پرحرفی آقای بازیگر در برنامه دورهمی! /خاطره جالب دلاوری از اولین نقش منفی ...
سایر منابع:
سایر خبرها
فیلم رابطه جنسی زن خیانتکار در دستان شوهرش
دوست داشتم این جوان را از نزدیک ببینم، بلافاصله پیشنهادش را پذیرفتم و در یک رستوران به دیدارش رفتم. از آن روز به بعد مدام با هم در مکان های مختلف قرار می گذاشتیم. او چنان با حرف هایش مرا خام کرده بود که گاهی فقط منتظر تماس او بودم. در روزهای اول این آشنایی فکر می کردم همه چیز یک ماجرای شوخی و تفریح گونه است اما کم کم دیدارهای مخفیانه ما به مکان های خصوصی کشیده شد و از یک ارتباط عادی فراتر رفت تا
زن خائن باج میداد تا همه چیز از شوهرش پنهان بماند / او مردهای پولدار را سرکیسه می کرد
اما چون خیابان خیلی خلوت بود با خودم فکر کردم تاکسی به این راحتی پیدا نمی شود و برای کمک به آن خانم، او را سوار ماشین مدل بالای خودم کردم. اما در بین راه در منزلم کاری داشتم که آن خانم هم پشت سر من وارد منزل شد. یکدفعه متوجه شدم مرد جوانی هم پشت سر او وارد خانه ام شد و شروع به داد و بیداد کرد. من به او توضیح می دادم که فقط برای کمک به آن خانم او را سوار خودرو کرده بودم اما او می گفت قصد ربودن
به خاطر همین مواد لعنتی کار م را از دست دادم
خواندیم، بچه درسخوان کلاس و مدرسه بودم. رفیق های خوب، پدر و مادر خوب، همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه وارد خدمت شدم. در خدمت با تعارف و اصرار همخدمتی ها سیگاری شدم. سیگار کشیدنم کم و بیش ادامه داشت تا اینکه یکی از هم خدمتی ها که هم محلی امان هم بود، مرا به خانه اشان دعوت کرد. مواد مصرف می کرد و همان جلسه اول به من تعارف کرد تا به قول معروف با او هم محفل شوم. نمی دانم چرا! اما دستش را رد
برای 20 نفر از زنان روستا به صورت مستقیم کارآفرینی کرده ام/ماه های اول کرونا هفته ای هزار ماسک تولید می ...
نمایشگاه های مختلف شرکت می کردم و از این طریق فروش خوبی داشتم که امسال متأسفانه این امکان نبود. البته برخی مشتریان با من تماس می گیرند و بعضاً سفارش هایی برایشان ارسال می کنم. ناگفته نماند ما از ظرفیت کرونا استفاده مثبت هم داشتیم و آن هم این بود که در ماه های اول که کمبود ماسک در کشور شایع بود، با همکاری 6 نفر از خانم های روستا تولید ماسک را در پیش گرفتیم و هفته ای هزار عدد ماسک تولید می کردیم و به
اجیر کردن 2 سارق برای انتقام از دخترخاله همسر
تنبیه کنی؟ دختر خاله همسرم به تازگی از انگلیس به ایران آمده بود و مهمان ما و خاله اش بود. از آنجایی که به تهران آشنایی نداشت خیلی از کارهایش را من و همسرم انجام می دادیم. ما او را دوست داشتیم و می خواستیم به او کمک کنیم، اما کم کم لطف و محبت ما نسبت به او شد وظیفه ما، به طوریکه او به صورت طلبکارانه برای انجام کارهایش به من و همسرم دستور می داد. رفتار و کار های او آنقدر بد بود که باعث
شهاب علیه شهاب؛ خیلی حواس پرت و کُلی بی نمک!
به گزارش ایران خبر ، شهابِ حسینی بازیگر البته در تمام این سال ها در کیفیت بسیار بالایی بوده از جدایی نادر از سیمین تا شهرزاد، اما او انگار در اجرا اندازه ی بازیگری اش نیست و شاید بهتر باشد او این عرصه را ترک کند. عجب خندق بلایی شده این تاک شوی اینترنتی برای شهاب حسینی. او که با مجری گری در تلویزیون شروع کرد و به شهرت رسید، حالا در موقعیتی مشابه، البته این بار در برنامه ای گفتگومحور
حرف های تازه دکتر معالج میناوند: دارویی که به او گفتم را مصرف نکرد!
