سایر منابع:
سایر خبرها
پایان 37 سال چشم انتظاری
...> در حیاط مدرسه نگاهم به دختر جوانی می افتد که بی تاب است و مضطرب، خودم را به او می رسانم تا گپ و گفتی با او داشته باشم. از اینکه خلوتش را برهم می زنم معذرت می خواهم، خودم را معرفی می کنم برای تهیه گزارش، با همراهی مربی پرورشی دبیرستان، با وی و چند تن از دوستانش همراه شده و به نماز خانه رهسپار شدیم. خون پاکی که امروز عده ای قدر نمی دانند فاطمه سادات حسن یزدی گفت: حس و حال بسیار خوبی دارم، او چنان عاشقانه و با شور حرف می زد که دلم نمی آمد حرفش را قطع کنم. از آشنایی اش با شهید پرسیدم، گفت: یکجور ناآرامی در دلم بود و به لطف خدا معجزه ای شد و شهید مرا دعوت کرد. وی گفت: آشنایی ...
سیمای زنی در غربت فراموشی | نگاهی گذرا به زندگی گلی ترقی، نویسنده معاصر ایرانی
فرو می برد و بعد با سحری که هرگز آن را با کسی درمیان نگذاشت، از سیاهی جوهر، قصه های رنگی می ساخت. گلی، قلم نداشت. انگشت های کوچکش را دور از چشم پدر و مادر به دوات می زد و بعد قصه اش را روی پیراهن و رومیزی و سر و صورتش روایت می کرد. این کامل ترین قصه ای بود که تا آن روز نوشته بود و پس از آن هنگامی که به اصرار مادر رفت تا کلمات را از سروصورتش بشوید، آن قدر نوشت تا بار دیگر قصه ای همان اندازه کامل و محکم بنویسد. اما نشد. آن اولین روایت، آخرین روایت خالص زندگی اش بود. در آستانه تحقق یک رؤیا یک عصر ابری پاییزی بود. گلی آن روز را در خانه مادربزرگش سپری کرد. از صبح ...
چند پرده از متفاوت ترین نماز جمعه قرن جدید
خواهم رفت. ما میدان جنگ را سال ها است آزموده ایم. آن هم با کسی از صدام قوی تر و شقی تر و بر او پیروز شده ایم. در میدان رفتن ما شکست نیست. ما به میدان خواهیم رفت و اگر منِ شخصی، از میدان برنگردد و در آ نجا شهید بشود یقیناً جمع به میدان رفته ها از میدان بر نمی گردد مگر آن وقت که پیروز شده باشد. خدا راه شکست را به روی ما بسته است. قل هل تربصون بنا ای ها الکفار، ای ها الصدام، قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ شما مگر 2 راه در مقابل ما بیشتر می بینید؟ این هر 2 راه برای ما افتخارآمیز است. یکی راه شهادت که افتخارش همیشگی و ثابت و لایزال است و دیگری راه پیروزی، پیروزی ظاهری؛ و هر دو برای ما پیروزی است. (خطبه ها نماز جمعه تاریخ 04 / 07 / 1359) دقیقا چهل و چهار سال و نه روز پیش بود که رهبر این چنین با صلابت خطبه خواند و الان بعد گذشت بیش از 44 سال ثابت کردند که همان صلابت و قدرت را هنوز دارند. انتهای پیام/ ...
روایتی جالب از خواب عجیب ناصرالدین شاه دو هفته پیش از کشته شدنش
گرفته ساعت ها به ستارگان نگاه کرد، هیچ حال و حوصله نداشت. تا آن زمان ندیده بودیم که شاه این قدر ناراحت و عصبانی باشد. شب ها در ایوان قدم می زد و بعد یکی دو ساعت با دوربین خود ستاره ی درخشانی را که در سمت جنوب شرقی تهران قرار داشت خیره خیره نگاه می کرد. هیچ کس جرأت نداشت در این باره به او حرفی بزند و سوالی بکند، چون خیلی بداخلاق شده بود. بالاخره پس از 16 روز که می خواست به حضرت عبدالعظیم برود زن ها همهمه کنان دور او را گرفتند. البته آنها از خواب شاه اطلاع داشتند. هرکدام از آنها خواب او را یک جور تعبیر کرده بودند. زن ها معتقد بودند هریک از آن شانزده پله علامت یک روز است و، چون حالا ...
