پرحرفی آقای بازیگر در برنامه دورهمی!
سایر منابع:
سایر خبرها
شوخی جالب مهران مدیری با پرحرفی مهمان دورهمی
دورهمی مهران مدیری با شوخی درباره پرحرفی دلاوری گفت: می خواهم بیشتر حرف بزنیم اگر بذارید! دلاوری ادامه داد: من خیلی دوست دارم حرف بزنم! یکی از ایرادات من است. همسرم همیشه می گوید مهمان می آید یا مهمانی می رویم، زیاد حرف می زنی و زیاد می خوری. من هم در جوابش می گویم مهمانی میرویم که معاشرت کنیم و صاحب خانه هم تدارک دیده ناراحت می شود چیزی نخوریم! 5858 کد خبر 1483334
مهران رجبی پس از کاهش وزن+عکس
مهران رجبی بازیگر سینما و تلویزیون شب گذشته در برنامه دست در دست درباره فعالیت هنری این روزهای خود گفت: من این روزها در حال بازی در سریال رعد و برق به کارگردانی بهروز افخمی و روزهای آبی به کارگردانی محمدرضا حاجی غلامی هستم. البته به زودی بعد از روزهای ابدی ، سریال 87 متر کیانوش عیاری هم پخش خواهد شد. وی درباره روزهای کرونا یی خود هم اظهار کرد: روزهای سختی بر من گذشت و در ایام بیماری 15 روزه، 10 کیلو وزن کم کردم. کرونا با همه سرماخوردگی هایی که داشتم، متفاوت بوده است. با این حال، خیلی ها هنوز می گویند کرونا جدی نیست! ...
فیلم رابطه جنسی زن خیانتکار در دستان شوهرش
دوست داشتم این جوان را از نزدیک ببینم، بلافاصله پیشنهادش را پذیرفتم و در یک رستوران به دیدارش رفتم. از آن روز به بعد مدام با هم در مکان های مختلف قرار می گذاشتیم. او چنان با حرف هایش مرا خام کرده بود که گاهی فقط منتظر تماس او بودم. در روزهای اول این آشنایی فکر می کردم همه چیز یک ماجرای شوخی و تفریح گونه است اما کم کم دیدارهای مخفیانه ما به مکان های خصوصی کشیده شد و از یک ارتباط عادی فراتر رفت تا
شهاب علیه شهاب؛ خیلی حواس پرت و کُلی بی نمک!
مهمان در دو سمت کاملا متفاوت حرف می زنند و گفتگو در تعارف می ماند و لحظات ناب آن چنانی خلق نمی شود. مثلا حتی وقتی اسپانسر برنامه وارد می شود گا ها لحظات خلاقانه ی بیشتری می بینیم. یعنی حتی نماینده آن اسپانسر هم به اندازه تر و موجزتر و موقعیت شناس تر از شهاب حسینی رفتار می کند. مقایسه کنید با مهران مدیری و دورهمی که البته نقد های زیادی به آن هم وارد است، اما به هر حال در مدیوم محدودتری
اجیر کردن 2 سارق برای انتقام از دخترخاله همسر
تنبیه کنی؟ دختر خاله همسرم به تازگی از انگلیس به ایران آمده بود و مهمان ما و خاله اش بود. از آنجایی که به تهران آشنایی نداشت خیلی از کارهایش را من و همسرم انجام می دادیم. ما او را دوست داشتیم و می خواستیم به او کمک کنیم، اما کم کم لطف و محبت ما نسبت به او شد وظیفه ما، به طوریکه او به صورت طلبکارانه برای انجام کارهایش به من و همسرم دستور می داد. رفتار و کار های او آنقدر بد بود که باعث
علی کریمی، کفاشیان را تهدید کرد!
