سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته های یکی از غواصان عملیات کربلای 4/ بعثی ها از غواص ها کینه شدید داشتند
و خط اول را بشکنند و بعد بچه های یگان دریایی و نیروهای عملیات کننده در خاک عملیات کنند.. چون در عملیات های آبی و خاکی غواصان خط را می شکنند و سپس در منطقه خاکی ادامه عملیات را انجام می دهند. قرار بود که آنها را با قایق در منطقه پیاده و آنها ادامه عملیات را بروند. شب اول قرار بود که خط فاو – بصره یا ام القصر به بصره تصرف شود تا شاهراه ورودی امکانات نظامی به عراق بسته شود و دست ما بیفتد
تقید شهید تورجی زاده به نماز اول وقت
تورجی زاده مؤسس هیئت رزمندگان اسلام مؤسس هیئت رزمندگان اسلام شهید تورجی زاده بود و اولین بار در سال 1364 بعد از میلاد حضرت زهرا (س) در منطقه فاو ایشان هیئت را راه اندازی کرد و شب های دوشنبه برنامه هیئت برگزار می شد. این هیئت ادامه داشت تا اکنون که به برکت شهید تورجی زاده همچنان هیئت رزمندگان اسلام برقرار است. وقتی شهید تورجی زاده در پنجم اردیبهشت ماه سال 1366 به شهادت رسید
گردهمایی هنرمندان برای آتیلا پسیانی؛ صابر ابر: جای آتیلا اصلا خالی نیست!
خاموش نگه داشتن تلفن های همراه تماشاگران حین اجرای نمایش افزود: من هم بچه همان آدم هستم. پس لطفا گوشی هایتان را همزمان با اجرای ما خاموش کنید. بعد از این سخنان، اولین اجرای نمایش جزیره لؤلؤ روی صحنه رفت. در بخش پایانی و بعد از اجرای نمایش، فاطمه نقوی، که خود ایفاگر یکی ازنقش های کار است، با قدردانی از حضور مهمانان گفت: ممنون که در این شب بخصوص کنار ما بودید. مطمئنم آتیلا از حضور ما در این
40 اثر از خراسان رضوی در جشنواره تئاتر رضوان به رقابت می پردازند
رضا عرفانی گفت: از این تعداد 16 تئاتر خیابانی شامل “دو چرخ موازی” به کارگردانی علیرضا ترابی، “ابله” به کارگردانی محمدحسین عرب پور، “نبرد رستم و اشکبوس” به کارگردانی رضا بیابانی، “هشتک بچه شهرستانی ام” به کارگردانی نوید اسدیان، “پارک ممنوع” به کارگردانی احمد غلامی، “تلنگر” به کارگردانی علی رضایی اصل، “رزم کک و رودابه” به کارگردانی درسا نکویی و “آلبوم” به کارگردانی حسن قادری است. وی باقی
استقلال با آقای جنتلمن توافق کرد
ری برای ادامه فصل به دست آورد. مدیران استقلال پس از بازی از برنامه های خود سخن گفتند و در خصوص سرمربی جدید نکاتی را متذکر شدند. احمد شهریاری این بار به صراحت اعلام کرد که استقلال به دنبال سرمربی خارجی خواهد رفت و به زودی جایگزین نکونام معرفی می شود. بختیاری زاده نیز به احتمال زیاد به عنوان دستیار سرمربی جدید در استقلال مشغول به کار می شود. اظهارات جدید فرشید سمیعی که بلافاصله پس از بر
عصر شعر راز نصرالله در کرمان برگزار شد
بعد خواب یهود که خشم حیدری شیعه خشم سوزان ایست قسم به شهد شهادت، ظهور نزدیک است جواب آخر ما در سکانس پایانی است فهیمه مجیدی و جنگ آمد و.... و جنگ آمد و ویرانه ماند و تنها سنگ برای بازی هر روز بچه ها با سنگ برای بازی هر روز با گلوله و خون بیا به کوچه که پیدا کنیم هر جا سنگ کنار خانه ی ویرانه
زیباکلام: دروغ است که می گویند آیت الله هاشمی باعث ادامه جنگ شد /احمدزاده: اعراب نمی توانند با اسرائیل ...
همین که هشت سال با ما جنگ کرد، دوباره یک سال دیگر جنگ دیگر راه انداخت. یعنی اینها انشاءهای ننوشته است. چون ایشان یک مثالی از بنیاد مهاجرین جنگ تحمیلی زدند، اسم آن بعدا بنیاد مهاجرین جنگ تحمیلی شد و من خودم هم جنگ زده بودم آنجا را خوب می شناسم. آبادانی بودیم ولی اگر 500 متر آن طرف تر به دنیا می آمدم باید از عراق ارزاق می گرفتم. ما نون خور استاد هم بودیم. یک شب گری لوئیز، نماینده سازمان
فخر امت
پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند هر دست که دادند از آن دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند یک طایفه را بهر مکافات سرشتند یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند از سوی انتشارات شهید کاظمی تهیه شد آغاز نصرا... انتشارات شهید کاظمی، به مناسبت شهادت سیدحسن نصرا...، دبیرکل حزب ا... لبنان، یک بسته مطالعاتی با عنوان آغاز نصرا... را ارائه داده است
پارتی بازی برادرانه برای جبهه رفتن و شهید شدن!
