سایر منابع:
سایر خبرها
خانه امید گیلان محلی برای همکاری های علمی و دانشگاهی
پاسخگویی به همه بازنشستگان را ندارند، افزود: ایجاد مجتمع های درمانی، ورزشی و تفریحی برای بازنشستگان و خانواده هایشان در کنار خانه امید ضروری به نظر می رسد. مدیریت صندوق بازنشستگی گیلان طرح مطالعاتی ساخت چنین مجموعه ای را به تهران پیشنهاد کرد اما تاکنون با آن موافقت نشده است. طاهری دریاسری با بیان اینکه بازنشستگان استان گیلان تقاضا دارند که کسور بیمه تکمیلی 50 هزار تومان شود اما خدمات باکیفیت
نوش نیستی، نیش هم نباش
ایران آنلاین /زندگی رها محمدی 10 سال پیش زیر و رو شد؛ در یک تصادف اتومبیل. گردنش شکست و نخاعش آسیب جدی دید. او این روزها به یک پرستار تمام وقت نیاز دارد. ای وای که برای پیدا کردن یک پرستار مجرب چه چیزها که از سر نگذرانده. داستان هایی دارد که کمتر کسی باورشان می کند. به قول خودش می شود از قصه دردها و رنج هایش فیلم ساخت. تا می گوید فیلم، یاد فیلم جدایی نادر از سیمین می افتم. ساخته اصغر فرهادی. داستان مردی
ناوهای ارتش به "سوخت هسته ای" تجهیز می شود
که یک کشتی جمهوری اسلامی ایران را در 6 فروردین در نزدیکی مدار ده درجه یعنی زیر هندوستان به سومالی، زیر آن خط و بالای 2500 هزار کیلومتر آنجا کشتی ما را ربودند، چون منطقه ای بود که ما حضور نداشتیم، اقیانوس خیلی گسترده است، ما در خلیج عدن یک کانال 1500 کیلومتری را اسکورت می کنیم، اما خارج از این منطقه کشتی ما را دزدیدند و ما ظرف 48 ساعت توانستیم آن کشتی مان را که داشتند به سرعت به سمت سواحل سومالی می
تحلیل یک جامعه شناس از یک سفر به ترکیه/ ما به افراد آموزش می دهیم، تربیت نمی کنیم
توریست کم شود. در این هتلی که اقامت داشتم تلاش کردم که تعداد توریست ها را بشمارم. در آن هتلی که بودم 450 اتاق داشت. از نظر تیپ شناسی گردشگران، اغلب و شاید 80 تا 90 درصدشان اروپایی و روسی و البته بیش تر روسی بودند. از کشورهای اروپایی از جمله شهروندان فنلاند بودند و از اروپای شرقی هم بودند. چند نفری هم ایرانی بودند. در آنجا سه خانواده ایرانی بودند. از کشورهای خاورمیانه، تا جایی
قصه های اوین و سپاه به روایت عرب سرخی
مهر1337 هستم. در یک خانواده نسبتا پرجمعیت به دنیا آمدم. سه برادر و سه خواهر داشتم که من فرزند دوم خانواده محسوب می شدم. پدرم در همان منطقه شهباز جنوبی سابق، (هفده شهریور جنوبی فعلی) کسب وکار کوچکی داشت. از سال 1344 که به تهران مهاجرت کردیم، در همان منطقه ساکن شدیم و هنوز هم در همان منطقه به سر می بریم. شما در ایام کودکی با بچه محل هایی هم بازی بودید که بعدا در زمره چهره های سیاسی محسوب شدند
ارائه سوبسیدهای کلان و رشد قارچ گونه ناشران
انتشارات آشیانه کتاب نیز گفت: در سال های 61 یا 62 در شرکت آشیانه واقع در خیابان گاندی که تهیه مسکن آشیانه در دل آن قرار داشت، با 100 هزار تومان سرمایه، سهمی خریداری کردم و پس از چند سال عشق و علاقه به کتاب و نشر باعث شد که سهم دو شریک دیگر را نیز بخرم و تهیه مسکن آشیانه به آشیانه کتاب تبدیل شد. این محل، دومین کتابفروشی ما بعد از عطایی بود. کتاب های زیادی در آشیانه کتاب چاپ کردیم که بیشتر در قالب
