سایر منابع:
سایر خبرها
هدیه خدا برای حاج قاسم / داستان کتابت قرآن در عالم رویا
امکانات خوشنویسی را رها نکردم به ویژه اینکه در بحبوحه جنگ در سال های 60 تا 62 در همدان خبری از کلاس و آموزش نبود. آموزش خط در خط مقدم این استاد چیره دست یادآور می شود: به مرور زمان از سال 62 به بعد کلاس های انجمن خوشنویسی همدان فعال و استاد تیموری و مرحوم جواد رحیمیان سرمشق می دادند، از آن پس در هر دوره مرخصی نظر اساتید همدان را در مورد تمرین هایی که داخل سنگر انجام داده بودم جویا
خاطرات دندانپزشک پیشکسوت:گفتند در موسیقی به جایی نمی رسی!
اگر می خواهد کاری انجام دهد می تواند آن را به طور کامل و صحیح انجام دهد؛ دوم رسیدگی به بیمار، احترام به بیمار،دلسوز بودن، همراهی بیمار حتی بعد از ترخیص شدن و مراعات مالی بیمار بسیار مهم است. ♦ خاطره جالبی از کلاس موسیقی دارم؛ دبیرستان بودم که پدرم مرا در کلاس موسیقی ثبت نام کرد؛ روزی استاد موسیقی از بنده سوال پرسید روزی چند ساعت تمرین می کنی و من پاسخ دادم به علت اینکه به مدرسه می روم تنها یک ساعت می توانم تمرین کنم، استاد بنده در پاسخ گفت؛تو به جایی نمی رسی و نیازی به حضور در کلاس نیست، بعد از آن هرگز سمت موسیقی نرفتم. 1717 کد خبر 1453764 ...
بیرانوند: از انتخاب آنتورپ پشیمان نیستم
کنم. راستی می دانستی بلژیک همیشه بهترین گلرهای اروپا و حتی دنیا را داشته است. به طور مثال در دهه 80 میلادی ژان ماری فاف را داشتند که بهترین بود یا اینکه میشل پرودوم در دهه 90 جزو برترین گلرهای جهان بود. در حال حاضر هم تیبو کورتوآ دروازه بان رئال مادرید در اروپا آقایی می کند و... چهارمی هم خودم هستم! ( ادامه می دهد) البته شوخی کردم. بلژیکی ها نمی گویند چقدر شبیه
مرحوم هوشنگ یاری ارزنده ترین تجربه ها را در کوتاه ترین زمان انتقال می داد
داشت. تلاوت روزانه قرآن رشیدی گفت: طی سال ها آشنایی شاهد بودم که تلاوت قرآن و تمرین هر روزه اش ترک نمی شد. یک بار که با ایشان صحبت می کردم، پرسیدم که شما حدود چهل سال است که قرآن را تلاوت می کنید، آیا شده مقطعی، دو یا سه ماهه، قرآن را تلاوت نکنید؟ استاد یاری جواب داد که هر روز بین دو تا سه ساعت تمرین تلاوت می کنم و بعضی مواقع تا چهار ساعت ادامه می دهم. می گفت که تلاوت قرآن، جزء
به روح الله گفتم خوب شد شهید شدی
ای رفتند و جانشان را برای ما گذاشتند تا من و امثال من در آن دهه به دنیا بیاییم و در بهترین شرایط زندگی بکنیم. من فرزند ارشد خانواده هستم و یک برادر و خواهر بعد از خودم دارم. برهه نوجوانی و جوانی خانم شما چطور گذشت؟ انتخاب ها به خصوص انتخاب رشته تحصیلی و دانشگاهی تان بر چه مبانی استوار بود و بزرگ ترین دل مشغولی هایتان در آن دوران حساس چه بود؟ محل زندگی ما یک شهرک نظامی بود که