کریمی جدیدا زیاد به من گیر می دهد. فکر می کنم او از حرف های من در برنامه امروز سوء برداشت کرده است. من می گویم باتلاق به این دلیل که مشکل مالی هست و اگر تیم ملی نتواند به جام جهانی صعود کند، کار برای رئیس بعدی خیلی سخت خواهد بود. من یک بار تجربه اش را داشتم. وقتی شما رئیس باشید و تیم ملی به جام جهانی نروند، رسانه ها می خواهند دارتان بزنند. این هم طبیعی است. مردم امید زیادی به تیم ملی و صعودش دارند
سند گیجگاه به نام جمشید هاشم پور است/ دنبال نوستالژی بازی نبودم
این فیلم بتواند تلنگری به جامعه امروز بزند و کارکردی داشته باشد. * درباره نحوه تعامل مذاکره با جمشید هاشم پور برای حضور در فیلم هم کمی توضیح می دهید. می دانیم این سال ها به سادگی راضی به حضور در یک فیلم نمی شوند. سند معنوی فیلم گیجگاه به اسم جمشید هاشم پور است. از روزی که می خواستیم نگارش فیلم نامه این فیلم را آغاز کنم، رفتم از جمشید هاشم پور اجازه گرفتم. بالاخره در دو نقش
چرا جمشید هاشم پور مهمترین بازیگر سینمای ایران است/جمشید آریا دوباره به سینما می آید
شانس را داشتم زمانی که فیلم های کوتاهم را می ساختم، فهمیدم اگر تلخ ترین معضل اجتماعی را هم بسازم، رگه هایی از طنز در آن وارد می کنم که تبدیل به یک طنز تلخ می شود و گیج گاه نیز فیلم اجتماعی است اما نگاهی که همیشه خودم دوست داشتم و طنز تلخی که خودم در فیلم هایم دوست داشتم را وارد این کار کرده ام و مدیوم سینما و حال سینما در 25 سال گذشته، هم به نگاهی که داشته ام کمک کرده است. کارگردان گیج
مرفاوی: حسینی سه بازی کرده است، بقیه بازی ها را رشید انجام داده این کجا چرخشی است؟/ انصاریان و خنده هایش ...
شد. او حتی آزمایش گرفت و آزمایش نشان داد که آسیب دیده است. MRI نشان داد عضله پشت دوقلوی او دچار کشیدگی شده است، مگر می شود شیخ قهر کند و به همین خاطر بازی نکند؟ چرا باید این همه شایعه پیرامون استقلال باشد؟ مرفاوی درباره درگذشت علی انصاریان همچنین اظهار داشت: خدا علی انصاریان دوست داشتنی را رحمت کند. من خیلی خوشحال بودم که آن زمان در استقلال با ما بود و در کار تیمی خیلی به ما کمک کرد
برای 20 نفر از زنان روستا به صورت مستقیم کارآفرینی کرده ام/ماه های اول کرونا هفته ای هزار ماسک تولید می ...
نمایشگاه های مختلف شرکت می کردم و از این طریق فروش خوبی داشتم که امسال متأسفانه این امکان نبود. البته برخی مشتریان با من تماس می گیرند و بعضاً سفارش هایی برایشان ارسال می کنم. ناگفته نماند ما از ظرفیت کرونا استفاده مثبت هم داشتیم و آن هم این بود که در ماه های اول که کمبود ماسک در کشور شایع بود، با همکاری 6 نفر از خانم های روستا تولید ماسک را در پیش گرفتیم و هفته ای هزار عدد ماسک تولید می کردیم و به
شهادت به محمود الهام شده بود/لباس برای سربازان جهت فرار از پادگان ها جمع آوری می کردم
سه سال زندگی هم سه دختر است که فرزند سومم را 5 ماهه باردار بودم که محمود شهید شد. از او می پرسم آیا در این مبارزات با ایشان همراهی می کردید می گوید: من آن زمان خیلی کم سن و سال بودم و آن زمان خانمها خیلی در کار امورات همسرانشان مداخله نمی کردند. از این گذشته چون هم بچه کوچک داشتم و همزمان باردار هم بودم وقت و زمان زیادی هم برای همراهی با ایشان نداشتم ولی ممانعتی هم نمی کردم. البته در
خبری که دیر فاش شد: پژمان هم کرونا گرفته بود!