از فرمانده گمنام تا شهید نوجوانی که نان آور خانواده بود / مسئول عقیدتی سیاسی سپاه ناحیه ملایر: خون شهدا ...
باعث شد که امروز پایه های نظام مقدس جمهوری اسلامی در منطقه و در جهان مستحکم باشد. همسر شهید محمد دشتی، ضمن پذیرایی گرم از مسئولین و اعضای بسیج رسانه ملایر از خاطرات خود در مورد شهید گفت و اظهار کرد: پدر شهید، سال پیش به رحمت خدا رفته است. فاطمه دشتی با بیان اینکه همچنان منتظر هستم تا محمد از پله های ساختمان بالا بیاید، افزود: ما تازه بعد از شهادت محمد متوجه شدیم که او فرمانده
چه کسی برای این دختر بچه فلسطینی پدر و مادر می شود؟
حملات هوایی رژیم صهیونیستی به غزه، دیگر حرف نمی زد. درد خودم را یادم رفت. خجالت کشیدم. حس کردم درد من در برابر او هیچ است. ناگهان و بدون هیچگونه هشداری، اسرائیل خانه آن ها بمباران کرد. پدر و مادر فله، خواهران و برادرانش و تک تک اعضای خانواده او کشته شدند. حالا هیچکسی بجز او باقی نمانده. او حرف نمی زند. چیزی نمی گوید. چیزی نمی خورد. فقط روی تختش خوابیده و داروهایش را مصرف می کند. درد خودم را
دختری در امن ترین پناهگاه تهران پنهان شد + عکس
انگار باد خنکی عرق های سر تا پایمان را نوازش کرد. خیلی ها بین مسیر و روی پله های حیاط نشسته بودند و بهانه شان این بود که فقط آمده اند آقا را ببینند. خیلی هایمان بار اول بود آمده بودیم؛ این را می شد از نابلد بودن هایمان فهمید. از اینکه قنوت و رکوع نماز جمعه را نمی دانستیم و از آداب آن روز و نماز، تنها عاشقی اش را بلد بودیم. * زن سن و سالداری که از ایلام آمده بود تا زمانی که به
داستان عروس و پدرشوهر
ما کمک می کند و خرج خورد وخوراکمان را تامین می کند تا همسرم بتواند پول هایش را پس انداز کند و به فکر آینده ما باشد. وقتی رفتارهای پدرشوهرم و خونسردی های حسن را برای پدر ومادرم تعریف کردم، آن ها تعجب کردند و چندبار با پدر شوهرم صحبت کردند ولی فایده ای نداشت تا این که واقعا از دست رفتارهایش به تنگ آمدم و با پسرم راهی خانه پدرم شدم و شرط گذاشتم برای همسرم که یا خانه را جدا می کنی و از آن
بزرگداشت فرماندهان و شهدای مقاومت در زنجان + فیلم و تصاویر
رحم کنند. آن ها به برادر خودشان یعنی یوسف هم رحم نکردند و حضرت یعقوب از دست پسران خود مانده بود چیکار کند. مطمئن باشید اگر آن ها کمی بوی عقب نشینی از ما استشمام کنند، به ما رحم نخواهند کرد. وی با بیان اینکه نکته ای که به آن کم اشاره شده است این است که "قدس" مصلی امام زمان(عج) است گفت: آن جا را آزاد خواهیم کرد و امام زمان(عج) در آنجا نماز خواهند کرد و مطمئن باشید آن حضرت نیز از شهدای مقاومت ی
روایت فتح (مقاله وارده)
محمدهادی صحرایی با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوایشان کند و شما را بر ایشان پیروزی بخشد و دل های مؤمنان را خنک گرداند.... (توبه، آیه 14) یک سال از عملیات رهایی بخش طوفان الأقصی می گذرد. عملیاتی که در طراحی و اجرا بومی بود و توسط جوانان حماس در بهترین موقع انجام شد و دستاوردهای بی سابقه برای جبهه مقاومت؛ و برای صهیونیزم، شکستی که یادآور جنگ خیبر است را
روایت از خودگذشتی شهید زارع به زبان یکی از بسیجیان/ خنده رویی خصلت همیشگی آقا مرتضی بود
آقا مرتضی و آقا سجاد آنقدر محرز شده بود که حتی خانواده هایمان هم این را می گفتند. یکی دیگر از ویژگی های این دو شهید بزرگوار، سادگی و بی ریایی بود و همیشه رضای خدا را مدنظر داشتند. در سختی ها خم به ابرو نمی آورد ملکیان با بیان یک خاطره مصاحبه را ادامه می دهد: یک روز باران شدیدی بارید، خانه آقا مرتضی طبقه همکف بود، باران به قدری شدید بود که آب به داخل خانه آقا مرتضی
خورشید را دیدیم، درست وسط رسالت
صبح رفتم دنبال مهدی که با هم برویم صبحانه ای پروپیمان بزنیم پیش عموناصر و برویم نماز جمعه، لقمه آخر املت را که مهدی کشید کف تابه و آن روغن سرخ را جمع کرد و چپاند گوشه لپش تلفنش زنگ خورد، همسرش بود، گفت که فاطمه دخترش از خواب بیدار شده، تب شدید دارد و لرز، فقط بگو سوئیچ را کجا گذاشتی خودم ببرمش، مهدی گفت: خودم می آیم. نوشابه را نصفه سرکشیدیم و مهدی را رساندم دم خانه. خیالم این بود که با
رابطه پدر و فرزندی گرم و صمیمی یا موش و گربه؟!
