بدون تعارف با دختری که در 14 سالگی در بند ساواک گرفتار شد
سایر منابع:
سایر خبرها
بدون تعارف با جانبازی که شکنجه های ساواک زندگی را برایش سخت کرده
به گزارش خبرگزاری صدا وسیما ؛ علی رضوانی در برنامه بدون تعارف با علی اکبر حدادی میهمان عزیزی اهل شیراز گفتگو می کند که در دوران پیش از انقلاب اسلامی دانشجو بودند. ساواک وی را به خاطر مبارزات سیاسی دستگیر کرد و 4 سال در زندان رژیم پهلوی با انواع شکنجه ها آزار دید. شکنجه های سختی که آثارش تا به امروز با وی همراه بوده و زندگی را برایش طاقت فرسا کرده است. مبارز انقلابی که همچنان پایند آرمان های
بدون تعارف با یکی از جانبازان دوران انقلاب اسلامی + فیلم
باشگاه خبرنگاران جوان - مهمان این قسمت از برنامه بدون تعارف، جانبازی است که در دوران انقلاب اسلامی توسط ساواک دستگیر و شبانه روز شکنجه شد. بدون تعارف با شهروندی که در دوران پهلوی محکوم به اعدام شد + فیلم کد ویدیو دانلود فیلم اصلی انتهای پیام/
نگاهی به زندگی زهرا دائمی ، یکی از زنان فعال اجتماعی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی
(ره) است، اعلامیه ها را به آن ها نشان ندهید. من که آن روز ها پرشور بودم، به عنوان یکی از زنان پرشور در جمع کردن زنان طلاب برای راهپیمایی شناخته می شدم. همان پاییز یا زمستان سال 1357 بود که در بیت آیت ا... شیرازی گفتند با حدود 7 خانم هماهنگ کنم تا گروهی به زندان وکیل آباد برویم. فردای آن روز من و حدود 10 زن و نیز خانم دیگری از اهالی پایین خیابان که هفت هشت خانم همراهش بودند، به بیت آیت ا
درباره وضعیت زندانیان سیاسی زندان وکیل آباد مشهد در زمان رژیم پهلوی
طبسی و شهید موسوی قوچانی از جمله کسانی هستند که به عنوان زندانی سیاسی در زندان وکیل آباد حبس بوده و شکنجه شده اند. هم زمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به سراغ چند نفر از زندانیان سیاسی آن روز های زندان وکیل آباد رفتیم تا خاطرات آن روزهایشان را مرور کنیم. تاریخچه زندان مشهد از خیابان ارگ تا وکیل آباد زندان مرکزی مشهد که اکنون در انتهای بولوار شهید قانع قرار دارد، در دهه 20
گلایه رفیق قدیمی انصاریان از غیبت در بازی یادبود/عکس
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ؛ دیدار دوستانه تیم های منتخب 98 و منتخب سرخابی ها از ساعت 18 امروز در ورزشگاه آزادی تهران شروع شد. این دیدار که به یاد علی انصاریان و مهرداد میناوند ترتیب داده شده، موجب کنار هم جمع شدن تعداد زیادی از ستاره های سابق فوتبال ایران در کنار هم شده تا خاطرات قدیمی دوباره زنده شود. در این بازی نفراتی مانند علی دایی و جواد کاظمیان غیبت داشتند که این موضوع، واکنش
مریم افرافراز : دادخواهی طبق قانون به رسمیت شناخته شود
