سایر منابع:
سایر خبرها
هیولاکش ؛ وقتی شاهنامه به پرسش های امروز جوان ایرانی پاسخ می دهد
خبرگزاری مهر، گروه استان ها: نمایش هیولاکش تازه ترین اثر گروه تئاترهشتم، با اقتباسی وفادار از شاهنامه فردوسی، تلاش کرده است اسطوره را از قاب تاریخ بیرون بکشد و به متن زندگی امروز بیاورد؛ نمایشی که نه تنها روایتگر داستان پادشاهی گشتاسب است، بلکه پرسش هایی جدی درباره وطن دوستی، مهاجرت و هویت نسل جوان را پیش روی مخاطب می گذارد. روایتی از دل اسطوره مهدی سیم ریز، نویسنده نمایش هیولاکش در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: ما در گروه هشتم مدتی است که با آقای محمد جهانپا تصمیم گرفتیم به صورت متمرکز روی شاهنامه و ادبیات کهن فارسی کار کنیم. در چند سال گذشته آثاری از این گروه روی ...
هفت سریال که در تاریخ نمایش خانگی ایران ماندگار شد + عکس
قبل از انقلاب را بازسازی کند. همچنین حضور ترانه عیلدوستی و مصطفی زمانی از دیگر نکات قابل توجه این سریال بود. داستان این سریال عاشقانه درسال 1332 روایت می شود و در مورد در عاشق و معشوق به نام های شهرزاد و فرهاد است. آن ها با یکدیگر قصد ازدواج دارند اما داستان زمانی دچار گره می شود که بزرگ خاندانی با نفوذ به نام بزرگ آقا، شهرزاد را برای پسر عموی خود قباد خواستگاری می کند. سریال کرگدن به جرأت می توان گفت سریال کرگدن یکی از متفاوت ترین تجربه های شبکه نمایش خانگی در سال های اخیر بود؛ سریالی که تلاش کرد در زمان خودش از قالب های رایج فاصله بگیرد و مخاطب را وارد جهانی ...
قایق سواری در تهران ؛ یک پروژه خیلی سفارشی/ نه کمدی، نه درام، نه فیلم؛ فقط یک رپورتاژ 90 دقیقه ای شهری
محدود میان آیدا و مازیار جواب می دهند و گاهی کاملاً بی اثر و یخ می مانند. صحنه هایی مانند صبحانه ابتدایی یا طنازی های لهجه محور امین حیایی به روشنی نشان می دهند که در بسیاری لحظات، ایده کارآمدی برای خلق موقعیت کمدی وجود ندارد. در جمع بندی، قایق سواری در تهران در پرداخت شخصیت ها، طراحی روابط، تزریق روح تازه به پیرنگ و ایجاد تعادل میان کمدی و درام ناکام مانده است. نسبت مارکتینگی فیلم با تهران به مراتب پررنگ تر از نسبت دراماتیکش است و معدود لحظات موفق کمدی نیز قادر به جبران این حجم از ضعف ساختاری نیستند. اثر نه تنها فاقد عمق و اصالت لازم برای حضور در جشنواره ای مانند فجر است، بلکه بیشتر ...
مسافران قایق در ساحل بهشت پیاده شدند/آغاز تأثیرگذار با عشق پدری
. محمد داودی با نگاهی انتقادی و ظریف، این رفتارها را به تصویر کشید و درام فیلم را با این تقابل اجتماعی و اخلاقی تقویت کرد. هر صحنه از بیمارستان تا دادگاه، ضمن پیشبرد داستان، بار هیجانی و عاطفی را نیز افزایش داد و مخاطب را درگیر تجربه ای واقعی و تلخ کرد. شاه مهدی؛ پدر داغدیده و غیرتمند حضور شاه مهدی در سراسر فیلم، با بازی قابل توجه و عمیق او، قلب تپنده روایت است. او نه تنها عشق و غیرت پدری را به تصویر می کشد، بلکه با واکنش های خشمگین، نگرانی ها و لحظات بی تابی، مخاطب را با تجربه ای پرتنش و احساسی مواجه می کند. سایر شخصیت ها مانند مادر، برادر و دایی نیلوفر نیز با ورود به موقع و ...
