سایر منابع:
سایر خبرها
از شهادت می ترسیدم/ می گفتم خدایا اسیر و شهید نشوم!
سخت گذشت. در دورانی که در جبهه حضور داشتید احتمال شهادت می دادید و آیا خودتان را برای شهادت آماده کرده بودید؟ حقیقتش من همیشه از شهادت می ترسیدم. من همان موقع هم می گفتم خدایا اسیر و شهید نشوم. یک روز همراه شهید فلاح پیشه سمت شاخ شمیران در سنگر نشسته بودیم و هوا خیلی سرد بود. هوا تا منفی 15 درجه هم پایین آمده بود. من به اصغر گفتم دوست ندارم شهید شوم. الان می فهمم فکرم اشتباه
مادر؛ روایتی از مادرانه های شهدا
کردم که جوانی تقریبا 20 ساله و تنومند چطور می تواند اینقدر سبک باشد مادر می گوید: از دامادم با التماس خواستم علت سبکی پیکر را بگوید پس از التماس هایم شنیدم رسولم قسمتی از پیکرش درجبهه جا مانده بود. آه مادررر. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی آن روز ها خطاب به امام ره گفتم:" اماما سرت سلامت دوتا از بسیجی هایت شهید شدند، ولی هنوز پدرشان است، حتی اگر پدرشان هم شهید شود
بهشت زیر پای مادران است اما دنیا زیر پای مادران شهدا/ از مادر شهید ژاپنی تا مادری که شهدا به عیادتش آمدند
دلم شور افتاده بود که قرارِ ماندن نداشتم. رو به عکسش گفتم: داری بیرونم می کنی؟... آن روز آقا به منزل مان تشریف آوردند و تا نگاهشان به عکس سهراب افتاد، چشم هایشان خیس شد. گفتم: آقا 100 تا از این پسرها را فدای دین و آب و خاکمان می کنم اما داغ اولاد، خیلی سخت است. من همه جوانی و زندگی ام را پای سهراب دادم. پیر شدم وقتی رفت... آقا پرسیدند: چند فرزند دارید؟ گفتم: 9 فرزند. گفتند: نه. سهراب را فراموش
پسر جوان، متهم به آتش زدن رقیب عشقی / متهم: به احسان گفتم پایش را عقب بکشد
وم. آن روز احسان جلو آمد و خواست با آن دختر صحبت کند. دختر هم مقاومت کرد و با او به تندی برخورد کرد. من جلو رفتم و به احسان گفتم مزاحم نشود، او دختر خوبی است و اهل برقراری رابطه نیست، وقتی دعوا بین ما بالا گرفت، دختر جوان رفت. بعد از رفتن او درگیری ما ادامه پیدا کرد. به احسان گفتم پایش را عقب بکشد و دیگر سر راه آن دختر قرار نگیرد اما قبول نکرد. او گفت نیتش خیر است اما من احسان را می شناختم. مدت
روز بمباران مدرسه زینبیه دلهره داشتم، ولی مانع رفتن دخترم به مدرسه نشدم
زیاد علی پورحسن ، پدر شهیده شهربانو پورحسن در گفت وگو با خبرنگار دفاع پرس در آذربایجان شرقی، اظهار داشت: صبح روز بمباران خانه را برای رفتن به اداره ترک کردم. در میان راه شور و ولوله عجیبی میان دانش آموزان دیدم، دو دختر محصل درباره شایعه بمباران زینبیه صحبت می کردند. خیلی نگران شهربانو شدم. وی افزود: می خواستم به خانه بازگشته و شهربانو را از رفتن به مدرسه منع کنم، با خودم گفتم مگر دخترم
شعار مادر شهید صالحی در تشییع فرزندش/ رقابت دایی و خواهرزاده برای نیل به شهادت
گروه حماسه و جهاد دفاع پرس : مناسبت های خاص ملی و مذهبی برای آنان که عزیز از دست رفته یا گمگشته دارند حال و هوای متفاوتی دارد، هر اتفاقی و هر مناسبتی، هر جشنی و هر عزایی تلنگری است تا خاطرات گذشته را با جای خالی عزیز خود مرور کنند. در این میان داستان روز مادر و سالروز میلاد حضرت زهرا (س) برای مادران شهدا به خصوص مادران چشم به راه فرق می کند. همان فرشتگان زمینی که صبورانه سال ها دوری از فرزند و
روایت”پیام خاوران “از حال و هوای شهر بیرجند در روز مادر/ حکایت چشم انتظاری مادران و همسران شهدا در روز ...
