سایر خبرها
حاشیه های یک دیدار عاشقانه با علامه مصباح یزدی
اصرار، سعی داشتند که اوّل، من بنشینم! [3]. با این که تمایل داشتم ایشان بابِ گفتگو را بگشایند، امّا به ناگزیر، خودم صحبت را آغاز کردم و کمی در موردِ احساساتم نسبت به ایشان، تاریخچۀ آشنایی ام ، علّتِ ارادتِ خاصم و فعّالیّت های علمی ام، سخن گفتم. [4]. در ابتدای دیدار، یک متنِ ادبی خواندم و در آن، ایشان را با تعبیرِ مصباحِ عزیز و تو ، مخاطب قرار دادم. ایشان هم با دقّتِ تمام، گوش
قصاص؛ فرجام عشق مرگبار مرد متأهل به دختر جوان
عطاری خریده بودم، وقتی همسرم آن قرص را خورد، حالش بد شد. زن جوان جانش را از دست داد. بعد از آن وقتی مأموران از امیر پرسیدند کدام عطاری چنین قرصی به او داده، این مرد نتوانست عطاری را معرفی کند. ضمن اینکه خانواده سودابه از اختلاف بین امیر و دخترشان خبر دادند. این در حالی بود که برادر امیر هم حرف های ضد و نقیضی می زد و نتوانست به مأموران بگوید به چه دلیل بعد از بدحالی همسر برادرش به خواست
برای اثبات خودم به کادرفنی تیم ملی تکواندو خیلی زحمت کشیدم
حمیدرضا هادیان بازیکن تیم تکواندوی فتح صدر البرز در گفت و گو با خبرنگار کشتی و رزمی گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان ، در مورد انتخابش به عنوان فنی ترین بازیکن لیگ برتر تکواندو در گروه الف بیان کرد: حدود یک سال از تیم ملی دور بودم و می خواستم خودم را به کادر فنی تیم ملی نشان دهم. تمام تلاشم را کردم تا بتوانم خودم را دوباره به مربیان ملی ثابت کنم و برای این هدف خیلی زحمت کشیدم. او ادامه
مرد تهرانی برای ازدواج پنهانی با یک دختر جوان زنش را کشت + عکس
دم درخواست را مطرح کردند. وقتی حمید در جایگاه ویژه ایستاد در تشریح جزئیات ماجرا گفت :من و همسرم با هم فامیل بودیم که ازدواج کردیم .من فوق دیپلم دارم و در شرکت توزیع آب معدنی کار می کردم. ما زندگی خوبی داشتیم اما مدتی بود به مواد مخدر معتاد شده بودم و قرص مصرف میکردم. چند ماهی بود با دختر جوانی آشنا شدم که قصد داشتم با او ازدواج کنم و به همین خاطر تصمیم به همسرم گرفتم اما هنوز هم خودم
گردشگری بیماری در مازندران
/> روز بعد دوباره به محل کار خود برگشتم و مراقب بودم همانطور که در مشاوره به من گفته شد باید به خاطر داشته باشم که در دوره مهمی هستم وشاید در زمان خفتگی علائم باشم و در صورت بروز علائم باید دوباره با آن ها تماس بگیرم. اما چون علامتی نداشتم احساس خوبی داشتم، بنابراین عصر آن روز با خواهر و دوستم برای شام بیرون رفتیم. خوش نشینی کرونا در بدن تقریباً 5 روز بعد از سفر متوجه تغییر در
رمز و راز موفقیت روایت فتح
به گزارش روابط عمومی شبکه آی فیلم، اسفندیار شهیدی فیلمبردار باسابقه تلویزیون و سینمای کشورمان، که شب گذشته مهمان برنامه خارج از کادر در این شبکه شد، با بیان اینکه درست بعد از انقلاب یعنی اول سال 58 به ایران آمدم و قصد نداشتم بمانم؛ چون آنجا خانه و زندگی داشتم، گفت: از من خواسته شد در دانشکده صداوسیما مشغول آموزش و اصلاح ساختار شوم و برای اولین بار وارد مقوله آموزش شدم. بعد هم جنگ شد و من به عنوان