مارون: هجرت از رفاه عاریتی به مهندسی سرنوشت
پرتعلیق سینما هنر یاسوج، مارون را نه فقط تماشا کردم، که بلعیدم. پرده درخشید و تصویر، مانند هجومی از حقیقت بر ذهن خواب آلود مخاطب مدرن فرود آمد. هدایت الله طیب دیده شد، اما نه آن گونه که در داستان ها روایت می شود. مارون مردی را روایت کرد که از نظم سرد، مهندسی شده و بی نقص سنت پترزبورگ فلوریدا استعفا داد تا به آشوب مقدس رهایی بپیوندد. او رفاه کاغذی و ویزای تضمین شده اش را مچاله کرد و دور انداخت و بازگشت تا در میان غبار خونین رقابیه، معنای ویران شده ی انسانیت را بازسازی کند. چرا باید این قاب عصیانگر را دید؟ تماشای این اثر را به مثابه یک شوک درمانی تجویز می کنم. چرا که مارون شجاعت به ...
اختتامیه جشنواره یا شب سیمرغ های بی صاحب؟ / فجر امسال، آینه دولت شد نه ویترین سینما
... اگر این داستان همین جا تمام می شد، اختتامیه امسال هم در نهایت به عنوان یک شب پرحاشیه ثبت می شد و تمام. اما ماجرا از جایی جدی تر شد که مسعود پزشکیان وارد قاب شد. واکنش حاشیه ساز پزشکیان پزشکیان که با شعار های عدالت خواهانه و ادبیات اخلاقی، خود را نماینده صدای بی صداها معرفی می کرد، در این شب نه نقش یک رئیس جمهورِ میانجی را بازی کرد و نه حتی تلاش کرد شکاف را ترمیم کند. برعکس، ادبیاتی را انتخاب کرد که بیش از آنکه شبیه زبان دولت باشد، شبیه زبان جدل های خیابانی بود. وقتی هنرمندان معترض فریب خورده خوانده می شوند و غیبتشان نامردی توصیف می شود، پیام روشن است ...
فقدان روایت پیش دستانه، میدان را به رسانه های معاند می سپارد
، مثلاً می تواند بحران چشم انداز، بحران روایت، بحران معنا، بحران مسئولیت یا بحران قدرت باشد. این بحران ها در حوزه خبر می تواند مدیریت شود. حوزه خبر امروز تنها محدود به مسائل صرفاً خبری نیست؛ حتی در فضای بین الملل، با دو یا سه خبر می توان یک اثر پروانه ای تولید کرد و آشوبی رقم زد که کشور را برای مدت ها درگیر کند. طبیعتاً ما نیاز داریم سردبیر ما توانایی دیدن خبر به عنوان یک استراتژی و قاب سازی را داشته باشد. مثلاً در اغتشاشات اخیر، باید قاب اعتراض را به درستی نشان دهد و همراهی حکمرانی را به تصویر بکشد تا یک ضربه گیر روانی باشد. باید قاب مسئولیت و تصمیم را حتماً نشان بدهد که اقدام در حال انجام است ...
قمار روایت در میدان جنگ نوین
خدمت پیشبرد روایت اند. اما در نیمه دوم، طولانی شدن برخی صحنه ها و تأخیر در رسیدن به نقاط عطف، ریتم را دچار اختلال می کند. تریلر امنیتی بیش از هر ژانر دیگری وابسته به ریتم است و هر لغزش در این حوزه، مستقیماً بر تجربه تماشاگر تأثیر می گذارد. در حوزه شخصیت پردازی، تمرکز فیلم بیشتر بر بحران بیرونی است تا سیر درونی شخصیت ها. مأمور امنیتی داستان، اگرچه در موقعیتی پرتنش قرار دارد، اما مسیر روانی او به اندازه کافی بسط پیدا نمی کند. مخاطب بیشتر با عملکرد حرفه ای او مواجه است تا با تردیدها، ترس ها یا تضاد های درونی اش. همین امر باعث می شود ارتباط عاطفی با شخصیت ها محدود بماند و فیلم نتواند از ظرفیت ...
