سایر منابع:
سایر خبرها
کلاس های آنلاین مجازی یاریگر دانش آموزان در دوران قرنطینه
را دوست دارد. دوستان تازه ای پیدا کرده است و دنیای جدیدی را دارد تجربه می کند که هر روز شگفت انگیزتر می شود. اصلا تکالیف مدرسه را نه به خاطر علم آموزی، بلکه برای جلب رضایت معلم انجام می دهد. در آن سال های دور که خانواده های ایرانی در حیاط خانه شان باغچه گل داشتند. کودک زیباترین و خوش بوترین گل ها را برای معلمش می چید و با خود به مدرسه می آورد و میز کوچک معلم در آن روزها پُر بود از گل های
درسم خوب نبود ولی خوره ی کتاب را از بچگی داشتم
مردم را از لحاظ روحی خیلی به هم ریخته و واقعا مشکلات معیشتی مردم بسیار است، اما باید سعی کنیم در همه شرایط کتاب را بخوانیم. وی ادامه می دهد: پدر من سه سال است که سکته کرده و قادر به حرکت نیست و در روستا زندگی می کند که با تربت 25 کیلومتر فاصله دارد من هفته ای سه بار برای استحمام پدرم به آنجا می روم، چون نظافت چی شهرداری هستم، از ساعت 3 تا 12 شب هم مشغول به کار هستم، مسئولیت خانواده و
معلم خوزستانی ساعتی پس از به دنیا آوردن فرزندش تدریس را آغاز کرد
خواباندم. اما خودم به فکر دانش آموزانم بودم و خوابم نمی برد. پس بلافاصله پس از خوابیدن دخترم"رستا"، از روی تخت بیمارستان شروع به تولید محتوای آموزشی برای تدریس آن روز کردم. این معلم عاشق افزود: ساعت هفت صبح بود که زودتر از همیشه و با اشتیاقی بیش از روزهای گذشته در کلاس درس مجازی حضور یافتم و واقعاً حس کردم که چقدر عاشق دانش آموزانم هستم. بین دانش آموزان و فرزندانم هیچ تفاوتی قایل نیستم و
مرد کتاب دوست وشنام دُرّی
غلامی و... از جمله دوستانی هستند که بچه ها در ارتباط های مجازی و از طریق آنلاین با آن ها دیدار و گفت وگو کردند و از این بابت خیلی خوشحال شدند. تلفنخانه ای که کتابخانه شد یکی از روزها که داشتم از جایی به خانه برمی گشتم و ذهنم همچنان درگیر فضایی برای راه اندازی کتابخانه بود، چشمم افتاد به ساختمان تلفنخانه قدیمی روستا. البته ساختمان که می گویم اتاقکی 4 3 بود که پیشترها مردم روستا
با این معلم افسانه ای ایران آشنا شوید
به خاطر مرگ افراد مبتلا به صرع به روستای مرگ صرع مشهور است: منطقه صعب العبور و سختی بود. مردم با حداقل امکانات زندگی می کردند. مدرسه ما هم یک مدرسه کپری بود؛ با یک دست، سقف کپر را در باد و باران می گرفتم، با دست دیگر برای دانش آموزان کلاس اولم درس را بخش می کردم. آن سال، من 18 دانش آموز داشتم در مقاطع مختلف، از صبح تا تنگ غروب سر کلاس بودم، شب به یک خانه سنگی بالای کوه می رفتم، آنجا یکی از دوستانم
دانش آموزان خانه نشین و مشکلاتی که هر روز بیشتر می شود
نرگس درودیان، خبرگزاری دانا، سرویس آموزش؛ در نخستین ماه های شیوع کرونا در جهان، تعطیلی مدارس اتفاق خوشایندی بود، هم برای خانواده ها و هم برای دانش آموزان. درس خواندن در خانه تجربه تازه ای به شمار می رفت که در میانه همه گیری کووید-19 بسیاری قدردان آن بودند. حالا اما شرایط متفاوت است. تا چندماه دیگر تجربه زیستن در کنار کرونا یک ساله می شود و پیامدهای اختلالی که کرونا در بخش های مختلف
جزئیاتی از خودکشی دانش آموز 11 ساله بوشهری
