سایر منابع:
سایر خبرها
از رفاقت تا خیانت / داستان تلخ زنی که به دست دوستش شکست خورد
به گزارش رکنا، زن جوان که اشک ریزان سفره عقده هایش را در اتاق مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شفا گشوده بود، درباره ماجرای تهمتی به رنگ حقیقت گفت: 19 ساله بودم که با پنجمین خواستگارم به گفت وگو نشستم. آن روز مانند همیشه دخترخاله ام نیز به خانه ما آمده بود تا از نظراتش درباره خواستگارم استفاده کنم چراکه مریم دختری باهوش و چرب زبان بود که همواره از مشورت های او بهره می بردیم. با آن که مریم فقط یک
جنگ به روستای ما آمد
جنگنده ها می شود. چند زن و بچه های قد و نیم قد. هفت ماهه ... دو ساله . پنج ساله . بعد هم حتما اعلام می کردند که ماشین یکی از فرماندهان را زده اند، نگران بودم. نگران بچه ها،نگران ماشین نگران شوهرم که منتظرمان بود و شاید قبل از رسیدن ما شهید می شد. شاید هم ما قبل از رسیدن به او شهید می شدیم، نمی دانم. هیچ چیز دیگر قابل پیش بینی نبود. فقط باید توکل می کردی سوار ماشین که
(تصاویر) زندگی خصوصی، عکس های شخصی و بیوگرافی ریما رامین فر
کلاس های استاد سمندریان را نیز گذرانده است. ریما رامین فر همسر امیر جعفری بازیگر سینما و تلویزیون است. امیر جعفری با حضور در برنامه دورهمی در کنار مهران مدیری گفت: “ در یک تئاتر با ریما آشنا شدم و عاشقش شدم. ما 8 سال نامزد بودیم و رکورد نامزدی را شکستیم، چون پول نداشتیم ازدواج کنیم و آن زمان فقط تئاتر کار می کردیم. بعد که وارد تلویزیون شدیم اوضاع بهتر شد و ازدواج کردیم .” این زوج هنرمند
سالگرد کوچ شاعر کوچه/ فریدون مشیری شاعر طبقه متوسط بود نه فرهنگ بورژوایی
! بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید... فریدون مشیری هم مثل هوشنگ ابتهاج ، به شعر بسنده نکرد و اهل موسیقی هم بود و یکی از دلایل محبوبیت فراوان او همین است
راز ماندگاری محمدرضا شجریان چیست؟
پیدا کردم و متوجه شدم با عنوان جانسوز شناخته می شده و در جوانی نواری را در سوگ بنان منتشر کرده بود که یک طرف را خود و طرف دیگر را استاد شجریان خوانده بود. او ادامه داد: شخصیت آقای دادبه را مطالعه و بررسی کردم که چرا آقای شجریان باید عاشق این مرد باشد و شخصیت او را در خود بپروراند. متوجه شدم اینکه آقای شجریان یک سر و گردن از همه خوانندگان بالاتر است، بخاطر مردم شناسی و به روز زندگی کردن
پیانونوازی فرشاد وسط متروی آلمان؛ کسب وکار موفق خانم ایرانی در بروکلین
/> سال 2015 اروپا مرزها را بست و پدر و مادرم تصمیم گرفتند که هرچه سریعتر به آلمان مهاجرت کنیم. اوایل مهاجرت خیلی تعجب می کردم که کودکان دیگر کار نمی کنند. تازه متوجه شدم که باید در این سن درس بخوانم و تکالیفم را انجام بدهم. در آخر یکی از داوران که از شنیدن قصه و قطعه پیانوی او متاثر شده است، می گوید: حس کردم یک فیلم را تماشا می کنم و او شخصیت اصلی آن فیلم است. این قطعه انگار داستان زندگی او را روایت
شازده کوچولو مقاومت مردم فلسطین را به تصویر کشید
شازده کوچولو به کارگردانی عمار خطی برای نخستین بار در جشنواره بین المللی فیلم کوتاه رونمایی شد و در بخش اصلی و شاخه زیتون جشنواره حضور داشت. در خلاصه داستان شازده کوچولو آمده است: امینه، دختری هشت ساله است که با پدربزرگش زندگی می کند و هرشب از حفره سقف ویران شده خانه، به آسمان خیره می شود تا با دیدن ستاره دنباله دار آرزویش برآورده شود. واقعیت اما شبیه به خیال او پیش نمی رود.
