اعتراف به کشتن پدر به خاطر بدهی میلیاردی
سایر منابع:
سایر خبرها
حکم قصاص برای جنایت اشتباهی
قبلا تهدید نکرده اند. چون دو نفر بودند، ترسیدم و فرار کردم. همین که داشتم وارد خانه می شدم، یکباره آریا پایش را لای در گذاشت و وارد شد. من هم خیلی ترسیدم و با قمه یک ضربه دیگر به او زدم. غرق در خون شد. من خیلی ترسیده بودم و ماتم برده بود. با پایان گفته های متهم، قضات شعبه 2 دادگاه کیفری استان تهران برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند و متهم را با توجه به مدارک موجود در پرونده و همچنین اظهارات خود او به قصاص محکوم کردند. متهم در مدت 20 روز می تواند به رأی صادره اعتراض کند.
افتخار می کنم از کودکِ کار بودن به فیلمسازی رسیدم
شدم. آنقدر علاقمند بودم که همیشه پولهایم را جمع می کردم تا بتوانم به سینما بروم و چون خودم کار می کردم و پول در می آوردم می توانستم سینما بروم. یعنی اینطور نبود که منتظرباشم والدینم برایم بلیط سینما بخرند. زمانی که دوره راهنمایی بودم از طرف مدرسه ما را بردند به شهرک سینمایی غزالی و آن زمان بود که علاقه ام بسیار بیشتر شد و حتی می توانم بگویم از آن زمان بود که به فیلم ساختن فکر می کردم. قبل از آن
گروگانگیری عاشقانه جوان هفت تیر کش در شهرک الغدیر / او قصد آزار و اذیت نگار را داشت
محوطه شهرک فرار کنم. متهم درخصوص گروگانگیری گفت: پس از این اتفاق از قلیان فروشی یک فندک خریدم که شبیه اسلحه بود و با چاقو به مغازه ای رفتم و چند مرد را برای صحبت با پدر دخترمورد علاقه ام گروگان گرفتم. وقتی دیدم مغازه خیلی شلوغ شد ترسیدم و به یک مرد جوان با چاقو حمله و او را از ناحیه دست و سینه زخمی کردم و پس از فرار به خانه عمه ام در اسلامشهر دستگیر شدم. من فقط عاشق دختر موردعلاقه ام بودم. بنابراین گزارش، متهم پس از اعترافاتش برای سیرمراحل قانونی به دستور بازپرس شعبه 3 دادسرای ناحیه 18 در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: ...
مرد سالخورده به میز محاکمه رسید
افتاد. به آن بسته مشکوک شدم، سپس آن را برداشتم که متوجه شدم از زیر نایلون خون می ریزد. در نایلون را باز کردم که دیدم نیم تنه مردی است که داخل آن نایلون پنهان شده بود. با انتقال نیم تنه مرد جوان به پزشکی قانونی تحقیقات در این زمینه آغاز شد که بعد از گذشت چند ساعت، مأموران این بار پا های جسد مرد جوانی را در سطل زباله دیگری در منطقه کهریزک کشف کردند که با انتقال به پزشکی قانونی و آزمایش DNA مشخص شد
محاکمه عامل فجیع ترین شکنجه یک زن تهرانی / اشرف سادات با چاقو تکه تکه شد + عکس و فیلم
نمی چرخد او را بابا صدا بزنم.او همیشه به من و برادرم تهمت می زد و می گفت فرزندان نامشروع هستیم.وقتی این حادثه برای مادرم رخ داد تا مدت ها وحشت زیادی در دل همه ما بود. بند بند انگشت مادرم را از روی زمین جمع کردیم و داخل کیسه ریختیم.خدا با معجزه مادرم را به ما برگرداند اما ما می خواهیم پدرم به مجازات برسد. همچنین بعد از دختر جوان،پسر اشرف سادات هم در جایگاه قرار گرفت و گفت: روز حادثه
اعدام برای قاتل اشتباهی / مستی پسر جوان به خون کشیده شد + عکس