جنگ امروز، جنگ قلم هاست
کتاب و هم همکاری قلمی با مطبوعات و مجلات را بیشتر از قبل در پیش گرفتم و در طول این 40 سال همواره اهل تألیف و نگارش بودم. خیلی ها بنده را از طریق آثار قلمی که داشته ام می شناسند. البته در عرصه شعر هم فعال بودم و از پیش از انقلاب به شعر هم می پرداختم و دستی در شعر هم داشتم. شعرهایی که من می گفتم در زمینه مذهبی بوده است. الان هم در حوزه عمدتا کارم تحقیق، تألیف و نوشتن و همکاری با
مرحوم هوشنگ یاری ارزنده ترین تجربه ها را در کوتاه ترین زمان انتقال می داد
ت. تلاوت روزانه قرآن رشیدی گفت: طی سال ها آشنایی شاهد بودم که تلاوت قرآن و تمرین هر روزه اش ترک نمی شد. یک بار که با ایشان صحبت می کردم، پرسیدم که شما حدود چهل سال است که قرآن را تلاوت می کنید، آیا شده مقطعی، دو یا سه ماهه، قرآن را تلاوت نکنید؟ استاد یاری جواب داد که هر روز بین دو تا سه ساعت تمرین تلاوت می کنم و بعضی مواقع تا چهار ساعت ادامه می دهم. می گفت که تلاوت قرآن، ج
از بهترین روش های کسب و کار در دنیا، کار خانوادگی است/ در پنجاه سالگی قوی ترین زن جهان خواهم شد
الان با خیال راحت بخشی از کار که پایه فنی دارد به عهده همسرم هست و مدیریت سیستم و کار شرکت با من است. شما سال آخر دانشگاه ازدواج کرده اید. با توجه به اینکه حتما در همان سالها تصویری از کار و فعالیت شغلی در ذهن داشتید، تصور نکردید ازدواج در آن سن ممکن است جلوی این پیشرفت را بگیرد؟ شما نباید سن ازدواج یک دهه شصتی را با الان مقایسه کنید(می خندد). من در سن 22سالگی شاید بین
جلال ذوالفنون با تقلید کورکورانه از ردیف های موسیقی مخالف بود
بسیاری از سازهای موسیقی کلاسیک غربی هم شاهد این ارتقا کیفیت هستیم. ولی مگر با بالابردن کیفیت سازی مانند گیتار و پیانو آثار آهنگسازانی مانند باخ و بتهوون از اصالت و سنت حاکم بر موسیقی آنها کم شد. مگر قطعاتی که باخ برای گیتار نوشت با مدرن شدن گیتار از سنت باروک خارج شدند؟ مگر کاپریس های نیکولو پاگانینی یا چهارفصل آنتونیو ویوالدی که امروزه اجرا و ضبط می شوند با همان سازهای چندصد سال قبل اجرا می شوند
محدودیت را زیر پاهای فلزی ام خواهم گذاشت/ آن قدر در مسیر اهدافم دویدم که از آن ها جلو زدم
اتفاق شروع تغییرات بزرگی برایتان بود... همیشه به همه گفته ام که این حادثه تولدی دوباره برایم بود و از آن به بعد نقش زندگی ام با خودم بود. حالا این خودم بودم که باید تصمیم می گرفتم که آدمی برنده باشم یا بازنده. به حکایتی می گویند زمین خوردن اتفاقی است ولی بلند شدن و ادامه دادن انتخابی است. تصمیم گرفتم بلند شوم و زندگی جدیدی را با شرایطی متفاوت تر شروع کنم. این اتفاق افتاد و بلند شدم و
