روایت خبرنگاری که مجسمه شاه را در ایلام سرنگون کرد
سایر منابع:
سایر خبرها
تپش نبض انقلاب در روستاهای خراسان جنوبی
مأموران ستم شاهی راهپیمایی مردم مبارز و انقلابی قاین را به خاک و خون کشیدند صبح آن روز به همراه حجت الاسلام برقه ای و 50 نفر از اهالی روستا در راهپیمایی قاین شرکت داشتیم. روشنگری در یک کارخانه گزارش خبرنگار ما از فردوس نیز در این شهرستان بر اساس برنامه ریزی مدونی که توسط انقلابیون انجام شده بود از چند ماه به پیروزی انقلاب، مردم در شهر و روستاها نیز تظاهرات می کردند و به طور
شاگرد مدرسه عابدزاده در جبهه انقلاب اسلامی
/> راهپیمایی های 19 و 20 آذر که مصادف با تاسوعا و عاشورای سال 1357 بود، حال و هوای شهر مشهد را تغییر داد. یکپارچگی مردم با هدایت روحانیون و درگیری های شدید با رژیم پهلوی متفاوت از ماه های قبل بود. شاه عالمی با اشاره به اتفاقات آن روز ها ادامه می دهد: این راهپیمایی ها جرقه اتفاقات بعدی مانند حادثه 23 آذرماه بود. آن روز چماق به دستان از در جنوبی وارد بیمارستان امام رضا (ع) شده بودند. آن ها
حضور 13 ساله ساواک در فیروزآباد/وقتی انقلابیون، ساواک را به موزه تبدیل می کنند
در زمان پهلوی بیش از 13سال در این شهرستان حکومت می کرد. این مبارز انقلابی اظهار کرد: حضور عشایر و مبارزاتی که مردم سلحشور در فیروزآباد بر علیه شاه و رژیم پهلوی داشتند باعث شده بود تا ساواک فیروزآباد یکی از ساواک های قدرتمند و قوی تر نسبت به بقیه مراکز باشد. عامل تسخیر ساواک؛ تیر اندازی ساواکیان به مردم بود محمدی عنوان کرد: در روز 14بهمن مردم فیروزآباد راس ساعت 15
شعله های انقلاب از مسجد شمشیرگرها تا شکنجه گاه ارگ کریمخانی
فعالین بنام فارس بود، مردم را از شاهچراغ بسیج کرد برای فتح کلانتری ها، که مردم حرکت کردند و تک تک کلانتری ها و بعد شهربانی کل و ارگ کریمخانی را در 21 بهمن تصرف کردند، مرکز ساواک شیراز فتح شد و مجسمه شاه که وسط میدان ستاد، امام حسین کنونی قرار داشت به دست مردم به زمین افتاد و زمام شهر به دست انقلابیون افتاد و اولین کمیته انقلاب اسلامی همان روز 21 بهمن در دبیرستان نمازی و هنرستان میثم شیراز تشکیل شد و شیراز دیگر کار تمام شده بود. و این پیشتازی مایه مباهات است. انتهای پیام/ف
7 سال قبل انقلاب با داماد حداد عادل دعوای ساختگی راه انداختیم | ماجرای صبحانه محرمانه رهبری، بهشتی، ...
انقلاب اسلامی پیروز شد. یکی از روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب که خانه برادرم بودم، گفتند برای صبحانه یک جلسه محرمانه دارند. قرار شد من هم از مهمان هایشان پذیرایی کنم. آن روز چند نفر آمدند که بعضی هایشان را می شناختم؛ از جمله آیت الله خامنه ای، آیت الله بهشتی، مرحوم آیت الله رفسنجانی، قطب زاده و بنی صدر که صبحانه خوردند و بعد از جلسه می خواستند بروند. من هم باید جایی می رفتم و دیرم شده بود
زندانیان سیاسی در زیر شکنجه های پهلوی به شهادت می رسیدند/ در 15 سالگی افتخار سربازی امام خمینی(ره) را ...
