدن درون دارم و باید تربیتش کنم. بله کلا بشر آگاهی را برای بهتر شدن نمی خواهد، بلکه برای خفه کردن حس عذاب وجدانش به آن نیاز دارد. با تفکر یونگی که پیدا کرده بودم با چند حیوان درون دوستان و نزدیکان هم آشنا شدم. علاقه به شناخت انسان از راه داستان ها و کهن الگوهای اسطوره ای، اشتیاقم را به آشنایی با جهان
روی پیشانی ام نوشتند تیم نگهدار
r/> کودکی شما چطور گذشت؟ کودکی بسیار ساده ای داشتم و حرف پدر و مادرم حرف خداوند بود و احترام بسیار زیادی برای آنها قائل بودم. فوتبال را از کجا آغاز کردید؟ همانند، هم سن و سال های خودم از کودکی و زمین خاکی چرخاب خیابان فردوسی پا به توپ شدم و تمرین می کردم تا به تیم سپاهان (شاهین) جذب شدم. با توجه به استعداد خوبی که داشتم از 16 سالگی جذب تیم بزرگسالان شاهین شد
مشکل این سرزمین کتاب نخواندن است
سید محمد عطائی | شهرآرانیوز؛ چندی پیش نمایشگاه نقاشی خیابانی در محله مهدی آباد و محدوده عباس آباد برگزار شد. هنرمند این نمایشگاه کارشناس ارشد نقاشی از دانشگاه سوره تهران است. او دختر خانم عباسی است که سوژه ما در حدود 3 سال قبل بود. برآمده از حاشیه شهر و فخر محله. هنرمند دلسوزی که محله پدری اش را رها نکرد و دغدغه کودکان اینجا را دارد. مدت هاست که دلم می خواست با او هم کلام شوم و نگفته هایش را
پارسای بی ادعا 13| ماجرای درخواست شهید تهرانی مقدم برای ایستاده دفن شدن/ پدریِ پدر موشکی برای نیروها
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، در آستانه سالگرد شهادت پدر موشکی جمهوری اسلامی ایران، سردار رشید اسلام شهید حاج حسن تهرانی مقدم میان همکاران و دوستان قدیمی ایشان رفتیم و برای آشنایی بیشتر با فعالیت های ایشان با آنها به گفت وگو پرداخته ایم، تلاش هایی که امروز علاوه بر اینکه امنیت مرزهای جمهوری اسلامی ایران را تأمین می کند، مظلومین جهان هم چشم امید به آن دارند، تلاش هایی با اراده های فولادین
روایتی از مددجویان کارآفرین کردستانی/ از ورشکستگی تا راه اندازی کارگاه تولیدی
، حاصل چندین سال تلاش در اصفهان، ماشین، خانه و غیره بود همه آنچه را که به سختی و تلاش به دست آورده بودم، به خاطر عدم مدیریت مناسب به باد دادم. پول و حرفه برای راه اندازی واحد تولیدی داشتم اما از مدیریت مناسب غافل شدم، سفارش کار کم نبود اما راه اندازی واحد تولیدی در منطقه حاشیه که ساکنانش از سطح درآمدی و اقتصادی پایینی برخوردار بودند اشتباهی بود که مرتکب آن شدم و همین سبب ورشکستگی در
اشتغال خانوادگی یک مددجو / نبض امید در دست امداد
همانند نامش پذیرای ما شد و سلام کردیم. سلامی که می توان بوی امید و زندگی را از آن برداشت کرد؛ بسیار جسور و با طراوت. نگاهم را که چرخاندم چهار خانم پشت چرخ های خیاطی صنعتی نشسته و مشغول کار بودند که طی صحبت با خانم گشاده رو متوجه شدم دو نفر از آنها خواهر و یک نفر هم دخترش است که در یک جمع خانوادگی مشغول به کار هستند. همانطور که ایستاده بودم نگاهم را در تمام کارگاه چرخاندم سه
مادر دوست داشتنی سینما
سالاری گذاشتم، این بود که هم خانم سیحون و هم نیکو خردمند جزو سالارزنان این مرز و بوم هستند. مهم ترین صحنه بازی نیکو در فیلم خاک آشنا را ماموران قیچی به دست از فیلم من درآوردند و این باعث اندوه فراوان من شد. بعد که شنیدم در جشن خانه سینما برای بزرگداشت نیکو خردمند همان سکانس سانسوری را کامل نشان داده بودند، بی نهایت خوشحال شدم که مردم بازی او را می دیدند. مثل نیکو خردمند دیگر نخواهم دید و به خاطر رفاقتش، حرفه ای بودنش و مهم تر از همه خانم بودنش هرگز فراموش اش نخواهم کرد. یادش را گرامی می دارم و بدون هیچ رودربایستی در خلوت به یادش گریه خواهم کرد. ...
گرد و غبار فراموشی بر هنر 2500 ساله اردستانی ها / هنر اصیل سنگ تراشی در ورطه نابودی
های کار آفرینی است که توانسته بعد از سال های متمادی این رشته صنایع دستی را در شهرستان اردستان احیا کند. مسلم محقق در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در اردستان اظهار داشت: بنده حدود 50 سال سن دارم که حدود 30 سال به کار کاشیکاری مشغول بوده ام و چون این حرفه زیاد شرایط چندانی برای کار نداشت مجبور به ترک آن شدم و در حال حاضر سه سال است که به سنگ تراشی مشغول شده ام. وی با بیان اینکه این
هدیه خدا برای حاج قاسم
ویژه اینکه در بحبوحه جنگ در سال های 60 تا 62 در همدان خبری از کلاس و آموزش نبود. آموزش خط در خط مقدم این استاد چیره دست یادآور می شود: به مرور زمان از سال 62 به بعد کلاس های انجمن خوشنویسی همدان فعال و استاد تیموری و مرحوم جواد رحیمیان سرمشق می دادند، از آن پس در هر دوره مرخصی نظر اساتید همدان را در مورد تمرین هایی که داخل سنگر انجام داده بودم جویا می شدم و درست همان زمان به
بازخوانی تاریخ خاندان شیخ احمد جام | در مقام ژنده پیل جام
هما سعادتمند | شهرآرانیوز - احمد بن ابوالحسن جامی نامقی ، عارف و شاعر قرن ششم هجری که بیش از 14 کتاب تألیف کرده است، اما جز هفت اثر از این تعداد که به امروز رسیده اند، باقی در حمله مغولان سوخته و از بین رفته است. مزار شیخ احمد جام که امروزه با بیش از 10 بنای تاریخی به مجموعه ای فرهنگی مذهبی در دل تربت جام قرار دارد، جزو معدود مراکز تاریخی مذهبی است که به دست نوادگان خود او اداره می شود و سازمان