هنگام حمله تروریستها حتی لباس فرم بسیج هم به تن نداشتم /پزشکان می گفتند ...
سایر منابع:
سایر خبرها
آیین بزرگداشت شهدای امنیت در اصفهان
رساند و سپس خود افطار می کرد. آرزو داشت فقر از جامعه رخت بربندد و همه مردم در رفاه و آسایش زندگی کنند. لباس هایش را به دوستان و همکلاسی هایش می بخشید و تا حد توان از هیچ کمکی دریغ نمی کرد. در دوران نوجوانی، علی از کرمانشاه به بندرعباس آمد. هم زمان با اوج گیری انقلاب اسلامی در شهرهایی چون قم، تبریز و تهران و آغاز حرکت های انقلابی در بندرعباس، به صف انقلابیون پیوست و فعالیت های خود را آغاز کرد. گاه تا نیمه های شب بیدار می ماند و همراه دوستانش اعلامیه ها و پیام های امام را دست نویس می کرد و صبح روز بعد آن ها را در کشوی میزهای مدرسه می گذاشت تا دیگران آگاه شوند. همچنین نوارهای سخنرانی ...
جانبازهای فسقلی وطن!
نفس های کودکی مثل راستین را به شماره انداختند. جانبازی وصله ناجوری بود برای اسم بچه هایمان اما دشمن کودک کش در هر میدانی و در هر نبردی پای بچه ها را به جنگ باز کرد. این روایت، روایت جانبازهای فسقلی وطن است! 2گلوله جنگی و یک تن نحیف! اگر از من بپرسی می گویم برای کودکی دوساله حتی زبری دستی و زمختی اخمی هم زجر آور است چه برسد به گلوله جنگی! نمی دانم دشمن تکفیری شب خونین حمله به شاهچراغ چه طور به قدقواره کوچک و چشم های معصوم و هراسان راستین رحم نکرد. نمی دانم چطور وجدان نداشته اش راضی شد که سر اسلحه اش را به سمت او بگیرد و شلیک کند! تن راستین کوچولو آن قدر نازک و نحیف بود که ...
اعزام به آنجا که قلبم بود!
.... لباس هایم هنوز خیسِ خونِ شهید علی قاسمی بود؛ خونی که گرمی اش را حس می کردم. انگار هنوز از رگ هایش جدا نشده باشد. با همان حال و هوا، راه افتادم به سمت مقر رضا تقی زاده . صبح همان روز، این مسیر را با هم آمده بودیم. تویوتای خاکی، روی جاده خاکی می لغزید و گرد و غبار پشت سرمان قد می کشید. حالا اما تنها بودم. حدود یک ساعت و نیم طول کشید تا به مقر رسیدم؛ مسیری که انگار کش می آمد و تمام نمی شد. رضا تقی زاده تا چشمش به من افتاد، آمد جلو. دست دادیم و روبوسی کردیم. هنوز لبخند کوتاهی روی لبش بود که شروع کردم به تعریف کردن؛ از علی قاسمی، از لحظه ای که زمین خورد، از خونی که روی خاک پخش شد. حرف که ...
6 ماه سکون بعد از جنگ و دو شب سیاه
گذشت 10 روز هنوز خانواده هایی بودند که در تلاش برای شناسایی و پیدا کردن پیکر عزیزانشان بودند. در دو شب چندین هزار ایرانی در سراسر کشور جان شان را از دست دادند، هزاران نفر نیز مجروح شدند؛ مردم از حجم خشونت هولناک و عریان شوکه و عزادار هستند؛ جوانانی رفتند که دیگر باز نگشتند؛ و یک ایران، قربانی ستیزه جویی بی مانندی شد. دوم: واقعیت این است ساختار اطلاعاتی در 6 ماه گذشته 2 بار غافلگیر شد؛ بار اول در جنگ 12 روزه خرداد که در یک شب فرماندهان عالی رتبه و سرمایه انسانی گران بها و زیرساخت های نظامی و هسته ای هدف قرار گرفتند و بار دوم در شامگاه پنج شنبه 18 دی. اگر می ...
