سایر منابع:
سایر خبرها
یادداشت رسیده | در این ایل غریب، گر قاسم رفت، تُفنگ قاآنی هست هنوز ...
، به اتاق فکر عِبری اسرائیلی، به سلاح های پیشرفته آمریکایی مجهز باشد، شما مجهز به صلاح ایمان و غیرت بودی آن هم از نوع لری اش، در رگ های تو خون شیرعلیمردان ها میجوشد، سر نترس ات مسبوق به سابقه است. حریم باید حفظ شود تا حرمت ها بماند، که اگر نباشد حریم، کما فی سابق معجرها کشیده میشود، معجر باید حفظ شود، حتی اگر به قیمت دست بریده و پیکر تکه تکه ات تمام شود، آنگونه که عباس ها دست و سر داده
تقویم ها باطل می شوند، تو می مانی ...
بود روی دیوار قصابی اش. تابلوی بزرگی بود رئیس، بزرگتر از تمام تابلوهای دیگری که روی دیوار بودند و حتی بزرگتر از عکس فرزندش که هنوز به خانه برگشته نبود. تو برای من، همه آن لذت بزرگ دویدن به وقت آمدن و پا سست کردن به وقت برگشتن بودی. بهانه ای برای آنکه بیشتر نگاهت کنم. تلاش برای دیرتر گرفتن گوشتی که حاضر شده بود و زیر چشمی نگاهی انداختن به تو که آن بالا برای خودت، داشتی گوشه دیگری را نگاه
سرهنگ حسن میرحیدری : تو نمونه کامل یک بسیجی تمار عیار طبق نظر امام خامنه ای عزیز بودی
به گزارش صدای برخوا ر به نقل از پایگاه خبری احوال نیوز ، تو نمونه کامل یک بسیجی تمار عیار طبق نظر امام خامنه ای عزیز بودی یعنی: غیور، سالم، نسبت به دوست رئوف، نسبت به دشمن دین سخت گیر؛ از مرگ بی هراس، نسبت به دستور فرمانده ای که می داند به امام وصل است، سر از پا نشناخته. حاج قاسم عزیز: وقتی به توان و نیرومندی ات در صحنه های 8 سال دفاع مقدس و مبارزه با داعش ملعو7ن می نگرم ناخودآگاه تو
یادداشت/ هوا از خنده تو مهم تر است محبوب من
بگیر، اگر می خواهی هوا را از من بگیر، اما خنده ات را نه... پابلو نرودا جان اگر شما چند روز در این هوای تهران در هاله ای از دود زندگی می کردی و پوستت چون سمباده سخت و خشن شده بود و چشمانت می سوخت، و اشک همچنان سرازیر بود و تخته سنگی سخت روی قفسه سینه ات سنگینی می کرد و احساس خستگی و درد داشتی، از این شعرها نمی گفتی. می گفتی هوا از همه چیز مهم تراست محبوب من، حتی از خنده تو.
داستان ضرب المثل خوبی بکن تا خوبی ببینی
! پیرمرد شروع کرد به خنده کردن و دستی به شانه پسر زد و گفت: پسرجون! منظور من هم از قسمت کردن مال همین بود که اون مار سیاه از شکم عروست بیرون بیاد، من به مال و دارایی تو احتیاج ندارم، بدان و آگاه باش، من همون ماهی قرمزی هستم که تو منو گرفتی و روی خوش قلبی و خوبی خودت در راه خدا آزاد کردی، تو به من خوبی کردی، منم می باس بهت خوبی بکنم و دیدی که همه جا با تو بودم و تو رو به معشوقه ات رسوندم، حالا این تو و
ادعیه و اعمال روز پنجشنبه
، بار خدایا! چنان که مرا برای این روززنده گذاشتی، برای مثل این روز زنده گذار، و رحمت فرست برپیامبر، محمّد و خاندانش، و داغدارم مکن در این روز و دیگر شب هاو روزها به ارتکاب حرام ها و اکتساب گناهان، و روزی ام کن خیرش را و خیر آنچه در آن است و خیر پس از آن را و بگردان از من شرّ آن، وشرّ آنچه در آن است، و شرّ بعد از آن را. خدایا! به عهد و رشته اسلام تو توسّل می جویم، و به حرمت قرآن، برتو اعتماد می کنم، و
یک روز بهترین جهان می شوم
. به این فکر می کردم که یک روز یکی از این 10نفر باشم، ولی منتظر نبودم که در 20سالگی این اتفاق بیفتد. آرزویش را داشتی یا به توانایی ات مطمئن بودی؟ من از وقتی که دروازه بانی را شروع کردم، همه گفتند سبک تو مثل سبک فرزانه توسلی (دروازه بان تیم ملی) است و ایشان الگوی من شد. همیشه بازی هایش را می دیدم. زمانی هم که قرار بود ما در بازی های المپیک جوانان2018 شرکت کنیم و در اردو تمرین می کردیم
بازخوانی/متن کامل وصیتنامه سردار سلیمانی؛ امروز قرارگاه حسین بن علی، ایران است/برای نجات اسلام خیمه ...
