گلایه های بازیگر ی که از مختار نامه کنار گذاشته شد: با صدا و سیما قهرم!
سایر منابع:
سایر خبرها
بهروز وثوقی: خیط شدن در کنکور باعث شد وارد سینما شوم/ قبل از بازیگری شکارچی پشه مالاریا بودم / چند تا ده ...
دوازده سیزده سال پیش، وقتی دیپلم طبیعی خودم را گرفتم در کنکور دانشکده ی فنی شرکت کردم و دلم می خواست در رشته ی نفت درس بخوانم و اصلا عاشق این رشته بودم اما چنان که افتد و دانی، بنده هم در اوان جوانی در کنکور آن چنانی رد شدم! و همین خیط شدن باعث شد که وارد سینما شدیم، چون اگر در کنکور قبول می شدم، حتما سرنوشتم عوض می شد و حالا زندگی دیگری داشتم. نمی خواهم از این بحث چنین نتیجه بگیریم که نفت و
دختر زنجانی سقا دلیسی شد! + عکس
... .وقتی از او دلیل این عنوان را پرسیدم، گفت: چند سال پیش با دوستان در هیأت حیدریون مشغول عزاداری و عرض ارادت به ساحت حضرت عباس(ع) بودیم که وسط مراسم از شدت لطمه زدن بدون اختیار در مجلس کمی بی حال شدم ؛ همان جا یک پیرزنی اهل دل با آب بالا سر من آمد و با کلی التماس دعا گفت: دخترم، خوش به سعادتت و تو واقعا سقا دلیسی هستی . از آن به بعد این عنوان و لقب به من نسبت داده شد و دوستان و آشنایان مرا با این لقب صدا می زنند و می شناسند. *آذر عباسی - خبرنگار از زنجان / روزنامه جام جم
علامه حسن زاده آملی به روایت نزدیک ترین شاگرد
هم از شما تقدیر و تشکر می کنم تا بتوانیم دقایقی در محضر شما و دوستان عزیز باشیم. درباره ورود به حوزه، ابتدا در ششم ابتدایی که فارغ التحصیل شدیم، وارد حوزه علمیه خاتم الانبیاء (صدر سابق) شدیم. بعد از دو یا سه سال در سال 1349 وارد حوزه علمیه قم شدم. مرحوم جدّ ما، از علمای بسیار وارسته بود و آشنایی با مرحوم آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی را داشتند. ایشان محبت کردند
یک بیت حافظ باعث نوشته شدن نرگس در گلستان ادب فارسی شد
و سال 1386 چاپ شد. یادم هست در هشتصدمین سالروز تولد مولوی سخنران بودم، سخنرانی به زبان انگلیسی بود و من داشتم راجع به جایگاه گل و گیاه در اشعار مولوی می گفتم، جلد کتابی را که هنوز منتشر نشده اما طراحی شده بود، روی پرده انداختم. بعدها به من اعتراض کردند که شما رفته بودید در مورد مولوی سخنرانی کنید اما کتابتان را تبلیغ کردید. سال 1386 چاپ اولش بود. سه سال بعد _سال 1389_ چاپ دومش بود.
