مروری بر قسمت های دوم تا پنجم کتاب پاسیاد پسر خاک
سایر منابع:
سایر خبرها
داستان اسارت پسر خاک
همشهری آنلاین - علی الله سلیمی: بیستمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با عنوان رویداد ملی آزادگان ایران در آینده نزدیک، روز 7شهریور 1404در قزوین برگزار می شود و در این مراسم، تقریظ حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بر کتاب پاسیاد پسر خاک برای نخستین بار منتشر خواهد شد. کتاب پاسیاد پسر خاک شرح زندگی و زمانه مرحوم حجت الاسلام سیدعلی اکبر ابوترابی فرد به قلم محمد قبادی است . این کتاب در 2فصل پیش از
شهیدی که شکنجه گرش را به مدافع حرم تبدیل کرد
. آشنا با اشاره به تاثیرات اخلاق شهید ابوترابی بر اسرا، گفت: یکی از اسرا تحت تاثیر اخلاق شهید ابوترابی قرار گرفته بود و گفته بود که اگر به ایران برگردد نماز خواهند خواند. یکی از بچه ها به شهید گفت که بالاخره تلا ش های شما ثمره داد. حاج آقا لباس های این اسیر را می شست و به او بسیار کمک می کرد. شهید ابوترای در پاسخ گفتند؛ به جده ام زهرا حتی یک بار در ذهنم هم نیامده که او نماز خوان شود. او یک
کفن تبرکی در مشهد و شهادت در آبادان
افتاده بودند از میدان، پیاده آمده بودند، سوار وانت شده بودند. یک مسیر هم سوار تاکسی شده بودند تا رسیده بودند نزدیک دانشکده نفت. آنجا ایستاده بودند که ماشین بگیرند. همان روز آنجا خط آتش بود، یک خمپاره خورده بود کنارشان که سنیه شش تا از دندان ها و کبد و طحالش ترکش خورده بود؛ یک ترکش هم خورده بود توی نخاع فرشته، ولی مریم یک ترکش خیلی ریز به اندازه یک عدس از پشت خورده بود توی قلبش و شهید شده بود. همان ساعتی که من کفن را توی حرم امام رضا (ع) برایش طواف داده بودم، مریم در آبادان شهید شده بود. ولی کفنی که من برای مریم آورده بودم بهش نرسید. انتهای پیام ...
این زن و شوهر در گول زدن ساواک تبحر داشتند
شدیم. خانه ای نداشتیم، بنابراین مدتی در خیابان های خواجه ربیع و خواجه مراد یا به گفته شهید اندرزگو همان هتل پیاده رو زندگی می کردیم. آن موقع فرزند دوم را باردار بودم و در شرایط بسیار سختی زندگی می کردیم اما هیچ وقت گله ای نمی کردم و معتقد بودم که در راه اهل بیت حرکت می کنیم و نباید خسته شویم. وقتی از مسیر زابل به مشهد می گوید، خاطره مشهور حمل اسلحه توسط این بانوی جسور در ذهنمان تداعی می شود
ماجرای عهدی که سید آزادگان با خدا بست
بود تعریف می کرد که در ایام اسارت یک روز روبه روی حاج آقا نشسته بودم و پرسیدم حاج آقا ما چه کار کنیم که ایمانمان به خدا تقویت شود؟ حاج آقا هم در پاسخ به خاطره ای اشاره کردند و گفتند: در زمان جوانی، من به اتفاق هفت هشت نفر از طلاب در مشهد به زیارت حرم امام رضا (ع) رفتیم. همان جا با حضرت باریتعالی پیمان بستیم که همواره بدون چشمداشت به مردم در راه خدا خدمت کنیم، ولی اگر گرفتاری ای هم پیش آمد، امام
خرده روایت هایی از دیدار روز گذشته مردم با رهبر انقلاب
به گزارش حیات ، روز گذشته، مراسم روضه شهادت امام رضا علیه السلام در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد و رهبر معظم انقلاب در این مراسم حضور داشتند و با مردم دیدار و سخنرانی کردند. متن زیر خرده روایت هایی از گپ وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با مردم حاضر در مراسم عزاداری شهادت امام رضا علیه السلام در حسینیه امام خمینی (ره) با حضور رهبر انقلاب است. یاسین هشت سالش بود. روی تی شرت
گزارش تصویری| حضور معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران در موکب شهدا
، تهران و بعد مشهد بردند. در مشهد دو روز مانده بود به شهادت امام رضا ع که ما در داخل یک پادگان ماندیم. در روستای ملاحسن یک شیخ بود که عکس ما را برده بودند و به او نشان داده بودند و او گفته بود صاحب این عکس چهار روز مانده به شهادت امام رضا ع آزاد می شود و خدا می داند روزی که به مرز ایران پا گذاشتم چهار روز به شهادت امام رضا ع مانده بود. و وقتی رسیدیم به مشهد دو روز مانده بود به شهادت امام رضا ع
ساختن فضا پیشکش، کارگردان سووشون نمی تواند محیط هم بسازد | سام درخشانی مسخره است!