شلمچه، کانال ماهی و عملیات کربلای5
بچه ها دیده بودند. رسیدیم به سه راهی شهادت این قدر خط ساکت بود بنده اشتباهی داشتم از دژ می رفتم بالا و به طرف بعثی ها، اگر نکشیده بودند بنده را پایین تا حالا 30 سال کفن پوسانده بودم. دست چپ و پشت دژ اول وارد شدیم دست چپ کانال ماهی و دست راست دژی بود که بعثی ها برای جلوگیری از حمله ایرانی ها زده بودند به عرض فکر کنم 10 متر و تقریبا به فاصله یک متر درون دژ از توری های فولادی
کتاب جدید بهناز ضرابی زاده منتشر شد/ تصویری از زندگی فرزندان شهدا
خوانیم: صدای بسته شدن در را که شنیدم، فهمیدم بابا رفته. یک دفعه انگار گلویم باد کرد. می خواستم از غصه بترکم، مثل وقت هایی شده بودم که مامان با من قهر می کرد. بلند شدم و از پشت پنجره حیاط را نگاه کردم. راستی راستی عمو داشت می رفت. اگر می ر فت و شهید می شد، من دیگر هیچ کس را نداشتم. پنجره را باز کردم و صدایش زدم: بابا... بابایی جون... برگشت و نگاهم کرد: جونِ بابایی جون! دوید و
ماجرای حقوق های نجومی 40 نفر در یک شرکت دولتی چه بود؟
به هر حال ایشان را مرتب می دیدیم. مشی مردانه ایشان را دیده بودم. دیداری که همه مسئولین و کارگزاران نظام خدمت مقام معظم رهبری بودند، سر راهم دیدم آخر سالن، ایشان خیلی راحت روی زمین نشسته است و خیلی با سادگی خاصی بودند. آنجا شاهد بودم افراد از طیف های مختلفی نشسته بودند و مسائلشان را با ایشان مطرح می کردند و ایشان با حوصله می شنیدند و جواب می دادند. در سال 92 فکر می کردید آقای روحانی رای
ماجرای حقوق های نجومی 40نفر در یک شرکت دولتی چه بود؟
اصولگرایی خارج شده است. در صورتی که آقای لاریجانی سوابقش این نیست. درست است. من خودم را عرض می کنم. در جایی که اشکال داشت به صراحت بیان می کردم و در جایی که می دیدیم درست عمل می کند از او تشکر می کردم. ایشان در یک مقطعی دو سه بار به من گفت شما به درد مجلس می خورید. دقت کنید که دوباره شرکت کنید، یعنی توصیه می کرد. این مطلب را تاکنون به زبان نیاورده بودم. ظرف های پلاستیکی که میوه
گل محمدی: قصد دخالت در کار وزیر ورزش را نداشتم/حرفم یک درخواست دوستانه بود
وزیر ورزش هم از این مسائل باخبر است. شاید حرف هایم به خوبی مطرح نشد اما حیطه اختیارات خود را می دانم و تا امروز در پی تخریب جایگاه مسئولان بالادستی نبوده و نیستم. بار دیگر تاکید می کنم در جریان انتشار ویدیوهای مورد اشاره، تحت فشار روحی شدیدی قرار گرفتم و آن صحبت ها را مطرح کردم اما نمی خواستم این حرف ها که توام با هیجانات ناشی از فوتبال بود، به حاشیه جدیدی تبدیل شود.این را هم بگویم ما ورزشی ها
اولین توضیحات سرمربی پرسپولیس پس از حاشیه ایجاد شده