ماجرای پیشنهاد میلیاردی اغتشاشگران به یک بسیجی!
میان خودشان هم کشته می گرفتند! کاملا آموزش دیده بودند. ساده انگارانه است اگر فکر کنید مردم عادی از روی اعتراض یا هیجان دست به چنین خرابکاری های زده باشند. این برایم وقتی مبرهن شد که به سمت کلانتری خاک سفید حمله کردند. ما تنها تجهیزات مان برای متفرق کردن شان تفنگ های پینت بال و گاز اشک آور بود. اما در برابر آنها هیچ تاثیری نداشت. وقتی گاز اشک آور به سمت شان شلیک می کردیم، چند نفر که مسئول مهار کردن آن بودند سریع وارد عمل می شدند و گاز را خاموش می کردند. از طرفی آنقدر لباس روی هم پوشیده بودند که گلوله پینت بال هم برای عقب راندشان کاملا بی فایده بود. تقریبا 5 متر مانده بود کلانتری را بگیرند ...
روایت شهادت یک دهه هشتادی بصیر
گردند که متأسفانه یک دستگاه خودرو با شیشه های دودی کمین کرده و وقتی مصطفی و دوستانش از ماشین پیاده می شوند، سرنشین خودروی سواری شیشه را پایین داده و رگبار گلوله را به سمت مصطفی و دوستانش گرفته که تنها مصطفی با سه گلوله مورد اصابت قرار می گیرد که بلافاصله به بیمارستان دکتر غرضی منتقل می شود، اما قبل از اینکه به اتاق عمل برده شود، جان به جان آفرین تسلیم و شهید می شود. به نظر شما، مهم ترین درسی که زندگی شهید می تواند به نسل امروز بدهد، چیست؟ مهمترین درس این است که می شود هم جوان دهه هشتادی بود و با بازی ها و شیطنت های دوران خودش و هم می شود با الگو گرفتن از سرور و سالار ...
شبی که قاسم های نیشابور به دست اشقیا افتادند
چند سالی بود در پایگاه بسیج مسجد محله به صورت فعال و با علاقه فعالیت می کرد. در اغتشاشات اخیر هم که مدرسه ها تعطیل شده بود، از صبح تا ساعت پاسی از شب در پایگاه بسیج حضور داشت و فعالیت می کرد. این گونه نبود که از روی بیکاری رفته باشد. او واقعاً به فعالیت در بسیج علاقه مند بود و آگاهانه در این مسیر حضور داشت. او با بیان اینکه محمدمهدی خونگرم، بامعرفت و همیشه شوخ و خنده رو بود و هیچ وقت آزاری به کسی نمی رساند، یادآور می شود: پسرم آرزو داشت شهید شود و همیشه در دیدار با اقوام از آن ها می خواست برایش دعا کنند که شهید شود. یکی از دوستان بسیجی اش به من می گفت چند روز پیش از شهادتش که در مسیر ...
37 سال و یک روز در انتظار شهادت بود
جوان آنلاین: پنج شنبه دوم بهمن 1404، برای شرکت در مراسم شب خاطره دعوت می شوم. برنامه ای که 33 سال است در پنج شنبه های اول هر ماه و دو ساعت و نیم قبل از اذان مغرب در تالار سوره مهر برگزار می شود، اما به برکت سوم شعبان و روز پاسدار این محفل رنگ و بوی دیگری دارد و به پاسداشت یاد سردار شهید حاج محمدحسن محققی از فرمانده شجاع دوران دفاع مقدس و عملیات های منطقه اختصاص یافته است. ورودی سالن، تصاویر و بنر هایی از سردار محققی به چشم می خورد که مرورشان به سادگی حضور و نقش پررنگ او در دوران دفاع مقدس و پس از آن را به تصویر می کشد. رزمندگان گردان های حبیب و ابوذر با وجود گذشت سال ها و ردپای ...