کوتاه، وقتی برای خود ندارند و اگر همراهی پدر خانه نباشد، مسئولیت فرزندان و به عهده گرفتن کار های آن ها به مراتب مشکل تر خواهد بود. در این بین، اما هستند مردانی که هنوز نگهداری از فرزند، بازی کردن با او و در واقع وقت گذاشتن برای کودک و فرزند را کاری زنانه و وظیفه مادر می دانند. به عنوان یک پدر شما از کدام نوع هستید؟ رابطه اتان با فرزندان چگونه است؟ رابطه ای گرم و صمیمی حجت اله
دعای شهید جنگ احد که به فرموده پیامبر (ص) مستجاب شد
بهتر است با هم برویم حضور رسول اکرم. وقتی که در احد به حضور رسول اکرم رسیدند عرض کرد یا رسول الله داستان عجیبی دارم این حیوان را رو بطرف مدینه که می کشم به زحمت می آید، اما به طرف احد آسان می آید! فرمود: آیا شوهر تو وقتی که از خانه بیرون آمد حرفی هم زد؟ گفت یارسول الله یک جمله گفت، - چه گفت؟ از خانه که بیرون شد، دست ها را بدعا برداشت و گفت، خدایا مرا دیگر به این خانه بر مگردان! فرمود: همین است، دعای
مسجد جامع صغیر و پیشنمازهای آن
یکی سید اسماعیل که امام جمعه اینجا بود و یکی سید رزاق پسر بود که خانه اش تو خانه سید مصطفی قطبی سر کوچه بود، کنار مصلّا بود که بعد سید مصطفی قطبی خانه را از آنها می خرد و آن آیۀ نوری که نوشتند برای آن زمان بود که سید ابوطالب خوشنویس بالای بخاری نوشته بود که حالا باید پیدا کنم و به شما نشان دهم. بعد از آن آقا سید نعیما در آنجا نماز می خوانده. مرحوم پدر از پدرش نقل می کرد که وقتی می آمد
یادی از مرحوم غلامعلی پورعطایی، استاد بی بدیل دوتار از خطه تربت جام هم زمان با سالروز درگذشتش
به گزارش شهرآرانیوز ؛ شبیه دستان پدر همیشه پای یک زن در میان است. یک مادر. همان کسی که چشمان بلاتکلیف کودکی به روزمرگی های اوست. غلامعلی از وقتی چشم باز کرد، مادر را می دید بالاسر تنور کاهگلی خانه، پای اجاق آشپزی، کنار گهواره، پای سجاده نماز و هر آن کجا که خلوتی دست می داد، زمزمه هایی به لب داشت که او را مهربان ترش می کرد. اندوه مبهم مادر در پیچ و تاب گرفتاری های زندگی، گاه
امام جمعه ساوجبلاغ: ناتوانی اسرائیل در عملیات وعده صادق 2، عیان شد
به گزارش کوه سرفراز و به نقل از رواب عمومی، حجت الاسلام والمسلمین روح الله مختاری امام جمعه ساوجبلاغ در خطبه های نماز جمعه این هفته ضمن دعوت خود و همگان به تقوای الهی و شهادت سید حسن نصرالله رهبر مقاومت و سردار نیلفروشان، گفت: اگر امت اسلامی، به دنبال عزت و امنیت است، باید در راه خدا جهاد کند و اگر از این امر غفلت کند، دشمنان بر وی گستاخ خواهند شد . وی افزود: نباید از مسیر مبارزه با
داستان نخستین مواجهه یک خانواده با جنگ