. همان زمان ایشان چند شب در مورد این وصیتنامه در برنامه ای که در شبکه یک داشت، صحبت کرد. رضا متولد چه سالی بود؟ رضا آخرین بچه خانواده و ته تغاری ما بود. متولد سال 1348، ابوالفضل هم متولد سال 41 بود. هنگام شهادت 21 سال داشت. رضا هم که سال 64 شهید شد، 17- 16 سال داشت. رضا هنگام شهادت مجرد بود، اما ابوالفضل قبل از آخرین اعزام، مادرم برایش خواستگاری رفته بود، ولی قسمت نشد و به شهادت
شب چلّه و خاطرات زردشت بانو از خُبار و شادابخت
آغاز ... شب چلّه بود. رفتم تا شب چلّه پیش زردشت بانو باشم. در یورد خود نشسته بود. بلندی دیوار های سنگی یورد، 2 متری می شد. سقف آن محراب وار با شاخه های باریشیک (1) پوشیده بود. بر دیوار های سنگی یورد، چندین قاب عکس آویخته بود: عکس اسبی سفید، عکس شاهینی زرین و کتیبه ای که تصویر زنی اساطیری بر آن نقش بسته بود و به خط میخی
داستان شنیدنی نی ریز
احمد نامی بود که شب ها می رفتند و با چوب، چراغ نفتی ها را سر میخ آویزان می کردند. این چراغ ها را چراغ دریایی می گفتند و هر 300 متر یکی نصب می شد تا معابر روشن باشد. اذان صبح این ها را جمع می کردند. در شهر آب لوله کشی نبود و محلات شهر آب انبارداشتند. دمِ درِ مسجد جامع کبیر یک آب انبار بود که شیر داشت و به آن برکه شیر می گفتند. یک حمام هم کنار آن بود. پدرم در ماه های رمضان که مناجات می خواند و وقت
افتخار می کنم زادگاهم نی ریز است
خورشیدی در محله امام زاده نی ریز متولد شدم. کنار منزل مرحوم آیت ا... سیدهدایت اله فقیه پدر آیت ا... حاج سید محمد فقیه امام جمعه فقید نی ریز، منزل خانمی بود که مکتبخانه داشت. نام او ملا سکینه بود. من و خواهرم و بیشتر بچه های سادات فقیه همراه بچه های محله به مکتب می رفتیم. یک روز صبح پدرم به دنبالم آمد و گفت: سریع کفشت را بپوش برویم در مدرسه ثبت نامت کنم. به مدرسه رفتیم ثبت نام کردیم و فردا
امنیت نی ریز در دوره قاجار و تأسیس امنیه در نی ریز
شب مهتابی ساعت هشت شب همه شان را زدند و اسلحه شان را بردند. از کشته شدگان احمدِ رحمان از قلعه محمودخان، اسداله خواجه زاده و ایوبی که از تهران بود، فرمانده دسته بود و او هم کشته شد. -آقای احسانی! خود شما را هم دزد زد؟ خاطره ای دارید؟ با بابام که سال 1323 برگشتیم نی ریز سه دفعه ما را لخت کردند. از داراب که حرکت کردیم آمدیم رودبار پل شکسته. یک گردنه ای هست به آن می گفتند می تیز
ماجرای یک انتقام خانوادگی در مصلای امام خمینی(ره)!
بخوانیم. ما برای رسیدن روزی که مردم کشورهای محور مقاومت، دست در دست همدیگر و با دل های شاد در قدس نماز برپا می کنند، لحظه شماری می کنیم. *(عکس، تزیینی است) یک جواب خانوادگی به جنگ روانی دشمن جمعه نصر در حالی از راه رسید که چند شب قبل، نیروهای مسلح قهرمان جمهوری اسلامی ایران با انجام عملیات وعده صادق 2، رژیم جعلی اسرائیل را در چشم جهانیان تحقیر کرده بودند. اینطور بود که
این بسته خبری را بخوانید
، مهدی فخیم زاده، فرهاد قائمیان، مهدی شفیعی، ارمغان بهداروند، آشا محرابی، لیلا بلوکات، احمد معظمی، اتابک نادری، حمید شاه آبادی، مه لقا باقری، محسن سوهانی، مسعود دلخواه، هلیا امامی، کورش سلیمانی، لادن طاهری و جمع دیگری از اهالی فرهنگ و هنر در این مراسم حضور داشتند. ترانه های تب هر شب به جز شنبه ها ساعت 20/30 در سالن ناظرزاده ی تماشاخانه ی ایران شهر روی صحنه می رود. یارا و ماموریت
سخنان با بغض احمد زاده در آخرین روز مسئولیت در استانداری کهگیلویه و بویراحمد/13هزار میلیارد تومان دولت ...