رفاقت، هویت و مقاومت در قاب فجر
انصاری و تهیه کنندگی مهدی صاحبی، روایتی درام با رگه های اکشن و تاریخی است که به بخشی از زندگی شهید هدایت اله طیب می پردازد. مارون با فضایی متفاوت و بهره گیری از حال وهوای نئونوآر، تلاش دارد تصویری کمتر دیده شده از سال های پیش از انقلاب و فعالیت های شخصیت اصلی خود ارائه دهد و مخاطب را با چالش های سیاسی و هویتی آن دوره همراه سازد. اکران این سه فیلم در روز 22 بهمن، علاوه بر جنبه فرهنگی، حال وهوایی نمادین نیز به خود گرفت؛ گویی سینما در این روز تاریخی، روایتگر سه نگاه متفاوت به انسان، جامعه و تاریخ بود. سالن رسول مهر در این روز شاهد حضور علاقه مندان و دوستداران هنر هفتم بود که با استقبال از این آثار، بار دیگر نقش جشنواره فجر را به عنوان ویترین سالانه سینمای ایران پررنگ کردند. ...
آخرین پرده فجر در کرمانشاه /کاراکتر جدی رضا عطاران تا نگاه جسورانه منوچهر هادی به زنان
های چشم نواز، لوکیشن های بکر و فضایی نزدیک به سینمای هنری اروپا، تلاش می کند مخاطب را به درون زیست و تنهایی شخصیت اصلی ببرد. با این حال، روایت ایستا و پرداخت انتزاعی اثر، آن را به تجربه ای متفاوت تبدیل کرده که بیش از هر چیز بر تصویر و فضا تکیه دارد. زندگی کوچک کوچک گزینه ای مناسب برای مخاطبانی است که به سینمای هنری، آرام و تأمل برانگیز علاقه دارند. خواب؛ مرز میان رویا و واقعیت خواب داستان مردی را روایت می کند که در دنیای رویا دل باخته زنی می شود و همین دلبستگی، زندگی واقعی اش را تحت تأثیر قرار می دهد. ایده مرکزی فیلم ظرفیت پرداختی روان ...
زن در قاب اغواگری پهلوی
سینمایی اشاره داشت که الگوی تکرارشونده ای داشت: داستانی ساده، شخصیت مرد قهرمان و زن اغواگر، صحنه های رقص و کاباره و پایان بندی اخلاقیِ ظاهری. در این الگو، زن اغلب نه شخصیت اصلی داستان، بلکه عاملی برای پیشبرد ماجرای مردانه روایت بود. بنابراین مسئله تنها به یک سیاست فرهنگی محدود نمی شد، بلکه ترکیبی از اقتصاد سرگرمی، سلیقه بازار و ساختار تولید سینما چنین تصویری را بازتولید می کرد. این وضعیت نوعی تناقض اجتماعی ایجاد می کرد. از یک سو، حکومت تلاش داشت تصویر زن مدرن، شهری و آزاد را نمایش دهد؛ از سوی دیگر، در یکی از مهم ترین رسانه های عمومی یعنی سینما، زن بیشتر در قالب یک عنصر تزئینی و جذابیت ...
از واقعیت تا بازنمایی؛ تحلیل جایگاه مولف در اردوبهشت
این نقد با عبور از رویکرد زمینه گرا، به واکاوی ساختار روایی، فرم بصری و جایگاه مؤلف در این اثر می پردازد. از منظر رئالیسم روان شناختی و درام مدرن، فیلمنامه بر پایه یک موقعیت مرکزی با ریسک پرداخت بالا بنا شده است. با این حال، تمرکز اثر صرفاً بر بازسازی عینی فاجعه نیست، بلکه بر پیامدهای روانی و فروپاشی تدریجی یک خانواده در مواجهه با دستگاه بوروکراتیک متمرکز است. اینجا رئالیسم از سطح گزارش اجتماعی فراتر رفته و به عمق تراژدی شخصی می رود. ساختار روایی به جای پیرنگ کلاسیک پرحادثه، از الگوی درام ایستا یا درام موقعیت تبعیت می کند، جایی که کنش اصلی، مبارزه درونی شخصیت اصلی (مهدی) با احساس ...
