سایر منابع:
سایر خبرها
بازیگر نمایش: برای بازی در قضیه تفنگ چخوف همه فیلم های چاپلین را دیدم
نمایش شد. بعدها وارد هنرستان شدم و مسیر حرفه ای تئاتر را ادامه دادم و جایزه استعداد تازه تئاتر ایران را از جشنواره حافظ دریافت کردم. وی سپس به تجربه خود در نمایش قضیه تفنگ چخوف اشاره کرد و گفت: برای من همیشه مهم ترین مسئله در انتخاب یک پروژه، متن اثر است. وقتی متن نمایشنامه قضیه تفنگ چخوف را خواندم، جذب آن جهان خاص و فضای فانتزی و رئالیسم جادویی آن شدم. این متن، با تمام جذابیت های خاص خود
مرد همسرکش پس از 6 سال در تهران دستگیر شد
همسرش با ضربات چاقو اعتراف کرد. رئیس پلیس آگاهی پایتخت ادامه داد: وی در تشریح علت وقوع این جنایت گفت: مدت ها با همسرم اختلاف داشتم و شب حادثه بار دیگر مشاجره مان بالا گرفت. کنترل خودم را از دست دادم. ابتدا با چاقو به او ضربه زدم و وقتی دیدم بی هوش شده، خفه اش کردم. کودک در آن زمان خواب بود. بعد از قتل، او را در آغوش گرفتم و از خانه خارج شدم. بچه را به داماد خانواده سپردم، چون نمی خواستم
سرنوشت قاتل بدشانس؛ از فرار به ترکیه تا کارتن خوابی و اعتیاد در تهران
بود. بعد از قتل، او را در آغوش گرفتم و از خانه خارج شدم. بچه را به داماد خانواده سپردم، چون نمی خواستم صحنه تلخ حادثه را ببیند. با چند خودرو عبوری خودم را به ارومیه رساندم و از آنجا به طور غیرقانونی وارد ترکیه شدم. اما در آنجا نیز بازداشت شدم و، چون مدارک شناسایی نداشتم، خودم را تبعه افغانستان معرفی کردم. همین باعث شد مرا به افغانستان دیپورت کنند. در افغانستان سرگردان و بی پناه بودم. بعد از مدتی
مردم و زنده شدم وقتی زنم را در آن خانه ویلایی با مردان غریبه...
بدبینی بیهوده باشد! منزلمان سوار یک دستگاه پژو 206 شد که 2 مرد دیگر هم سرنشین آن بودند. با چشمانی اشکبار به اعتماد از دست رفته می اندیشیدم و همچنان به تعقیب ادامه می دادم تا این که در حاشیه شهر وارد یک خانه ویلایی شدند. در دوراهی تردید مانده بودم که با پلیس 110 تماس بگیرم یا خودم این ماجرای اسرارآمیز را پیگیری کنم! هنوز تردیدهایم به نتیجه نرسیده بود که مرد معتادی از کنارم گذشت، او را صدا
قتل مادر برای رسیدن به دختر مورد علاقه
اما نشد و او رفت. این مرد ادامه داد: به مغازه خودم رفتم. خیلی فکرم مشغول بود. با مادرم تماس گرفتم که به او بگویم شروین حالش خوب نیست. مادرم جواب نداد. مدتی بعد دوباره تماس گرفتم. باز هم جواب نداد. خیلی نگران شدم. به خانه مادرم رفتم و با جسد او روبه رو شدم. خراش های روی دست مقتول نشان می داد که او قصد مقاومت داشته اما نتوانسته است. ضرباتی که به سر و صورتش وارد شده بود هم
هنرجویان هنرستان هنرهای زیبای دختران درخشان تر از همیشه در جشنواره "امید فردا"
/> * آریانا رحیمی درآباد– بخش نقاشی دیجیتال * مهدیسا سیف الهی– بخش نقاشی رنگ روغن * مهگل فرخی نژاد– بخش تصویرسازی * حنانه محمدی– بخش طراحی پوستر مدیریت و کادر آموزشی هنرستان ضمن تبریک به این هنرجویان گرامی، از تلاش های آن ها و زحمات مربیان متخصص و دلسوزشان قدردانی نموده و توفیق روزافزون ایشان را در مراحل بعدی این جشنواره آرزو می نماید.