بیاورم اما خواستم به بچه های این استان میدان بدهم. خوب استاندار جدید آمده و ان شاءالله قوی ترها را می آورد. بسیاری از کار ها را ریشه ای انجام دادم و انصاف هم خوب است از این استان می روم اما سردسیری و گرمسیری و ترک و لر دور از شان ما است هر چه در توان داشتم در طول شبانه روز برای این استان کردم. در آتش سوزی خائیز زمان هلی برن نیرو و زمانی که از بالگرد پریدم تا بقیه هم مانند من از
عمران صلاحی به روایت خودش!
بیاورند. من هم شعری نوشتم و آوردم و فیاض وقتی آن را خواند، پرسید این را خودت سروده ای یا از جایی برداشته ای. گفتم خودم گفته ام. دست مرا گرفت و برد به دفتر دبیرستان. رئیس و ناظم و همه دبیران گوش تا گوش نشسته بودند. مرا به آن ها معرفی کرد و شعرم را برایشان خواند. من از خجالت داشتم آب می شدم. روز بعد سر صف مرا بردند پشت میکروفون تا شعرم را برای همه مدرسه بخوانم. شعرم را خواندم. در همه مدرسه معروف شده
تاریخچه اداره تربیت بدنی نی ریز در گفتگو با محمدحسن جلالی
بدنی انتخاب شد. در همان روز ها توانستیم چند نیروی خدماتی دیگر بگیریم و پرسنل مان سر و سامانی گرفت، ضمن این که آقای رضا مسلمان حقیقی نیز به عنوان معاون اداره با ما همکاری می کرد. سال 69 برای گرفتن لیسانس حسابداری به دانشگاه فیروزآباد رفتم و به مدت چهار سال انتقالی به فیرزآباد گرفتم. اما اوایل سال 71 آقای فیض آبادی با من تماس گرفتند و گفتند به همکاری تو نیاز داریم و من دوباره به نی ریز
گربه سیاه پرسپولیس در راه استقلال
مجیدی و استراماچونی هم در بین گزینه های سرمربیگری هستند یا نه، گفت: مشغول مذاکره هستیم؛ گزینه های مختلفی داریم و انشاالله کار را انجام می دهیم. مدیرعامل استقلال درباره احتمال فعالیت سهراب بختیاری زاده به عنوان سرمربی تاکید کرد: در هیئت مدیره مصوب شد که سهراب بختیاری زاده به عنوان دستیار ایرانی در کنار سرمربی خارجی در خدمتش باشیم. سمیعی افزود: همه اعضای مجموعه استقلال از روز اول
بزرگ مردی که تفنگ به او تکیه می کند!
بچه های شهیدشان را شماردند و گفتند هنوز فلانی مانده. پیرمرد ها عصا را کنار گذاشتند و چفیه انداختند و زن ها اشک ریختند برای اینکه به آن ها هم اسلحه بدهند؛ و بچه مدرسه ای ها دست بردند در شناسنامه هایشان و عدد سمت چپ سنشان را یک شماره بالاتر بردند. کسانی که وقتی تفنگ را دوش می انداختند قنداقش روی زمین خط می انداخت. روی بنر ها درون ما ایرانی ها بود. بعدش هم لب هایم کش آمد و هم از درون احساس
آشنایی با مفاخر دهستان هرابرجان: محبوبه یزدانی نویسنده و پژوهشگر روستای ترکان
سر گذاشتم و فرزندانم را به جایی رساندم. و اما خودم، خودم از کجا شروع کنم، از کجا آغاز کنم، بعضی وقت ها با بچه هایم می نشستم و صحبت می کردم. گاهی اوقات می دیدند که می نویسم و شعر می گویم، سبک شعری من سپید بود، به من می گفتند مامان بشین بنویس، گذاشته ای برای کی؟ من هم می گفتم به وقتش، شما بنشینید و درس بخوانید چشم. تا این که یک روز به خودم آمدم و گفتم محبوبه تا کی
قصه آفتاب و قمر؛از نماز نصر ومانور شهادت تا مباهله امام امت
ذاتِ عزاداری شیعه است؛ آنچنانکه امام خامنه ای نیز چند روز پیشتر گفتند؛ ما عزاداریم اما عزای ما به معنی ماتم گرفتن و افسرده شدن و یک گوشه نشستن نیست... عزاداریم اما این عزا ما را به حرکت و پیشرفت و شوق بیشتر به کار وادار می کند. احمد بابایی ادامه می دهد: " گفته بودیم کوکب رعدیم، گفته بودیم یک نفس رعدیم/ شب خون، صبح صادق الوعدیم، چشم در راه صفحه بعدیم/ شب خون رگ رگ شب خون است، صفحه بعد
جمع طهرانی مقدم ها
زاده دکترای اقتصاد و دارنده سه نشان برنز المپیاد جهانی ریاضی در خصوص نظام حکمرانی، سجاد انتشاری دکترای رشته مدیریت منابع آبی و مدیر شرکت دانش بنیان در مورد اهمیت سواحل مکران و توجه به آن به عنوان یکی از پایتختهای اقتصادی ایران سخنرانی کردند. محمد حسن و مادرش از اواسط مراسم آمدند در صندلی کناری ام نشستند؛ شیطنت های محمدحسن ادامه داشت و آوای کودکانه اش با صدای حضرت آقا در هم پیچیده بود
گفت وگو با غلامحسین سالمی، ویِت کُنگ مجله فردوسی درباره جلال، سعید راد، پرسپولیس و خودش!