. وی ادامه داد: آن شب از خانه بیرون آمده بودم تا زباله ها را بیرون بگذارم که متوجه حضور مشکوک دو پسر جوان مقابل خانه مان شدم . عرشیا و دوستش در ماشین نشسته بودند. من گمان کردم که آنها همان طرفین دعوای شبانه هستند که مرا تهدید کرده بودند .من جلو رفتم و به آنها گفتم مقابل خانه مان چه کار می کنند .که اشیا به من فحاشی کرد و همین موضوع باعث درگیری ما شد .من چون بعد از درگیری دو شب قبل مدام وحشت
محاکمه پدری که سر پسرش را برید
متهم که مردی 80 ساله است، به دلیل بی کاری پسرش دست به این جنایت هولناک زده است. یک سال قبل مرد جوانی به مأموران خبر داد برادرش گم شده است. او گفت: من اعتیاد دارم و برای ترک اعتیاد به یک کمپ رفته بودم. وقتی از کمپ مرخص شدم و به خانه آمدم، دیدم برادر کوچکم یوسف در خانه نیست. از پدرم پرسیدم کجاست که پدرم گفت برای کار به دوبی رفته است؛ درحالی که فکر می کنم پدرم دروغ می گوید، چون برادرم
9 مدافع حرم زیر یک سقف!
و خندیدیم؛ گفتم من این کار را می کنم. گفت نه تو ان شاالله این کار را نمی کنی، بچه ها را خوب بزرگ کن. دیدیم فردایش زنگ نزد، پس فردا زنگ نزد. ما دیگر خیلی کنجکاو شدم به دوست هایش زنگ زدم که آقای سیفی چرا زنگ نمی زند، گوشیش چرا خاموش است؟ بعد از یک هفته بود دوست هاش زنگ زدند که آقای سیفی به شهادت رسیده. من به روح اله گفتم آقای سیفی به شهادت رسیده. خیلی دنبال کارهایش به تهران رفتم، مشهد
دردسرهای بی پایان پدر نامزد رونالدو
سرگرمی پرطرفدار Sabado Deluxe گفت: سه سال پیش پدرم در آرژانتین در اثر نارسایی قلبی درگذشت و خواهرم که می دانست من پول رفتن به آنجا را ندارم هزینه بلیت هواپیمای من را پرداخت نکرد. او افزود: خوشحالم که اوضاع جورجینا خوب است اما دوست دارم من را هم در نظر بگیرد، نه اینکه فراموش کند که اصلاً من هم وجود دارم. مثلاً او به من گفته بود که می خواهد در تهیه کتاب های مدرسه فرزندانم به من کمک کند و من
همرزم من دست قطع شده اش را به سمت کربلا پرتاب کرد!
آب حرکت کردیم به دژبان رسیدیم. دژبان گفت کارت شناسایی بدهید. از پشت سر اشاره کردم داخل قایق را نگاه کن و کارت شناسایی نگیر. ولی دژبان آن ها را نشناخت و می گفت این ها کی هستند؟ بعداً متوجه شد و بقیه خندیدند! در کدام عملیات مجروح شدید؟ در فاو دچارشیمیایی و موج انفجار شدم. در کربلای 5 مجروح شدم که مرا به بیمارستان شوشتر بردند و دو شب ماندم و فرار کردم و دوباره به عملیات برگشتم. بعد ها
ماجرای قاچاقچی طبقه ششم!
مشهد گفت: در یک خانواده هشت نفره به دنیا آمدم اما تک پسر بودم و برادری نداشتم به همین دلیل خیلی مورد توجه خانواده ام قرار می گرفتم. پدرم راننده کامیون بود و به مواد مخدر سنتی اعتیاد داشت. از سوی دیگر مادرم نیز که از یک بیماری صعب العلاج رنج می برد برای تسکین دردهایش به مصرف مواد مخدر روی آورده بود. من هم که کودکی بیش نبودم گاهی به مواد مخدر آن ها دستبرد می زدم و به دلیل کنجکاوی کودکانه
زورگیران مسافرکش محاکمه شدند
به گزارش تازه نیوز، متهمان که در شعبه 2 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند، توضیحاتی درباره اتهاماتی که به آنها وارد شده است، دادند. بر اساس محتویات پرونده، اولین شکایت از سوی مرد جوانی که در میدان آزادی قربانی زورگیری شده بود، به پلیس داده شد. به نقل از شرق، این مرد گفت: من در میدان آزادی سوار ماشین شدم تا به خانه ام در مارلیک بروم که سه زورگیر مرا خفت کردند و کارت بانکی و
پیامکی از یک هموطنِ هم شماره ی ناشناس؛ روایتی در رفت و برگشت بین خیال و واقعیت!