دختر جوان قربانی تیراندازی طلبکار و بدهکار
خانم را نداشته و از حضور او در ماشین بی خبر بوده. از سوی دیگر در گزارش پزشکی قانونی آمده سه گلوله به قسمت پایین ماشین و یک گلوله به قسمت بالا اصابت کرده که نشان می دهد قصد فعل رخ داده را نداشته است. به همین خاطر عمل او از مصادیق خطای محض یا قتل شبه عمد است. پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.
پایان غم انگیز یک تعقیب و گریز مسلحانه
سوم بهمن سال 1402 در اتوبان امام علی تهران درگیری مسلحانه ای بین سرنشینان یک خودرو پیکان وانت و یک تویوتا هایلوکس درگرفت که در جریان این درگیری دختری متولد سال 81 به نام نیوشا که کنار راننده تویوتا نشسته و از درگیری مسلحانه فیلمبرداری می کرد؛ مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جان باخت. راننده تویوتا به نام سهیل خیلی سریع دختر مورد علاقه اش را به بیمارستان رساند اما درست زمانی که نیوشا وارد بیمارستان شد آخرین نفسش را کشید و جان سپرد.به این ترتیب رسیدگی به موضوع وارد فاز جنایی شد و کارآگاهان پلیس آگاهی تهران برای رازگشایی از ماجرا وارد عمل شدند. ماجرا چه بود در ...
ماجرای پرتاب دریچۀ آهنی از پشت بام به سمت مأموران!
کارآگاهان پلیس آگاهی با بهره گیری از تصاویر دوربین های مداربستۀ ساختمان موفق به شناسایی محمدرضا و امیرمحمد شدند که شب حادثه به عنوان میهمان منزل یکی از ساکنان ساختمان مراجعه کرده بودند که در نهایت مخفیگاه محمدرضا 30 ساله در یکی از شهرهای شمالی کشور مشخص و مأموران ساعت یک بامداد روز جمعه 3 بهمن او را دستگیر کردند. محمدرضا گفت که به همراه امیرمحمد در میهمانی در خانه یکی از دوستان در حال مصرف مشروبات الکلی بودیم که متوجه شدیم تعدادی از افراد به پشت بام ساختمان رفتند که به همراه امیرمحمد به پشت بام رفته و دیدیم به سمت مأموران جسم پرتاب می کنند که در آنجا به همراه امیرمحمد، دریچۀ آب پشت بام را به سمت مأمورین پرت کردیم. در ادامه با شناسایی محل کار امیرمحمد در منطقۀ سعادت آباد روز جمعه 3 بهمن امیرمحمد 24 ساله دستگیر و اعتراف کرد که این اقدام به پیشنهاد او صورت گرفته است. منبع: فارس ...
روایتی کوتاه از آخرین دقایق زندگی شهید حمید قوامی لاهیجی
امنیت شهرش رقم می خورد. همه به چشم دیدند که یکی از همان روبند بسته ها، وسط جمعیت شروع کرد به شلیک کردن. یکی از تیر ها رها شد و از بین جمعیت، مستقیم نشست به قلب حمید. سر تا پایش رنگ سرخ خون گرفت. همانجا کنار بیمارستان، جایی که می خواست سر پا بماند تا امید بیماران شهرش قطع نشود، قلبش تاب نیاورد و زندگی را برای همیشه بوسید و رفت. عزتمند بر شانه های شهر پیکر حمید قوامی لاهیجی، کارگر بسیجی، 22 دی ماه همراه با دو شهید امنیت دیگر، با عزت و افتخار بر شانه های عزادار اشتهاردی ها مشایعت شد. به گفته کارشناسان، گلوله ای که قلب حمید را سوراخ کرد، از یک کلت کمری، نه از انواع موجود در ایران، به طرز ماهرانه ای توسط یک فرد آموزش دیده شلیک و پایان بخش زندگی حمید شد. دانلود فیلم اصلی ...