شدت تظاهرات کردیم. در جریان این تظاهرات دستگیر شدید؟ در آنجا رژیم شاه به ما حمله ور شد ولی نتوانست ما را دستگیر کند. همان روز(جمعه) من به اتفاق جمعی از طلاب در نماز جماعت مغرب و عشا به امامت آیت الله مرعشی نجفی در حرم حضرت معصومه (س) شرکت کرده و تصمیم گرفتیم آنجا به دلیل حضور مردم از سراسر کشور با تظاهرات اعتراض خود را به گوش همه مردم برسانیم. بعد از نماز من با راهنمایی دوستانم
روایت شهادت جوان انقلابی با فروکردن پیچ گوشتی در گوشش
مسجد جامع بیرجند تصویر دیگری از انقلاب را در ذهن تداعی می کند. اصغری می گوید: 7 بهمن برای اعتراض به ظلم و حکومت نظامی و حمایت از امام خمینی(ره) اینجا دور هم جمع شدیم. او به در کوچک مسجد جامع اشاره می کند و ادامه می دهد:همه از پیر و جوان جلوی همین در جمع شده و بعد داخل مسجد رفتیم و روحانیان در مورد اهداف امام(ره) از قیام، ظلم شاه و شرح برنامه های بعدی مبارزه سخنرانی کردند و مسیرهای آن روز
روز های مبارزه مشتاقانه تا پیروزی شگفتانه
شد. یک روز پس از پیروزی انقلاب شایعه شد که آب لوله کشی مسموم شده است و نگرانی در میان مردم به وجود آمد. همان شب (شامگاه 23 بهمن 57) نخست وزیر موقت به رادیو رفت و به گواه مجرییک لیوان آب نوشید؛ و مسایل دیگری که نیاز به نکارش دیگری دارد. 1 اسفند؛ مدارس باز شد و من نیزادامه کلاس سوم نظری خودم را داشتم؛ اکنون مباحثات سیاسی به کلاس ها کشیده میشد. یکی طرفدار شاه، یکی طرفدار گروهک ها و
اقدام هوشمندانه و انقلابی مرحوم آمیراحمد تقوی و اعلامیه ای که ساواک را به تکاپو انداخت+تصاویر
مخالفان و بیدارگری مردم و جذب آنان به انقلاب داشت. گروهان ژاندارمری منطقه و ساواک استان کهگیلویه و بویراحمد این اقدام آقا را با موضوع: پخش فتوای میر احمد تقوی روحانی مقیم دهدشت در همان روز به مرکز منعکس کردند. در بخشی از یادداشت های مرحوم تقوی در این باره چنین آمده است: " حقیر به این نتیجه رسید که با نشر اعلامیه ای مردم شهر و سایر اهالی کهگیلویه را تشویق به تظاهرات و مخالفان را تهدید
از پایین کشیدن مجسمه شاه تا پاکسازی سنندج از وجود ضد انقلاب
انقلاب داشتند هم یکی از همین مواردی بود که از زبان پدرم شنیده ام. پدرم در روز های مبارزات مردم با رژیم شاه حدود 30 سال سن داشت پدرم در روز های مبارزات مردم با رژیم شاه حدود 30 سال سن داشت، راننده ماشین سنگین بود و در این آمد و رفت های بین استان ها با مبارزات مردم در سایر شهر ها و در داخل استان نیز به واسطه هم نشینی با انسان های بزرگ و متدین و انقلابی کاملا آشنا بود، دوستانی که حتی قبل از
روایت عکاس اردبیلی از روزهای انقلاب/ 4 بار از مرگ حتمی نجات یافتم
عکاس و خبرنگار فعالیت داشتم و در اوج تظاهرات مردم علیه رژیم شاهنشاهی نیز با دوربین خود به خیابان ها رفته و به ثبت اتفاقات کف خیابان می پرداختم. صحنه های بسیار جالبی در دوران انقلاب اتفاق می افتاد و مردم از هر طیف و قشری، پیر و جوان، مرد و زن به خیابان ها آمده و به تظاهرات می پرداختند و لحظات بسیار نابی برای عکاسی پیش می آمد. وظیفه ما ضبط وقایع و اتفاقات جامعه و انعکاس بدون کم و کاست آن
روزشمار انقلاب| 12 بهمن 57 در کرمان
/> امام خمینی بعد از فرار شاه از کشور در 26 دی ماه اعلام کرد که به زودی به کشور باز خواهد گشت. روز 5 بهمن ماه برای ورود امام به کشور تعیین شد. مردم مشتاق از سراسر کشور به شوق دیدار امام روانه تهران شدند تا در تاریخی ترین استقبال شرکت کنند. از سراسر استان و شهر کرمان نیز دستجاتی روانه تهران شدند. بختیار نخست وزیر دولت غیرقانونی وقت با بسته اعلام کردن فرودگاه های کشور مانع ورود امام شد
