سایر منابع:
سایر خبرها
قلعه نویی هم مثل برانکو بامعرفت است
بازی کردم و مصدوم شدم. وقتی از پرسپولیس جدا شدم کمی مصدومیت کشاله داشتم. دو سه بازی بیرون بودم و بازی مقابل پرسپولیس رسیدم. بعد ورق برگشت. یکدفعه هم پست دوست داشتنی من محروم شد و من فیکس شدم. قرار بود روی نیمکت باشم. بازی کردم و خوب هم خود را نشان دادم. همان هایی که قبل از بازی می نوشتند شایان مصلح به درد سپاهان نمی خورد، بعد از بازی از من حلالیت می گرفتند. می آمدند پیشم که ببخش، ما به تو
اگر امکانات باشد دوست دارم کربلای 5 را بسازم
بیشتر از کار های دیگران طرفدار داشته اند. از گردان حمزه بگویید. اصلا چرا رفتید گردان حمزه، چی شد؟ ما دفعه اول که رفتیم گردان سلمان بودیم. فکر می کنم سال 64 بود، پدافندی مهران عملیات والفجر هشت بود. سال بعدش باز گردان سلمان بودم. گردان ها بعضی پدافندی و بعضی عملیاتی بودند. معمولا بچه ها دوست داشتند در گردان هایی باشند که به خط می زنند. این مورد هم شانسی بود، بعضی گردان ها را
سخنان تازه ماندانا سوری درباره بیماری اش/ بازیگر قهوه تلخ : خیلی از حرف هایم وارونه تعبیر شد
سال هاست حتی بدون دفترچه بیمه نیز باید نزد پزشک بروم. بازیگر سریال قهوه تلخ اظهار داشت: همانطور که گفتم سال 88 به این بیماری مبتلا شدم. جز برخی از همکارانم و نزدیکانم کسی از بیماریم خبر نداشتند. تا اینکه سال 95 برای اولین بار این موضوع را رسانه ای کردم. نمی دانم چرا باید کار به اینجا می کشید که همکارانم، مشکلاتم را در صفحه های اجتماعی خودشان بیان کنند و برای حل مشکلاتم از مردم کمک
اشتیاق نویسندگان به نگارش کتاب در گرو مطالعه مردم است/ بازار کتاب رونق گذشته را ندارد/ جابجایی ارزش های ...
پنداری کند، سرودن شعر در هر قالبی می تواند به سادگی احساسات شاعر را به تصویر در بیاورد و فرصت بیان ناگفته ها را با بیانی آهنگین مهیا سازد. نویسنده کتاب "تو" در گفتگو با خبرنگار " تیتریک " گفت: زمانی که 11 ساله بودم اولین شعرهایم را نوشتم اما بنا به سن کمی که داشتم به آن اهمیت ندادم تا اینکه وارد آموزشگاه تئاتر شدم و اکثر اتود های تمرینی ام را خودم می نوشتم. آن زمان بود که فهمیدم عاشق نوشتن
لاله صبوری هستم؛ یک مادرِ توئیتری!
