قتل نوعروس توسط داماد/ اختلاف خانوادگی تا سرقت
سایر منابع:
سایر خبرها
سرنوشت قاتل بدشانس؛ از فرار به ترکیه تا کارتن خوابی و اعتیاد در تهران
چاقو اعتراف کرد. ولیپور گودرزی در تشریح علت وقوع این جنایت گفت که متهم در اعترافاتش بیان کرد: مدت ها با همسرم اختلاف داشتم و شب حادثه بار دیگر مشاجره مان بالا گرفت. کنترل خودم را از دست دادم. ابتدا با چاقو به او ضربه زدم و وقتی دیدم بی هوش شده، خفه اش کردم. کودک در آن زمان خواب بود. بعد از قتل، او را در آغوش گرفتم و از خانه خارج شدم. بچه را به داماد خانواده سپردم، چون نمی خواستم صحنه تلخ
داستان شرط عجیب همسرم برای طلاق/ مثل شب اول ازدواج تا یک ماه هر روز صبح من را بغل کن
بنویسم. لبخند زدم و نوشتم، تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز صبح بغلت می کنم و از اتاق بیروم می آورمت. شب که به خانه رسیدم، با گلها در دست هایم و لبخندی روی لبهایم پله ها را تند تند بالا رفتم و وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم روی تخت افتاده و مرده است! او ماه ها بود که با سرطان می جنگید و من اینقدر مشغول معشوقه ام بودم که این را نفهمیده بودم. او می دانست که خیلی زود خواهد مرد و می
احوال حج_25/ همسرم آمد و گفت: یک حج از حضرت رقیه(س) گرفتم
ببرم. چند روزی که آنجا بودیم، شب ها به اتفاق گروه به حرم حضرت رقیه می رفتیم. شب آخر همه از حرم بیرون آمدیم اما همسرم نیامد. حرم خالی شده بود اما خبری از همسرم نبود. حدود 40 دقیقه بعد با چشمانی سرخ از گریه بیرون آمد؛ گفتم چرا انقدر دیر؟ همه را معطل خودت کردی؟ زل زد در چشمانم و گفت: از خانم برایت یک حج گرفتم! نگفت دعا کردم، گفت گرفتم! مدتی بعد، قرار بود از خانه خودمان به خانه
مرا اعدام نکنید؛ گاوصندوقی طراحی کرده ام که هیچ کس نمی تواند آن را باز کند
اقدام را انجام نمی دادم. قصد و نیت خاصی هم نداشتم. این سرقت نه برای شخص خاصی صورت گرفته بود و نه سازمان یافته بود. دروغی هم ندارم بگویم؛ فقط می خواستم بدهی هایم را پرداخت کنم، همین. نمی خواستم موقعیت اجتماعی که آن زمان در کار ساخت و ساز به دست آورده بودم را از دست بدهم. برای همین این اشتباه را مرتکب شدم. من اگر همان زمان می توانستم یک پنجم بدهکاری هایم را پرداخت کنم مطمئنا دست به سرقت نمی زدم. آرمین
زندگی ام سیاه بود و زنم رهایم کرد / سرنوشت شوم مرد متاهلی که نابود شد + نظر کارشناس
را بکنید بهم ریخته بود و حالم روز به روز بدتر می شد. آن قدر همسرم را اذیت کردم و روی اعصابش راه رفتم که تقاضای طلاق داد. به خواهرم گفته بود می خواهد با این کار مرا در منگنه بگذارد تا بلکه سر عقل بیایم. اما باز هم غرور بی جا کار خودش را کرد. او مهریه اش را بخشید و من هم طلاقش دادم. بعد از جدایی از شریک زندگی ام سرخورده و سرافکنده شده بودم؛ دیگر خانواده ام نیز چشم
طلاق؛ خواسته زنی که هرگز شوهرش را دوست نداشت