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، هاشمیان در یک برنامه تلویزیونی گفت: مهرداد میناوند با من تماس گرفت و گفت تست کرونای من مثبت اعلام شده است که من به او گفتم داروی فاویپیراویر را مصرف کند و گفتم این نظر من است و گفت همسرم هم درگیرش است که گفتم اگر همسرش درگیر بارداری است این دارو را مصرف نکند. هاشمیان ادامه داد: 24 ساعت بعد تماس گرفت و گفت ممنونم دکتر حال من خوب شده است و این دارو را
علی کریمی، کفاشیان را تهدید کرد!
کریمی جدیدا زیاد به من گیر می دهد. فکر می کنم او از حرف های من در برنامه امروز سوء برداشت کرده است. من می گویم باتلاق به این دلیل که مشکل مالی هست و اگر تیم ملی نتواند به جام جهانی صعود کند، کار برای رئیس بعدی خیلی سخت خواهد بود. من یک بار تجربه اش را داشتم. وقتی شما رئیس باشید و تیم ملی به جام جهانی نروند، رسانه ها می خواهند دارتان بزنند. این هم طبیعی است. مردم امید زیادی به تیم ملی و صعودش دارند
فجر 42| من خودروی امام را به رگبار بستم!
با این واقعه کم نظیر شروع می شود و با فصل های درخشان و غرورانگیزی از جانفشانی های او در دفاع از دین و میهن در سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ادامه پیدا می کند و مخاطبش را حتی تا اردوگاه اسرا در عراق هم می کشاند... دهه فجر فرصت مغتنمی است برای بازخوانی خاطرات ناب سردار سید علی اکبر مصطفوی، جانباز و آزاده سرافراز که تا آخرین نفس، لباس سربازی انقلاب را از تن بیرون نیاورد و حدود 2 سال
شکم سیرها می توانند به شیشلیک بخندند!
نقد این فیلم، حال مان را خوش تر کند. فهیم ادامه داد: وقتی این فیلم را دیدم به نقد خودم درباره لاتاری برگشتم و خواندم و دیدم که آن زمان هم خوب متوجه کار کارگردان شده بودم و به نظر من لاتاری در واقع پله سقوط آقای مهدویان به شمار می آید. تا جایی می توان یک فیلمساز را تحمل کرد و بگوییم که در حال بروز خودش است. اگر اولین فیلم یک کارگردان خوب باشد، می توان آن را تصادفی تلقی کرد و اگر دومی و سومی
عادل تبریزی: قرار نیست حامد بهداد باعث فروش میلیاردی گیجگاه شود
سال هایی که فیلم کوتاه می ساختم متوجه شوم سلیقه و علاقه مندی من چیست و دوست دارم در چه مدل فیلم بسازم. من سال ها دستیار کارگردان افرادی همچون رضا درمیشیان، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، حمید نعمت الله، هاتف علیمردانی و ... بوده ام و امیدوارم بتوانم فیلم خوبی ارائه دهم. این شانس را هم داشتم تا همان مدلی را که در فیلم های کوتاهم پیگیری می کردم، در اولین فیلم بلند سینمایی خودم دنبال کنم. گیجگاه ازلحاظ
سند گیجگاه به نام جمشید هاشم پور است/ دنبال نوستالژی بازی نبودم
این فیلم بتواند تلنگری به جامعه امروز بزند و کارکردی داشته باشد. * درباره نحوه تعامل مذاکره با جمشید هاشم پور برای حضور در فیلم هم کمی توضیح می دهید. می دانیم این سال ها به سادگی راضی به حضور در یک فیلم نمی شوند. سند معنوی فیلم گیجگاه به اسم جمشید هاشم پور است. از روزی که می خواستیم نگارش فیلم نامه این فیلم را آغاز کنم، رفتم از جمشید هاشم پور اجازه گرفتم. بالاخره در دو نقش
دیدگاه زن مسلمان شده ایتالیایی درباره حجاب/ در راه کشف حقیقت به اسلام رسیدم
و روی آوردن به اسلام اظهار داشت: قبلا مسیحی بودم و درباره اسلام چیزی نمی دانستم. به دنبال حقیقت زندگی می گشتم، از سبک زندگی اروپایی ناراضی بودم و روش زندگی آنان را درست و کامل نمی دانستم. چیزی در زندگی کم داشتم، اما حتی نمی دانستم دنبال چه باید بگردم. وی درباره آشناییش با اسلام و ایران گفت: اطلاع داشتم ایران تمدن بزرگی دارد، اما چیز بیشتر نمی دانستم. ابتدا با مرکز اسلامی رم آشنا شدم و