افراد بدون ادله ی کافی بازداشت می شوند، بدون وکیل انتخابی و در سلول انفرادی که اساساً غیر قانونی است نگهداری می شوند. روز شنبه 23 مرداد ماه سال جاری پیش از ثبت شکواییه در انجمن حقوق شهروندی مصطفی نیلی، لیلا حیدری، محمدرضا فقیهی و آرش کیخسروی از وکلا، و مریم افرافراز و مهدی محمودیان فعالان مدنی و سیاسی بازداشت شدند که خانم حیدری بعد از چند ساعت آزاد شد، اما پرونده ی دیگر افراد همچنان در
11 سال اسارت و روشنگری در زندان
انقلابی در کتاب خاطرات خود می گوید: از دیگر ویژگی های بارز ایشان عنایتی بود که به جوان هایی که برای مبارزه دستگیر شده و به زندان می افتادند، داشت. افرادی که به زندان می افتادند، همه در یک سطح نبودند؛ بعضی تحصیل کرده بودند و حتی تحصیلات عالی داشتند و بعضی کم سواد بوده و بیش از چند کلاس، درس نخوانده بودند. آیت الله طالقانی با دقت نظری که داشت، به جنبه های مثبت افراد توجه می کرد و آن را بزرگ جلوه می
آخرین توصیه امام به بانوان قبل از عمل جراحی/ تقوا داشته باشید و از غیبت دوری کنید
آنجا پس از سفارش مراقبت از حاج خانم به احمد آقا، مقداری شوخی کردیم و خندیدیم. قرار بود همان شب امام را به تهران منتقل کنند. خاطره خیلی جالب و عجیبی که یادم می آید این است که آن روزها مردم زیادی به ملاقات حضرت امام می آمدند. ولی زمانی که متوجه شدند ایشان مریض است و بر اثر کسالت امکان ملاقات نیست، بسیار ناراحت شدند. اما این مردمی که همواره از اشتیاق دیدار امام با شور و شوق شعار می دادند
گزارش های یک عاشق عوضی| رو چهارم؛ خدایا این خوشی ها را از ما نگیر
آقاپسری که در این ستون می نوشت را در مترو زدم. همان موقعی که کنارم نشسته بود و داشت برایم تعریف می کرد از زرنگ بازی هایی که برسر خواهر بیچاره اش در آورده و نتیجه اش را در اینجا می نوشته. حالا من دلم نیامد سعیده خانم، خواهر همان بنده خدا را بی خبر بگذارم از ماجراهای اینجا. شاید حکمتی در کار بود و ما هم عیال وار شدیم. القصه؛ رفتم سرویس بهداشتی تا با خیال راحت دو تا کیف کار گرفته شده را خالی
دختر14 ساله ای که در بند ساواک گرفتار شد
کبنا ؛ ویژه برنامه بدون تعارف به مناسبت گرامیداشت ایام مبارک دهه فجر در این قسمت پای صحبت های خانم رضوانه دباغ نشسته است که همراه مادرشان در زندان ساواک بود.
بدون تعارف با پزشکی که ساواک به اعدام محکومش کرده بود
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما ؛ دکتر نوراحمد لطیفی دانشجوی پزشکی اهل زابل در بدون تعارف از خاطرات مبارزات علیه رژیم پهلوی و داستان دستگیری و حکم اعدامش که سواک صادر کرده بود، می گوید. مجری: سلام امشب در بدون تعارف با یکی از دانشجویان قبل از انقلاب اسلامی صحبت می کنیم که ساواک به خاطر مبارزات سیاسی اش علیه رژیم پهلوی چند بار دستگیرش کرده بود و کارش به جاهای خیلی باریک هم کشید.
