سایر منابع:
سایر خبرها
روایت دیدار با خانواده شهید علی محققی/ وقتی شهید به مدد فرزندش آمد
دارد که بدون دیدن پدر به دنیا خواهد آمد. با همراهان، جویای وضعیت همسر و فرزند شهید شدیم که مادر شهید گفت: نوه ام در روز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در بهشت زهرا سلام الله علیها دچار حادثه افتادن در چاه شد و با توجه به شکستگی که دارد، در حال گذراندن دوره نقاهت است، قصد داشتند که امروز هم بیایند که عروسم تماس گرفت و گفت پسر شهید خوابش برده و دارد استراحت می کند، بعید هست که برسیم. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی وقتی شهید به مدد فرزندش آمد ماجرای افتادن فرزند شهید در چاه البته یک داستان قابل توجه هم دارد؛ ظاهرا به خاطر شلوغی شدید بهشت زهرا سلام ...
موج 75 حماسه و حضور غرورآفرین مردم خرم آباد در خیابان انقلاب شهر
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی ، شهید محمد جباری رنجبر بیست و هفتم تیر 1341، در شهرستان تبریز به دنیا آمد. پدرش اکبر، کارمند دانشگاه بود و مادرش کبرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و ششم اردیبهشت 1361، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. پیکر وی را در گلزار شهدای ملک عباسی، زادگاهش به خاک سپردند. در سالروز شهادت شهید محمد جباری، مرور نامه ای که او از دل سنگر های جبهه برای خانواده اش نوشته، گوشه ای از روحیه آرام و امیدوار رزمندگان دفاع مقدس را نشان می دهد؛ نامه ای ساده که میان گزارش خط مقدم ...
مادر شهید رمضانعلی علم شاهی آسمانی شد
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از قزوین، حاجیه خانم خوشقدم افتخاری، مادر شهید والامقام رمضانعلی علم شاهی از شهدای هشت سال دفاع مقدس، پس از سال ها صبر و استقامت در فراق فرزند شهیدش، دار فانی را وداع گفت و به یاران شهیدش پیوست. شهید رمضانعلی علم شاهی، پانزدهم شهریور 1347 در شهر آوج از توابع شهرستان بوئین زهرا به دنیا آمد. پدرش محمد کارگر بود و مادرش خوش قدم نام داشت. این شهید بزرگوار تا پایان دوره ابتدایی درس خواند و به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سرانجام هجدهم مهر 1366 در منطقه میمک توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به پهلو، دست و پاها به درجه رفیع شهادت نائل آمد. مزار او در ...
موج 75 حماسه و حضور غرورآفرین مردم خرم آباد در خیابان انقلاب شهر
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی ، شهید فرامرز احدیان روشتی پانزدهم آذر 1346، در روستای روشت بزرگ از توابع شهرستان مراغه به دنیا آمد. پدرش حاج آقا کارگری می کرد و مادرش زهرا سلطان نام داشت. او دانش آموز سوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و ششم اردیبهشت 1363، در پیرانشهر، هنگام درگیری با گروه های ضدانقلاب، بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهرستان زادگاهش واقع است. گاهی ساده ترین نوشته ها، عمیق ترین احساسات را در خود دارند. این نامه کوتاه که به دستخط این شهید عزیز برای پدر و مادرش نوشته شده، روایت دلتنگی فرزندی است که در دوری از خانه ...
مهر علوی، عطر فاطمی در قاب عروسی شهدا
.... من جهانی نسبم هست مرا نام جواد آفرین بر پدرم باد که این نام نهاد غم مخور مادر غم دیده خونین جگرم گرمیان من و تو طرح جدایی افتاد چون به رویم در دیدار تو را بست خدا در دیدار خودش را به روی من بگشاد جبهه و جنگ و شهادت به خدا شیرین است میزند تیشه به سر بهر چه آخر فرهاد! در دل من به خدا حسرت دامادی نیست مادرم غصه مخور زین که نگشتم داماد عیش دنیا چه بود عشرت عقبی طلبید شادم از اینکه شدم از قفس تن آزاد بی خود از جرعه می خانه وحدت شده ام پس نگویید جهانی نسب از پا افتاد پانزده سال جدایی عزیزان سخت است شکرلله ...