خبری که دیر فاش شد: پژمان هم کرونا گرفته بود! مردم نیوز : رفاقت علی انصاریان و پژمان جمشیدی مربوط به یک سال و ده سال نیست. آن ها بیش از 20 سال با هم رفاقت کردند. پژمان جمشیدی، بهنام ابوالقاسم پور و علی انصاریان رفاقتی دیرینه و صمیمی داشتند و این رفاقت را در دوران پس از پایان فوتبال شان هم ادامه دادند. همان روزی که خبر رسید علی انصاریان دچار ایست تنفسی شده، شایعه ابتلای پژمان
واکنش کفاشیان به انتقادهای علی کریمی؛ اگر توانستید مثل ما نتیجه بگیرید هرچه بگویید درست است!
این بخش از صحبت های من در رسانه ها به درستی منتشر نشد. اگر برنامه ورزش و مردم را دیده باشید، متوجه می شوید منظور من این بود که اگر تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی صعود نکند، شرایط فدراسیون فوتبال به قدری سخت می شود که انگار رئیس فدراسیون دارد در باتلاق می دود. این حرف را زدم چون خودم در سال اول که رئیس فدراسیون شده بودم، همین وضعیت را داشتم. سال اول حضورم در فدراسیون تیم ملی فوتبال به جام جهانی
امیرآبادی: خاک علی انصاریان که سرد شد باز هم برای پست و مقام به جان هم می افتیم!
مهدی امیرآبادی در سال 1385 همراه با علی انصاریان در تیم استقلال توپ می زد. امیرآبادی در درباره مرگ نابهنگام علی انصاریان و این اتفاق تلخ حرف زد. تسلیت! انتظار چنین اتفاق تلخی را داشتید؟ مهدی امیرآبادی گفت: هنوز هم باورم نمی شود! ما هر دو بچه محل بودیم و خاطرات زیادی از دوران نوجوانی و جوانی داشتیم. علاوه بر این من و علی در استقلال، سایپا و تیم ملی همبازی هم بودیم
زخم کرونا عمیق بود و بخیه کارساز نشد...
است اما چه شد که علی اینگونه برای همه عزیز بود؟ نه به خاطر بازی فوتبال که از سه تفنگدار علی پروین به یکباره می شود ساختار شکن و رنگش آبی می شود! و نه به خاطر بازی هایش در فیلمها و سریالها که زاییده فکر نویسنده و کارگردانان است و حتی نه به خاطر خوانندگی اش که در برابر اساتید بزرگ کم می آورد؛ بلکه به خاطر بی ریا و بدون کلک بودنش. آنچه که می گفت همانی بود که روز و شب در کوچه و بازار می
حرف های مشکوک فکری درباره ماندن در استقلال
. امروز هم به تمرین آمد اما چون در سالن تمرین می کردیم او را فرستادیم فیزیوتراپی کند. **دلیل غیبت غفوری؟ وریا امروز با پزشکان تیم تماس گرفت که سرما خورده و ما هم این را قبول کردیم. **از غفوری توقع دارم تیم را جمع کند مسایل شب گذشته چه بوده ؟! بعد از بازی آن اتفاق رخ داد و من از وریا به عنوان کاپیتان بیشتر توقع دارم. او همیشه تیم را جمع می کرده و بزرگی می
فروش گردنبند برای پذیرایی از مهمان
تسلیمی در این باره گفته است: باشو غریبه کوچک فیلمی بود در ستایش صلح و دوستی. خیلی دلم می خواست آن را در ایران و در میان تماشاگران ایرانی می دیدم. به ویژه اهالی گیلان، چراکه اولین بار بود که در تاریخ سینمای ایران، در یک فیلم ایرانی به طور جدی از زبان گیلکی استفاده می شد. بدون اینکه از این زبان به عنوان وسیله ای برای ایجاد خنده و شوخی استفاده شود. برای من بازی در این فیلم، ابراز ستایش و قدردانی ای بود از مادربزرگم که مرا از کودکی و پس از مرگ نابهنگام مادرم، منیره تسلیمی که از بازیگران مهم تئاتر و سینمای ایران در سال های 1320 و 1330 بود، بزرگ کرد. برایم این فیلم ادای احترام ...