حسین ترابی: انقلاب را بر اساس دیده هایم روایت کردم/انقلابی که همه جا بود
تظاهرات طرفداران سلطنت و یا مخالفان حجاب در فیلمش توضیح داد: در دوران اوایل انقلاب تظاهرات با جوانان و نوجوانان شروع شده بود و این گروه ها تظاهرات را می گرداندند اما بعدها به تدریج به جمعیت ها و گروه های بیشتری گسترده شد و همه مردم در آن حضور یافتند. به قول بیهقی تاریخ را به دو گونه می نویسند؛ نخست وقتی راوی خود ماجرا را دیده باشد دوم وقتی روایت واقعه را از فردی مطمئن شنیده باشد. من که برای آزادی را
وای به حال کسی که کفش فوتبالی به پا یا عمامه به سر داشته باشد!
به گزارش سرویس سیاسی شیرازه ، فهم حقایق زمان انقلاب و شنیدن حال و هوای خاص آن دوران، تاثیر زیادی بر درک صحیح از چرایی انقلاب اسلامی بوسیله مردم را خواهد داشت. در زمانه ای که هجمه های تبلیغاتی پوشالی، سعی در تطهیر چهره ناموزون حکومت پهلوی دارد، مبارزانی وجود دارند که با روشنگری و بیان حقایق، سعی در به تصویر کشیدن چهره واقعی حکومت پهلوی و وقایع اتفاق افتاده درآن دوران می کردند تا جایی که دیگر شبهه
چرا پرواز امام(ره) در تبریز ننشست؟ / متواری شدن خبرنگار از ترس سلطنتی ها
به گزارش تبریز بیدار ، هدایت الله بهبودی در برشی از کتاب تبریز در انقلاب وقایع 12 بهمن را توصیف کرده است که بمناسبت سالروز ورود امام خمینی(ره) به میهن اسلامی در 12 بهمن سال 57 بخشی از آن در ذیل می آید. خروج شاه از ایران مصادف با انتشار خبر بازگشت امام خمینی به ایران بود. همراهی این دو خبر هیجان حاکم بر شهر را مضاعف کرد. جراید نوشتند مردم تبریز برای استقبال از امام آماده اند و از جمله
دانش آموزان تاریخ انقلاب را مطالعه کنند
و به نسل های آینده نیز یادآوری و منتقل کنند و ایام سال روز پیروزی انقلاب از این ایام است. وی با اشاره به آیه پنجم سوره ابراهیم(ع) با بیان اینکه همه روزها، ایام الله است، گفت: خداوند در این روزها قدرت نمایی کرده و آیات خود را به مردم نشان داده است و یادآوری عنایات خداوند به ملت مسلمان ایران و ایام الهی همواره باید مد نظر باشد تا بدانند عنایت خداوند پشت کسانی است که دستور خداوند را رعایت
حضور مستمر مردم در صحنه های مختلف توطئه های دشمنان را ناکام می گذارد
حجت الاسلام علی خاتمی روز سه شنبه همزمان با آغاز ایام الله دهه فجر و تجدید میثاق با آرمان های امام راحل و شهدا افزود: هر حرکت اجتماعی یک مثلث سه ضلعی نیاز دارد که همه جامعه شناسان با هر نگرشی معتقدند که ضلع اول آرمان و اندیشه است که اصل مساله را ایجاد می کند. وی ضلع دوم مثلث حرکت انقلابی را رهبریت عنوان کرد و اظهار داشت: در راس این انقلاب، یک هادی و رهبر قرار داشت و ضلع سوم نیز کسانی
روایت گلستانی هایی که به استقبال امام رفته بودند/ شور و شعف مردم در 12 بهمن 57
به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، اندکی پس از فرار شاه از ایران و در اوج شادمانی مردم انقلابی ناگهان در اوایل بهمن ماه سال 57 خبر بازگشت حضرت امام خمینی از پاریس به ایران، خوشحالی مردم را صد چندان کرد و همه آماده استقبال از آن حضرت شدند، به همین خاطر میلیون ها نفر از سراسر کشور از جمله نقاط مختلف استان گلستان عازم تهران شدند تا مراسم آن امام عزیز را به یک مراسم تاریخی و بی نظیر مبدل کنند.