وزن شعر بیاموزیم کتابی برای شاعران و دوستداران شعر موزون
زیادی کتاب چاپ می کنند؛ یعنی با تیراژ 300 و 400 نسخه. بعضی از کتاب ها اکنون چهار، پنج سال است که در انتظار انتشار در سوره مهر هستند یا چندین سال است که به فروش نرفته اند. همین که آقای نجفی توانسته این کتاب را در دو، سه ماه دریافت و منتشر کند، خودش کار بزرگی است. * شما چند تجربه خوب دیگر در نوشتن این نوع کتاب ها دارید که یکی از آن ها جلسه شعر است که با زبانی ساده و روان درباره شعر با
کارگاه آموزشی آنلاین کارآموزان مورخ 22 آبان ماه 99
. در صورتی که مدت زمان خروج تا ورود بعدی شما بیشتر از 10 دقیقه شود، غیبت کلی محسوب می شود. در غیر اینصورت بعد از خروج به هر دلیلی، سریعا مجددا وارد شوید. ❌ حضور شما در جلسه باید حداقل 1 ساعت باشد. در صورتی که به هر دلیلی با همان دستگاه از کلاس خارج و مجددا وارد شدید، اگر نام و نام خانوادگی خود را قبلا درج نموده اید، مشکلی وجود نخواهد داشت و نام شما در همان دستگاه یکبار ثبت شده است و
من یک مهاجر سیّارم
فرانسه به سر می برید، این یک مهاجرت است یا موقت است و برمی گردید؟ من یک از هزار انسان معاصرم که مهاجرت کرده ام. سال هایی را البته در آمد وشد بودم و شرایط طوری رقم خورد که فعلِ مهاجرت به تمامی صرف شد. من، در پاسخ شما، از داریوش شایگان اصطلاحی را قرض می گیرم، چراکه دست گیرِ من در این نوعِ به نسبه تازه زیستنم بوده. من مهاجرِ سیّارم . آدم در این وضعیت در جهان بینابینی زیست می کند. تخیل تو در این
مدیر انتشارات فردا درگذشت
برگمن، تولد یک ملت از دیوید وارد گریفیث و شَبه آزادی از بونوئل می گشته که هنوز هم داردشان. از سال 56 که زمزمه های انقلاب شروع شده بود، رژیم به کتاب هایی که در دهه 30 از سوی برخی سازمان ها منتشر شده بود مجوز نمی داد. اینها به صورت مخفیانه چاپ می شد و عده ای از روشنفکران به دنبال خریدش بودند. شکل آبادی ادامه می دهد: صاحب خیام که با این کتاب ها اصلا آشنایی نداشت، من را دعوت به همکاری کرد. به
کرونا اسدالله شکل آبادی را هم با خود برد
به این شغل انتشارات فردا را تاسیس کرد. به این ترتیب اولین کتاب اسدالله شکل آبادی به عنوان ناشر با نام نشر زمان نو به همت دهباشی در سال 61 منتشر شد. پس از آن با همکاری رواق رمان خانم دالوِی از ویرجینیا ولف و ترجمه هایی از پرویز داریوش و علی اصغر خبره زاده تا سال 62 منتشر کرد. به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان ، شکل آبادی از پیشکسوتان و قدیمی های نشر کتاب در اصفهان پ
من خالق زندگی ام هستم!