کنی؟! (می خندد) می خواهم بگویم ماجرا های من و نورا زندگی روزمره مان است و الان تبدیل به یک هشتگ هم شده و مردم خیلی استقبال می کنند و تعداد بازدید از توییت هایم واقعا بالاست. قبل از توییتر در شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و اینستاگرام خیلی فعال نبودید. من اصلا در اینستاگرام هیچ فعالیت خاصی نداشتم. برای این که باید عکس بگذاری، جا های مختلف بروی، فعالیت کنی و خیلی با فالوور ها
بازار پرسود انگیزه فروشی
نفری نقل قول می آورم و یک قصه هم از خودم ببافم. یک جمله علمی هم بعد این حرف ها اضافه می کنم و مخاطب هم باور و فکر می کند که علمی است. این همین بازی شومن های ماست. این یک طرف قضیه است. اما قضیه خیلی بزرگ تر از این حرف هاست. آدمی در سالنی در تهران، برنامه ای را برگزار کرده و از هر نفر 500 هزار تومان گرفته، نکته اینجاست که این آدم هیچ تخصص و مدرکی ندارد و آمده روانشناسی و موفقیت در روابط را آموزش
آیا ایرانیان دچار یاس اجتماعی هستند؟
برنامه ریزی شده است که مردم درگیر چیزی شوند. اگر من قرار بود مدیریت کنم خشم مردم را نسبت به خودم تحریک نمی کردم مگر اینکه بخواهم از این خشم استفاده کنم. سیاست گذاری که چنین تصمیمی می گیرد از خشم ایجاد شده بهره ای می برد که چون من دسترسی به پشت پرده ندارم نمی دانم این بهره چیست خود آن سیاست گذار و خانواده اش هم همین جا زندگی می کنند و از این خشم متضرر می شوند پس این یک ریسک است و سیاست مدار
مرد همیشه آتش نشان
نمی شود؛ من تعهد را در این خانواده و دوست و رفیقم دیدم، در اطرافیانم تعهدی دیدم که آن را یاد گرفتم و وارد کارم کردم؛ البته همه آتش نشان ها متعهد هستند، چند سال پیش که پالایشگاه اصفهان آتش گرفت، من در آن حادثه نبودم اما بچه هایی که برای کمک رفتند می گفتند کادر پالایشگاه به ما می گفتند شما دیوانه اید! اگر می دانستید چه چیزی داخل این مخازن آتش گرفته وجود دارد هیچ وقت نزدیک نمی رفتید. ولی الحمدلله خدا
جونیور براندائو : از نظر ذهنی تمرکز کامل نداشتم
، سعی کردم برای تیم بجنگم و می دانم که تطبیق پذیری ام ممکن است زمان ببرد، ولی کیفیت خودم را می دانم و مطمئنم که می توانم هواداران را خوشحال کنم. نمی توانید تصور کنید چقدر بعد از برد دربی خوشحال بودم وقتی که شادی هواداران را می دیدم و چقدر با ناراحتی شان بعد از باخت به سپاهان ناراحت شدم. خانواده جدیدم را خوشحال می کنم جونیور براندائو : این روزها، روز های خیلی خوبی
بهروز نعمتی: در جریان اعتدال، پدرخوانده نداریم
. در مجلس، رئیس هماهنگ کننده است و این 290نفر را با همه تفکراتی که دارند، کنار همدیگر جمع می کند. حالا اینکه کسی بیاید و بگوید چون من در فلان جا بودم، رئیس مجلس بشوم، نمی شود. می گویند آقای رئیسی وقتی وارد انتخابات شد، 17میلیون رای آورد. اگر این میزان رای به سمت یک نفر برود، معادلات انتخاباتی به نفع او تغییر می کند. پایداری ها مشابه سازی می کنند و معتقدند آقای رئیسی به لحاظ گرایشی شاید
فیلمی که می خواستیم بسازیم اکران نمی شد!/ تغییرات تحمیلی شاه کش
آید، البته این را هم باید بگویم که بسیاری از مخاطبان این پایان بندی را دوست دارند، اما من قصه ای نوشته بودم که داستان متفاوتی بود. پلیس حتی با مدل دست بند خوردن افسر، گرفتن اسلحه افسر، چرا دختر باید شخصیت اصلی داستان را بکشد و ... مشکل داشتند. این فیلم پروداکشن بسیار بزرگی داشت هتل، برف و همه آنچه در فیلم می بینید دکور است، یعنی شرایط منفی 20 درجه را در مثبت 40 درجه فیلمبرداری کردیم در
باهنر: اصولگرایان ممکن است به خودشان ببازند
می شوند "خودشان به خودشان" ببازند. وی اضافه کرد: در هر انتخابات ما این مشکل را داریم و 70 تا 80 درصد انرژی و وقت خودمان را صرف تفاهم های داخلی می کنیم. این دوره هم تفاوتی با قبل ندارد تلاش ها شروع شده و داریم کار می کنیم امید داریم به وحدت حداکثری برسیم. مرحوم آیت الله محمدرضا مهدوی کنی می گفت، وحدت مدنظر ما ایدئولوژیک و سیاسی نیست بلکه ائتلافی میان نزدیکان فکری است و این به معنای عدول از
من آرزوی قهرمانی نمی کنم!