مهر علوی، عطر فاطمی در قاب عروسی شهدا
او پرسیدم اگر قرار باشد از میان افراد فامیل، سه نفر را نام ببری که احتمال می دهی روزی به شهادت برسند، چه کسانی را می گویی؟ او بی درنگ یکی از آن سه نفر را محمدصالح نام برد. آن روز شاید این سخن تنها یک حدس به نظر می رسید، اما امروز که به زندگی محمدصالح نگاه می کنم، می بینم او از همان زمان نیز نشانه هایی از یک زیست شهیدانه در رفتار و منش خود داشت. محمدصالح جوانی مؤدب، مهربان و عمیقاً پایبند به احترام خانواده بود. همواره به پدر و مادرش احترام می گذاشت و بار ها دستان من و مادرش را می بوسید. این روحیه احترام و ادب تنها محدود به خانه خودمان نبود؛ همان گونه که به ما محبت و تکریم نشان می داد ...
موج 75 حماسه و حضور غرورآفرین مردم خرم آباد در خیابان انقلاب شهر
. دل کندن از فرزند برایم آسان نبود. هر بار که از رفتن حرف می زد، مخالفت می کردم و می گفتم: پسرم، هنوز زود است. صبر کن. اگر بروی، من تنها می مانم. غلامرضا با آرامش خاصی جواب می داد و می گفت: مادر، مرگ حق است. همه ی ما بالاخره یک روز از این دنیا می رویم. چه بهتر که انسان در راه خدا از دنیا برود. اصرارهایش هر روز بیشتر می شد. آن قدر با یقین و ایمان حرف می زد که گاهی خودم هم در برابر اراده اش چیزی برای گفتن نداشتم. سرانجام با همان شوقی که سال ها در دل داشت، راهی جبهه شد. و سرانجام همان شد که همیشه آرزو می کرد... غلامرضای من در راه خدا به شهادت رسید. حالا هر وقت به گذشته فکر می کنم، آن روزی را به یاد می آورم که در راه صحرا کنارم قدم می زد و درباره ی مرگ و زندگی سؤال می کرد. آن زمان شاید عمق حرف هایش را درست درک نکرده بودم، اما امروز می فهمم که دل او از همان کودکی جای دیگری بود؛ دلی که سرانجام به آرزویش رسید. انتهای پیام/ ...
موج 75 حماسه و حضور غرورآفرین مردم خرم آباد در خیابان انقلاب شهر
سکته کردم؛ مثلا این جوری بود که من برای سکته ام بیمارستان نرفتم ولی آقا رفت. این کج بودن دهانم هم به خاطر همان است. سکته است دیگر، باید یک نشانی از خودش باقی بگذارد و بعد شرش را بکَند. هفت بار عمل کردم. الان موقع راه رفتن، چادرم مدام از سرم می افتد. رفتم پرسیدم آقا! این اتفاق برای ما می افتد، از نظر شرعی اشکالی ندارد؟ گفتند مانتو و باقی پوششت درست باشد، مشکلی ندارد. با سلام وصلوات کم کم بهتر شدم و به جایش گوسفند گرفتم برای آقا نذر ابوالفضل کردم و هی دخیل بستم به امام رضا (ع) که بالاخره بهتر شدم. سلطان خسروی، پدر شهید، در نزدیک به نودسالگی، حافظه ای دارد درست ودرمان که الحق موقع حرف زدن ...
مهر علوی، عطر فاطمی در قاب عروسی شهدا
کندن برایم سخت بود علیرضا محکم مرا در آغوش گرفت و بعد راهی شد همان لحظه در دل حس کردم که این آخرین باری است که او را در آغوش می گیرم. آخرین تماس شب قبل از شهادتش دیگر آرام و قرار نداشتم صبح که برای نماز بیدار شدم هرچه تلاش کردم نتوانستم دوباره بخوابم بی قرار و دل آشوب بودم تا اینکه نزدیک اذان ظهر تلفنم زنگ خورد و دیدم علیر ضاست با همان زنگ اول سریع جواب دادم ، گفت: سلام مادر جان زنگ زدم که دلت آرام شود خیالت راحت من خوبم. . اما در همان لحظه صدای انفجار از پشت خط می آمد نگران شدم و گفتم: مادرجان، تو کجایی؟ گفت: مادر، خیلی گرسنه و تشنه ام. بهش گفتم: مادر، برایت خرما ...