جزئیات دستگیری عاملان شهادت استوار آرمین عباسی اعلام شد
شب (جمعه مورخه 19 دی ماه 1404 ) به همراه امیرمحمد میهمان خانه یکی از دوستان خود بودیم ؛ در حال مصرف مشروبات الکلی بودیم که متوجه شدیم تعدادی از افراد به پشت بام ساختمان رفتند ؛ به همراه امیرمحمد به پشت بام رفته و در آنجا دیدیم که تعدادی از افراد حاضر در پشت بام در حال پرتاب اجسام به سمت مأمورین هستند که در آنجا به همراه امیرمحمد ، دریچه آب پشت بام را به سمت مأمورین پرتاب و پس از آن به داخل خانه ی دوستمان برگشتیم “. با توجه به اعترافات صریح محمدرضا و با شناسایی محل کار امیرمحمد در منطقه سعادت آباد ، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در ساعت 17:00 روز جمعه مورخه 3 بهمن ماه ...
قاتل شهید آرمین عباسی دستگیر شد
1404) به همراه امیرمحمد میهمان خانه یکی از دوستان خود بودیم؛ در حال مصرف مشروبات الکلی بودیم که متوجه شدیم تعدادی از افراد به پشت بام ساختمان رفتند؛ به همراه امیرمحمد به پشت بام رفته و در آنجا دیدیم که تعدادی از افراد حاضر در پشت بام در حال پرتاب اجسام به سمت مأمورین هستند که در آنجا به همراه امیرمحمد، دریچه آب پشت بام را به سمت مأمورین پرتاب و پس از آن به داخل خانه ی دوستمان برگشتیم ". با توجه به اعترافات صریح محمدرضا و با شناسایی محل کار امیرمحمد در منطقه سعادت آباد، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در ساعت 17:00 روز جمعه مورخه 3 بهمن ماه 1404، امیرمحمد (24 ساله) را دستگیر ...
پلیس پایتخت: عامل شهادت آرمین عباسی دستگیر شد
بامداد روز جمعه 3 بهمن ماه 1404 موفق به دستگیری محمدرضا شدند. محمدرضا در همان تحقیقات اولیه صراحتا به مشارکت در شهادت آرمین عباسی اعتراف کرد و عنوان داشت: " آن شب (جمعه مورخه 19 دی ماه 1404) به همراه امیرمحمد میهمان خانه یکی از دوستان خود بودیم؛ در حال مصرف مشروبات الکلی بودیم که متوجه شدیم تعدادی از افراد به پشت بام ساختمان رفتند؛ به همراه امیرمحمد به پشت بام رفته و در آنجا دیدیم که تعدادی از افراد حاضر در پشت بام در حال پرتاب اجسام به سمت مأمورین هستند که در آنجا به همراه امیرمحمد، دریچه آب پشت بام را به سمت مأمورین پرتاب و پس از آن به داخل خانه ی دوستمان برگشتیم". با ...
ازدواج دختر بی گناه با دوست پسر خواهرش ! / خواهرش چه انگیزه ای داشت ؟!
خبر از وقوع قتل می داد، ماجرای قتل یک زن مسافر را روی بی سیم مخابره کرد. ساعتی نگذشته بود که خودروهای پلیس آژیرکشان دور ویلای ساحلی حلقه زدند، مردی که حوله تن پوش دور خود پیچیده بود در اتاق پذیرایی ویلا نشسته و صورتش را بین دو دستانش گرفته بود و زنی جوان بیرون از ساختمان روی زمین نشسته و ماسه ها را به سر و صورتش می پاشید و شیون می کرد. جسد زنی به نام شیرین در آشپزخانه افتاده بود سینی پر از ماهی کباب شده نیز روی زمین دیده می شد به گونه ای که نشان می داد قربانی در حال حمل این سینی بوده است و عامل قتل از پشت سر وی را هدف سه گلوله قرار داده و او را به قتل رسانده است. ...
روایت های مستند از دی ماه خونین | آشوبگرها با مردم چه کردند؟
ایده روز آنلاین – گروه سیاسی: براساس آمارهای اعلام شده ازسوی بنیاد شهید، از مجموع 3 هزارو 117 جانباخته حوادث اخیر، 2 هزارو 427 نفر از شهروندان مظلوم ایرانی، از مدافعان امنیت گرفته تا قشرهای مختلف مردم، بوده اند؛ شهدایی که نحوه شهادت شان، روایتی از عمق کینه دشمنان از مردم ایران است. شهیدی که غریبانه پر پر شد شهید ابوالفضل مقدسی ، جوان 24 ساله اهل ساری و از نیروهای یگان ویژه فراجا بود که برای انجام ماموریتی به شیراز رفته بود. تروریست ها پس از رقم زدن جنایتی جانگداز، پیکر شهید مقدسی را آتش زدند. پیکر این شهید، که غریبانه به شهادت رسید، سوختگی شدیدی داشت. شهید ...
