سایر منابع:
سایر خبرها
روز ششم به جشنواره ملی فیلم فجر می رود
. عوامل اصلی این فیلم سینمایی عبارتند از تهیه کننده: رحمان سیفی آزاد، نویسنده و کارگردان: حجت قاسم زاده اصل، مدیر فیلمبرداری: علیرضا برازنده، مدیر صدابرداری: امیر نوبخت حقیقی، طراح چهره پردازی: عبدالله اسکندری، طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف، دستیار اول کارگردان: حسین خضوعی، برنامه ریز: مجید فاضلی، منشی صحنه: لادن رحمتی، مدیر تولید: مجید کریمی، مدیر تدارکات: علی اسدی، عکاس: محمدحسن هندی، فیلمبردار پشت صحنه: رضا وفایی نژاد. منبع: صبا
تصاویر: زندگی باورنکردنی یک زوج با یک حیوان عجیب!
هرگز ادقام به تخریب تزئینات ظریف نمی کند. بریجز در این باره گفت: وایلد تینگ از بودن با ما در خانه در کریسمس لذت می برد. او یک موجود اجتماعی است و ما با او مثل گله اش رفتار می کنیم. من همیشه هدیه ای برای او دارم تا در خانه سرگرم شود. او با وجود داشتن شاخ های بزرگ حیوانی آرام و دوست داشتنی است. بریجز و همسرش یکی از اتاق های خانه شان را برای این حیوان اختصاص داده اند که در آن
از ظرفیت جنگ استفاده نمی کنیم
بنی ترجمه کنم. و به عنوان مترجم اثرش شناخته شوم. کتاب دیگر هم شامل دوتا نمایشنامه است که مجوز نویسنده را دارد و در مراسم مختلف حضور داشته، یا ویدئو ارسال کرده و یادداشتی نوشته است و در جریان امور کتاب همیشه قرار داشته. و کتاب دیگری که علمی است و کتاب دیگری که به تازگی منتشر شده به نام هنر راز آلود بازیگر که یک کتاب آکادمیک برای تئاتر است و همراه آقای علی شمس ترجمه کرده ام. البته یک رمان هم در دست
از سانسور دنباله دار شهید سلیمانی در اینستاگرام تا طرح سوال رئیس فضای مجازی بسیج فارس از آذری جهرمی
شهادت حاج قاسم ادامه می دادند و این شامل صفحات برخی رسانه های رسمی کشور نیز شد. البته اینستاگرام فقط به پاک کردن پست کاربران و بستن صفحات خبرگزاری ها اکتفا نکرده و هر صفحه پردنبال کننده ای را که در آن اسمی از حاج قاسم بود، بست؛ مثل صفحه آستان قدس رضوی با نیم میلیون مخاطب که پس از پوشش مراسم تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی در حرم مطهر رضوی بسته شد یا اینستاگرام حتی صفحه رسمی جشنواره فیلم
روایت زندگی راوی مرکز اسناد در عملیات کربلای 4
عنوان خادم به مکه برود، حسین هم قبول کرد. از زیارت خانه خدا که برگشت، حالش عوض شده بود. دوباره عزمش را جزم کرد که حتماً رضایت مادر را بگیرد و برود جبهه. خیلی به مادرمان اصرار کرد، تکیه کلامش این بود: مامان! جنگ داره به سرنوشت نهائی خودش نزدیک میشه، شما دوست دارید من مثل یک پرنده توی قفس بمونم؟ آخرسر دیگر مادرم نتوانست جلوی حسین مقاومت کند و رضایت داد. آخرین باری که رفت جبهه، نیروی دفتر
تشریف بیاورید خیابان عین الدوله!