قهرمان شود؟ یک مربی حق دارد وقتی یک جا مسوولیت دارد برای تیم دیگر آرزوی قهرمانی کند؟! این کجای فوتبال ماست؟! در بازی ذوب آهن - استقلال من مربی بودم و دو بار قهرمانی را از استقلال گرفته ام. این شرف فوتبال است. او آمار خود را به رخ می کشد ومدعی است که دستاوردهایش برای برخی قابل تحمل نیست: ما باید دنبال قشنگی های فوتبال باشیم و از آن لذت ببریم. خوشحالم در هر تیمی رفته ام هم تیم فوتبال بازی
یادداشت های علم، یکشنبه، 6 مهر 1348/ به شاه گفتم: مبتکر صلح خاورمیانه و هم علم دار آن بشوید
چون به نظر می رسد که روس ها و آمریکایی ها هم می خواهند در خاورمیانه صلحی برقرار شود و شاهنشاه تنها کسی هستند که نه دشمنی شدید با اعراب و نه با اسرائیلی ها دارند، برای آن که واقعا از کنفرانس اسلامی نتیجه گرفته شود، اعلیحضرت مبتکر صلح خاورمیانه و هم علم دار آن بشوید. مثل این که اسرائیلی ها و اعراب هم از جدال خسته هستند. شاهنشاه خیلی تعمق فرمودند، ولی فرمودند: کار پردردسر و خطرناکی است. اگر خود آن ها بخواهند ممکن است، ولی خودم چیزی به کسی پیشنهاد نمی کنم. عرض کردم: آن ها که نمی توانند پیشنهادی بدهند، شاهنشاه مطلب را به روس ها و آمریکایی ها تفهیم بفرمایید که آن ها استدعا بکنند. فرمودند: فکر می کنم. ...
اتاق گریم یا سالن آرایش؟!
بتوانم راه بروم و دیالوگ بگویم ولی فرهنگ معیری گفت باید ریش و سیبیلت را بزنی و مدل موهایت هم باید مثل یک افسر شود؛ این تنها یک بخش از قضیه بود من در آن زمان خیلی تکیده بودم و برای آن نقش باید کمی پرتر می شدم. حتی یادم است به اتفاق فرامرز قریبیان یک دوره کوتاه را در یک پایگاه تمرینات تک آوری می کردیم از آن جا به بعد بود که تیپ و ظاهر جدیدی از من برای خودم و مخاطبان متولد شد؛ در این شرایط بازیگر
نوکر امام حسین باید لیسانسه باشد!
یک خانواده مذهبی تبریزی متولد شد. او که تنها فرزند خانواده ای ثروتمند بود مادرش را در کودکی از دست داد و با ازدواج مجدد پدرش زیر نظر پدربزرگش، حاج مهدی، یکی از تاجران و هیأت داران بزرگ تبریز بزرگ شد. این پیرغلام و شاعر اهل بیت (ع) می گوید: چیزی که عامل اصلی توفیق من در نوکری امام حسین (ع) است جوان مرگ شدن مادرم بود. 7 ساله بودم که مادرم بر اثر بیماری سرطان به رحمت خدا رفت. بی مادری باعث شد که بیشتر
کار فرهنگ دست هفت خط هاست/در بیشتر عرصه ها افراد سرجای خود نیستند
می گیرید، می گذارم کنار. اما من از ابتدای کارم هم فقط داستان نویس نبوده ام. در همان سال های دهه 60، اولین رمان ها و داستان هایم، تقریباً همزمان با یادداشت هایم چاپ شدند. گزارش و سفرنامه هم نوشته ام گاهی. نقد و مقاله و حتی تئوری داستان هم( هرچند به صورت کتاب چاپ نکرده م آن ها را)به عنوان یک خواننده، خودم هم این جوری نبوده که فقط دوست داشته باشم داستان های یک نویسنده را بخوانم. در سال های دور
براندائو: من پرنده فروش نیستم!
. نمی توانید تصور کنید چقدر بعد از برد دربی خوشحال بودم وقتی که شادی هواداران را می دیدم و چقدر با ناراحتی شان بعد از باخت به سپاهان ناراحت شدم. خانواده جدیدم را خوشحال می کنم این روزها، روز های خیلی خوبی برای من نیست، چون از خانواده ام دورم و خودم هم اصلاً از عملکردم راضی نیستم و می دانم باید تلاش مضاعف کنم تا بتوانم عملکرد مناسبی داشته باشم، ولی مطمئن باشید می جنگم برای اینکه خودم
عضو تیم مذاکره کننده با مک فارلین: اگر هیات مک فارلین می توانست با آقای هاشمی ملاقات کند، ماجرا خیلی ...