جنگ غزه و کودکانی که از پدر و مادرشان جدا افتاده اند
. آوارگی های مکرر فاطمه، زن فلسطینی تاکنون بارها مجبور به نقل مکان زندگی خود شده است. او ابتدا از شمال نوار غزه به مجتمع الشفاء رفت و در زمان حمله به مجتمع، مجبور به ترک آن و رفتن به جنوب، همراه با پدر، مادر و خواهر و برادرانش شد. اما او نتوانست فرزند شیرخوار و دختر کوچکش را که نزد پدرشان در خانه پدربزرگش در شهر بودند، با خود ببرد. او به خبرگزاری آناتولی گفت: پس از
درخواست 4 فرزند برای قصاص پدرشان!
به گزارش تابناک به نقل از ایران، مرد میانسالی که سال 1401 در خانه اش واقع در ورامین مرتکب قتل همسر 50 ساله اش شده است، برای محاکمه در شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران از خود دفاع کرد. 4 فرزند این زوج وقتی به خانه رفته و جسد مادرشان را پیدا کردند در تماس با پلیس خواهان پیگیری ماجرا شدند و در همان ابتدا پدرشان را به عنوان تنها مظنون این جنایت به پلیس معرفی کردند. فرزندان مقتول به تیم جنایی گفتند که
داستان پسر میوه فروش و دختر مطلقه
رفتارهای آنان خسته شدم و به آن ها گفتم فقط 10روز وقت دارید تا دختری را برای ازدواج با من پیدا کنید!آ ن ها هم بلافاصله جست وجوها را شروع کردند و حمیده را برایم انتخاب کردند که دختری از همشهری های خودمان بود. ما به خواستگاری رفتیم و آن ها هم بی درنگ پذیرفتند. خلاصه یک هفته بعد من و حمیرا سرسفره عقد نشستیم ولی او همان روز اول به من گفت: پسر دیگری را دوست داشته و تنها به اصرارخانواده
رفاقت با رضا صادقی در ارث بابام شنیده شد/ قِصه غُصه بعد از خنده
ها و گلایه ها نماند. رضا صادقی در این متن نوشت: سلام و عرض احترام به همه جانانم. از خواب که بیدار شدم دیدم به حکم محبت خیلی از عزیزان برام پیام گذاشتن که بگو هوادارا وارد کارزار بشن برای رای دادن در برنامه سه ستاره خیلی سپاسگذارم اما یه قصه کوتاه باید بگم و بعد. سال 84 آذر ماه من دعوت شدم به یه جشن، جشن شبکه 3؛ اینکه نمی خواستم برم چون اسم منو برای سریال ارث بابام نزدن بماند
ناصر حجازی: واقعا سرسام گرفتم از دست این دخترها / تمامی این ها خواهان ازدواج با من هستند
این دخترها. این ها مثل این که بو می کشند و مرا هرجا که هستم پیدا می کنند. بعد از این که از استرالیا برگشتم در خانه مان با کوهی از نامه روبه رو شدم. اول گمان می کردم که نامه ها از طرف دوستانم فرستاده شده اما وقتی شروع به گشودن آن ها کردم دریافتم که همه ی این ها از طرف دخترانی فرستاده شده که از سراسر کشور برایم نوشته اند. و عجیب این که تمامی این ها خواهان ازدواج با من هستند! بسیاری شان از به هم
10 فیلم دستکم گرفته شده نیکول کیدمن که باید تماشا کنید
/> برایش مردن یک تریلر کمدی سیاه محصول سال 1995 و درباره یک گزارشگر آب وهوا در یک شهر کوچک با بازی نیکول کیدمن است. این زن که رویاهایش برای داشتن یک شغل بزرگ یعنی مجری تلوزیونی توسط همسرش به حاشیه رفته است، همزمان که رویاهایش بزرگتر می شوند، تصمیم می گیرد که همسر خود را از صحنه خارج کند. او یک پسر دبیرستانی را که عاشقش است و خواکین فینیکس نقشش را بازی می کند در یک برنامه تلوزیونی به بازی می گیرد و
کتابی که خانم ها دوست دارند