! من از بی قراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابان ها گذاردهام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان می روم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بستهام، تو خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمی خواهم. مرا به خودت متصل کن. خدایا وحشت همه ی وجودم را فرا گرفته است. من قادر به مهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن. مرا به حُرمت کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب
وقتی کرونا، صدراعظمی می کند
آموزشی 169سال پیش تو، حسابی شخم زده شد! البته خدای ناکرده نمی خواهم کرونا را با تو مقایسه کنم؛ زبانم لال!اما برای نظام آموزشی ما، کرونا، برای خودش همین طور الکی الکی، یک پاصدراعظم شده. اگر دارالفنون تو ،مکتب خانه ها را متحول کرد؛ کروناجان هم مدارس یخ زده ی امروزی را زیر و رو کردو ابزارها و روش های جدید را به صحنه آورد. میرزاتقی! از این حرف ها گذشته، مرگ تو هم حسابی مرا تحت تأثیر قرار داد؛ این همه جا.... حالا چرا حمام؟! اصلاً به همین دلیل و به خاطر اعلام انزجار از نحوه ی قتل تو، تصمیم گرفته ام از این به بعد کم تر به حمام بروم؛ خلاص! ...
محسن رضایی: ما نیازمند دولت مردم هستیم
بگیر، خدایا راه من را تو تعیین کن. پروردگارا تو مرا به سوی خودت بخوان. خدایا من عاشق تو هستم. من در اضطراب هستم و مرا به سوی خودت بخوان. او عارفی به تمام معنی و سرشار از عشق پروردگار متعال بود. فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس گفت: در اخلاق هم او خلق و خویی پسندیده داشت البته این اخلاق در غالب رزمندگان ما بوده منتها او برجسته تر از همه بود . بسیاری از فرماندهان ما مثل احمد کاظمی
رفیق طبیب دل من، بیا ببینمت!
! دست کم بیا برای لحظه ای کوتاه تر از آه ببینمت. حالا که برای همیشه می روم نگذار آرزو به دل بمانم! جان دارا! رفیق حبیب من ! رفیق طبیب دل من! بیا ببینمت، سیر ببوسمت، گوشواره های فیروزه ای ات همچنان منتظرند تا از بغل جعبه درآیند و آویز آن گوش شنوا شوند که ظاهرا شنیدن را فراموش کرده اند! کاش می آمدی. آخر تو کجایی دورت بگردم؟ توکجایی؟ خانم گل افشان که برای همیشه پیش تنها فرزندش در استرالیا می رود
از بی آرزویی مرد!
آنقدر کار کنی که اصلا ندانی آرزو یعنی چه؟! کودک کار یعنی، حتی بعد از حضور در یک برنامه زنده تلویزیونی پرمخاطب و زُل زدن در چشم ده هزار انسان و بیان تلخ ترین واقعیت زندگی ات با این جمله که من آرزویی ندارم، چون هیچ وقت فرصت نکردم به آن فکر کنم هیچ وجدانی نگران و ناراحت بی آرزو ماندن و مرگ رویاهایت در اوج کودکی نشود، سراغی از تو نگیرد و تو در نهایت، دست خودت را بگیری و از این دنیای بی وجدان
هجر حبیب|دل نوشته همسر شهید مهدی حیدری در فراق حاج قاسم/ ماجرای عکس یادگاری سردار سلیمانی با پسر شهید ...