آن زمان به خرج داده، این است که الگوی سینمای فارسی را عوض کرده. آن دختر فقر و پسر پولدار جایشان با هم تغییر یافته. رضا سیدحسینی از آن رمان به عنوان رمانی یاد کرد که اذیت نمی کند. سبکی که نه گلشیری است و نه فهیمه رحیمی. نمی دانم با چه الگویی قرار است سریال ساخته شود و برخلاف خانم دانشور نویسنده اش زنده است. خانم حاج سید جوادی نقشی در نوشتن سناریو هم داشته یا نداشته بر ما پوشیده است. سووشون امیدوار
مردی که خواب را از چشمان ساواک ربود
آغاز کرد؛ این دوران شروع جدی مبارزات او بود. ارتباط با چهره هایی مانند شهید صفار هرندی و شهید بخارایی باعث شد مبارزات اندرزگو شکل سازمان یافته تری به خود بگیرد. این گروه با استناد به فتوای آیت الله میلانی، برنامه ریزی اجرای ترور نخست وزیر وقت، حسنعلی منصور را در دستور کار قرار دادند. در این عملیات، اندرزگو نقش پشتیبانی و اجرای تیر خلاص را برعهده داشت. هرچند عملیات موفق بود، بسیاری از
گزارش تصویری| حضور معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران در موکب شهدا
/> والله 13 سال بیشتر نداشت که یک روز مادرم گفت: حسین! علی نیامده خانه. هرچه می گردیم،پیدایش نمی کنیم. یک هفته ای دنبالش گشتیم و بالاخره او را دروازه دولت پیدا کردم، گفتم، کجا بودی؟ گفت، رفته بودم زیارت امام رضا. گفتم،چرا بی اجازه کارت را ول کردی؟ ان روزها توی مغازه چمدان سازی شاگرد بود.دستش را که گرفتم تا اورا به خانه ببرم،شروع کردبه بلند بلند دادزدن که،این چه مملکتی است؟این چه زندگی است؟این چه شاهی
بهره گیری از ذهن خوانی افراد
اتّفاق افتاد که وقتی ما آنجا می نشستیم، پدر و پسری هم حضور داشتند. پسر، هر وقت که حاج آقا را می دید، خودش را جمع می کرد و مؤدّب می نشست؛ امّا پدر به حاج آقا چپ چپ نگاه می کرد و من از این کار او ناراحت می شدم. یک روز همین طور که نشسته بودیم و چای می خوردیم، حاج آقا از آن پسر پرسید: شما انگلیسی هم بلدی؟ . گفت: بله. حاج آقا هم شروع کرد به زبان انگلیسی با او حرف زدن. پدر که تا قبل از این سعی می کرد به
امیدوارم پولم خرج کفن و دفنم نشود!