ناراحتی بنده شد. امیدوارم دیگر ویدئوها به خاطر حفظ حرمت بازیکنان تاریخ ساز تیم پخش نشود. * نمی خواستم حرف هایم حاشیه درست کنند در آن نشست خبری هم تحت فشار بودم. پس از مدت ها صبوری، ناراحتی خود را بروز دادم زیرا حقیقتا منتظر بودم زودتر از اینها، مشکل حل شود. من در پی آن بودم که وضعیت بهتری پیرامون تیم و باشگاه شکل بگیرد. بدون شک وزیر ورزش هم از این مسائل باخبر است. شاید حرف هایم به
گل محمدی: قصد دخالت در کار وزیر را نداشتم
خیلی ها توهین هایی صورت گرفته و این موضوع به صورت طبیعی باعث ناراحتی بنده شد. امیدوارم دیگر ویدئوها به خاطر حفظ حرمت بازیکنان تاریخ ساز تیم پخش نشود. او افزود: در آن نشست خبری هم تحت فشار بودم. پس از مدت ها صبوری، ناراحتی خود را بروز دادم زیرا حقیقتا منتظر بودم زودتر از اینها مشکل حل شود. من در پی آن بودم که وضعیت بهتری در مورد تیم و باشگاه شکل بگیرد. بدون شک وزیر ورزش هم از این مسائل
خبر خوش گل محمدی به بازیکنان پرسپولیس
. امیدوارم دیگر ویدئوها به خاطر حفظ حرمت بازیکنان تاریخ ساز تیم پخش نشود. گل محمدی در ادامه بیان کرد: در آن نشست خبری هم تحت فشار بودم. پس از مدت ها صبوری، ناراحتی خود را بروز دادم زیرا حقیقتاً منتظر بودم زودتر از اینها، مشکل حل شود. من در پی آن بودم که وضعیت بهتری پیرامون تیم و باشگاه شکل بگیرد. بدون شک وزیر ورزش هم از این مسائل باخبر است. شاید حرف هایم به خوبی مطرح نشد اما
پولادی ترین زن ایران؛ یک مورد خاص!
گوید: خورد و خوراک و تغذیه ام خیلی خوب است. من هم از نظر جسمانی قوی هستم و هم از نظر روانی. شما ببینید پدر عزیز بنده روز قبل از ثبت رکوردم به رحمت خدا رفت، عاشق پدرم بودم و هستم، اوپیگیر کارهایم بود و منتظر که روز ثبت رکورد اسکات نشسته ام هم فرا برسد و کنارم باشد که متاسفانه روز قبل از ثبت رکورد ایست قلبی کرد. آن قدر به من شوک وارد شد که اسپانسرهایم، دکتر رحیمی و دکتر دبیری گفتند، اگر می خواهی ثبت
نگذاشتند استقلال قهرمان ایران و آسیا شود/حرمت بازیکن باید حفظ شود
خارج از ایران بازی کردم و لژیونر بودم و هم به عنوان مربی بازیکن خارجی داشتم. در همه جای دنیا تا یک بازیکن خارجی وارد کشور می شود، اولین کاری که باشگاه می کند این است که پاسپورت او را می گیرد. حتی بازیکنان اهل همان کشور هم باید پاسپورت شان در اختیار باشگاه باشد. حال این سوال پیش می آید که میلیچ چطور پاسپورتش را در اختیار داشته است؟ قطعاً در باشگاه قصور صورت گرفته که پاسپورت میلیچ در دستش بوده و
یحیی: نمی خواستم در کار وزیر ورزش دخالت کنم اما...
. پس از مدت ها صبوری، ناراحتی خود را بروز دادم زیرا حقیقتا منتظر بودم زودتر از اینها، مشکل حل شود. من در پی آن بودم که وضعیت بهتری پیرامون تیم و باشگاه شکل بگیرد. بدون شک وزیر ورزش هم از این مسائل باخبر است. شاید حرف هایم به خوبی مطرح نشد اما حیطه اختیارات خود را می دانم و تا امروز در پی تخریب جایگاه مسئولان بالادستی نبوده و نیستم. بار دیگر تاکید می کنم در جریان انتشار ویدیوهای مورد اشاره، تحت فشار
اولین واکنش گلمحمدی بعد قهر یک روزه!