بررسی فیلم اردوبهشت به کارگردانی محمد داودی/ وقتی سینمای اجتماعی دوباره حرف اول را می زند
خود همراه نگه دارد، بدون آن که احساس خستگی یا گسست در روایت ایجاد شود. خلق اضطراب در قاب اردوبهشت نمونه ای موفق از هماهنگی عناصر سینمایی است. حرکات دوربین در لحظات پرتنش و استرس زا حساب شده و هدفمند است. دوربین نه صرفاً ناظر، بلکه همراه شخصیت هاست؛ گاه لرزان، گاه نزدیک و گاه محدود، درست همان طور که اضطراب و فشار روانی بر کاراکترها سنگینی می کند. قاب بندی ها، استفاده از رنگ های تیره و دارک، و فضاسازی بصری فیلم، به خوبی حس غم، اندوه و تعلیق را به مخاطب منتقل می کند. تدوین نیز با ریتم روایت هماهنگ است و بدون خودنمایی، در خدمت داستان قرار می گیرد و فیلم برداری هم موفق شده است ...
استقبال پرشور قمی ها از نیم شب / اسکورت به سانس فوق العاده رسید
خیابان یوسف آباد تهران و در نزدیکی دو بیمارستان می پردازد. نیم شب در ساختاری مستندگونه روایت می شود و در نیت و دغدغه قابل دفاع است و تلاش کرده گوشه ای از فداکاری های مردم ایران در ایام جنگ 12 روزه را به تصویر بکشد و روایتی پرامید از ایران و همدلی و انسجام ملی ارائه کند اما توانایی خلق موقعیت های تاثیرگذار دراماتیک را ندارد و داستان خود را بدون خلاقیت روایت می کند. نیم شب با آثار ماندگار و جذاب مهدویان نظیر ماجرای نیمروز فاصله بسیاری دارد و جدیدترین اثر او مخاطب را ذوق زده نمی کند. فیلم با وجود اینکه با یک حرکت کوبنده و با ریتمی تند و روایت چند داستان موازی کلید می خورد ولی هنوز به نیمه ...
حاشیه ؛ روایتی از مافیای کودکان که نباید دیده می شد
مافیای قاچاق کودکان. این سوی جزیره اپستین اوج این مسئله و پیامدهای دردناک آن را نیز این روزها در اخبار مربوط به جزیره اپستین میبینیم و درباره آن بعدها بیشتر صحبت خواهم کرد. اما همین اندازه باید بگویم اگر استنلی کوبریک، کاگردان سینمای مستقل آمریکا، جانش را در افشای سینمایی محافل مخفی الیت ها از دست داد، طبیعی است فیلم سینمایی حاشیه نیز برای حمله به امتداد این مافیای شیطانی در کف جامعه، با بایکوت خبری الیت های سینمای ایران روبرو شود. راز یک فیلم خوب: همه برای یکی از ...
بیلبورد ؛ تقلید قلابی از هیجان وارداتی
همذات پنداری (Empathy) واقعی با رابطه ی مادر و فرزند شکل نگرفته است. این ضعف در سطح اجرا نیز تشدید می شود. کارگردانی سعید دشتی، به جای آنکه بر تنش و اضطراب درونی شخصیت ها متمرکز شود و لایه ای جدید بر متن بیافزاید، صرفاً به حمل کننده ای تصویری برای همان داستان بی جان تبدیل شده است. نقش آفرینی بازیگران نیز—حتی با حضور چهره های نام آشنا—نمی تواند این خلأ را پر کند. شخصیت اناهیتا درگاهی به عنوان مادر داغدیده، فاقد لایه های درونی (Inner Layers) و ریزکاری های رفتاری (Nuanced Performance) لازم است. بازی او، باورپذیری (Believability) و جوشش عاطفی یک مادر در آستانه ی فروپاشی را منتقل نمی کند ...