یک هم شماره. برگشتم و برای اهالی خانه با شگفت زدگی ماجرا را بازگو کردم. مادر گفت "جواب نده شاید مزاحمه!" عقل حکم می کرد حرفش را قبول کنم و بیخیال شدم. گذشت تا امروز که یک آن، یادم افتاد. شاید اصلا خطش کار نمی کند، شاید جواب ندهد، یک پیام است خب، آسمان که به زمین نمی آید، شاید کرونا... رسیدم خانه و شروع کردم به نوشتن: سلام، یلدای 98 با دیدن پیام تان در آغاز شگفت زده، سپس دلگرم و شاد شدم
سبیل پژمان جمشیدی سوژه عکاسان در جشنواره فجر شد | بی محلی پژمان جمشیدی به پدیده سریال جوکر
کامل است. بازیکن تیم ملی من فوتبالم را از باشگاه کشاورز تهران شروع کردم و در تیم هایی مثل سایپا, پاس تهران, استیل آذین, فولاد, ابومسلم و پرسپولیس بازی کردم من در تیم پرسپولیس در چب و راست بازی میکردم و گلی که در سال 82 در اصفهان به سپاهان زدم و باعث شدم پرسپولیس پیروز بشه هیچ وقت یادم نمیره. دعوتش به تیم ملی و گل ملی اش من در جام جهانی 2002 کره وژاپن به
شگرد قاچاقچیان برای افزایش وزن مواد مخدر
فروش مواد مخدر تقلبی همیشه بلای جان معتاد نمی شود و گاهی قاتل جان ساقی می شود. مانند اتفاقی که در مشهد رخ داد و دو ساقی مواد قربانی فروش موادمخدر تقلبی شدند. پلیس با کشف جسد غرق در خون دو مرد که با ضربه های چاقو به قتل رسیده بودند، وارد عمل شده و خیلی زود عامل جنایت را دستگیر کردند. او در تحقیقات به این دو جنایت اعتراف کرد و گفت: مدت ها بود از مقتولان مواد می گرفتم. آخرین بار
گزارش های یک عاشق عوضی| روز دُُیّم؛ اینطوری هم می شود؟
: چهارماً، بچه پررویی. و بعد آدامسش را با ولع بیشتری در دهانش جَواند. آنجا متوجه شدم که واژه عوضی چه ظرفیت معنایی بالایی می تواند داشته باشد. فکر کنم لازم است یادآوری کنم که من کارت خبرنگاری خواهرم را دستکاری کرده ام و به جای او به این جشنواره آمده ام. تازه، دختر نیستم من. لازم به یادآوری است که امروز خواهرم وارد فاز بد درد شدیدی شد. چند دقیقه وقت بود تا فیلم اول اکران بشود. چرخی
ماجرای دختر انگشت نما!