این باور رسیدید؟ دیگر گفتم بس است باید حرکت کنی. شرایط تو همین است. چی بس است؟! اینکه توی خانه تنها بنشینم. من اگر از خواب بیدار می شدم و صدای کسی را نمی شنیدم از ترس دل می ترکاندم. تنهایی هیچ وقت جایی نمی رفتم. صد درصد وابسته به خانواده بودم. دیگر از یک جایی به بعد از این وابستگی خسته شدم. می ترسیدید که یک موقع خانواده نباشند؟ بله. خیلی چیز ها است. من خودم را
مارتین امیس: به اصل لذت در کتاب خوانی متعهدم
؟ کتاب کلاسیکی هست که اخیرا خوانده باشید؟ من دیر به هرمان ملویل و درنتیجه موبی دیک رسیدم و همین طور بیلی باد که به همان اندازه فوق العاده است اما کمتر مورد تحسین واقع شده و دهه ها بعد از مرگ نویسنده منتشر شده است. بررسی آگاهانه دوباره ای از سوءنیتی بی دلیل که یاگو را به نابودی اتللو و دزدمونا سوق می دهد، بیلی باد احتمالا آخرین تراژدی انگلیسی خواهد بود. در آخرین صفحات، وقتی ملوان
امید نعمتی: برای من پالت همیشه در اولویت بوده است
نوجوانی چند کتاب را خوانده بودم که دو تا از آن ها را خیلی دوست داشتم ولی از آن زمان به بعد دیگر خیلی آن را دنبال نکرده بودم تا این که کتاب هیپی پیشنهاد شد که تا الان نخوانده بودم. و اصولا این تجربه برایم جالب بود که یک قصه ای را تعریف کنم، چون به طور کلی از قصه گفتن خوشم می آید و بنابراین تصمیم گرفتم این کتاب را بخوانم. البته همان طور که گفتم من این کتاب را انتخاب نکردم و خواندنِ آن به من پیشنهاد شد
حتی به من هم انگ نفوذی می زنند/ آدم امنیتی نیستم!
رفت می گوید مادرش دلیل اصلی دست به قلم شدن او بوده. او بوده که به تک پسرش یاد داد چگونه آنچه را که با گفتار روایت می کند، به روی کاغذ بیاورد. مادرش بوده که هشت سال، جرات نوشتن یک مطلب و امضاء زدن پای آن را به او یاد داده است. البته شاید این مادر دلسوز تصورش را نمی کرد که روزی فرزندش طلبه شود و رمان بنویسد؛ آن هم چه رمانی؟! امنیتی! محمد رضا حدادپور جهرمی از همان سال های
ماجرای شکایت شجاع خلیل زاده از رسول پناه!+جدیدترین مصاحبه
نمی رفتم و خودم خواهش نمی کردم تمدید کنند. اگر می خواستم بروم که با آقای رغبتی جلسه نمی گذاشتم ولی بعد مانع تمدید شوند. به چه زبانی بگویم نمی خواستند بمانم. مگر خواسته من چقدر با بازیکنانی که جذب شدند فرق می کرد؟ مگر گفتم بالاتر به من بدهید؟ نمی خواستند برادر من که بمانم و چطور بگویم؟ می گویند زحمت کشیدی و پولت را گرفتی در این چهار سال. در این چهار سال که بودم پول پرسپولیس به اندازه یک
گشتن وجب به وجب؛ دور ایران
توی این سال ها تجربه کردم، به طوری که هرروز غروب از اینکه اون روز به اتمام رسیده بود ناراحت بودم و بی صبرانه منتظر طلوع آفتاب روز بعد و شروع دوباره یک مسیر و پیمایش جدید بودم. بیش از همه، از مسیر جنوب غرب جریزه که جاده های خاکی و کم تردد داشت خوشش آمده بود. وقتی در اقلیم وحشی و دست نخورده و بکری قدم برمی داشت آرامش و انرژی مثبتی به او و همسفرش منتقل می کرد. این ماجرا مربوط به نوروز سال 97
قبل از قیصر
م... به نظرم آمد که باید فقط سه چهار سال از من بزرگتر باشد. چطور توانسته بود با این سن و سال کارگردان سینما بشود؟ چرا تا آن روز من اصلا او را نشناخته و ندیده بودم؟ از خودش پرسیدم. بیست و هفت سالمه؛ متولد 1320. یک کم انگار برای کارگردان شدن جوونم. ولی خب دیگه... برای همین هم شما منو نمی شناسین چون من تا قبل از این فیلم، جز یه کار بعنوان آسیستان آقای خاچیکیان، کاری نکرده بودم. گفتم