برونئی بودیم که بعد از کشتن دشمن سعی می کردند روح او را با خود دوست کنند و نه همانند قبیله مورها که اگر کسی دستش به جنازه می خورد حق ورود به هیچ خانه و نزدیک شدن به هیچ کس را نداشت. پس طبیعتاً حق غذا خوردن هم نداشت، چون جماعتش معتقد بودند که دست هایش بر اثر تماس با مرده به درد نخور شده است. آنها خوراک را نه با دست که باید با نزدیک کردن سر و دهان شان به ظرف غذا می لمباندند. ما نه مثل مردمان جزیره
معمار شهرک اکباتان کیست؟+مصاحبه جدید
/> بله! تابستان همان سال اول دانشگاه، در یک پروژه ساختمانی مشغول به کار شدم. اتفاقا آن کار را خیلی هم جدی گرفته بودم. کارم نظارت بر کارگران بود. سه ماه تابستان که تمام شد، مهندس نیرومند که مسوول آن پروژه بود، به من علاقه مند شده بود. بعد از سه ماه نزد ایشان رفتم و گفتم می خواهم استعفا بدهم. مخالفت کرد و گفت شما اینجا آتیه خوبی دارید. اما من دوست داشتم درسم را تمام کنم. به همین دلیل آن کار را رها
گزارش کامل اختتامیه چهاردهمین جشنواره بین المللی سینماحقیقت / جاهای خالی پر شود ؛ بهترین فیلم جشنواره
کارگردان دیگر این مستند در ادامه بیان کرد: مطمئن هستم با این فیلم فرهنگ مادرانه مشرق زمین ما به تمام نقاط جهان خواهد رفت. خصوصا که این فیلم درباره شخصیت زنی است که برای حل مشکلات خود می جنگد و به خوبی تمدن زن مشرق زمین را به تصویر می کشد. مجید شیدا کارگردان مستند برگزیده پسقله هم در این مراسم گفت: وقتی فیلم را شروع کردم دوست نداشتم اسم ادبی برای آن انتخاب کنم. در یزد یک اصطلاح به نام فسقله
در گفت و گو با مبلغ نمونه کشوری مطرح شد؛ برخورد محبت آمیز و مخلصانه؛ مهم ترین اصل برای توفیق در تربیت ...
مرتبه شکر می کنم. همه ی این برکاتی که امروز به جهت تربیتِ افراد نخبه، شایسته و اثرگذار حاصل شده، به خاطر همراهی خوب و آموزش صحیحی بوده که بین حقیر به عنوان مربی و دوستان به عنوان متربی، برادر و یک دوست حاصل شده است. خاطره زیبای دیگری هم دوست دارم برایتان نقل کنم. لازم شد یک جایی از مسجد را سرویس بهداشتی درست کنیم، پولی در بساط نداشتیم، پذیرفتم مقنی بشوم و چاه را خودم حفر کنم
خانواده بایدن را بشناسید
خبرگزاری میزان _ مشرق نوشت: همزمان با کوچ ترامپ از کاخ سفید، بایدن با یک خانواده ی اول جدید ساکن کاخ سفید خواهد شد. خانواده ی اول عبارت است از شخص رییس جمهور، همسرش که بانوی اول (یا آقای اول ) لقب می گیرد و پسر ها و دختر های احتمالی آن ها که پسر اول و دختر اول نام می گیرند. در گزارش پیش رو با خانواده اول آینده ی آمریکا بیش تر آشنا خواهید شد؛ خانواده اولی که هر دو عروس و تنها دامادش، و بنابراین
من در سایه بودم
و اتاق گرم بود. خواب مثل توفان هجوم آورده بود. نگاهم به گوشه ی اتاق بود؛ به شوفاژ. به گرما و خواب که بیش تر از مشتق به آن نیاز داشتم. موج هایی روی دیوار تکان می خوردند. آن ها چه بودند؟ از کجا می آمدند؟ هیچ وقت آن موج ها را ندیده بودم. حواسم از مشتق پرت شد و پی موج های رقصان رفت. روی دیوار، درست بالای شوفاژ، حرکت می کردند. آن ها از خود شوفاژ بیرون می آمدند. یاد مبحث موج ها افتادم. آن ها رد پای
داخل کوچه شدم و با مشت گره کرده و شعار الله اکبر به استقبال پیکرپسرم رفتم