مادرم پتو را از روی سرم کشید و فریاد زنان از من خواست تا شناسنامه پدرم را پیدا کنم! من هم که خیلی خسته بودم و نمی خواستم از خواب بیدار شوم، پاسخ سربالا دادم،اما ناگهان با این رفتار مادرم فریاد کشید و باز هم مانند همیشه پدرم با کمربند به جانم افتاد و برادرانم نیز به یاری او آمدند. با هر ضربه ای که بر پیکرم فرود می آمد جیغ می کشیدم و فریاد می زدم تا این که همسایگان با نگرانی به خانه ما هجوم
اعتراف تلخ پسر بدهکار به قتل پدر | به سر او شلیک کردم اما پدرم زنده بود
. بعد از پدرم خواستم چند دقیقه ای داخل خودرو ام منتظر بماند تا من به خانه بروم و برگردم. او هم قبول کرد و من به داخل خانه رفتم اما وقتی برگشتم با جسد خونین پدرم مواجه شدم. گرچه پسر مقتول سعی داشت این جنایت را طوری نشان دهد که از سوی افراد ناشناس رخ داده است، اما در همان تحقیقات اولیه مدارک و شواهدی به دست آمد که انگشت اتهام به سوی آرش نشانه رفت. در تحقیقات مشخص شد که پسر مقتول
قتل پسر در سکوت خانه / اعدامم کنید
در تهران رخ داد. در این پسرجوان قربانی شد . عامل پس از جنایت دستگیر شد و عامل اعتراف کرد. رسیدگی به پرونده در دادگاه آغاز شد. به گزارش رکنا، رسیدگی به این پرونده از 24 بهمن ماه سال 98 آغاز شد .مرد 50 ساله ای به نام بهروز با کلانتری 138 فرجام تماس گرفت و از قتل پسر معتادش به نام مانی خبر داد. با این تماس ماموران کلانتری به خانه این مرد یافتند و با جسد پسرش روبه رو شدند .جسد
قتل به خاطر طلب 2.5 میلیونی!
آنلاین، با توجه به مدارک به دست آمده و نشانه هایی که از جاوید وجود داشت، مأموران او را ردیابی و بازداشت کردند. جاوید در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد اما مدعی شد قصدی برای کشتن سعید نداشته است. متهم گفت: مدتی قبل با سعید دچار اختلاف شدم و برای اینکه بتوانم طلب پدرم را از او بگیرم، با وی درگیر شدم که منجر به قتل شد. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای بررسی بیشتر و صدور حکم به دادگاه کیفری
ماجرای دعوای ساختگی در بازار تهران از زبان محمدرضا باهنر
زندانی سلول مجاور را متوجه شوم. وقتی آزاد شدم، به خانه برادرم رفتم، اما خانه نبودند. متوجه شدم چند روزی به روستای دربندسر رفته اند. من هم ماشین گرفتم و رفتم دربندسر. چون چند ماه بود که رنگ حمام را ندیده بودم، سر و وضعم خیلی نامرتب و کثیف بود. در روستا یک رودخانه پرآب دیدم. من که مدت ها بود نه آب دیده بودم و نه آفتاب، از هول نمی دانستم چه کار می کنم. رفتم داخل رودخانه و حسابی خودم را شستم و تمیز
قتل پدر به خاطر توجه به همسر دومش
. وی ادامه داد: شب حادثه وقتی باهم به مقابل خانه ام رفتیم، دوباره از پدرم خواستم بدهی مرا بدهد و به او گفتم که گرفتار شده ام، اما پدرم قبول نکرد، بنابراین عصبانی شدم و باهم درگیر شدیم. وقتی درگیری ما بالا گرفت با اسلحه ای که مدتی قبل از مرد دستفروشی خریده بودم، تیری به سرش شلیک کردم، اما فوت نکرده بود، بنابراین از ترس با چاقو ضرباتی به او زدم و بعد با صحنه سازی موضوع را به پلیس خبر دادم. متهم در پایان گفت: پول نزول مرا بدبخت کرد و الان هم که قاتل پدرم شده ام و امیدوارم خانواده ام مرا ببخشند. متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. ...
