برگی از کتاب آرام جان : من و خیلی از رفقام دلی و آرمانی کار کردیم
سایر منابع:
سایر خبرها
فرش قرمزی برای کرونا
اره دورهمیشان می پرسم، او می گوید خواهرو برادرهایم هستند هز هفته اینجا دورهم جمع می شویم . ماجرای دورهمی رضا را برایش تعرف می کنم او می گوید بله ما هم شنیده ایم، اما خیالمان از هم راحت است، چون آن ها مسائل بهداشتی را رعایت می کنند. خانه های زیادی هستند که تا می فهمند خبرنگارم درشان را به رویم باز نمی کنند. از پیرمردی که عابراست نظرش را درباره این شلوغی و جمعیت می پرسم مش حسن می گوید دست روی
جای مجیدی بودم قبل از دربی تیمم را به حاشیه نمی بردم/ برخی هنوز سرمربیگری فرهاد در استقلال را باور نکرده ...
بازی خوب لیگ را تمام کند و نیاز به برد داشت تا کیفیت فنی خود را نشان دهد. پاشازاده فصل خوبی را پشت سر نگذاشت و به همین دلیل می خواست توانایی هایش را اثبات کند که البته در این زمینه هم ناکام ماند و فصل را بد تمام کرد. لطیفی با بیان اینکه فرهاد مجیدی در پایان لیگ نمره قبولی گرفت، افزود: در نیمه اول بازی با شاهین، استقلالی ها به لحاظ جسمانی وضع خوبی نداشتند و شاهینی ها توانستند برنده نیمه
خوش رویی و خیرخواهی صفت بارز حاجی ناصر حسینی بود
که برایش کار می کردند یخ و پنکه و... می برد و من به برادرم می گفتم که آخر شما را چه به افغانی؟ و او می گفت که افغانی هم بنده ای از بندگان خداست. داوود، پسر برادر شهید: چهار ساله بودم که عمویم روز آخر برای خداحافظی به خانه ما آمد. وقتی می خواست از زیر آینه و قرآن رد بشود، آمدند آب پشت سرش بریزند که آب را روی من ریختند و من شروع به گریه کردن کردم و عمویم مرا بوسید و از من
خاطراتی از جنس جبهه/ شوخی های عجیب و به یادماندنی رزمندگان
از همسرش، رو به من گفت: خانم صحرایی! خدا گواه است شرمنده شما هستم، حقیقتش برای شما زحمت دارم . گفتم: این حرف ها چیه، بفرمایید . البته هم این حرف ها به زبان مازندرانی بین من و ایشان رد و بدل می شد، شهید گفت: یک جمع تشنه و گرسنه که خیلی وقته غذا نخوردند، الان خانه ما هستند؛ یک ته چین به آنها قول دادم . تا این را شنیدم، گفتم: حاجی! شما برو، من و جواد پشت سر می آییم . همراه با پسرم جواد
یزدانی خرم: معمولا در کابینه روسای جمهور، تربیت بدنی را به آدم های اضافه تعارف می کنند!
/> بله و سازندگی داشته باشد. مسئله تدین و دینداری و آشتی با علما را در دستور کارش قرار داد. افرادی چون ما را دعوت کرد، چون من در دخانیات ورزش را در سراسر کشور گسترش داده بودم و او شاهد بود. از من دعوت کرد و چند رشته را پیشنهاد داد که متقی برنامه ریز آن ها بود. من والیبال را انتخاب کردم و گفتند به کس دیگری قول داده ام و من گفتم، مبارکش باشد و رفتم. بعد از دو ماه دعوت و برنامه ریزی کرد و گفت
مهرعلیزاده قرار بود وزیر صنعت بشود، جهانگیری پرید و این پست را گرفت/ سیاست، ورزش را لوله کرده است؛ هرکسی ...