اشتباهات جبران ناپذیر پزشکی
کردم تا هر روز بالای سر همسرم باشم. اما وضعیت او تغییری نکرد. شانزدهم شهریور به بندرعباس و به خانه مان برگشتیم. حالا پزشکان متخصص برای درمان همسرم روزانه بالای سر او حاضر می شوند اما ادامه درمان او ماهانه 10 میلیون تومان پول نیاز دارد و من دیگر قادر به پرداخت هزینه ها نیستم. همسرم با گذشت پنج سال از این ماجرا از ناحیه دست، پا و گردن فلج شده است و قادر به تکلم و کنترل ادرار نیست و به کمک سرنگ غذا
این خانواده جزو آمارها نیست
مدرسه بروم. سر کوره بودم و گریه می کردم چرا نمی توانم به مدرسه بروم. مادرم گفت کارنامه هم نمی خواهیم پول هم می دهیم اجازه بدهید دخترم درس بخواند اما اجازه ندادند و گفتند برایشان دردسر می شود. خیلی برای مدرسه رفتن ذوق داشتم اما طوری توی ذوقم خورد که دیگر دوست ندارم به آن موقع ها فکر کنم . زهرا دختر اول خانواده است که علاوه بر به دوش کشیدن مشکلات خانواده پدری اش، در خانه خودش نیز با کوهی
هدیه به مادرزن، سرنخ کشف دو قتل
از خانه و همچنین اعلام نظریه پزشکی قانونی، کارآگاهان پی بردند مادر و دختر قربانی جنایتی مرموز شده اند. دو سال از وقوع جنایت گذشت و هیچ ردپایی از عامل جنایت پیدا نشد. تا اینکه با کشف گوشی به سرقت رفته زن جوان، سرنخ مهمی به دست کارآگاهان جنایی افتاد. صاحب گوشی گفت: این تلفن همراه را دامادش تازگی به او هدیه داده است. وقتی مرد جوان - داماد - دستگیرشد و تحت بازجویی قرار گرفت مشخص شد او از اقوام
اولین گفتگو با قاتل ستایش قریشی در زندان
بود ؟ بیشتر با پدرت راحت بودی یا با مادرت ؟ با همه شان معمولی بودم. البته با مادرم راحت تر بودم. از او پول می گرفتم سیگار می خریدم. مادرم مهربان بود. روزی 10هزار تومان به من پول تو جیبی می داد. اما درد دل هایم پیش دختر مورد علاقه ام بود. او دختر مهربانی بود و حرف هایم را می فهمید. روابط اعضای خانواده ات با یکدیگر چطور بود؟ شده بود که با یکدیگر دعوا کنند؟ نه آنها
آوارگی یک رزمنده جانباز در تهران/زندگی روی صندلی پارک!؟
جانباز 50 ساله نه تنها در تهران بی جا و مکان است که در مشهد هم اگر خانه پدر همسرش نباشد جایی برای ماندن ندارد. خجالت زده است. می گوید: تا کی باید منزل مردم باشم، حتی آشنای نزدیک. مسئولان نگران این هستند که قرار است 500 میلیون تومان به من حق جانبازی بدهند. می گویند پول کمی نیست و باید به طور کامل بررسی ام کنند. 6 سال گذشته است، این بررسی ها تمام نشد؟ من که بارها گفته ام این پول را نمی خواهم. این پول
سردار دهقان: سیاسی شدن سپاه "حرف مزخرف" است/ همه پرسی کردستان خود کردها را در مخمصه قرار می دهد
، والا نه من و نه خانمم دنبال این مسائل نبودیم. س: شرط خاصی نگذاشتند؟ جنگ آن زمان شروع شده بود؟ دهقان: ما قرار بر این بود که پنج شنبه شب، شب ازدواج ما باشد، چون من تهران بودم و ایشان اصفهان بودند، اما چهارشنبه جنگ شروع شد. دیگه ما نرفتیم تا آبان ماه شد. س: عقد کرده بودید؟ دهقان: بله. در اصفهان حداقل یک سال عقد می مانند. س: قرار بود جشن عروسی بگیرید و زندگی
روایت فیض الله عرب سرخی از پنهان شدن بنی صدر در خانه عضوجبهه ملی،رفاقت با حسین شریعتمداری و ...
