سایر منابع:
سایر خبرها
هفت سین در زندان/زنان زندانی از نوروز می گویند
و تحویل وکیل بند می ده. دو شب مونده به عید، نفری یک دونه پرتقال، یک سیب و نارنگی بهمون می دن. لحظه تحویل سال همه گریه می کنیم... پارسال که سال تحویل صبح زود بود، خیلی ها خودشون رو زدن به خواب که عید رو نبینن. امسال که سال تحویل دم ظهره، صدای گریه بچه ها از هر گوشه بلند می شه. اینجا همه چشم به راه اند... چشم به راه آزادی هستن. حالا دم عید که می شه، بچه ها با خودکار قرمز و رنگ صورتی قرص بروفن آرایش
این 56نفر در تاریخ ایران ماندگار می شوند/ پاداشمان را با دیدار آقا می گیریم
: در خانه اعلام کرده بودم دارم برای مأموریت می روم زنجان. 3، 4 روز بعد از تزریق واکسن، بالاخره تلفنی پدرم را در جریان قرار دادم؛ البته به شیوه خودم. گفتم: حاج آقا! اگر من بروم بیمارستان به بیماران مبتلا به کرونا کمک کنم، از نظر شما اشکال دارد؟ گفت: نه. خیلی هم خوب است. گفتم: خب، پس من یکی از آن 56 نفری هستم که واکسن ایرانی کرونا را تزریق کرده اند!... باورم نمی شود آقا ما را به طور خاص دعا
شوهرم موهایم را تراشید و من گریستم
هنوز در مرحله درمان بودم در جایی نوشتم بعد از خوب شدنم، دامن بلند چین دار می پوشم و مثل دختربچه ها دور خودم می چرخم تا سهم بیشتری از زمین مال من باشد. حالا دیگر می خواهم زندگی کنم. به دنبال همه علایقم می روم. رفتم دوچرخه سواری یاد گرفتم. روزی که توانستم دوچرخه سواری کنم خانم مربی که از قبل شرایط من را در فرمی که پر کرده بودم خوانده بود خیلی خوشحال شد. سرم را بغل کرده بود و گریه می کرد. می گفت به اندازه وقتی که خودم دوچرخه سواری یاد گرفتم خوشحالم. انتهای پیام
صد سال سکوت!
/> اما این شیوه زندگی دوام نیاورد و همین باعث شد همتبارانم به فکر جایی برای اسکان دائمی نیرو ها باشند، واینگونه جرقه های ساخت اولین شهرک نفتی در ایران وخاورمیانه زده شد. اگرچه در آغاز، کارکنان زیادی حاضر به زندگی دراین شهرک ها نمی شدند، اما کم کم باامکاناتی که در شهرک ها برای آن ها تدارک دیده شد همه با میل ورغبت به این شهرک ها نقل مکان کردند. آب شرب سالم وبهداشتی، برق، تلفن، مدرسه
عصبانیت نماینده مجلس از دیدار روحانی با رئیس دولت اصلاحات / مارک خارجی قبای روحانی لو رفت! / برخی دنبال ...
تحولات در گذر است و اخبار روز هیچ گاه متوقف نخواهد شد؛ خبر هایی رسمی و گاه غیر رسمی؛ خبر هایی که مورد توجه قرار می گیرد یا ممکن است همه به راحتی از کنار آن بگذرند. رسانه های خبری هر یک به فراخور وابستگی جناحی خود، خبر هایی را برجسته می کنند و در مواردی هم از کنار آن می گذرند. اگر خبر به ما هو خبر موضوعیت داشته باشد، وابستگی جناحی نباید در کمرنگ و پر رنگ منتقل کردن آن تأثیری داشته باشد.