چادر را به دور سرم بستم و رفتم داخل کوچه به استقبال پسرم. مشت هایم را گره کردم و با شعار الله اکبر الله اکبر به استقبال تنها پسری رفتم که آخرین بار خودم اذن شهادتش را با رضایت قلبی ام به او داده بودم. جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند. از بزرگان خواستم تابوت را ببرند داخل خانه ام و روی شهیدم را باز کردم. چهره اش زیبا و دوست داشتنی تر شده بود. تا چشمم به عیسی افتاد، همه حواسم به لبخندی جلب شد که روی صورتش نقش بسته بود
پدرم حساسیت بسیاری به لقمه حلال داشت
خاصش به سیدالشهدا(ع) بود. اینطور که چهارمین دختر استاد برایمان تعریف می کند، طراح و معمار بیش از 800مسجد در ایران و حتی خارج از کشور وقتی که جوان بود دهه اول محرم را با دوستان بازاری اش دسته سینه زنی راه می انداخت. بعدها که کمی پا به سن گذاشت و دیگر نمی تواست در مراسم ماه محرم شرکت کند، چشم انتظار روضه دهه آخر ماه صفر دختر و همسایه دیوار به دیوارش، شهناز می شد. شهناز خانم می گوید: آقا خیلی به این
طلبه ها، آداب المتعلّمین و گفتگوهای سیاسی
کجا می خواهی بروی. پدرم هم مثل همیشه که همه چیز را به شوخی می گرفت؛ فکر می کرد یکی دو هفته ی دیگر دست از پا درازتر عطای طلبگی را به لقای اش می بخشم و برمی گردم صفی آباد. محمدرضا جوری نگاهم می کرد که پسر این چه کاریه با خودت می کنی. تهِ دل ش با من نبود، چیزی نمی گفت، ولی معلوم بود که دوست نداشت من طبله شوم. یک سال بعد که طلبگی را رها کرد و رفت، متوجّه شدم که مخالفت اش برای این بوده است که دوست نداشته
همسر شهید: کسی نباید خبردار میشد که من همسر شهید هستم!
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از مشرق، همسر شهید احمد گودرزی در گفت و گو با مشرق نیوز از لحظات دردناک تشییع همسرش گفته است: دلم پاره پاره بود. تابوت شوهرم را در خیابان اصلی محله تشییع می کردند و من حق نداشتم به آن نزدیک بشوم! همسر شهید بودم اما نباید کسی خبردار می شد. باید جلوتر از تابوت می رفتم تا کسی متوجه حضورم نشود. حتی دخترم چهل روزه ام مهنا هم در مراسم تشییع پدرش سهمی نداشت. دقیقه ها
نیلوفر جلیلوند: پدرم می خواست از بدی های جامعه هنری به دور باشیم/ زنان در ایران امروز فرصت رشد فراوانی ...
جیمز باند را برایمان بیاور.اینها آثار مورد علاقه من است. من خودم اتوبوسی به نام هوس را دوست دارم از میان آثار پل نیومن، لوک خوش دست را دوست دارم و از ریچارد برتون هم رام کردن زن سرکش را. *خیلی با خاطراتی که با خانواده و علی الخصوص نوه هایش داشت زندگی می کرد. گویا خشایار هم در حوزه مدیا و تلویزیون مشغول است. برادرم در کانال های ورزشی فعالیت می کند و برای ضبط مسابقاتی مثل فوتبال
هرآنچه که باید درباره سریال "روزهای ابدی" بدانید
به "نویسنده و کارگردان: "جواد شمقدری"، تهیه کننده: "محسن علی اکبری"، مجری طرح: "محمود غلامی"، تصویربردار: "حسین بذرافشان"، طراحی و ترکیب صدا: "آرش قاسمی"، طراح صحنه و لباس: "مجید علی اسلام"، طراح چهره پردازی: "داریوش صالحیان"، تدوین: "روح الله شمقدری"، جلوه های ویژه میدانی: "داوود رسولیان"، جلوه های ویژه بصری: "محمد امامی"، مدیر گویندگان: "سید میرطاهر مظلومی"، موسیقی: "بهزاد عبدی"، ناظر کیفی: "مهدی ارگانی"، مدیران تولید: "سعید کشاورزی"، "مهدی مددکار"، تصحیح رنگ: "امیر سحرخیز"، دستیار کارگردان و برنامه ریز: "امیرحسین مدرس"، عکس: "محمد مهدی نبی زاده"، مدیر تدارکات: "عسگر جبارپور" اشاره کرد. ...