فاطمه نجار – مادر محمد – می گوید و ادامه می دهد: محمد کلاس پنجم بود؛ زرنگ و درسخوان. اما با این وضع کرونا برای درس، کلاس و مدرسه گوشی هوشمند لازم بود. گوشی که ما در خانه تنها یک عدد داشتیم ولی همان هم خراب و معیوب شده بود؛ نه فیلمبرداری می کرد و نه عکس و ویس ارسال می کرد. اوضاع بدی بود. از ما گوشی می خواست؛ یک گوشی که هوشمند باشد تا درس خواندن برایش عذاب نباشد. در آخرین شب زندگی اش، آخرین
نیمروی کم داراها در تابه گرانی سرخ شد
دارد 2 تا 10 درصد سود از فروش تخم مرغ ببرد، شما بگویید؛ من تخم مرغ چند تومانی دست مشتری بدهم؟ واکاوی افزایش قیمت تخم مرغ مازندران در تولید تخم مرغ کشورجایگاه نهم دارد. به یکی از واحدهای پرورش مرغ تخم گذار در بابل رفتم، این تولیدکننده می گوید: مواد اولیه تولید را از بازار آزاد با چندین برابر قیمت دولتی ناچاریم خریداری کنیم در نتیجه، قیمت تمام شده، برای تولید کننده گران می افتد
چه کنیم تا در این روزها حال مان خوب باشد
. 3– تلاش کنید "ذهن آگاه" داشته باشید و نگران هر آن چه خارج از اختیار شماست، نباشید. تلاش کنید تا نگران هر آن چه خارج از اختیار شماست نباشید و در محدوده اختیار خود بهترین را انجام دهید. به جای نگرانی در مورد گذشته و آینده بر لحظه ٔ حال تمرکز کنید تا سلامت روانی بیشتری داشته باشید. این آگاهی شامل افکار و احساسات و بدن و جهان پیرامون شماست. این نگرش به طور مثبتی احساس شما
بعد از کرونا همان آدم های سابق می شویم؟
همین راستا تمام دولت ها از مردم خواستند که از یکدیگر فاصله بگیرند، از ماسک استفاده کنند و تا حد امکان در منازل خود بمانند. تا قبل از شیوع این ویروس قرنطینه کلمه ای ناآشنا بود اما بعد از همه گیری، قرنطینه به کلمه ای جاری بر زبان ها تبدیل شد. این روزها که بحث واکسن های مختلف برای مقابله با کرونا داغ است سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده که نمی توان مطمئن بود حتی با واکسن، این ویروس برای همیشه از بین
چگونه برای امتحانات در زمان کرونا آماده شویم؟
قبل از آن آشنایی و استفاده بسیار مختصرتری در برخی از امور روزمره از آن می شد، چالش های بسیاری را برای همه افراد مبتلابه ایجاد کرده است. دانش آموزان از پشت نیمکت کلاس های درس مدرسه و تخته حقیقی سبز، به فضای خانه منتقل شدند و تخته ی سیاه و عمیق صفحات مجازی، رابطه آن ها را با درس، معلم، مدرسه و همکلاسی هایشان شکل داده است. اینک فصل امتحانات است و دانش آموزان وارد مرحله ی جدیدی در فرآیند
مدیر حوزه علمیه استان تهران: بعضی ها از سفره انقلاب ارتزاق کردند اما سر در آخور فرانسه و انگلیس بردند
بیاید. اگر اجازه می دانند اسلام واقعی در جایگاه خود قرار بگیرد، دیگر ظلم و مظلومی در جهان نبود. وی در ادامه با اشاره به اوضاع جهان اسلام، گفت: متاسفانه کشورهای اسلامی منطقه فقط دم از مسلمانی و سیاست می زنند. باید پرسید واقعا آنها کدام اسلام را یدک می کشند؟ چرا یمن و فلسطین در آتش خشم دشمن می سوزد و شما نظاره گر هستید؟. مردم درس بصیرت به خواص دادند مدیر حوزه علمیه استان
اضطراب امتحانات درسی ضرب در استرس کرونا
سپهرغرب، گروه اجتماعی: این روزها به دلیل شیوع کرونا و فرارسیدن فصل امتحانات اضطراب در دانش آموزان و خانواده ها دو چندان شده که در این میان توکل به خدا بهترین آرامش بخش و از مهم ترین عوامل موفقیت محسوب می شود. گویا دلواپسی های امسال تمامی ندارد، دغدغه هایی که با جولان ویروس منحوسی به نام کرونا دل همه جهانیان را به لرزه در آورده و از همه اضطراب آورتر نگرانی خانواده ها از ابتلای
تو مو می بینی و من جیبِ خالی!