صبر زینبی؛ هدیه ای الهی که همراه با مصیبت عزیزان نصیب خانواده شهید شد
های خانه یاری رسان بودند. چهار شهید یک خانواده در کلام مادر خانم عصمت باقری، مادر شهیده تعریف می کند: آقا مهدی وقتی آمد خواستگاری، گفت من تازه رفتم سر کار، فقط یک ماشین دارم، حقوقم کم است. من گفتم اگر خدا بخواهد خودش درست می کند. بعد به خود مهدی گفتم پول برای ما مهم نیست؛ مهم شناخت اخلاق پدر و مادرش بود که انسان های کم توقع و خوبی بودند و ما از قدیم همسایه دیوار به دیوار بودیم. سال 1384 با دختر من ازدواج کرد. زندگی خیلی خوبی داشتند. دخترم به آقا مهدی و بچه ها به پدر و مادرشان به شدت وابسته بودند. بعد از شهادت فهمیدیم که داماد من سردار بود، ولی خودش هیچ وقت به ...
با زهراسادات موسوی؛ از بازی در مسجد کمیل تا تشییع روی دست نمازگزاران
راهپیمایی هم حتما باید پرچم ایران دستش می گرفت. اگر شهید بشوم می توانم هرچقدر دلم خواست شیرکاکائو بخورم؟ این روزها نفس کشیدن در خانه ی بدون زهرا سخت است؛ خیلی سخت. بابای زهرا اما خودش را مجبور کرده، آرام آرام به سرمای آن خانه عادت کند. مادر اما اگرچه پس از تماشای زهرا در معراج و بی قراری بسیار، آرامتر شده، اما هنوز به خانه ی بدون زهرا و مریمش پا نگذاشته است. مامان حالا بیشتر مراقب مریم سادات در بیمارستان است و بابا هر روز برای زهراسادات در قطعه 42 گلزار شهدا گل می آورد و می نشیند چند ساعت دلِ سیر با او حرف می زند و برایش قصه می خواند. بابا این روزها ...
پیام مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و مقاومت استان خراسان جنوبی به مناسبت 27 اردیبهشت روز ملی ...
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از بیرجند، سرهنگ پاسدار غلامرضا فلاحی مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و مقاومت استان خراسان جنوبی در پیامی، 27 اردیبهشت روز ملی روابط عمومی و ارتباطات را به فعالان این عرصه تبریک گفت. متن پیام بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم مدیران و سربازان خط مقدم اطلاع رسانی، فعالان ارجمند روابط عمومی و ارتباطات. سلام و صلوات خدا بر شما باد. 27 اردیبهشت ماه، روز ملی روابط عمومی و ارتباطات، فرصتی است گران بها برای قدردانی از جایگاه رفیع و نقش حیاتی کسانی که در عرصه اطلاع رسانی و مدیریت ارتباطات، پیام آوران حقیقت ...
سیره سیاسی امام جواد(علیه السلام) ادامه خط مبارزه اهل بیت(علیهم السلام) با طاغوت بود/ طاغوت ستیزی اصل ...
به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، آیت الله سید احمد علم الهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی، در مراسم ظهر شهادت حضرت امام جوادالائمه(علیه السلام) که در حرم مطهر رضوی با حضور زائران و مجاوران این آستان مقدس برگزار شد، اظهار کرد: سالروز شهادت جان گداز میوه دل امام هشتم(علیه السلام)، حضرت جوادالائمه(علیه السلام)، فرصتی است تا شیعیان در جوار مضجع نورانی حضرت رضا(علیه السلام) عزای فرزند جوان و شهید آن امام همام را اقامه کنند و اشک ماتم خود را در سوگ این امام مظلوم نثار خاندان عصمت و طهارت نمایند؛ به امید آنکه در این روز و شب، عنایت خاصی از سوی امام رضا(علیه السلام) و فرزند بزرگوارشان ...