رمان پرواز قو رهسپار بازار کتاب شد
وارد داستان کردم که در مورد آن خیلی فکر کرده بودم. بعد از بازنویسی به این نتیجه رسیدم که رمان را از حالت غیرخطی خارج کنم چون احساس می کردم که رمان خیلی مختصر و پاره پاره می شود و به نوعی زیر پایت قرص و محکم نیست و گاهی نمی دانی دقیقاً کجا ایستاده ای بنابراین تصمیم گرفتم که رمان را به صورت خطی بنویسم. چون در فرم خطی مطالب منظم تر بیان می شود و از یک زمان خاص شروع کرده و در یک زمان دیگر رمان تمام می
خبرنگاری برای من نه تنها شغل، بلکه عشق است
...> همچنین از خاطرات به یاد ماندنی اش از اردوهای تمشک اشاره کرد و گفت: یکی از خاطراتی که بیشتر در ذهنم هست، اردوهای تمشک بود. مسافت اردوگاه با محل زندگی ام فاصله داشت و برای همین باید ساعت 4 صبح بیدار می شدم تا به موقع به اردوگاه برسم. همیشه پشت در بسته اردوگاه می ماندم تا در باز شود و برنامه آغاز شود. او در پایان از مشوقان خود تشکر و بیان کرد: مشوق اصلی من در این مسیر خودم بودم که هیچ وقت ناامید نشدم. همچنین آقای علی نژاد، رئیس سازمان دانش آموزی استان، همیشه در کنار ما بودند و هیچ وقت نگذاشتند ناامید شویم. و در پایان از تمام کسانی که در این مسیر کمک کردند، صمیمانه تشکر می کنم. ...
خانه ای با یک کاشی ترک خورده، میراث نیست
ای جدید بچسبانند. امام جمعه اصفهان با انتقاد از نگاه ایستا و سلیقه ای در برخی تصمیمات میراث فرهنگی، بیان کرد: مثلاً می خواستیم در حیاط یک مدرسه حوضی با فواره بسازیم، گفتند قدیم چنین چیزی نبوده. پاسخ دادم که قدیم لامپ هم نبوده! باید هنر امروز را با هنر دیروز تلفیق کرد تا محیطی دلنشین و زیبا خلق شود. چرا باید از زیبایی های جدید مثل نورپردازی درست صرف نظر کرد؟ وی با اشاره به ثبت
هنر غذای روح انسان محسوب می شود
کار استاد مومن، در سال 68 بود که به تهران رفت و از کلاسِ اساتید برجسته همچون استاد مهدی علیزاده و کلاس های وابسته به حوزه هنری و دانشگاه شاهد بهره برد. فولادی تصریح کرد: کار زیبایی که استاد مومن در سال 1369 انجام داد و ماندگار شد، برگزاری نمایشگاه انفرادی در لار بود که برای نخستین بار انجام می شد و در ادامه کارهای زیبایی که در تهران تجربه کرده بود را در آنجا ارائه داد. این اقدام، حرکت زیبا و
سفر در زمان؛ جاده جادویی کارخانه سیمان ری کجاست؟
زبان پدرش مرحوم محمد فراهانی که از نسل اول کارگران کارخانه بود، نقل می کند: این جاده اسم نداشت و مشخص نبود به کجا می رود. اغلب جوان ها که از شهرهای مختلف به ری و پابوس آقا می آمدند در شهر و محدوده حرم گشت وگذار می کردند. مثلاً خودم آن روزها 15 و 16 سال بیشتر نداشتم که وقتی این جاده را دیدم کنجکاو شدم تا انتهای مسیر بروم. انتهای مسیر به کارخانه بزرگی می رسید. نگهبان کارخانه گفت: بچه چه می خواهی؟ سر
محمد اصفهانی: شجریان دوست نداشت پاپ بخوانم اما...