مسابقه کدو تنبل ها و واسطه ، آماده پخش از قاب تلویزیون
هویتی نوستالژیک و در عین حال مدرن می دهد. بازیگران نقش اصلی این فیلم، حضور قوی و تاثیرگذاری دارند که به باورپذیری احساسات، تعلیق و پیچیدگی های درونی داستان کمک می کند. مکان های واقعی و شهری فیلم برداری باعث شده جو فیلم واقع گرایانه باشد و حس نزدیک بودن به وقایع جاری را در مخاطب تقویت کند. در مجموع، فیلم واسطه فیلمی است که با ترکیب اکشن، درام و مخاطره انتخاب اخلاقی، تجربه ای جذاب برای دوستداران ژانر های مهیج و درام فراهم می کند و یک نگاه تازه به موضوع قدرت، فساد و مسئولیت پذیری فردی در زمینه داستانی از فساد قدرت سیاسی در سیاست امریکایی ارائه می دهد. ...
آرام بخش ملودرامی که از شتاب و تصنع آسیب می بیند
ی نشان دهد و روایت را از حالت شتاب زده و تصنعی خارج کند. در بخش بازیگری، الناز شاکردوست تلاش می کند احساسات و کشمکش های شخصیت آرام را منتقل کند، اما با برخی حرکات اغراق آمیز و نقش پردازی کم عمق، اثرگذاری محدود می شود. شخصیت های دیگر نیز، از جمله نقش صابر ابر، اگرچه در ظاهر جذاب اند، اما عملا روی کاغذ قابل قبول اند و از عمق واقعی برخوردار نیستند. آرام بخش فیلمی متوسط است که با وجود تلاش برای خلق ملودرامی زنانه و نمایش دغدغه های اجتماعی، بیش از آنکه اجازه دهد مخاطب با درد و مسیر قهرمان همراه شود، با شتاب روایت و شخصیت پردازی تصنعی، تجربه ای نیمه کاره ارائه می دهد. ان ...
فیلم کارواش سوژه را قربانی محافظه کاری می کند
دهد مخاطب با روند کشف پرونده همراه شود یا خطر و اهمیت ماجرا را احساس کند. بسیاری از گره ها به سرعت باز می شوند و موقعیت ها بدون پرداخت کافی رها می شوند. این شتاب زدگی، حس ساختگی بودن روایت را تشدید کرده و مانع همذات پنداری مخاطب می شود. احمد مرادپور پس از شش سال دوری از سینما، با کارواش به سراغ سوژه ای ملتهب و معاصر آمده است؛ انتخابی که در نگاه اول قابل احترام است. با این حال، مشکل از جایی آغاز می شود که کارگردان نمی تواند میان جسارت سوژه و شیوه بیان آن تعادل برقرار کند. فیلم از نظر کارگردانی دچار محافظه کاری مفرط است و نشانه ای از امضای شخصی یا نگاه خلاقانه در آن دیده نمی شود. قاب ...
اردوبهشت ؛ وقتی تصویر شهر علیه شهرداری فیلم می سازد!
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ؛ اردوبهشت ساخته محمد داودی، در ظاهر می خواهد روایتی اجتماعی و انسان محور از حق خواهی یک پدر ارائه دهد؛ اما هرچه جلوتر می رود، از یک درام مبتنی بر رنج انسانی فاصله می گیرد و به فیلمی با اغراض سیاسی قابل تشخیص تبدیل می شود. این چرخش، مهم ترین ضربه ای است که فیلم به اعتبار خود می زند. فیلمنامه در پرده نخست عملکرد قابل قبولی دارد. ناپدید شدن دختران در اردوی مدرسه، سرگردانی پدر میان نهادهای مختلف و پنهان کاری مدیران میانی، به درستی موتور محرک روایت را شکل می دهد. روابط علت و معلولی رعایت شده و فیلم می داند چگونه همدلی مخاطب را برانگیزد. اما این ...
غوطه ور در سردرگمی
نسبتی با دین ندارد و از بازنمایی یک دغدغه فراگیر اجتماعی نیز ناتوان است. این تضاد، پرسش اساسی را ایجاد می کند که چرا یک کارگردان روحانی باید اثری تولید کند که نه در خدمت محتوای ارزشی است و نه پیوندی با زیست واقعی جامعه دارد؟ شترگاوپلنگِ ژانر؛ جیغ های ممتد به جای تعلیق فیلم مدعی حضور در ژانر نوآر و جنایی-تاریک است، اما در عمل به یک تله فیلم کم رمق تبدیل شده است. ایده ای که پتانسیل یک اثر کوتاه را داشت، تا 90 دقیقه کش آمده است. کارگردان تلاش کرده با استفاده از صداهای بلند، فریادهای پی درپی و صدای پارس سگ ایجاد رعب کند، اما این تمهیدات تنها به آشفتگی صوتی منجر شده و نشانی ...