است در این جا توضیحی بدهم؛ در قانون اساسی جدید که در سال 68 تصویب شد امور این چنینی به طور کلی به شورای عالی امنیت ملی سپرده شد؛ یعنی در قانون اساسی، نهادی به نام شورای عالی امنیت تعریف شد که دو نماینده رهبری در آن عضویت دارند. شورای عالی امنیت ملی اکنون در مقاطعی پس از امضای رهبری حتی حق قانون گذاری دارد. قاعدتا از همان سال 68 دیگر کنترل دیپلماسی نهان به دست این نهاد افتاد، اما تا قبل از آن اصلا
نسبت به تغییرات اقلیمی در منطقه مشکوکم/تابحال ترور بیولوژیک شناسایی نکرده ایم
/> تقریباً در دوره انقلاب 20 ساله بودید. بله. در جریانات انقلاب بودید؟ من تقریباً 3-2 سال قبل از انقلاب در اقدامات انقلابی فعال بودم، هم دوره دبیرستان یکسری فعالیت ها اعم از شرکت در جلسات سیاسی و هماهنگ سازی داشتیم. در سال 55-54 وارد مبارزات اجرایی تر شدیم و با بعضی از تشکیلات انقلابی مرتبط بودیم. تلاش می کردیم که بتوانیم در حوزه های خودمان کارکردهای انقلابی را داشته
صدای موتور گازی در خاطرات کوچه باغ /نامه ای که 2 سال در رفت و آمد بود
قیام مردم تبریز در 29 بهمن پایه های حکومت ستم شاهی پهلوی لرزید. قبل از اینکه وارد خاطرات نامه رسانی رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس بشوم، بهتر است از خاطرات 29 بهمن حرف بزنم. اولین روزهای کاری همراه با رعب و وحشت ساواک بعد از استخدام در اداره پست، قرار شد با همکارم علی برزگر باهم کار کنیم تا از او جزئیات نامه رسانی در محلات مختلف را آموزش ببینم. روز 29 بهمن با علی در
چند نکته از مصاحبه رستمی با یکی از خبرگزاری ها/فرار رو به جلو تا به کی؟
ناکامی های خودش را جبران کند.رستمی امروز در گفت و گو با خبرگزاری میزان حرف های عجیبی زده که به چند نکته از آن باید اشاره کرد.مهمترین بخش از حرف های رستمی را بخوانید: 1: شاید بدشانسی و از همه مهمتر دست به یکی کردن داوران باعث شد تا در این مسابقات حذف شوم. بدنم برای مسابقات آماده بود و حرف های زیادی برای گفتن داشتم. از رقبایم یک سر و گردن بالاتر بودم. در مسابقات جهانی آنقدر شرایط خوبی داشتم
چگونگی تشکیل سپاه به روایت عزلتی مقدم / تمکین عرب سرخی به حکم امام و علت از دست دادن فاو و...