را انجام می دادند. برخی از آوازهای بدون موسیقی را هم خودم ضبط می کردم. انشایم در مدرسه خوب بود و به واسطه آن انشا رفتم به رادیو. بعداً برنامه ای به نام در بارگاه قدس مختص اذان مغرب بود که از رادیو پخش می شد. 2 سال تمام همه این برنامه ها را خودم می نوشتم و تهیه می کردم و از خوانندگان و مداحانی که آنجا می آمدند، آواز می گرفتم. نخستین بار آقای کریمخانی را خودم به آنجا بردم. به من گفتند که چرا خودت
شکایت مرد خیانت دیده از همسر دومش | پدرم خواب دیده بود که...
به گزارش همشهری آنلاین ، زن 42 ساله ای که برای پاسخگویی به شکایت شوهرش وارد کلانتری گلشهر مشهد شده بود، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی گفت: من بعد از تولد 5 پسر در خانواده ام به دنیا آمدم، به همین خاطر خیلی مورد توجه پدرم قرار داشتم. پدرم یک کارگر ساده بود، ولی به تنها دخترش عشق می ورزید. همه اطرافیانم معتقد بودند که پدرم به قول معروف مرا لوس بار آورده است. آن زمان در هسته مرکزی
با دختری سوار پورشه کرایه ای شدم و تصادف کردم...
/> بیشتر توضیح می دهی؟ من کشتی گیرم، مقام قهرمانی هم دارم اما راستش را بخواهید، همیشه دوست داشتم خانه لاکچری و خودروی گران قیمت داشته باشم و زندگی مرفهی را تجربه کنم. بعضی شب ها در میهمانی هایی که آگهی اش را در اینستاگرام می دهند شرکت می کردم. در این میهمانی ها با دختران پولدار طرح رفاقت می ریختم و برای اینکه آنها باور کنند وضع مالی ام خوب است، هر بار که به این میهمانی ها می رفتم، یک
جهاد دیروز، مقاومت امروز کتاب شد
در هنرستان کارآموز، درگیری های زیادی با گروه منافقین داشتیم که به لطف خدا و با مساعدت مهندس سیچانی و دوستان خوب هنرستان این دوران سخت را به لطف خدا به خوبی گذراندیم، جا دارد از شهید حجت تسکین دوست، شهید صالحی معلم قرآن و اخلاق خودم شهید اسلام پناه و از یاران خوب آن دوران و تمام شهدای هنرستان کارآموز یاد کنم، بعد از آن بود که وارد امتحان اصلی شدیم. جنگ صدامیان و استکبار جهانی بر علیه انقلاب اسلامی
قتل نوعروس توسط داماد/ اختلاف خانوادگی تا سرقت
شوم. می دانستم همکارم در آن ساعت سرکار است. آن روز با او در شرکت ناهار خوردم و بعد مرخصی ساعتی گرفتم تا نقشه سرقت را اجرا کنم. نقشه را چند وقتی بود که کشیده بودم و مثل خره به جانم افتاده بودم. وقتی وارد خانه شدم با چاقو زن جوان را تهدید کردم و از او خواستم جای طلاهایش را به من نشان بدهد. او گفت که همه طلاهایشان را به خانه مادرش برده و در آنجا نگهداری می کند. باورم نشد و تهدید را ادامه
یک میم، یک دنیا حرف... ؛ میمی که فرم را شکست و معنا شد
التحصیل کارشناسی ارشد رشته معماری. چند سال سابقه تدریس در هنرستان های معماری را دارم و در حوزه آموزش نرم افزارهای تخصصی معماری فعالیت داشته ام. اکنون نیز در همین حوزه شاغلم و دارای پروانه اشتغال به کار پایه دو نظارت و طراحی در رشته معماری هستم. عنوان نمایشگاه شما، یک میم، یک دنیا حرف... عنوانی تأمل برانگیز است. لطفاً درباره مفهوم پشت این عنوان برایمان توضیح دهید . حدود دو سه
مرادی: درگیر مصدومیت نمی شدم تا هفته های پایانی برای آقای گلی می جنگیدم/همان روز اول اسماعیلی را بخشیدم