افشاگری جدید شجاع خلیل زاده/ دلایل جدایی از پرسپولیس
به باشگاه نمی رفتم و خودم خواهش نمی کردم تمدید کنند. اگر می خواستم بروم که با آقای رغبتی جلسه نمی گذاشتم ولی بعد مانع تمدید شوند. به چه زبانی بگویم نمی خواستند بمانم. مگر خواسته من چقدر با بازیکنانی که جذب شدند فرق می کرد؟ مگر گفتم بالاتر به من بدهید؟ نمی خواستند برادر من که بمانم و چطور بگویم؟ می گویند زحمت کشیدی و پولت را گرفتی در این چهار سال. در این چهار سال که بودم پول پرسپولیس به اندازه یک
تجربه متفاوت دانشجویان در اوج کرونا
فکرشهر: اصلاً فکرش را می کردید مدرسه ها یک سال تمام بسته شوند؟ اصلاً به ذهن تان خطور می کرد روزی یک دانشجوی تربیت بدنی مجبور باشد کلاس والیبال را آنلاین تمرین کند یا دانشجوی شیمی به جای کار در آزمایشگاه مجبور باشد همه چیز را تئوری حفظ کند و از روی ویدیوی استاد، درسش را یاد بگیرد؟ البته همه می دانیم که این فقط یک بخش ماجراست و کرونا خیلی چیزها را عوض کرده اما در این گزارش فقط می خواهیم بنشینیم پای
دو اثر هنرمند زیورآلات سنتی محله راهنمایی ثبت ملی شده است
فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری هر دو سال یک بار فراخوان مسابقه ای را اعلام می کند و سال 96 من نیز در آن مسابقه شرکت کردم و برای آنجا همان کار مشبک مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک را این بار با طلا ساختم و آن اثر ثبت ملی شد. همان سال کارشناسان اداره میراث فرهنگی از کارگاهی که در خانه برای انجام این کار راه اندازی کرده بودم بازدید کردند و پیرو آن پس از کارشناسی لازم مجوز فعایت در این حرفه به عنوان
مثل اربابش بی سر شهید شد
سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: چند سالی است که دشمنان تلاش می کنند در استان مرزی سیستان و بلوچستان ناامنی ایجاد کنند. از چند سال پیش که گروهک های سلفی اعلام وجود کردند و ضربات سختی هم از رزمندگان اسلام خوردند، تاکنون شهدای چندی تقدیم نظام و کشور شده است که شهیدان سرگرد مرتضی کباری، ستوان یکم سعید مهرجان و ستوان یکم حجت هراتی از پاسداران ناحیه مقاومت سپاه نیکشهر از تازه ترین شهدای این خطه هستند. این سه شهید وا
چرا ما را با مهران مدیری مقایسه می کنید؟
/> ** شما هم همان لحظه نقش را قبول کردید؟ -بله. همان لحظه قبول کردم. همان نکته هایی که همیشه خودم به جوان های بازیگر می گفتم این بود که همه نقش ها را تجربه کنید و نگویید باید متن را بخوانم. یادم هست همان لحظه پیش خودم گفتم من صفر صفرم و کسی نیستم که بگویم باید متن را بخوانم. ** قصه این سریال داستان دو با جناقی که از کودکی با هم دوست و همراه بودند و الان نیز همکار هستند و در زندگی
چگونه از تئاتر کمدی به تروریست داعشی رسیدم/ سختی های بازی در نقش بمب گذار تئاتر شهر برای یک عشق تئاتر!
می شود اما در همان زمان که ما در آرامش در حال تماشای فیلم در سینما یا دیدن تئاتر در سالن هستیم، خطرات فراوانی را از ما دور می کنند. برزگر درباره فعالیت های آینده خود نیز گفت:با توجه به شرایط کرونایی و متوقف بودن کارها، فعلاً مدتی استراحت می کنم تا ان شاء الله شرایط مهیا شود. هدف اصلی خودم فیلمسازی است و قصد دارم با ساختن فیلم کوتاه در این مسیر گام بردارم. در تئاتر هم طرح چند نمایش د