بوی الکل، عطر عید
نباشد. یکی دیگر از کاربران هم این طور می گوید: از یک سال خانه نشینی خسته ام. بدون تفریح، بدون دلخوشی ولی باز هم بهار را دوست دارم. کاش در نوروز سال 1401 دیگر این طوری نباشیم. واکسن زده و رفع بلا شده باشیم از همه جهت. اما کاربران دیگری هم هستند که اعتقاد دارند نمی شود با این همه مشکلات بوی عید را حس کرد. مثل شبنم که می گوید ذهنش در اسفند پارسال گیر کرده و به نظر او هنوز عید
زن جوان چطور واسطه بخشش 38قاتل شد
همه تلاشم را انجام دادم. در این راه اما افراد خَیر زیادی به من کمک کردند. راز موفقیت شما در این پرونده ها چیست؟ چطور رفتار می کنید که اولیای دم با وجود از دست دادن عزیزشان حاضر می شوند قاتل را ببخشند؟ هنگام رضایت گرفتن باید به اولیای دم ه حق داد. آنها عزیزشان را از دست داده اند و داغدار هستند. باید آنها را درک کرد. من چند مرتبه می روم و فقط حرف هایشان را گوش می کنم تا کمی سبک شوند. بعد
چون تو بروی همه جمعیت ها، تفرقه خواهد شد
از غبار آزار اغیار زنگ گرفته، می خواهم که داد خویشان از ستمکاران بستانم و به تیغ انتقام بعضی را از مدبران کوفه و منکران شام بی جان گردانم. حسین فرمود: که چون مراد تو این است، باید که به میدان روی و اول بر این قوم حجت گیری و آنچه با تو گویم با ایشان بازگویی و اگر نشنوند، پس از آن آغاز حرب کنی. پس کلمه ای چند با او بگفت و اجازت داد. عباس مبارز نامدار و شجاعی به غایت عالی مقدار بود. جرئت و
نمایندگان مجلس 10 میلیون تومان حقوق می گیرند
ماشین و خانه نماینده شان چیست، اما اینکه رای نماینده در یک طرح و لایحه نباید علنی باشد. من نمی خواهم درگیر موضوعات قومی و قبیله ای بشوم، وقتی نگاه من به کل کشور است. حریت نماینده باید حفظ شود. این در تضاد با ارزش های دموکراتیک است. حتی کشور های خیلی آزاد هم طرح شفافیت را رد کردند. حتی سوییس هم این طرح را رد کرده است. جامعه ما جامعه ای قومی و قبیله ای است. الان روزانه چندین تلفن به ما می شود که به
کرامات سید شباب اهل الجنه
کرد این بنده خدا ورشکست شد و وضع زندگی اش از هم پاشیده شد حتی خانه اش را هم فروخت. نزدیک محرم بود با همسرش داخل منزل روی تکه حصیری نشسته بودند یکی دو ماه دیگر بنا بود خانه را تخلیه کنند، و تحویل صاحبخانه بدهند و بروند. همسرش می گوید: یک وقت دیدم شوهرم منقلب شد و فریاد زد. گفتم: چه شده؟ چرا داد می زنی؟ گفت: ای زن ما همه جور می توانستیم دور و بر کارمان را جمع کنیم، آبرویمان یک مدت محفوظ باشد، اما
گفتگو با خواهران بلوچی ورزشکاران معلول بسکتبالیست | با ویلچر هم می توان دوید
تصورم این طور بود؛ البته که مدرسه عادی مشکلات خودش را داشت و امکان نداشت همه چیز خوب بگذرد مثلا توی مدرسه یک بار به من گفتند چلاق که خیلی ناراحت شدم و رفتم خانه حسابی گریه کردم. عاشق عکاسی خبری ام خاطرات و جزئیات زیاد است، ولی گذشته ها گذشته است. ندا می گوید: 3 سال آنجا درس خواندم و دوباره باید مدرسه را عوض می کردم که خیلی سخت بود. به هنرستان شهید اول در انتهای مهرآباد رفتم. در
عصبانیت نماینده مجلس از دیدار روحانی با رئیس دولت اصلاحات / مارک خارجی قبای روحانی لو رفت! / برخی دنبال ...
