سایر منابع:
سایر خبرها
شاگرد دکتر قریب در آسایشگاه کهریزک چه می کند؟
دکتر امینی،نخست وزیر آن زمان که همین مکان فعلی آسایشگاه است را از او می خرد تا جایی برای اسکان دادن سالمندان و معلولان بی پناه بسازد. با اینکه دکتر حکیم زاده پزشک بود اما خودش پا به پای کارگران کار کرد تا به آرزویش که ساخت آسایشگاه بود رسید. آن روز دلم لرزید. جمعه همان هفته به آسایشگاه کهریزک رفتم. در راهروهایش قدم زدم.در احوالات اهالی اش خیره شدم، سر صحبت را با هر کدام باز کردم دیدم چقدر
کلیدی ترین دیدگاه های حاج قاسم در کتاب سرباز ولایت / بهترین معرف شهید سلیمانی خودشان هستند
خانواده های شهدا حاج قاسم را در حد یک اسم می شناختند و هیچ بینش و سوادی نسبت به او وجود نداشت. من کتابی تحت عنوان رسالت زینبی نوشته بودم؛ و معتقد بودم هر همسر شهید یک رسالت زینبی دارد که باید ادامه دهنده راه شهید باشد، ولی همه این ها با بصیرت و شناخت اتفاق می افتد. وقتی یک همسر شهید نمی تواند درباره حاج قاسم با فرزند خود صحبت کند قطعاً درباره تببین مسیر همسر شهید خود و اثبات حقانیت آن برای فرزنداش با
سیر آفاق وانفسی مرد آمریکایی برای معنا/آنچه شرق دارد و غرب ندارد
برای قصه اش، جابه جاکردن برخی اتفاقات از نظر زمانی است. علت انجام این کار هم حفظ انسجام داستان است. به عنوان مثال داستانی که لاری در بخش ششم و پایان کتاب برای او تعریف کرده، چندبخش پیش تر روایت می شود و در بخش ششم به آن ارجاع داده می شود: در اینجا بود که لاری داستان کار کردن در معدن را که من پیش از این آورده ام، برایم باز گفت. (صفحه 312) در ابتدای داستان لبه تیغ ، شخصیت الیوت معرفی می شود
هزاران رمان در دل خانواده شهدا خوابیده است
، روایت داستان مادر جانباز شهیدی است که زندگی فرزند جانبازش را برای نوه دختری اش نقل می کند. مهر مادری در شهربانو مریم قربان زاده در گفت وگویی با خبرنگار ایبنا درباره این کتاب، با بیان اینکه رمان شهربانو یک داستان مادرانه است، می گوید: بیشتر نویسندگان حوزه دفاع مقدس برای نگارش زندگی خانوادگی شهدا به همسران آنها می پردازند و کمتر به مادران توجه شده است. وی با بیان اینکه
مروری بر مهمترین رویدادهای هفته مقاومت در کرمان/قدردانی وزیر بهداشت از رعایت کامل پروتکل های بهداشتی
طراحی و انتشار مجموعه پوستر هم نفس کرد؛ روایاتی از عمق محبت و ارادت شهید حسین پورجعفری، یار وفادار شهید سلیمانی. پنجمین روز از هفته مقاومت صبح سه شنبه (16 دی) حجت الاسلام سیدمحمود علوی؛ وزیر اطلاعات در بدو ورود به استان کرمان در حاشیه زیارت مزار شهید سلیمانی با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی نمی تواند از خون حاج قاسم بگذرد، گفت: حمله به عین الاسد تنها یک سیلی کوچک بود اما سیلی
روایت کامبیز دیرباز از سکانس قلاب گرفتن برای ثریا قاسمی
نکنند که وقت شان را به هدر داده اند. در مرحله بعد اگر قصه باورپذیر را دست یک کارگردان کاربلد برای ساخت بدهند قطعا می تواند مخاطب را بارها و بارها پای تلویزیون بنشاند. پس حتما همکاری با بهرنگ توفیقی به عنوان کارگردان برایتان مثبت است که شما آن را ادامه دادید و حتی این روزها سریال آقازاده را هم به کارگردانی ایشان در شبکه نمایش خانگی در حال توزیع دارید؟ بهرنگ خیلی خوب است. اگر غیر از این بود
چفیه مادر شهیدان خالقی پور به سید محمود رضوی رسید / دستکش ننه عصمت در دستان نویسنده فرانسوی
/> رضوی در سخنانی پس از دریافت این هدیه عنوان کرد: تشکر می کنم از مادر شهیدان خالقی پور. افتخار می کنم مرا هم فرزند خودشان می دانند. سال ها دغدغه ذهنی من بود که وقتی می میریم چه چیزی در دست خواهیم داشت که در آخرت عرضه کنیم، حالا حداقل می دانم که چنین چفیه ای را می توانم بگویم دارم. منصوری در سخنانی پس از اهدای چفیه مادر شهیدان خالقی پوز رد سخنانی گفت: من از سال 1350 با منافقین در
دستکش ننه عصمت، در دستان نویسنده فرانسوی
کردم واقعی است. کارهایی که در راه شهدا می سازند، شهدا هم به آن هل کمک می کنند و هم در آخرت، دستشان را می گیرد. رضوی پس از دریافت این هدیه در سخنانی عنوان کرد: از مادر شهیدان خالقی پور تشکر می کنم. افتخار می کنم مرا هم فرزند خود می دانند. سال ها دغدغه ذهنی من بود که وقتی می میریم چه چیزی در دست خواهیم داشت که در آخرت عرضه کنیم، حالا حداقل می دانم که چنین چفیه ای را می توانم بگویم دارم.