معرفی برگزیدگان بخش مسابقه ملی
کنند. خاک هم مثل آب در حال تمام شدن است. پس از آن بیانیه هیئت داوران بخش مسابقه ملی قرائت شد که متن آن به شرح زیر است: به روزگار تنهایی در این سال سخت که بیماری جهان گیر ما را تنهاتر و در خود فرو رفته تر کرده است، سینمای مستند ایران مراسم پایانی جشنواره سینما حقیقت را جشن می گیرد. شادی بزرگ ما این است که در این شرایط توانست به خانه های بسیاری از ایرانیان راه پیدا کند و آنها را به دیدن و
تجلیل از پژوهشگران برتر دانشگاه صنعتی شریف
ارائه کرد. در این مراسم از دکتر امیر منصور پزشکی به عنوان فناور برتر کشور، دکتر سیدشهاب الدین آیت الهی به عنوان پژوهشگر برتر کشوری در شاخه فنی و مهندسی دریا، دکتر شاهرخ قائم مقامی، دکتر مهدی بهزاد و دکتر مختاری به عنوان پژوهشگر برتر کشوری در حوزه همکاری جامعه و صنعت و همچین از دکتر شهریار کابلی طراح صنعتی برگزیده کشوری از نظر کارفرمایان تقدیر بعمل آمد. علاوه بر آن، پژوهشگران و
دوست سابق ملانیا: او درست عین ترامپ است
"استفانی وینستون وولکوف"، دستیار سابق ملانیا ترامپ، بانوی اول آمریکا را به سوء رفتار با خود و دوست مشترکشان "هرو پی یر"، طراح مد، متهم کرده است. وولکوف طی اپیزود اخیر پادکست The New Abnormal دیلی بیست، به میزبانی "ریک ویلسون" و "مولی جونگ-فست"، این گلایه ها را مطرح کرد./ایسنا
اولین اظهارات سحر تبر پس از آزادی از زندان؛ توبه نامه نوشتم
انتخاب می کنی؟ آرزو می کردم سحر تبر نباشم؛ و معروف هم نبودم. یا لااقل اگر مشهور بودم از راه درست مشهور می شدم. تجربه سحر تبر بودن تجربه خوبی بود؟ در ابتدا خیلی خوشایند بود. اما الان که تاوان آن را پس دادم از آن خیلی پشیمانم. وقتی خبر آزادی ات را شنیدی چه حسی داشتی؟ انگار بال در آوردم. حس خیلی خوبی داشتم اصلا نمی دانستم زمان آزاد شدنم چه وقت
اولین اظهارات سحر تبر پس از آزادی از زندان؛ توبه نامه نوشتم
گریم های عجیب. خیلی ها نمی دانستند گریم و فوتوشاپ است و فکر می کردند چهره خودم است. چه شد که کارکتر سحر تبر با آن شکل و شمایل به وجود آمد؟ شخصیت کارتون عروس مردگان را خیلی دوست داشتم و دلم می خواست شبیه او باشم. برای همین با برنامه های کامپیوتری و گریم سعی داشتم شبیه او باشم. برای همین نرم افزار های کامپیوتری را نصب کرده بودم و کم کم استفاده از آن را یاد گرفتم. گاهی هم کارم
بغضی که با یک تماسِ ناخوانده ترکید/من همسرش هستم خانم؛ باقر شهید شد!