. *چرا با هم مشکل داشتید؟ همسرم مرد خوبی بود اما من هیچ وقت نتوانستم به او علاقه مند شوم. *چرا ازدواج کردی؟ اجبار بود. وقتی بچه بودم پدرم فوت کرد و مادرم که زن جوانی بود با مرد دیگری ازدواج کرد. از آن مرد سه بچه داشت. البته آن مرد با من هم خوش رفتاری می کرد اما هیچ وقت مثل پدرم نشد. خانه مادرم آنقدر به من سخت گرفت که تصمیم گرفتم ازدواج کنم. اولین خواستگارم
بهشتی شدن در اردیبهشت
فاش نیوز - صدای شیون از گوشه خانه بلند شد. طاهره پشت گوشی هق هق می گریست. ملیحه سراسیمه وارد شد، دور خانه می گشت و بدون مهر و جانماز به سجده می رفت. آب چشمش خشک شده بود. یعنی چه؟ مگر می شود؟ گم شده است؟ خدایا این ها چه می گویند؟ از اتاق بیرون آمدم. آب به سرم خشک شده بود. فقط سر تکان دادم. اوضاع آن قدر ناجور بود که جرأت سؤال هم نداشتم. فقط به تلویزیون اشاره کردند. بسم الله، خدایا چه خبر
قتل برادر ناتنی در دعوا بر سر زمین مادر
گروه حوادث: مردی که در اقدامی جنون آمیز برادر خود را به قتل رسانده و اقدام به خودکشی کرده بود، بعد از نجات از مرگ در دادگاه حاضر شد.به گزارش اعتمادآنلاین؛متهم که مردی میانسال است، دی ماه دو سال قبل برادرش را در دفتر کارش به قتل رساند و سپس با چاقو خودزنی کرد. دی ماه دو سال قبل، زنی جوان با پلیس تماس گرفت و گفت در دفتر محل کارش چاقوکشی اتفاق افتاده است. وقتی ماموران به محل رسیدند جسد
درگیری مرگبار به خاطر مزاحمت برای نو عروس/ مهلت 3 ماهه برای نجات از اعدام پس از 19 سال
موضوع را به من و شوهرش گفت. به آنها تذکر دادیم اما بی فایده بود. بعدازظهر یازدهم اردیبهشت سال 85 تازه از سرکار به خانه برگشته بودم که زن برادرم گریه کنان وارد خانه شد و گفت دوباره آن مردان مزاحمش شده اند. برادرم و پسرخاله ام هم از ماجرا باخبر شده و آمده بودند. تصمیم گرفتیم مزاحمان را تنبیه کنیم. آنها چوب و چاقو داشتند و ما هم چوب و چاقو در دست مان بود. با آنها درگیر شدیم. در جریان درگیری، مقتول که
زن قاتل چند ثانیه قبل از اعدام بخشیده شد+جزئیات پرونده
، پلیس هردو را دستگیر کرد. زن جوان در بازجویی ها به قتل گرجی بانو اعتراف کرد و گفت: شرایط اقتصادی ما بد بود. یک روز که به خانه گرجی بانو رفته بودم النگوهایش را دیدم و وسوسه شدم. بنابراین در پایان یکی از روزها به بهانه ای به خانه اش رفتم و در یک فرصت مناسب او را خفه کردم و النگوهایش را دزدیدم. به سرعت به خانه رفتم و همسرم را در جریان قرار دادم. فردای آن روز برای فروش النگوها اقدام کردیم و به
جزییات تازه از پرونده قتل فاطمه زهرا توسط زن همسایه در کرج / در محاکمه امروز قاتل دختربچه دردادگاه کیفری ...
بعد از حدود 3 ساعت بالاخره پیدایش شد.شوهر زن مستاجر می گفت که اخلاق زنش تغییر کرده و با توجه به اینکه حق طلاق دارد قصد جدایی گرفته است. زمانیکه زن همسایه به خانه بازگشته بود من در پلیس آگاهی بودم اما همسرم می گفت که این زن جانی با ظاهرسازی سمت همسرم رفته و او را در آغوش کشیده بود. بعد گفته بود نگرانی همسرم را درک می کند و با او همدردی کرده بود.به حدی رفتارش طبیعی بود که اقوام ما می گفتند
قتل مرموز ساسان / از تهدیدهای سهیل تا 50 بار قسم خوردن برای نجات!