مهر علوی، عطر فاطمی در قاب عروسی شهدا
...> چهل روز که از آن واقعه گذشت، دوباره به تهران رفتم. دلم می خواست به خانه محمدصالح سر بزنم؛ به جایی که رد زندگی و خاطراتش هنوز در گوشه وکنار آن جاری بود. وقتی وارد اتاقش شدم، نگاه من بی اختیار به میز کارش افتاد؛ میزی که سال ها محل تلاش، مطالعه و برنامه نویسی او بود. بر روی آن، برگه ای دیدم که دست خط خودش بر آن نقش بسته بود. با خواندن آن جمله، قلبم لرزید؛ نوشته بود: تمام لذت عمرم همین است که مولایم امیرالمؤمنین است. آن جمله کوتاه، اما پرمعنا، پرده از دلبستگی عمیق محمدصالح به حضرت علی (ع) برمی داشت؛ عشقی که در زندگی اش جاری بود و در باورهایش ریشه داشت. شاید همین ارادت صادقانه بود که تقدیر را چنین رقم زد؛ تا شهادتش با شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، شب ضربت خوردن امیرالمؤمنین (ع)، مقارن شود. گویی دل عاشق او نیز در همان شب های قدر، به مولایش نزدیک تر شد و سرانجام در همان مسیر نورانی، به آرامش ابدی رسید. انتهای پیام/ ...
شهادت عزت و افتخار ابدی است
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی عصرهامون ، شهید علیرضا غلامی متولد 1339 در شهرستان زابل در تاریخ 12 بهمن ماه سال 65 در شلمچه بر اثر جراحات وارده به شهادت رسید پیکر پاک این شهید بزرگوار در گلزار شهدای زابل آرام گرفته است. این شهید در وصیت نامه خود نوشته است؛ بسم الله الرحمن الرحیم اشهدان لا اله الا الله اشهد انَّ محمداً رسول الله اشهد انَّ علیاً ولی الله ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست اولاً سلام به محضر مبارک بقیۀ الله الاعظم مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سلام بر اسطوره ایثار و مقاومت و ایمان حضرت امام امت رادمردی ...
روایتی از سفر هیأت قرآنی به دیار لاله های پرپر
، دانش آموز پایه چهارم مدرسه شجره طیبه بود. مادر زهرا از مأنوس بودن عجیب او با خاله اش و بیدار شدن های گاه به گاه برای نماز شب در روزهای نزدیک به شهادت گفت. پدر زهرا با یادآوری لحظات پر اضطراب پس از بمباران مدرسه و جست وجوی پیکرهای متلاشی شده، از پیدا کردن بخشی از پیکر زهرا با نشانه ای چون گوشواره قلبی اش سخن گفت و این صحنه ها را به صبر حضرت زینب (س) در واقعه کربلا تشبیه کرد. محمد، پسر کوچک خانواده که مجروح این حادثه بود، با سکوتی بغض آلود به روایت ها گوش می داد. حضور در مدرسه شجره طیبه و گلزار شهدا ساعتی پیش از اذان مغرب، نمایندگان جامعه قرآنی در محل شهادت ...
حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) چگونه ازدواج کردند؟
حضرت فاطمه زهرا (س) دختر پیغمبر اکرم (ص) و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و کمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می برد و به عالی ترین کمالات انسانی آراسته بود. پیش از حضرت علی علیه السلام افرادی مانند ابوبکر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر(ص) اعلام کرده بودند و هر دو از پیامبر(ص) یک پاسخ شنیده بودند و آن این که درباره ازدواج حضرت زهرا (س) منتظر وحی الهی است. هنگامی که حضرت علی علیه السلام برای خواستگاری فاطمه علیه السلام رفت، پیامبر در خانه ام سلمه بود. حضرت علی علیه السلام در ...
نامش را آیت الله بهجت انتخاب کرده بود
به شهادت رسید. از زمانی که پسرم وارد بسیج (کانون میثم تمار) و متعاقب آن وارد سپاه شد، حسن اخلاقی که از قبل داشت تقویت شد. ایشان خطی را در زندگی اش دنبال می کرد و تا پایان عمر هم همان راه را رفت؛ اول اینکه در خط رهبری بود و بسیار به مقام معظم رهبری علاقه و اعتقاد داشت. سه روز پس از شهادت ایشان هم شهید شد و به رهبر و مقتدایش پیوست. دوم اینکه بسیار مؤدب بود و حسن خلق داشت. نه تنها در برابر پدر و مادر و خانواده، بلکه در برابر دیگران هم ادب را بسیار رعایت می کرد. سوم تعلق خاطری نسبت به مال دنیا نداشت. اولین حقوقی که از سپاه گرفت را به موکب امام حسن علیه السلام داد تا برای خرید غذا و توزیع آن استفاده ...