همان تارهای مو می دانند، زن و مرد هم ندارد اما باید دید یک زن باید به چه مرحله از ناچاری و نداری برسد که قید موهایش را بزند. لابد در خانه این خانواده وسیله قیمتی و لوازم قابل فروش وجود نداشته که ناگزیر آتش زده به موی بلند دخترش تا شاید بتواند با فروش گیس گلابتون دردانه اش هزینه خرید یک گوشی موبایل را تهیه کند تا دخترک 9 ساله از درس و مدرسه عقب نماند. این تنها یک نمونه از مصایب شاد برای دانش آموزان و
چراغ سبز شورای انقلاب فرهنگی برای ادغام سازمان های تبلیغات، اوقاف و دفتر تبلیغات؟
/> متأسفانه ادبیاتی که از بدو شکل گیری مدرسه به راه افتاد هنوز ادامه دارد. هنوز معلم به دانش آموز می گوید: اگر درس نخوانی بدبخت می شوی و باید کار کنی. اگر درس بخوانی می توانی راحت زندگی کنی و سرور همه می شوی. این ادبیات غلطی است که از روز اول شکل گیری مدرسه بود. آن زمان در کنار این اتفاقات موضوع مبارزه با حوزه و روحانیت هم آغاز شد و در دوره رضا شاه اوج گرفت. حال امام خمینی (ره) شخصی بود که با تیزبینی با
جای دارو شعر می نوشم
. برای من آنچه خواندنش این روزها لازم است، شعر است. اما شاید دیگری ترجیح دهد فعالیت دیگری را انتخاب کند. باید خودمان راه تسکین را پیدا کنیم. این اشکال وجود دارد که ما حتی به طبیب هم، دردمان را واضح نمی گوییم تا بتواند بهتر کمک مان کند، درحالی که باید خودمان درد را بفهمیم تا تسکین آن را پیدا کنیم. باید پیدا کنیم که چه چیزی کمک می کند از حال بد عبور کنیم. خانه نشینی و قرنطینه برای شما چطور می گذرد
آیا این روزها کار و کاسبی عطاری ها سکه است؟
توان گیاه مخصوص و میزان مصرفش را تجویز کرد. اینها شناخت می خواهد. برای همین عطاری با مغازه داری فرق می کند. مسعود هم درست پنج سال است که وارد این شغل شده اما آن طور که خودش می گوید همیشه نسبت به گیاهان و خواص آنها علاقه مند بوده تا این که تصمیم گرفته آموزشگاه برود و پای درس استاد بنشیند و کار را یاد بگیرد. به یکی دو عطاری دیگر هم سر می زنم و پای درد دل شان از خرابی بازار می نشینم. این روزها زردچوبه و دارچین و زنجبیل سر لیست فروش روزانه همه آنهاست و سیاه دانه و عسل طبیعی و هلیله سیاه و شکر سرخ و مصطکی فروش ویژه روزهای سخت کرونایی. ...