برای کسب عنوان آقای گلی رقابت می کردم. شاید نه به عنوان نفر اول، اما قطعاً جزو سه یا چهار نفر بالای جدول بودم. از عملکرد خودم در فصلی که گذشت رضایت دارم وی در خصوص مصدومیت عجیبی که تجربه کرد گفت: اتفاقی که افتاد، عمدی نبود؛ از آن بدشانسی هایی است که ممکن است یک بار در سال برای یک بازیکن رخ دهد. خوشبختانه با لطف خدا مسئله ای جدی نبود و سه ماه بعد به میادین برگشتم. البته به دلیل
هنر در خدمت ایثار و مقاومت
شدند. ایسنا: هنر در حوزه ایثار و مقاومت باید چه ویژگی و قابلیت هایی داشته باشد؟ هنر باید به گونه ای باشد که پیام رسان باشد؛ هم انقلاب ما را نشان دهد و هم اسلام را به جامعه بین المللی معرفی کند. بنده هم آثار هنری خود را در چند جا اهدا کردم که این مسئله باعث خوشحالی من است. من همیشه یک تابلوی کوچک کنار خودم دارم که عکس یک شهید را در آن گذاشته ام و یک ذکر بسیار معنوی
ساعتی با پاکبان اهل تربت حیدریه که بیش از 10 هزار جلد کتاب خوانده است / با سینما عاشق کتاب شدم
تشنگی و همه ذوق و شوقم این بود که فیلم را نگاه کنم.همان طور که گفتم درس من اصلاً خوب نبود؛ اما عشق من به سینما موجب شد کتابخوان بشوم چون می خواستم هر چیزی را درباره سینما بدانم و باید کتاب می خواندم. در عین حال که هم زیاد فیلم دیدم و هم زیاد کتاب خواندم، احساس می کنم هنوز هیچ چیزی نمی دانم. وقتی پدرم مانع این شد که من به سمت سینما بروم، مُسکنی که برای خودم پیدا کردم خواندن کتاب هایی در این موضوع بود
پریناز ایزدیار فرانسوی ها را مبهوت کرد + فیلم و عکس ها ، بیوگرافی همسرش و خانواده
برادرهایش هم در رشته پزشکی تحصیل کرده اند، فکر می کند خودش هم حتما باید در این رشته تحصیل کند به همین دلیل من هم تصمیم گرفتم پزشک شوم و در دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کردم اما بعد از مدتی متوجه شدم به شدت به هنر علاقه دارم به خصوص به رشته نقاشی. برای بازیگری صورت طبیعی خیلی مهم است بازیگرانی که جراحی زیبایی انجام دادند همه شبیه هم هستند. به نظر من طبیعی بودن صورت خیلی مهم است و
سفری از قاب تئاتر به دنیای بی مرز صدا
و وقتی دیدم این علاقه ام جدی تر از هر چیز دیگری است، تصمیم گرفتم آن را ادامه بدهم. خانواده ام دوست داشتند مهندس شوم و من هم در رشته ریاضی فیزیک تحصیل کردم، حتی در کنکور قبول شدم و دو بار در رشته مهندسی کامپیوتر و مهندسی الکترونیک پذیرش گرفتم؛ اما هر دو بار انصراف دادم و بالاخره رشته نمایش و گرایش بازیگری را انتخاب کردم. با ورودم به دانشگاه سوره در سال 1380، فعالیت حرفه ای ام در تئاتر تهران آغاز
بهاره رهنما: شبیه نامزد موسولینی هستم
هزار و چند جلدی است که تعداد زیادی از آن ها را خوانده است. ما را هم از کودکی تشویق به مطالعه می کرد. مثلاً می گفت کتاب بخوانید، فلان کار را برایتان انجام می دهم، بعد بیایید خلاصه اش را برایم تعریف کنید. کتاب نبرد من هیتلر را در نوجوانی خوانده بودم. نکات جالبی درباره شخصیتی که دوگانه بود: یک آدم هنرمند لطیف، شاعر، گیاه خوار و در عین حال، فردی که نسل ها و یک نژاد را قلع و قمع کرده بود. همه
اتفاقی عجیب اما واقعی؛ مهمانی های لاکچری برای صندلی های هیات رئیسه مجلس!