عشق چگونه مکرر می شود؟/راوی آن قدر گریه می کرد که مستاصل می شدم
با گلایه پرسیدم، شما که ما را در این شرایط گذاشتی و رفتی، فکر نکردی ممکن است چه بلایی سر من و دو تا بچه ات بیاید؟ احمد گفت من نرفته ام. همینجا هستم ولی شما نمی بینید! یادت هست هفته پیش قرار بود در جاده تصادف کنی؟ من بودم که مانع شدم! نویسنده کتاب پاییز آمد در ادامه گفت: همراهی و همدردی و نصیحت اصلاً فایده نکرد. در نتیجه مستاصل شدم. تا اینکه پیش از یکی از سفرها به زنجان با علی پسر بزرگ اش تماس
بهروز وثوقی قد چقدر است؟
آتشین با لقب هنری گوگوش متولد شهر تهران و محلهٔ سرچشمه است. تاریخ تولدش 1329/11/18 است اما خودش ادعا دارد متولد 15 اردیبهشت است. مادرش ارمنی مسیحی بود و اکثر اوقات او را با نام گوگوش صدا میزد و بعد تر از آن تصمیم گرفت که این نام را به عنوان لقب هنری استفاده کند. این اسم در میان افراد ارمنی زیادی وجود داشت و پدرش قصد داشت اسم شناسنامه ای را نیز گوگوش بگذارد اما ثبت احوال موافقت نکرد
دَرّودی؛ دنیای لایتناهی رنگ ها
مان هم دور بود. ساعت هایی را که غیبت داشتم، به حساب کلاس های شیمی و فیزیک و این جور چیزهایی که توی مدرسه در آن ضعیف بودم می گذاشتم. به هر صورت من تصمیم نگرفتم که نقاش شوم، که نقاشی می کنم؛ یک جوری باید بگویم که نقاشی مرا انتخاب کرد. هفده ساله بودم که به فرانسه آمدم و وارد مدرسه بوزار شدم. سال ها بعدش یک کارم که توی مجله لز آرتLes Arts آن موقع درآمده بود... باعث شد که آمریکا دعوتم کند
ستاره گلزن سپاهان: طرفدار قائدی و رونالدو هستم!
شهرستان های استان ایلام به دنیا آمدم و از وقتی چشم باز کردم عاشق فوتبال بوده ام. از 13 سالگی وارد مدرسه فوتبال شدم و به لطف داشتن تیم لیگ برتری در فوتبال ایلام، خیلی زود به لیگ برتر رسیدم. یکی از جوان ترین بازیکنان تاریخ لیگ برتر زنان هستی. بله من حدودا 5 سال است که در لیگ برتر بازی می کنم. از 13، 14 سالگی. آمار مشخصی وجود ندارد، ولی فکر می کنم از جوان ترین بازیکنانی باشم که
فوق ستاره آرژانتینی همچنان عطش قهرمانی دارد
قهرمانی کم نشده. بخشی از این مصاحبه را در ادامه می خوانید. اولین جامی که در کودکی ات بردی را به خاطر داری؟ عکس هایی از کودکی ام که اولین جام را گرفته ام، دیده ام اما درست یادم نیست که بابت چه چیزی بود. حتماً مثل وضعیتی که الان یکی از پسرانم دارد، من هم حواسم نبوده است که چه اتفاقی دارد رخ می دهد. من از همان کودکی فقط دنبال لذت بردن از فوتبال بودم. فوتبال عشق من است.
اگر هنرمند به معارف اهل بیت(ع) اعتقاد نداشته باشد اثر باورناپذیر نمی شود
سید محمد مصطفی موتورچی که مدیر تئاتر استان ها و مدیر تئاتر مساجد حوزه هنری انقلاب اسلامی است و در دوره قبل جشنواره بیست ویکم امام رضا علیه السلام به عنوان دبیر بخش سرود روستایی، مسئولیت داشت در گفتگو با رضوی عنوان کرد: من تا حدود دو هفته قبل از برگزاری این جشنواره خدمت دوستان بنیاد امام رضا(ع)، بودم اما به خاطر مشغله کاری و اینکه مسئولیتی که در حوزه هنری انقلاب اسلامی داشتم نتوانستم تا پایان این
مشتاقانه منتظر اعزام دوباره ایم
شدند تا این خدمات در کشورمان ادامه یابد. رفتیم تا در جهت رفع آلام بشری خدمت کنیم او درباره ریسک این ماموریت نیز ادامه می دهد: من در آن لحظه به هیچ چیز فکر نمی کردم. درواقع همه ما که اعزام شدیم، فقط به این فکر کردیم که زودتر به آنجا برسیم و به مجروحان کمک کنیم. به خاطر خدا این خدمت داوطلبانه را انجام دادیم. با اینکه کارمند جمعیت هستم و در بخش معاونت درمان هلال احمر کار می کنم، ولی
از جایگزینی جواد عزتی به جای محسن تنابنده تا عوض شدن محمدرضا فروتن به جای امین حیایی
به گروه پیوسته، قرار بوده نقش مالک را محسن تنابنده بازی کند. او توضیح داده: وقتی وارد پروژه شدم، برای نقش مالک با محسن تنابنده صحبت کرده بودند، اما محسن به خاطر شلوغی و اینکه باید پایتخت را کار می کرد، نتوانست بماند و انصراف داد. جواد عزتی بعد از بازی درخشان در ماجرای نیمروز و رد خون گزینه مناسبی برای نقش مالک تشخیص داده شد. او تعریف کرده با جواد عزتی رفاقتی دیرینه داشته و تشخیص او این بوده
سازمان مجاهدین از شعار صداقت و فدا تا رویکرد وقاحت و جفا / همه زنان ملکِ طلق مسعود رجوی هستند عاطفه را ...