طرف صدا بر می گشتندو مضطربانه به یکدیگر نگاه می کردند. فاطمه و محمد به پدر چسبیده بودند و تلویزیون نگاه می کردند و مادر هم داشت سفره شام را پهن می کرد که سوت ناگهانی خمپاره همه آن ها را زمین گیر کرد و بعد صدای سه انفجار نزدیک پی درپی، همه جا پیچید و خانه را لرزاند. بچه ها بغض داشتند ولی گریه نمی کردند. دست های مادر می لرزید. پدر با عصبانیت از جایش بلند شد و گفت: این چه وضعیه؟ چرا کسی کاری
رژیم صهیونیستی از درون و بیرون در حال فروپاشی است
امیدوار و بانشاط جایزه شان را بگیرند. نماینده ولی فقیه در استان قزوین بیان کرد: حضرت در ادامه فرمود امروز خیلی به روز قیامت و روز حشر شباهت دارد، وقتی از خانه هایتان به سمت محل برگزاری نماز خارج می شوید، به یاد بیاورید آن زمانی را که از قبرها برای حساب و کتاب در محضر خدا بیرون می آیید، وقتی در محل نماز وقوف می کنید، زمانی را به یاد بیاورید که قیامت برپا شده و شما با پرونده اعمالتان در
داستان شنیدنی نی ریز
، سگ ترسیده بود و خواسته بود فرار کند که این اتفاق افتاد. ما هم گریه کردیم و برگشتیم مکتب. معلم گفت: فضل اله چه شده؟ گفتم: سبو ها شکسته. گفت: پدر تو پولدار است و تو باید پول سبو ها را بیاوری. هر سبویی یک شاهی بود. برگشتم خانه به پدرم گفتم و پدرم گفت: مگر سبو ها را تو شکسته ای؟ گفتم: نه. گفت: ما پول همان یک سبو را که دست تو بوده می دهیم. آن زمان فلک می کردند. یک ترکه ی اناری می گذاشتند
به خاطر چشم های مظلوم سینا
، اما به ناچار همراهم شد. قهر با مادرزنم زیاد طول نکشید، اما رابطه امان هیچ وقت آنطور که باید و شاید خوب نشد... چند ماهی از زندگی مان گذشته بود و نرگس اغلب خانه ی پدرش بود. به خانه هم که می آمد کم حرف می زد. اهل حرف زدن و شوخی و خنده نبود و تا تقی به توقی هم می خورد اشک می ریخت. از رفتارش خوشم نمی آمد. در هیچ چیز استقلال نداشت، حتی بچه دار شدن... باورنکردنی است، اما آن روز وقتی فهمید خواهرش باردار
عروسی پیرشالیار
راس ساعت 9 قربانی صورت می گیرد و روز بعد برای پخت غذاهای محلی از گوشت استفاده می کنند. در طول جشن، مردم لباس های رنگارنگ و زیبا بر تن کرده و به رقص و شادمانی می پردازند. بعدازظهر پنج شنبه جوانان دف ها را آماده کرده و به همراه پیران دست در دست هم حلقه ای بزرگ که نشان از اتحاد آنان دارد، تشکیل می دهند. در این بین عده ای به اجرای رقص های عرفانی پرداخته و عده ای هم ذکرهای مذهبی را زمزمه می کنند. عروسی
آشنایی با مفاخر دهستان هرابرجان: محبوبه یزدانی نویسنده و پژوهشگر روستای ترکان
. این خانه بیش از خانه های دیگر که دیده بودم توجه مرا جلب می کرد. کاشی کاری ها و تالاری که داشت خیلی برای من جذاب بود. نوع کاشی کاری ها که پله پله شده بود و پله می خورد و می رفت یک قسمت دیگر مثلا دوتا اتاق داشت، می رفتیم توی تالا اتاق داشت، آنور پله می خورد دوباره چند اتاق داشت. یک زیر زمین داشت در حالی که وحشت داشتم از آن دوست داشتم بروم آن را ببینم که یک روز
پوشو یَی آجانسی بیگیر بیا اورجانس!