سوتی های کلاس های آنلاین؛ رفتار دانش پژوهان از کجا نشات می گیرد؟
/> یاسمن اسماعیلی افجه روانشناس حوزه کودک و نوجوان در گفتگو با دیجیاتو دلیل این رفتارهای خارج از عرف را قرنطینه طولانی مدتی می داند که گریبانگیر دانش آموزان شده و ماهیت شیطنت کودکی و نوجوانی را از آنها گرفته است. اسماعیلی معتقد است که کودکان و نوجوانان نمی توانند مانند سابق انرژی مضاعف خود را تخلیه کنند و خانه نشینی برای آنها بسیار سنگین تمام شده است: بچه ها نزدیک به یک سال است که در چارچوب خانه قرار
اگر امید نباشد باید برویم و بمیریم/همسرم فرزانه کابلی به من گفت هادی متوجه هستی داری با خودت حرف می زنی؟
بودند که ربطی به تئاتر نداشت؛ این کلاس در دانشکده علوم بود و ما اوایل از دانشکده هنرهای زیبا می رفتیم آنجا که برای دانشجوهای چند رشته معماری، تئاتر و موسیقی و تجسمی، یک کلاس برگزار می کردند. آقای عزت الله انتظامی هم کلاسی ما بود و مثل خیلی های دیگر و برخلاف من، از مدرسه هنرپیشگی به دانشگاه آمده بود و با ریاضیات آشنایی نداشت؛ انتظامی خدابیامرز می گفت من نمی دانم اصلا این فرمول ها یعنی چه!؟ برای همین
پرونده ای در نکوداشت مرحوم محمدحسن راستگو به مناسبت چهلمین روز درگذشتش
تأثیر قرار گرفتم. جریان از این قرار بود که امام صادق (ع) شخصی را برای تبلیغ فرستاد. وقتی تبلیغ آن شخص تمام شد و قصد بازگشت به شهر را داشت، شب شده بود. در یکی از غرفه های کاروانسرایِ خارج از شهر می خوابد تا صبح داخل شهر شود. در زمان استراحتش کسی در می زند و شخص می بیند امام صادق (ع) تشریف آورده اند. تعجب می کند و می گوید: شما اینجا چه می کنید؟ امام صادق (ع) می فرماید: من آمده ام چند
تغییر محل کار؛ از خانه به راه پله
به گزارش امیدنامه، روزنامه ایران نوشت: باور کنید کسی اندازه من برای تمام شدن کرونا و برگشتن به روزهای عادی زندگی لحظه شماری نمی کند. 10 ماه است نه کار درست و حسابی دارم نه زندگی. دلم خوش بود هفته ای هفت روز برای نظافت به خانه های مردم می رفتم و خرج خودم و پنج نفر دیگر را درمی آوردم اما الان هفته ای یک تماس هم ندارم. اکرم 59 سال دارد و سرپرست خانوار است. بعد از مرگ همسرش برای تأمین
داستان پیوستن یک جوان 19 ساله به باند موادمخدر
پولدار شدن و درآمدزایی درس و مدرسه را رها کردم و در کارگاه تولیدی کفش یکی از دوستان پدرم مشغول کار شدم. در آن کارگاه با سالار دوست شدم که هم سن و سال خودم بود ولی علاقه ای به کفاشی نداشت و همواره با تاخیر در کارگاه حاضر می شد. به همین دلیل نیز مدام از سوی کارفرما مورد سرزنش قرار می گرفت و من سعی می کردم به او دلداری بدهم. خلاصه در همین روزها بود که پدرم به دلیل بیماری از دنیا رفت و من هم دیگر رغبتی
کوبه های شادی
متعدد هنری ازجمله 80 برنامه سیمای استانی را فراهم کرد. به این ها اضافه کنید اجرا هایی که بخش های فرهنگی شهرداری های مناطق بر عهده ام می گذاشتند. برگزاری اولین موسیقی خیابانی در مشهد، 2 سال قبل توسط گروه دل شیدا در خیابان غذا شکل گرفت. در این مراسم که فروردین سال 98 در خیابان هفتم تیر به مدت 13 شب برگزار شد، هرشب گروه ما برنامه داشت. شور و نشاط مردم از پخش زنده موسیقی توصیف نشدنی است
دور دورهمی ها را خط بکشیم!