بودم. *چند فرزند دارید؟ من سه پسر دارم. *چه می کنند؟ بخش خصوصی هستند؛ هیچ ربطی به سازمان تربیت بدنی ندارند. در چند وقت پیش در جایی مصاحبه کردم و درباره آقازاده ها صحبت می کردند و گفتم الان طوری شده آقازاده های مسئولین جواب تلفن را می دهند؛ خودشان تلفن را برنمی دارند. من چند بار با برخی از مسئولین تماس گرفتم آقازاده گفت من مطلب را به حاج آقا می رسانم و
درباره آیین ها و رسوم پهلوانی با نگاهی به زندگی پهلوان ابوالقاسم سخدری
بعد از مرگ پدرش، از قوچان به درگز رفت. در آنجا با مادرش زندگی کرد و در نوجوانی به خدمت سربازی رفت. در آن زمان رسم بود روز های جمعه در پادگان، کشتی باچوخه برگزار می شد. پهلوانی به نام فرهاد شعبانی بود که در پادگان حریف نداشت. وفادار به طور اتفاقی با او روبه رو می شود و 2 مرتبه شعبانی را خاک می کند. او پس از این شکست، پادگان را ترک و به اسفراین می رود. ابوالقاسم سخدری با مشاهده قدرت
دکتر بهشتی: کرونا مسوولیت اخلاقی خروج آمریکا از قرارداد پاریس را که کم از بمباران هیروشیما نبود به حاشیه ...
بگوییم؟ چگونه می توانیم بگوییم این نقطه نقطه ی مرگ است؟ بعد برای خودمان چنین مجال و جوازی قائل شویم که اینجا پایان زندگی فرد هست و در عوض حیات جدیدی را، امکان برآمدن و سر برآوردن دهیم. بعد از گذشت چند ماه پدر و مادر این خانم گفتند آیا دختر حق مردن ندارد؟ او موجود زنده هست و حق مردن دارد. چگونه او حق زنده بودن دارد و ما می فهمیم ولی دختر ما حق مردن ندارد؟ آیا چیزی به نام حق مردن داریم یا نداریم؟ چه کسی
مصادیق سلام در زیارت عاشورا + مسابقه
. شب اول محرم ابوی ما رفت مقداری استکان و نعلبکی خرید، می آورد در حسینیه و می گفت: اینها وقف نیست، بعد از عاشورا روضه تمام شود خانه می برم. گفتم: چرا چنین می کنی؟ گفت: می خواهم اولین چای که خورده می شود، چای امام حسین باشد. یک چنین اعتقاداتی داشتند. برای زیارت امام حسین دست قطع می کردند. به هر حال این آخرین خطی که همه را به هم ملحق کند امام حسین است. دنیا ترسید از راهپیمایی اربعین، وحشت
دردسرهای مستانه (10): مذاکره بعد از 7 ماه
. حتی وقتی شوهر دختر خاله اش داشت برای همسرش برنج می کشید یا وقتی پسر دایی اش کنار فرزند خردسالش نشسته بود و به او غذا می داد،برایش اتفاقاتی جذاب و دوست داشتنی بودند. شب هشتمی که مستانه در تفرش بود، ساعت از یک شب گذشته بود که صدای زنگ تلفن خانه به صدا در آمد. سیمین دخت سراسیمه و خواب آلود به سمت تلفن رفت. از نحوه ی صحبت کردنش پای تلفن مشخص بود که اتفاق بدی افتاده و او نگران شده است. با
یادداشت های ناصرالدین شاه چهارشنبه 30 مرداد 1268؛ سید جمال الدین اسدآبادی بسیار مرد زرنگ عاقل دانای خوبی ...