دباغ بانوی مبارز/ تنها بانوی حامل ابلاغ نامه امام به گورباچف
کرده است و این مبارزات را تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داد و پس از آن نیز در مصدر بسیاری از امور از جمله فرماندهی سپاه همدان و مسئولیت بسیج خواهران ، 3 دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی و قائم مقامی جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. خانم دباغ در آغازین روزهای ازدواج به همراه همسرش به تهران کوچ کردند و در پایتخت توانست تحصیلات علوم دینی خود را تا سطح شرح لمعه ادامه دهد و از محضر
درباره سازمان امنیت و اطلاعات رژیم پهلوی در مشهد | سیاه مثل ساواک
سطوح مختلف در خدمت اهداف و خواسته های رؤسای خود فعالیت می کردند. این ترکیب نامتجانس از جماعتی چند رنگ با عقده های فروخورده بسیار باعث تولد شکنجه گرانی شد که زبان از توصیفشان قاصر است. در خاطرات اکبر صابری فر ، شهردار پیشین مشهد، چنین آمده است: روز های آخر حکومت پهلوی، همراه کاروان استقبال از امام به تهران رفتم. همان ایام با دوستانم رفتیم بازدید داخل شهر. در خیابان الیزابت یا امام خمینی
بخش خبری 20:30 مورخ 14 بهمن ماه 1400 + فیلم
باشگاه خبرنگاران جوان - بخش خبری 20:30 به موضوعات مختلفی چون برنامه بدون تعارف و دهه فجر پرداخته است. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی انتهای پیام/
چرایی شکل گیری انقلاب اسلامی
بهتر از رژیم شاه تأمین کند. در خاطرات فردوست اشاره شده که تصمیمات اصلی کشور طی دیدارهای 15 روزه شاه با سفرای انگلیس و امریکا و همچنین با ماموران اطلاعاتی خارجی اتخاذ می شد و البته بوش پسر نیز در دوران مسئولیتش آرزو داشت که رژیم طاغوت بازگردد. در خاطرات مادر شاه پهلوی اشاره می شود که بدون اطلاع من آمریکا از هواپیماهای ارتش، نیروهای نظامی و امکانات ایران برای تأمین سوخت
چگونه در جنگ روایت ها پروژه تطهیر رژیم پهلوی را ناکام بگذاریم + صوت
باید از دشمنان درس گرفت این است که آنها هیچگاه از کار باطل خود خسته نمی شوند. وی افزود: آنها از همان روز اول انقلاب تمام تلاش خود را انجام دادند که رژیم پهلوی را حتی برای نسل انقلاب تطهیر کنند. در جنگ روایت ها نیز این تطهیرکنندگان شروع به تاریخ نگاری، نوشتن کتاب، مصاحبه و گفت وگو و ساخت فیلم و مستند کردند تا به نسلی که هیچ درکی از دوران پیش از انقلاب ندارد اینگونه القا کنند رژیم پهلوی و
بدون تعارف با دختری که در 14 سالگی در بند ساواک گرفتار شد
ویژه برنامه بدون تعارف به مناسبت گرامیداشت ایام مبارک دهه فجر در این قسمت صحبت های خانم رضوانه دباغ را می شنویم که همراه مادرشان در زندان ساواک بود.
9 مدافع حرم زیر یک سقف!
دوباره سوریه، دو ماه آنجا بودند و بعد به شهادت رسیدند. اعزام دومش را به خاطر دارید؟ علی: تاریخش را؟ **: یادتان هست که موقع رفتن چه کار کردند، چی گفتند؟ شما چه کار کردید؟ علی: فقط گفتند من شاید رفتم، دیگر برنگردم و شهید شوم؛ من گفتم چرا، برمی گردی؛ گفت نه احتمالا آنطور که می دانم برنمی گردم، تو حواست به خانواده به مادرت و به خواهرهایت باشد. گفتم باشد؛ پناه به خدا.