گفتند اطمینان دارند که او مرتکب قتل شده است. سپس سهیل در جایگاه قرار گرفت. او گفت: با ساسان اختلاف داشتم ولی او را نکشتم. آن روز به دلیل بیماری از محل کارم مرخصی گرفته بودم و گواهی پزشک هم را ارائه دادم. قاضی گفت: در شرکت خصوصی برای مرخصی گواهی پزشک نمی خواهند، تو چرا دقیقا در همان روز از دکتر گواهی گرفتی؟ متهم گفت: برای اثبات حرفم این کار را کردم. اولیای دم مرا
بلندپروازی های قهرمان کشتی زندگیش را بن بست رساند
داد و بعد هم برای خلاف استخدامت کرد؟ همانطور که از اسمش معلوم بود سردسته خلافکاران بود و هر خلافکاری را تصور کنید می شناخت. شاهین، من و پسر خاله ام را استخدام کرد تا دزدی کنیم، آن هم نه دلار و طلا. *پس برای سرقت چه چیز استخدام تان کرد؟ شاهین می گفت هر چی زی را گیرتان آمد و ارزش نقد کردن داشت، سرقت کنید. *خانه ها را چطور شناسایی می کردید؟ نیاز
زورگیری با چاقو از کودکان در مشهد | مقام انتظامی: خانواده ها مراقب باشند
وپشت سر آن ها می ایستادم تا رمز بانکی خود را برای پرداخت وجه خرید کالا به فروشنده اعلام کنند. بلافاصله آن رمز را یادداشت می کردم و گاهی نیز به خاطر می سپردم. سپس کودک را تعقیب می کردم و هنگامی که به مکانی خلوت رسید با تهدید چاقو به وی حمله ور می شدم و کارت بانکی را در چند ثانیه به سرقت می بردم. بعد هم بی درنگ موجودی می گرفتم و از فروشگاه ها کالا های گران قیمت می خریدم. این جوان سارق که به
راز قتل مرد ضایعات جمع کن در هاله ای از ابهام
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از اعتماد، این قتل شامگاه جمعه در باقرشهر رخ داد و پس از شنیده شدن صدای شلیک گلوله، همسایه های دو مرد که صدا از اتاق آنها شنیده شده بود، بیرون آمدند و پلیس را باخبر کردند. ماموران پلیس در آن اتاق با پیکر بی جان و غرق در خون یکی از این دو مرد روبه رو شدند. دقایقی بعد نفر دومی که آنجا سکونت داشت از راه رسید. مرد جوان در پاسخ به سوالات ماموران گفت: من و دوستم
قهرمان کشتی چگونه به دام خلاف افتاد و دزد شد؟/ با دختری سوار پورشه کرایه ای شدم و تصادف کردم/ شاهین خلاف ...
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روزنامه ایران نوشت: چند روز قبل مأموران کلانتری حین گشت به مرد جوانی مشکوک شدند که هراسان از خانه ای بیرون آمد و به طرف خودرویی که کنار خیابان پارک بود رفت. زمانی که شماره پلاک خودرو استعلام شد، مشخص شد که خودرو سرقتی بوده و مأموران بلافاصله به سراغ پسر جوان رفتند. او ابتدا وانمود کرد چون عجله داشته و دیرش شده هراسان از خانه اش بیرون
سرقت اجباری تاوان تصادف قهرمان کشتی با پورشه کرایه ای
خیابان ها بزنیم. البته در مهمانی گل هم مصرف کرده بودیم و حالت عادی نداشتیم. در اتوبان های تهران با چند خودروی بنز و بی ام دبلیو، کورس گذاشتیم اما من سرگیجه شدیدی داشتم و ناگهان تعادلم را از دست دادم و تصادف کردم. همین موجب شد تا خسارت سنگینی به پورشه وارد شود. پس به خاطر خسارت خودرو، تصمیم به سرقت گرفتی؟ ماجرایش مفصل است. زنگ زدم به پسرخاله ام و گفتم پول داری به من قرض بدهی
شکایت مرد خیانت دیده از همسر دومش | پدرم خواب دیده بود که...