گفتم مادر جان از برادر بزرگت هنوز خبری نداریم تو تنهایمان نگذار. با شنیدن این کلام محمد با گوشه چادرم اشک هایم را پاک کرده و مرا بوسید و گفت “برادرم راه خودش را رفته من هم راه خودم را می روم و در حال حاضر بر من واجب است که به جبهه بروم و شما هم صبر کنید و راه خانم زینب کبری را پیشه کنید”. مادر شهید بذرافکن اظهار داشت: همیشه آروزی داماد کردن محمد را داشتم و روز مادر که می شد به او می گفتم
شهادت، مُزد خدمت بی ریا و کار خالصانه شان بود
م متری انفجار مین حضور داشتم، نظاره گر شهادت رفقایم بودم. جاماندن از همرزمان 8 سال دفاع مقدس و پس از آن، شهدای مسیر خدمت، اندوهی وصف نشدنی را در قلبم نشانده. فرق است بین کسی که شهادت را در آغوش می کشد وکسی که مرگ به سراغ او می آید و با اکراه و ترس جان می دهد. میدانم که راه شهادت همیشه باز است و کسب این مقام برای همه آزاد. می دانم که باید قفل قفس تن را بشکنم، از مرز ایثار ع
چشم خاور در نیزار سوخت تا ما زنده بمانیم
فاطمه ملکی- بهروز نصرالله زاده از رزمندگان و آزادگان نوجوان دفاع مقدس می گوید: شب عملیات والفجر مقدماتی در محاصره بعثی ها بودیم؛ هوشنگ چشم خاور گفت اینجا نمانید؛ من می روم لابه لای نیزار نظرشان را جلب می کنم، شما عقب نشینی کنید. او به سمت نیزار رفت و آتش بازی راه انداخت. بعثی ها هم دست به آرپی جی شدند و در 10 دقیقه نیزار را با خاک یکسان کردند. جنگ بود و از خود گذشتن، یکی روی
پسر 14 ساله ارمنی با تفنگ پلاستیکی با ساواک می جنگید
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: از آرمناک آرتونیان می پرسم: شما در بحبوحه پیروزی انقلاب ایران و سال های دفاع مقدس پابه پای مسلمان ها ... حرفم را قطع می کند و می گوید: در تمام این سال ها انقلابی بودم و هستم. یک شهروند ارمنی، ایرانی و انقلابی. باگذشت چهل ودو سال هنوز هم تب وتاب سال های انقلاب و خاطرات روزهای جبهه و جنگ در وجودش موج می زند. مخصوصاً وقتی خاطرات انقلاب را تعریف می کند انگار
روایت مرعشی از مصادره های اوایل انقلاب
ساخت. او همچنین تاکید می کند تنها راه، اصلاح فرد فرد افراد جامعه است و هنوز هم به اصلاحات امید دارد. دستور مصادره اموال بازماندگان پهلوی با دستور امام خمینی، به تاریخ نهم اسفند 57 صادر شد. بر این اساس، شورای انقلاب اسلامی به موجب این مکتوب مأموریت دارد که تمام اموال منقول و غیرمنقول سلسله پهلوی و شاخه ها و عمال و مربوطین به این سلسله را که در طول مدت سلطه غیرقانونی از بیت المال مسلمین اختلاس
ناگفته های خزاعی درباره اکران قلاده های طلا در جشنواره سی ام
بودند. وقتی به این هیات نگاه کنید می بینید ترکیبی از سرشناس ترین چهره های سینمایی فارغ از جناح بندی و با همگرایی گردهم آمده بودند با هدف مشترک تا کیفی ترین و مهمترین آثار سینمایی سال را انتخاب نمایند. - بدون تردید انتخاب چهره ها و ترکیب داوری بسیار در جهت دهی و افق یابی سینِما و چشم انداز سال آینده سینِما تاثیرگذار است و این به هوشمندی تیم برگزاری بستگی دارد. به شخصه و به تجربه بر اساس
دنبال کسی می گردم که گوشم را بپیچاند
. اگر روی استیج کن از او یاد کردم به این دلیل بود که در روزهای پایانی که مریض احوال بود، به خاطر شرایط کاری خیلی کم توانستم به او سر بزنم. می خواستم به او بگویم که اگر کنارت نبودم، حداقل سعی کردم که اسمت ماندگار شود. شهاب حسینی درباره ورودش به عرصه سینما تعریف می کند: من در سینما کسی را نمی شناختم، پدرم دبیر بود و هیچ یک از اعضای خانواده ام در سینما نبودند، اما خودم خواستم، یاد گرفتم و
شهید مدافع حرمی که در دوران دفاع مقدس غواص بود + تصاویر
مشتاقانه عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و به عنوان نیروی رزمی در تیپ امام حسن مجتبی(ع) و لشکر هفت حضرت ولیعصر(عج) در ماموریت های مختلف و عملیات های بزرگ و کوچک تا پایان جنگ تحمیلی حضور مستمری داشت. وی افزود: حاج احمد از نیروهای زبده ی غواص شرکت کننده در خط شکنی عملیات های والفجر هشت و کربلای چهار بود که بارها تا مرز شهادت هم پیش رفت اما هنوز قسمتش نبود. اسکندری عنوان
پیکه از منچستر یونایتد تا بارسلونا + فرزندان و بیوگرافی شکیرا
میدان رفت. وی سپس به منچستر یونایتد بازگشت و سال 2008 با بارسلونا قرارداد نوشت. همسر پیکه کیست؟ شکیرا ایزابل مبارک ریپل معروف به شکیرا خواننده، ترانه سرا، مدل، تهیه کننده موسیقی و بازیگر 2 فوریه 1977( 13 بهمن 1355) در یکی از شهرهای شمال غربی کلمبیا به دنیا آمد. علیرغم اینکه شکیرا تنها فرزند نیدیا ریپل و ویلیام مبارک است؛ اما از ازدواج های قبلی پدرش دارای 8 خواهر و برادر است
دزدهای فرهنگی؟!
