دوران امپراتوری ایالات متحده به سر آمده است/ آمریکا نتیجه جنگ های صلیبی ...
سایر منابع:
سایر خبرها
زیر این آسمان هیچ چیزی جدید نیست
دید خوب نیست و خواننده را درگیر نمی کند. بار دوم از زاویه دید دیگری شروع به نوشتن می کردم. گاهی بعد از پایان یافتن داستان متوجه این اشتباه می شدم و... . هنوز هم بعد از چهل و چند سال داستان نویسی یکی از دغدغه های اصلی ام هنگام نوشتن همین است. مثلا همین رمان کوتاه برگ هیچ درختی را بار اول از زاویه دید عمو عباس نوشتم. 6 ماه روی آن کار کرده بودم ولی بعد که خواندمش دیدم نه، آن شدت تاثیری را
ماشین های نویسندگی قرن بیستم!
شد به آن ها لقب ماشین های نویسندگی قرن بیستم داده شود. در ادامه با چهارنفر از این نویسندگان آشنا می شوید. آگاتا کریستی – (1976-1890) این نویسنده انگلیسی از سال 1920، یعنی از زمان انتشار اولین کتاب خود با عنوان ماجرای مرموز در سبک ها تا چند سال قبل از مرگش در سال 1976، هرسال یک رمان و گاهی نیز، دو یا سه کتاب در یک سال منتشر می کرد (بدون در نظر گرفتن داستان کوتاه، شعر
برترین نویسندگان ایران
فرش ایران 3) محمود دولت آبادی : محمود دولت آبادی در سال 1319 در دولت آباد سبزوار به دنیا آمد. اولین اثر او به نام ته شب است که در سال 1341 چاپ شد. رمان کلیدر نوشته ی محمود دولت آبادی که بلند ترین اثر اوست که حدود سه هزار صفحه دارد و به عنوان بلند ترین رمان فارسی به شمار می رود. موضوع این رمان روایت گر زندگی یک خانواده ی کرد ایرانی است که به سبزوار خراسان کوچ کرده
پر درآمد ترین نویسنده های جهان
کالینز در سال 2008 توسط نشر اسکولاستیک منتشر شد. کتاب عطش مبارزه به مدت 60 هفته در صدر پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز قرار داشتو در سال 2009 برنده ی جایزه گلدن داک شد. موضوع کتاب مربوط به 12 دختر و پسر است که مجبور هستند در رویدادی که عطش مبارزه نام دارد حضور پیدا کنند و فقط یک قانون دارد : بکش یا کشته می شوی. کتنیس اوردین یک نوجوان 16 ساله وارد مبارزه می شود تا به
ماجرای خداحافظی زودهنگام خانم بازیگر با معلمی | مدرسه مادربزرگ ها مرا یاد دوران معلمی ام می انداخت
سینمایی و سریال های متفاوت بسیاری با عنوان مدرسه و دانش آموز تولید شده که به چند نمونه از پرآوازه ترین این فیلم ها و سریال ها می پردازیم؛ حتماًبه عنوان اولین نام "باز مدرسه ام دیر شد" اکبر عبدی به یادمان می آید. باز مدرسه ام دیر شد "باز مدرسه ام دیر شد" سریالی به کارگردانی حسین افصحی است که در سال 1362 ساخته شد. این سریال داستان پسر بازیگوشی به نام محسن با بازی اکبر عبدی را به
روایتی عجیب از هم اتاقی شدن دختر دانشجوی ایرانی با یک داعشی/ هر روز داستان ترسناک تر می شد
پزشکی بود ! وی خاطرنشان کرد: با مشورت هایی که با اساتید داشتم به من گفتند قطب این رشته کشورهای آلمان و اسرائیل است. دوران سختی را می گذراندم؛ با خانواده مشورت کردم و آن ها تصمیم نهایی را به خودم واگذار کردند. دوباره یک سال دیگر برای کنکور خواندم و نهایتاً رشته دندانپزشکی شهر سامسون ترکیه قبول شدم . قربان زاده درباره هم خانه عجیبش توضیح داد: ترکیه ای بود و رشته الهیات می خواند
غلام عباس را هنگام تولد نذر حضرت ابوالفضل (ع) کردم
) هستید و شما را به ایشان می سپارم و غلامعباس رفت و چند روز بیشتر طول نکشید که خبر شهادت غلامعباس آمد ومن آن روز پشت دار قالی بودم که خبر شهادت غلامعباس را شنیدم. وی به لحظه شهادت شهید حاج قاسم سلیمانی اشاره کرد و گفت: وقتی صبح روز جمعه خبر شهادت سردار را شنیدم تمام بدنم لرزید، زیرا احساس کردم غلامعباس من دوباره شهید شده و آن روز بسیار سخت گذشت که امیدوارم از دعای مادران شهدا و مردم خوب