بیمارستان هستم و دستم را بخیه زده اند و از اینکه هنوز زنده ام، متأسف شدم. بعد از آن قدری فشارهای روحی را بر روی من کمتر کردند. فشارهای طاقت فرسا به طور واقعی، اکثر افراد با اجبار و فشار در قرارگاه اشرف مانده اند. فشارهای روانی روی نفرات واقعاً طاقت فرساست. آنها از تمامی تکنیک های جدید شکنجه روحی استفاده می کنند. کار مسئولین سازمان صرفاً اجرای همین فشارها و شکنجه ها به صورت روزمره
کلبه ی قیصر در قُرق شعر
گفت وگوی تفصیلی نشریه تقاطع شماره 40| هربار که با امیر عاملی برای هماهنگی مصاحبه تماس می گرفتم، پیشامد یا شاید بهانه ای از جانب او باعث می شد تا زمان گفت وگو به آینده ای نزدیک اما نامعلوم موکول شود. دوماه من تماس گرفتم و هر بار با پاسخ هایی از این دست رو به رو گشتم: قزوین نیستم. ، قزوین بودم کاش زودتر تماس می گرفتید. ، امروز برای جراحی دندان رفتم تهران. ، برای فیزیوتراپی که آمدم قزوین با شما تماس می گیرم. و... اما سرانجام در یک شب تب دار شهریوری با او در دفتر کارش در قزوین قرار گذاشتم. اگرچه بیش از دو دهه است که امیرعاملی عطای کار فرهنگی و هنری در قزوین را به لقا ...
رنگ امیدبخش ادبیات در سینمای داستانی
. این فیلم با عنوان اینجا فرمانده منم، من دستور می دم برشی از کتاب پاییز آمد خاطرات فخر السادات موسوی همسر سردار شهید احمد یوسفی فرمانده بسیج زنجان به قلم گلستان جعفریان است. روایت عاشقی که بعد از چهل سال زنده و جاودانه است. این کتاب به زندگی خصوصی این شهید و همسرش و نحوه آشنایی و عشق شان می پردازد، اتفاقی که در کتابهای مشابه کمتر رخ می دهد. در بخشی از کتاب آمده است: این خانه
کنجکاوی پدر شوهر راز عروس قاتل را لو داد
را می دیدیم و نه سه نوه ام را به ما نشان داد. از طرفی مطلع شدیم سه ماه بعد از فوت پسرم، او با پسری که 10 سال از خودش کوچک تر است، ازدواج کرده است. این ازدواج یک سال بعد از مرگ پسرم رسمی شده و آنها در یک خانه زندگی می کنند؛ پی جوی قضیه شدم و شکم بیشتر و بیشتر شد. با شکایت مرد میانسال، به دستور بازپرس حمیدرضا کیاستی نیا تحقیقات آغاز شد. بررسی های تیم جنایی حکایت از آن داشت که
رازهای افزایش اعتماد به نفس
در این باره گفته: بن مایه طنازی دارم اما درام اجتماعی، ژانر مورد علاقه من است. بازی در نقش اسما در سریال تانک خورها سریال تانک خورها درباره دفاع مقدس است و عاشورپور در آن نقش اسما را بازی می کند. اسما یک پرستار جوان اهل خوزستان است که خانواده اش به اجابر برای او نامزد انتخاب کرده اند اما خودش عاشق رزمنده ای جوان و پولدار به نام جواد می شود و این عشق دردسرهایی را برایش به
پاییز و عاشقانه ای 40 ساله؛ نگاهم به ادبیات پایداری سورئال و رمانتیک نیست