حرف های مشکوک فکری درباره ماندن در استقلال
شایعات درباره دیاباته عکس از مصدومیت و ام ار آی دیاباته هست، من که در عکس نمی توانم پارگی به وجود بیاورم. امروز هم به تمرین آمد اما چون در سالن تمرین می کردیم او را فرستادیم فیزیوتراپی کند. **دلیل غیبت غفوری؟ وریا امروز با پزشکان تیم تماس گرفت که سرما خورده و ما هم این را قبول کردیم. **از غفوری توقع دارم تیم را جمع کند مسایل شب گذشته چه بوده
مبادا روزی شود که مظلومین جامعه ما بدون حامی شوند/ مبادا آمریکا و جنایتکاران از ناحیه ما در آسایش باشند
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از ساری، به مناسبت چهلمین سالگرد دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه شهید علی اکبر خان پور از شهدای نور را از نظر می گذرانیم. زندگی نامه شهید: در سال 1345، در روستای گندیاب سُفلی از توابع نور به دنیا آمد. نورسیده ای با نام علی اکبر ، برخاسته از دامان زوجی متدین و کشاورز به نام ذکریا و حوّا ، که شادی دوباره ای به کاشانه شان بخشید. تحصیلاتش به پایه پنجم ابتدائی در
نویسنده کرمانشاهی 1000 جلد از کتاب هایش را به زندانیان اهدا کرد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرمانشاه، جلیل آهنگرنژاد نویسنده و فعال مطبوعاتی در کرمانشاه 1000 جلد کتاب به کتابخانه دیزل آباد کرمانشاه اهدا کرد. وی در حساب اینستاگرام خود درباره این کار خود نوشت: حس تلخ و شیرینی بود. تلخ از این جهت که باید با دوستانی خداحافظی می کردم که با برگ برگِ اکثرشان خاطره داشتم. آنها را دوست داشتم و سال ها با هم زندگی کرده بودیم! و نه تنها
این 3 مرد نوچه یک دختر تهرانی بودند + فیلم گفتگو
سال گذشته سر خانه و زندگی اش رفته است و حالا پس از یک سال نقشه شومی برای دختر خاله همسرش کشید. طراح اصلی نقشه هستی؟ لبخندی می زند ( بله) به سراغ اصل ماجرا برویم ،دلیل اصلی این کار چه بود؟ دخترخاله همسرم تازه از خارج آمده بود، ما به او لطف داشتیم و چون جایی را بلد نبود دنبال کارهایش بودیم. بعد از مدتی این لطف کردن ما تبدیل شد به یک وظیفه. خیلی جالب بود
سردار آزمون: یه آدم خیلی خوب از دنیا رفت
نشان می داد سردار آزمون چقدر برای علی ناراحت است. سردار به خبرورزشی گفت: از صمیم قلب ناراحتم. نمی دانم چه بگویم. علی همیشه به من روحیه می داد. من خیلی دوستش داشتم. از خنده هایش چه بگویم؟ یک لحظه از جلوی چشمانم محو نمی شود همه آن لحظاتی خوبی که از انصاریان سراغ داشتم. می دانید حرف من چیست؟ آدم خوب از دنیا بره واقعا قلبم می شکنه. خدا به مادر علی صبر بده...