مدیر ناکام تهران مصور ؛ هنرپیشه ای که نماینده مجلس شد
سلسله مقاله های من جاسوس شوروی در ایران بودم به قلم کریم روشنیان تداوم داشت. رزم آرا برای بهبود روابط خود با اتحاد جماهیر شوروی خواستار عدم انتشار این پیاپی نویسی شد ولی دهقان زیر بار نرفت، چراکه بر خواهندگان و خوانندگان تهران مصور افزود و شمارگانی غیرقابل باور برای مجله به ارمغان آورد. با انتشار این گونه نوشته ها دایره نفوذ تهران مصور در کشور وسعت گرفت اما به مرگ او انجامید. ترور ساعت 7:30 بعد از ظهر روز شنبه ششم خردادماه 1329، احمد دهقان براثر اصابت گلوله در دفتر کارش (خیابان لاله زار تهران) مجروح شد و (حدود) دو ساعت بعد [21:15] در بیمارستان شماره 2 ارتش (نبش خیابان بهار ...
می گفت: هر لحظه باید در انتظار شهادت باشیم
از عضویت در سپاه خیلی وقت ها درگیر کار های آنجا بود و گاهی به خانه نمی آمد. وقتی هم که جنگ شروع شد، شب و روزش را در پادگان و سرکارش سپری می کرد. من به خاطر رعایت مسائل حفاظتی به او زنگ نمی زدم. خودش به من زنگ می زد. این را هم بگویم که پسرم هر وقت به من زنگ می زد در نهایت ادب صحبت می کرد. معمولاً می گفت: سلام مامان، عرض ادب. من خیلی از این ادبش خوشم می آمد. خلاصه بعد از جنگ امید مدتی به خانه نیامد. روز دوشنبه 26 خرداد بی خبر به خانه برگشت. گفتم پسرم چطور شد که برگشتی؟ گفت آمدم یک سری بزنم و بروم. بعد از من آب خواست که یک لیوان آب به او دادم. گفت اگر شهید شدم دیگر تشنه نیستم. کلاً یک ماهی بود که ...
ایثار بدون چشم داشت رزمندگان در دفاع از میهن
، پس از اینکه کل منطقه در محاصره دشمن قرار گرفته بود و یکی پس از دیگری به دست دشمن می افتاد، تنها واحدی که در سمت جنوب کله قندی، سمت راست مهران تا آخرین لحظات مقاومت کرد، واحد ما بود. این جانباز و آزاده سرافراز دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: در این مقاومت نفس گیر، تقریباً حدود 250 نفر از رزمندگان به شهادت رسیدند یا مجروح شدند؛ از ساعت یک شب تا 6 یا هفت صبح، در نهایت وقتی همه افراد از پا افتادند، بنده و تعداد کمی از سربازها در محاصره نزدیک دشمن قرار گرفتیم. علیپور با اشاره به لحظات دشوار، خاطره شهادت شهید کاظمی، بیسیم چی خود را با حسرت بازگو کرد و افزود: با بیسیم چی ام خواستیم ...
نیم سوخته هایی با گلدسته های شکسته
برسد به این که بخواهیم شاهد سوختن قرآن هایی باشیم که شب های احیا که می شد، واسطه ما و خدایمان می شدند و حالا زیر دست و پا مانده و مورد بی حرمتی قرار گرفته اند. این گزارش ماجرای مساجدی است که در این ایام بیشترین خسارت را متحمل شدند. مسجد بهشتی تهرانپارس یکی از مصادیق دردناک حمله به مساجد، آتش زدن و تخریب مسجد شهید بهشتی تهرانپارس بود. خادم مسجد می گوید: آشوبگران با یک موتورسیکلت به در مسجد کوبیدند و وارد شدند و موتور را وسط مسجد انداختند. روی آن بنزین ریختند و قرآن ها را روی آن قرار دادند و به آتش کشیدند. آنها که صورت هایشان را پوشانده بودند، پس از شکستن درهای مسجد وارد آن شدند و ...