ام .امیدوارم که شما هم خط مرا (ولایت فقیه و برگزیدن راه شهادت) را انتخاب کنید. برادران در زمانی که اسلام در خطر است همانطوری که امام عزیز قلب تپنده امت فرمود : به کسانیکه توانایی داشته باشند واجب می شود که برای پاسداری از حریم اسلام و قرآن به مقابله با دشمن به پاخیزند. مواظب باشید که این جنایتکاران هر روز برای نابودی جمهوری اسلامی ایران نقشه می کشند. اما شما همانطوریکه تا به حال نقشه
گفت وگو با نخستین گروه کارآگاهان زن در ایران
فراگرفته ایم ضمنا برای دفاع از خود به جودو، پرش، دو و تیراندازی آشنایی و تسلط داریم. ما دوره تیراندازی را هم دیده ایم و هر سال یک بار یک دوره تعلماتی تیراندازی جزو برنامه ماست تا این فن را فراموش نکنیم و این دوره را در میدان چیتگر می گذرانیم. ناگفته نماند تعلیمات نظامی و فنون دفاع شخصی را خیلی خوب به ما آموخته اند. محل کار شما به طور دائم در کجاست و در چه مواردی از وجود شما استفاده می
داستان حاج ابراهیم کسل کوهی/ قصه ای زیبا از دعا، دلدادگی و دگرگونی سرنوشت
شتر و دو اسب خرید شترها را بار کرد و راه افتاد. وقتی ابراهیم به خانه آمد، دید پدر او ناراحت است. گفت: من نمی دانم برای چه ناراحت هستی، خیال کردی من تو را زیر بار قرض برده و این چیزها را خریده ام. راستش، مال تو حلال نبود. من ‘مال امام’ را دادم و از بقیهٔ پول اینها را خریدم. تازه نیمی از آن هنوز باقی مانده است. حاجی احمد خوشحال شد و یک گاو نر و یک قوچ پیش پای حاج ابراهیم قربانی کرد.
نگاهی به فیلم های امروز تلویزیون
، در مسیر سفر به مرز، مورد حمله قاچاقچیان قرار می گیرد و از شدت جراحت به کما می رود و در همان بیمارستانی که قربان به سر می برد، بستری می شود. پدر رحمت، رحمان که خادم حرم امام رضا (ع) است، در حین حضور در بیمارستان، با خالده و خانواده اش آشنا می شود و به تدریج متوجه کمک های رحمت به آنها می شود. آنها همگی به حرم می روند و درخواست شفا برای پسران شان می کنند. تیم پزشکان به رحمان اطلاع می دهد که ... محمد
مرحوم ابوترابی فرد؛ چریکی خستگی ناپذیر یا سنگ صبور دوست و دشمن؟
رفت که این اتفاق، با خروج امام(ره) از ترکیه و ورود به عراق مصادف شد. همراهی و شاگردی امام(ره) در نجف سید علی اکبر ابوترابی سال ها در حوزه علمیه نجف تحصیل کرد و علاوه بر شاگردی علمایی چون آیت الله وحید خراسانی، آیت الله میرزا علی غروی و آیت الله حاج شیخ محمد علمی، با حضور امام(ره) در نجف چند سال هم در دروس ایشان حاضر شد. از دیگر برهه های زندگی مرحوم ابوترابی، به مجالست با حاج
عاشقانه های زمینی یک خانواده آسمانی
آقای موسوی، در 5 رجب 1426 مصادف با ولادت امام محمد باقر (ع) در حرم امام رضا (ع) عقد کردیم. آرامشی که هیچ گاه شکسته نشد از سال 85 تا روز شهادت، حتی یک بار صدایش را بلند نکرد. اگر ناراحت می شد، سکوت می کرد، در خود می رفت. همیشه می گفت: آیت الله بهجت در اختلافات سکوت می کردند، ما هم باید چنین باشیم و این سکوت، خانه مان را به بهشتی تبدیل کرده بود که بچه ها حتی معنای دعوا را نمی
مروری بر قسمت های ششم تا دهم کتاب پاسیاد پسر خاک