مدت ها صبوری، ناراحتی خود را بروز دادم زیرا حقیقتا منتظر بودم زودتر از اینها، مشکل حل شود. من در پی آن بودم که وضعیت بهتری پیرامون تیم و باشگاه شکل بگیرد. بدون شک وزیر ورزش هم از این مسائل باخبر است. شاید حرف هایم به خوبی مطرح نشد اما حیطه اختیارات خود را می دانم و تا امروز در پی تخریب جایگاه مسئولان بالادستی نبوده و نیستم. بار دیگر تاکید می کنم در جریان انتشار ویدیوهای مورد اشاره، تحت فشار روحی
خطیبی: حضور فریدون آزاد به عنوان سرپرست برای سردار بوکان یک سم است
داند که ما چه مشکلاتی در تیم داشتیم آنها فقط دوست دارند تیم محبوب شان نتیجه بگیرد. ما تیم خوبی را بسته بودیم و بازیکنانی را که جذب کرده بودیم همه آنها در سطح لیگ یک و بازیکنان بزرگی هستند ولی وقتی بازیکنان از لحاظ روحی و روانی تحت فشار قرار می گیرند نمی توانند شرایط مناسبی داشته باشند. سرمربی مستعفی سردار بوکان تصریح کرد: قصد نداشتم بگویم اما از جیب شخصی خودم 12 میلیون خرج کردم اما علیه
تماسی با تیم بایدن نداشته ایم
براساس حرف هایی که قبلاً زده شد، مطرح شده است. می خواهیم دولت سیزدهم بدون تحریم به مردم خدمت کند من دو یا سه ماه قبل براساس تحلیلی که داشتم، گفته بودم که پایان کار دولت فعلی امریکا است و ما ان شاءالله در آینده تحریم ها را می شکنیم و آنان را برمی داریم. در آن زمان بسیاری از این گفته تعجب کردند، اما امروز با اطمینان بیشتری می گویم که بنای ما بر این است که تحریم ها برداشته شود و دولت سیزدهم بدون تحریم به مردم خدمت کند. شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از مشرق نیوز، تاریخ انتشار: 25دی 1399، کد خبر: 1167923، www.mashreghnews. ...
قصه دستان گرم دوست در شب های سرد شهر
این حال سرانجام سوار قطار شدم و در کوپه ای که بودم، با یکی از مسافران دوست شدم. آن بنده خدا وقتی داستان زندگی ام را فهمید، برایم یک وعده غذا گرفت و من پس از دو سه سال یک غذای خوب خوردم. در آن سفر 10 ساعتی حرف زدیم، حرف های هم کوپه ای ام آن قدر به من امید داد که وقتی از قطار پیاده شدم، فکر می کردم به گذشته برگشتم. به سمت پاتوق کارتن خواب ها چند وقتی است که سنا مجهز
ارزش یک دختر | فریادهایی بی صدا برای شکستن یک تابو
وقتی متوجه شدند که لری درمان داخلی را رد کرده است، متوجه شدند که مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند. در عرض همان روز، سی و شش نفر تماس گرفته بود که برای گزارش باید به کجا مراجعه کنند. دو نفر از آن ها نزد من آمدند. اواخر صبح روز پانزدهم سپتامبر، یک تلفن از میشیگان داشتم. تیم ایندیاستار خبر دادند که یک بازمانده دیگر قرار است تماس بگیرد. درحالی که روی تخت پسرم نشسته و او را در آغوش گرفته بودم، برای
ملی پوش کاراته زنان؛ از مدال المپیک تا تاتامی در خانه
: مسیر فوق العاده سختی را داشتم؛ از 12 سالگی جهت گذراندن اوقات فراغت کاراته را آغاز کردم. کاراته از ابتدا برای من یک ورزش قهرمانی در نظر گرفته نمی شد اما رفته رفته علاقه پیدا کردم و چنین مسیری پیش روی من قرار داشت. من در این مسیر تنها از سوی پدر و مادرم حمایت شدم و هنوز هم این شکل است. در حال حاضر توجهاتی صورت می گیرد اما به شکلی نیست که درخور شان یک ورزشکار ملی پوش باشد. من حدود یک سال و چندماه بدون