شبی که قزوین سوخت؛ شهادت انسان هایی که روایتشان قلب ها را می سوزاند
سوخته و له شده بود قاسم را از پاهای لاغرش شناختم. روایت پدر قاسم، روضه مصوری برای آن کلیپ کوتاه اما جانسوز بود، او می گفت: آن شب خانه قاسم شام دعوت بودیم وقتی رسیدیم همسرش گفت که از بسیج تماس گرفتند و قاسم برای مأموریت رفته حدود ساعت هشت و نیم تماس قاسم من را هم از خانه بیرون کشاند، پای تلفن گفت که در پمپ بنزین محاصره شدند و حدود صد نفری بیرون ایستاده اند و از ما خواست تا برایشان دعا کنیم. وی افزود: به سوی پمپ بنزین خیابان شهید بابایی حرکت کردم اما پیش از من برادرم رسیده بود، می گفت که وقتی وارد پمپ بنزین شده بین کیوسک حامل بنزین و ماشین چشمش به جنازه نیمه جان افتاده و تا ...
2427 یعنی ...
، رئیس نظام پزشکی: موارد متعدد چاقو زدن از پشت داشتیم؛ ازجمله به یک نیروی انتظامی 30چاقو از پشت زده بودند که مجبور شدیم 2بار احیایش کنیم تا بتواند برود اتاق عمل. رئیس زاده، رئیس نظام پزشکی: گلوله با سلاح سنگین از سمت چپ وارد شده و از راست بدن خارج شده، به صورتی که از سوراخ چپ غذا خارج می شد؛ یعنی معده پاره شده بود. لوله گذاشتیم از ریه خون خارج می شد؛ یعنی شلیک ها به صورت حرفه ای به اندام های حیاتی به قصد کشته سازی انجام می شد. کادر درمان مشهد: بیشتر از 95 درصد جراحات از پشت بود. اکثر ضربات چاقو از پشت خورده بود به داخل کبد، قلب، یا ریه که امیدی به زنده ماندنشان نبود ...
روایتی تلخ از آن پنجشنبه و جمعه دردناک و خبرساز در بازار رشت
گرفت و تا صبح فردایش سوخت. طاقی بزرگ ، طاقی کوچک ، قیصریه فخر ، بازار کتابفروشان و سرای ملک بخش هایی از بازار بودند که کامل سوختند. آتش از خیابان شریعتی، مسجد حاج مجتهد شروع شد. با آتش مسجد مغازه های اطرافش و بازار سوخت. شایعه های بازار روز پنجشنبه 25 دی ماه، حوالی ساعت 8 صبح از ترمینال غرب تهران به سمت رشت حرکت کردم. حوالی ساعت 12:30 دقیقه رشت بودم. از میدان توشیبا تا میدان شهرداری دو ساختمان تخریب شده دیدم که به خوبی بخشی از اتفاق های آن شب را نشان می دادند . در میدان شهرداری با یکی از دستفروشانی که کمربند مردانه می فروخت، درباره شب آتش سوزی صحبت کردم. او گفت ...
کشته سازی با شگرد قاتل خطرناک
همشهری آنلاین - حوادث: در روزهای 18 و 19 دی ماه و در جریان ناآرامی های کشور، نوجوانی 13 ساله و جوانی 20 ساله در شهر یزد به شکل بی رحمانه ای به قتل رسیدند. اجساد این دو نفر در حالی پیدا شد که سرشان بریده شده و پیکر بی جانشان در خیابان رها شده بود. نخستین جسدی که از سوی پلیس پیدا شد، متعلق به نوجوان 13ساله بود و شواهد از این حکایت داشت که او در جریان اعتراضات شامگاه 18 دی ماه، زمانی که در خارج از خانه حضور داشته، در یکی از خیابان ها کاملا خلوت هدف حمله قرار گرفته و بی رحمانه به قتل رسیده است. جسد جوان 20ساله نیز شب بعد و در یکی از خیابان های خلوت شهر پیدا شد و بررسی ها نشان می داد که او نیز ...