مهر علوی، عطر فاطمی در قاب عروسی شهدا
سوار کنم. موقع رفتن، موتور یک کمی لرزش داشت. مادرش گفت قلقلکش بده. من این کار را کردم. همایون می خندید. وقتی بیشتر می زدم، بیشتر می خندید. پسر خوش خنده ای بود. همیشه با هم خوش بودیم. تمام وقت مرخصی ام را می گذاشتم برای همایون. همایون کلاس اول بود، همان کلاس اول به شهادت رسید آقای زینلی از نحوه شهادت فرزندش میگوید: صبح آن روز من روی سکو های حفاری پارس جنوبی در دریا مشغول کار بودم. داشتم کار می کردم که خبر رسید بیت رهبری مورد حمله قرار گرفته است. خیلی هم طول نکشید که دوستانم به من گفتند میناب و مدرسه شجره طیبه را زدند. رفتم و زنگ زدم به همسرم. در محیط مدرسه بود و داشت گریه می ...
دیداری با عطر شهدا؛ تولد دختر شهید کبیری در مهمانی پدر آسمانی+ عکس
.... همه می دانند که شهدا زنده هستند و این دیدار و این هدایا، بدون شک با نگاه رضایت شهید کبیری همراه بود. گویا خودش این جمع را برای تولد دخترش ترتیب داده بود. جمعی از اصحاب رسانه استان قم و تعدادی از مسئولان استانی و لشکری، مهمان همان خانه ای شدند که حال و هوای شهدایی و معنویت دارد. خانه سردار شهید عباس کبیری؛ جایی که صبر و رضایت و نجواهای دعا، دیوار به دیوار اشک شوق نشسته است. دیدار کردند و گفتند و شنیدند؛ اما حرف اصلی را دل می زد، نه زبان. نگاه پرمهر پدر همسر شهید که چون کوه استوار است، سکوتِ پر از حرف مادر که اشک هایش را پشت لبخندی زینبی پنهان می کرد، آرامش و صبوری ...
18 سال خدمت، 40 روز جنگ و یک سیلی مادرانه
منطقه عملیاتی 4 استان اصفهان، یکی از همین انسان هاست. بیش از 18 سال است که هر روز آماده است برای هر نوع امدادرسانی؛ از گیر کردن دست در چرخ گوشت تا سقوط در چاه، از حضور در صحنه تصادفات رانندگی تا بمباران، اما جنگ رمضان برای او مثل هیچ حادثه ای نبود. نه به خاطر حجم کار، بلکه به خاطر مادرانی که سراغ فرزندشان می آمدند و تو نمی دانستی به آن ها چه بگویی. این روایت اوست؛ از سیلی مادر، از پیکر جوان بیست ودوساله، از مادری که التماس می کرد یک تکه از پیکر پسرش را ببیند و از کابوس هایی که هنوز شب ها بیدارش می کند. آتش نشانی شغل نیست، عشق است مجتبی فلاحی با بیش از 18 سال ...
میناب هم دختر گوشواره قلبی داشت
خاطرات شب و روز حادثه گفتند. پدر، خیلی بی تاب بود. خصوصاً موقع تلاوت محمدحسین عظیمی، اشک امانش نمی داد. گفت: آرزویم این بود که ماکان روزی از قاریان ممتاز شود. مادر هم از شب قبل از شهادت گفت که ماکان آمد و گفت که امشب من را محکم بغل کن! ماکان علاقه خاصی به حضور در برنامه های مسجد محل خصوصاً در ماه مبارک رمضان داشت. پدر شهیده ای که هشت ماه در وضعیت کما قرار دارد این دیدار، متفاوت از سایر دیدارها بود. با خانواده شهیدی مواجه شدیم که پدر، شش ماه پیش از شهادت دخترش به علت تصادف به کما رفته و این وضعیت کماکان ادامه دارد. شهیده خدیجه درویشی، دانش آموز کلاس چهارم مدرسه ...