روایت زنی که با انتخابی اشتباه به دام هیولایی شوم افتاد
گفتم تا بچه دار نشدیم باید از او جدا شوم اما اطرافیان مرا نصیحت می کردند که تو به اعتیاد او چه کار داری. او از پول خود استفاده می کند. او آنقدر ثروت دارد که تو بتوانی تا آخر زندگی ات خوشبخت باشی و من خام این حرف ها شده و بی خیال اعتیاد همسرم شدم. سه سال گذشت و ما صاحب دختری شدیم که اسمش را نگین گذاشتیم اما افسوس که با ندانم کاری خود، نگین باارزش زندگی مان را به راحتی از دست دادیم. پس از
روایت سوءاستفاده از باورها در زالاوا / این فیلم درباره جن نیست
باشد این موضوع هم در فیلمنامه و هم در فیلمبرداری خودش را نشان بدهد یعنی هرچند می خواستم شیطنت هایی در ژانر وحشت کنم اما گاهی ترمز خودم را می کشیدم تا وارد ژانر رئال شوم. ما در بیست روز دو سکانس را گرفتیم که باید وحدت زمانی حفظ می شد. امیری در ادامه درباره زبان فیلم گفت: اساساً من زبان کردی را دوست دارم و دوست داشتم فیلم با این زبان ساخته شود ولی می خواستیم مخاطب عام تری داشته باشیم
قتل به خاطر سختگیری های مادر | دختر کینه ای به مادرش کمک نکرد
قتل این زن آغاز شد. پسر جوان به نام مهران در بازجویی ها به قتل مادرش اعتراف کرد و گفت: امروز با مادرم درگیر شدم و در یک لحظه کنترلم را از دست دادم و با روسری و دست او را خفه کردم. من به دختری علاقه داشتم و مادرم مخالف ارتباطم با آن دختر بود و می گفت او معتاد است. در ادامه تحقیقات مشخص شد، خواهرش نیز در زمان قتل در خانه حضور داشته و شاهد قتل مادرش بوده اما به خاطر کینه ای که از مادر
موشکی که شریف تر از سیاستمداران است
این روزها حرف از خطاهای انسانی است و ما آدم های زیادی را از دست می دهیم.من در آن مقطع در مواجهه با آن خبر فقط خیال پردازی کردم که اگر با این مجموعه تصاویر رو به رو می شدیم چه می کردیم. این کارگردان درباره اینکه چرا نمایشنامه 15 سال پیش خود را تبدیل به فیلم سینمایی کرده است ادامه داد: در سالن های مهجور تئاتر در ایران تنها سی روز یک تئاتر روی صحنه می ماند و حداکثر چهار هزار نفر می توانند
خانواده ایرانی
سازندگان این برنامه در طول این سال ها سعی کردند فرمت و ساختار این برنامه را حفظ کرده و برای جلب نظر مخاطبان خود تغییراتی را در محتوا و آیتم های برنامه بدهند و به تعبیری آن را به روز نگه دارند. اما چند ماهی که علیرضا متقیان تهیه کنندگی برنامه را برعهده گرفته در طول این مدت تغییراتی را هم در آیتم ها و جزئیات اعمال کرده تا بتواند نگاه مخاطبان گسترده تری را به برنامه معطوف کند. این برنامه از شنبه تا پنجشنبه حدود ساعت 12و
شیشلیک سقوط آزاد مهدویان
گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو- فاطمه قربانی رضوان؛ محمد حسین مهدویان که پیش از این مخاطبان زیادی را با فیلم های ایستاده در غبار، رد خون و درخت گردو متحیر کرده است این بار با شیشلیک خود را به سی و نهمین جشنواره فیلم فجر رسانده. مهدویان این بار نه در ژانری جنایی بلکه با زبان کمدی سیاست را هدف می گیرد. داستان فیلم درباره یک شهرک کارگری است که ساکنان آن همه از کارگران کارخانه پشم ایران
متن و حاشیه روز چهارم جشنواره فیلم فجر| جن گیرها و عدالت خواهان تحت تأثیر علی انصاریان/ وقتی کارگردانی، ...
ارتباط را کتمان کند؛ وقتی می گفت "من این فیلم را برای جن نساختم، چون جرأتش را ندارم!" چرا که سال گذشته سینمای ایران تجربه اکران دو فیلم "پوست" و "آن شب" را در ژانر وحشت داشت و مورد استقبال همه مخاطبین و اهالی رسانه در جشنواره سی و هشتم قرار گرفت. تا جائیکه داوران جشنواره جوایزی هم به سازندگان جوانِ "پوست" اهداء کردند. این بار جشنواره به سراغ "زالاوا" اولین تجربه سینمایی ارسلان