تحولات در گذر است و اخبار روز هیچ گاه متوقف نخواهد شد؛ خبر هایی رسمی و گاه غیر رسمی؛ خبر هایی که مورد توجه قرار می گیرد یا ممکن است همه به راحتی از کنار آن بگذرند. رسانه های خبری هر یک به فراخور وابستگی جناحی خود، خبر هایی را برجسته می کنند و در مواردی هم از کنار آن می گذرند. اگر خبر به ما هو خبر موضوعیت داشته باشد، وابستگی جناحی نباید در کمرنگ و پر رنگ منتقل کردن آن تأثیری داشته باشد.
رئیس بنیاد شهید: عیادت از جانباز فتنه88 سیاسی نیست
دیدیم پر از پیامک و تلفن از مناطق محروم کشور است که با دکتر در تماس بودند"، پشت تلفن می گفتند "دکتر هیچ وقت از ما ویزیت هم نمی گرفت."، وقتی همسرشان خبر شهادت را به این افراد از پشت تلفن می داد، صدای هق هقشان بلند می شد. یک انسان مراحل کمال را به مرور طی می کند و همه شهدای ما این ویژگی ها را دارند، حالا ویژگی برخی از این شهدا را ما منتشر کردیم؛ یا بنیاد یا مجموعه های فرهنگی، رسالتش را خوب
دور ریختنی های جالب دم عید
مانند قابلمه و کفش و حتی یک جفت دندان مصنوعی که بسیار شیک و مجلسی در شیشه کنار سطل گذاشته اند هم پیدا کردم و اما چند شیشه ارزشمند (آکواریوم). اگر یک زباله گرد واقعی بودم می توانستم پس از برگشت به خانه به خانواده ام بگویم امروز کاسبی خوب بود! در این منطقه تقریباً دو خیابان یا کوچه در میان چند زباله گرد مشاهده می شوند. هر کس زود تر برسد و نقاط استراتژیک را تشخیص دهد برنده است. در راستای
کلاب هاوس چیست؟ / نحوه دریافت دعوتنامه کلاب هاوس
شما تمامی آن ها را مشاهده نمی کنید بلکه آن ها توسط الگوریتم های اپلیکیشن به شما نمایش داده می شوند. عناصری نمایش داده شده برای روم ها در زیر فهرست شده است. نام کلوپ میزان در کنار آیکون سبزرنگ خانه نام روم که در برخی موارد برای زیبایی و خوانایی بیشتر از ایموجی ها در آن استفاده شده است. فهرستی از تعداد گویندگان و حضار بعد از این که وارد یک روم شدید، صحنه (Stage) را به همراه
هنگام وداع، فاصله من و هادی از زمین تا آسمان بود!
سوار موتور شد. گفتم یخ می زنی تا کرمان می خواهی بروی! هادی رفت و همان دیدار آخر ما با او بود. ایشان در کرمان به دوستانش ملحق شد و به مأموریت رفت. ساعت 7 صبح از خانه رفت و ساعت 7 غروب اول اسفند ماه سال 79 به شهادت رسید. چطور به شهادت رسید؟ هادی در درگیری با اشرار به شهادت رسید. گویا حول و حوش ساعت 7 غروب چند ماشین اشرار کمین گذاشته بودند و خیلی سلاح با خود داشتند که با اسلحه
تجربه های سفر با نادر ابراهیمی
یا فکر دیگری باید بکنیم؟ خلاصه سرتان را درد نیاورم کتاب شب عید ما جور شد و من که کبوتر جلد خانه آقاجان هستم حالا کتاب را گرفته ام دستم و دارم بر اساس آموخته های آقای افراسیابی بررسی اش می کنم. به لحاظ زیبایی بصری و تصویرگری از نمره 10 می توان با ارفاق نمره هشت را به آن داد. از نظر روانی متن و گیرا بودنش نیز که حرف ندارد چرا که به قول آقاجان: قلم، قلم نادر ابراهیمی است. تنها یک