جاهلیت مدرن و مجرمان پلید
که البته اگر در حالت عادی جلو می رفت به نتیجه دلخواه این افراد نمی رسید. عامل میدانی آنچه این فرد به آن افتخار می کند نه اعتراضات مردمی بلکه هسته های مسلحانه تروریستی اسرائیلی و آمریکایی بودند. سلول های سرعت دهنده تندی و خشونت که کارکرد اصلی شان سرعت بخشیدن برای تند کردن فضا بود وگرنه پلیس و سازمان انتظامی کشور در آغاز اعتراضات بنا را بر مدارا گذاشته بودند. در سمت دیگر مسئله، شخص ریاست محترم جمهور در جلسه ای مشترک شخصاً پای درد دل مسئولان اصناف نشست. اوضاع تا پیش از 18دی ماه هم از سوی اصناف و مردم هم از سوی مسئولان دولتی و انتظامی در فضایی مسالمت آمیز در حال اداره شدن ...
چگونه به سوی خدا فرار کنیم؟
اختیار دارد که برای او روغن بخرد؟ و با این فکر بر می گردد و پول را سر جای خود می گذارد. آن شب یکی از اهل مکاشفه در عالم کشف یا رویا می بیند که شیطان طناب های قوی و رنگارنگی درست کرده است. از او می پرسد که اینها چیست و شیطان می گوید ریسمان ها و طناب هایی است که برای مردمان درست کرده ام تا هر کسی را به دامی چون شهوت و ریاست و مقام و پول بیاندازم. در همین حال چشم او به طنابی بسیار قوی و محکم می افتد که پاره شده بود و از شیطان می پرسد که این چیست و برای کیست که شیطان آهی از سر اندوه می کشد و می گوید 9 ماه زحمت کشیدم و این طناب را بافتم تا دیشب به گردن شیخ انصاری انداختم، ولی او با یک حرکت آن ...
شبی که ماه کامل شد
آلبانی و معاندین داخلی از این اعتراضات زمینه ای برای براندازی و جنگ داخلی یاد می کنند. شبکه های تلویزیونی رژیم صهیونیستی و آکانت متعلق به موساد از تسلیح اغتشاشگران و حضور تروریست ها در بین معترضان خبر می دهند. یعنی حملات تروریستی و چیزی شبیه سوریه سازی ایران و رهنمون شدن به سمت جنگ داخلی در دستورکار نیروهای پیاده نظام آمریکا و اسراییل است. ساعت 20/30 بیش از 92 نقطه استان قزوین هم زمان درگیر التهاب و آشوب شد معترضین با ایجاد سپر انسانی ناخواسته میدان عمل برای تروریست ها پوشش دادند و حمله به نیروهای امنیتی، معترضین و مردم شروع شد. در همان لحظات اول شش تن از نیروهای امنیتی با قساوت تمام ...
آن روز ها بهشت بود؛ امروز کجای راهیم؟
. فهمیدم برادرم درست همان جا، پایین خط، در پشتیبانی ارتش است. ▪ دیدار شما با برادرتان چگونه بود؟ رفتم پایین خط و ممد را دیدم. او به خاطر یک شیطنت کوچک قرار بود برای تنبیه به کمین برود؛ کمینی که دو خط جلوتر از محل استقرارشان بود. من که دیده بان بودم، از بالا کمین را می دیدم و، چون برادرم بود، سه روز تمام حواسم به او بود. عراقی ها هم کمین می آمدند؛ خطر کاملاً جدی بود. ▪ خاطره ای هم از برخورد با فرمانده ارتشی داشتید که فضای متفاوتی داشت. بله. یک روز ظهر لباس هایم کثیف شده بود. با لباس شخصی نشسته بودم و لباس می شستم. فرمانده ...