خبرگزاری فارس؛ حنان سالمی: کاغذ را روبه رویم گرفت و اشاره داد آن را بگیرم، نگاهی به سر تا بالای لیست انداختم و ناخودآگاه در تلاقی چشمانم با آخرین اسم و شماره تلفن غرق شدم: باقر مارانی، همرزم شهدای هویزه و از بازماندگان عملیات نصر، کتابی تحت عنوان "ناگفته های هویزه" نیز آماده رونمایی دارد. وسایلم را جمع و جور کردم و از دفتر بیرون زدم، سوز دومین روز زمستان موزیانه در مویرگ هایم می خزید و
برای مستندسازی باید زندگی را بیاموزیم
در دنیایی که از آن فیلمی ساخته بودم، زندگی کنم. این زیبایی و دردی که همراه آن می آید، خشونت و زشتی این درد، آن را زیبا می کند. اینکه در آن واحد خشن و لطیف باشید. از نظر من این سینماست و باعث نوعی هارمونی می شود. مانند یک آکاردئون که هم آن را می فشاری و هم بازش می کنی. و این زیبایی ساخت فیلم است، البته نه در سینمای مستند، اینکه می توانید هر آنچه که دوست دارید را به کار ببرید، طرز بیان مستندگونه
مراسم چهلمین روز درگذشت دکتر فیرحی
همیشه اشاره می کرد. او روش شناسی از احکام تاریخی بر اساس گذشته گرایی را یک خطر تلقی می کرد. همچنین خروج از دستگاه فقهی و حرکت به سمت سراب سکولاریسم را خطر دیگر می دانست. یاد این استاد عزیز سفر کرده را گرامی می دارم. به گزارش جماران، مهدی یوسفی نیز در این مراسم گفت: تصور می کنم استاد فیرحی در کتاب آخر خود، کشیده ترین شعله های اندیشه سیاسی خود را نمایان کرد. آخرین کتاب ایشان جمع بندی تمام
المعجم فی فقه لغه القرآن از ابتکارات ممتاز ایشان بود
بودم، دوباره به مناسبت هایی ایشان را می دیدم. یکی از این مناسبت ها موقعی بود که من برای بزرگداشت مرحوم آقای فلسفی به مشهد آمدم. آقای فلسفی دایی من بودند و در آن مراسم هم یک صحبتی داشتم. شاید مناسبت دیگری که من آقای واعظ زاده را دیدم، همین مراسم بود. بله من موقع فوت ایشان در ایران نبودم و در مراکش مأموریتی داشتم. بعد که تازه به ایران آمده بودم، به مناسبت اولین سال فوت ایشان در
رفاقت، حلقه مفقوده تئاتر مشهد
اولین تجربه تئاتری اش که در نقش یک گوزن روی سن ظاهر می شود، خاطره ای که پررنگ تر از خاطره های آن دوران در ذهنش جا خوش کرده است، این طور می گوید: قبل از اینکه روی سن بروم شاخ گوزن به جایی گیر کرد و شکست. تمام طول مدتی که روی سن بودم به این فکر می کردم که آیا بقیه متوجه می شوند شاخ گوزن شکسته؟ او معتقد است دیدگاه دغدغه مند مهرداد بهزاد و هوشنگ نژاد را که در آن روزگار برای کودکان داشتند امروز در
مراسم نکوداشت منوچهر طیاب برگزار شد/ فیلمسازی از نسل عقلانیت
قدر و سهم خودمان قدردان آن باشیم. پس از صحبت های دبیر جشنواره سینماحقیقت، فیلم مستندی درباره منوچهر طیاب پخش شد. نقشبندی: طیاب باعث تحول من شد اسعد نقشبندی کارگردان مستند منوچهر طیاب در این مراسم گفت: من قریب 24 سال یعنی از 1375 که با آقای طیاب در کویرهای کرمان آشنا شدم و در 90 پروژه ای که ایشان بعد از آن تاریخ ساختند در کنارشان بودم. اوایل به عنوان عکاس و بعد به
حسرتی که فرماندهان جنگ بر دل آهنگران گذاشتند
اهواز بودم دیدم با یک پراید قدیمی با کلی تجهیزات سراغ من آمد، برای همین حدود دو الی سه ساعت دفتر خاطرات را عنوان کردم. در ذهنم این بود که ایشان هم همانند افراد دیگر اینها را بایگانی می کند و منتشر نمی کند. ایشان تمام صحبت های بنده را تکه تکه جمع آوری کرد. با یکی از برادرها برای زیارت حرم حضرت عبدالعظیم(ع) راهی شهرری شدیم که محل زندگی آقای علی اکبری بود. ایشان از ما دعوت کرد که به منزل ایشان هم سری