ماجرای خواندنی شکارچی تانک ها
باشد، صدایش می لرزید و کلمات را به سختی کنار هم میچید: _میبینید که حالم خوب نیست، گفتید اسمتان چیست؟ _سالمی هستم سید _نه نه، اسم کوچکتان _حنان! _پس عرب هستی دخترم؛ خیلی خوب، اینطور اگر اصطلاحی را گفتم بهتر متوجه میشوی، فقط یک شرط دارد کلمه ی شرط به تفکیک حروف شین و را و طا در دهان سید به تکرار افتاد، عذرخواهی کرد، بعد از 3 بار سکته و یادگارهای جنگ در
افزایش طوفان های شن از مبدأ عربستان و سوریه
شیراز را منتفی می داند. صمدنژاد هم می گوید: این طوفان پیش از وقوع پیش بینی شده بود و از همان ابتدا منشأ آن خارجی اعلام شد. شکست درخت ها در سیستان و بلوچستان درخت ها لایه حفاظتی شهرها در مقابل ریزگردها و گرد و غبار ها هستند اما در جنوب شرق ایران طوفان و گرد و غبار مدت هاست به چهار فصل زندگی در سیستان و بلوچستان رنگی خاکستری زده است. چند وقت پیش بود که زمین های کشاورزانی که از بی آبی جان
بی پناه در آخر اسفند
ها چه می شود؟ با گرد و خاک سال قبل، سال جدید را تحویل بگیریم؟نهایتش هم تصمیم خانواده این می شد که کارگر از بیرون خبر کنند که بیاید و خانه را بتکاند اما یک روز قبل از رسیدن کارگر خانم خانه همه اعضا را به خط می کرد و تی و سطل و جارو و دستمال می داد دست شان و می گفت خانه را خوب بسابند و وقتی اعضا دادشان در می آمد که مگر قرار نیست فردا کارگر بیاید؟ خانم خانه با حالتی که یعنی جواب این سوال باید برایتان
خادم حرم حضرت معصومه (س) که شهید مدافع حرم شد +عکس
مطهرش است و این راه هم مدیون پاکدامنی مادر و پدر است که با رزق حلال مرا پروراندند. من چطور قدردان خداوند باشم که رهبری فرزانه، دلسوز و عارف و مظلوم، چون آقا سید علی خامنه ای (حفظه الله) را مقتدای ما فرمود که متاسفانه آنطور که باید و شاید نتوانستم سربازی ایشان را درک کنم. پروردگارا به حق محمد و آل محمد از گناهان و سستی های من بگذر که همه از نادانی و کاهلی بوده و سرم از شرمساری پایین است
عید در خانه می مانیم
تلخی و شیرینی هایش رو به پایان است. این سال از دیدگاه شما چگونه بود و چطور گذشت؟ در سال 1399 هرچند من درگیر کار بودم، اما در مجموع سال خوبی نبود. در یک جمله باید بگویم سالی تلخ و سخت برای همه مردم ایران بود. بهترین و بدترین خاطره شما از این سال چیست؟ خاطره خاصی ندارم. چون غالباً همه دوستان و آشنایان و اطرافیان در خانه خودشان بودند و رفت وآمد و دید و بازدید اتفاق نیفتاد. بسیاری
ضرغامی: پایگاه های رأی من دستفروشان هستند / اصلاح طلب، اصول گرا دیگه تمومه ماجرا شعار من است/ کسی روی ...