و باغ و اطراف خودش دارد. بعد از ورود ما هوا ابر شد و باران سختی آمد و خیلی هم سرد شد. امین الدوله ناخوش است و دوا می خورد، مهدی خان هم خیلی کثیف و کسل و بد و لاغر زرد شده است. باز پایش درد می کند. خلاصه شام خوردیم و خوابیدیم. وقتی که خواستم بخوابم به میرزا محمدخان گفتم: رخت خواب بینداز هی میرزا محمد خان این طرف و آن طرف می رفت و می خندید و می گفت: رخت خواب توی گار مانده است و درش را قفل
پول زور
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ مرکز فارس، این روز ها با افزایش بی رویه قیمت مسکن، خانه دار شدن بیشتر به رویا می ماند. یکی از دوستانم پس از سال ها دوندگی می خواست خانه ای برای خود دست و پا کند. هر بار که پولی جمع می کرد قیمت مسکن سر به فلک می کشید و او آرزویش را بر باد رفته می دید. دلداری اش دادم و به میزان پولی که داشت برایش دنبال خانه گشتم. تا این که بعد از کلی گشت و گذار در سایت دیوار
اخلاق در جامعه به شدت افت پیدا کرده است 31 مرداد 1399 ساعت: 01:5
دکتر باستان حق به من تلفن زد که به عنوان عضو هیات پزشکی به حج بروم. گفتم من از خدا می خواهم. گفت: پس چمدانت را ببند که سه روز دیگر عازمی. گفتم من آمادگی برای سه روز دیگر ندارم. عین جمله ایشان این بود خدا تو را طلبیده آن وقت تو اماواگر می آوری! گفتم ببخشید همین الآن بدون چمدان هم آماده ام. این بود که چمدانم را بستم و سه روز دیگر در فرودگاه بودم و در ظرف مدت سه روز همه کارها انجام شد و من در روز چهارم
شکوفه های درخت نارنج
های قطار بی هوش می افتد. او را با همان حال به خانه می آورند. آن روزها از دکتر و بیمارستان خبری نبود؛ اگر هم بود، پولش نبود. در این مواقع، باید خاله باجی ها و مشتی خانم های همسایه، با تجربه هایی که اندوخته بودند، به داد بقیه می رسیدند. با تجویز یکی از همین ها، زنجیر زنگ زده ای را در آب انداختند. سپس، بعد از چند بار تکان دادن زنجیر، آبِ به رنگِ زنگ را در حلق پسربچه ریختند. عجیب
■ از نماز حاج قاسم در کرملین تا ترس اوباما از نام سردار/ نگاهی به سبک زندگی سلیمانی عزیز
بود. داشتیم صحبت می کردیم که منشی دفتر آمد. در گوشم چیزی گفت و رفت. ژنرال پرسید: آقای طالبانی! موضوع چیه؟ گفتم: رئیس جمهور آمریکا پشت خطه، شما اجازه می دید صحبت کنم یا بذارم واسه بعد؟ ، گفت: نه، صحبت کن . تلفن را وصل کردم، خواست برود بیرون که راحت حرف بزنم. گفتم: نه، نیازی نیست . لابه لای صحبت ها به اوباما گفتم: می دانی الآن کی جلوی من نشسته؟ ، گفت: نه . گفتم: الآن ژنرال قاسم سلیمانی درست نشسته روبه
روایت "شعبان بی مخ" از روزِ کودتا: تا ظهر زندان بودیم!
به اصطلاح خودشون جاهل هستن، هیچوقت این کار رو نمی کنن. بعد از کودتا روز 31 مرداد، اعلیحضرت تشریف آوردن. مام رفتیم فرودگاه. وقتی میخاست از طیاره پیاده شه، فرودگاه مهر آباد یه چینه ای داره که مردم میرفتن رو چینه وامیستادن. من پریدم رو چینه دیدم که سرگرد نعمت الله نصیری و تیمسار دفتری و یه عده اونجان. تیمسار دفتری یهو رفت رو پای شاه. منم از اون بالا داد زدم: " اعلیحضرت اینا ها دروغ میگن. این پدرسوخته ها همه شون خائنن. پریروزا بهت بد و بیراه می گفتن... حالا افتادن رو پات. " هیچی من این حرفمو زدم. شاه یه نگاه اینجوری کرد و خلاصه فرز رفت. ...