از آسمان باعث دیدار امام خامنه ای با مادر شهید شد/ تولید مستند از مدافعان حرم دستور حاج قاسم بود
از برنامه به نام شهید آژن ، به فاصله دو روز با نام این شهید در سوریه عملیاتی انجام شد. در این ایام دل کندن از خانواده و زن و فرزند و حضور در سوریه خیلی سخت تر از دوران دفاع مقدس است. دفاع پرس: از مشکلات و سختی ها چیزی نگفتید، در این رابطه حرفی ندارید؟ طی این همه سال تنها مدیر شبکه دو که از برنامه از آسمان بازدید داشت، آقای جعفری جلوه بودند که از دفتر و برنامه و عوامل صحبت و
نامه به حاج قاسم از دل زندان های تاریک بحرین
یا قرة عین الرسول یا سیدتنا ومولاتنا إنا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک إلی الله وقدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیهة عند الله اشفعی لنا عند الله ای شهدا ، من شرمنده شما هستم. آمدی تا که نگین دل خاتم باشی أتیت لتکونی فص قلب خاتم الأنبیاء کوثر و خیر کثیر همه عالم باشی لتکون الکوثر والخیر الکثیر لکل العالم آمدی فاطمه! صبح ازلی روشن شد
چهره سومی که جنگ برای آبادان رقم زد/روایت به شیوه تقابل
در دو قسمت از یک شهر و اختلافی که گیسوی شعله های بر بادرفته ی عجوزه ای به نام پالایشگاه آن را جار می زند. نمونه های دیگری از تقابل: شک و استقبال هرکس می آمد، می گفتیم: خدا رو شکر، یه گوشه از کار مجروحین انجام می شه. ولی کم کم به رفتار و برخوردشان شک کردیم. (ص 219) سختی کار و انجام وظیفه این روستاها نزدیک عراق و جنگ زده بودند. فاصله
شناخت امیر کبیر
کرده بود،همگان را سرشار از هیجان ساخته بود. همه با دیده تحسین بر او می نگریستند و بر غیرت و شجاعت او آفرین می گفتند. این قصه را همان روز به امیرکبیر گزارش دادند. امیرکبیر، صبح روز بعد فرمان داد که غلام سفارت روسیه تزاری را دستگیر کنند. خبر دستگیری غلام یکی از سفارت خانه ها، مثل توپ در تهران صدا کرد،زیرا پیش از آن هیچ کس حق نداشت یکی از کارگزاران سفارت خانه ها را دستگیر کند و آنان را به محاکمه
آخر مغالطه هم حدی دارد
رهبر معظم انقلاب است... باید در پیشگاه عظمت الهی سر به خاک بگذاریم و طول عمر بیشتر برای رهبر معظم انقلاب را درخواست کنیم. و نیز گفته اند: اگر امثال بنده شبانه روز تسبیح به دست بگیریم و فقط خدا را شکر کنیم که خدا چنین رهبری را به ما داده، والله معتقدم که از عهده شکر این نعمت برنمی آییم. رهبر عزیز ما تالی تلو معصوم است. من در زمان حضرت امام هر وقت ذهنم متوجه این مساله می شد که بعد از امام چه
سفر به سرزمین عجایب مش حسن
. باید جبران می کردم. یک روز از برادر بزرگ ترم خواستم از بازار دفتری برای من بخرد تا قصه ای بنویسم. مش حسن نخستین کتاب دستنویس مجموعه اش را به دست می گیرد و حالا که چشم هایش پر از اشک شده است می خواند: اول دفتر به نام ایزد دانا و به نام خالق مادر. مادرم، به یاد اشک هایی که برای درس نخواندم ریختی و به یاد غصه هایی که برای درس نخواندم خوردی... این نخستین دلنوشته یا کتاب دستنویس من است که برای مادرم
چفیه خونین شهید رسول خالقی پور به سیدمحمود رضوی اهدا شد/ دستکش ننه عصمت در دستان نویسنده فرانسوی