داستان تاثیرگذار معلم نابینای اهل بردسکن
کارشناسی ارشد روان شناسی کودکان استثنایی که 2 دهه معلمی دانش آموزان نابینا را در شهرستانهای کاشمر و بردسکن واقع در میانه غربی خراسان رضوی بر عهده دارد. "محمد سالاری مقدم" متولد روستای ابراهیم آباد شهرستان بردسکن اینک 45 ساله و پدر سه فرزند نوجوان است. وی به خبرنگار ایرنا گفت: از کودکی تا سال سوم راهنمایی بینایی کامل داشتم ولی براثر یک ضربه، بینایی خود را از دست دادم و با وجود
بهترین جملات عاشقانه برای ابراز علاقه به همسرمان
تاریک، با شما صحبت کند. گاهی کمی غرو لند کردن درباره موضوعی که آدم ها را آزار می دهد آرامش زیادی به همراه خواهد داشت. بگذارید بداند برای او آن جا هستید و به همه حرف هایش گوش خواهید داد. در این لحظات حتما در زمان حال باشید و از نگاه کردن به ساعت، تلفن همراه و هر نوع حواس پرتی دیگر اجتناب کنید و در واکنش به صحبت های او بسیار اندیشمندانه عمل کنید. اگر می ترسید که مبادا حرف نادرستی بزنید تنها
همت بلند معلمان روشنایی بخش شب های تار جهالت
، اندازه گیری و ارزشیابی در آموزش و پرورش و تکنولوژی آموزشی را به چاپ رساندم. خاطرات یک معلم نمونه اکبری درباره یکی از خاطرات شیرین دوران تدریس در حرفه معلمی، می گوید: یکی از شیرین ترین خاطراتی که در ذهنم دارم از پاک و زلال بودن دانش آموزان است که دل های پاک و باور سفیدی دارند، این خاطره به طور دقیق مربوط به اولین سال معلمی من است که در مقطع چهارم دبستان در روستا آموزگار بودم و
الهی همه دانش آموزانم عاقبت به خیر شوند
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از روزنامه جام جم، مریم قمری فرد، معلم 44ساله تهرانی که ریشه در خاک کردستان دارد 22 سال است در مناطق مختلف تهران مخصوصا نقاط محرومش درس داده و درد را خوب شناخته. حواس او همیشه پیش دانش آموزان مشکل دار، پیش گره های زندگی آنها و راه هایی است که بشود این گره ها را باز کرد. در نیم ساعتی که ما با وی همکلام شدیم صدایش به قدری آرامبخش و خواسته های او به اندازه ای نوع دوستانه و دگرخواهانه بود که ناخودآگاه ما را
تفاوت ستایش با یاور در چیست؟
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو ، سعید سلطانی که در این سالها سه گانه سریال ستایش را برای تلویزیون ساخته بود، برای شب های ماه مبارک رمضان سریال دیگری را با نام یاور که ابتدا دوزخ برزخ بهشت نام داشت را کارگردانی کرده است. این سریال که به دوستی و رفاقت و روابط خانوادگی میان چند خانواده می پردازد، در میانه راه و با قتل یکی از شخصیت ها وارد داستان های جنایی پلیسی شد. بهادر زمانی که
کوچک و سخت کتابی سهل و ممتنع است
کتاب علاوه بر وفاداری به متن، برای مخاطب ایرانی فهمیدنی و لذت بخش باشد. از این نویسنده چه کتاب های دیگری در دست هست؟ با توجه به تمام مسائلی که گفتید، فکر می کنید نشر اطراف مایل باشد تا آثار دیگر این نویسنده را هم ترجمه کند؟ ریلکا گالچن سال 2008 اولین کتابش را منتشر کرده است. این رمان نظر منتقدان را به خود جلب کرد و جایزه بین المللی ویلیام سارویان را به خود اختصاص داد. کتاب های
سردار کوثری: نیازی نبود قبل از ثبت نام در انتخابات مجلس از سپاه استعفا دهم/ با رسایی تلفنی صحبت کردم
بازنشسته بودید؟ بله، یعنی حکم برای سه سال بود و یک سال دیگر هم دوباره تمدید شد. در اصل باید بگوییم که تا 17 شهریور 99 آن چهار سال تمام شد چون من 17 شهریور ماه 95 برگشتم اما در سال 86 در اصل بازنشسته شده بودم. یکی از مباحثی که برخی درباره شما مطرح می کنند این است که شما چون درجه سرتیپی دارید باید استعفا می دادید و استعفایتان را هم به دلیل درجه سرداری، باید فرمانده کل قوا تائید