حاج سید علی اکبر ابوترابی است. در این یادداشت قسمت های ششم تا دهم این کتاب را مرور می کنیم: قسمت ششم - کسی که 12 بهمن رفت زیر چرخ ماشین روزی که امام (ره) به میهن بازگشتند، از فرودگاه تا بهشت زهرا 10 متر جاده خالی نبود. بنده با ماشینهای کارخانه برق بودم. تا بهشت زهرا پشت ماشین امام بودیم. در خیابان شهید رجایی یک ماشین مدت کمی جلوی ماشین ما قرار گرفت یعنی پشت ماشین
گزارش تصویری| حضور معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران در موکب شهدا
منتظر دیدار دوباره تک تک آنها بوده است. معروفی در قسمت پایانی کتاب می نویسد: چندی پس از آزادی از اسارت و بازگشت به خانه، جانمازی را که با پارچه ی سبز لباس پاسداری در اردوگاه دوخته بودم، به همراه یک نامه تقدیم حاج قاسم کردم. چند روز بعد از آن در کرمان او را دیدم. بعد از تشکر گفت: حسین! وصیت کردم هر وقت مُردم این جانماز را در قبرم بگذرانند . آن لحظه یقین پیدا کردم که این عشق و علاقه و رابطه قلبی واقعا دوطرفه و الهی است. انتهای پیام/
چگونه اعضای فدائیان اسلام از اتهام قتل کسروی تبرئه شدند؟
، خیابان جلیل آباد سابق بود به دادگستری آن درب اصلی باز نشده بود دیدم صدای الله اکبری می آید و شلوغ شده. بنده پا شدم نگاه کردم شلوغ است به پیشخدمت گفتم برو ببین چه خبر شده. رفت برگشت گفت آقا کسرایی را کشتند. ما یک بازپرسی داشتیم بازپرس شعبه ی یک دادسرای تهران به اسم کسرایی بنده خیلی ناراحت شدم دویدم آمدم پایین که بروم ببینم چی شده رفتم توی آن قسمت دادسرا دیدم جلوی شعبه ی هفت بازپرسی شلوغ است
سید علی اکبر ابوترابی؛ زیستی مجاهدانه از نجف تا اردوگاه های بعثی
، مدیر و بنده صالح خدا، در مسیر زیارت حرم ثامن الحجج، امام رضا (ع)، به ملکوت اعلی پیوست. رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)، در پیام تسلیت و دیدار های بعدی، بار ها با یادآوری صفات برجسته اخلاقی و معنوی شهید ابوترابی، فقدان ایشان را تسلیت گفته و بر جایگاه رفیعشان تأکید فرمودند: خدا را شکر می کنیم که امتحان خیلی خوبی دادید، شما در همه ی مراحل سختی
این وصیت نامه را بیست بار بخوانید
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس ، گزیده ای از وصیت نامه و تصویر متن وصیت نامه شهید 19 ساله، ناصرالدین باغانی که رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای مدظله العالی 1402/03/09 درباره وصیت نامه این شهید در سخنرانی خود چنین تعبیری داشتند: یک جوانِ پُرشورِ مؤمنِ ازجان گذشته ی سبزواری، شهید ناصر باغانی، وصیّت نامه دارد. او یک جوانِ در سنین حدود بیست سال است. جا دارد که انسان آن وصیّت نامه اش را ده
کتاب کهکشان بی نشان در قزوین معرفی شد
های ورودش به کشور را به خاطر دارم. در سال 1379 که آن حادثه تلخ اتفاق افتاد، جز اولین شاعرانی بودم که برای شهادتش شعر گفتم و در چندین محفل سروده بنده قرائت شد. این شاعر تصریح کرد: سرودن شعر نیازمند علاقه ذاتی و شخصی است؛ در خصوص شخصیت های برجسته و قهرمانان ملی ما که همان شهدا هستند، نیاز است که نهادهای فرهنگی کمک کنند. در واقع قبل از اینکه شاعران به سراغ آنان روند، آنان به سراغ شاعران
احمد قدیریان: لاجوردی را ابتدا بایکوت اجتماعی و بعد شهید کردند