قیمت خودرو
جسد مرد 60 ساله تهرانی در نزدیکی خانه پسرش واقع در اتوبان ستاری تهران در حالی کشف شد که روی صندلی کنار راننده در خودرو پسرش به قتل رسیده بود. پسر مقتول در اظهارات اولیه به بازپرس گفت: "مقداری شیرینی خریده بودیم و با پدرم قصد داشتیم به خانه خواهرم که در نزدیکی خانه من هست برویم. وسیله ای در خانه ام جا گذاشته بودم و از پدرم خواستم چند دقیقه در خودرو 206 منتظر بماند تا برگردم.وقتی برگشتم
پدر بی رحم سر پسرش را برید و جسدش را تکه تکه کرد / در تهران رخ داد
در تهران رخ داد. در این یک مرد به قتل رسید. عامل دستگیر شد. رسیدگی به پرونده در دادگاه آغاز شد. عامل اعتراف کرد. جسد مقتول پس از فرزندکشی به سطل زباله انداخته شد. به گزارش رکنا، ظهر 22 مرداد ماه سال 99 به ماموران کلانتری 160خزانه خبر رسید نیم تنه خونین یک مرد در سطل زباله پیدا شده است. مرد ضایعاتی که در حال گشتن در سطل زباله بود نیم تنه یک مرد را که داخل کیسه های نایلونی پیچیده بود شده
فاجعه، “خواننده جوان” در جنوب تهران به قتل رسید!
های مقدماتی دست داشتن در قتل را انکار کرد. با این حال تحقیقات در این باره ادامه پیدا کرد. ماموران در این مرحله به تحقیق از پسر 9ساله مقتول پرداختند. او درباره روز حادثه گفت: آن روز وقتی به خانه برگشتم مادرم تنها بود و گفت پدرم از خانه بیرون رفته است. دستانش خون آلود بود و چند لکه را پاک می کرد. وقتی درباره خون ها پرسیدم گفت که دستم را چاقو بریده است. در این شرایط مأموران به
گره کور در قتل مرموز پسر نوجوان
. من و سینا سال ها باهم دوست بودیم. شب حادثه هم او خودش به خانه ما آمد تا باهم مشروب بخوریم که در این میان او با میلاد درگیر شد و میلاد هم با چاقو ضربه ای به گردن سینا زد. قاضی از متهم پرسید: چون میلاد متواری است و امکان دفاع از خودش را ندارد می گویی قتل کار او بوده؟ متهم گفت: من از همان ابتدا که بازداشت شدم منکر قتل شدم و عنوان کردم که بی گناه بازداشت شده ام. اگر میلاد کاری
گره پیچیده در پرونده قتل پسر نوجوان
قبل به دنبال قتل پسر 14ساله ای به نام محمدحسین در شرق تهران، پلیس در جریان این حادثه قرار گرفت. پدر او که با پلیس تماس گرفته بود، گفت: ساعتی قبل پسرم برای بردن زباله ها مقابل در خانه رفت اما دیگر به منزل بازنگشت. من نگران او شده بودم اما گمان می کردم دوستانش را مقابل در دیده و با آنها مشغول صحبت شده است. این مرد ادامه داد: همان موقع یکی از بستگان با من تماس گرفت و گفت محمدحسین برای او
قتل خواهر به خاطر تامین مخارج هوو
مدت ها قبل با او قطع رابطه کرده است! اما وقتی در برابر شواهد و مدارک مستند قرار گرفت به ناچار لب به اعتراف گشود و قتل خواهر 63 ساله اش را پذیرفت. او گفت: من به مواد مخدر صنعتی آلوده شده ام و درآمد شوهرم نیز کفاف هزینه های زندگی را نمی داد چرا که او یک زن دیگر را هم به عقد خودش درآورده بود و باید مخارج هوویم را نیز تامین می کرد. از سوی دیگر خواهرم سیمین بعد از مرگ
پرونده قتل وحید مرادی/ چه کسی ضربه کُشنده را زد؟
را با چاقو زدم. وحید پس از بازداشت، به زندان رجایی شهر انتقال یافت تا اینکه 11 تیر 97 حین هواخوری در زندان رجایی شهر کرج به قتل رسید. بررسی های اولیه نشان داد که وحید مرادی با سلاح دست ساز داخل زندان (تیزی) و نه با چاقو یا قمه به قتل رسیده است. کارآگاهان در ابتدا چند متهم را در پرونده قتل وحید مرادی شناسایی کردند تا اینکه “سعید” به عنوان متهم اصلی قتل وحید شناخته شد