تلفن احمد آقا از پاریس ، امام به ایران می آید ! / کمیته 75 هزار نفری برای استقبال از امام خمینی
، محمد امامی کاشانی، محمد یزدی و علی مشکینی که از پنجم بهمن ماه و همزمان با بسته شدن فرودگاه مهرآباد به دست شاپور بختیار و گارد ارتش در مسجد دانشگاه تهران تحصن کرده بودند برای اساتید، دانشجویان و مردم حاضر در دانشگاه تهران و خیابان های اطراف دانشگاه سخنرانی های مختلفی برپا کردند. این اقدام حساسیت مردم تهران را بیش از پیش متوجه حوادث و جریانات آخرین روزهای مبارزات انقلاب کرد. همه جا موج
روایت مبارزه از ارومیه تا لرستان/ ژاندارمی که طرح ترور شاه را کشید
سال خدمت من در ژاندارمری تا آن زمان نه تنها هیچ گرایشی به دولت در پرونده ام نمی دیدند، بلکه برعکس، پرونده ای قطور پر از گزارش هایی از عملکرد و سخنان من در ژاندارمری برضد دولت و عوامل شاه پرست موجود بود که بر اساس آن، سازمان ضد اطلاعات ژاندارمری در تهران تشخیص داده بود که من باید از ارومیه به نقطه دوری انتقال یابم و از آن همه ارتباطات که با روحانیون داشتم و آن همه تاثیر مثبتی که به توفیق خدا در
انقلاب در نوجوانی محمد جمال و ناصر
ها نفر همراه ما به خانه پدرم در بولوار بهمن آمدند و بعد هم ناصر را تا آرامستان بدرقه کردند. ناصر را به خاک سپردیم. به صورت خودجوش تظاهراتی در اعتراض به حکومت شاه و جنایات مزدوران شکل گرفت؛ از خواجه ربیع به سمت چهارراه شهدا. شهدای غریب در جریان مبارزات مردم با مزدوران شاه، شهدا بدون نماد یا شکل خاصی و بسیار غریبانه پشت زیارتگاه خواجه ربیع همراه با دیگر متوفیان آن روز ها به خاک
منطقه5|نشست مجازی سیاسی–بصیرتی با حضور سردار آزادی برگزار شد
حاکم بود. وی در ادامه به تبیین ریشه های شکل گیری انقلاب پرداخت و بیان داشت: این فساد ها، بی عدالتی ها و وابستگی ها سبب شد که مردم شروع به اعتراض کردند. به میدان آمدند و تظاهرات کردند و به فرمان مرجع و امام خود لبیک گفتند و مرگ بر شاه و مرگ بر آمریکا گفتند. کاخ ستم شاهی را با مشت های گره کرده سرنگون کردند و اراده مردم بر اراده طاغوت غلبه کرد. او گفت: 22 بهمن سال 57 تنها روز سقوط
گفتگو با فاطمه فکور یحیایی، بانوی خط مقدم انقلاب اسلامی
های انقلابی تشکیل می دادند. یکی از پایگاه ها خانه حاج حیدر بوده است. زمان انقلاب، ما سالی 10 روز در خانه روضه کربلا می خواندیم. آقایانی که برای سخنرانی می آمدند از شاگردان رهبر معظم انقلاب بودند. آقایان فرزانه، کامیاب، موسوی قوچانی، مجد و... همه منبر های انقلابی و تندی بودند و هریک می آمدند اینجا و صحبت می کردند، زندان می رفتند. یک روز وسط مجلس روضه بودیم که بچه ها آمدند و گفتند که حسن
آیت الله کفعمی خراسانی، مبارزی که از ابتدای دهه 40 برای قیام شمشیر کشید/ کدام مسجد کانون انقلاب در ...