درباره اولین پزشکی که در قاسم آباد مطب زد و پنجمین شهید مدافع سلامت مشهد
الهام ظریفیان | شهرآرانیوز؛ 23 سال می گذرد از وقتی که دکتر حمید عقیلی پنجمین شهید مدافع سلامت مشهد به قاسم آباد آمد تا دنبال جایی برای دایر کردن مطبش بگردد. 23 سال برای خودش یک عمر است. دو سالی می شد که درسش را تمام کرده بود. خانه خودش در مرکز شهر بود، در چهارراه خواجه ربیع، ولی نمی خواست مطبش همان اطراف باشد. شاید تجربه روز های جبهه و جنگ بود که او را می کشاند به جا های پرت و به دور از امکاناتی
زنانی که با قاب هایشان زندگی می کنند
خواهی عکاسی کنی بهتر است عکاسی مجالس را بر عهده بگیری یا در آتلیه کار کنی ، این ها تنها بخشی از حرف هایی است که زنان عکاس فعال در عرصه خبر در طول کار با آن روبه رو هستند. خبرگزاری ایسنا در قزوین به مناسبت روز جهانی عکاس پای درددل دو عکاس خبری خانم که به صورت حرفه ای در رسانه ها فعال هستند نشست، مهدی معتمد یکی از عکاسان شاخص خبری است که در این نشست به عنوان مجری کارشناس در کنار ما بود تا
ماسک کور و دردسرهای گوگل ترنسلیت
مشتری اشتباه گرفته است. در ترجمه قدمی به درستی می خوانیم: سایمن عزیزم. من اصلاً این عادتِ تو را نمی خواهم. 8) در همان صفحه، درست در سطر بعد، از ترجمه پدرام نیا می خوانیم: با آن دو کلید بلند پیچ خورده در پشتش رفت کنار مارتین. کلید پیچ خورده کمی نامعقول به نظر می رسد، چراکه اگر کلید پیچ بخورد قطعاً دیگر کار نمی کند! جمله انگلیسی این است: he walked on at Martin
سکوت چیست؟ | چرا سکوت در زمانه گوشی های هوشمند بیش از همیشه اهمیت دارد؟
طول کشید تا این کار را یاد بگیرم. فقط وقتی که فهمیدم نیازی بدوی به سکوت دارم، قادر شدم جست وجوی آن را آغاز کنم؛ آنجا، در ژرفای همهمۀ ناموزونِ ترافیک و افکار، موسیقی و ماشین، آیفون ها و برف روب ها، به انتظارم نشسته بود. سکوت. همین اواخر، کوشیدم تا سه دخترم را مجاب کنم که رازهای جهانْ در سکوت پنهان گشته اند. در آشپزخانه دور میز نشسته بودیم و داشتیم شام یکشنبه را می خوردیم. این روزها، با هم غذاخوردن برای ما پیشامدی نادر است؛
عذرخواهی فتاح از اظهارات جنجالی/ماجرای خوابی که ناطق نوری شب انتخابات دیده بود/روحانی: رئیسی و قالیباف ...
آقا (پدر) کجاست؟ گفتند دارند نماز می خوانند . از خواب که پریدم برای آقای موعظی خوابم را تعریف کردم و گفتم خیالتان جمع باشد در این انتخابات پیروز نمی شویم . *** مافیای مسکن اجازه اجرای طرح مالیات بر خانه های خالی را نمی دهد حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا به ایلنا گفت: منابع وارد فعالیت های سوداگری و ساخت و ساز مسکن لوکس شده و در این محل قفل شده است. برای
پیش بینی دربی جام حذفی 99
بزند. قطعا هیچ خبری نمی توانست به اندازه خبر مصدومیت روزبه چشمی و علی کریمی صبح روز سه شنبه را به کام هواداران استقلال تلخ کند. در حالیکه انتظار می رفت فرهاد مجیدی در دیدار با پیکان به بازیکنان اصلیش استراحت داده تا آنها را برای شهرآورد جام حذفی آماده کند، اما پس از اعلام ترکیب تیم برای آن مسابقه، تمام بازیکنان استقلال در ترکیب تیم حضور داشتند که سرانجام آن بازی، به مصدومیت
جدیدترین اخبار رسمی از کرونا در ایران/ تعداد قربانیان کرونا در کشور از مرز 20 هزار نفر عبور کرد
و مسئولیت ها را انجام دهد در هفته گذشته بالغ بر 530 میلیارد تومان به عنوان تنخواه در اختیار ستاد قرار گرفت برنامه ریزی سازمان بر این است که بتوان تا پایان سال، 4 هزار میلیارد تومان دیگر به بیمه سلامت پرداخت کنیم تا سازمان بتواند به معوقاتی که برای کارانه های کادر درمانی در بخش دانشگاه ها وجود دارد اقدام کند. 22:02:27 21 اسفند 1398 شایعه سازان قحطی بنزین در استان