روایت نوجوان انقلابی و بدحجابی های خانم معلم/ جایی که قرار بود بروم، رفتم
می گوید: چندین سال از ازدواجمان می گذشت و بچه دار نمی شدیم. نیش زبان و زخم کنایه اطرافیان آزارم می داد. روز و شب کارم شده بود: دعا و توسل و نذر و نیاز. همسرم، متولی تکیه آقاعلی چال سرخه را در خواب دیده بود. ملافرج به او گفته بود: خدا به شما سه فرزند میده. اگر دختر بودن، اسمشان را زینب، سکینه و ام البنین بزار و اگر پسر بودن، مرتضی، مصطفی و مجتبی! صبح دومین روز مردادماه سال
شهیدی که چراغ راه پدر شد
، به پسرم می گویم این مادربزرگت است؛ دست هایتان را بلند کنید و برای من و او دعا کنید که خدا این صبر و طاقت را به من بدهد که بتوانم از او نگهداری کنم. دعا کنید بتوانم نوکری مادرم را بکنم. بعد از حسین این خانه را هم وقف ایتام کردیم. آقایی بود که کارمند بنیاد شهید بود و الان شده کارمند نفقه و خانمش هم وکیل است. گفتم بیا داخل این خانه که برای شهدا است و شما هم برای شهدا کاری بکنید. در صحبت
همرزم من دست قطع شده اش را به سمت کربلا پرتاب کرد!
دریایی مازندران جزو اولین نیرو هایی بودم که وارد این یگان شدم. آیا زمان حضور در جبهه دانش آموز بودید؟ فعالیت انقلابی هم داشتید؟ بله، سال 62 دانش آموز دبیرستان بودم که به جبهه رفتم. برادرم بعد از تشکیل سپاه، پاسدار شد و بعد از ایشان من دومین فرزند خانواده بودم که به جبهه رفتم. قبل از انقلاب وقتی 13 ساله بودم، اعلامیه امام خمینی را پخش می کردم. برادر بزرگم با یک رابط از حوزه
مهرشاد سهیلی بازداشت شد
مشهور شوید. توئیت ها همچنان ادامه داشت ولی من نمی خواندم مطالب را. حجمش بالا بود. بعد مطلب فارس، زنگ زدم سردار یزدی. گفتم چند سال است داریم کار جهادی می کنیم؟ گفت یکی دو سال؛ ولی من در جزئیات کارتان نیستم. راست هم می گفت در جریان جزئیات کار نبود. گفتم الان فارس ما را زده است. فارس دل سپاه است. 4 روز دیگه می گویند 4 میلیاردتومان اختلاس کرده است. گفت چه کنیم؟ گفتم اگر این مطلب را [فارس] پاک کرد که به
ناگفته های امین حیایی از ورود به سینمای هنری | برای بعضی کارها هیچ پولی نگرفته ام
برای فیلم های هنری گذاشته می شود چقدر متفاوت است و چقدر شما در این مدل کارها آرامش بیشتری دارید و احساس امنیت بیشتری در کار خود می کنید. بنابراین تمام انرژی خود را معطوف آن می کنید. با این تفاسیر گویا اتفاق های بدی را در گذشته شاهد بوده اید که اکنون پس از چند تجربه شیرین از آن کارها می گویید؟ باتوجه به صحبت هایی که پیش تر گفتم، شاید تاهمین چند سال پیش، وقتی سر کارهایی می رفتم
از 5 سالگی با نادر ابراهیمی آشنا شدم و عاشق چارلی چاپلین هستم/ غزلیات حافظ را نگه می دارم اما رباعیات ...