مادر از من دل می کَنی؟
ادامه می دهد: وقتی می رفت، هنوز جنگ نشده بود. 15 اسفند سالگرد پدرش بود و با هم رفتیم مسجدی را رزرو کنیم. محمدرضا گفت مادر من می روم، اما 5 روزه برمی گردم. وقتی جنگ شروع شد، زنگ زد و گفت مسجد را کنسل کن، من نباید سنگر را رها کنم. ساداتی با بغضی که در پس لبخندی صبورانه پنهان شده، با صدایی لرزان می گوید: دو روز بعد دوباره تماس گرفت و گفت: مادر، از من دل می کنی؟ من دیگر نمی توانم بیایم . دقیقاً دو روز پس از آن تماس، در 13 اسفندماه به شهادت رسید. او با اشاره به لحظه ای که خبر شهادت جوان رعنایش را به او دادند، می افزاید: مشغول تماشای مراسم تشییع پیکر مطهر شهدای میناب بودم و برای ...
حمایت از محرومان و جلوگیری از گران فروشی در شراط کنونی ضرورت دارد
بیان اینکه یکی از مصائب شیعیان، شهادت مظلومانه امام جواد (ع) است، خاطرنشان کرد: آن حضرت در اوج جوانی و در خانه خود، به دست همسرش و با نوشاندن زهر به شهادت رسیدند و همانند جد بزرگوارشان سیدالشهدا امام حسین علیه السلام، با لب تشنه به لقاءالله پیوستند. باید مراقب فتنه انگیزان و وحدت شکنان باشیم امام جمعه چابهار همچنین نسبت به فتنه انگیزی برخی افراد هشدار داد و گفت: باید مراقب کسانی باشیم که به دنبال تفرقه افکنی، وحدت شکنی و دور کردن مردم از حضور در میدان هستند؛ چه از طریق مسائل اقتصادی، چه سیاسی و چه هر ابزار دیگری. وی در پایان تأکید کرد: در شرایط کنونی، دو موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ نخست، حفظ وحدت مردم و دوم، توجه به اولویت ها. امروز مهم ترین اولویت مردم، معیشت و زندگی روزمره آنان است و باید همه تلاش ها در این مسیر متمرکز شود. ...
ردپای خون و ایثار در نبردی 40 روزه
از این واقعیت تلخ و زیبا است، آن ها که روزهای سیاه جنگ، شاهد صحنه هایی بودند که حتی تصور آن ها نیز دردناک است، با وقار یک قهرمان، داستان ایستادگی خود را روایت می کنند، داستان مردمانی که در دل آتش، گل امید را پرورش دادند و در میان خون و اشک، نماد مقاومت و مهربانی شدند. روایت هایی از تجربه درد با گوشت و خون در روزهای سیاه جنگ / تفاوت جنگ 12 روزه و جنگ چهل روزه؛ از پشتیبانی تا خط مقدم ایثار مرتضی قارایی، جوانی که اکنون 33 سال دارد، از سال 1384 در جمعیت هلال احمر فعالیت خود را آغاز کرد، از سال 1389 در پایگاه جاده ای کوهپایه مشغول خدمت بود و امروز جزو نیروهای تیم واکنش سریع ...
موج 75 حماسه و حضور غرورآفرین مردم خرم آباد در خیابان انقلاب شهر
برنامه هایی نظیر توانمندسازی، مهارت آموزی و افزایش برنامه های اردویی را خواستار شد و افزود: امروز بخش عمده مشکلات جامعه ایثارگری، توجه ویژه به اختلالات روحی و روانی و افسردگی فرزندان باید باشد. این مقام مسئول در پایان با روایت خاطره ای از یک شهید گفت: آن شهید بزرگوار صورت خود را به کف پای مادر می چسباند و می بوسید، مادرش از خدا خواسته بود فرزند صالح و شهادت نصیبش شود، این شهدا ذخیره های گرانبهایی هستند که سلامت اجتماعی و زیست مؤمنانه داشتند. امیدوارم این جمع شایسته در تربیت نسل آینده کشور موفق باشند. گفتنی است: این نشست همچنین با حضور دکتر فیاض نماینده مردم شهرستان های ...