، قرمز به رنگ خون. آخر حاجی خون شد دل ما آن روز. آخر حاجی آن روز یک بار دیگر محمد مهدی من یتیم شد. به عکس مهدی خیره می شوم و همان طور که پسرم را بغل کرده ام باچشم هایم با مهدی حرف می زنم. مهدی جان ببخشید که اشک هایم سرازیر شد، می دانم که قول داده ام به تو. اما بگذار یک بار هم که شده حتی شده لحظه ای بدقول شوم. دلم آرام نمی گرفت مهدی جان. اما دلت شور نزند، یاد گرفته ام چطور درستش کنم.
احسان حدادی: مملکت بی دروپیکر نیست که همینجوری به آلمان بروم!
المپیک را یک تنه نگرفتیم. حمایت فدراسیون و بقیه هم بوده که این مدال به دست آمده اما حالا می گویید احسان شانس ندارد و برایش هزینه نکنید؟ تا زمانی که شما بهترین هستید در رشته ات هم وظیفه فدراسیون است هم خودت که دل بسوزانی و برای بهترین نتیجه بجنگی.اگر غیر از این بود دیوانه نبودم خار پاشنه ام را از پایم در بیاورم. 72 ساعت گریه کنم روی تخت بیمارستان. من 7-8 عمل مختلف داشتم اما این بدترین دردی بود که
حر انقلاب با پای برهنه قدم به میدان محرم گذاشت
/> در زندگی جهادی شهید مزدستان آمده است که جزو کادر فرماندهی تیپ 25 کربلا بودند، چطور شد که ایشان توانست در مدت کوتاهی به فرماندهی برسد؟ فرماندهی در جبهه های دفاع مقدس براساس توانایی های هر فردی به ایشان واگذار می شد. این توانایی ها در میدان عمل به اثبات می رسید. شهید مزدستان از آن دست فرماندهانی بود که علاوه بر داشتن استعداد و توانایی های نظامی، به شدت مورد اقبال و توجه نیروهایش بود. همه
جهانبخش: به سرمربی گفتم از شرایطم ناراضی ام | در انتخابات حامی علی کریمی هستم
برای تو هم بهترین ها رخ دهد. علیرضا، در سال 2021 بازی های حساسی در انتظار تیم ملی فوتبال کشورمان است. بعد از 2 صعود اخیر با کارلوس کی روش، حالا در وضعیت پیچیده ای قرار داریم. از تیم ملی صحبت کن. مسیر سختی پیش روی ما هست. می بینیم که عراق و بحرین و تیم های دیگر پیشرفت کرده اند. با آقای اسکوچیچ و بچه ها در ارتباط هستم و حرف زدیم. خوشبختانه فضای مثبتی در تیم به وجود آمده و باید همه دست به
جهانبخش: درانتخابات حامی علی کریمی هستم
بهترین هافبک شد و ... همگی نمایش خوبی دارند و از دیدن پیشرفتشان لذت می برم. بازیکنان جوان هم عملکرد خوبی داشته اند. تلاش همه ماست تا با عملکردمان شرایط را به گونه ای پیش ببریم تا اوضاع برای آمدن بقیه بچه ها به تیم های خارجی فراهم شود و راه برایشان باز شود.حضور و درخشش لژیونرها به فوتبال ما شخصیت خواهد داد. اما داماش. دیدم که چند روز قبل در صفحه شخصی ات در اینستاگرام راجع به داماش و وضعیت
علت عاقبت بخیری حاج قاسم و آیت الله مصباح یزدی نماز اول وقت بود
عالم یک افتخار بود بلکه شهادت او هم برای دشمنان باعث ایجاد وحشت، خوف و ترس شده است. در نقل قول ها و روایات از همرزمان حاج قاسم شاهد هستیم که به افراد سالمند احترام می گذاشت و درصدد کمک به مردم بود. حجت الاسلام صادقی خاطرنشان کرد: ما یک حاج قاسم داریم که برای نجات ملت ایران دست از پا نمی شناخت و برای کمک به محرومان در جاهای مختلف پیشتاز بود، درجایی بدون اینکه یک پیرزن را بعنوان مادر شهید بشناسد، کفش های او را بوسه باران کرد و می خواست به همه نشان دهد که باید به بزرگترها احترام بگذاریم و کسوت و مقام سرداری مثل حاج قاسم در این امر نباید خللی ایجاد کند. ...