... - ولی و مرض... ولی و سینه ورم! هی ولی ولی ولی... خودُت تمرگیدی تو خونه نیذری منم یَی جی در شم. خدافظ! ***** گوشی ام که زنگ خورد و شماره بی بی را که دیدم نفسی از سر آسودگی کشیدم. - جانم بی بی؟ خدا رو شکر که خوبی! نمیدونی چقد نگرانت بودم. - مرضضض... خوب چی چیه؟ پوشو یَی آجانسی بیگیر بیا اورجانس!
مرگ عبرت برای زندگان است
فرامین امام امت، خمینی عزیز را بدون چون و چرا انجام دهند و منتظر ظهور ذریه رسول خدا (ص) امام زمان (عج) باشید که ان شاء الله خداوند فرجش را در این زودی زود قرار دهد. در آخر از تمام مردم شهیدپرور می خواهم اگر حقی بر بنده دارند بر ما ببخشند شاید خداوند ما را بیامرزد. مخصوصا از پدر و مادرم درخواست بخشش می کنم که نتوانستم رضایت وجود مبارکشان را فراهم سازم و از خداوند طلب آمرزش می نمایم و
بازنشر یک گفتگو به مناسبت شناسایی پیکر شهید ابراهیم زمانی باجگانی
خدا و امام را به دست می آوردیم. وی ادامه داد: شهید در وصیت نامه نوشته؛ آیندگان هم آرزو خواهند کرد که ای کاش ما هم در دوران امام خمینی(ره) بودیم و از جبهه های حق علیه ظلمت دفاع می کردیم. نماز شب را ترک نکنید زمانی با بیان اینکه ” ابراهیم” در وصیت نامه به پدر و مادر و بستگان اعلام کرده، بیان داشت: می خواهم که در شهادتم بی تابی نکنید که باعث کم شدن اجر شهید و خوشحالی دشمن
مرگ بر اسرائیل لالایی کودکان لبنانی است
لحنی از بغض و مقاومت در فراغ رهبر جبهه مقاومت گفت: در روستای کوچک ما در لبنان لبیک یا نصرالله و الموت اسرائیل لالایی کودکان بود، هر شهیدی که پرپر می زد می گفتیم فدای چشمان سید نصرالله، آن سیدی که تمام زندگی خود را فدا کرده است و چشمانش معنای استراحت را بلد نبود و خواب بر چشم نداشت. وی ادامه داد: سید حسن نصرالله برای اینکه آبروی مردم لبنان جلوی دنیا و قبل از آن جلوی خدا حفظ شود از تمام
چهارمین جشنواره برترین های مساجد شهرستان سنندج برگزار شد
دینی و اجتماعی مسجد گریزی زد و افزود: خادمین مساجد شامل نگاه رحمت الهی قرار گرفته چون این افتخار بزرگی است که نصیب هر انسانی نمی شود. ماموستا بهمنی اظهار کرد: خداوند تا زمانی که کسی را دوست نداشته باشد و با نگاه رحمت به آن نگاه نخواهد کرد و به خانه خود دعوتش نمی کند. وی با بیان اینکه کسانی که باعث عمران و آبادانی مادی و معنوی مسجد می شوند ایمان باطنی به خدا دارند، گفت: از
آمریکا و اسرائیل شکست پذیر هستند
حجت الاسلام و المسلمین رضا نوری در نماز عبادی و سیاسی جمعه با اشاره به اینکه امروز در دشمنان و کشورهای جانی، مستکبر و زیاده خواه همچون آمریکا و اسرائیل با دیپلماسی بازدارندگی ایجاد نمی شود، افزود: گرچه دیپلماسی بسیار مهم است اما برای آن ها باید در میدان بود و محکم ایستادگی کرد و به دهان آنها زد. حضور در میدان آن ها را متوقف می کند. وی با بیان اینکه امروز نماز جمعه تهران به امامت مقام
تکریم سالمندان افتخار دین اسلام است
/> کازرونی بیان کرد: دو نکته در این خصوص مطرح می شود، اول اینکه انسان باید از عمر و زندگانی بهره برد و دوم اینکه یکی از شاهکارهای دین ما و اولیای دین و ادیان اسلامی، حفظ حرمت پدر و مادر است و این احترام عاقبت بخیری می آورد. وی ادامه داد: خانه سالمندان یعنی بی حرمتی به پدر و مادر، وقتی پدر و مادر همه وجود خود را برای ما می گذارند، این اقدام از سوی فرزندان در دوران ضعف و ناتوانی والدین بی