کشید که قرار شد آقای لاجوردی کناره گیری کند. برخورد قوهٔ قضاییه با او در اثر فشار بیت آقای منتظری واقعاً تأسف بار بود. بیت آقای منتظری چنان فشاری به قوه قضاییه آورد که بالأخره ایشان وادار به برکناری شد. روز آخر که به قوهٔ قضاییه رفتم، گفتم: آقای لاجوردی! شما نکته ای را که امام فرمودند بگو. هیچ جوابی نداد. ایشان حدود ساعت 11 آمد. پرسیدم: چه شد؟ جواب داد: برکنار شدم. بعد هم نامهٔ برکناری ایشان و
نمایشنامه فرار از کوهستان رگناراک نسخه ای کوچک شده از ارباب حلقه ها است
گفت وگو پرداخته ایم که در ادامه می خوانید. در ابتدا از روند ترجمه و چاپ نمایشنامه فرار از کوهستان رگناراک بگویید. این نمایشنامه چرا با 15 سال تأخیر منتشر شد؟ بله، همان طور که گفتید چیزی حدود 15 سال بین ترجمه این اثر و چاپ آن فاصله افتاد. آن زمان من یک دانشجوی نسبتاً جوان بودم یا شاید تازه دوره ی کارشناسی را تمام کرده بودم. البته سنم از هم کلاسی هایم بیشتر بود، اما به هر حال
آخرین حرف های مردی که سرش بالای نیزه رفت
زندگی اش حاضر نشد دست از آرمان و اعتقادش بر دارد. با اینکه بازنشسته شده بود اما با آغاز جنگ سوریه خود را به این سرزمین رساند و بعد از رشادت های فراوان سرانجام خرداد سال 93 در حلب در حالی به شهادت رسید که تکفیری ها چند ساعت بعد از شهادت سرش را بریده و بالای نیزه بردند. آنچه می خوانید وصیت نامه این شهید عزیز است. به نام خدا روز سیزدهم ماه رجب در سال 1384 روز تولد حضرت امیر علیه
زندگی، خانواده و اندیشه مان را در تشکیلات مجاهدین از دست دادیم / صدام برای هر پاسپورت به آن ها پول می ...
. 20 سال جزو طرفداران آن بودم و 20 سال است که دشمن آن هستم و چندین کتاب در مورد مجاهدین نوشتم. وی گفت: اسم همسر من مسعود خدابنده است. به عنوان کارشناس در سال 1993 مجاهدین را ترک کردم از منافقین جدا شدم چرا که متوجه شدم آن ها افرادی هستند که بر روی ذهن افراد تاثیر می گذارند. پس از جدا شدن منافقین مدتی طول کشید تا اینکه اوضاع و احوالم خوب شود و پس از اینکه حالم بهبود پیدا کرد یک وب سایتی به
روایت متفاوت همسر شهید محمد خاکی از یک زندگی آسمانی/ پدر و پسری که عشق به اهل بیت(ع) راهشان را به شهادت ...
اسلام، بزرگترین حماسه های تاریخ معاصر را ترسیم کرده و می کنند. در حقیقت، همانگونه که حضرت زینب علیهاالسلام، پیام آور مظلویت، عزّت و غربت امام حسین علیه السلام در کربلا بودند، همسران و مادران شهدا نیز در طول تاریخ، به گونه ای زینب وار، این مسیر را ادامه داده و خواهند داد. امروز و در عصر حاضر، تبیین سیره رفتاری شهدا به عنوان قهرمانان جامعه اسلامی توسط همسران شهدا، بیان برجستگی
این پزشک 20 سال است کودکان خاص را رایگان جراحی می کند
همان طفولیت ما با اینکه تو پول تو جیبی کمی هم داشتیم اما به فکر بچه های فقیر بودیم؛ به طوری که در مدرسه در کلاس خودمان برای دانش اموزان که ناتوان بودند کتاب، دفتر، کیف و لباس می خریدیم. ما با همان پول ناچیزی که داشتیم برای این کار یک گروه تشکیل دادیم. کم کم این کار در بقیه کلاس ها نیز سرایت کرد. زمانی که من دیپلم می گرفتم روزهای مصادف با روزهای حضور امام خمینی در نجف بود. من ظهرها پشت