به سبب تنبیه و شکنجه تبعیدشان به این منطقه بود ولی باعث شده بود جریان انقلاب به مردم مذهبی این مناطق به ویژه در زاهدان، زابل و ایرانشهر برسد. به نسبت قم و شیراز و تهران، شاید شهدای انقلاب در این خطه زیاد نباشد اما از همان روزهای اول انقلاب جریان انقلاب به شکل آتش زیر خاکستر در این استان هم باشد. کانون انقلاب در سیستان و بلوچستان کدام شهر بود؟ در سیستان و بلوچستان
روایتی از حاج قاسم قبل انقلاب/ حالا من یک انقلابی دوآتیشه بودم
بودند، همه روحیه انقلابی داشتند. ده یکپارچه انقلابی بود. پدر و مادرم از وضع ما چنان اطلاع دقیقی نداشتند. به کرمان برگشتم. شور انقلاب در شهر، بیشتر از گذشته بود. یک ماهی به سازمان آب برگشتم؛ اما دیگر حال رفتن به سازمان را نداشتم. اتاقی را در خانه ای که سه مستاجر دیگر هم داشت به اتفاق احمد و دو برادرمان کرایه کردیم. ما چهار نفر در یک اتاق که هم اتاق خوابمان بود و هم انبار، هم آشپرخانه و همه چیز. ما
پای درس استاد؛ روایتی از2 سال زندان در دوران ستمشاهی تا روش های جدید درمانی/ ماجرای تحصن بانوان در منزل ...
تعطیل کرده و در مغازه ای دیگر مایحتاج اولیه مردم (مواد خوراکی) را به قیمت نازل می فروشد، تا مردم کم درآمد در اثر این تعطیلی ها صدمه نبینند؛ همه مردم در آن زمان دست به دست هم داده و باهم متحد شده بودند. **در ماه های واپسین انقلاب مردم شبانه روز در حال تظاهرات بودند در آن روزها معمولا خانواده ها، صبح برای تظاهرات از خانه بیرون می رفتند و ظهر برای ناهار به خانه می آمدند، دوباره به
انقلاب به روایت مادران بهمن / از ایران هوادار زنان تا پاسخ کل عبدالله به اشرف +فیلم
کنید که شاید برگشتی نباشد و شهید شویم. وقتی مردم دست از جان شستند روز تاسوعا جمعیت عظیمی به خیابان آمدند، غسل شهادت کرده و کوچه و بازار را قرق کردند همزمان شهرستان ها هم به خیابان آمده و برخلاف همیشه خبری از ارتشی ها و سربازها نبود روز عاشورا هم بار دیگر تظاهرات باشکوهی برگزار شد. برای اینکه بتوانم به مجروحان کمک کنم و از این طریق کمک حال انقلاب باشم از بیمارستان
دیدار با منتقد پیشکسوت ادبیات داستانی و مترجم فلسفه | نویسندگانی که نویسنده نیستند!
عاریانه دارد که نه در این مجال و نه در جایی دیگر نمی توانم به وضوح موضوع را روشن کنم و بگویم مسائلی که اسماعیل فصیح در کتاب هایش مطرح می کند، شرم آور است. او آدمی نان به نرخ روز خور است و اینکه خودش را با نوشتن برخی داستان ها به عنوان قهرمان انقلاب جا می زند. در عین حال به فکر عیاشی و خوشگذرانی شبانه هم هست. کتاب ثریا در اغما معجون غریبی از همه این هاست که البته اغلب اتفاقات جنگ و انقلاب به شکل مبهم در