چالش در روند این مصاحبه ، زنده بودن داغ و زخم از دست دادن وتراژدی شهادت احمد برای فخرالسادات بود. با اینکه حدود 40 سال از شهادت شهید یوسفی گذشته است ولی برای ایشان انگار خبر شهادت احمد را همین دیروز به او داده اند. در روند مصاحبه ها متوجه شدم زندگی با شهید یوسفی برای خانم موسوی هنوز تمام نشده و با همان الگو و شیوه زندگی می کنند. دانشجو: نگاه منطقی و پژوهشگرانه شما و فخرالساداتی که هنوز در
در ایران، اولویتم بازی برای مس کرمان است
شرایط پارسال دلخور و ناراحت هستم. ما بارهاوبارها به باشگاه رفتیم باوجوداینکه در کورس قهرمانی بودیم کوچک ترین مسائل ما را حل نکردند. کوچک ترین مسائل ما مثل ایاب وذهاب، نبودن پزشک و ... به هرحال من خودم از سال گذشته بسیار ناراحت هستم. فقط جا دارد یک خسته نباشید به کادر فنی و بچه هایمان بگویم که با تمام آن مسائل قهرمانی را کسب کردیم. یکی دو ماه آخر که آقای کافی آمدند باز شرایط بهتر بود؛ اما باز هم
دیدگاه واقعی شهدا را به جوانان منتقل کنیم
/> درست است که سی و چند سال از شهادت شهید یوسفی می گذرد، اما من هر روز با اوزندگی می کنم، در خواب هایم با احمد صحبت می کنم. طبیعتا یادآوری خاطره ها سخت است اما شیرینی این یادآوری آنجاست که به خاطر می آوریم شهید عزیز ما در راه خدا فدا شده است و این دل تنگ ما را آرام می کند. گاهی حتی به مسائل دیگری مشغول هستم اما به خودم می آیم و می بینم با شهید صحبت می کنم یا در خواب کنارش هستم. این احساسات برای همسران
پنالتی چیپ اتفاقی نبود، رویای آن را از کودکی داشتم
یکی از بازیکنان تأثیرگذار تیمم هستم و این برایم خوشحال کننده است. * از انگیزه هایت برای ادامه فصل بگو و اینکه چه اهدافی برای خودت ترسیم کرده ای؟ - انگیزه من این است که بتوانم تلاش کنم و اول به تیمم کمک کنم، دل مردم و خانواده ام را شاد کنم و دوباره به تیم ملی برگردم. اما برگشتن به تیم ملی با توجه به حضور بازیکنان خوب و باکیفیت در تیم ملی، نیاز به تلاش خیلی خیلی بیشتری دارد. باید
گفت وگوی جنجالی: سی ان کی در تور خبرنگار ورزش سه!
هم در آن برنامه می شد دید. من که دیروز و یک ماه پیش و یک سال پیش نرسیده ام، بلکه از سال 72 در رادیو کار می کنم. من زمانی که بازیکن امید کشاورز بودم وارد رسانه شدم و عشق و علاقه ام به رسانه باعث شد فوتبال را جدی دنبال نکنم. * شما در مجموع خودتان را یک گزارشگر موفق و صاحب سبک می دانید؟ من با یک مثال صحبتم را تمام می کنم؛ می گویند انسان به درجه ای از شعور رسیده که می تواند مثل
وقتی تیتراژهای این سریال رکوردها را شکست | جزئیاتی تازه درباره محسن چاوشی، شهاب حسینی و ترانه علیدوستی ...
در یکی از گفت و گوهای رسانه ای خود درباره قطعه تنها امید زندگی و دیگر همکاری هایش با سریال شهرزاد توضیح داد: این کار سال گذشته از سوی تهیه کننده و کارگردان سفارش داده شد و در همین راستا با پدرام کشتکار برای ساخت اثر صحبت کردم و نهایتاً کار روی شعری از علیرضا شجاع پور آهنگسازی و تنظیم شد و بنده با تمام وجود و عشق این اثر را خواندم به همین خاطر یکی از کارهایی است که بسیار دوست دارم. از طرفی حال و