اعضای سازمان برای کمک به سپاه ملحق شوند. شورای فرماندهی سپاه چه کسانی بودند؟ ابوشریف را مطمئن هستم. اما بین آقای منصوری و آقای رفیق دوست شک دارم. در نهایت ما سه نفر معرفی شدیم. شما بودید و...؟ من بودم و آقای بروجردی و آقای شاپورزاده. ما سه نفر ابتدا وارد پادگان ولی عصر شدیم. بیش از هزار نفر در پادگان ولی عصر حاضر بودند و آنجا از نوعی بی سازمانی رنج می برد. قرار شد اولین کاری
لیموترش، از شاخه تا خانه
کرده و درنهایت بسته ها پانچ و بار کامیون می شد.درآمدمان ارزش روزی 9 ساعت کار کردن را ندارد اما چاره ای نداریمیکی از خانم های کارگر در خصوص مشکلاتش اظهار کرد: از 10 صبح تا 7 شب برای روزی 20 هزار تومان کار می کنیم و این مبلغ ارزش 9 ساعت کار را ندارد و پاسخگوی مخارج زندگی مان نیست اما چاره دیگری نداریم.به گزارش ایسنا، باوجود تمام مشکلات ذکر شده شهرستان رودان هنوز رتبه نخست تولید لیموترش در استان
سحر وقتی شوهرش به سفر می رفت مرا به خانه اش می برد تا اینکه! + عکس
به گزارش پیک نکا ، ظهر یکم بهمن ماه 92 یک زن میانسال با آتش نشانی تماس گرفت و کمک خواست. وی گفت: در طبقه دوم آپارتمانمان یک زوج به همراه دختر سه ساله شان یلدا زندگی می کنند. امروز مرد همسایه که راننده کامیون است و برای کار به اهواز رفته بود با خانه مان تماس گرفت و گفت از صبح زود هر چه با خانه شان تماس می گیرد کسی پاسخ نمی دهد. مرد همسایه گفت نگران همسر و فرزنش شده و از من
آوای خاموش آوازه خوان بلوچ/ زبیده آزادی هنرمند فراموش شده بلوچستانی که با بیماری دست به گریبان است
معرفی می کردند اما اجراهایشان در ایران بدون زبیده برگزار می شد. دونلی یکی از سازهای محلی بلوچستان و از خانواده نی است. این ساز شامل دو نی مونث و مذکر است که نوازنده هنگام نواختن هر دو آن را در دهان خود قرار می دهد اما نی مونث کمی پایین تر از نی مذکر است. موسیقی بلوچ به دلیل نزدیکی قوم بلوچ به هند متأثر از ملودی های این کشور است. زنان بلوچ البته هیچ سازی به دست نمی گیرند و تنها به صورت محدودی در گروه
پیگیری کارمند 12 ساله صداوسیما به اخراج ختم شد/اجازه استخدام نداریم
کند: پس از چند سال که از ورودم به سازمان گذشت، از مسئولان خواستم تکلیف قرارداد کاری مرا روشن کنند و آنها هم مدام با وعده ی استخدام مرا به ادامه کار دلگرم کردند. البته خود من هم ترجیح ام این بود که به جای خانه نشینی و بیکاری منتظر تغییر شرایطم باشم اما دریغ از عملی شدن کوچکترین وعده. این ویراستار برنامه های رادیویی ادامه می دهد: زمان به سرعت می گذشت و با چشم به هم زدنی وارد سال های ششم و
ساناز شوهر داشت اما با من و مرد دیگری هم در رابطه بود
شدم؛ به همین دلیل یک روسری دور گردنش انداختم و او را هم خفه کردم. قبل از خارج شدن از خانه شیر گاز را باز گذاشتم تا همه فکر کنند ساناز و دخترش بر اثر گازگرفتگی جان خود را از دست داده اند. من ساناز را دوست داشتم و نمی خواستم او و فرزندش را به قتل برسانم اما نمی دانم چرا نتوانستم خشم خودم را کنترل کنم و دست به چنین کاری زدم. به این ترتیب با توجه به شکایت اولیای دم، اعترافات متهم و سایر
ایران من، با چه کلماتی در دنیا شناخته می شود؟!