سازند، شهدا هم به آنهل کمک می کنند و هم در آخرت، دستشان را می گیرد. رضوی در سخنانی پس از دریافت این هدیه عنوان کرد: تشکر می کنم از مادر شهیدان خالقی پور. افتخار می کنم مرا هم فرزند خودشان می دانند. سال ها دغدغه ذهنی من بود که وقتی می میریم چه چیزی در دست خواهیم داشت که در آخرت عرضه کنیم، حالا حداقل می دانم که چنین چفیه ای را می توانم بگویم دارم. فرزند شهید صیاد شیرازی نیز فانوس
چفیه خونین به سید محمود رضوی اهدا شد/ دستکش ننه عصمت در دستان نویسنده فرانسوی
دادند. پر از خون بود، من آن را با اشک چشمانم شستم، لیاقت این چفیه، برای افراد خوب انقلابی است. آقای رضوی هم یکی از فرزندان لایق ماست. ان شاالله که این هدیه مبارکشان باشد. من فیلم ماجرای نیمروز ایشان را ده بار دیدم، بچه های من هم در این عملیات ها بودند، من در این فیلم دنبال بچه های خودم بودند، این قدر خوب بود که فکر می کردم واقعی است. کار هایی که در راه شهدا می سازند، شهدا هم به آنهل کمک می کنند و
دل نوشته همسر شهید مهدی حیدری در فراق حاج قاسم
می خندد و می گوید مامان چقدر این دوقاب عکس کنار هم قشنگ است و خدا می داند چه آرامشی می گیرم بعد از دیدن عکس ها و خنده های پسرم. دستانش را در دست می گیرم و به او می گویم جان مادر، دلم می خواهد تو ادامه دهنده ی راهشان باشی و از لبخند محمد مهدی قصه را تا آخر می خوانم. حاج قاسم، سردار دلها، راهت ادامه دارد... همسر شهید مهدی حیدری
پیشنهاد مسعود ده نمکی به سیدمحمود رضوی: کاش سیاست را رها کرده و به سینما بازگردد
شهیدان خالقی پور که ساکن نازی آباد تهران است، گرفته شد در مورد این چفیه گفت: فرزندم این چفیه را به مدت شش سال در همه عملیاتی که حضور داشت به گردن می انداخت و وقتی شهید شد، پیکر فرزندم 40 روز در خاک عراق مانده بود و این چفیه که همه مدت به همراهش بود مملو از خون شده بود. وقتی که اجساد شهدا تبادل شد، این چفیه را به یادگار از سه فرزندم به من دادند که خون خشک شده بر آن را با اشک چشمانم شسته ام و اگر چه در
همیشه آمادۀ جهاد باشید/ نگهبان انقلاب باشید
گیرید نکند که اگر فرزند کوچکتان را از دست دادید ناراحت شوید، چون ما از او هستیم و بسوی او باز می گردیم و باید پدر و مادرم بدانند که پسرشان برای چه کشته شده است و به یاری هل من ناصر ینصرنی امام لبیک گفتم و بسوی جبهه شتافتم برای دین خدا که اسلام باشد جانم را می دهم، مبادا ناراحت شوید که فرزندتان را از دست دادید و پس از شهادتم و حتی عزیزانم برای تبریک به خانۀ ما می آیند از شما می خواهم ناراحتشان
پنج زن زندگی غلامرضا تختی
بیماری از زندگی بریده بود و نفس های آخرش را می کشید یک روز برای لیلا نامه ای نوشت که بیا دم آخر ببینمت و لیلا به محض اینکه نامه می رسد دستش، با یکدست لباسِ خانه، پا می شود می رود پاریس که از عشقش نگهداری کند. او دو هفته پرستار بچه محلش شد و دو هفته پلک روی هم نگذاشت و دو هفته حتی از بیمارستان بیرون نیامد که در خیابان ها و بوتیک های پاریس چرخی بزند و دوباره با همان یک دست لباسی که از تهران تنش بود
مادر شهیدی که هر روز غبار از تمثال پسر شهیدش بر می گیرد
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز بوشهر ، منیژه صحراگرد این مادر دلداده به گفته خودش تنها یک پسر داشته که آن هم به پای انقلاب فدا کرده است. شهید علی احمدی متولد 1343 در روستای بنه گز شهرستان تنگستان در سال 1362 در منطقه موسیان به شهادت رسید و در بهشت زهرای بنه گز به خاک سپرده شد. این مادر عاشق اکنون پس از 37 سال هر روز به سراغ مزار فرزند در گلزار شهدا می رود و یک سال است که