از کتاب های ادبیات کلاسیک روسی را بخرم. بعد از گپ و گفت معمول از فروشنده کتاب دوجلدی برادران کارامازوف را خواستم، که گفت: جلد دوم را داریم اما جلد اول را نه! با خودم گفتم حتما مشتری جلد اول را خریده و خرید جلد دوم را به بعد موکول کرده است. گفتم: نسخه دیگری ندارید؟ گفت: نه. کتاب فروش شروع به گفتن داستان کتاب هایی می کند که بدون فروخته شدن، از کتاب فروشی پرواز می کنند: کتابی که شما خواستید
مکتب شهید سلیمانی،عشق به ولایت و نقش تعلیم و تربیت
) پس از 23 سال مجاهدت در راه استقرار مکتب حیات بخش اسلام به دیدار معبود شتافت، در حالی که دو میراث گرانقدر از خویش به عنوان چراغ راه، برای نجات انسان از انحراف به سوی کژراهه ها برای همیشه تاریخ به یادگار نهاد. از یک سو قرآن کریم، این نامه سرگشاده دادار هستی به بشریت را، و از سوی دیگر عترت طاهره اش، اهل بیت عصمت و طهارت (ع) را، به عنوان قرآن مجسم و برترین الگوها در عرصه های ایمان و عمل
از عصای موسی تا راه شهدا
شده در دنیایی که 38 سالش در فراق، جدایی و گمنامی فرزندانشان گذشته بود چشم بر دنیا بسته بودند. شاید امروز خیلی ها آمده بودند تا مادران شهدا دلواپس تنهای پسرانشان نباشند. از عصای موسی تا راه شهدا سه پیکر، سه همسفر، سه همرزم و سه همراه از سال 61 تا به امروز 13 بهمن 99. قرار است بعد از 38 سال هر کس راهی خانه خود شود. مردم دسته دسته به دنبال هر یک می رفتند. اشک تنها سخنی بود که
ماجرای زندگی شهیدی که خود را سرباز امام زمان(عج) می دانست
ه زمزمه کردم بابا این بار شهید می شود. پدرم شوق شهادت داشت علی رضایی فرزند دوم شهید گفت: در سفر کربلای سال 94، پدرم شب جمعه بعد از دعای کمیل تا صبح در حرم ماند. صبح جمعه خوشحالی در صورتش موج می زد. به او گفتم: چرا انقدر خوشحالی؟ گفت: در حرم چند دقیقه ای خوابم برد. آن چیزی که از امام حسین (ع) می خواستم در خواب به من دادند. پرسیدم: چه چیزی را به شما هدیه دادند و پاسخ داد: خواب ه
از بانگ آزادی تا خجسته باد این پیروزی ؛ سرودهای انقلاب چگونه ساخته شد؟
به من وارد نشود، با سبزواری قرار گذاشتیم که به او زنگ نزنم و او هم به من زنگ نزند. ... بانگ آزادی در 392صفحه، شمارگان 1500 و با قیمت 50هزار تومان توسط انتشارات راه یار منتشر شده و علاقه مندان علاوه بر کتاب فروشی ها می توانند از طریق صفحات مجازی ناشر به نشانی raheyarpub و یا سایت vaketab.ir نسبت به تهیه کتاب اقدام کنند. احمدعلی راغب، خالق ترانه ها و سرودهای ماندگار انقلاب، آذر ماه سال جاری در 76 سالگی، پس از تحمل سال ها درد و رنج ناشی از بیماری سرطان درگذشت. انتهای پیام/ ...