کنارش یک زندگی را تماشا می کنم لذت می بردم. از احساساتش، از بیان روحیاتش، از لحنش و ... و دیدن منظره هایی که از دید این خانم اتفاق می افتاد لذت می بردم. به طوری که گاهی یک فصل را تمام می کردم ولی متوجه نمی شدم این شخصیت جدیدی که وارد این فصل شد، قرار بود چه چیزی را بگوید؛ اما بعدش متوجه می شدم من آن قدر محو آن چه سارا می دید و تجربه می کرد بودم که برایم اهمیت نداشت که داستان به کجا رسیده. از همراهی
جنگ به روستای ما آمد
دیدم خواهر بزرگترم نیست، به سرعت به خانه برگشتم و صدایش زدم . نشسته بود توی اتاق و گریه می کرد، می گفت نمی آید، می گفت اینجا خانه ماست، چرا باید خانه هایمان را رها کنیم؟ می گفت می خواهد همین جا بمیرد، در جنوب. نه اینکه حرف هایش را نمی فهمیدم، می فهمیدم، من هم عاشق جنوب و سکوتش بودم، همانقدر که عاشق ضاحیه و شلوغی هایش، شاید اگر وضع بهتری بود می نشستم کنارش و با هم گریه می کردیم
پروانه ای که سوخت
، با دیدن همکاران سرگرد غافلگیر شد. او را به اداره آگاهی و اتاق سرگرد بردند. در ابتدا همه چیز را انکار کرد، اما بعد از این که متوجه شد راه فراری نداردوسرگردهمه چیز رامی داند وکلی مدرک علیه اوست، اعتراف کرد: من عاشق پروانه بودم، اما بعد از این که صورتش سوخت و خانه نشین شد، زندگی برای هر دو ما سیاه شد و من درگیر روابط دیگری شدم. پروانه چند بار پیشنهاد داد ازهم جدا شویم، اما نمی خواستم آدم بد این ماجرا
تلخ ترین خاطره علی دایی با تیم ملی/ دوری ام از فوتبال دستوری نیست/ وقتی شنیدم محمد بنا مستاجر است، از ...
علی دایی یک نام فراموش نشدنی نه تنها در فوتبال بلکه در ورزش ایران است. سرمربی اسبق پرسپولیس و تیم ملی که همواره عادت دارد حرف هایش را بدون پرده پوشی بر زبان بیاورد، سوم آبان سال 1400 مصاحبه ای اختصاصی با خبرورزشی انجام داد که همراه باهم چکیده حرف های آن روز شهریار را مرور می کنیم:
حیاط کودکی مان که سنگر جنگ شد
این رمان به بررسی ابعاد اجتماعی و سیاسی می پردازد و سعی دارد تا صدای مردم فلسطین را در برابر ظلم و بی عدالتی به گوش جهانیان برساند. من پنج ساله بودم و در یک صبح زمستانی خورشید بهاری سعی می کرد جای طبیعی خود را اشغال کند تا آثار حمله شب تاریک زمستانی را بر اردوگاه از بین ببرد. برادرم محمد که هفت ساله بود دستم را گرفت و از طریق جاده های اردوگاه به سمت حومه آن پیش رفتیم.
کودکان را بشناسید؛ آن ها آینده هستند و ما نیز بخشی از این آینده هستیم
سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران ( ایبنا ) - فاطمه خداوردی: در دل هر کتابی، دنیایی از خیال و واقعیت نهفته است؛ دنیایی که می تواند روح کودکانه مان را زنده کند و ما را به سفرهای دور و نزدیک ببرد. این سفرهای شگفت انگیز با قصه هایی آغاز می شود که به دست و زبان افرادی پرشور و عاشق ادبیات کودک، به ما و کودکان منتقل می شوند. مهرآذین مدرس، مروج جوان کتاب کودک، یکی از این شخصیت هاست که با برگزاری جلسات قصه گویی و کتاب خوانی و انجام فعالیت های مبتنی بر کت
نور صدا جنایت
فقر و بیماری فرزندش عنوان کرده بود. قربانیان مهین قدیری پنج زن میانسال و یک مرد بودند و اولین کسی که مهین قدیری به قتل رساند مرد صاحب خانه بود. مهین قدیری پاییز 1389 به دار مجازات آویخته شد و به این ترتیب مهر پایان بر این پرونده خورد. لانتوری سال تولید: 1394 کارگردان: رضا درمیشیان بازیگران: نوید محمدزاده و مریم پالیزبان خلاصه فیلم: پسر جوانی(نوید محمدزاده)به نام
حسادت مرگبار به فامیل خوشنام