را نخواهی چشید. این جملات تحقیرآمیز را شنیدم، اما به روی خودم نیاوردم و تلاش کردم خودم را بی خیال نشان بدهم، ولی روح و روانم به هم ریخت و به شدت ناراحت شدم. جملات دختر داییم مانند خوره به جانم افتاده بود و از درون مرا تحت تاثیر قرار داد. آن شب خیلی گریه کردم و تصمیم به ازدواج گرفتم. چند روز بعد پدرم، وقتی از خواب بیدار شد، به من گفت که در رویا مشاهده کرده است برایم خواستگاری با مشخصات
سقوط یک مدال آور از تشک قهرمانی تا پشت میله های زندان
داشت چند روز قبل ماموران کلانتری حین گشتزنی به پسر جوانی مشکوک شدند که هراسان و سراسیمه از خانه ای خارج شد و تلویزیونی در دست داشت. ماموران به سراغ پسر جوان رفته و او ابتدا مدعی شد که تلویزیون متعلق به خودش است اما در بالکن تخریب شده بود و رنگ پسر جوان پریده بود. همین مسئله شک ماموران را برانگیخت و پسر جوان بازداشت شد. در بازرسی بدنی از او مقداری طلا و دلار نیز کشف شد و همدست او نیز که
بیهوش کردن مردان پولدار ترفند 3 سارق حرفه ای بود
اینکه، مردی به اداره پلیس مراجعه کرد و سرنخ مهمی داد. او به ماموران گفت: چند روز قبل وقتی در رستورانی بودم، 3 نفر به من نزدیک شدند و بعد از صحبت طولانی، قرارشد که با هم بیرون برویم. وقتی سوار خودرو شدیم دیگر چیزی متوجه نشدم. فردای آن شب، وقتی در خودروام به هوش آمدم که پول ها و اشیا قیمتی ام به سرقت رفته بود. بعدا متوجه شدم که سارقان در نوشیدنی من مقداری ماده مخدر ریخته بودند که باعث بیهوش شدن من
مرضیه خسروی: یک هفته پس از شهادت پسرم تطهیر اموات را آغاز کردم
کارهایی که بچه های جهادی انجام می دادند، من هم دوشادوش مصطفی انجام می دادم. تا این که مصطفی به شهادت رسید. او با اشاره به آغاز فعالیتش در غسال خانه گفت: همان زمان که رهبر دستور تسغیل اموات کرونایی را صادر کردند، من که طلبه هم بودم، از کنار مزار مصطفی بلند شدم و مستقیما به غسال خانه رفتم. دقیقا یک هفته بعد از شهادت مصطفی تغسیل اموات کرونایی را شروع کردم. مصطفی خودش هم در دوران کرونا قبل از
روایت عجیب سارقی معروف به ممل آمریکایی
و فرار از دست پلیس را هم دوست داشتم. من موتور سوار حرفه ای هستم. از کودکی موتور سواری می کردم و یکی از هیجان های مورد علاقه ام فرار از دست پلیس با موتور بود. اما با همه حرفه ای بودنت حالا که اینجایی؟ داخل قهوه خانه بودم که گیر افتادم. راه فراری نداشتم. از چند نفر سرقت کردی؟ باور کنید تعدادش را نمی دانم اما می دانم که آخرین طعمه ام که دختر موردعلاقه ام
نقشه قتل شوهر جدید عملی نشد
/> وقتی مدارک علیه این مرد تکمیل شد، او بازداشت شد و در اعترافاتش گفت: بعد از اینکه همسرم مرا ترک کرد، نمی توانستم بدون او زندگی کنم. بار ها سعی کردم او را برگردانم، اما موفق نشدم. تا اینکه متوجه شدم به تازگی با مرد دیگری ازدواج کرده و تصمیم گرفتم با قتل شوهر جدیدش، از او انتقام بگیرم. جیال به اتهام برنامه ریزی برای قتل به 10سال زندان و پرداخت 250هزار دلار جریمه محکوم شد. /سایت جنایی