چرا جمشید هاشم پور مهمترین بازیگر سینمای ایران است/جمشید آریا دوباره به سینما می آید
گفت: در گیج گاه، نگاهی به شرایط اجتماعی روز داشتم؛ کمبودی در شرایط امروز اجتماعی احساس می کردم و تصمیم گرفتم به این کمبود، از نگاه فردی که 25 سال پیش زندگی می کرده، نگاه کنم و کار سختی هم بود. خودم را 25 سال قبل عقب کشیدم و از آن زمان به جامعه الان نگاه کردم نه اینکه فیلمی نوستالژیک درباره 25 سال پیش بسازم؛ در واقع نوعی ریشه یابی کردم که برای مخاطب تا یک تلنگر روحی ایجاد شود ولی اگر در جامعه الان
عصبانیت بی سابقه زیدان در نشست خبری
، تیمی که پارسال قهرمان شد. 10 سال از آن اتفاق نگذشته است، این اتفاق سال گذشته رخ داد. تنها به خاطر همه آن ها خواهان کمی احترام هستم. او در ادامه با عصبانیت گفت: من را می خندانید. شما خیلی چیزها می گویید و باید مسئولیت حرف هایتان را بپذیرید. به صورت من نگاه کنید و بگویید می خواهیم تو را برکنار کنیم و فقط پشت سر من این حرف را نزنید! زیدان در مورد تغییرات در سال آینده اظهار کرد
در نشست خبری گیجگاه عنوان شد؛ کارگردانی که با سینما جادو شد/ بهداد: جمشید هاشم پور یک نماد است
آمده بود: عادل تبریزی کارگردان جوان، خوش ذوق و سرشار از انرژی است. او جوان پرشور و پرهیجانی است که سینما او را جادو کرده است. از همان ابتدا که می خواست فیلم را بسازد من را در جریان گذاشت و دوست داشتم او را کمک کنم سختی هایی به جان خرید در نتیجه گیجگاه فیلمی شد بی ادعا، گرم، شیرین و قابل احترام. امیدوارم مخاطبان فیلم را دوست داشته باشند. بهداد در ادامه اظهار کرد: سال های زیادی می گذرد که
شوخی جالب مهران مدیری با پرحرفی مهمان دورهمی
دلاوری در این برنامه ازدواجش گفت: یک دوست مشترکی داشتیم به همین خاطر من همسرم را به تئاترم دعوت کردم،حاصل ازدواج ما یک دختر 10ساله به نام دیار است. دلاوری درباره کار کردن در خانه توضیح داد: من در خانه همه کارها را مثل ظرف شستن، جاروکردن، غذا پختن را انجام می دهم. البته این کارها در خون من بوده است. چون در زمان مجردی مادرم دبیر بودند، منم پیگیر کارها بودم. در بخشی از برنامه
یزدانی: با کادرفنی و مدیریت مشکل داشتم و بازی نمی کردم
به گزارش "ورزش سه"، سیاوش یزدانی در ابتدای صحبت هایش درباره مشکلات مالی و انتقاداتی که به بحث مدیریت دارند گفت: بچه ها همه حرف ها را زدند. اما در شان و شخصیت بازیکن استقلال نیست که بیاید درباره غذا حرف بزنند اما شرایط الان به این شکل است. وی ادامه داد: درباره زمین تمرین هم ما هر تمرین باید خودمان سنگ ریزه ها را جمع کنیم. مشکل اصلی من هم این است که در این فصل از هفته ششم هفتم می توانستم
در نشست خبری مطرح شد/ موشکی که شریف تر از سیاستمداران است/ مصائب روزی روزگاری آبادان
که محسن تنابنده از پروژه آقای فرهادی آمده بود و تستش مثبت شده بود، همان موقع از هفتاد نفر از عوامل پروژه تست گرفتیم و شکر خدا همه منفی بود. محسن استراحت کرد تا اینکه حالش خوب شد. این تنها چالش پروژه ما با کرونا بود. آذرنگ درباره اینکه حرف اصلی فیلمش چه بوده است؟ بیان کرد: اگر فیلم خودش جوابی به این سوال نداده باشد که چه می خواست بگوید، من هرچه بگویم توجیه است، غلط می دانم که من بخواهم
نویسنده کرمانشاهی 1000 جلد از کتاب هایش را به زندانیان اهدا کرد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرمانشاه، جلیل آهنگرنژاد نویسنده و فعال مطبوعاتی در کرمانشاه 1000 جلد کتاب به کتابخانه دیزل آباد کرمانشاه اهدا کرد. وی در حساب اینستاگرام خود درباره این کار خود نوشت: حس تلخ و شیرینی بود. تلخ از این جهت که باید با دوستانی خداحافظی می کردم که با برگ برگِ اکثرشان خاطره داشتم. آنها را دوست داشتم و سال ها با هم زندگی کرده بودیم! و نه تنها