برویم مردم را سرکوب کنیم؟ شاید هم اشتباه بود و نباید سپاهی ها را می بردند. خودم شاهد بودم که آقایی که رفته بود ماموریت دیده بود لشکر 10 قبل از قزوین کنار جاده اتراق کرده و پرسیده بود که چه خبر است؟ پاسخ داده بود این ها رفته اند که اگر مردم شورش کردند با آن ها با خورد کند. او لرزیده بود که من قرار است با مردم برخورد کند؟ سپاه با مردم است و مردم را باید توجیه کرد. باید کنار مردم بود. آن ها دین و انقلاب
نقش آیت الله رفسنجانی، روحانی و سیدمهدی هاشمی در مذاکرات مک فارلین
؟ هاشمی: اولا آقای کنگرلو خودش مقام امنیتی، یعنی مشاور امنیتی نخست وزیر بود. ایشان قبل از انقلاب نیز با سازمان فداییان اسلام کار می کرد. ضمن این که آقای کنگرلو تمام مبانی را با مقام های آن دوره از آقای هاشمی گرفته تا شورایی که جنگ را اداره می کردند در میان می گذاشت. لازم است در این جا توضیحی بدهم؛ در قانون اساسی جدید که در سال 68 تصویب شد امور این چنینی به طور کلی به شورای عالی
بزرگترین هنر من خنداندن مردم است/من می توانم تلویزیون را منفجر کنم + تصاویر
اجرا کردم و نقش غلو را بازی کردم کسی که خرس می شد و مریض شد و شب در دره ماند تا باران ببارد و همان شب در بنک باران آمد. من خرس شدم یک نفر از ترک زبان هایی که آنجا بود گفت: کجاست میخواهم غلو را ببینم همه با ماشین بسیج بنک رفته بودند و فقط من مانده بودم وسایل را جمع می کردم، اون آقای ترک با موتور بود، گفتم من را تا سر جاده برسان خودم می گویم که غلو چه کسی بوده. گفت من آمده ام غلو را ببینم، گفتم عامو
به تغییرات اقلیمی در منطقه مشکوکم
/> در جریانات انقلاب بودید؟ من تقریباً 3-2 سال قبل از انقلاب در اقدامات انقلابی فعال بودم، هم دوره دبیرستان یکسری فعالیت ها اعم از شرکت در جلسات سیاسی و هماهنگ سازی داشتیم. در سال 55-54 وارد مبارزات اجرایی تر شدیم و با بعضی از تشکیلات انقلابی مرتبط بودیم. تلاش می کردیم که بتوانیم در حوزه های خودمان کارکردهای انقلابی را داشته باشیم تا به انقلاب رسیدیم. من قبل از انقلاب بنا داشتم برای ادامه
قدیس سازی را تمام کنید/ اثر شاخص با سفارش تولید نمی شود
ات داستانی دفاع مقدس منتشر شده است، به نظرتان کیفیت و محتوای این آثار همراه با رشد کمی آن ها ارتقا یافته است؟ از میان انبوه آثار منتشر شده در سال های اخیر در ادبیات داستانی دفاع مقدس، اثری که قابل توجه، مثال زدنی و شاخص باشد، به یاد نمی آورم که بخواهم نامش را بیان کنم. البته باید توجه داشته باشید آنچه می گویم درباره ادبیات داستانی دفاع مقدس است و از حوزه های دیگر مانند پژوهش اطلاع چندانی ندار
بیوگرافی شهید محمد منتظری نماینده نجف آباد
/> در جریان قیام 15 خرداد سال 1342 محمد منتظری با دستگاه کپی دست ساز اعلامیه های ضد حکومتی را تکثیر و با وجود محدودیت های شدید امنیتی آن ها را توزیع می کرد. ساواک در گزارش شماره 23064/20 ه مورخ 25/7/46 چنین آورده است: محمد منتظری که فعلاً زندانی می باشد قبل از دستگیری به یکی از دوستانش گفته بود من خودم ماشین پلی کپی در نجف آباد اصفهان دارم و اعلامیه های {امام} خمینی را با آن تکثیر و
پله پله تا ملاقات خدا
بسزایی داشته است. او با آغاز به کارش در سازمان آتش نشانی، تنور گفت وگو را روشن می کند: زمان جنگ 21 سال بیشتر نداشتم. به عنوان نیروی داوطلب به جبهه رفته بودم. خدا رحمت کند یکی از بچه محله هایمان را آقای عطایی که در سازمان آتش نشانی کار می کرد، پیشنهاد داد تا در آزمون استخدامی سازمان آتش نشانی شرکت کنم. دلم پیش جنگ و جبهه بود. برای آزمون و شرکت در کلاس های آموزشی نامنویسی کردم، اما تنها چند روز در
واکنش رضازاده به شکسته شدن رکوردش
لهستان با مهار وزنه 263 کیلوگرم رکورد زدم. بعد از آن هم در المپیک آتن توانستم با زدن وزنه 263/5 کیلو موفق شدم نیم کیلو رکورد قبلی خودم را تغییر دهم. البته فدراسیون جهانی حدود 2 سال پیش با تغییراتی در اوزان وزنه نیم را حذف کرد. به نظر من ورزش های رکوردی همین است و هر وزنه برداری که خوب تمرین کند می تواند رکورد دنیا را تغییر دهد. رضازاده درباره تالاخادزه گرجستانی گفت: او وزنه بردار فوق العاده