غربزدگی و رکود مصرف کالای فرهنگی بومی
داده و به جوان خلاق و مبتکر و پر استعداد ایرانی تذکر داد که تو خودت در برابر فرهنگ بحران زده غربی، صاحب فرهنگی عظیم و تمدنی بس شگرف و افتخار آمیز هستی، تو خودت یک مکتب و یک فکر مستقل داری، تو خودت می توانی بدون وابستگی به غرب و شرق روی پای خودت بایستی و راه توسعه را طی کنی، تو یک هویت و منش و شخصیت مستقلی داری که میتواند فرهنگ پوشالین غرب را به سخره گرفته، و داشته های علمی تهی از معنویت آن را به
ناگفته های بدل غلامرضا تختی
رفتم در تاکسی نشستم ، چون سر این مسائل با کسی شوخی نداشت. تحمل محبوبیت تختی را نداشتند زمانی که شما این گفت وگو را چاپ می کنید یعنی روز 17 دی، مطمئن باشید که من سر مزار تختی خواهم بود. باور کنید که خیلی ها از یاد من رفته اند اما عکس های آقا تختی در گوشه و کنار اتاق من است. او برایم از برادر دوقلو هم عزیزتر بود. به من می گفتند برادر دوقلوی تختی! ، او با این مقدمه و در پاسخ به
جهان بعد از پدیده داعش...
/> حاجی روی خط بیسیم می آید. کمیل، کی دست از این مسخره بازی هات برمی داری؟ داعشی ها هم از آن طرف فوج فوج به آن سوی فرات عقب می نشینند چون باورشان نمی شود که دشمن شان بدون تامین گسترده به این نقطه رسیده باشد. رجز زینبی ها و مدح امیرالمومنین (ع) پشت میکروفن هم البته بی تاثیر نیست. لااقل حالا دیگر حاجی مطمئن است نیروهایش واقعا به قلب بوکمال رسیده اند. حالا شاید همان جا یک عکس یادگاری
شهرت خیلی خوب است، اما...
مخاطبان شما را بیشتر با اجرای برنامه های خانواده می شناسند، علاقه خودتان از ابتدا مجریگری در همین سبک برنامه ها بوده است؟ اجرای من کلا از ابتدا فاز اجتماعی داشت و همیشه سعی کردم طبق علاقه ام، رویکرد اجتماعی داشته باشم. با توجه به رشته تحصیلی ام که روان شناسی بالینی است و حضور 13 ساله ام در برنامه به خانه برمی گردیم، الان دیگر واقعا روی این قضیه تعصب دارم و معتقدم باید در این حوزه حضورداشته باشم، چون مخاطب پذیرفته هر وقت امینیان را در قاب تلویزیون می بیند حتما باید حرفی درباره خانواده بگوید. الان دیگر با تعصب در حوزه خانواده کار می کنم اما ازآنجاکه به لحاظ روحی هم فرد خانواده محوری هستم، تربیتم هم به همین گونه بوده و در خانواده ای متولد شدم که خیلی به همدیگر وابسته بودیم. پس شما از آن افرادی هستید که ...