/> در روزهای بعد، با یک مرد لهستانی آشنا شدم که تعمیرکار خودرو بود؛ او وقتی نام ایران را شنید، کمی مکث کرد و گفت: آهان! در کشورتان جنگ است؟! برایش توضیح دادم که ایران سه دهه قبل با عراق می جنگید، آن هم در مناطق مرزی و الان 30 سال است که جنگی وجود ندارد. او رابه ایران دعوت کردم و پاسخ داد: شاید در تعطیلات بعدی. چند سال پیش نیز یک راننده تاجیک در شهر دوشنبه، ایران را به احمدی نژاد
فشن های ارزشی و اصلاح عاشورایی!
های هنرمندان خارجی و برگه آچهاری که رویش قیمت اصلاح و آرایش نوشته شده را بالای آینه زده اند. اصلاح عادی، 35 هزار تومان ، اصلاح عادی با شست وشو 40 هزار تومان ، اصلاح با حالت 50 هزار تومان ، اصلاح تاسوعا و عاشورایی 60 هزار تومان . شاگرد آرایشگاه، توی اتاق می رود و آمدنم را به آرش اطلاع می دهد و برمی گردد توی سالن و خرده موهایی را که روی زمین پخش شده اند، جارو می کند. آرش ساعت سه تا چهار عصر
هر شب قبل از خواب وصیت می کنم
بین المللی ژاپن/JICA) درباره وضعیت زلزله خیزی شهر تهران را مطالعه کرده بودم و نقشه های گسل های زلزله را داشتم. اولین بار یک شخص با مُدَمّغ بازی یعنی با لجاجت می خواست از ما یک تایید نسبی بگیرد. من در همان جا به اصطلاح توی پَرَش زدم و اجازه چنین سوء استفاده ای را ندادم. این نوع افراد به همدیگر رله(انتقال دادن) می کنند و می گویند فلانی که صاحب نام و صاحب تجربه است تایید کرد. پیش
صدای رعد باندهای سرقت و قاچاق و عرفان های دروغین را لرزاند
می کردند. آنها که خود را مأمورپلیس معرفی می کردند درحالی که دستبند، بی سیم و کلت همراه داشتند به بهانه های واهی وارد خانه ها شده و پس از بستن دست و پای صاحب خانه با دستبند، نقشه سرقت را اجرا می کردند.با شکایت مالباختگان، تحقیقات کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی پایتخت دراین باره آغاز شد و درحالی که بررسی ها برای دستگیری تبهکاران ادامه داشت، عصردوشنبه مرد جوانی در تماس با مأموران کلانتری 115 رازی
جوانانی که دستشان در پوست گردو است/ماراتن ازدواج همچنان در باتلاق مسکن
که شاهدش بودم و کاری از دستم بر نمی آمد به یکی از امامزاده های شهر پناه بردم که با زوج جوانی آشنا شدم. مریم و رامین زوج جوانی بودند که برای حل مشکلشان از همه جا دل بریده و دست به دامن خدا شده بودند. دخترجوان دلش خیلی پر بود از موانعی که سر راهشان قرار داشت، می نالید.می گفت که برای رسیدن به یکدیگر به جای 7خان هزار خان را طی کرده اند و هنوز به سر منزل مقصود نرسیده اند. مریم گفت
مصرف شیشه کاهش یافته است
آن است. بر اساس نتایج سال 96، تحمیل هزینه مصرف، خرید مواد، ترک اعتیاد و خانواده زندانی ناشی از جرایم مواد مخدر و هزینه بهداشت و درمان مصرف کنندگان 73 هزار میلیارد تومان در سال است. این را برای نخستین بار به روزنامه ایران می گویم. ** کدام استان ها شیوع مصرف بالا داشتند و وضعیت شیوع مصرف در تهران چگونه است؟ چند استان از متوسط میانگین کشوری نرخ شیوع مصرف شان بالاتر است. استان های
دوستی: منتقدانی که نه وارث دین بودند و نه شریعت فیلم مرا مورد حمله قرار داده اند/ دفاع مقدس قطعه مهمی از ...