طرف تمایل دارند و 80 90 درصد خاکستری هستند. همه حرف شان این است که چطور این ها را جذب کنیم. شعار من این است که من خودم خاکستری ام. من غلط می کنم که بگویم خودم قبه نور هستم و بقیه خاکستری هستند. حتی می خواستم رنگ خاکستری را برای خودم انتخاب کنم. آیا این پذیرش از طرف مردم وجود دارد و مردم شما را خاکستری می بینند؟ من سیاه نباشم، اگر خاکستری باشم هزار بار خدا را شکر می کنم. مهم
عطای امیرعطا | گفتگو با خانواده امیرعطا فرمانبر که اعضای بدنش به دیگران اهدا شد
برقی هم که گوشه خانه به چشم می خورد، برای خودش بخرد. حمیده از مراحل کارش برایمان می گوید و با دقت همه چیز را توضیح می دهد: مواد اولیه این کار سفال خام است و ظروف سفالی که از بازار آن ها را می خریم. بعد با شابلون های آماده روی آن ها نقوش مختلف می اندازیم. بعد نوبت به سیاه قلم می رسد و رنگ زدن کار. کار رنگ شده به مدت یک شبانه روز در کوره با دمای 980 درجه سانتی گراد می ماند. روز بعد ظرف تکمیل شده را از
دریغا از آن مرد هزار لبخند
علی بوده و امروز عمه اصلاً سرحال نیست. می گوید: برادرزاده خیلی عزیز است. خیلی. به خصوص علی که با رفتنش داغ محسنم را تازه کرد. چه خوب می شد که مادر و خواهر علی هم در این گفت وگو حضور داشتند اما عمه ربابه متذکر می شود، آنها شرایط مساعدی ندارند و اصلاً حالشان خوب نیست. بعد هم می گوید: این روزها فقط مادر و خواهر علی نیست که بی تاب و بی قرار هستند، همه اقوام غمزده و ناراحتند. او گل سرسبد فامیل
این فرمانده ارتش فاتح تنگه رقابیه بود + عکس
خدا و به عنوان سرباز امام زمان (عج) در رکاب نایب برحقش در میدان مبارزه ای که به همت والای فرزندان این مرزوبوم به عنوان یکی از مقدس ترین مبارزات تاریخ علیه جور و ستم مطرح گردیده، بال شهادت گشوده و این جسم خاکی را ترک گفته و به سوی معبود شتافتم، امیدوارم پس از من عزیزان و آشنایانم به این خواسته هایم جامۀ عمل بپوشانند. از شما می خواهم خداوند را فراموش ننمایید و تمام تلاش خود را در راه فراگیری قرآن بنمایید و همیشه یار و یاور فرزندان رسول خدا به خصوص رهبر عزیزمان که به برکت وجودش به عزت و بزرگی دست یافتیم، باشید. ...
کرونای گرانی بیشتر از کووید 19 نفسمان را برید
گرانی همراه شد تا شکی در پُرفراز و نشیبی امسال باقی نماند؛ باز هم تأکید می کنم سالی که گذشت، سال بدی بود، کرونا و تحریم ترکیب ناخوشایندی را برای کشور و مردم رقم زد و درنتیجه امید به چشم انداز مثبت را کم رنگ تر کرد؛ البته پرداختن به این موضوعات یقیناً در مجال یک گزارش نمی گنجد، اما بدترین بخش ماجرا اثرات این عوامل بود که خود را در قالب افول اقتصادی و فقر و گرانی نشان داد، وضعیتی که همه خانوارهای کشور
کرامات ابوالفضل العباس علیه السلام
عارض شود تدارک و قضا کنم. از آن زمان تاکنون زیارتم ترک نشده است و مادام الحیاة هم ترک نخواهد شد، ان شاءالله تعالی.(3) دردا که بعد واقعه ی کربلا هنوز از کین پر است سینه ی اهل جفا هنوز خون دو عالم از همه ریزند در قصاص این قتل را فنا نکند خونبها هنوز خود گر نبود جان جهان آن جهان جان بهر چه از میان نرود این عزا هنوز بر قصه های کهنه و نو قرنها گذشت هر روز تازه تر بود این ماجرا هنوز گرم
اصلاح طلب و اصولگرا؛ پوست خربزه زیر پای ملت
ها معتقد بودند که سپاه هم باید منحل شود و یا در ارتش ادغام شود و اسم جدید برایش بگذارند. ما امروز این قدر شاهد برکت از کارهای سپاه در همه حوزه ها هستیم. جهاد سازندگی هم به ویژه در بعد روستاها، عملکرد فوق العاده ای داشت. روستا خیلی توانمندی دارد. روستاست که باید به شهر سرویس و خدمات بدهد. اما اتفاقی که افتاد این بود که ما برای روستاها آب، برق، جاده و امکانات و انتن ماهواره بردیم و روستاهای تولید