ضرب المثل ملل مختلف درباره زن
دیوار می گرید. زن سایه است ، تعقیبش کنی ، فرار می کند، فرار کنی تعقیبت می نماید. کسی که با زن بیوه جوان عروسی نکرده باشد نمی داند بدبختی یعنی چه . آزادی حتی زن خوب را هم فاسد می کند. اگر زنت به تو تملق گفت حتما نقشه سوئی در سر دارد. زن دو روز عزیز است : روزی که به خانه ات می آید و روزی که به خاک سپرده می شود. زنت را چون جانت دوست
پنج سوالی که همین حالا باید از متن مصاحبه حذف کنیم
/> این سوال که رئیس سابق تو درباره ات چه خواهد گفت؟ بی فایده است و در عین حال، این پیام را انتقال می دهد که در ذهن تو، همه رئیس ها در جایگاه بالاتری نسبت به بقیه هستند. این سوال، وحشتناک است چون فرض را بر این می گذارد که هر کارجویی باید بداند رئیسش درباره او چه فکر می کند و چه می گوید؛ درحالی که این اصلا مهم نیست. افرادی که اعتماد به نفس کافی دارند، برای خشنود کردن رئیسشان سر کار نمی روند. آنها می
خاطره ای شنیدنی از دوران کودکی الهام چرخنده
جوری که آدم اعتماد میکرد به حرفاش گفت: ننه اینی که من میگم و تکرار کن و هرگز هرررگز نخواهی ترسید! گفتن: بسم الله الرحمن الرحیم. سر نهادم بر زمین کسی نیاد بالا سرم غیر از امیرالمومنین ع خدااایا، من چرا نترسیدم دیگه؟! این نام چی داشت؟ که در هر شرایط و سختی و شادی و غم و پیروزی و شکست و قدرت و ضعف کارایی داره. بعد ها فهمیدم این جمله سال ها و نسل ها تو خانواده عزیزخانوم چرخیده. همیشه با خودم میگفتم
حسن روشن: می آیند و پسرخاله و دخترخاله شان را می آورند!
بگویید هیات مدیره یک جلسه گذاشته و مثلاً روشن به عنوان مدیرعامل انتخاب شد. اما می آیند و پسرخاله و دخترخاله شان را می آورند. بعد هم وسط راه کار را ول می کنند و می روند و بیچاره مردم. اگر بخواهند مسائل سیاسی را در نظر نگیرند که می گیرند، می توان واگذاری دو باشگاه را انجام داد اما با این وضعیت نه. مثل کشتی گیری است که می گوید دستم را نگیر، پایم را نگیر، سرم راهم نگیر و بیا کشتی بگیریم.
روایت سخت ترین بدرقه "یک بابا"
زنند. ، تمام این جملات را با لبخند برایم گفت. بیشتر از همیشه ترس افتاد توی دلم، ترسی که حتی یک لحظه رهایم نکرد. به او زل زدم و گفتم: بابا، تو نرو، می گویی خطرناک است. ، گفت: نمی شود بابا، نمی تونم حاجی را تنها بگذارم . مامان مثل همیشه وقتی بابا می خواست راهی شود، قرآن و لیوان شربتی داخل سینی روی میز گذاشت، بابا را این طور بدرقه می کرد، بابا هم مثل همیشه نصف لیوان شربتش را خورد و نصفش را
مدیریت صحیح هزینه ها در گرو شفافیت و قناعت/ در مسائل مالی باید تعارف را کنار گذاشت
فارغ از آن چیزی که چرا به من کمتر رسید، اینکه من این را نمی خواستم، تو داداش من هستی چرا داری حساب می کنی، اینکه تعارف کنیم و بگوییم که نمی خواهم این پول را بگیرم یا اصلاً این هدیه ای برای شما بود؛ این گونه هدیه دادن قلاب ذهنی وعاطفی ناخودآگاهی به نام تعارف و خجالت را که در آن ترس و اندکی هم زجر وجود دارد را بین دو خانواده یا دو نفر ایجاد می کند. ایشان ادامه داد: به همین جهت شفاف سازی
پس از شهادت هم بخشنده بود
نخورده برود. به فکر خودش نبود، هر چیزی داشت دلش می خواست ببخشد. یکسال اربعین در هیأت هزار پرس غذا پخته بود. یک بخشی را در میدان استخر توزیع کرده بود و چون ترافیک شده بود بقیه اش را آورده بود در محله پخش کند. وقتی کارش تمام شد و به خانه آمد گرسنه بود. گفتم تو هزار تا غذا پختی و پخش کردی، خودت دو تا قاشق نخوردی؟ سرش را پایین انداخت و گفت همه را تقسیم کردم. علاوه بر اینها بسیار