روایت سوءاستفاده از باورها در زالاوا / این فیلم درباره جن نیست
کرد و به گونه ای باورپذیر بود همه از این داستان ها دارند من آن شیوه ای را که منجر به باورپذیری شود، دوست داشتم و تصمیم گرفتم این قصه را بنویسم. وی افزود: ما در این مسأله وارد مبحث درام می شویم ما وارد حاشیه مانند اینکه جن وجود دارد یا نه، نشدیم از سو استفاده هایی که از این جنس باورها می شود، گفتیم. نوید پورفرج بازیگر این فیلم هم گفت: به نظرم سکانسی که عاشقانه شروع می شد و تا
سخت کوشی های مادرانه برای عبور از تنگناهای زندگی
: سه ماه گذشت و عزاداری ها تمام شد، دیدم نمی توانم بنشینم و آینده سه پسرم را در نظر نگیرم، یک نفر از آشنایان به من پیشنهاد داد به کمیته امداد برای گرفتن کمک بروم. خجالت می کشیدم برای درخواست کمک به آنجا بروم. بالاخره مراجعه کردم و بحث اشتغال مطرح شد و مددکار کمیته همه تلاشش را کرد که من بتوانم کار همسرم را دوباره آغاز کنم. این بانوی پرتلاش درباره شروع کارش می گوید: برای من که همیشه در خانه بودم
سردار آزمون: یه آدم خیلی خوب از دنیا رفت
نشان می داد سردار آزمون چقدر برای علی ناراحت است. سردار به خبرورزشی گفت: از صمیم قلب ناراحتم. نمی دانم چه بگویم. علی همیشه به من روحیه می داد. من خیلی دوستش داشتم. از خنده هایش چه بگویم؟ یک لحظه از جلوی چشمانم محو نمی شود همه آن لحظاتی خوبی که از انصاریان سراغ داشتم. می دانید حرف من چیست؟ آدم خوب از دنیا بره واقعا قلبم می شکنه. خدا به مادر علی صبر بده...
روایت زنی که با انتخابی اشتباه به دام هیولایی شوم افتاد
گفتم تا بچه دار نشدیم باید از او جدا شوم اما اطرافیان مرا نصیحت می کردند که تو به اعتیاد او چه کار داری. او از پول خود استفاده می کند. او آنقدر ثروت دارد که تو بتوانی تا آخر زندگی ات خوشبخت باشی و من خام این حرف ها شده و بی خیال اعتیاد همسرم شدم. سه سال گذشت و ما صاحب دختری شدیم که اسمش را نگین گذاشتیم اما افسوس که با ندانم کاری خود، نگین باارزش زندگی مان را به راحتی از دست دادیم. پس از
فراستی: شیشلیک ضد انسان است
! فقط شکم سیران می توانند به این فیلم بخندند، شکم سیرانی که با پول دلالی و کثیف می توانند سرپا باشند. فرم در این فیلم جایی ندارد و در مورد نیمچه تکنیک سطح پایینش بعدا وارد بحث می شوم. محمدتقی فهیم بیان کرد: آقای فراستی، در سینمایی که من بودم اصلا خنده ای نبود. اگر خنده ای در کار بود، حداقل می گفتم کارگردان چیزی بلد است! چون خنداندن هنر است ولی همین هم نبود و نه تنها نبود بلکه از این خنثی
گزیده ای از آخرین مصاحبه جام جم با علی انصاریان:خداحافظی؟! یعنی چه؟!
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از روزنامه جام جم، علی انصاریان پس از روزها جنگیدن با ویروس کرونا آسمانی شد و از میان ما پرکشید. جواب های آن روز علی در کافه میرداماد را بارها و بارها خواندم. چیه این زندگی... با مرگ مساله داری؟ خیلی. از مرگ خوشم نمی آید. این همه سختی می کشی بعد یکباره از این دنیا بروی... خداحافظ...یعنی چه! اگر نامیرا شوی چگونه زندگی می کنی؟ همین جوری که الان زندگی می کنم به زندگی ادامه خواه
بیانیه تند باشگاه نساجی علیه محمود فکری
. شما باید به جای حرف هایی که هواداران نساجی را عصبانی تر کردید، درباره شرایط تیم خود صحبت می کردید و بازی های چشم نوازی که هواداران استقلال را شگفت زده کرده است! شما دیگر برای نساجی و هواداران آن تمام شده اید اما انگار نساجی هنوز برای شما تمام نشده است. تصور می کنید نمک پاشیدن روی زخم هواداران نساجی، از شما مربی و چهره بهتری می سازد؟ همگان آگاهند که چه بر سر تیم زادگاه تان آوردید