غیرتی شدن برادر شوهر نوعروس با ریختن خون تمام شد
بازدید: 402 صد آنلاین | مرد جوانی که 19 سال قبل مرتکب قتل میانجی یک درگیری شده بود، برای سومین بار از چوبه دار زنده به سلولش بازگشت. به گزارش صد آنلاین، بعد از ظهر یازدهمین روز اردیبهشت سال 1385 مرد جوان تازه از سرکار به خانه شان در بومهن رفته بود و در حال استراحت بود که همسر برادرش گریان پیش او رفت. این زن به برادر شوهرش گفت: هر بار وقتی از کوچه رد می شوم چند نفر در محل
حکم قصاص فرد حمله کننده به سفارت جمهوری آذربایجان در تهران اجرا شد
به گزارش از مرکز رسانه قوه قضاییه، ساعت 8 صبح 7 بهمن ماه سال 1401 فردی مسلحانه به سفارت جمهوری آذربایجان تهران حمله کرد و پس از حمله این فرد به سفارت یک فرد از جمهوری آذربایجان کشته و 2 نفر مجروح شدند. به گزارش صدای ایران از ایرنا،بلافاصله بعد از حادثه، سرپرست دادسرای امور جنایی تهران در محل حاضر شد و اعلام کرد تحقیقات اولیه نشان می دهد این فرد با انگیزه شخصی به سفارت جمهوری آذربایجان
مکس، همسرش را به تماشای برد پیت ترجیح داد!
تصمیمی شخصی و از پیش اعلام شده بوده است. او در گفت وگویی درباره علت غیبتش گفت: خیلی وقت پیش به FOM اطلاع داده بودم که شرکت نمی کنم. آنها از قبل در جریان بودند. این برنامه اجباری نبود و من تصمیم گرفتم این زمان را در خانه سپری کنم. در فرمول یک زمان زیادی را دور از خانه می گذرانیم، بنابراین وقتی فرصتش هست، ترجیح می دهم کنار خانواده باشم. فرشتاپن که به تازگی پدر شده افزود: در
قصاص، دیه، قسم و تبرئه
مقابل خانه بودم که سحر سوار خودروی شاسی بلند شد . غیرتی شدم و با موتور دنبال شان کردم. در مسیر دوستم را هم سوار کردم . مست بودم و حال درستی نداشتم . از سحر خواستم از ماشین پیاده شود. شهروز به من ضربه ای زد من هم با چاقویی که دست دوستم بود او را زدم و بعد هم فرار کردیم. بعد از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شد و متهم را به قصاص محکوم کردند . حبس و دیه
وسوسه پولدار شدن قهرمان کشتی را سارق کرد
آن داشت سه مرد نقابدار به صورت حرفه ای از طریق بالکن وارد خانه ها می شوند و پس از سرقت طلا، پول و اموال قیمتی بدون گذاشتن هیج ردی از خود فرار می کنند. کوله طلایی در حالی که شکایت سرقت های سریالی رو به افزایش بود، مأموران گشت پلیس چند شب قبل در یکی از خیابان های شمالی پایتخت به پسر جوانی مشکوک شدند که کوله ای به پشت و تابلوفرشی در دست داشت. پسر جوان با دیدن مأموران پلیس قصد داشت
بخشش پای طناب دار | قتل زن میانسال برای سرقت النگوی 25 میلیون تومانی
و همچنین به سایر همسایه ها اطلاع داد. فرزندان مقتول که گمان می کردند نفس مادرشان به خاطر بیماری آسم بند آمده و او را به کام مرگ کشانده مراسم تدفین مادرشان را انجام دادند اما چند روز بعد متوجه شدند از خانه مادرشان یک گلیم دستباف به سرقت رفته است. همچنین در ادامه متوجه ربوده شدن النگویی شدند که همیشه در دست مادرشان بود. به این ترتیب ماجرا را به پلیس آگاهی اطلاع داده و اعلام