مرسوم است، موهایم را سپید کردم، چرا که از سال های نخستین جوانی با انجمن های ادبی سرکار داشتم و یکی از تفریحات سالم من این بود که بنشینم تا جوانان شعر بخوانند و من لذت ببرم. وی با اشاره به زادگاه خود گفت: خانواده ما دوبار در نسل پدر و پدربزرگم تبعید شدند؛ آخرین بار پدربزرگم به خراسان تبعید شد و چون در نیشابور به دنیا آمده ام، خراسانی محسوب می شوم. با این حال، اصلیت من از طرف پدری به غرب
ماجرای سکه های یک ریالی خانه امام
زنگ زدند و مرا احضار کردند ایشان که آشکارا نگران شده بودند فرمودند: حاجیه خانم رفته بیمارستان شما لحظه به لحظه ازحالش به من خبر دهید . گفتم: چشم آقاجان . خانم امام ناراحتی معده داشت. من به بی سیمی که با همراهان خانم امام بود تماس گرفتم و متوجه شدم به بیمارستان شریعتی رفته اند امام واقعاً نگران بودند و درخواست تماس داشتند و لحظه به لحظه گزارش وضعیت همسرشان را پیگیر بودند تماس گرفتم و پس از کسب خبر
رئیس فدراسیون هندبال: انتخاب داوران عراقی برای بازی با عربستان عجیب بود/ روز ما هم نبود
که بعد از فینال مهمترین مسابقه است دیدیم داوران عراقی وارد سالن شدند. همان موقع یک شوک به کل تیم وارد شد و من به عنوان رییس فدراسیون خالی شدم. رییس فدراسیون هندبال در ادامه گفت: مسابقه رده بندی مهم و حساس بود. با وجود سه کوبل خوب، هیچ دلیل برای انتخاب داوران عراقی وجود نداشت. من رئیس فدراسیون، کادر فنی، مربی و بازیکنان همه و همه قبل از شروع مسابقه از این اتفاق تحت تاثیر قرار گرفتیم و
هیچ وقت به خاطر جشنواره و جایزه کار نکرده ام
، اینطور نیست؟ خب خیلی ها این جور چیزها را با زندگی اشتباه گرفته اند. مسابقات برای من اهمیت ندارند و من حین انجام کارم خیلی لذت می برم و این خودش بزرگ ترین موهبت است، شعار هم نیست و خدا را از این جهت شکر می کنم که مشغول انجام کارهایی هستم که همه آنها دوست داشتنی اند و مرتبط با کارهایی هستند که من با تمام وجود دوستشان دارم. کار جدید دیگری از شما هست که باید منتظرش باشیم؟ بله، علاوه بر
با جمشید هاشم پور عاشق سینمای اکشن شدم
/> جنس اکشن فیلم تان شبیه چه فیلمی است؟ مثلا شبیه کارهای چاد استاهلسکی، کارگردان جان ویک است؟ چه جالب که این را گفتید. من 10سال پیش که رفتم آمریکا رفتم پیش استاهلسکی و گفتم که می خواهم با شما تمرین کنم. بله، اکشن فیلم ما خیلی نزدیک به کارهای استاهلسکی است ولی دوباره اینجا بحث بودجه وسط می آید. ولی من خیلی امید دارم که اگر فیلم در این جشنواره و جشنواره های خارجی مورد استقبال قرار بگیرد، شک نکنید در دو سه سال آتی فیلم های 20-10میلیون دلاری کارگردانی می کنم.
درخواست طلاق به خاطر خالکوبی
کرد و گفت: حاج آقا باور کنید من زندگیم را دوست دارم، همسرم را دوست دارم اما شما یک نگاه به صورت و ظاهر او بیندازید. من چطور با این خالکوبی که روی صورت همسرم حک شده و در کوچه و خیابان همه به او نگاه می کنند کنار بیایم؟ مرد جوان ادامه داد: من موقع آشنایی با سمانه جذب اخلاق و رفتار او شدم حدود 3 ماه بعد از این آشنایی به پیشنهاد خواستگاری ام جواب مثبت داد و در کمتر از 8 ماه ازدواج کردیم و
روایتی از جهاد پروفسور انقلابی/ از کشف داروی ضد قارچ تا تولید داروی ضد کرونا
یا دوازده ساله بودم، بله، همین حدود، که توانستم موشکی بسازم که چهار تا پنج متر بالا رفت، آن موقع این کارها به چشم دیگران عجیب می آمد اما خب می گفتند سرگرمی های این بچه خاص است دیگر، ولی من هر روز بیشتر از دیروز در تحقیقاتم جدی می شدم. فارس: از دوران دانشجوییتان برایمان بگویید، ورودتان به دانشگاه همزمان با انقلاب بود؟ پروفسور امین: سال 1356 با ورود به دانشگاه فضای خوبی برایم