آیا زندگی پس از مرگ دروغ است؟
جمال صادقی، نویسنده کتاب آن سوی مرگ برای نوشتنِ این کتاب به دنبال افرادی رفته است که برای مدت کوتاهی دچار مرگ جسمانی شده اند و به عالم روح قدم گذاشته اند؛ بااین حال تنها روایت سه نفر از این افراد در کتاب قرار گرفته است. نویسنده درکتاب آن سوی مرگ سه خاطره درباره تجربه مرگ را گردآوری کرده است که از مصاحبه رودررو با افرادی حاصل شده که حیات پس از مرگ را تجربه کرده و
سینمایی های تلویزیون در روز شهادت امام علی (ع)
خلع از ولیعهدی پدر، برادر خود را در آتش کینه ی خویش نابود می سازد و سلطنت را به چنگ می آورد و ادعای خدایی می کند. شداد در مقابل خود، هانیب مرد زاهد و پارسای شهر را مانعی بر این امر می داند.... شبکه شما فیلم تلویزیونی به وقت رهایی به کارگردانی ناصر قهرمانی، سه شنبه 14 اردیبهشت ساعت 24 از شبکه شما پخش خواهد شد. داستان فیلم درباره شخصی به نام محمد است که در خانواده ای مذهبی در
مصاحبه ی خواندنی با پیمان قاسم خانی و محسن تنابنده
پطرزبورگ به تو بدهد. قبلش هم البته اسم سن پطرزبورگ را زیاد شنیده بودم، چون قبلاً صحبتش بود.سامان مقدم آن را بسازد، یا کمال تبریزی، ابوالحسن داوودی و خیلی های دیگر.بعد از این بود که پیمان هم درباره اش صحبت کرد و ماجرا را تعریف کرد.در ان ایام چند تا پیشنهاد داشتم، اما طبیعی است که ترجیح دادم با بهروز افخمی کار کنم. چه پیشنهادهایی؟ تنابنده : مثلاً آقای پوراحمد سریالی
با من برای بچه های عشایر بخوان
خانم باقری از معلمان خلاق شهرستان خوسف در خراسان جنوبی است که از سال 93 به برنامه با من بخوان پیوسته است. او حتی در دوران شیوع ویروس کرونا به فعالیت خود ادامه می دهد. با رقیه باقری که از مربیان برگزیده طرح با من بخوان و از برندگان نخستین دوره جایزه جبار باغچه بان، همزاد سیمرغ است گفت وگویی انجام داده ایم که می خوانید. چه شد که سراغ بحث ترویج کتاب خوانی رفتید؟ من در منطقه
شهید معلمی که به آرزوی 8 ساله اش رسید/ کتاب زندگی نامه شهید منتشر شد
به شکل مجازی شروع به تحصیل کنم و در همین دوران بود که تصمیم گرفتم مطالب و نامه ها را تایپ کنم، که کم کم مشتاق به نوشتن کتاب شدم. خواهر شهید از ماجرای همکاری همسر شهید در تهیه این کتاب، بیان کرد: در همان سال ها کل مطالب عمومی نامه ها را تایپ شده نگهداری کردم اما هر بار که خواستم برای چاپ کتاب اقدام کنم مشکلی پیش می آمد، مثلاً عکسی گم می شد یا همرزمان شهید در نوشتن خاطرات خود همراهی نمی
روایت مصیبت زنان ایزدی، قربانیان بدترین جنایات داعش در سرزمین غرق خون+ تصاویر
می گیرند که از خود بگویند: زاتون، 35 ساله، همسر، سه دختر و دو پسر خود را از دست داده است. گوری 50 ساله می گوید، "شش فرزند من با داعش هستند، شوهر من نیز اسیر شده است. " مرکاز 30 ساله می گوید دختر و شوهرش و 11 نفر از اعضای خانواده اش در دست داعش هستند. نادیرا، 30 ساله، می گوید دختر بزرگتر و همسرش مفقود شده اند. "من دختر سه روزه خود را شیر می دادم. آن ها او را از من دور کردند، اما او چنان سخت گریه کرد
آموخته هایم را مدیون مربیان کانون هستم
کجاست کتابی بود که کل دوران کودکیم با آن گذشت. اگر یک شب مادرم برایم این کتاب را نمی خواند، خوابم نمی برد. علاوه بر این، کتاب هستی هم از آن رمان هایی بود که خیلی دوستش داشتم. -آیا کرونا باعث شد از کانون دور بشوی؟ از کانون دور نشدم و هیچ وقت هم دور نمی شوم، چون دوستش دارم. با کانون در ارتباطم و اطلاع رسانی هایی که از طرف کانون و مربیان می شود را رصد و در مسابقات نقاشی کانون
صادق خرازی: برخی صدها میلیارد تومان برای تبلیغات انتخابات گذاشته اند/ به سال 92 برگردم به روحانی رای نمی ...