. همین دوگانگی و تضاد باعث ایجاد برخی فشارهای روحی و روانی شده است. او این روزها با ارائه تکنیک های روان شناسی برای رهایی از استرس و اضطراب در فضای مجازی اهالی را یاری می کند. مسئول خانه سلامت سرای محله افسریه جنوبی دستی هم در دنیای نویسندگی دارد. می گوید حدود 2 سال به دلایل شخصی از دنیای کار فاصله گرفتم. چند کتاب نوشته ام که منتشر شده و کتاب جدیدم تا چاپ پنجم پیش رفته است. زهرا مهری
با مأموران زندان درافتاد، چون از او خواستند به امام توهین کند!
برای وی می فرستاد، درس را ادامه دهد. دوستانش می گفتند هر وقت او را می دیدی، چهره اش خسته به نظر می رسید. بعد که جویا می شدی، می دیدی که او یا شب را مطلقاً نخوابیده است یا روی کتاب ها به خواب رفته و این مسئله را بار ها خانواده اش نیز شاهد بوده اند که روی نهج البلاغه یا روی قرآن، به خواب رفته است! شیخ حسین غفاری دختر آیت الله مقدس تبریزی را به زوجیت برمی گزید. او در ملاقاتی با آیت الله مقدس تبریزی به
معلمان و چالش جهانی ابتلا به کرونا
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از همشهری، درعین حال طی ماه هایی که از آغاز همه گیری گذشته است، پژوهش های متعدد نشان داده اند که انتقال ویروس میان کودکان بسیار کمتر از بزرگسالان است. ازجمله این پژوهش ها، پژوهشی در ایسلند است که توسط محققان وزارت بهداشت و شرکتی به نام دی کد انجام گرفته و نشان می دهد احتمال آلوده شدن کودکان زیر 15سال به ویروس کرونا نیمی از احتمال ابتلای بزرگسالان است. با این همه
محرومیت مقابل "شاد" ایستاد/ التهاب شدید دانش آموزان روستاهای زنجان از ضعف اینترنت در آستانه برگزاری ...
به گزارش نما، چند روز بعد از اینکه ویروس بدون مرز کرونا وارد کشور شد تمام معادلات و برنامه ریزی ها را بر هم زد. این موضوع تنها مختص یک شغل یا یک صنف نبود بلکه بسیاری از امور و فعالیت های مختلف را تحت تاثیر قرار داد و به تعطیلی کشاند. حتی این ویروس پا را از عرصه فراتر گذاشت و مدارس را نیز محکوم به تعطیلی و دانش آموزان را خانه نشین کرد. از همان روزها این قشر برای یادگیری مطالب درسی به
امام جماعت محله ای که زنان حاشیه نشین را پای دار قالی آورد
دانستند و نسبت به نظام و مسئولان مخالفت داشتند. آن ها روحانیت را هم قبول نداشتند. با همه این مشکلات و اوضاع، طلبه ما وارد عرصه شد. وی افزود: من برخی شب ها با لباس شخصی با خانواده در منطقه می چرخیدم و مشکلات را می دیدم. مشکلاتی مثل چاله و جوی خراب، خانواده های نیازمند و ... را شناسایی کردم و این کار حدود 2 سال زمان برد. با کسبه، معتمدین و مردم صحبت کردم تا اطلاعات کاملی از محله به دستم رسید
به یاد مردی که لقب چیزی به او نمی افزود
به گزارش جماران؛ رضا امیرخانی در یادداشتی تلگرامی نوشت: 1-چند روزی پیش از فوت، پیامک زدم. دوستِ بزرگ واری توصیه ام کرد که تماس بگیرم. دوست نداشتم تماس بگیرم در بیمارستان. اولا آن صدای شادان را نمی خواستم طور دیگری بشنوم و در ثانی به گمان م صلاح نبود بیمار ریوی را به سخن وادارم. دیروقت پیامک زدم. دقایقی بعد، یازده شب دکتر اژه ای تماس گرفتند... با همان لهجه ی شاد اصفهانی: