سایر منابع:
سایر خبرها
حیدر برای همرزمانش مثل پدر بود
جبهه. توافق کرده بودند که یکی برود و دیگری سرپرستی دو خانواده را به عهده بگیرد. گاهی هم پیش می آمد که هر دو می رفتند و سرپرستی خانواده ها را به پدرشان واگذار می کردند. گاهی هم پدر با آن ها می رفت و... آن سال ها کار و زندگی، شغل دوم خانواده سیادت محسوب می شد. با شهادت سیدابراهیم، سیدحیدر بی تاب شد. دیگر آرامش سابق را نداشت. وقتی در محل بود، شب های جمعه می رفت سر مزار برادر و خیلی گریه و درددل می
به روح الله گفتم خوب شد شهید شدی
پدرم خواست لباس بپوشد و برود. متوجه چیز بیشتری نشدم. پدرم سریع رفت و من و مادرم چند کلمه ای با نگرانی با هم حرف زدیم. مادر می گفت حنما حال مادربزرگت بد شده است. چند دقیقه بعد دیدم برادرم هم از خانه بیرون رفت. باز از مادرم پرسیدم چی خبر شده؟ و باز مادر گفت چیزی نشده است. خدا هم انگار نمی خواست من چیزی متوجه شوم. شاید هم خود آقا روح الله می خواست یک شب دیگر آرام بخوابم. برخلاف همیشه آن شب بدون اینکه
ماجرای قتل برادرزن به خاطر بدهی به داماد
ایران احضار شده بودند و تحقیقات پلیس برای شناسایی قاتل تقریباً به بن بست رسیده بود، برادر مقتول سرنخ جنایت را به مأموران داد. او پس از تماس با پلیس ایران گفت: من رازی را می دانم که می تواند معمای قتل برادرم را فاش کند. برادرم چند سال قبل از شوهرخواهرم پولی قرض گرفته بود و پس نمی داد و شوهرخواهرم از دست او عصبانی بود. از آنجا که برادرم مرد آرامی بود و با کسی هم دشمنی نداشت فکر می کنم
علت سفر حضرت معصومه (س) به شهر قم چه بوده است؟
طبق برخی از گزارشات علت سفر حضرت معصومه سلام الله علیها به ایران جهت دیدار با برادر خودش بوده چون همانطور که اشاره شد حضرت معصومه بعد از شهادت پدر بزرگوارش علاقه و محبت و وابستگی خاصی به برادر خودش امام رضا علیه السّلام داشت و از محضر علمی و معنوی آن حضرت سود می برد حال که امام و برادرش را از خود دور می دید نمی توانست این دوری را تحمل بکند از این رو تصمیم گرفت برای زیارت برادرش از مدینه به مقصد خراسان حرکت بکند و در سال 201 هجری وارد ایران گردید.
شاخص های مکتب سردار سلیمانی ، اثری بر مبنای تفکرات حاج قاسم
به گزارش روز دوشنبه حوزه ایثار و شهادت ایرنا، حجت الاسلام علی شیرازی نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه پاسداران نویسنده کتاب شاخص های مکتب شهید سلیمانی و نیز هم رزم و دوست نزدیک و صمیمی حاج قاسم تلاش کرده این اثر را بر مبنای سخنان، خاطرات و تفکرات شهید سلیمانی تحریر کند. در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است: برای تبیین مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی باید اول مکتب اسلام را بشناسیم. پس از آن
(تصاویر) جزئیات جدید از جنایت هولناک؛ ناگفته های بهلول قاتل شیما
، هم خوانی دارند. رنگ پریدگی و بوی نا و بوی رخوت؛ خبر از یک زندگی مرموز دارد. پدر شیما می گوید: هیچ نشانی از دخترم پیدا نکردیم. اما به در و دیوار که نگاه می کردم، از تصور اینکه شیما یک ماه در این خانه زندگی کرده است قلبم به درد می آمد. مادر شیما ضجه می زند و توان حرف زدن ندارد. فقط در میان هق هق هایش می گوید: دخترم را اینجا کشت. برادر بهلول: برادرم آدم حسابی بود
یک لحظه و آنی از خط امام امت خارج نشوید
/> و، اما روایت برادرش، که حکایتی است دلنشین! مادرم خیلی دوست داشت که شهادت یکی از فرزندانش را ببیند. هر بار که محمدحسین می خواست به جبهه برود، مادرم بند پوتین هایش را می بست. می گفت: من باید این کار را بکنم تا حداقل کاری برای جبهه کرده باشم. خبر شهادت محمدحسین، یک روز بعد از فوت مادرم به ما رسید. وصیت نامه شهید: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ
نگاهی به زندگی نامه شهید پرویز حاج حسنی
پرویز گذاشتند. وی ملقب به نام محمد بود و در خانه محمد صدا می کردند و دارای سه برادر و دو خواهر بود و دومین فرزند خانواده بود. در دوران کودکی، به همراه خواهر و برادران خود مشغول بازی و شیطنت کودکانه بود و در سن هفت سالگی برای کسب علم و دانش وارد مدرسه ابتدایی شده و تا دیپلم ادامه تحصیل داد و رشته برق را برگزید. از لحاظ اخلاق و رفتار عالی بود و در خانه و خانواده تک بود. پسری
برادرِ قاتل شیما: برادرم آدم حسابی بود | راز زن صاحبخانه: بهلول به این خانم می گفت خاله!
نشانی از دخترم پیدا نکردیم. اما به در و دیوار که نگاه می کردم، از تصور اینکه شیما یک ماه در این خانه زندگی کرده است قلبم به درد می آمد. مادر شیما ضجه می زند و توان حرف زدن ندارد.فقط در میان هق هق هایش می گوید: دخترم را اینجا کشت. برادر بهلول در بهت و ناباوری است و نمی تواند جنایتکار بودن برادرش را هضم کند. او به رکنا گفت: برادرم سی سال زندگی شرافتمندانه با همسرش داشت.او سه
وصیت نامه شهید والامقام یاور احسانی برای فعالان کانون فرهنگی هنری شهدای نیر بازخوانی شد
به مناسبت چهلمین سالگرد هفته دفاع مقدس و با هدف معرفی نقش شهدا در دوران دفاع مقدس برنامه ریزی و در کانون های مساجد سراسر کشور اجرایی می شود. شهید والامقام یاور احسانی متولد یکم شهریورماه 1340 در شهر نیر بود و در آغازین روزهای شروع جنگ تحمیلی برای دفاع از حریم میهن آماده اعزام به خط مقدم جبهه های حق علیه باطل شد و در سال 1361 در منطقه بستان به فیض شهادت نائل شد. در بخشی از
تعدادی از جانبازان به همرزمان شهید خود پیوستند
به گزارش حوزه ایثار و شهادت ایرنا ، صفی یار جامه بزرگ جانباز گرانقدر 70 درصد دوران دفاع مقدس از استان همدان پس از تحمل 37 سال درد و رنج ناشی از مجروحیت به یاران شهیدش پیوست. پیکر این جانباز با حضور خانواده های معظم شهدا و ایثارگران شهرستان تویسرکان تشییع و در قطعه شهدای گلزار شهدای تویسرکان به خاک سپرده شد. جامه بزرگ سال 25 در تویسرکان متولد شد، با آغاز جنگ تحمیلی روانه جبهه حق
اهل کوفه نباشید و به مادیات ننگرید
را نکرد. جالب این جاست که وقتی به جبهه رسید طی نامه ای به من نوشت به این دلیل به صورتت نگاه نکردم که حب پدر و فرزندی باعث می شد من از رفتن به جبهه منصرف شوم. فرازی از وصیت نامه شهید: سعی کنید رهرو شهیدان باشید و پای بر خون این عزیزان نگذارید. سعی کنید اعمالتان خالص برای خدا باشد و از همه ی مادیات به دور باشید. مبادا امام عزیزمان، این پیر عاشق را در شعله های خصم
پدر شهیدان درویشوند آسمانی شد
1342 در روستای بیورزن از توابع شهرستان رودبار به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته عمران در دانشکده فنی تبریز تا مقطع کاردانی ادامه داد. هفدهم آبان 1390 در آخرین روز سفر زیارتی خود در سرزمین حسینی در مسیر برگشت از سامرا در حادثه تروریستی دشمنان کور دل به شهادت رسید. مزار وی در جوار امام زاده محمد حنفیه (علیه السلام) و در کنار برادر شهیدش واقع است. انتهای پیام/
به بهانه ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به قم؛ گذری بر زندگینامه اخت الرضا سلام الله علیهما
، حضرت معصومه سلام الله علیها هم دوران خردسالی را پشت سر گذاشت و در این سال ها محل رشد آن حضرت خاندانی بود که او را با دریایی از علم و معرفت رو به رو ساخت؛ ولی بیش از ده بهار از عمر شریفش نگذشته بود که پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسید و دریایی از غم و اندوه بر قلب شریفش فرو ریخت که در این ایام غم و تنهایی، تنها مایه تسلی او برادرش امام رضا علیه السّلام بود که ناگهان مأمون وجود
مثل اربابش بی سر شهید شد
سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: چند سالی است که دشمنان تلاش می کنند در استان مرزی سیستان و بلوچستان ناامنی ایجاد کنند. از چند سال پیش که گروهک های سلفی اعلام وجود کردند و ضربات سختی هم از رزمندگان اسلام خوردند، تاکنون شهدای چندی تقدیم نظام و کشور شده است که شهیدان سرگرد مرتضی کباری، ستوان یکم سعید مهرجان و ستوان یکم حجت هراتی از پاسداران ناحیه مقاومت سپاه نیکشهر از تازه ترین شهدای این خطه هستند. این سه شهید وا
پدر شهیدان اللهوردی زاده به دیار حق شتافت
عباس پورحسن، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان شرقی روز شنبه ضمن تسلیت این ضایعه به خانواده معظم شهدا و جامعه ایثارگری استان، آرزوی علو درجات برای حاج علی اصغر اللهوردی زاده و آرزوی سلامتی برای بازماندگان او کرده است. شهید محمود اللهوردی زاده سردرود در سال 1361 و شهید احمد اللهوردی زاده سردرود در سال 1363 در جبهه های حق علیه باطل به درجه رفیع شهادت نایل گردیده اند. آذربایجان شرقی در طول دوران هشت سال دفاع مقدس حدود 10 هزار شهید تقدیم اسلام و انقلاب کرده است. منبع: ایرنا ...
نگاهی به زندگی شهید سیدرضا پاکدامن
بود و در مراسمات تاسوعا و عاشورای حسینی حضور فعال داشت و مقید به انجام غسل جمعه بود. بیشتر اوقات خود را در فعالیتهای مسجد محل می گذرانید و با روح بزرگی که داشت به همراه بچه های مسجد به کمک دیگر مردم می رفت و در رساندن نفت، آذوقه و .... به آنها کمک می کرد و اوقات فراغت خود را به همراه دوستانش به بنایی مشغول می شد. با اوج گیری انقلاب اسلامی با توجه سن و سال کمی که داشت به همراه خواهر
دیگر با حقیقت قایم با شک بازی نمی کنند
ماری دلبندم، پدرم را از دست دادم؛ در همان خانه قدیمی ای مرد که شصت و پنج سال پیش به دنیا آمده بود. دوستانش برایم نوشتند، پیش از اینکه دیدگانش را برای ابد ببندد، برای من طلب آمرزش کرد. مطمئنم که اینک پدرم در آغوش پروردگار آرمیده است، با این وجود، نمی توانم اندوه و درد فقدانش را دور کنم. احساس می کنم دست مرده بر سرم است و به مادرم، به خواهر کوچک ترم و به برادرم می اندیشم- دیگر هیچ کدام نیستند تا به روشنایی خورشید لبخند بزنند: کجایند؟ آیا در آن ناشناخته مکان می توانند بار دیگر با خورشید دیدار کنند؟ آیا می توانند همچون ما گذشته را به یاد آورند؟ ...
برادرانی که راه شهدای مدافع حرم را برگزیدند
شدند. مهدی تصریح کرد: تعریف می کنند در سنگری که آنها مستقر بودند نارنجک می اندازند و در یک لحظه به درجه رفیع شهادت نایل می شوند. برادران شهدای مدافع حرم بختی ادامه داد: نیروهای تکفیری از تاریکی شب استفاده کرده، عملیات ایذایی انجام داده و تپه را می گیرند. چند سال بعد دوباره این تپه آزاد شد که تعدادی از بچه های سوری و بچه های فاطمیون روی این تپه بودند. وی درباره خبر شهادت
گنج هایی که ابدی شدند
رسیدند. همچنین حاج علی اصغر اللهوردی زاده سردرود پدر شهیدان محمود و احمد اللهوردی زاده سردرود از استان آذربایجان شرقی به لقاءالله پیوست. محمود اللهوردی زاده سردرود سال 61 و احمد اللهوردی زاده سردرود سال 63 به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. علاوه بر این جواد افراسیابی جانباز 70 درصد دوران دفاع مقدس استان قم جان به جان آفرین تسلیم کرد و به یاران شهیدش پیوست. پیکر مطهر این
مروری بر زندگی نامه شهید مهدی شاهدی
اجتماعی شرکت می کرد. 25 آذرماه 1361 به جبهه های حق علیه باطل اعزام شده، به جمع نیروهای اطلاعات لشکر 31 عاشورا پیوست. وی در مرحله شناسایی ارتفاعات بمو حضور داشت، سپس در منطقه بانه مستقر شده و در مرحله دوم عملیات والفجر 4 که به ارتفاعات خلوزه عملیات شد، شرکت داشت. این شهید والامقام در این عملیات در منطقه پنجوین به شهادت رسید. خاطرات، برادر شهید: سال 1360 با مهدی همکلاس بودم. سن
اختلافات عقیدتی را بین خودتان حل کنید
متولد 1344 هستم ولی عشق به شهادت و عشق به اسلام باعث شد من فتوکپی شناسنامه ام را 2 سال بزرگتر کنم تا سنم برای اعزام به جبهه کافی باشد و پدر و مادر و مربی من در این موضوع هیچ دخالتی نداشتند. پدر عزیزم برای من یک سال نماز بخوانید و 30 روز هم روزه بگیرید یا بدهید برایم بگیرند پدرجان شما و مادرم و خواهر و برادرهایم از من راضی باشید به خانم جان و عموهایم بگویید از من راضی باشند و مرا حلال کنند
رزمندگان اسلام بازوی امام و ملت هستند
تمام جهان پیروز است و بر جهان پهناور می شود. و از خدا می خواهم که شما را یاری کند در ضمن از مادرم می خواهم که نگذارد عروسی خواهر عزیزم دور شود اگر روز چهلم من هم عروسی کند خوشحال خواهم شد. منتظری در خطبه ای می گفتند اگر در ماه محرم کسی عروسی کند اشکال ندارد از برادرم ناصر می خواهم که نماز برای من بخواند . والسلام علیکم انتهای پیام/
خوردن قرص های سردرد با شکم خالی
بود تمبر داد و رفت و من خجالت کشیدم حقیقت مطلب را به او بگویم. از زور گرسنگی خوابم نمی برد. صبر کردم تا تمام اهل خانه (پانسیون) به خواب رفتند. خودم را به آشپزخانه انداختم به امید اینکه چیزی برای خوردن پیدا نمایم. ظرف بزرگی پر از شیر بود. گیلاسی پرکردم وهنوز جرعه ای ننوشیده بودم که دیدم کسی با انگشت به در آشپزخانه می زند. خیلی ترسیدم و گیلاس را زیر شیر به سرعت خالی کردم که وانمود کنم برای نوشیدن آب
درگیری خونین برادران ناتنی بر سر خانه پدری
هستیم. این اظهارات پسر جوانی است که مدعی است بعد از فوت پدرش، برادران ناتنی او که حاصل نخستین ازدواج پدرش هستند به خانه شان حمله و او، مادر، برادر و خواهرانش را از خانه بیرون و آواره کرده اند. حالا مدت ها از این حادثه می گذرد و آنها از ترس جانشان نمی توانند به خانه برگردند. همه چیز پس از فوت پدر پسر جوان آغاز شد. او که از ازدواج اولش 3 پسر داشت، سال ها پیش با زن دیگری ازدواج کرد و
از انتشار 38 جلد کتاب تا گلایه از کم کاری درباره شهید باکری/ دقایقی با دائرةالمعارف دفاع مقدس آذربایجان ...
جا رفتم و مدتی آنجا بودم. از اول مهرماه 1367 دیگر به درس و مشقمان برگشتیم. فارس:از همرزمان و همدوره تان بگویید از خاطرات جبهه و جنگ غفاری: از سال 1361 تا 1367 ما در مناطق دوستان زیادی پیدا کردیم. ما چند پسر عمو گاه با هم در مناطق حضور داشتیم که یکی از آنها به نام یوسف غفاری در ادامه عملیات والفجر 8 در فاو به شهادت رسید. اولین اعزام من هم با ایشان بود. در مدت حضورمان بیشترین رف
انقلاب به خون و جان نثاری احتیاج دارد
اقتصاد طی کرد. او دانش آموز سال آخر دبیرستان بود، که به دلیل حضور در جبهه، از اَخذ دیپلم بازماند. پدر در ادامه از خصوصیات اخلاقی عبدالوهاب می گوید: در جوانی، یک روز با لباس خونی به خانه آمد. وقتی با هراس، دلیل این امر را جویا شدیم، چیزی نگفت. بعدها متوجه شدیم که فردی در خیابان تصادف کرده بود و کسی به دادش نرسید. تا این که عبدالوهاب، آن فرد زخمی را به دوش کشید و داخل ماشین
تهنیت، عشق، سلام ؛ روایت دلنشین مادر شهید عبدالحمید فتاحیان از عشق، ایثار و شهادت
بود او جوانی بسیار باهوش و با ذکاوت بود، وی دانشجوی دانشگاه تهران در رشته فنی مهندسی بود او ترم دوم این رشته را پشت سر گذاشته بود و برای چندمین بار به جبهه رفت، اما در عملیات بیت المقدس 4 به شهادت رسید. دانشور جلیل درباره ویژگی های شهید عبدالحمید فتاحیان ابراز کرد: شهید فتاحیان اگر چه در خانواده ای بسیار ثروتمند متولد شد، اما ویژگی های اخلاقی او و نوع تربیتش وی را به شخصیتی خاص، ویژه و در