بستن چشم های یک عکاس
جلالی همیشه به نقاط مختلف کشور سفر می کرد تا روایت های مستند را به ثبت برساند. بارها به جبهه رفت و عکس هایش از جنگ ایران و عراق و روزهای انقلاب منحصربه فرد است. سال ها پیش در گفت وگو با روزنامه همشهری درباره خودش گفته بود: من یک فرقی که با عکاس های دیگر داشتم این بود که برای جایی کار نکردم. یعنی ماموریتی نداشتم که بروم عکس بگیرم. خیلی رها بودم. دغدغه این را نداشتم که عکس خبری بگیرم. در مجله ای
روایت های شنیدنی هادی چوپان از سرگذشت خود در برنامه فرمول یک علی ضیاء
پرورش اندام در مورد تجربه های تلخش در دوران کودکی نیز به علی ضیاء چنین گفت: بچه که بودم آرزوی دوچرخه و کیف مدرسه داشتم. کتاب هایم را با کش می بستم و به مدرسه می رفتم. گذشته جلوی چشم هایم است و هیچ وقت آن را فراموش نمی کنم. گذشته من فقط زجر بود. پدرم خسته و خرد از سرکار می آمد. وقتی به او می گفتی فلان چیز را می خواهم به او فشار می آمد. خانواده ای 9 نفره بودیم. با حقوقی که می گرفت نمی توانست همه ما
اظهار نظر جنجالی بشار درباره جدایی از پرسپولیس
ورزش سه: بشار رسن ستاره عراقی و سابق تیم فوتبال پرسپولیس، امروز در تلویزیون الکاس و برنامه ضیفنا حاضر شد تا به سوالات ماریان کاراکلا مجری این برنامه پاسخ دهد. این برنامه از ساعت 22:30 از الکاس چهار روی آنتن رفت و بشار در خصوص تیم سابقش پرسپولیس نیز اظهار نظر کرد و به سوال جنجالی مجری برنامه پاسخ داد. سوال مجری درباره پرسپولیس این بود: یحیی گل محمدی سرمربی تیم پرسپولیس جدایی تو را خیانت
ثبت رکورد جدید جهانی/ حمایت از ورزشکاران ملی انتظار بی جایی نیست
به بدن وارد می شود حداقل 6 ماه زمان نیاز است و من نیز واقعاً خسته بودم اما بعد از مدت کوتاهی به این دلیل که تصمیم داشتم رکوردم در سطح جهانی بازتاب پیدا نماید، دوباره این رکورد را در فروردین ماه 98 در سازمان جهانی ایمارو (سازمان رکوردهای ورزشی) به ثبت رساندم. رکورد جهانی اسکوات نشسته در جمعه پیش رو گیتی موسوی ابراز کرد: معمولاً در باشگاه بیشتر حرکات تمرینی که انجام می دهم در
تاریخ انقضای سلجوقیان
گذاشتن مارکوپولو، نه کووید 19. با صدای قشنگش داشت درباره ی توانایی های کرونا حرف می زد. در برابر هوشمندی و چابکی و شعور ویروسی که به چشم نمی آمد ولی چشم همه را گریانده بود. این قدر قشنگ چیزها را کنار هم می چید که من در برابر کرونا احساس سرخوردگی و یأس می کردم. شانس آوردیم که صدای زنگ تلفنش رفت هوا. عمه ی بابا بود. سکینه گل. آن بیچاره هم مثل من اسیر هشتگ حوصله ام سر رفته شده بود.
ژان ماری فاف ،اسطوره فوتبال بلژیک : به مهدی بیات ، مدیرعامل تیم شارلروا افتخار می کنم
. او فوتبال خودش را از باشگاه جوانان بورن آغاز کرد و از همانجا راهی تیم ملی بلژیک شد . بازی های درخشان او در جام ملت های اروپا 80 و 84 و جام های جهانی 1982 و 86 همواره در یادها باقی خواهد ماند. امروز به دیدار این دروازه بان افسانه ای رفتیم . تا گپ و گفتی دوستانه با او داشته باشیم و با او آن خاطرات شیرین را مرور کنیم: *سلام بر ژان ماری عزیز . بی نهایت سپاس گزارم از اینکه این زمان را در