کسانی که مطرح هستند توان فردی بیشتری دارد. اگر می خواهند با لاریجانی صحبت کنند باید نسبتش با اصلاحات را مشخص کند، اجاره ای بودن و بدون شرط وارد مذاکره شدن و حمایت کردن می شود نتیجه امروز که پایانش چوبش را ماخوردیم و نفعش را دیگران بردند. تمام زندگی ام را وقف میراث فرهنگی و کتب خطی کرده ام موضوع فعالیت شما در حوزه میراث فرهنگی در برخی زمان ها حاشیه ساز شده بود. توضیحی درباره
داستان پدر و مادری که فرزند خود را به خانواده دیگری دادند/ با سرنوشت من بازی کردند
خواستگاری من آمدند؛ من هم در خواستگاری او را ندیدم خیلی خجالت می کشیدم بعد از نامزدی و پاگشایی او را دیدم. بعد از ازدواج صاحب 6 پسر و 2 دختر شدیم. او افزود: 4پسر داشتم و یک دختر دیگر هم خدا به من داد؛ وقتی به خانه خواهرم می رفتم او را تنها می دیدم زن بسیار تنهایی بود و بچه هم نداشت با خودم تصمیم گرفتم اگر خداوند یک فرزند دیگر به من بدهد او را به خواهرم می دهم بعد از مدتی صاحب یک پسر شدم با
ادبیات بازتاب جهان پیرامون در درون نویسنده است
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ مهسا شمسی پور علیرضا محمودی ایرانمهر، نویسنده سینما و تلویزیون ایران است. وی منتقد و پژوهشگر ادبی و مدرس داستان نویسی می باشد که تا امروز آثار ماندگاری از رمان و مجموعه داستان منتشر کرده است. آخرین رمان او با عنوان اسم تمام مردهای تهران علیرضاست در بازار نشر و کتاب توجه خوانندگان و منتقدین زیادی را به خود جلب کرد. به بهانه ورود به سده تازه، گفت وگویی با این پژوهشگر
موسسات مالی یکی از کانون های اصلی فساد بود/شرایط سختی بر کشور حاکم است
فساد همچون بابک زنجانی، نفت به ستاد کل نیروی مسلح، نیروی انتظامی فروخته شد و پول آن برنگشته است. وی ادامه داد: ایشان کاری کرده است که تا ده ها سال دیگر سرمایه ها به کشور باز نگردد. او 150 میلیارد دلار را از ترامپ یاد گرفته است. امروز شرکت نفت ما یکی از بزرگترین بدهکاران به بانک مرکزی است که گفته است در صنایع نفتی سرمایه گذاری کرده است. معاون اول رئیس جمهوری اضافه کرد: درباره آن
جیمز پترسون: می خوانند، لذت می برند و منتظر کتاب بعدی اند
. بسیار سریع هستم و به عنوان یک قصه گو خوبم. علاقه چندانی ندارم استادکار باشم. به گفته نشریه فوربس پترسون در طول یک سال از نویسندگی ثروتی معادل 80 میلیون دلار به دست آورده و درآمد یک دهه اش 700 میلیون دلار تخمین زده شده است. او یک عمارت 6400 مترمربعی در کنار اقیانوس دارد. خودش درباره این منزل مشترک با همسرش سوزان و پسر 23 ساله اش می گوید: مسلما این خانه به طرز مسخره ای بزرگ است. اما ما می
درسی از وثوق الدوله
) همواره نگران آینده فرزندانش بوده است. مرحوم افشار از مرحوم علی وثوق نقل قول می کرد که روزی از پدرم (وثوق الدوله) پرسیدم؛ پدر شما که سال ها در ایران صدارت و بالاترین مقامات را داشتید و از اخبار دست اول و حیاتی کشور با خبر بودید، چرا خاطراتتان را ننوشتید؟ پدر پاسخ داد؛ به خاطر اینکه تو راحت زندگی کنی! گو اینکه پدر نبود که ببیند پسر راحت نزیست! تاریخ مدام نشان داده است؛ نه قدرت سهمگین، نه
داستان زیبای تاثیرگذاری ما بر دیگران
امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم می افتادم. راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت می گذاشت. چند سال بعد، بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد. من 15 دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی می کرد تلفنی حرف زدم و بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم می کنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم و گفتم
خاطرات شیرین گل آقا
می آمدند دست بوسی و می رفتند. ما هم ایستادیم و دست بوسی می رفتیم. گفتم: دعایی چه شد من برای این نیامده بودم اگر قرار بود این جوری بیایم که هر هفته می توانستم امام را بیایم ببینم. گفت: نه، داستان ما مانده است. یکی، دو تا از روحانیون که احتمال می دهم که از طرف مثلا یکی از آقایون قم پیامی آورده بودند، حرفشان را زدند و رفتند. گفتند که ایشان بیاد. من و آقای دعایی رفتیم. ما رفتیم خدمت حضرت امام. دعایی