از خیابان جمهوری تا بن بست سادگی؛ روایت یک دیدار باورنکردنی
. می گفتم مادر جان چرا دست خالی برگشتی؟! و می گفت یک نفر پول نداشت نان بخرد و من پولم را به او دادم . 12 سالگی که وارد بسیج شده بود خواب دیده بود که از خیمه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها محافظت می کند،مادرش می گوید از همان 10 - 12 سالگی نماز شبش ترک نمی شد. از خوبی های پسرش می گوید و می گوید و می گوید تا به این جمله می رسد: با سر همیشه می گفت ما در دعا کن شهید شوم؛ من هم می گفتم دعا می کنم هر وقت که عمرت تمام شد شهید شوی... فکر نمی کردم به این زودی ها به آرزویش برسد. کاش 10 تا پسر داشتم فدای رهبر و مکتبم می کردم. ماها فقط این جملات را می شنویم، ولی بعید می دانم عمق آن را ...
مسئولان اجرایی و دولتی بر قیمت اجناس کنترل داشته باشند
به گزارش خبرگزاری ایمنا از اصفهان، حجت الاسلام اسماعیل شاه محمدی ظهر امروز _ جمعه بیست وپنجم اردیبهشت_ در خطبه های نماز جمعه چادگان ضمن تسلیت شهادت امام جواد (ع) اظهار کرد: در ایام شهادت امیرکبیر زمان، شهید رئیسی قرار داریم که تسلیت عرض می کنم و برای تمامی شهدا و به طور خاص شهدای جنگ رمضان و دشت مهیار که سه تن از آنان افتخار شهرستان چادگان و متعلق به این آب و خاک هستند. وی افزود: از دست اندرکاران مراسم چهلم شهدای دشت مهیار کمال تشکر را داریم، مسئولان ما که تکلیف خود می دانستند که نسبت به سهم فرهنگی خود برای دین، فرهنگ و انقلاب هزینه کنند که بهترین مورد شهدای عزیز ما و مراسم آنان ...
آقای فرهادی واکنش نشان دادن بلدی؟/خدا قوت پهلوان! شیر مادر و نان پدر حلالت!
کنکوری ها و روزگار جوانی و بدون شرح و ... نمونه های موفق قلم او در فیلمنامه نویسی سریال ها بودند. بعد هم با درباره الی بلیطش برنده شد و قرص نقره ای برلین را به دست آورد. بعد هم که جدایی نادر از سیمین آمد و برادرمان بارش را با جشنواره های خارجی و محافل هنری آن طرف بست. آقای فرهادی، واکنش نشان دادن بلدی؟ ایرانی هستی؟ خون بچه های بی گناه میناب وجدانت را به درد نمی آورد؟ ببخشید! یادمان نبود جشنواره های هنری جای اظهارنظرهای سیاسی نیست! و یادمان نبود استانداردهای کارفرمایان غربی شما (همان اعطاکنندگان گرین کارت ها) دوگانه اند؛ اگر علیه ایران حرف بزنید، می شوید هنرمند در بند تحجر و تنگ نظری دینی و اگر به نفع ایران حرف بزنید، می شوید جیره خواران جمهوری اسلامی و افراد جزم اندیش و بینادگرای سنتی و عقب مانده! خداقوت پهلوان! شیر مادر و نان پدر حلال! یک ایران به شما افتخار می کند! باز هم از خارجی هایی که ما را می کشند برایمان اسکار و خرس نقره ای و شیر طلایی بگیر! ...
نوحه و مداحی شهادت امام جواد (ع) 1405 با بهترین کیفیت برای دانلود
داره آه بارون چشمی که ابر بهاره میسوزه بال و پرش وقتی که هلهله ها رو میبینه میخونه با نَفَسش روضه پهلو و بازو و سینه **** تو خونه محرم نداره دلش شده پاره پاره روزای آخر به یاد عمه محمل سواره آه بخدا گردنمون زیر دِینه آه وقتی که دل تو بین الحرمینه آه شب شبه گفتن ذکر حسینه تو روضه ارباب چشامون مدیون اشک همیشه با ذکر یا زینب دوباره دلها محرمی میشه شهادت امام جواد مداحی مداحی شهادت امام جواد مقدم؛ ای امید دل نا امیدان https://setare. ...