قاسم در قاب ساده روستا
...؛ ناتوانی در قصه گویی اما در فیلم کوچ هم متاسفانه با این مشکل مواجهیم که فیلم توان قصه گفتن و داستان پردازی ندارد و بیشتر شبیه این می ماند که تعدادی خرده روایتِ کتاب های مختلف را در کنار هم قرار داده است؛ به جای آن که علت و معلول و پیرنگ داستانی خلق کند. بیشتر مدت زمان فیلم مربوط به کودکی و نوجوانی حاج قاسم، شخصیت اصلی است، اما تنها در مدت زمان کوتاهی در انتهای فیلم، به شکل ضرب العجل گونه و شتاب زده، انقلاب اسلامی، ازدواج و جنگ را خلاصه می کند. در واقع پراکندگی در روایت باعث می شود برخی موضوعات به حال خود رها شوند و موضوعات مهم هم در قالب جملات و عکس و بازسازی های ...
تقاطع نهایی؛ یا بن بستِ روایت؟
— و به ویژه در گردونهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر— قابل مشاهده است: تولید آثاری که بیشتر شبیه تمرین یا آزمون و خطایی برای فیلمسازان هستند تا یک بیانیهٔ هنری کامل و پخته. این آثار، بی آنکه پیش از ورود به سالن های بزرگ سینما، مرحلهٔ بلوغ و صیقل نهایی خود را در ذهن نویسنده و کارگردان طی کرده باشند، به مخاطب عرضه می شوند. تقاطع نهایی نیز چنین سرنوشتی دارد: ایده ای که در تقاطع جسارت و بی تجربگی قرار گرفته، اما نهایتاً به سوی بن بستِ روایت و نارضایتی مخاطب منحرف شده است. گویا فیلمساز در این تقاطع، مسیر نادرست را برگزیده است— مسیری که نه به اوج سینمای ایران، که به حاشیه ای قابل پیش بینی ختم می شود. محمد حسین بنی احمدی ...
استقبال پرشور قمی ها از اکشن حاتمی کیا در ششمین شب جشنواره فیلم فجر
اجتماعی با تمرکز بر زندگی یک روحانی است که به همراه خانواده اش درگیر یک پرونده کودک ربایی می شود و ناخواسته در دل بحران های حاشیه شهر قرار می گیرد. این فیلم با بهره گیری از فیلمنامه ای منسجم و روایت خطی، تلاش می کند تصویری واقع گرایانه از مشکلات مناطق کم برخوردار ارائه دهد، رویکردی که نه به سیاه نمایی افراطی می انجامد و نه از بازنمایی تلخی های موجود چشم پوشی می کند. پرداخت متعادل به فقر، معضلات اجتماعی و زیست حاشیه نشینان از جمله ویژگی هایی است که نگاه کارگردان را قابل تأمل کرده است. ریتم مناسب روایت، شکل گیری زودهنگام بحران و حفظ کشش داستانی تا پایان، از دیگر ...
بامداد خمار ؛ بازگشت داستانی عاشقانه به میدان تصویر
بامداد خمار برای هر فیلم ساز، میدان مینی دارد. این رمانِ پرفروش، محبوب، شخصی و احساس برانگیز است و مخاطبانش با آن خاطره دارند. نرگس آبیار در مواجهه با این متن، راه میانه ای برگزیده؛ وفاداری به استخوان بندیِ روایت، با بازنگری در لحن، ریتم و زاویهٔ دید. سریال تلاش می کند روح کلی داستان عشق ممنوعه، تضاد طبقاتی و فشار خانواده را حفظ کند، اما در عین حال از بازتولید ساده و نوستالژیک پرهیز می کند. آبیار با افزودن جزئیات رفتاری، مکث های روان شناسانه و برجسته کردن سکوت ها، روایت را از ملودرام به درامی اجتماعی نزدیک می کند. این کار، سریال را برای مخاطب امروز ملموس تر می کند، هرچند ممکن است برای ...