/> نخعی ادامه داد: بهتر است اجازه بدهند همکاران در فضایی به دور از تجملات و خرج و مخارج این گونه، خودشان با توجه به شناختی که از افراد دارند، انتخابشان را انجام بدهند. او خاطر نشان کرد: به صورت عرف خوب نیست چنین اتفاقی بیفتد. منتهی جایی برای اینها به عنوان جرم انگاری یا تخلف تعریف نشده است.
من بودم نوشتم سلام بر خرمشهر
فرهنگی هم جبهه میره؟! هیچ وقت اسلحه به دست نگرفتم اما کلی سابقه حضور در منطقه دارم. این حرف مشترک نیرو هایی است که لباس خاکی رزمندگان را به تن کردند اما به جای اسلحه، قلم مو و قوطی رنگ به دست گرفتند. هنرشان شد ابزار مبارزه شان و برای روحیه بخشی به رزمندگان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. پای قهرمان داستان ما هم خیلی زود به جبهه ها باز شد: مثل تمام جوانانی که بعد از پیام امام خمینی دیگر
102 روایت مردمی از امام جمعه مردمی
بودین؟ گفت: نه احساس کردم شاید بعداً بگن چون مسیر فکری هیئت خاصه، آل هاشم نمی آد. این هیئت با فضاهای انقلابی و دفتر امام جمعه زیاد مأنوس نبود. تا وارد مجلس شد، همه بهت زده نگاه می کردند. انگار هیچ کس انتظار نداشت حاج آقا برود؛ حتی متولیان خود هیئت. افطار کرد و حدود 20 دقیقه ای نشست، بعد عذرخواهی کرد: من خونه خواهرم مهمونم و باید برم. خداحافظی کرد و رفت. با یکبار
بهره گیری از طب فشاری، به بهبود وضعیت سالمندان و کاهش آسیب های جسمانی آنها کمک می کند
علوم پزشکی مشهد پذیرفته شدم و تحصیلاتم را در این مقطع ادامه دادم و خوشبختانه با تلاش فراوان، موفق شدم درسال 1389 تحت نظر اساتید بزرگی مثل خانم کوندی، خانم هوشمند، آقای ظریف نژاد و آقای دکتر حسن پور، تحصیلاتم را در مقطع دکتری به پایان برسانم؛ در حالیکه جزو رتبه های ممتاز بودم. وب دا : آغاز فعالیت شغلی شما از چه سالی، در کجا و با چه مسئولیت هایی همراه بوده است ؟ در سال 1375
جلیل بختیاری؛ همچنان استاد
بختیاری هستم. در فرهنگ ما به ویژه زمان های قدیم ازدواج زودهنگام باب بود، به خاطر همین وقتی بنده 25 ساله بودم، درحالی که هنوز سنی نداشتم اما زمان ازدواجم برای خانواده ام بسیار دیر محسوب می شد. به هرحال بنده در سال 1358 ازدواج کردم و اکنون سه پسر و سه دختر دارم که بهترین و گران بهاترین سرمایه های زندگی ام محسوب می شوند. همه فرزندانم یک دور با من در چاپخانه کار کرده اند اما اکنون بیشترین همکاری را دخترم
معرفی و خوانش کتاب عروس پاییز در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی
حق خون شهدا را با قلمم، ادا کنم. وی با اشاره به خلاصه داستان کتابش، افزود: قبل از دوران دفاع مقدس، به خرمشهر سفر کرده بودم و کوچه به کوچه در این شهر گشته بودم. برخی از صحنه های کتاب نیز برگرفته از خاطرات خودم است. غلام نیا با بیان اینکه نزدیک 50 سال، در حوزه تبلیغات محیطی، فعالیت کرده است، تصریح کرد: بی تردید یک نویسنده، محیط اطرافش را طوری نگاه و بررسی می کند که سایر افراد نگاه نمی