مظلوم واقع شد؛ فکر می کنم چون من همیشه مأخوذ به حیا بودم و جار و جنجال رسانه ای به پا نمی کنم با من اینطور رفتار می شود. من همیشه سعی کرده ام تا ظرفیت های انسانی ام را در تمامی مراحل کاری و زندگی ام حفظ کنم و سعی می کنم راحت و بی ریا در کار و زندگی ام جلو بروم. همه این ها دست در دست هم داده تا فیلم من از همان ایام جشنواره فیلم فجر مورد انتقاد و هجمه های بی رحمانه منتقدانی قرار گیرد که هیچ گونه وارث
گپی با قیصر دفاع مقدس
بازی در آخرین شناسایی اینکه چرا بازیگری را ادامه ندادم دلایل متعددی دارد، اما صحبت شما باعث شد برگردم به آن زمان و این که اصلا چه شد آخرین شناسایی را بازی کردم. خاطرم است علی شاه حاتمی و بهزاد بهزادپور از بچه های فعال این حوزه بودند و در همان سال فیلم سجاده آتش تقریبا با همین گروه و کارگردانی احمد مرادپور ساخته شده بود. من در دانشگاه آزاد تهران مرکز در خیابان فلسطین دانشجو بودم. آن ها
آرزوهای دختر کشتی گیر؛"یزدانی سوم" + فیلم
فردا نوبت توست و زمانی که روی سکو بودم مدام به من می گفت که بخند و باز هم در گوشم همان حرف های قبل را تکرار کرد. *در اردوی جهانی بلاروس حضور داشتم یزدانی: استارت اردوهای من از 12 خرداد ماه سال گذشته زده شد. در اردوهای مسابقات جهانی بلاروس به صورت حریف تمرینی حضور داشتم. قرار نبود در آن اردو به مسابقات اعزام شوم اما در کنار تیم تمرینات خود را آغاز کرده بودم. رضا یزدانی پسر عمه
روایت حماسه رزمنده ایرانی فاطمیون در محرم امسال +تصاویر
بود که پس از جانبازی از ناحیه دست و پا در اول مهرماه و مصادف با دوم ماه محرم الحرام به مقام رفیع شهادت نائل شد. پدرش شهید سنجرانی می گوید: رضا در 40 سالگی شهید شد و امروز بعد از 40 سال احساس می کنم پسرم را نمی شناختم، انگار از جنس ما آدم های عادی نبود، من خودم هم سال ها در جنگ هشت سال دفاع مقدس بودم اما رضا از من پیشی گرفت، او لایق شهادت بود و من نه. خانه پدری شهید سنجرانی در منطقه قاسم
زن جوان از پشت تلفن گفت زن پنهانی شوهرم هست، دنیا دور سرم پیچید تا اینکه!
. او مرد مهربان و جذابی بود من هم دیوانه وار عاشقش بودم به طوری که حتی ساعتی دوری او را نمی توانستم تحمل کنم. قصه عشق من و رحمت زبانزد فامیل بود به طوری که مانند لیلی و مجنون ضرب المثل زندگی های عاشقانه بودیم در طول این سال ها خداوند دو فرزند به ما عنایت کرد که صفای مضاعفی به زندگی شیرین ما داد اما روزی یک تماس تلفنی ناشناس چون توفانی سهمگین این زندگی عاشقانه را در هم کوبید و همه چیز را
ماجرای بازیگری که برای ایفای نقشش 2 ماه به باغ وحش رفت
انگار منتظر بودم. اکبرشاهی با اشاره به اینکه نقش انتر نیاز به یک سری تمرین های فیزیکی داشت که موجب شود تماشاگر نقش را باور کند، بیان کرد: برای رسیدن به نقش ابتدا یک سری مشاهده انجام دادم و بعد روی صدا و دیالوگ کار کردم تا به یک گفتار منسجم نزدیک شوم. این بازیگر در پایان اظهار کرد: رشته تحصیلی من فلسفه بوده و همواره شاهد بوده ام که فلسفه با ورود به نمایش و ادبیات نمایشی دفرمه