روایت تنهایی و رؤیا در زندگی کوچک کوچک و خواب در پردیس چهارباغ اصفهان
زیبایی شناسی خاص او استوار است. با این حال، او اشاره می کند که این تمرکز شدید بر جهان درونی، گاه به بهای دور شدن از مخاطب عام تمام می شود.به باور این منتقد، زندگی کوچک کوچک با وجود قاب های چشم نواز و فضای هنری، در مرز تجربه گرایی افراطی قرار می گیرد و ارتباط روایی اش با تماشاگر محدود می شود. انتخاب قهرمان نوجوان نیز به دلیل فرم ایستا و فاصله عاطفی، لزوماً به نزدیکی بیشتر با مخاطب هدف منجر نشده است. تقی زاده نتیجه می گیرد که سینمای شخصی ثقفی، هرچند صادق و بصری است، اما برای بقا و تأثیرگذاری، نیازمند پیوندی روشن تر با مخاطب فراتر از حلقه های محدود جشنواره ای است. خواب ؛ تجربه ای متفاوت ...
آن دو ؛ تلاشی برای بازگشت به ریشه های هویتی سینمای دفاع مقدس
. مسیر رسیدن ظفر به جبهه، با وجود موانعی که در قصه تعریف شده، فاقد تنش دراماتیک مؤثر است. موانع، بیشتر گزارشی اند تا نمایشی، و مخاطب به جای آنکه درگیر اضطراب کودک شود، تنها شاهد عبور او از ایستگاه هایی است که نه شخصیت را عمیق تر می کنند و نه داستان را جلو می برند. یکی از آسیب های جدی آن دو یکنواختی ریتم است؛ ریتمی که از ابتدا تا انتها تغییر محسوسی نمی کند و در نتیجه، فیلم را به اثری تخت و کم فراز ونشیب تبدیل کرده است. تنها لحظاتی که ممکن است مخاطب از این یکنواختی بیرون کشیده شود، صداهای ناگهانی گلوله و شلیک هاست؛ آن هم نه به دلیل کارکرد دراماتیک، بلکه صرفاً به واسطه شوک صوتی. جنگ در آن ...
پروانه ؛ روایت جسورانه فیلمساز با تکیه بر ذهنیت و تجربه بصری
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، محمدرضا کاظمی فیلم سینمایی پروانه به کارگردانی محمد برزویی پور، از آن دست آثاری است که نه می شود با برچسب شاهکار درباره اش اغراق کرد و نه انصاف اجازه می دهد در ردیف آثار شکست خورده جشنواره امسال قرارش داد. پروانه بیش از هر چیز فیلمی است که تلاش می کند با تکیه بر فرم، مخاطب را درگیر جهان ذهنی شخصیت اصلی اش کند و در همین مسیر، بخش مهمی از امتیازهایش را به دست می آورد. یکی از مهم ترین نقاط قوت فیلم، فرم روایی و اجرای بصری آن است. فیلمبرداری حساب شده، قاب بندی های دقیق و استفاده نسبتاً هوشمندانه از جلوه های ویژه کامپیوتری، به پروانه کمک کرده تا فضای ذهنی و ...
وقتی بودجه های فارابی خرجِ شعار می شود، نه سینما/ حضور بحث برانگیز منتقد هفت در کارواش ؛ مشاوره ای که ...
که از همان نیمه اول دستش رو می شود، دیگر هیچ غافلگیری، هیچ تعلیقی و هیچ عمقی ندارد. انگار فیلمنامه نویس بعد از صفحه بیست وپنجم کلاً قید درام را زده و فقط می خواهد هرچه زودتر به شعارهای پایانی برسد. خاطره اسدی بعد از سال ها غیبت، بازگشتی فاجعه بار دارد؛ حداقل در چند سکانس اول می توان حس کرد که یک نابازیگر واقعی است. اما همین که او را از فیلم حذف می کنند (یا بهتر است بگوییم: کنار می گذارند)، فیلم عملاً نفسش بند می آید. جایگزین او نه تنها خلأ را پر نمی کند، بلکه بیشتر یادآور این است که چرا باید از اول یک بازیگر درست حسابی داشت. اسدی در همان لحظات محدود، بیشتر از جوشش درونی و عصبانیت ...