شگفتی گستره وسیع ارتباطی سیدهادی خسروشاهی با چهره های جهان اسلام
هنوز وقت داریم. گفتم: اتفاقاً من هم مهمانم و خلاصه معلوم شد هردو مهمان آقای چینی فروشان در دفتر نشر فرهنگ اسلامی هستیم و باهم رفتیم آنجا. بقیه راه را هم ایشان درباره کتابخانه با ظرفیت 100 هزار جلد خودش صحبت کرد که با اهدای کتاب های خود و پدر و برادرش و بعضی از علمای دیگر در پردیسان قم ساخته بود و برای سومین بار دعوت کرد که یک روز به قم بروم و آن را ببینم. بعد هم لبخندی زد و گفت: البته قبلاً هم
چشمی که مراد را نبیند بهتر است هیچ کس را نبیند!
تقدیم انقلاب کردیم. گویا روشندلی شما هم مرتبط با شنیدن خبر شهادت فرزندتان است؟ بله، مراد برای من چیز دیگری بود. از غروب همان روزی که خبر شهادت مراد را شنیدم، دیگر هیچ وقت چشمانم این دنیا را ندید. 38 سال است که یعقوب وار هجران یوسف خود را تحمل کرده ام، بی آنکه حتی سنگ مزار جگرگوشه ام را با چشم سر دیده باشم. از آن روز به بعد دیگر جایی را ندیدم. نه آن کوه و جاده را، نه عروس و
روایتی از دانش آموزان و مجروحان بمباران مدرسه زینبیه
و هر کمکی از دستش برمی آمد دریغ نمی کرد. ما در تمام مناسبت ها مانند دهه فجر، روز معلم، تولد و شهادت ائمه اطهار (ع) و حتی عملیات های دفاع مقدس فعال بودیم. وقتی به سالروز مناسبتی نزدیک می شدیم، سرود هایی مثل حسین ای آموزگار آزادی ، خمینی ای امام و دیگر سرود های انقلابی را تمرین می کردیم تا در برنامه ها اجرا کنیم. فضای مدرسه طوری بود که تمام بچه ها حجابشان را رعایت می کردند حتی برخی از
آرزویم را برآورده کرد و رفت
ندارند. وقتی علتش را جویا می شدیم، می گفت یک روز متوجه می شوید. در نامه هایی که از جبهه می فرستاد همیشه ما را دعوت به صبر و سفارش می کرد پیرو خط امام باشید، انقلاب را تنها نگذارید، به فقرا و تهی دستان توجه کنید. . شاه پسند پرپر شد می پرسم باوجود رابطه تنگاتنگش با شهید، چگونه با نبودش کنار آمده است. او روز ها و سال های اول بعد از رفتن سیدعلی را این طور شرح می دهد: وقتی جبهه می رفت
یادی از شهید حسن خوراکیان که طبابتش را در جبهه آبادان شروع کرد
سال عمری که در راه رضای پروردگار سپری کرده بود، در روز سه شنبه 7 بهمن 1359 در جبهه ذوالفقاریه آبادان، درحالی که مشغول مداوای مجروحان و مصدومان بود، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به آرزوی دیرینه اش رسید و به مقام والای شهادت نائل شد. مجتبی، برادر بزرگ تر حسن، نیز در 21 دی 1365 و در عملیات کربلای 5 در شلمچه به شهادت رسید. خود را وقف انقلاب و جنگ کرد حسین خوراکیان، برادر شهید
شبکه سازی نیروهای انقلابی از مهرشهر تا مرکز شهر کرج با محوریت مساجد
. در بیت حضرت امام(ره) بودم که برادر ایشان مرا خواستند. به من امر کردند که به کرج بروم و تنور مبارزات انقلاب را در این شهر گرم کنم. به ایشان گفتم که این میل شخصی من نیست ولی چون شما می فرمایید به روی چشم. مرا به آیت الله مهدوی کنی معرفی کردند. مقدمات کار فراهم شد. به کرج آمدم و در مسجد امام(ره) وتاقع در خیابان زرندی، خیابان قیام فعلی امامت مسجد را برعهده گرفتم. نزدیک به 5 سال
افتخارات لشکر 41 ثارالله به روایت سردار سلیمانی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، سپهبد شهید قاسم سلیمانی در دوران 8 سال دفاع مقدس فرماندهی لشکر 41 ثارالله را به عهده داشت که متشکل از رزمندگان کرمان بود. لشکر 41 ثارالله در سال 1359 در قالب یک گردان از نیروهای سپاه پاسداران استان کرمان شکل گرفت، سال 1360 به تیپ ارتقا پیدا کرد و از سال 1361 با گسترش سازمان آن به 3 تیپ و یک گردان زرهی، به عنوان لشکر 41 ثارالله به فعالیت ادامه داد.