معراجی های آذربایجان غربی(7): شهیدی که شهادتش را در شناسنامه اش نوشته بود
ادامه یافت. خوشا به حال بسیجیان جان بر کف که عاشقانه و با عشق و اشک و شوق مسیر الهی را می پیمایند، ای خدا به هیچ وجه نمی توانم درد بزرگ درونم را به زبان آورم، چرا که تو خود آگاهی که بزرگترین درد من اینست که نتوانستم تو را، ای پروردگار مهربانم آن طور که دوست دارم عبادت کنم و وظیفه خود را انجام دهم، وای بر من که چقدر کوتاهی در مسیرعشق و در راه سیر و سلوک تو کردم. بار
ناگفته های خانواده 2 نفر از قربانیان سانحه هواپیمای اوکراینی
. مادر و پدر جوانی که یک شبه دو فرزند از دست دادند، در آستانه یک سالگی این عزا، دوباره در این خانه را باز می کنند. خانه ای که یک سال است دیگر خانه نیست و زهرا دیگر حاضر نشد به آنجا پا بگذارد. روی مبل ها کشیده شده و خانه بوی زندگی نمی دهد. غذایی روی گاز در حال آماده شدن نیست، از اتاق بچه ها هیچ صدایی نمی آید. زهرا دیگر حاضر نشد بدون زینب و محمدحسین به این خانه برگردد. حالا خانه آماده
یاران حماسه| یک شب، یک عملیات و سه شهیدِ برادر
به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، رمز عملیات یا زهرا، منطقه جنوب شلمچه و شرق بصره، وسعت 150 کیلومتر مربع بود. عملیات کربلای پنج در سه مرحله با 22 لشکر آغاز و تا پنجاه روز به طول انجامید، هر سال 19 دی ماه شلمچه بوی خون و باروت می گیرد و آنجا یادآور رشادت های بی نظیر سربازانی می شود که بی محابا برای آزادی خاک وطن به قلب دشمن زدند و بسیاری به شهادت رسیدند. کمال در سال 1332
19 دی نماد ایمان و غیرت دینی مردم قم
نقش آفرینی های ایشان چنین گفت: در روز 17 دی ماه در منزل آیت الله نوری همدانی تصمیم گرفته شد که درس های حوزه های علمیه در روز 18 دی ماه تعطیل شود و در روز هجدهم بازار قم نیز در پشتیبانی از علما و طلاب تعطیل شد و همه به سمت بیوت مراجع تقلید رفتند. بنده صبح آن روز به همراه یکی از افراد تبعیدی در شهر قم نظاره گر وضعیت بودیم وعصر نیز به راهپیمایان و معترضان پیوستم، عصر روز 19 دی بار دیگر به سمت منزل
آخرین خبر ها از سینما در روزی که گذشت
این هنر ببخشد، اما در نهایت با موج سوم بیماری بار دیگر هنر هفتم با افت در عرصه تولید و نمایش روبرو شد. نسخه ویژه نابینایان خانه دوست کجاست منتشر شد نسخه ویژه نابینایان فیلم سینمایی خانه دوست کجاست ساخته عباس کیارستمی توسط گروه سوینا روز پنجشنبه 18 دی در چارچوب برنامه فیلمخانه منتشر می شود. این فیلم روز پنجشنبه ساعت 19 از رادیو سوینا پخش می شود و پس از آن، روی سایت
گفتگو با خانواده نخستین پرستار شهید مدافع سلامت استان
را ندیدیم مگر می شود حالا در اثر بیماری فوت کرده باشد. غم فراق مهدیه سکوت می کند. مادرش می گوید: مهدیه سال گذشته تمام روزه هایش را با پدرش گرفت. همراه او بیدار می شد، سحری می خورد، نماز می خواند و شب، باز همراه پدرش اول نماز می خواند و بعد افطار می کردند. حالا می پرسد من چطور امسال بدون پدر روزه بگیرم. او یک بار هم خواب دید که پدرش برای نماز صبح بیدارش کرده است. مرحوم شکری این