عاشق کارم به عنوان افسر ویژه قتل بودم. 10سال قبل در حالی که چهارسال از حضورم در اداره جنایی می گذشت ساعت 7:45 صبح تازه وارد اداره شده بودم که تلفن کشیک ویژه قتل زنگ خورد. آن سوی خط مأمور کلانتری یکی از محلات بالای شهر بود. جناب سروان یک وکیل را به گلوله بسته اند و هرچه سریع خودتان را برسانید. آدرس را گرفتم و راهی محل جنایت شدم. هنوز شهر خلوت بود و 20 دقیقه بعد از تماس به محل جنایت رسیدم
گره گشایی راننده تاکسی با دل امام رضایی
r/> وی تأکید کرد: به قربان آن آقایی بروم که وقتی می طلبد خود می داند چگونه گره گشای کار زائر خود باشد. این زائر امام رضا ادامه داد: همچنان گریه می کردم و بر خلاف میل باطنی وسایل سفر را جمع می کردم تا اینکه ساعت 10 ونیم شب همسرم بادل و تنی خسته به منزل آمد، از ظاهرش فهمیدم پولی جور نشده و همین شد که سؤال نکردم؛ اما منتظر بودم بگوید حل شد، تا اینکه همسرم به اتاق رفت و طبق عادت سر سجاده
لباس پرنسسی زن علیرضا بیرانوند
. جایی نداشتم که شب ها بخوابم. برای خواب حدود سه ماه خانه عمه ام بودم ولی خب بیشتر از این نمی شد آنجا ماند، چون اذیت می شدند. بعد از اینکه از خانه عمه ام بیرون آمدم به خاطر اینکه جایی برای خواب داشته باشم رفتم برای یک کارواش کار کردم. بعد از کارواش به یک پیتزافروشی می رفتم و کار می کردم. من حتی در تهران رفتگری هم کردم. همیشه و همه جا اینها را می گویم و هیچ وقت فراموش نمی کنم؛ مخصوصا رفتگری ام را. من
جشن تولد هشت سالگی به عشق ثامن الحجج(ع) در حرم رضوی
خیلی دوست داشت. ولی برایم جالب بود که از شب توّلد تا روز توّلدش، هر اتفاقی که برایش افتاد را به پای امام رضا(ع) می گذاشت. مثلا شب توّلد وقتی داشت داخل صحن انقلاب، بعد از اینکه نماهنگ بابا رضا را می خواند، یک خانمی آمد، دو تا دستبند دخترانه به دخترهای من داد. بعد از رفتنش، مهرناز گفت: این کادوی امام رضا(ع) است، من خیلی جا خوردم از این حرفش، چون این جمله خیلی بیشتر از سن یک بچه 8 ساله است.
فلورا سام: از 8 سالگی در تلویزیون بودم، اما حالا دوست ندارند با تلویزیون کار کنم!
کارگردانی در عرصه تئاتر در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب است. نمایش شب های طهرون به نویسندگی و کارگردانی فلورا سام اثری است که این هنرمند بعد از سال ها دوری از عرصه تئاتر روی صحنه آورده است. این نمایش روایت گر داستان 3 زن در دهه 50 شمسی است که به دلیل سختی های زندگی و چالش هایی که با آن روبه رو هستند در رسیدن به رویا های خود ناکام می مانند. شب های طهرون در فضایی طنز و با استفاده از
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی امیرعلی دانایی
بازیگران تازه ای وارد این کار شوند و دیده شوند. او واقعا همه را در طول کار حمایت و همراهی می کند. حالا که به عقب بر می گردم می بینم خیلی از آرزو هایی که داشته ام رویایی بوده، اما الان به همه شان دست پیدا کرده ام. پول و پارتی نگذاشتم وسط، تنها از خدا کمک خواستم. امیدوارم بعد از این هم بتوانم نظر مخاطب را جلب کنم. من مانکن بودم و به سینما وارد شدم و یاد گرفتن بازیگری موضوع مهمی بود. می شد
بهترین شعرهای پاییزی از شاعران مشهور ایران
رود کاش با تو در چهارچوب همین تابلو آشنا شده شده بودم. زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی پائیز بهاری است که عاشق شده است پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد با این همه از منبر بلند باد بالا که می رود درخت ها چه زود به گر