دوستانم گفت حسین میای بریم خرمشهر؟ گفتم: نه رضا جان. اگر بیایم، می میرم و جنازه ام روی دستت می ماند. گفتم: چند روزه می روی؟ گفت: 15 روز. بعد از یک هفته برگشت. گفتم: چرا زود برگشتی؟ گفت: دیوانه شدم. درست می گفتی. هرجا می رفتم، خرابی می دیدم. می گفتم حسن کجاست؟ می گفتند مرده. حسین کجاست؟ شهید شده . فلانی کجاست؟ رفته آمل. هیچ کس در خرمشهر نبود و تا چشم کار می کرد خرابی بود. خوب شد نیامدی. نرفتم.
معرفی کتاب کاریکلماتور آدم تنها کسی بود که مثل آدم زندگی کرد
کتاب کاریکلماتور آدم تنها کسی بود که مثل آدم زندگی کرد نوشته ی حسین ناژفر با تصویرگری محمد مهدی معارفی و صفحه آرایی و طراح جلد پدرام فرخ نیا توسط انتشارات آفرینندگان در 76 صفحه منتشر شده است. در راهروهای مدرسه روی هر میز کلاس چه رازی هست که وقتی در آن قدم بگذاری ناخود آگاه دستت قلم به دست می گیرد و دوست دارد بهترین کلمه ها را بر روی کاغذ بیاورد. امروز وقتی وارد مدرسه شدم به
در آخرین جشن تولد آتیلا پسیانی چه گذشت؟ آتیلا پسیانی درگذشت
. تولدت مبارک! نوید محمد زاده هم که در چند نمایش با پسیانی همکای داشته است، با صدایی لرزان و با بیان اینکه دچار اضطراب شده است، خطاب به آتیلا پسیانی گفت: برای من حکم پدر داری، رفیق عزیز، برادر بزرگتر، معلم، کسی که در مسیر کار و تمرین هایمان می گفتی از اشتباه های آدم ها تئاتر می سازی. سعی کردم اشتباه های زیادی کنم. در چهار نمایش افتخار همکاری با تو را داشتم و به این دلیل می گویم بچه تئاترم
او با مقاومت به همرزمانش در زندان دوله تو روحیه می داد
گرمایش، تغذیه و بهداشت بود و نیرو های صلیب سرخ نیز بر آن نظارت نداشتند. به گفته بازماندگان آن زندان، از اسرا برای انجام کار هایی که به بیگاری تعبیرمی شود، استفاده می شد. اسرا روز و شب های سختی را در آنجا پشت سر گذاشتند. کمی بعد زندانیان خودشان یک زندان دیگری را در 15 متری آن اصطبل، با سنگ و چوب ساختند که متأسفانه رژیم بعث عراق با بمباران هوایی آن زندان، بیشتر زندانیان را به شهادت رساند.
بندر ماهشهر 1 شهر در جنوب استان خوزستان
قنواتی شیرخان زکی زاده رستمی و... می باشد. همچنین در هنگام حمله عراق به ایران و تصرف و محاصره آبادان و خرمشهر سیل عظیم جمعیت مهاجر شهرهای غربی درگیر جنگ – آبادان و خرمشهر – به سوی بندر ماهشهر جمعیت این شهر را ناگهان زیاد کرد که خیلی از این مهاجرین، بعد از اتمام جنگ نیز در این شهرستان، ماندگار شدند. اکثر بختیاریها یا لر زبانان مهاجر از شهرستان های از کارکنان شرکت نفت از و دیگر